از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(الذین امنوا ولم یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن وهم مهتدون ):(کسانی که ایمان آوردند، ایمان خود را با ظلم نپوشاندند، برای آنهاایمنی خواهد بود و آنها هدایت یافته گانند)، در این آیه حضرت ابراهیم (ع ) خوداز سئوال سابقی که از مشرکین پرسیده بود، جواب می دهد، چون جواب آنقدربدیهی است که از شدت وضوح ، خود خصم نیز آنرا قبول داشته و در این گونه موارد سؤال کننده جایز است که خود جواب سؤال را بدهد و در اینجا حضرت ابراهیم (ع ) با جملاتی اسمیه که مشتمل بر تأکیدی قوی می باشدبه آنان جواب می دهد و معنا چنین می شود که نباید به هیچ وجه در اختصاص >امن < و>اهتداءامن هدایت [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) زارع بیدکی : بسیارعالی بود
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حمزه خان بيگي - فی ظلال القران = شهید سید قطب
در اینجا پاسخ از عالم بالا در می‌رسد، و دربارۀ این مسأله برابر حکم آسمان‌، داوری انجام می‌پذیرد:

(الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ أُوْلئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُم مُهْتَدُونَ).

کسانی که ایمان آورده باشند و ایمان خود را با شرک (‌پرستش چیزی با خدا) نـیامیخته بــاشند، امـن و امـان ایشـان را سـزا است‌، و آنـان راه یافتگان (‌راه حقّ و حقیقت‌) هستند.

کسانی‌ که ایمان آورده باشند و خویشتن را خالصانه از آن یزدان سازند، و در عبادت و طاعت و خطّ سـیر زندگی، انبازی آلوده و آمیختۀ این ایمان خالص نکنند، اینان شایسته و سزاوار امن و امان و نترسیدن از این و آنند، و ایشان قطعاً راهیافتگان و راهیابانند.

(وَتِلْکَ حُجَّتُنَا آتَیْنَاهَا إِبْرَاهِیمَ عَلَى‏ قَوْمِهِ نَرْفَعُ دَرَجَاتٍ مَن نَشَاءُ إِنَّ رَبَّکَ حَکِیمٌ عَلِیمٌ).

اینها دلائل ما بود که آنها را به ابراهیم عطاء کردیم (‌تا) در بـرابـر قـوم خـود (‌بـه کارشان گیرد، و غروب ستارگان و خـورشید و مــاه را دلیـل بر الوهیّت و وحدانیّت ما داند. او با همین دلائلِ کَوْنی بر آنان پیروز شد و برتری یافت‌، و این سنّت مـا است کــه بـا علم و حکمت‌) درجات هر کس را بخواهیم بالا می‌بریم‌.

این دلیل و برهانی بود که یزدان آن را به ابراهیم الهام کرده بود تا با آن دلائل و براهینی را باطل ‌گرداند که مشرکان برای جدال و ستیزه با ابراهیم با خود آورده بودند. برای ایشان خرافه و یاوه‌ای را روشن‌ گرداند که بدان معتقد بودند و تصوّر می‌کردند که خدایـان آنـان می‌توانند بلائی را بدو برسانند... روشن است‌ که مشرکان وجود خدا را انکار نمی‌کردند. منکر ایـن هم نبودند که یزدان در گسترۀ جهان دارای قدرت و توان و سلطه و شکوه است‌. اما ایشان این خدایان را شریک او می‌دانستند. هنگاهی ‌که ابراهیم رو در رو بدیشان اعلام کرد که ‌کسی‌ که خود را خالصانه از آن یزدان سازد، از غیر او هراسی به خود راه نمی‌دهد. امّا کسی که برای یزدان چیزی را انباز گردانـد، سـزاوار هـول و هـراس است‌، با ذکر این دلیل و برهانی ‌که یـزدان آن را بد‌و الهام و عطاء‌ کرده بود، دلائل و براهین ایشـان پوچ گردید و از میدان به در رفت‌. حجّت ابراهیم برتری گرفت‌، و ابراهیم از لحاظ عقیده و دلیل و منزلت‌، والاتر از ایشان شد... بدین منوال خدا درجات هر کسی را که بخواهد بالاتر و بالاتر می‏‎برد، و برابر حکمت و فرزانگی و دانش خود در آن تصرّف می‌کند و بدان دست می‌برد:

(إِنَّ رَبَّکَ حَکِیمٌ عَلِیمٌ).

پروردگار تو حکیم (‌است و هر چیزی را در جای خود قرار می‌دهد و به جای خود می‌کند، و) آگاه است (‌و می‌دانـد چـه کسـی مستحقّ رفـعت است و چه کسـی مستوجب ذلّت‌).

پیش از این ‌که ا‌ین بخش را رها کنیم و به ‌درود گوئیم‌، می‌خواهیم عـطر دل‌انگیز گلی از گلهای خوش‎‏بوی زندگی، در روزگار اصحاب پـیغمبـر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را استشمام‌ کنیم‌. بدان هنگام‌ که این قرآن‌، تر و تازه بر ایشان نازل می‌گردید، و دلهایشان آن را بسان شربت گوارائی می‌نوشیدند، و با آن و برای آن می‌زیستند، و با آن خودسازی می‌کردند، و در پرتو معانی و مفاهیم و الهامات و مقتضیات آن‌، زندگی و سازندگی می‌نمودند، آن هم با تلاش بی‌امان و با شعور بخردانه و با تعهّد شگفتی‌ که زیبائی آن ما را محو جمال خو‌د می‌کند، و جدّیّت آن ما را مبهوت می‌سازد. از استشام این‌ گل‌، متوجّه می‌گردیم‌ که این‌ گروه‌ گزیدۀ مـردمان چگونه بوده‌اند، و چگو‌نه یزدان توسّط این دسـته از مردمان معجـزاتی را انجام فرموده است‌، و آن هم در یک ربع قرن از زمان‌:

ابن جریر - با اسنادی ‌که دا‌شته ا‌ست - ا‌ز عبدالله پسر ادریس روایت ‌کرده است‌ که ‌گفته است‌: هنگامی ‌که این آیه نازل شد:

(الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ....).

کسـانی که ایمان آورده‌انـد و ایـمان خود را بـا ظلم (‌شرک‌) نیامیخته‌اند....

اصحاب پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم سخت پریشان شدند، و گفتند: کدامیک از ما است‌ که بر خـویشتن ستم نکرده باشد؟‌! رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمود:

(لَیْسَ کَمَا تَظُنُّوْنَ. وَ اِنَّمَا هُوَ مَا قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ: لَا تُشْرِکْ بِاللهِ اِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیْمٌ...اِنَّمَا هُوَ: وَ لَمْ یَلْبِسُوْا اِیْمَانَهُمْ بِشِرْکٍ).

آن گونه که گمان می‌برید نیست‌. بلکه این همان چیزی است که لقمان به پسر خـود گفته است‌: بـرای یـزدان چیزی را انباز مساز. قطعاً انباز ورزیدن سـتم بزرگی است‌... پس‌ معنی آن چنین است‌: ایمان خود را با شرک نیالوده و نیامیخته باشند.

همچنین ابن جریر - با اسنادی‌ که د‌اشته است - از ابن المسیب روایت نموده است‌ که عمر پسر خطّاب آیـۀ ‌: (الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ) را تلاوت کرد. از آن به هراس افتاد. به پیش ابیّ پسر کعب رفت و گفت‌: ای ابومنذر آیه‌ای را از کتاب یزدان خوانده‌ام‌. برابر آن چه کسی است‌ که در امان بمـاند؟ گفت‌: کدام آیه؟ عمر آیه را تلاوت ‌کرد و گفت‌: چه‌ کسی از ما به خود ظلم و ستم نکرده است‌؟ ابی پسر کعب‌ گفت‌: خدا تو را بیامرزد! مگر نشنیده‌ای ‌که خـداوند بزرگوار می‌فرماید:

)اِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیْمٌ).

قطعاً ‌شرک ظلم و ستم بزرگی است‌.

پـس معنی آن چنین است‌: ایمان خود را با شرک نیالوده و نیامیخته‌اند ...

ابن جریر - با اسنادی ‌که داشته است - روایت می‌کند از ابوالأشعر عبدی‌، ‌که او نیز از پـدرش روایت ‌کرده است‌ که زید پسر صوحان به سلمان‌ گفت‌: ای ابوعبدالله آیه‌ای از کتاب خدا مرا سـخت پریشان کرده است‌. آنجا که می‌فرماید:

(الَّذِینَ آمَنُوا وَلَمْ یَلْبِسُوا إِیمَانَهُم بِظُلْمٍ).

سلمان‌ گفت‌: مراد از ظلم‌، شرک است ... زید گفت‌: اگر آنچه دارم‌، برابر آن هم می‌داشتم و بر دارائـیم افزوده می‌شد، بدا‌ن شادمان نمی‌گشتم‌، اگر این سخن را از تو نمی‌شنیدم!

این سه روایت برای ما به تصویر می‌کشند که احساس این‌ گروه مبارک اصحاب‌، در برابر این قرآن به چه شکلی بوده است‌. چگونه در اندرونشان اثر جدّی خود را می‌گذاشته است‌. چگو‌نه آن را دریافت می‌داشـتند‌. چگونه آن را دریافت می‌داشتند و احساس می‌کردند که اوامر و نواهی قرآن مستقیماً برای اجراء شدن نـازل شده‌اند، و بیانات قاطع آن برای اطاعت‌ کردن آمده‌اند، و احکام آن احکام نهائی برای اجراء است‌. چگونه آنان به هراس می‌افتادند وقتی‌ که ‌گمان می‌بردند که تاب و توان محدودشان با سطح تکالیف و واجبات مطلوب نمی‌خواند و طاقت انجام قوانین و اجراء فرمانهای ایزد مـتعال را نـدارنـد. چگونه هول و هـراس ایشان را برمی‏داشت، زمانی ‌که معتقـد بودند در برابر هر مرتبه و درجه‌ای از کوتاهی ‌کردن‌، مورد مؤاخذه قرار می‏‎گیرند، و اگر عمل ایشان با سطح تکلیف‌، تفاوت داشته باشد، مسؤولیّت متوجّه آنان می‌گردد، مگر زمانی‌ که از سوی خدا و رسول تخفیف داده شود.

این هم صحنۀ زیبا و دلربائی است ... صحنۀ ‌کسانی‌ که این آئین را در لابلای دل و جان خود برداشتند، و پرده‌ای بودند که قضا و قدر یزدان بر آن نـمایش داده می‌شد، و بالاخره مجریان مشیّت خدای سبحان در واقعیّت زندگی ‌گشتند.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » نور الانوار = عبد الرؤف مخلص
«کسانی‌ که‌ ایمان‌ آوردند و ایمان‌ خود را به‌ ظلم‌ نیالودند، آن‌ گروه‌ ایشان ‌راست‌ ایمنی‌و ایشانند راه‌یافتگان‌» یعنی: ایشان‌ از کسانی‌ که‌ شرک‌ آورده‌اند، به‌ ایمن‌ بودن ‌سزاوارترند. معنای: ﴿ﭓ ﭔ ﭕ ﭖ﴾ این‌ است‌ که: ایشان‌ ایمانشان‌ را به‌شرک‌ نیالودند زیرا مراد از ظلم‌ در اینجا، شرک‌ است‌.

از ابن‌مسعودt روایت‌ شده‌است‌ که‌ فرمود: چون‌ آیه‌ کریمه‌ نازل‌ شد، این‌ حکم‌ بر اصحاب‌ رسول‌ خداص دشوار آمد و گفتند: کدام‌ یک‌ از ما بر نفس‌ خود ظلم‌ نمی‌کند؟ اگر کار چنان‌ باشد که‌ همه‌ ما از ایمنی‌ بی‌بهره‌ باشیم‌، در این ‌صورت‌ همه‌ بیچاره‌ گشته‌ایم‌؟ همان‌ بود که‌ رسول‌ خداص در حدیث‌ شریف‌ فرمودند: «معنای‌ آیه‌کریمه‌ چنان‌ نیست‌ که‌ شما می‌پندارید بلکه‌ چنان‌ است‌ که‌ لقمان‌ به‌ فرزندش‌ گفت: فرزندم‌! به‌ خدا شریک‌ نیاور زیرا بی‌گمان‌ شرک‌ ظلمی ‌است‌ عظیم‌». یعنی: مراد از ظلم‌ در این‌ آیه‌، شرک‌ است‌.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه :
(آیه 82)- در این آیه، پاسخى از زبان ابراهیم به سؤالى که خودش در آیه قبل مطرح نمود نقل شده است و این یک شیوه جالب در استدلالات علمى است که گاهى شخص استدلال کننده سؤالى از طرف مقابل مى‏کند و خودش بلافاصله به پاسخ آن مى‏پردازد اشاره به این که مطلب به قدرى روشن است که هر کس پاسخ آن را باید بداند.
مى‏گوید: «آنها که ایمان آوردند و ایمان خود را با ظلم و ستم نیامیختند امنیت براى آنهاست، و هدایت مخصوص آنان» (الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
(الذین آمنوا و لم یلبسوا إیمانهم بظلم ) أی لم یخلطوا إیمانهم بمعصیة تفسقهم . و أبی تفسیر الظلم بالکفر لفظ اللبس (و تلک ) إشارة إلی جمیع ما احتج به إبراهیم علیه السلام علی قومه من قوله (فلما جن علیه اللیل ) إلی قوله (و هم مهتدون ) . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
آیات قبل درباره‏ى توحید و شرک بود و این آیات به منزله‏ى جمع‏بندى آیات گذشته است، چنانکه امام علیه السلام فرمود: مراد از ظلم در این آیه شرک است. <406> در بعضى روایات مراد از ظلم را شک و تردید گرفته‏اند. <407> البتّه شک گاهى غیر اختیارى و مقدّمه‏ى تحقیق است، ولى گاهى جنبه بهانه و تشکیک دارد که این نوع دوّم، ظلم است. <408> امام باقر علیه السلام فرمود: این آیه درباره حضرت على علیه السلام نازل شد که لحظه‏اى در طول زندگى به سراغ شرک نرفت. <409> کلمه‏ى «لبس» به معناى پوشاندن است. بنابراین ایمان چون فطرى است، نابود شدنى نیست بلکه غبارهایى آن را مى‏پوشاند. 1- آفت ایمان، ظلم و شرک و به سراغ رهبران غیر الهى رفتن است. «آمنوا و لم‏یلبسوا ایمانهم بظلم» 2- حفظ ایمان، مهمتر از خود ایمان است. «لم‏یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن» 3- امنیّت و هدایت واقعى، در سایه‏ى ایمان و عدالت است. «آمنوا... لهم الأمن و هم مهتدون» (نه مؤمنانِ ظالم، هدایت یافته‏اند و نه عدالت‏خواهان بى‏ایمان) 4- تا ایمان خالص نباشد، دلهره است. «و لم یلبسوا...بظلم...لهم الأمن» 5 - علم و حکمت دو شرط لازم براى تدبیر و مدیریّت است. «اِنّ ربّک حکیم علیم» (با توجّه به اینکه کلمه «ربّ» در لغت به معناى مدیر و مربّى آمده است) 6- موحّدى که با برهان و دلیل در برابر انحراف‏هاى جامعه بایستد، داراى درجاتى است. «درجات» 7- درجات الهى، حکیمانه به افراد داده مى‏شود. «نرفع درجات ... حکیم» [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 82)- در این آیه، پاسخى از زبان ابراهیم به سؤالى که خودش در آیه قبل مطرح نمود نقل شده است و این یک شیوه جالب در استدلالات علمى است که گاهى شخص استدلال کننده سؤالى از طرف مقابل مى‏کند و خودش بلافاصله به پاسخ آن مى‏پردازد اشاره به این که مطلب به قدرى روشن است که هر کس پاسخ آن را باید بداند.

مى‏گوید: «آنها که ایمان آوردند و ایمان خود را با ظلم و ستم نیامیختند امنیت براى آنهاست، و هدایت مخصوص آنان» (الَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولئِکَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- آفت ایمان، ظلم و شرک و به سراغ رهبران غیر الهى رفتن است. «آمنوا و لم‏یلبسوا ایمانهم بظلم»
2- حفظ ایمان، مهمتر از خود ایمان است. «لم‏یلبسوا ایمانهم بظلم اولئک لهم الامن»
3- امنیّت و هدایت واقعى، در سایه‏ى ایمان و عدالت است. «آمنوا... لهم الأمن و هم مهتدون» (نه مؤمنانِ ظالم، هدایت یافته‏اند و نه عدالت‏خواهان بى‏ایمان)
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - تفسیر عاملی
«لَمْ یَلْبِسُوا إِیمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ » 83 طبرى: عبد اللّه مسعود گفت: چون این آیه نازل شد بر مردم گران آمد و به پیغمبر عرض کردند: هرکسى ستمکارى دارد اگرچه بر نفس خود باشد، پس غیر ستمکار کى است ؟ فرمود: چنین نیست که شما پنداشته اید، مگر این آیه را نخوانده اید که لقمان به فرزند خود گفت: «إِنَّ اَلشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ » پس مقصود از ظلم شرک است و اعتقاد به خداهاى متعدّد، و یوسف بن مهران نقل کرده است که عمر چون به خانه مى رفت قرآن مى گشود و مى خواند، روزى چون قرآن باز کرد باین آیه رسید، مضطرب شد، رداى خود برداشت و نزد ابىّ بن کعب رفت و گفت: اعمال ما معلوم است که از ستم بدور نیست، پس مقصود از این آیه چى است ؟ او گفت: این طور نیست که تو پنداشته اى، مقصود از ظلم شرک است، چون خدا فرموده است: «إِنَّ اَلشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ » یعنى شرک و عقیده ى به چند خدا ستمى است بزرگ

مجمع: جبّائى و بلخى گفته اند: هر کبیره و گناه بزرگ که موجب شود آدمى از ثواب و مزد کارهاى نیک خود محروم شود، آن گناه ظلم است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
اَلَّذِینَ آمَنُوا وَ لَمْ یَلْبِسُوا إِیمٰانَهُمْ بِظُلْمٍ أُولٰئِکَ لَهُمُ اَلْأَمْنُ وَ هُمْ مُهْتَدُونَ این جمله دربارۀ گروه رستگار از این دو گروه است و آنها کسانى هستند که خالصانه به خدا ایمان آوردند و آن را با شرک نیامیختند، نه در عقیده و نه در اطاعت از خواستۀ مخلوقى، حال این مخلوق هرکه باشد، و تنها همین گروه، در امان و هدایت یافته هستند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
حضرت ابراهیم (ع) چون عالم منصفى را میان آنها ندید که جواب از سؤال او بدهد ناچار خود جواب خود را فرمود که آنان که ایمان بتوحید خداوند قادر آوردند و آلوده ننمودند ایمان خود را به عبادت بت که بزرگترین ظلم بنفس است باین عنوان که عبادت بتان موجب تقرب بخدا است در وادى امن وامان الهى مستقرند و مخصوص بهدایت پروردگارند در مجمع از امیرالمؤمنین (ع) نقل نموده که این آیه متمم قول حضرت ابراهیم (ع) است و از ابن مسعود روایت شده است که چون این آیه نازل شد بر مردم گران آمد و از حضرت رسول (ص) سؤال نمودند که کدام یک از ما ظلم بنفس ننمودیم حضرت فرمود مراد از ظلم در این آیه آن نیست که شما تصور نمودید این از قبیل قول لقمان است به پسر خود که گفت شرک نیاور بخدا که شرک ظلم عظیم است و عیاشى ره از حضرت صادق (ع) روایت نموده است که مراد از ظلم در این آیه ضلالت و ما فوق آنست و نیز از آن حضرت روایت نموده است که پرسیدند آیا زنا از ظلم مذکور در این آیه محسوب مى شود فرمود خیر پناه مى برم بخدا زانى اگر توبه نماید توبه اش قبول مى شود ولى کسى که مداومت بزنا و دزدى دارد و شراب خوار مانند بت پرست است و در روایتى فرموده است که آنها خوارج و اصحابشان هستند و در کافى و عیاشى ره از آن حضرت نقل نموده است که مراد از ظلم در این آیه شک است و نیز از آن حضرت روایت نموده است که مراد از نیامیختن ایمان بظلم نیامیختن ایمان بولایتى است که آورده است آن را محمد (ص) بولایت فلان و فلان بنظر حقیر حاصل جمع بین روایات آنست که امنیّت از عذاب الهى در دنیا و آخرت و هدایت مخصوص باهل ایمان خالى از شوائب کفر باطنى و ظاهرى است خواه عبادت بت باشد براى تقرب بخدا خواه اصرار بکبائر باشد براى استخفاف بدین خواه خروج بر امام و عروض شک و محبّت اعداء ائمه اطهار باشد که تمام اینها کفر یا در حدود کفر یا محکوم بحکم کفر است و اللّه اعلم [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.