از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و جاوزنا ببنی اسرائیل البحر فاتوا علی قوم یعکفون علی اصنام لهم قالوا یا موسی اجعل لنا الها کما لهم الهه قال انکم قوم تجهلون ):(و بنی اسرائیل را ازدریا گذراندیم و آنان بر قومی گذشتند که بت می پرستیدند ،به موسی (ع )گفتند:ای موسی برای ما نیز خدایی بساز،همانطور که آنها خدایانی دارند،موسی فرمود:شما گروهی نادان هستید)،این آیه حقیقتا گویای نهایت نادانی و جهالت بنی اسرائیل است که بعد از دیدن آنهمه معجزات و آیات باهره و اینکه دیدندخداچطور دریا را برایشان شکافت وآنها را از چنگ فرعون نجات داد،بازهم بادیدن یک قوم بت پرست که در برابر بتها سجده و تعظیم می کردند،هوس بت پرستی کرده و به موسی می گویند برای ما هم چنین معبودی بساز تا ما او راعبادت کنیم ،در حالیکه بت پرستی جز به هلاکت و ضلالت منجر نمی شود. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
بعد از جریان هلاکت فرعون قصه دیگری را در این بخش شروع می‌کند و آن این است که فرمود ما بنی اسرائیل را از دریا عبور دادیم آیا این همان جریان یم هست یا دریای دیگر است این علی حده باید بحث شود و آن قصه به پایان رسید که ﴿فَانْتَقَمْنا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْناهُمْ فِی الْیَمِّ بِأَنَّهُمْ کَذَّبُوا بِآیاتِنا﴾ برخی از مفسرین می‌گویند این همان دریای قلزم است غیر از جریان نیل که این علی حده باید بحث بشود ﴿وَ جاوَزْنا بِبَنی إِسْرائیلَ الْبَحْرَ﴾ ما اینها را از دریا عبور دادیم بعد از عبور از دریا ﴿فَأَتَوْا عَلى قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلى أَصْنامٍ لَهُمْ﴾ رسیدند به یک مردمی که دارای بتهای متعدد بودند بت پرستها این چنین نیست که به بت واحد اکتفا بکنند چون وقتی یک چیزی جعلی شد قهراً هر طایفه‌ای برای خود یک بتی می‌تراشد نفرمود یعکفون علی صنم لهم بلکه اصنام لهم اینها بتهای متعدد داشتند آیا این بتهای متعدد احیاء بودند نظیر گاوهایی که پیش عده‌ای از گاو پرستان محترم است یا مجسمه یک گاو یا مانند گاو بود بالاخره هرچه غیر خدا باشد و معبود باشد صنم است خواه زنده باشد خواه مرده پس متعدد بود یک، و محتمل است به صورت زنده بوده است یا نه مجسمه‌ای بود این دو، لکن از مجموع این قصه تا پایان جریان برمی‌آید که بالاخره اگر زنده بود گاو بود و اگر هم مجسمه بود مجسمه گاو بود از اینکه در پایان همین بخش دارد که ﴿وَ اتَّخَذَ قَوْمُ مُوسى مِنْ بَعْدِهِ مِنْ حُلِیِّهِمْ عِجْلاً جَسَدًا لَهُ خُوارٌ﴾ معلوم می‌شود سامری از همین ضعف فکری بنی اسرائیل سوء استفاده کرده است و آنها را به این بت دلخواه دعوت کرده است و آن هم از سنخ گاو بود و شاید آنچه را که در سورهٴ مبارکهٴ بقره گذشت که گاوی را کشتند تا آن مقتول زنده بشود فاضربوه ببعضها برای آن بود که جلوی بت پرستی درباره خصوص گاو را بگیرند خب پس این اصنام متعدد بود ولی زنده یا مرده به هر وجهی باشد این آیه قابل تطبیق است این چنین نیست که صنم مخصوص مجسمه باشد نکته مهم آن است که اینها اینها این کار را یعنی این شرک را از پیغمبرشان توقع داشتند که می‌گفتند ﴿یا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهًا کَما لَهُمْ آلِهَةٌ﴾
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تقلید کور باعث می‌شود که انسان از پیغمبر خود هم توقع داشته باشد که وثنیت را امضا کند با اینکه اینها سالیان متمادی از وجود مبارک موسی کلیم جز توحید چیزی نشنیدند جز دعوت به توحید چیزی سراغ نداشتند اما مع ذلک شرک را بر اساس تقلید کور قبول کردند و به پیغمبرشان هم پیشنهاد دادند که این شرک را امضا بکن ﴿یا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهًا کَما لَهُمْ آلِهَةٌ﴾ آنگاه وجود مبارک موسی کلیم (سلام الله علیه) چند مطلب گفتند اول اینکه فرمود ﴿انکم قوم تجهلون﴾ نفرمود انکم تجهلون انکم جاهلون جهل را خبر قرار نداد جهل را وصف قوم قرار داد که آن قوم بشود خبر اصلاً شما ملت نادانید نفرمود شما نادانید یعنی نادانی‌تان یک امر مسلمی است آن را به عنوان وصف ذکر می‌کند و قوم می‌شود خبر ﴿انکم قومٌ تجهلون﴾ اگر می‌فرمود انکم جاهلون یا انکم تجهلون این تاکیدی که از انکم قوم تجهلون برمی‌آید برنمی‌آمد چرا جاهلید؟ برای اینکه اینها یک گروهی هستند بت پرست حالا یا به دست من در آینده نزدیک یا در آینده دور یا به دست پیغمبر دیگری بساط اینها برچیده می‌شود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
از اینجا معلوم می‌شود که سامری در بین اینها بود از آن پیشنهاد تلخ ﴿اجْعَلْ لَنا إِلهًا کَما لَهُمْ آلِهَةٌ﴾ سوء استفاده کرد از جهل و عوامی یک عده سوء استفاده کردن کار سامری است و به رهبران الهی پیشنهاد عوام زدگی دادن آن هم کار اسرائیلی است ذات اقدس اله بعد از نقل این جریانها به پیغمبر اسلام (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید مبادا پیشنهاد عوامی یک عده را بپذیرید آیه 60 سورهٴ مبارکهٴ روم این است ﴿فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقُّ وَ لا یَسْتَخِفَّنَّکَ الَّذینَ لا یُوقِنُونَ﴾ استخفاف یعنی تهی مغز کردن یعنی شستشوی مغزی دادن، سبک مغز کردن فرمود مبادا این عوام‌ها طرزی پیشنهاد بدهند که تو خفیف بشوی، سبک بشوی، استخفافت بکنند، شستشوی مغزی بدهند برابر پیشنهاد عوامانه آنها قدم برداری مبادا این کار را بکنی البته این هشدار است ولی غرض آن است که کار عوامها پیشنهاد عوامی است و آن کسی که یک رگه و رده عوام فریبی یا عوامی در او هست به دنبال این راه می‌افتد این بیان نورانی را مرحوم کلینی (رضوان الله تعالی علیه) در همان جلد اول کتاب اصول کافی نقل کرده است «لیس بحکیم من رضی بثناء جاهل علی و لا بعاقل من انزعج من قول الزور فیه» فرمود آن کسی که چهار تا تعریف کردند آن باورش شد که حکیم نیست خب بالاخره که این عوام تو را نمی‌شناسند و به مقدار عوامی‌اش داره تعریف می‌کنند خب پس تو مورد پذیرش عوام شدی چرا خودت را باختی «لیس بحکیم من رضی بثناء جاهل علیه» یک وقت هست یک گروه تحصیل کرده‌ای از یک کسی تشویق به عمل می‌آورند خب درست است این هم باید شاکر باشد و متشکر نه خودش را گم بکند اما یک وقتی عوام از یک کسی تعریف می‌کند خب این چه طوری شاکر باشد متشکر باشد اینکه تعریف نیست این لابد یک کار عوام پرستی کرده که خوشش آمده این اگر ننالد و غصه نخورد، متأثر نشود ولی جای شکر و تشکر هم ندارد «لیس بحکیم من رضی بثناء» جاهل علی این باید غصه بخورد که چه کار پستی کردم که این عوام خوشش آمد اگر علما و خردورزان و حکما و دانشمندان از کسی تشکر بکند خب این باید خدا را شاکر باشد که یک کار عالمانه و محققانه کرده است که آنها تشکر کردند اینجا جای شکر است اما اگر عوامی از او تعریف کردند او هم می‌داند که کاری است عوام پسند این باید غصه بخورد که عجب چه کار عوامی من کردم «لیس بحکیم من رضی بثناء الجاهل علیه و لا بعاقل من انضعج من قول الزور فیه» اگر همان عوام یک روزی دو تا انتقاد کرده این منزوی بشود و خودش را کنار بکشد از جامعه جدا بشود از آن وظیفه اصلی باز بماند این آدم عاقل نیست برای اینکه این کسی که انتقاد کرده عوام است او که محققانه نقدی نکرده که خب غرض آن است که اینکه در قرآن کریم به پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فرمود مبادا اینها شستشوی مغزی بدهند، خفیفت بکنند، تهی مغزت بکنند، سبکت بکنند ما حرف سنگین برای تو فرستادیم ﴿إِنّا سَنُلْقی عَلَیْکَ قَوْلاً ثَقیلاً﴾ مبادا اینها با تهی مغزی تو را از پا دربیاورند ناظر به ماهاست وگرنه وجود مبارک پیغمبر که از این حرفها منزه بود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه اسدي - تفسیرنمونه
پیشنهاد بتسازى به موسى
در این آیات به قسمت حساس دیگرى از سرگذشت بنى اسرائیل که به دنبال پیروزى آنها بر فرعونیان واقع شد، اشاره شده است ، و آن مساله توجه آنها به بت پرستى است که نخستین جوانه آن در این آیات ، مورد بحث قرار گرفته ، و نتیجه نهائى آن بطور مفصل در سوره طه از آیه 86 تا 97 و بطور مختصر در آیه 148 به بعد از همین سوره آمده است .
در واقع ، با پایان گرفتن جریان فرعون گرفتارى بزرگ داخلى موسى ، یعنى درگیرى او با جهال بنى اسرائیل و افراد سرکش و لجوج آغاز گردید، و به طورى که خواهیم گفت این گرفتارى براى موسى (علیه السلام ) به درجات ، سخت تر و سنگین تر و طاقت فرساتر از درگیرى با فرعون و فرعونیان بود! و همین است خاصیت درگیریهاى داخلى .
در آیه نخست مى گوید: ما بنى اسرائیل را از دریا (رود عظیم نیل ) عبور دادیم (و جاوزنا ببنى اسرائیل البحر).
اما در مسیر خود به قومى برخورد کردند که با خضوع و تواضع ، اطراف بتهاى خود را گرفته بودند (فاتوا على قوم یعکفون على اصنام لهم ).
((عاکف )) از ماده عکوف به معنى توجه به چیزى و ملازمت آمیخته با احترام به آن مى باشد.
افراد جاهل و بی خبر آنچنان تحت تاثیر این صحنه قرار گرفتند که بلافاصله نزد موسى آمدند و گفتند براى ما هم معبودى قرار بده همانطور که آنها معبودان دارند! (قالوا یا موسى اجعل لنا الها کما لهم آلهة ).
موسى (علیه السلام ) از این پیشنهاد جاهلانه و نابخردانه ، بسیار ناراحت شد، به آنها
رو کرد و گفت : ((شما جمعیت جاهل و بى خبرى هستید! (قال انکم قوم تجهلون ).
در اینجا به چند نکته باید توجه کرد:
1 - از این آیه به خوبى استفاده مى شود، که سرچشمه بت پرستى ، جهل و نادانى بشر است ، از یکطرف جهل او نسبت به خداوند و عدم شناسائى ذات پاک او و اینکه هیچگونه شبیه و نظیر و مانند براى او تصور نمى شود.
از سوى دیگر جهل انسان نسبت به علل اصلى حوادث جهان که گاهى سبب حوادث را به یک سلسله علل خیالى و خرافى از جمله بت ، نسبت دهد.
از سوى سوم جهل انسان به جهان ماوراء طبیعت و کوتاهى فکر او تا آنجا که جز مسائل حسى را نمى بیند و باور نمى کند، این نادانیها دست به دست هم داده و در طول تاریخ ، سرچشمه بت پرستى شده اند و گر نه چگونه یک انسان آگاه و فهمیده ، آگاه به خدا و صفات او، آگاه از علل حوادث ، آگاه از جهان طبیعت و ماوراء طبیعت ، ممکن است قطعه سنگى را فى المثل از کوه جدا کند، قسمتى از آن را در ساختمان منزل ، و یا پله هاى خانه مصرف کند، و قسمت دیگرى را معبودى بسازد، و در برابر آن سجده نماید و مقدرات خویش را به دست او بسپارد؟!
جالب اینکه در گفتار موسى (علیه السلام ) در آیه فوق مى خوانیم که به آنها مى گوید شما جمعیتى هستید که در جهالت به طور مستمر غوطه ورید (چون تجهلون فعل مضارع است و غالبا دلالت بر استمرار مى کند) به خصوص اینکه متعلق جهل ، در آن بیان نشده و این خود دلیل بر عمومیت و توسعه آن مى باشد.
از همه جالبتر اینکه بنى اسرائیل ، با جمله اجعل لنا الها (معبودى براى ما قرار بده ) نشان دادند که ممکن است چیزى که هرگز منشا اثرى نبوده ، نه زیانى داشته و نه سودى دارد، با انتخاب و قرارداد و گذاردن نام بت و معبود بر آن ، ناگهان سرچشمه آثارى گردد، پرستش آن انسان را به خدا نزدیک کند، و بى احترامى به آن دور، عبادتش سرچشمه خیر و برکت ، و تحقیرش منشا ضرر و زیان گردد، و این نهایت جهل و بى خبرى است .
درست است که منظور بنى اسرائیل این نبوده براى ما معبودى بساز که خالق جهان باشد، بلکه منظورشان این بوده معبودى بساز که با پرستش ‍ آن به خدا نزدیک شویم و مایه خیر و برکت گردد، ولى آیا با یک نامگذارى و یا مجسمه سازى ، ممکن است یک موجود بى روح و بى خاصیت ، ناگهان سرچشمه این خواص و آثار گردد؟ آیا چیزى جز خرافه و جهل و خیالات واهى و پندارهاى بى اساس مى تواند چنین کارى را توجیه کند؟!
2 - شک نیست که بنى اسرائیل قبل از مشاهده این گروه بت پرستان زمینه فکرى مساعدى بر اثر زندگى مداوم در میان مصریان بت پرست براى این موضوع داشتند، ولى مشاهده این صحنه تازه گویا جرقه اى شد که زمینه هاى قبلى ، خود را نشان دهند، اما در هر حال این جریان نشان مى دهد که انسان تا چه اندازه ، تحت تاثیر محیط قرار دارد، محیط است که مى تواند او را به خداپرستى سوق دهد، و محیط است که مى تواند او را به بت پرستى بکشاند، محیط است که منشا انواع مفاسد و بدبختیها و یا سرچشمه صلاح و پاکى مى گردد (اگر چه انتخاب خود او نیز عامل نهائى است ) و به همین جهت اصلاح محیط در اسلام فوق العاده مورد توجه قرار دارد.
3 - موضوع دیگرى که از آیه به خوبى استفاده مى شود این است که در میان بنى اسرائیل به راستى افراد ناسپاس فراوانى بودند، با آنکه آنهمه معجزات موسى را مشاهده کردند و آن همه مواهب الهى شامل حالشان شده بود، چیزى از نابودى دشمن سرسختشان فرعون در میان امواج نگذشته بود، و آنها به لطف پروردگار از دریا گذشتند، اما ناگهان همه این مسائل را به دست فراموشى سپرده ، از موسى تقاضاى بت سازى کردند!.
در نهج البلاغه مى خوانیم یکى از یهودیان در حضور على (علیه السلام ) به مسلمانان ایراد کرد و گفت : شما هنوز پیامبرتان را به خاک نسپرده بودید که اختلاف کردید؟
على (علیه السلام ) این پاسخ دندانشکن را در جواب یهودى فرمود انما اختلفنا عنه لا فیه و لکنکم ما جفت ارجلکم من البحر حتى قلتم لنبیکم اجعل لنا الها کما لهم آلهة فقال انکم قوم تجهلون : ((ما درباره دستورات و سخنانى که از پیامبرمان رسیده اختلاف کرده ایم ، نه درباره خود پیامبر و نبوتش (تا چه رسد به الوهیت پروردگار) ولى شما پایتان از آب دریا خشک نشده بود که به پیامبرتان پیشنهاد کردید، براى ما معبودى قرار بده آنچنان که این بتپرستان معبودانى دارند، و او در جواب به شما گفت : شما جمعیتى هستید که در جهل غوطه ورید))! [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه :
(آیه 138)- پیشنهاد بت سازى به موسى! در اینجا به قسمت حساس دیگرى از سرگذشت بنى اسرائیل که به دنبال پیروزى آنها بر فرعونیان واقع شد، اشاره شده است، نخست مى‏گوید: «ما بنى اسرائیل را از دریا (رود عظیم نیل) عبور دادیم» (وَ جاوَزْنا بِبَنِی إِسْرائِیلَ الْبَحْرَ).
«اما در مسیر خود به قومى برخورد کردند که با خضوع و تواضع، اطراف بتهاى خود را گرفته بودند» (فَأَتَوْا عَلى‏ قَوْمٍ یَعْکُفُونَ عَلى‏ أَصْنامٍ لَهُمْ).
افراد جاهل و بیخبر آنچنان تحت تأثیر این صحنه قرار گرفتند که بلافاصله نزد موسى آمدند و «گفتند: اى موسى! تو، هم براى ما معبودى قرار بده همانطور که آنها معبودانى دارند»! (قالُوا یا مُوسَى اجْعَلْ لَنا إِلهاً کَما لَهُمْ آلِهَةٌ).
موسى (ع) از این پیشنهاد جاهلانه و نابخردانه، بسیار ناراحت شد، به آنها رو کرد و «گفت: شما جمعیت جاهل و بى‏خبرى هستید»! (قالَ إِنَّکُمْ قَوْمٌ تَجْهَلُونَ).
چرا که سر چشمه بت پرستى، جهل و نادانى بشر است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
و هذا آخر ما اختص الله من نبأ فرعون و القبط و تکذیبهم بَیات الله و ظلمهم و معاصیهم ثم أتبعه اقتصاص نبأ بنی اسرائیل و ما أحدثوه بعد إنقاذهم من ملکة فرعون و استعباده ، و معاینتهم الَیات العظام ، و مجاوزتهم البحر من عبادة البقر و طلب رؤیة الله جهرة ، و غیر ذلک من أنواع الکفر و المعاصی ، لیعلم حال الإنسان و أنه کما وصفه ظلوم کفار جهول کنود ، إلا من عصمه الله (و قلیل من عبادی الشکور) و لیسلی رسول الله صلی الله علیه و سلم مما رأی من بنی اسرائیل بالمدینة . و روی أنه عبر بهم موسی یوم عاشوراء بعد ما أهلک الله تعالی فرعون و قومه ، فصاموه شکرا لله تعالی (فأتوا علی قوم ) فمروا علیهم (یعکفون علی إصنام لهم ) یواظبون علی عبادتها و یلازمونها . قال ابن جریج : کانت تماثیل بقر : و ذلک أول شأن العجل و قیل : کانوا قوما من لخم . و قیل : کانوا من الکنعانیین الذین أمر موسی علیه السلام بقتالهم و قرئ : وجوزنا ، بمعنی أجزنا . یقال : أجاز المکان و جوزه و جاوزه بمعنی جازه ، کقولک : أعلاه و علاه و عالاه . و قرئ : یعکفون ، بضم الکاف و کسرها (اجعل لنا إلها) صنما نعکف علیه (کما لهم آلهة) أصنام یعکفون علیها . " و ما " کافة للکاف ، و لذلک وقعت الجملة بعدها و عن علی رضی الله عنه أن یهودیا قال له : اختلفتم بعد نبیکم قبل أن یجف ماؤه . فقال : قلتم اجعل لنا إلها قبل أن تجف أقدامکم (إنکم قوم تجهلون ) تعجب من قولهم علی أثر ما رأوا من الَیة العظمی و المعجزة الکبری ، فوصفهم بالجهل المطلق و أکده ، لأنه لا جهل أعظم مما رأی منهم و لا أشنع [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
کلمه‏ى «مُتبّر» از «تبار»، به معناى هلاکت است. آنان که یک عمر در سحر و جادو بودند، با دیدن یک معجزه چنان مؤمن شدند که تهدیدهاى فرعون آنان را نلرزاند، ولى طرفداران حضرت موسى با دیدن آن همه معجزات و پس از پیروزى بر فرعون، انحراف و بت‏پرستى قومى، آنان را به انحراف کشید و تازه از موسى علیه السلام نیز تقاضاى بت کردند. روزى یک یهودى به عنوان اعتراض به مسلمانان گفت: شما هنوز جنازه‏ى پیامبرتان را دفن نکرده بودید که با هم اختلاف کردید! حضرت على علیه السلام در پاسخ او فرمود: اختلاف ما در سخن پیامبر بود، نه در خودش و نه در خدا، امّا شما هنوز پایتان از آب دریا خشک نشده بود که از موسى تقاضاى بت کردید. <245> 1- پرستش (حقّ یا باطل)، در طول تاریخ بشر وجود داشته است. «یعکفون على اصنام لهم» (در زمان موسى علیه السلام نیز افرادى بت مى‏پرستیدند.) 2- محیط جبرآور نیست، ولى تأثیرگذار هست. «فأتوا على قوم ...» پس تا در اعتقاد و ایمان قوى نشده‏ایم، از محیط و فرهنگ فاسد دورى کنیم، زیرا گاهى مشاهده‏ى یک صحنه (از فیلم، عکس، ماهواره و یا اجتماع) چنان در انسان تأثیرگذار است که تمام زحمات تربیتى رهبران را متزلزل و خراب مى‏کند. 3- گاهى انسان از مهم‏ترین نعمت‏ها غفلت ورزیده و نسبت به آنها ناسپاسى مى‏کند. «جاوزنا... اجعل لنا» 4- گاهى انسان به‏حدّى کج‏اندیش مى‏شود که از رهبران الهى نیز درخواست ناروا مى‏کند. «یا موسى اجعل لنا آلهة» 5 - افراد و ملّت‏ها، هر لحظه در معرض خطر انحرافند. «قالوا یا موسى...» 6- ایمان سطحى، زودگذر است. «وجاوزنا... قالوا... اجعل لنا آلهة» 7- بدتر از دشمنان آگاه خارجى و بیگانه، دوستان نادانِ داخلى‏اند. «جاوزنا... قالوا پیا موسى اجعل...» 8 - تقاضاى مردم، همیشه صحیح نیست و اکثریّت و خواست آنان همه جا یک ارزش نیست. «قالوا... اجعل لنا آلهة» 9- الگوپذیرى، تقلید و مدل‏بردارى، از خصلت‏هاى انسان است. «اجعل لنا آلهاً کما لهم آلهة» 10- جهل، ریشه‏ى بت‏پرستى و بت‏پرستى، عملى به دور از عقل است. «تجهلون» جهل، در فرهنگ قرآن، در برابر عقل قرار دارد نه علم، یعنى به کار غیر عاقلانه جهل مى‏گویند. 11- تقاضاى خداى محسوس (همچون بت) از پیامبر بزرگوارى همچون موسى، نشانه‏ى جهل عمیق و ریشه‏دار است. «تجهلون» 12- هم انحراف‏هاى فکرى از بین رفتنى است، هم انحراف‏هاى عملى. «متّبر ما هم فیه و باطل ما کانوا یعملون» آرى، پایان باطل، نابودى است، پس ظاهرِ آن ما را فریب ندهد. 13- عبادت باید بر اساس تعقّل و تشکّر باشد. «أغیراللّه ابغیکم الهاً و هو فضّلکم» خدا یافتنى است، نه بافتنى، «ابغیکم» و پرستش غیر خدا، با عقل و روحیّه‏ى سپاسگزارى ناسازگار است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - تفسیر کوثر
خداوند از طریق اعجاز، بنى‏اسرائیل را از وسط دریا عبور داد ولى فرعون و فرعونیان را غرق کرد. بنى‏اسرائیل به همراهى موسى از دست فرعونیان فرار کردند و تحت تعقیب فرعون و سپاه او قرار گرفتند. آنان به دریا رسیدند و هیچ گونه کشتى در اختیار نداشتند. نزدیک بود که به دست فرعونیان بیفتند که خداوند به موسى دستور داد عصاى خود را به دریا بزن و او چنین کرد و دریا شکافته شد و آبها کنار رفت و موسى و بنى‏اسرائیل وارد دریا شدند؛ و با موفقیت از دریا عبور کردند.
پس از عبور موفقیت آمیز بنى‏اسرائیل از دریا، آنان با گروهى روبرو شدند که بتهایى داشتند و آنها را مى‏پرستیدند.گفته شده است که این گروه جماعتى از کنعانیان و یا بنى لخم بودند و بتهاى آنان به شکل گوساله بوده است. بنى‏اسرائیل در مصر نیز بت‏پرستى و گوساله پرستى را دیده بودند؛ با آن سابقه‏ذهنى و با این برخورد تازه، گروهى از آنان پیش موسى آمدند و خواستار آن شدند که موسى براى آنان بتها و خدایانى مانند این بتها قرار بدهد تا آنها را عبادت کنند!

معلوم مى‏شود که بنى‏اسرائیل هنوز حقیقت توحید را درک نکرده بودند و اگر از موسى پیروى نمودند براى آن بود که موسى آنان را از ظلم فرعون نجات داد، و گرنه معارف الهى که موسى آورده بود در دلهاى آنان جاگیر نشده بود و
روح بت‏پرستى بر وجود آنان حکومت مى‏کرد. از این رو با اینکه موسى به شدت با آنها برخورد کرد و آنان را از بت‏پرستى برحذر داشت باز هم آنان بعدها در جریان سامرى گوساله را پرستیدند.

توجه کنیم که درخواست بنى‏اسرائیل از موسى این نبود که براى آنها بتهایى را به عنوان خالق و مدبّر عالم تعیین کند، بلکه نظر آنها مانند بسیارى از بت‏پرستان این بود که چیزهاى قابل لمس و تجسّم یافته‏اى را تعیین کند که مظهر خداى اصلى باشد و آنها با پرستش این چیزها به خدا نزدیک شوند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.