از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(سیقول الذین اشرکوا لو شاء الله ما اشرکنا و لا اباؤنا و لا حرمنامن شی ء کذلک کذب الذین من قبلهم حتی ذاقوا باسنا قل هل عندکم من علم فتخرجوه لنا ان تتبعون الا الظن و ان انتم الا تخرصون ):(بزودی کسانی که شرک ورزیدند خواهند گفت ، اگر خدا می خواست نه ما و نه پدرانمان شرک نمی ورزیدیم و نه چیزی را حرام می کردیم ،اینچنین کسانی که قبل از ایشان بودند نیز تکذیب نمودند تا عذاب ما را چشیدند، بگو: آیا پیش شما علمی هست ؟ پس اگر هست آنرا آورده و به ما نشان دهید، شما جز گمان ، از چیزی پیروی نمی کنید و جز این نیست که شما تخمین می زنید)، احتجاجی است که مشرکان یا کفار بر کفر و تحریم حلالها نموده اند و می گویند: شرک ما و پدران ماو همچنین حرام کردن حلائل خدا همه به تأیید الهی بوده است و اگر خدانمی خواست ما چنین نمی کردیم و این حرف به معنای اذن دادن خداوند درشرک و تحریم حلائل است ،در حالیکه این حجت از دادن این نتیجه که آنهامی خواهند عاجز است و حداکثر نتیجه ای که این حجت آنها دارد، این است که چون خداوند ترک شرک را از ایشان نخواسته ، لذا ایشان را مضطر و مجبور به ترک شرک نکرده است ،اما نمی توانند قدرت و اختیار بر شرک یا ترک شرک راانکار کنند،پس حجت بالغه تنها از آن خداست و حجت اینها جز پیروی از گمان و تخمین پایه و اساسی ندارد و اینها اولین کسانی نبوده اند که چنین حجتی آورده اند، بلکه کسانی که قبل از ایشان بوده اند نیز چنین برهانی آورده اند و به همین جهت به عذاب الهی مبتلا گشته اند و در آخر دوباره می فرماید: اگر برای اثبات مدعای خود علم و برهان محکمی دارید، بیاورید،اما همچنانکه خداوندفرموده ، سخنان و ادعاهای آنها تنها بر اساس گمان وتخمین است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 661
(آیه 148)- فرار از مسؤولیت به بهانه «جبر»! به دنبال سخنانى که از مشرکان در آیات سابق گذشت، در این آیه اشاره به پاره‏اى از استدلالات واهى و پاسخ آن شده است، نخست مى‏گوید: «به زودى مشرکان (در پاسخ ایرادات تو در زمینه شرک و تحریم روزیهاى حلال) چنین مى‏گویند که اگر خداوند مى‏خواست نه ما مشرک مى‏شدیم و نه نیاکان ما بت‏پرست بودند، و نه چیزى را تحریم مى‏کردیم»، پس آنچه ما کرده‏ایم و مى‏گوییم همه خواست اوست (سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَکْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَیْ‏ءٍ).
مشرکان مانند بسیارى از گناهکاران مى‏خواستند با استتار تحت عنوان جبر از مسؤولیت خلافکاریهاى خود فرار کنند. در حقیقت آنها مدعى بوده‏اند سکوت خدا در برابر بت‏پرستى و تحریم پاره‏اى از حیوانات، دلیل بر رضایت اوست زیرا اگر راضى نبود مى‏بایست به نوعى ما را از این کار بازدارد.
اما قرآن در پاسخ آنها به طرز قاطعى بحث کرده، نخست مى‏گوید: تنها اینها نیستند که چنین دروغهایى را بر خدا مى‏بندند «بلکه جمعى از اقوام گذشته نیز همین دروغها را مى‏گفتند ولى سر انجام گرفتار عواقب سوء اعمالشان شدند و طعم مجازات ما را چشیدند» (کَذلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا).
آنها در حقیقت با این گفته‏هاى خود، هم دروغ مى‏گفتند و هم انبیاء را تکذیب مى‏کردند، اگر او به این اعمال راضى بود چگونه پیامبران خود را براى دعوت به توحید مى‏فرستاد، اصولا دعوت انبیاء خود مهمترین دلیل براى آزادى اراده و اختیار انسان است.
سپس مى‏گوید: «به آنها بگو: آیا راستى دلیل قطعى و مسلّمى بر این ادعا دارید اگر دارید چرا نشان نمى‏دهید» (قُلْ هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا).
و سر انجام اضافه مى‏کند که «شما بطور قطع هیچ دلیلى بر این ادعاها ندارید، تنها از پندارها و خیالات خام پیروى مى‏کنید» (إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا تَخْرُصُونَ). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
(سیقول الذین أشرکوا) إخبار بما سوف یقولونه ، و لما قالوه قال (و قال الذین أشرکوا لو شاء الله ما عبدنا من دونه من شی ء) یعنون بکفرهم و تمردهم . أن شرکهم و شرک آبائهم ، و تحریمهم ما أحل الله ، بمشیئة الله و إرادته . و لو لا مشیئته لم یکن شی ء من ذلک ،کمذهب المجبرة بعینه (کذلک کذب الذین من قبلهم ) أی جاءوا بالتکذیب المطلق ، لأن الله عز و جل رکب فی العقول و أنزل فی الکتب مادل علی غناه و براءته من مشیئة القبائح و إرادتها ، و الرسل أخبروا بذلک . فمن علق وجود القبائح من الکفر و المعاصی بمشیئة الله و إرادته فقد کذب التکذیب کله ، و هو تکذیب الله و کتبه و رسله ، و نبذ أدلة العقل و السمع وراء ظهره (حتی ذاقوا بأسنا) حتی أنزلنا علیهم العذاب بتکذیبهم (قل هل عندکم من علم ) من أمر معلوم یصح الاحتجاج به فیما قلتم (فتخرجوه لنا) و هذا من التهکم ، و الشهادة بأن مثل قولهم محال أن یکون له حجة (إن تتبعون إلا الظن ) فی قولکم هذا (و إن أنتم إلا تخرصون ) تقدرون أن الأمر کما تزعمون أو تکذبون . و قرئ (کذلک کذب الذین من قبلهم ) بالتخفیف [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
در این آیه یک خبر غیبى از آینده مطرح است که مشرکان چه خواهند گفت، «سیقول الّذین اشرکوا» آن آینده به وقوع پیوست و آنچه پیشگویى شده بود آنان گفتند. «و قال الّذین اشرکوا» <503> این بهانه که «اگر خدامى‏خواست، ما و پدرانمان مشرک نمى‏شدیم» بارها توسّط مشرکان مطرح شده است، چنانکه در آیه 35 سوره‏ى نحل و آیه 20 سوره زخرف نیز آمده است. سؤال: این آیه سخن مشرکان را نقل مى‏کند که اگر خدا از شرک ما راضى نیست، چرا ما را از آن باز نمى‏دارد؟ پس شرک ما مورد رضاى خداست! پاسخ: انجام هر کار از هر کسى، از مَدار قدرت خداوند بیرون نیست، لکن اراده و مشیّت خداوند آن است که انسان راه خود را آزادانه انتخاب کند. دولت که آب و برق و گاز را به منزل ما مى‏آورد، این امکانات، دلیل راضى بودن دولت به سوءاستفاده ما نیست. خداوند به انسان عقل و وحى عطا کرده و راه حقّ و باطل را به او نشان داده و او را در انتخاب آزاد گذاشته، ولى اراده و اختیار، نشانه‏ى راضى بودن او به خلاف ما نیست. خداوند، خواهان ایمان اختیارى مردم است نه اجبار آنان به ایمان آوردن. در قرآن بارها آمده است که: اگر خدا مى‏خواست، همه را هدایت مى‏کرد و پیامبر هم حقّ اکراه و اجبار مردم به ایمان را ندارد. 1- رهبران و اندیشمندان دینى باید خود را براى پاسخگویى به شبهات و بهانه‏جویى‏هاى آینده آماده کنند. «سیقول» 2- فرستادن انبیا و کتب آسمانى براى آنست که مردم با آزادى و اختیار، موحد شوند. پس منطق مشرکین (که اگر خدا مى‏خواست با قهر و قدرت مانع شرک ما مى‏شد) غلط است. «لوشاءاللَّه ما اشرکنا» 3- بدتر از گناه، توجیه آن است. مشرکان، شرک خود را توجیه کرده و آن را مشیّت الهى مى‏دانستند. «لوشاءاللَّه ما اشرکنا» (جبرگرایى، بهانه‏اى است براى فرار از مسئولیّت) 4- مشرکین، انحراف خود را با تاریخ نیاکان خود توجیه مى‏کردند. «لو شاء اللَّه ما اشرکنا و لاآباؤنا» 5 - عقیده به جبر، از توجیهات بى‏اساس منحرفان است. «لو شاء اللَّه ما اشرکنا» شیطان هم که رهبر منحرفان است، گمراهى خود را به خدا نسبت داد و چنین گفت: «ربّ بما أغویتَنى» <504> 6- مخالفان، همواره با اهرم جبر، به تکذیب پیامبران پرداخته‏اند. «کذلک کذّب الّذین من قبلهم» 7- قرآن از مخالفان هم تقاضاى حجّت و دلیل مى‏کند. «قل هل عندکم من علم» 8 - آنان که به بهانه‏ى سرنوشت، از مسئولیّت مى‏گریزند، منتظر چشیدن قهر خدا باشند. «ذاقوا بأسنا» 9- طرفداران جبر، منطق ندارند و در پى خیالاتند. «ان تتّبعون الاّ الظن» 10- اگر به جاى علم و یقین، در پى ظن و گمان باشیم، گمراه خواهیم شد. «ان انتم الاّ تخرصون» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 148)- فرار از مسؤولیت به بهانه «جبر»! به دنبال سخنانى که از مشرکان در آیات سابق گذشت، در این آیه اشاره به پاره‏اى از استدلالات واهى و پاسخ آن شده است، نخست مى‏گوید: «به زودى مشرکان (در پاسخ ایرادات تو در زمینه شرک و تحریم روزیهاى حلال) چنین مى‏گویند که اگر خداوند مى‏خواست نه ما مشرک مى‏شدیم و نه نیاکان ما بت‏پرست بودند، و نه چیزى را تحریم مى‏کردیم»، پس آنچه ما کرده‏ایم و مى‏گوییم همه خواست اوست (سَیَقُولُ الَّذِینَ أَشْرَکُوا لَوْ شاءَ اللَّهُ ما أَشْرَکْنا وَ لا آباؤُنا وَ لا حَرَّمْنا مِنْ شَیْ‏ءٍ).

مشرکان مانند بسیارى از گناهکاران مى‏خواستند با استتار تحت عنوان جبر از مسؤولیت خلافکاریهاى خود فرار کنند. در حقیقت آنها مدعى بوده‏اند سکوت خدا در برابر بت‏پرستى و تحریم پاره‏اى از حیوانات، دلیل بر رضایت اوست زیرا اگر راضى نبود مى‏بایست به نوعى ما را از این کار بازدارد.

اما قرآن در پاسخ آنها به طرز قاطعى بحث کرده، نخست مى‏گوید: تنها اینها نیستند که چنین دروغهایى را بر خدا مى‏بندند «بلکه جمعى از اقوام گذشته نیز همین دروغها را مى‏گفتند ولى سر انجام گرفتار عواقب سوء اعمالشان شدند و طعم مجازات ما را چشیدند» (کَذلِکَ کَذَّبَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا).

آنها در حقیقت با این گفته‏هاى خود، هم دروغ مى‏گفتند و هم انبیاء را تکذیب مى‏کردند، اگر او به این اعمال راضى بود چگونه پیامبران خود را براى دعوت به توحید مى‏فرستاد، اصولا دعوت انبیاء خود مهمترین دلیل براى آزادى اراده و اختیار انسان است.

سپس مى‏گوید: «به آنها بگو: آیا راستى دلیل قطعى و مسلّمى بر این ادعا دارید اگر دارید چرا نشان نمى‏دهید» (قُلْ هَلْ عِنْدَکُمْ مِنْ عِلْمٍ فَتُخْرِجُوهُ لَنا).

و سر انجام اضافه مى‏کند که «شما بطور قطع هیچ دلیلى بر این ادعاها ندارید، تنها از پندارها و خیالات خام پیروى مى‏کنید» (إِنْ تَتَّبِعُونَ إِلَّا الظَّنَّ وَ إِنْ أَنْتُمْ برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 661

إِلَّا تَخْرُصُونَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- رهبران و اندیشمندان دینى باید خود را براى پاسخگویى به شبهات و بهانه‏جویى‏هاى آینده آماده کنند. «سیقول»
2- فرستادن انبیا و کتب آسمانى براى آنست که مردم با آزادى و اختیار، موحد شوند. پس منطق مشرکین (که اگر خدا مى‏خواست با قهر و قدرت مانع شرک ما مى‏شد) غلط است. «لوشاءاللَّه ما اشرکنا»
3- بدتر از گناه، توجیه آن است. مشرکان، شرک خود را توجیه کرده و آن را مشیّت الهى مى‏دانستند. «لوشاءاللَّه ما اشرکنا» (جبرگرایى، بهانه‏اى است براى فرار از مسئولیّت)
4- مشرکین، انحراف خود را با تاریخ نیاکان خود توجیه مى‏کردند. «لو شاء اللَّه ما اشرکنا و لاآباؤنا»
5 - عقیده به جبر، از توجیهات بى‏اساس منحرفان است. «لو شاء اللَّه ما اشرکنا» شیطان هم که رهبر منحرفان است، گمراهى خود را به خدا نسبت داد و چنین گفت: «ربّ بما أغویتَنى» [504]
6- مخالفان، همواره با اهرم جبر، به تکذیب پیامبران پرداخته‏اند. «کذلک کذّب الّذین من قبلهم»
7- قرآن از مخالفان هم تقاضاى حجّت و دلیل مى‏کند. «قل هل عندکم من علم»
8 - آنان که به بهانه‏ى سرنوشت، از مسئولیّت مى‏گریزند، منتظر چشیدن قهر خدا باشند. «ذاقوا بأسنا»
9- طرفداران جبر، منطق ندارند و در پى خیالاتند. «ان تتّبعون الاّ الظن»
10- اگر به جاى علم و یقین، در پى ظن و گمان باشیم، گمراه خواهیم شد. «ان انتم الاّ تخرصون»

--------------------------------------------------------------------------------
504) حجر، 39.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مريم السادات خطيبي -
در این آیه یک خبر غیبى از آینده مطرح است که مشرکان چه خواهند گفت، «سیقول الّذین اشرکوا» آن آینده به وقوع پیوست و آنچه پیشگویى شده بود آنان گفتند. «و قال الّذین اشرکوا» [503]
این بهانه که «اگر خدامى‏خواست، ما و پدرانمان مشرک نمى‏شدیم» بارها توسّط مشرکان مطرح شده است، چنانکه در آیه 35 سوره‏ى نحل و آیه 20 سوره زخرف نیز آمده است.
سؤال: این آیه سخن مشرکان را نقل مى‏کند که اگر خدا از شرک ما راضى نیست، چرا ما را از آن باز نمى‏دارد؟ پس شرک ما مورد رضاى خداست!
پاسخ: انجام هر کار از هر کسى، از مَدار قدرت خداوند بیرون نیست، لکن اراده و مشیّت خداوند آن است که انسان راه خود را آزادانه انتخاب کند. دولت که آب و برق و گاز را به منزل ما مى‏آورد، این امکانات، دلیل راضى بودن دولت به سوءاستفاده ما نیست. خداوند به انسان عقل و وحى عطا کرده و راه حقّ و باطل را به او نشان داده و او را در انتخاب آزاد گذاشته، ولى اراده و اختیار، نشانه‏ى راضى بودن او به خلاف ما نیست.
خداوند، خواهان ایمان اختیارى مردم است نه اجبار آنان به ایمان آوردن. در قرآن بارها آمده است که: اگر خدا مى‏خواست، همه را هدایت مى‏کرد و پیامبر هم حقّ اکراه و اجبار مردم به ایمان را ندارد.

--------------------------------------------------------------------------------
503) نحل، 35.



پیام ها

1- رهبران و اندیشمندان دینى باید خود را براى پاسخگویى به شبهات و بهانه‏جویى‏هاى آینده آماده کنند. «سیقول»
2- فرستادن انبیا و کتب آسمانى براى آنست که مردم با آزادى و اختیار، موحد شوند. پس منطق مشرکین (که اگر خدا مى‏خواست با قهر و قدرت مانع شرک ما مى‏شد) غلط است. «لوشاءاللَّه ما اشرکنا»
3- بدتر از گناه، توجیه آن است. مشرکان، شرک خود را توجیه کرده و آن را مشیّت الهى مى‏دانستند. «لوشاءاللَّه ما اشرکنا» (جبرگرایى، بهانه‏اى است براى فرار از مسئولیّت)
4- مشرکین، انحراف خود را با تاریخ نیاکان خود توجیه مى‏کردند. «لو شاء اللَّه ما اشرکنا و لاآباؤنا»
5 - عقیده به جبر، از توجیهات بى‏اساس منحرفان است. «لو شاء اللَّه ما اشرکنا» شیطان هم که رهبر منحرفان است، گمراهى خود را به خدا نسبت داد و چنین گفت: «ربّ بما أغویتَنى» [504]
6- مخالفان، همواره با اهرم جبر، به تکذیب پیامبران پرداخته‏اند. «کذلک کذّب الّذین من قبلهم»
7- قرآن از مخالفان هم تقاضاى حجّت و دلیل مى‏کند. «قل هل عندکم من علم»
8 - آنان که به بهانه‏ى سرنوشت، از مسئولیّت مى‏گریزند، منتظر چشیدن قهر خدا باشند. «ذاقوا بأسنا»
9- طرفداران جبر، منطق ندارند و در پى خیالاتند. «ان تتّبعون الاّ الظن»
10- اگر به جاى علم و یقین، در پى ظن و گمان باشیم، گمراه خواهیم شد. «ان انتم الاّ تخرصون»

--------------------------------------------------------------------------------
504) حجر، 39.


[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.