● رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه :
(آیه 136)- این آیه، سر انجام این همه خیره سرى و سرکشى و پیمان شکنى را در دو جمله کوتاه بیان مىکند، نخست به صورت سر بسته مىگوید: «پس ما از آنها انتقام گرفتیم» (فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ).
سپس این انتقام را شرح مىدهد و مىگوید: «آنها را در دریا غرق کردیم زیرا آنها آیات ما را تکذیب کردند، و از آن غافل بودند» (فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیَمِّ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیاتِنا وَ کانُوا عَنْها غافِلِینَ).
منظور از انتقام الهى آن است که خداوند جمعیت فاسد و غیر قابل اصلاح را که در نظام آفرینش حق حیات ندارند، نابود سازد.
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» سایت تبیان
تفسیر کشاف
(فانتقمنا منهم ) فأردنا الانتقام منهم (فأغرقناهم ) . و الیم : البحر الذی لا یدرک قعره . و قیل : هو لجة البحر و معظم مائه ، و اشتقاقه من التیمم ، لأن المستنفعین به یقصدونه (بأنهم کذبوا بَیاتنا) أی کان إغراقهم بسبب تکذیبهم بالَیات و غفلتهم عنها و قلة فکرهم فیها .
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
«انتقام»، در اینجا به معناى مجازات و کیفر است، نه کینهتوزى. «یَمّ»، در مصر قدیم به دریا و رودخانه مىگفتند و چون داستان موسى و غرق فرعون و فرعونیان مربوط به مصر است، در قرآن همان لغت کهن به کار رفته است. <242> آن گذشت از نیل، با یاران چو برق وین به خوارى گشت در رودابه غرق ناظران بینند با چشم شهود کان کجا رفت، این کجا ماند از جحود 1- توجّه به انتقامگیرى خداوند، زمینهى تذکّر و ترک گناه است. «فانتقمنا» خداوند هم ارحم الراحمین و بسیار مهربان است و هم انتقامگیرنده. 2- سرنوشت ما و ریشهى ناگوارىها و بلاها، در دست خودماست. «فاغرقناهم... بانّهم کذّبوا» 3- غفلت از آیات الهى، تاوان سنگینى دارد. «فاغرقناهم... کانوا عنها غافلین»
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● احمد يوسفي -
محسن قرائتی تفسیر نور
«انتقام»، در اینجا به معناى مجازات و کیفر است، نه کینهتوزى.
«یَمّ»، در مصر قدیم به دریا و رودخانه مىگفتند و چون داستان موسى و غرق فرعون و فرعونیان مربوط به مصر است، در قرآن همان لغت کهن به کار رفته است. [242]
آن گذشت از نیل، با یاران چو برق وین به خوارى گشت در رودابه غرق
ناظران بینند با چشم شهود کان کجا رفت، این کجا ماند از جحود
242) تفسیر نمونه
پیام ها
1- توجّه به انتقامگیرى خداوند، زمینهى تذکّر و ترک گناه است. «فانتقمنا» خداوند هم ارحم الراحمین و بسیار مهربان است و هم انتقامگیرنده.
2- سرنوشت ما و ریشهى ناگوارىها و بلاها، در دست خودماست. «فاغرقناهم... بانّهم کذّبوا»
3- غفلت از آیات الهى، تاوان سنگینى دارد. «فاغرقناهم... کانوا عنها غافلین»
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
● عبدالله عبداللهي -
اثنی عشری
فَانْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ :پس انتقام نمودیم از ایشان و مجازات دادیم آنها را بر سوء افعال آنها به عذاب، فَأَغْرَقْنٰاهُمْ فِی اَلْیَمِّ :و غرق ساختیم ایشان را در دریا، بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا :به سبب آنکه تکذیب کردند به آیات ما، و به جزاى کفران حجج و براهین دالّه بر صدق و صحت نبوت موسى علیه السّلام، وَ کٰانُوا عَنْهٰا غٰافِلِینَ :و حال آنکه از آن بى خبر بودند و علم نداشتند در مجمع بنا بقولى معنى آنکه عقوبت نمودیم آنها را و به سبب تکذیب، تعرض آنها موجبات غفلت را، و اعراض از آیات باهره
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» تفسیر عرفانی اشراق
فَانْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ ، فَأَغْرَقْنٰاهُمْ فِی اَلْیَمِّ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیٰاتِنٰا، وَ کٰانُوا عَنْهٰا غٰافِلِینَ
ما نیز از آنان انتقام گرفته، پس آنان را به دریا غرق کردیم زیرا آنان آیات ما را تکذیب کردند، و از آیات ما غافل بودند
عارف رومى به سبب بى توجّهى انسانها، آنان را نکوهش کرده و معتقد است که انسان کامل، بسان آبى است که آسیا را به حرکت در مى آورد امّا اگر مردم پند و اندرز او را نادیده گرفتند، او باز خود را در عالم تجرّد پنهان مى سازد و این عالم مادّه که عالمى تنگ تر از عالم تجرّد است از آنجا که محدود به امکان است را رها مى نماید پس به سبب نافرمانى انتقام الهى سر مى رسد، و تومار آنان را در مى نوردد
هر نبى و هر ولى را، مسلکى است لیک تا حق مى برد جمله یکى است چون که جمع مستمع را خواب برد سنگهاى آسیا را آب برد رفتن این آب فوق آسیاست رفتنش در آسیا بهر شماست چون شما را حاجت طاحون نماند آب را در جوى اصلى باز راند ناطقه، سوى دهان تعلیم راست ورنه خود آن نطق را جویى جداست مى رود بى بانگ و بى تکرارها تَحتَهَا الأَنهارُ تا گلزارها اى خدا جان را تو بنما آن مقام کاندر او بى حرف مى روید کلام تا که سازد جان پاک از سر قدم سوى عرصۀ دور پهناى عدم عرصه اى بس با گشاد و با فضا وین خیال و هست یابد زو نوا تنگ تر آمد خیالات از عدم ز آن سبب باشد خیال، اسباب غم باز هستى تنگتر بود از خیال زآن شود در وى قمر همچون هلال باز هستىِّ جهانِ حسّ و رنگ تنگتر آمد که زندانى است تنگ علّت تنگى است ترکیب و عدد جانب ترکیب، حسها مى کشد ز آن سوى حس، عالم توحید دان گر یکى خواهى، بدآن جانب بران امرِ کُن، یک فعل بود و نون و کاف در سخن افتاد و معنى بود صاف این سخن پایان ندارد بازگرد تا چه شد احوال گرگ اندر نبرد؟ گرگ را برکند سر، آن سرفراز تا نماند دو سرى و امتیاز فَانْتَقَمْنَا مِنْهُم است اى گرگِ پیر چون نبودى مرده در پیشِ امیر بعد از آن رو شیر با روباه کرد گفت این را بخش کن از بهر خورد سجده کرد و گفت کاین گاو سمین چاشت خوردت باشد اى شاه گزین و آن بز از بهر میان روز را یَخْنیى باشد شه پیروز را و آن دگر خرگوش بهر شام هم شب چرۀ این شاه با لطف و کرم گفت اى روبه تو عدل افروختى این چنین قسمت ز کى آموختى ؟ از کجا آموختى این، اى بزرگ ؟ گفت اى شاهِ جهان از حالِ گرگ گفت چون در عشق ما گشتى گرو هر سه را برگیر و بستان و برو روبها چون جملگى ما را شدى چونت آزاریم، چون تو، ما شدى ما تو را و جمله اشکاران ترا پاى بر گردون هفتم نه، برآ چون گرفتى عبرت از گرگ دنى پس تو روبه نیستى، شیر منى عاقل آن باشد که عبرت گیرد از مرگِ یاران در بلاى مُحْتَرَز روبه آن دم بر زبان صد شکر راند که: مرا شیر، از پى آن گرگ خواند گر مرا اوّل بفرمودى که: تو بخش کن این را که بردى جان از او؟ پس سپاس او را که ما را در جهان کرد پیدا از پس پیشینیان تا شنیدیم آن سیاستهاى حق بر قرون ماضیه، اندر سبق تا که ما از حال آن گرگان پیش همچو روبه پاسِ خود داریم بیش امّت مرحومه زین رو خواندمان آن رسول حقّ و صادق در بیان استخوان و پشم آن گرگان، عیان بنگرید و پند گیرید اى مِهان عاقل از سر بنهد این هستى و باد چون شنید انجام فرعونان و عاد ور بننهد، دیگران از حال او عبرتى گیرند از اِضلال او
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» تفسیر گازر
حقّ سبحانه و تعالى خبر مى دهد که چون عذاب بر آل فرعون واقع مى شد و در عذاب گرفتار مى شدند با نزدیک موسى مى شدند و مى گفتند:خداى خود را بخوان و از وى در خواه بحقّ آن چیزى که به نزدیک تو است از عهد خداى تعالى و به وى توسّل ساز تا این رجز و عذاب از ما رفع کند که اگر این بار به دعاى خویش از ما این عذاب بردارى ما ترا تصدیق کنیم و به تو ایمان آریم و بنى اسرائیل را با تو فرستیم چون موسى علیه السّلام دعا کرد ما که آفریدگار جهانیم آن عذاب را از ایشان کشف کردیم و ایشان را مهلت دادیم تا أجلى و وقتى که ایشان بدان رسنده اند ایشان آن عهد که کرده بودند بشکستند و بدان وفا نکردند تا لا جرم ما انتقام از ایشان کشیدیم و بر ایشان کینه ور شدیم و ایشان را همه در دریا غرق کردیم و این همه با ایشان از بهر آن کردیم که آیات ما را تکذیب کردند و پیغمبر ما را بدروغ زن داشتند و از این آیات غافل بودند و در آن نظر و تأمّل نکردند تا ازین نقمت که غرقه گردانیدن ایشان بود در دریا بى خبر بودند
حقّ سبحانه و تعالى این پنج آیت پیاپى بفرستاد از طوفان و جراد و قمّل و ضفادع و خون،و چون ایشان هیچ بهتر نشدند موسى علیه السّلام بنى اسرائیل را گفت که:خداى تعالى عذابى و طاعونى خواهد فرستاد بر قبطیان،و شما را مى فرماید که:گوسفندى بکشید و در سراهاى خود به آن خون ملطّخ گردانید ایشان همچنان کردند قبطیان گفتند چرا چنین مى کنید؟ گفتند که:خداى عذابى خواهد فرستاد موسى ما را چنین فرمود، گفتند:خداى شما شما را باین بازشناسد ؟ گفتند:ما را چنین فرموده است و ما این بفرمان خداى تعالى مى کنیم،بر روز دگر بامداد چون برخاستند هفتاد هزار مرد از قوم فرعون بطاعون مرده بودند
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» روان جاوید
طوفان هر چیزى است که گرد انسان بگردد و احاطه نماید مانند آب و باد و باران شدید و عیاشى ره از حضرت صادق (ع) نقل نموده که مراد طوفان آب و طاعون است و قمّل بعضى گفته اند کنه درشت است و بعضى گفته اند ملخ کوچک بى پر است و بعضى گفته اند کیک است و رجز عذاب و پلیدى است و عیاشى از حضرت رضا (ع) نقل نموده که رجز برف است و خراسان بلاد رجز است و در مجمع از حضرت صادق (ع) نقل نموده که بر بنى اسرائیل برف سرخ بارید که ندیده بودند مثل آن را پیش ازآن پس با جزع فوق العاده از آن بلا مردند و قمى ره مقطوعا و در مجمع از صادقین علیهما السلام نقل نموده که چون سحره سجده کردند و مردم بحضرت موسى ایمان آوردند هامان بفرعون گفت که مردم بموسى ایمان آوردند صلاح آنست که هرکس قبول دین او را نموده است حبس کنى پس او هرکس به آن حضرت ایمان آورده بود حبس کرد و حضرت موسى نزد فرعون آمد و تقاضاى خلاصى آنها را نمود و اجابت نشد پس خداوند در این سال طوفان را بر آنها فرستاد و تمام خانه هاى آنها را خراب کرد به طورى که از شهر خارج شدند و چادر زدند و منزل نمودند و فرعون از حضرت موسى تقاضا نمود که از خدا بخواهد طوفان را مرتفع فرماید بشرط آنکه او اتباع حضرت موسى را بحال خودشان واگذارد حضرت قبول کرد و دعا فرمود و خداوند اجابت نمود و طوفان بر طرف شد و فرعون خواست بنى اسرائیل را رها کند هامان گفت اگر این کار را بکنى موسى بر تو غلبه خواهد نمود و سلطنت تو از دست مى رود و او قبول کرد و رها ننمود و خداوند در سال بعد ملخ را فرستاد و تمام نباتات آنها را خورد و فرعون مضطرب شد و تقاضاى سال قبل را با شرط آن تجدید نمود و حضرت موسى دعا کرد و ملخ بر طرف شد باز هامان نگذارد بشرط عمل نماید و در سال سوم خداوند قمّل را فرستاد و زراعات آنها را بکلى فاسد نمود و به قحطى گرفتار شدند و فرعون بر وفق سال قبل با حضرت موسى تجدید عهد نمود و آن حضرت دعا فرمود قمّل برطرف شد و فرعون تخلف نمود و بعد از آن خداوند غوکان را فرستاد به طورى که در طعام و شراب آنها داخل مى شدند و بانواع مختلفه آنها را اذیت مى نمودند تا به تنگ آمدند و بحضرت موسى متوسّل شدند و شرط کردند که ایمان بیاورند و بنى اسرائیل را تسلیم او نمایند آن حضرت دعا نمود و این هم دفع شد و چون از شرط تخلف نمودند خداوند آب نیل را منقلب به خون نمود ولى طورى بود که قبطیان آن را خون مى دیدند و بنى اسرائیل آب و در کام آن دو گروه هم آن دو طعم مختلف را داشت تا آنکه قبطى از اسرائیلى تقاضا مى کرد که آب را در دهان خود نگهدارد و بدهان او بریزد وقتى مى ریخت در دهانش منقلب به خون مى شد و از این پیش آمد جزع شدیدى بر آنها روى داد باز بحضرت موسى متوسل شده تقاضا و شرط خودشان را تجدید و تاکید نمودند و به دعاى آن حضرت آن هم اصلاح شد باز هم آنها بشرط خودشان عمل ننمودند پس خداوند بر آنها رجز فرستاد که آن برف است و از آن بلا به آنها صدماتى وارد شد که تا آن زمان ندیده بودند پس مضمون آیه دوم را عرضه داشتند و برف بند آمد و بنى اسرائیل رها شدند و اجتماع بر حضرت موسى نمودند و آن حضرت از مصر بیرون آمد و کسانى که سابقا از دست فرعون گریخته بودند به او ملحق شدند و خبر بفرعون رسید و هامان او را بر مخالفت خود ملامت نمود ناچار فرعون با عساکر خود از مصر خارج شد و در طلب حضرت موسى بر آمد و وقایع مذکوره در سوره بقره روى داد و بنابراین مراد از دم یا برف سرخ است یا آب رودخانه نیل که مبدل به خون شده بود براى آنها یا هر دو و ظاهر روایت اگرچه موافق با احتمال دوم است ولى لفظ ارسال در آیه شریفه مناسب با احتمال اول است و ظاهر آیه شریفه آنست که مراد از رجز همین آیات خمسه است نه آیه سادسه و مراد از مفصّلات جدا بودن آیات است از یکدیگر به ازمنه متمادیه چنانچه اشاره شد اگرچه با این خصوصیّات آیات واضحه غضب هم بودند و مراد از عهد الهى با حضرت موسى یا اجابت دعاى او است یا قبول توبه از کفر و بنابراین مراد آنست که بخوان پروردگارت را به وسیله عهد او با تو یا مراد عهد نبوت است و بنابراین قسمى است که بحضرت موسى داده اند براى قبول تقاضاى خودشان و در صورتى که آیات در خارج شش باشد چنانچه صریح روایت است ممکن است مراد از دم در آیه شریفه دو آیه باشد و اینکه لفظ رجز در روایت بر آیه سادسه که برف بوده تطبیق شده براى آنست که آن اکمل افراد عذاب بوده که در روایت اشاره به آن شده بود و بنابراین ظهور آیه در انطباق رجز بر آیات مذکوره محفوظ خواهد بود و تقاضاى قبطیان از حضرت موسى که در خارج شش مرتبه بوده در کلام الهى به کجا ذکر شده است
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
» روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن
فَانْتَقَمْنٰا مِنْهُمْ ،حق تعالى گفت:چون چنین کردند من از ایشان انتقام بکشیدم به آن که ایشان را در دریا غرق کردم و«انتقام»کینه کشیدن باشد،و«یمّ »دریا بود
قال ذو الرّمّة : داویّة و دجى لیل کأنّهما یمّ تراطن فی حافاته الرّوم و قصّه غرق فرعون و قومش رفته است طرفى،و باقى گفته شود در سورۀ یونس إن شاء اللّه تعالى بِأَنَّهُمْ ،«با»مجازات راست،چنان که:فعلت بک کذا بما فعلت،یعنى بجزاء ما فعلت و بعوض ما فعلت،و«أنّ »مع اسمها و خبرها فی موضع المصدر،و المعنى اغرقناهم بتکذیبهم بآیاتنا،به دروغ داشتن آیات ما را و غفلت ایشان از آن،و آن که از آن بى خبر بودند و علم به آن حاصل نکردند
و در ضمیر«عنها»خلاف کردند،بعضى گفتند:راجع است به آیات، یعنى غافل بودند از تفکّر و تأمّل در آیات،و بعضى گفتند:از نقمت،یعنى از حلول نقمت به ایشان رجوعا الى قوله: فَانْتَقَمْنٰا ،و قول اوّل قریب تر است
[ نظرات / امتیازها ]
نظری ثبت نشده است.
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.