از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  اعراب کلمه «قومه»
تقدیر آیه «و اختار موسى من قومه» است، یعنى موسى از قوم خود هفتاد نفر را انتخاب کرد، و بنا بر این، کلمه «قومه» که به صداى بالا خوانده مى‏شود فتحه آن بخاطر حذف کلمه «من» و به اصطلاح منصوب به نزع خافض است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 350 قالب : قواعد عربی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  به میقات رفتن 70 نفر از بنی اسرائیل
این آیه دلالت دارد بر اینکه خداى سبحان براى بنى اسرائیل میقاتى معین کرده بود تا براى امر عظیمى در آن میقات حاضر شوند، و موسى (علیه السّلام) هفتاد نفر از ایشان را براى اینکار انتخاب کرد، و اما اینکه این امر عظیم چه بوده آیه شریفه از آن ساکت است، و تنها این جهت را ذکر کرده که بعد از حضور در میقات بخاطر ظلم بزرگى که مرتکب شده بودند زلزله مهیبى ایشان را هلاک کرد، چون در آیه شریفه دارد که موسى عرض کرد: «پروردگارا اگر مى‏خواستى مرا و این قوم را قبل از این هلاک مى‏کردى آیا ما را بخاطر کار زشتى که سفهایى از ما مرتکب شده‏اند هلاک مى‏فرمایى»، از این جمله به خوبى بر مى‏آید که خداوند ایشان را با رجفه هلاک ساخته است.
و همین معنا این احتمال را تایید مى‏کند که قصه مذکور در این آیه همان قصه‏اى است که خداوند در آیه شریفه «وَ إِذْ قُلْتُمْ یا مُوسى‏ لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْکُمُ الصَّاعِقَةُ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُونَ ثُمَّ بَعَثْناکُمْ مِنْ بَعْدِ مَوْتِکُمْ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ» (بقره/56) و در آیه شریفه «یَسْئَلُکَ أَهْلُ الْکِتابِ أَنْ تُنَزِّلَ عَلَیْهِمْ کِتاباً مِنَ السَّماءِ فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى‏ أَکْبَرَ مِنْ ذلِکَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ ثُمَّ اتَّخَذُوا الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِ ما جاءَتْهُمُ الْبَیِّناتُ فَعَفَوْنا عَنْ ذلِکَ» (نساء/153) به آن اشاره فرموده است.
وقتى داستان وارده در آیه مورد بحث همان داستان باشد قهرا مقصود از «رجفه» که در آیه مورد بحث است همان رجفه صاعقه‏اى خواهد بود که در آن داستان بوده، نه رجفه در اندام ایشان که بعضى از مفسرین احتمالش را داده‏اند، و این اختلاف در تعبیر در آیات راجع به داستان صالح (علیه السّلام) نیز دیده مى‏شود، یکى مى‏فرماید: «فَأَخَذَتْهُمُ الرَّجْفَةُ فَأَصْبَحُوا فِی دارِهِمْ جاثِمِینَ» (اعراف/78) و یکى مى‏فرماید: «فَأَخَذَتْهُمْ صاعِقَةُ الْعَذابِ الْهُونِ» (حم سجده/17).
و از آیه 153 سوره نساء که چند سطر قبل نقل شد بر مى‏آید که درخواست رؤیت مربوط به نزول کتاب بوده، و گوساله‏پرستى ایشان بعدا اتفاق افتاده، و چنین استفاده مى‏شود که همراهان موسى به این منظور در میقات حاضر شدند که نزول تورات را ناظر باشند، و مقصودشان از رؤیت این بود که نزول تورات را به چشم خود ببینند، تا کاملا اطمینان پیدا کنند به اینکه تورات کتابى است آسمانى، و نازل از طرف خداى تعالى شاهد دیگر این معنا این است که از ظاهر آیه بر مى‏آید همراهان موسى که موسى ایشان را از میان بنى اسرائیل انتخاب کرده بود نسبت به اصل دعوت وى ایمان داشته‏اند، و غرضشان از اینکه گفتند: «ما هرگز ایمان نمى‏آوریم تا خدا را آشکارا ببینیم» این بوده که ایمان خود را از جهت نزول تورات مشروط و متعلق بر مشاهده و رؤیت کرده باشند.
و همه این قرائن شاهد بر این است که داستان مورد نظر آیه مورد بحث جزئى از داستان میقات و نزول تورات است، و از مجموع آیات بر مى‏آید که موسى وقتى خواست به میقات برود و تورات را بگیرد از میان بنى اسرائیل این هفتاد نفر را انتخاب کرده، و نامبردگان، به شنیدن صداى خدا و اینکه چگونه با پیغمبر خود سخن مى‏گوید قناعت نکرده از وى درخواست کردند تا خدا را به ایشان نشان دهد، و بخاطر همین درخواست صاعقه‏اى بر ایشان نازل شد و همه را هلاک کرد، و خداوند با دعاى موسى دوباره ایشان را زنده نمود، آن گاه خود موسى درخواست رؤیت نموده و آن وقایع پیش آمد، که از جمله آنها داستان گوساله‏پرستى قوم بود در ایام غیبت موسى.
و این معنا در اخبار وارده از ائمه اهل بیت (علیهم السّلام) نیز وارد شده، و به زودى از نظر خوانندگان خواهد گذشت- ان شاء اللَّه تعالى-.
البته همانطورى که گفتیم این مطلب از قرائنى که در سیاق آیات هست استفاده مى‏شود، نه اینکه آیه مورد بحث در مقام بیان آن باشد، ما خود اعتراف داریم که آیه تنها در مقام بیان ظلم بنى اسرائیل و نزول عذاب بر ایشان و دعاى موسى در حق ایشان است و اما اینکه این داستان جزئى از داستان میقات است آیه از آن ساکت است، لیکن باید دانست از این هم که غیر آن داستان است ساکت است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 350- 354 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  دعای حضرت موسی (علیه السلام) برای زنده شدن افراد مرده در میقات
غرض موسى (علیه السّلام) از این جمله این بود که خداوند همراهانش را دوباره زنده کند، چون مى‏دید اگر تنها به میان قوم برگردد و خبر مرگ همراهان را براى ایشان ببرد او را به قتل آنان متهم ساخته و به همین بهانه از دین بیرون مى‏روند، و دعوتش بکلى از بین مى‏رود، این بود مقصود موسى، و لیکن از آنجایى که موقف و موقعیتى که داشت اجازه نمى‏داد غرض خود را صریحا به زبان بیاورد، و همراهان خود را بخاطر آن معصیت بزرگى که مرتکب شدند، و در نتیجه مورد غضب شدید الهى قرار گرفته و هلاک گردیدند مستحق این نمى‏دید که بار دیگر عنایت الهى دستگیرشان شده و چشم به دنیا باز کنند.
لذا مطلب را پوست کنده به زبان نیاورد، بلکه براى اینکه رحمت خدا را بر غضبش غلبه داده و رأفتش را بر انگیزد، و به عبارت دیگر براى اینکه زمینه ذکر حاجت را با بر طرف کردن موانع اجابت فراهم ساخته باشد در آغاز سخن اسم ربوبیت را که خود مهیج رحمت است به زبان آورد و آن گاه گفت: «لَوْ شِئْتَ أَهْلَکْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ» زمام امر این مردگان از پیش هم در دست تو بود «و ایاى» و همچنین من، اگر مى‏خواستى مى‏توانستى قبل از این همه ما را هلاک کنى، و اگر همراهان مرا قبل از این هلاک مى‏کردى هیچگونه تهمتى متوجه من نمى‏شد.
آن گاه گفت: «أَ تُهْلِکُنا بِما فَعَلَ السُّفَهاءُ مِنَّا» و براى اینکه رعایت ادب را کرده باشد بصورت استفهام گفت از شان تو و رحمت و سنت ربوبیت دور است که مردمى را بخاطر اعمال سفهاى آنان مؤاخذه فرمایى.
سپس گفتار خود را با جمله «إِنْ هِیَ إِلَّا فِتْنَتُکَ این نیست جز امتحانى از تو» و همچنین با جمله «تُضِلُّ بِها مَنْ تَشاءُ وَ تَهْدِی مَنْ تَشاءُ» تاکید نموده و خلاصه چنین رسانید که هلاک کردن همراهان من یکى از موارد امتحان عمومى تو است که بندگان خود را با آن مى‏آزمایى تا هر که گمراه شدنى است گمراه شده و هر که هدایت شدنى است هدایت شود، و از سنت تو نیست که هر که در اثر امتحان تو گمراه شد هلاکش سازى.
و کوتاه سخن اینکه، تو آن خدایى که رحمتت همواره بر غضبت پیشى دارد، و سنت تو چنین نیست که در عقاب بدکاران از بندگانت عجله کنى، و یا آنان را بخاطر نفهمى‏هاى عده‏اى سفیه و نادان عقاب نمایى، تو آن خدایى هستى که مرا به سوى قومم مبعوث فرمودى، و به من وعده دادى که در پیش بردن دعوتم یاریم کنى، و هلاکت این عده فعلا براى من صلاح نیست و باعث تهمت بر من است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 354 و 355 قالب : تفسیری موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  دعای حضرت موسی (علیه السلام) برای زنده شدن افراد مرده در میقات
«أَنْتَ وَلِیُّنا فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا وَ أَنْتَ خَیْرُ الْغافِرِینَ» در این جمله شروع مى‏شود به نقل دعاهایى که موسى (علیه السّلام) در آن روز کرده بود، موسى (علیه السّلام) در این جمله کوتاه نیز حاجت و دعاى خود را در بین دو صفت از صفات خداى تعالى یکى صفت ولایت که مخصوص به مقام ربوبى است و یکى آمرزش او که بهترین آمرزش‏ها است قرار داد و بعد حاجت خود را درخواست نمود و چنین گفت: «فَاغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا» و این بهترین حاجتى است که خدا درخواست آن را از بندگان خود مى‏پسندد.
موسى (علیه السّلام) ذکر این دو صفت را کافى دانست از اینکه به حاجت اصلیش (زنده کردن همراهان) تصریح کند، و خواست تا با تصریح نکردن به آن اظهار تذلل و شرمسارى نماید، و گر نه شکى نیست که مقصودش از این کلام اظهار حاجت خود بوده، اگر چه تصریح نکرده، براى اینکه آیه‏اى که در سوره بقره راجع به این مطلب است مى‏فرماید: خداوند همراهان موسى را زنده کرد، و معلوم است که اگر استجابت دعاى موسى در کار نبود خداوند مردمى را که به عذاب خود هلاک کرده دوباره بدون جهت آنان را زنده نمى‏کند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 355 قالب : تاریخی موضوع اصلی : داستان حضرت موسی (علیه‌السلام) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  جهل انسان به باطن انسان های دیگر
در تفسیر برهان (ج 2 ص 38 ح 3) از ابن بابویه و او به سند خود از سعد بن عبد اللَّه قمى در ضمن حدیث طویلى روایت کرده که گفت: خدمت امام قائم (علیه السّلام) عرض کردم اى مولاى من مرا خبر ده از اینکه چرا مردم از انتخاب امام و زمامدار براى خود ممنوع شدند؟ فرمود: امام مصلح و یا مفسد؟ عرض کردم البته مصلح. فرمود: آیا با اینکه احدى از مردم از صلاح و فساد درونى اشخاص آگاهى ندارند آیا ممکن است شخصى را که انتخاب مى‏کنند اتفاقا بر خلاف تشخیصشان مفسد از کار در آید؟ عرض کردم بلى ممکن است. فرمود: علت ممنوعیت مردم‏ همین است که من آن را به صورت برهان برایت ایراد کردم.
سپس رو به سعد کرده و فرمود: بگو ببینم پیغمبرانى که خدا آنها را برگزیده و کتابشان داده و با عصمت تاییدشان کرده با اینکه اعلم- در دو نسخه چاپى از برهان اعلام وارد شده و لیکن احتمال دارد که تصحیف شده باشد- همه امت‏ها هستند مانند موسى و عیسى (علیهما السّلام) آیا با وفور عقل و کمال علمى که دارند هیچ ممکن نیست که وقتى بخواهند اشخاص نیکى را براى کارى انتخاب کنند اتفاقا منافق از کار در آیند؟ عرض کردم: نه.
فرمود: بلکه ممکن است، به شهادت اینکه موسى کلیم اللَّه (علیه السّلام) با وجود عقل و کمال علمش و با اینکه وحى به او مى‏شد مع ذلک وقتى از اعیان قومش و از وجوه لشکریانش و خلاصه از کسانى که شکى در ایمان و اخلاصشان نداشت هفتاد نفر براى رفتن به میقات برگزید انتخابش به خطا رفت و بجاى هفتاد نفر با ایمان هفتاد نفر منافق برگزید و قرآن در باره‏اش فرموده: «وَ اخْتارَ مُوسى‏ قَوْمَهُ سَبْعِینَ رَجُلًا لِمِیقاتِنا- تا آنجا که میفرماید- لَنْ نُؤْمِنَ لَکَ حَتَّى نَرَى اللَّهَ جَهْرَةً ... فَأَخَذَتْهُمُ الصَّاعِقَةُ بِظُلْمِهِمْ». پس با اینکه مى‏بینیم اختیار و انتخاب مثل موسى کسى که خداوند براى نبوتش برگزیده به خطا مى‏رود و افسد را بجاى اصلح بر مى‏گزیند مى‏فهمیم که انتخاب تنها و تنها کار کسى است که به باطن اشخاص راه داشته و ضمائر و سریره‏هاى افراد برایش آشکار باشد، و نیز مى‏فهمیم که بعد از خطا رفتن انتخاب انبیاء انتخاب مهاجر و انصار یک پشیز ارزش نداشته است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 372- 375 قالب : روایی موضوع اصلی : جهل گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رحمت خداوند بر مخلوقات
در الدر المنثور (ج 3 ص 130 ط بیروت‏) از احمد و ابو داود از جندب بن عبد اللَّه بجلى روایت کرده است که گفت: مردى عرب از بادیه وارد شد و شتر خود را خوابانید و آن را عقال کرد و سپس پشت سر پیغمبر (صلّی الله علیه و آله) به نماز ایستاد، بعد از نماز به صداى بلند چنین دعا کرد: پروردگارا مرا و محمد (صلّی الله علیه و آله) را رحم کن و احدى را در رحمت من و او شریک مساز. رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: از رحمت عمومى و واسع خداوند جلوگیرى مى‏کنى؟ براى خدا صد رحمت است که از آن همه تنها یک رحمت را بر خلق خود نازل کرده و با آن جن و انس و چارپایان را با یکدیگر مهربان مى‏کند، نود و نه رحمت دیگر دارد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 376 و 377 قالب : روایی موضوع اصلی : افعال خداوند گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  شمول رحمت الهی در قیامت
در الدر المنثور (ج 3 ص 130 ط بیروت‏) از طبرانى از حذیفة بن الیمان از رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) روایت کرده که در حدیثى فرمود: به آن خدایى که جان من در دست اوست هر آینه خداوند در قیامت آمرزشى کند که ابلیس هم به طمع بیفتد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 377 قالب : روایی موضوع اصلی : افعال خداوند گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ایمان مردم در زمان نبود پیغمبر (صلّی الله علیه و آله)
در تفسیر برهان (ج 2 ص 40 ح 9) از نهج البیان روایت کرده که رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: کدام یک از خلایق ایمانشان حیرت انگیزتر است؟ گفتند: ملائکه. فرمود: ملائکه خود در نزد پروردگارند، جهت ندارد که ایمان نداشته باشند. گفتند: انبیاء (علیه السّلام). فرمود: انبیاء هم مورد وحى خداى تعالى هستند، با این حال ایمان آوردنشان خیلى مهم نیست. گفتند: ما. فرمود: شما هم با من که پیغمبرم معاصر هستید، جهت ندارد که ایمان نیاورید، بلکه ایمان آن مردمى مهم و با ارزش است که بعد از شما مى‏آیند، با اینکه جز نوشته‏اى در اوراق چیزى ندیده‏اند مع ذلک به همان نوشته ایمان مى‏آورند، این است معناى آیه «وَ اتَّبَعُوا النُّورَ الَّذِی أُنْزِلَ مَعَهُ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 377 و 378 قالب : روایی موضوع اصلی : ایمان گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  تفرقه در امت های الهی
در الدر المنثور (ج 3 ص 136) است که ابن ابى حاتم از على بن ابى طالب (علیه السّلام) روایت کرده که گفت: بنى اسرائیل بعد از موسى به هفتاد و یک فرقه منشعب شدند و اهل نجات از همه آنها یک فرقه است و ما بقى در آتشند و نصارا بعد از عیسى (علیه السّلام) به هفتاد و دو فرقه منشعب شدند و اهل نجات از آنها تنها یک فرقه است، و ما بقى در آتشند، امت اسلام هم به هفتاد و سه فرقه منشعب خواهند شد و همه آن فرق در آتشند مگر یک فرقه، قرآن درباره آن یک فرقه از امت موسى فرموده: «وَ مِنْ قَوْمِ مُوسى‏ أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» و درباره امت عیسى فرموده: «مِنْهُمْ أُمَّةٌ مُقْتَصِدَةٌ» این آن دو امت اهل نجات از قوم موسى و عیسى هستند. و در باره ما مسلمانان مى‏فرماید: «وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُونَ» این آن فرقه اهل نجات از امت اسلام است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 378 قالب : روایی موضوع اصلی : شکستن عهد الهی گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.