از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(قل تعالوا اتل ما حرم ربکم علیکم الا تشرکوا به شیئا و بالوالدین احسانا و لا تقتلوا اولادکم من املاق نحن نرزقکم و ایاهم و لا تقربواالفواحش ما ظهر منها و ما بطن و لا تقتلوا النفس التی حرم الله الا بالحق ذلکم وصکم به لعلکم تعقلون ):(بگو بیایید تا برایتان بخوانم آنچه را که پروردگارتان بر شما حرام کرده ، اینکه چیزی را شریک او نگیرید و با پدر و مادرنیکی کنید و فرزندان خود را از بیم فقر نکشید، مائیم که شما و آنها را روزی می دهیم و اینکه به کارهای زشت آنچه که از آنها ظاهراست و آنچه نهان است نزدیک مشوید و نفسی را که خداوند کشتن آن را جز به حق حرام کرده است ،مکشید، اینهاست که خدا شما را به آن سفارش کرده است ،شاید تقعل کنید)،(تعالوا) از ریشه (علو) به معنای بلندی و رفعت است ،به این تقدیر که آمر این امردر مرتبه بلندی قرار دارد و (اتل ) از ماده تلاوت است و معنایی نزدیک به قرائت دارد و در این عبارات مردم را دعوت نموده است به اینکه بیایید تا برایتان بخوانم که خدا چه چیزهایی را حرام کرده و به دنبال آن عین وحی را نقل کرده ومحرماتی را نام برده که اختصاص به شریعت معینی از شرایع الهی ندارد و آن محرمات عبارتست از: شرک به خدا، ترک احسان به پدر و مادر، ارتکاب فواحش ، کشتن نفس محترمه بدون حق ونیز کشتن فرزندان از ترس فقر و از بیم روزی ، و ادامه این محرمات را نیز در آیه بعدی بیان می نماید، اما اینکه شرک راجلوتر از سایر گناهان ذکر کرده به جهت این است که شرک ظلم عظیمی است که با ارتکاب آن هیچ امیدی به مغفرت خداوند نیست وهمه معاصی به آن منتهی می شود(ان الله لا یغفر ان یشرک به و یغفر ما دون ذلک لمن یشاء)(58)،(خداوند هرگزشرک به خود را نمی بخشد ،اما کمتر از آن را از هر کس بخواهد می بخشد). و آنگاه به عنوان تالی تلو توحید،مسأله احسان به پدر ومادر را مطرح می کند ودر چندین مورد خداوند احسان به پدر و مادر را قرین مسأله توحید قرار داده است ، من جمله در آیه 23 سوره اسراء و آیه 14 سوره لقمان و نیز همین آیه مورد بحث ، و این بهترین دلیل است که بعد از شرک به خدای متعال ، بزرگترین گناه عاق والدین شدن و ترک احسان به آنهاست و اعتبار عقلی نیز این معنا راتأییدمی کند،چون بقای جامعه انسانی درگرومحبت ارحام و روابط خانوادگی است . در مرحله بعدی مسأله نکشتن فرزندان از ترس افلاس و نداشتن مال و هزینه تأمین زندگی آنهاست و این عمل در بین اعراب عملی رایج بوده است ، اماخداوند می فرماید: این منطق که مردم از ترس قحطی و گرسنگی فرزندان خودرا بکشند ،منطق غلطی است ، چون این خداست که روزی آنها و فرزندانشان راتأمین می کند و لذا نباید مرتکب این عمل گردند. آنگاه مسأله ارتکاب اعمال زشت و شنیع را مطرح می نماید، مثل زنا،لواط ونسبت دادن زنا به مردان و زنان پاکدامن و مراد از(فاحشه ظاهری )گناه علنی ومقصود از (فاحشه باطنی )گناه سری و روابط نا مشروع پنهانی است و علت نهی هم واضح است ، چون شیوع فحشاء باعث انقطاع نسل و فساد جامعه و خانواده است و با فساد خانواده ،جامعه انسانی مختل می گردد. در مرحله بعدی مسأله نهی از قتل نفس را متذکر میشود و می فرماید: خداونداز کشتن نفس محترمه نهی می کند ،مگر در صورتی که برای اقامه حق شرعی مثل قصاص باشد و آنگاه می فرماید: اینها سفارشهایی است برای شما تا شایدتعقل کنید و به این وسیله علت نهی را بیان می نماید، چون عقل و فطرت ضرورت اجتناب از این محرمات را که خداوند ذکر کرده است ، درک می نماید. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 663
(آیه 151)- فرمانهاى دهگانه! پس از نفى احکام ساختگى مشرکان که در آیات قبل گذشت، این آیه و دو آیه بعد اشاره به اصول محرمات در اسلام کرده و گناهان کبیره ردیف اول را ضمن بیان کوتاه و پر مغز و جالبى در ده قسمت بیان مى‏کند، نخست مى‏گوید: «به آنها بگو: بیایید تا آنچه را خدا بر شما تحریم کرده است بخوانم و برشمرم» (قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ).
1- «این که هیچ چیز را شریک و همتاى خدا قرار ندهید» (أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً).
2- «نسبت به پدر و مادر نیکى کنید» (وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً).
3- «فرزندان خود را به خاطر تنگدستى و فقر نکشید» (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ). «زیرا روزى شما و آنها همه به دست ماست و ما همه را روزى مى‏دهیم» (نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ).
4- «به اعمال زشت و قبیح نزدیک نشوید، خواه آشکار باشد، خواه پنهان»
(وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ).
یعنى، نه تنها انجام ندهید، بلکه به آن نزدیک هم نشوید.
5- «دست به خون بى‏گناهان نیالایید و نفوسى را که خداوند محترم شمرده و ریختن خون آنها مجاز نیست به قتل نرسانید مگر این که طبق قانون الهى اجازه قتل آنها داده شده باشد» مثل این که قاتل باشند (وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ). و به دنبال این پنج قسمت براى تأکید بیشتر مى‏فرماید: «اینها امورى است که خداوند به شما توصیه کرده، تا دریابید و از ارتکاب آنها خوددارى نمایید» (ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
" تعال " من الخاص الذی صار عاما . و أصله أن یقوله من کان فی مکان عال لمن هو أسفل منه ثم کثر و اتسع فیه حتی عم . و (ما حرم ) منصوب بفعل التلاوة ، أی أتل الذی حرمه ربکم . أو یحرم بمعنی : أقل أی شی ء حرم ربکم ، لأن التلاوة من القول ، و " أن " فی (ألا تشرکوا) مفسرة و " لا " للنهی . فإن قلت : هلا قلت هی التی تنصب الفعل ، و جعلت أن لا تشرکوا بدلا من (ما حرم ) ؟ قلت : وجب أن یکون (لا تشرکوا) و (لا تقربوا) و (لا تقتلوا) و (لا تتبعوا السبل ) نواهی لانعطاف الأوامر علیها ، و هی قوله (و بالوالدین إحسانا) لأن التقدیر : و أحسنوا بالوالدین إحسانا ، (و أوفوا) ، (و إذا قلتم فاعدلوا) ، (و بعهد الله أوفوا) . فإن قلت : فما تصنع بقوله (و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه ) فیمن قرأ بالفتح ، و إنما یستقیم عطفه علی أن لا تشرکوا إذا جعلت أن هی الناصبة للفعل ، حتی یکون المعنی : أتل علیکم نفی الإشراک و التوحید ، و أتل علیکم أن هذا صراطی مستقیما ؟ قلت : أجعل قوله (و أن هذا صراطی مستقیما) علة للاتباع بتقدیر اللام ، کقوله تعالی (و أن المساجد لله فلا تدعوا مع الله أحدا) بمعنی : و لأن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه . و الدلیل علیه القراءة بالکسر ، کأنه قیل : و اتبعوا صراطی لأنه مستقیم ، أو و اتبعوا صراطی إنه مستقیم . فإن قلت : إذا جعلت (أن ) مفسرة لفعل التلاوة و هو معلق بما حرم ربکم ، وجب أن یکون ما بعده منهیا عنه محرما کله ، کالشرک و ما بعده مما دخل علیه حرف النهی ، فما تصنع بالأوامر ؟ قلت : لما وردت هذه الأوامر مع النواهی ، و تقدمهن جمیعا فعل التحریم ، و اشترکن فی الدخول تحت حکمه ، علم أن التحریم راجع إلی أضدادها ، و هی الإساءة إلی الوالدین ، و بخس الکیل و المیزان . و ترک العدل فی القول ، و نکث عهد الله (من إملاق ) من أجل فقر و من خشیته ، کقوله تعالی (خشیة إملاق ) . (ما ظهر منها و ما بطن ) مثل قوله (ظاهر الإثم و باطنه ) . (إلا بالحق ) کالقصاص ، و القتل علی الردة ، و الرجم . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
در این آیه و دو آیه بعد، به چند اصل مهم اشاره شده که از مشترکات همه‏ى ادیان آسمانى است، در تورات هم (سِفر خروج، باب 20) مشابه این دستورها آمده است. دو نفر از سران مدینه به حضور پیامبرصلى الله علیه وآله رسیدند. همین که حضرت این آیات را خواند، مسلمان شده و درخواست مبلّغ کردند. پیامبر نیز «مصعب‏بن عمیر» را همراهشان فرستاد. این حرکت زمینه‏ساز مسلمان شدن مردم مدینه گشت. قرآن در چهار آیه <506> نسبت به پدر و مادر سفارش کرده است و در هر چهار مورد همراه با مسأله‏ى توحید و نهى از شرک است. همان گونه که در آفرینش اوّل خداست، بعد پدر و مادر. در این آیات هم اوّل توحید است، بعد نیکى به والدین، ضمناً این آیه چون محرّمات را مى‏شمرد، پس ترک احسان به والدین هم حرام است. پنج دستور این آیه چنان به یکدیگر پیوند دارند که گویا یک دستورند. «وصّاکم به» ضمیر «به» مفرد است. امام صادق‏علیه السلام فرمود: احسان به والدین، یعنى کارى نکنیم که آنان وادار به درخواست و سؤالى از ما شوند. <507> 1- بیان احکام الهى براى مردم، یکى از وظایف انبیاست. «أتل ما حرّم» 2- چون اصل در همه چیز، حلال بودن است، از این رو حلالها شمارش نشده و فقط محرّمات گفته شده است. «أتل ما حرّم» 3- محرمات دین، از سوى خداست و پیامبر از پیش خود چیزى را حرام نمى‏کند. «حرّم ربّکم» 4- ممنوعیّت منکرات، جهت تکامل و تربیت انسان است. «حرّم ربّکم» 5 - چون شرک، ریشه‏ى مفاسد است، در رأس محرّمات آمده است. «الاّ تشرکوا» 6- بعد از یکتاپرستى، احسان به والدین آمده است. «بالوالدین احسانا» 7- دستورهاى این آیه همه در قالب نهى است، مگر نیکى به پدر و مادر که در قالب امر است. یعنى نه تنها نیازارید، بلکه احسان کنید. «و بالوالدین احسانا» 8 - فرزندکشى و سقط جنین از ترس فقر، عملى جاهلانه است، اگر خدا ضامن روزى است، چه ترسى از فقر؟ «نحن نرزقکم» 9- هم اصلاح جامعه از مفاسد لازم است، هم اصلاح روح از رذایل. «ما ظهر منها و ما بطن» 10- برخى از گناهان چنان خطرناک است که نزدیک آنها هم نباید رفت. «لاتقربوا» 11- دستورات الهى، مطابق عقل یا زمینه شکوفایى آن است. «لعلّکم تعقلون» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 151)- فرمانهاى دهگانه! پس از نفى احکام ساختگى مشرکان که در آیات قبل گذشت، این آیه و دو آیه بعد اشاره به اصول محرمات در اسلام کرده و گناهان کبیره ردیف اول را ضمن بیان کوتاه و پر مغز و جالبى در ده قسمت بیان مى‏کند، نخست مى‏گوید: «به آنها بگو: بیایید تا آنچه را خدا بر شما تحریم کرده است بخوانم و برشمرم» (قُلْ تَعالَوْا أَتْلُ ما حَرَّمَ رَبُّکُمْ عَلَیْکُمْ).

1- «این که هیچ چیز را شریک و همتاى خدا قرار ندهید» (أَلَّا تُشْرِکُوا بِهِ شَیْئاً).

2- «نسبت به پدر و مادر نیکى کنید» (وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْساناً).

3- «فرزندان خود را به خاطر تنگدستى و فقر نکشید» (وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَکُمْ مِنْ إِمْلاقٍ). «زیرا روزى شما و آنها همه به دست ماست و ما همه را روزى مى‏دهیم» (نَحْنُ نَرْزُقُکُمْ وَ إِیَّاهُمْ).

4- «به اعمال زشت و قبیح نزدیک نشوید، خواه آشکار باشد، خواه پنهان» برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 663

(وَ لا تَقْرَبُوا الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ).

یعنى، نه تنها انجام ندهید، بلکه به آن نزدیک هم نشوید.

5- «دست به خون بى‏گناهان نیالایید و نفوسى را که خداوند محترم شمرده و ریختن خون آنها مجاز نیست به قتل نرسانید مگر این که طبق قانون الهى اجازه قتل آنها داده شده باشد» مثل این که قاتل باشند (وَ لا تَقْتُلُوا النَّفْسَ الَّتِی حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ). و به دنبال این پنج قسمت براى تأکید بیشتر مى‏فرماید: «اینها امورى است که خداوند به شما توصیه کرده، تا دریابید و از ارتکاب آنها خوددارى نمایید» (ذلِکُمْ وَصَّاکُمْ بِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مريم السادات خطيبي - تفسیر نور
در این آیه و دو آیه بعد، به چند اصل مهم اشاره شده که از مشترکات همه‏ى ادیان آسمانى است، در تورات هم (سِفر خروج، باب 20) مشابه این دستورها آمده است.
دو نفر از سران مدینه به حضور پیامبرصلى الله علیه وآله رسیدند. همین که حضرت این آیات را خواند، مسلمان شده و درخواست مبلّغ کردند. پیامبر نیز «مصعب‏بن عمیر» را همراهشان فرستاد. این حرکت زمینه‏ساز مسلمان شدن مردم مدینه گشت.
قرآن در چهار آیه [506] نسبت به پدر و مادر سفارش کرده است و در هر چهار مورد همراه با مسأله‏ى توحید و نهى از شرک است. همان گونه که در آفرینش اوّل خداست، بعد پدر و مادر. در این آیات هم اوّل توحید است، بعد نیکى به والدین، ضمناً این آیه چون محرّمات را مى‏شمرد، پس ترک احسان به والدین هم حرام است.
پنج دستور این آیه چنان به یکدیگر پیوند دارند که گویا یک دستورند. «وصّاکم به» ضمیر «به» مفرد است.
امام صادق‏علیه السلام فرمود: احسان به والدین، یعنى کارى نکنیم که آنان وادار به درخواست و سؤالى از ما شوند. [507]

--------------------------------------------------------------------------------
506) بقره، 83، نساء، 36، انعام، 151 و اسراء، 23.
507) کافى، ج‏2، ص‏157؛ بحار، ج‏71، ص‏39.



پیام ها

1- بیان احکام الهى براى مردم، یکى از وظایف انبیاست. «أتل ما حرّم»
2- چون اصل در همه چیز، حلال بودن است، از این رو حلالها شمارش نشده و فقط محرّمات گفته شده است. «أتل ما حرّم»
3- محرمات دین، از سوى خداست و پیامبر از پیش خود چیزى را حرام نمى‏کند. «حرّم ربّکم»
4- ممنوعیّت منکرات، جهت تکامل و تربیت انسان است. «حرّم ربّکم»
5 - چون شرک، ریشه‏ى مفاسد است، در رأس محرّمات آمده است. «الاّ تشرکوا»
6- بعد از یکتاپرستى، احسان به والدین آمده است. «بالوالدین احسانا»
7- دستورهاى این آیه همه در قالب نهى است، مگر نیکى به پدر و مادر که در قالب امر است. یعنى نه تنها نیازارید، بلکه احسان کنید. «و بالوالدین احسانا»
8 - فرزندکشى و سقط جنین از ترس فقر، عملى جاهلانه است، اگر خدا ضامن روزى است، چه ترسى از فقر؟ «نحن نرزقکم»
9- هم اصلاح جامعه از مفاسد لازم است، هم اصلاح روح از رذایل. «ما ظهر منها و ما بطن»
10- برخى از گناهان چنان خطرناک است که نزدیک آنها هم نباید رفت. «لاتقربوا»
11- دستورات الهى، مطابق عقل یا زمینه شکوفایى آن است. «لعلّکم تعقلون»



[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.