از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و اذ قیل لهم اسکنوا هذه القریه وکلوا منها حیث شئتم و قولوا حطه وادخلوا الباب سجدا نغفر لکم خطیئاتکم سنزید المحسنین ):(و زمانی که به آنها گفته شد ،در این قریه مسکن گزینید و از هرجای آن که خواستید بهره ببرید و بگوییدگناهان ما را فرو ریز و سجده کنان از این در وارد شوید تا گناهان شما را بیامرزیم و نیکوکاران را فزونی می دهیم )، مقصود از (قریه ) سرزمینی است که در بیت المقدس واقع بوده و بنی اسرائیل مأمور به ورود به آنجا و فتح آن سرزمین وجنگیدن با اهالی آنجا یعنی (عمالقه ) بوده اند. و خداوند می فرماید: آن سرزمین بر شما مباح است و از همه قسمتهای آن می توانید بهره مند شوید و هنگام ورود در حال سجده و خضوع بگویید:خدایاگناهان ما را بریز، یعنی از خدا بخواهید که گناهتان را ببخشد و بپوشاند و ما به نیکوکاران افزون هم می دهیم ،پس آنچه نیکوکار به آن می رسد پاداشی بالاتر ازنیکی خود اوست ، اما بنی اسرائیل نافرمانی کردند و در نتیجه در میان >تیه < به سرگردانی مبتلا شدند، همچنانکه در سوره مائده آیه (20-26) درخصوص آن توضیح داده شد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
در سورهٴ مبارکهٴ اعراف آنجا سخن از رغدا هست رغد یعنی فراان و انبوه در سوره اعراف که محل بحث است سخن از رغدا نیست در اینجا فقط فرمود که ﴿اسْکُنُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ وَ کُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ﴾ سرش آن است که آنجا چون از دخول یاد کرده است وقتی وارد می‌شوید یک ملت خسته گرسنه وا مانده رنج دیده‌ای که از آن بیابان وارد یک شهری شده اینجا باید به او تعارف کرد که این نعمش اینجا رغد از فراوان میل کنید اما حالا وقتی که وارد شدند و ساکن شدند و آنجا در آن سرزمین دارند زندگی می‌کنند دیگر برایشان عادی است می‌فرماید کلوا منها حیث شئتم دیگر رغدا لازم نیست لذا آنچه را که برای اولین بار انسان وارد می‌شود باید چشم گیر باشد سخن از رغد است آنچه که در حال سکونت هست آنجا دیگر رغد نیست البته این در نشئه طبیعت است و دنیاست بین حدوث و بقائش فرق است آن لذتی که انسان تازه وارد از فراوانی نعمت می‌برد یک انسانی که در آن سرزمین زندگی می‌کند و برایش عادی شده اینچنین نیست لذا در سوره اعراف که سخن از دخول قریه است با رغد یاد شد رغدا یعنی انبوه و فراوان در سوره اعراف اینچنین نیست در تفسیر آلوسی می‌گوید که این نقض می‌شود به جریان حضرت آدم (سلام الله علیه) که در آنجا ذات اقدس اله با اینکه تعبیر به سکون کرده رغد را یاد کرده فرمود شما ساکن بهشت بشوید و از نعم بهشت حیث شئتما رغدا یاد کنید بعد گفت که اینها تقریبا تفنن در تعبیر است هر دو قسمش رواست هم می‌شود با د خول رغد را ذکر کرد هم می‌شود با سکون رغد را ذکر کرد این خلاصه درک جناب آلوسی است غافل از اینکه بهشت حسابش با دنیا جداست در بهشت انسان همیشه لذت می‌برد یک لذت انبوه و فراوان می‌برد دو بدون اینکه خستگی و رنج داشته باشد سه خب یک انسان تشنه تازه به چشمه کوثر رسیده چقدر از آب لذت می‌برد اگر فرض کنید کسی تشنگی‌اش صد در صد است او چقدر از آب کوثر لذت می‌برد خیلی کسی که حالا عادی شد برای او لذت کمتری می‌برد در بهشت اینچنین نیست یعنی کسانی که تازه وارد بهشت شدند لذت زاید ببرند کسانی که ماندند لذت کمتر ببرند اینطور نیست این کمی و زیادی مال نشئه دنیاست که حدوث و بقائش فرق دارد این یک مطلب دوم اینکه انسان تا گرسنه نشود لذت سیری را ندارد تا تشنه نشود لذت آب نوشیدن را ندارد خب یک آدم سیر اگر بخواهد غذا بخورد که لذت نمی‌برد که یک آدم غیر تشنه اگر بخواهد کوثر بنوشد که لذت نمی‌برد که این نقص دنیاست ولی در بهشت لذتش مسبوق به رنج تشنگی و گرسنگی نیست اینچنین نیست که انسان رنج تشنگی ببرد بعد لذت ببرد از آب کوثر او هر وقت می‌نوشد مثل بار اول لذت می‌برد بدون سبق تشنگی او هر وقت غذا میل می‌کند بدون سبق رنج گرسنگی لذت سیری را دارد وگرنه در او رنج بود که در حال یکه لا لغو فیها و لا تاثیم اصلاً رنج و غصه و اندوه برای او نیست یک جایی که لذت دائم باشد مسبوق به رنج نیست لذا جریان حضرت آدم (سلام الله علیه) که ذات اقدس اله فرمود اسکنوا و کلوا حیث شئتما رغدا با جریان بنی اسرائیل خیلی فرق است این یک علامه طباطبایی می‌خواهد بفهمد کار آلوسی و امثال آلوسی نیست خب این نکات ادبی بود که چرا آن را مقدم داشتی چرا آن را موخر داشتی چرا آنجا ضمیر .. آوردی اینها مقدور آن آقایان است اما یک قدری که حرف بالا آمد دیگر از شافعی نپرسید [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 104
(آیه 161)- در تعقیب آیات گذشته در این آیه و آیه بعد به قسمت دیگرى از مواهب پروردگار به بنى اسرائیل و طغیانگرى آنان در برابر این مواهب اشاره شده است، نخست مى‏گوید: «و (به خاطر بیاورید) هنگامى را که به آنها گفته شد در این سرزمین (بیت المقدس) ساکن گردید و از نعمتهاى فراوان آن، در هر نقطه و هرگونه که مى‏خواهید بخورید» و بهره گیرید (وَ إِذْ قِیلَ لَهُمُ اسْکُنُوا هذِهِ الْقَرْیَةَ وَ کُلُوا مِنْها حَیْثُ شِئْتُمْ).
«و بگویید: خداوندا! گناهان ما را بریز و از در بیت المقدس با خضوع و تعظیم وارد شوید» (وَ قُولُوا حِطَّةٌ وَ ادْخُلُوا الْبابَ سُجَّداً).
که اگر این برنامه را انجام دهید «خطاهایى را که مرتکب شده‏اید مى‏بخشیم‏
__________________________________________________
(1) در باره «منّ» و «سلوى» ذیل آیه 57 سوره بقره بحث کردیم.
و به نیکوکاران پاداش بیشتر و بهتر خواهیم داد» (نَغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئاتِکُمْ سَنَزِیدُ الْمُحْسِنِینَ).
«حطّه» به معنى نزول چیزى از طرف بالاست و این کلمه در واقع شعار آنها به هنگام ورود به بیت المقدس بود، یعنى «تقاضاى ما ریزش گناهانمان و یا ریزش باران عفو و رحمتت بر ماست». [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر نمونه
در تعقیب آیات گذشته در این دو آیه اشاره به قسمت دیگرى از مواهب پروردگار به بنى اسرائیل و طغیانگرى آنان در برابر این مواهب شده است . نخست مى گوید: ((به خاطر بیاورید هنگامى را که به آنها گفته شد در این سرزمین (بیت المقدس ) ساکن گردید و از نعمتهاى فراوان آن ، در هر نقطه و هر گونه که مى خواهید استفاده کنید)) (و اذ قیل لهم اسکنوا هذه القریة و کلوا منها حیث شئتم ). و به آنها گفتیم ((از خداوند تقاضاى ریزش گناه و بخشش خطاهایتان کنید، و از در بیت المقدس با خضوع و تعظیم وارد شوید (و قولوا حطة و ادخلوا الباب سجدا). که اگر این برنامه ها را انجام دهید، خطاهائى را که مرتکب شده اید مى بخشیم ، و به نیکوکاران پاداش بیشتر و بهتر خواهیم داد (نغفر لکم خطیئاتکم سنزید المحسنین ). ولى با اینکه درهاى رحمت به روى آنها گشوده بود، و اگر از فرصت استفاده مى کردند مى توانستند، گذشته و آینده خود را اصلاح کنند، اما ستمکاران بنى اسرائیل نه تنها استفاده نکردند بلکه فرمان پروردگار را بر خلاف آنچه به آنها گفته شده بود عمل کردند (فبدل الذین ظلموا منهم قولا غیر الذى قیل لهم ). ((سرانجام به خاطر این نافرمانى و طغیان و ظلم و ستم بر خویشتن و بر - دیگران عذابى از آسمان بر آنها نازل کردیم (فارسلنا علیهم رجزا من السماء بما کانوا یظلمون ). تفسیر نمونه جلد 6 صفحه 415 باید توجه داشت که مضمون این دو آیه نیز با تفاوت مختصرى در سوره بقره آیه 58 و 59 آمده است و ما تفسیر آن را بطور مشروحتر در جلد اول صفحه 182 و 183 آوردیم . تنها تفاوت مهمى که میان آیات مورد بحث و آیات سوره بقره است این است که در اینجا در پایان مى گوید بما کانوا یظلمون و در آنجا بما کانوا یفسقون و شاید تفاوت این دو به خاطر آن باشد که گناهان داراى دو جنبه است ، یکى جنبه مربوط به پروردگار و دیگرى جنبه مربوط به خود انسان ، قرآن در آیه سوره بقره با تعبیر به فسق که مفهومش خروج از اطاعت و فرمان خدا است ، اشاره به جنبه اول کرده و در آیه مورد بحث با تعبیر به ظلم اشاره به جنبه دوم نموده است . ((حطه )) چیست و چه معنى دارد؟ قابل توجه اینکه بنى اسرائیل ماءمور بودند که به هنگام ورود به بیت - المقدس دل و جان و روح خود را با یک توبه خالصانه و واقعى که در کلمه حطه خلاصه مى شد، از آلودگى به گناهان گذشته بشویند، و از آنهمه جرائمى که قبل از ورود به بیت المقدس مخصوصا آزارهائى که به پیامبر بزرگشان موسى بن عمران نمودند از خدا تقاضاى بخشش ‍ کنند. کلمه حطه که در واقع شعار آنها به هنگام ورود به بیت المقدس بود، صورت اختصارى از جمله ((مسئلتنا حطه )) یعنى تقاضاى ما ریزش گناهان ما و یا ریزش باران عفو و رحمتت بر ما است زیرا حطه در اصل به معنى نزول چیزى از طرف بالا است . اما این شعار مانند همه شعارها به این مفهوم نبود که تنها الفاظى را بر زبان جارى کنند بلکه مى بایست زبانشان ترجمان روح و تمام ذرات وجودشان باشد اما همانطور که در آیه بعد آمده است بسیارى از آنها حتى این شعار تربیتى را مسخ کردند، و به شکل زننده اى در آوردند و آن را یک وسیله مسخره و تفریح ساختند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر کشاف
(و إذا قیل لهم ) و اذکر إذ قیل لهم . و القریة : بیت المقدس . فإن قلت : کیف اختلفت العبارة ههنا و فی سوره البقرة ؟ قلت : لا بأس باختلاف العبارتین إذا لم یکن هناک تناقض . و لا تناقض بین قوله ، اسکنوا هذه القریة و کلوا منها ، و بین قوله فکلوا لأنهم إذا سکنوا القریة فتسببت سکناهم للأکل منها ، فقد جمعوا فی الوجود بین سکناها و الأکل منها . و سواء قدموا الحطة علی دخول الباب أو أخروها ، فهم جامعون فی الإیجاد بینهم ، و ترک ذکر الرغد لا یناقض إثباته ، و قوله (نغفر لکم خطایاکم سنزید المحسنین ) موعد بشیئین : بالغفران ، و بالزیادة ، و طرح الواو لا یخل بذلک ، لأنه استئناف مرتب علی تقدیر قول القائل : و ماذا بعد الغفران ؟ فقیل له : سنزید المحسنین ، [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمدامين احمدي فقيه - از تحقیقات اینجانب و مراجع مختلف
آیه‌ی باب الحطه، (علی، علیه السلام باب الحطه است)
حضرت علی، علیه‌السلام، و سایر ائمه، علیهم السلام باب الحطه می‌باشند. در بعضی تفاسیر حطه گفتن همان «لااله الاالله» گفتن است.
از امام باقر علیه السلام: "نحن باب حطتکم"، ما (ائمه) به منزله ی باب حطه ی شما هستیم.
باب حِطّه. عنوانی است که در بعضی از روایات سنّی و شیعی برای حضرت علی و امامان شیعه علیهم السلام به کار رفته است. این عنوان از آیه های فوق گرفته شده است.
شأن نزول
بر طبق این آیه، خدا به بنی اسرائیل فرموده است که سجده کنان داخل «باب» قریه شوند و «حطّه» بر زبان آورند تا خدا از خطاهای آنان در گذرد. در تفسیر این آیه سخنان بسیاری گفته اند و اغلب نوشته اند که مقصود از قریه، بیت المقدس است که یکی از درهای آن «باب حطّه» نام داشته است.
ابوذر غفاری، ابو سعید خدری و ابن عبّاس از پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم روایت کرده اند که اهل بیت من در میان این امت مانند «باب حطّه» برای بنی اسرائیل هستند، خداوند از راه ایشان گناهان را می بخشاید (إنّما مَثَلُ اهل بیتی فیکُم ... مثلُ باب حطّةٍ، من دخله نَجا و مَنْ لم یَدْخله هلک ). بنابر روایتی که صدوق نقل کرده، حضرت علی علیه السلام به نقل از پیامبرصلی الله علیه و آله و سلم خود را «باب حطّه » نامیده است، چنانکه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را باب حطّة امّت اسلام خوانده است و می فرماید: باب حطّة امت اسلام از باب حطّة بنی اسرائیل افضل است، زیرا آن از چوب بود و ما امامان ناطق و صادق و مؤمنیم.
واژه حطّة، دوبار در قرآن آمده است. عربى یا دخیل بودن آن از چالشهایى است که توجه واژه پژوهان قرآنى و مفسران را به خود معطوف ساخته است.
حطه را در لغت، برگرفته از ریشه «ح ـ ط ـ ط» مى‌دانند. معانى گوناگون و در عین حال قابل جمعى که در واژه‌نامه‌هاى عربى براى ریشه یاد شده آمده است، نشان مى‌دهد که فرونهادن و پایین آوردن چیزى یا کسى از جاى و جایگاه بالاى آن، اعم از اینکه مادى یا معنوى باشد، اصلى‌ترین مؤلّفه معنایى آن است، ازاین‌رو بر زمین نهادن بار چارپایان، تنزل مقام، برداشتن بار و سنگینى تکلیف یا گناه از دوش انسان، پایین آمدن بهاى کالا و ... از مصادیق گوناگون این معنا در کاربردهاى متفاوت آن است.
حطه را عربى و به معناى طلب بخشش و آمرزش گناهان مى‌داند. برخى این توضیح را آورده‌اند که افزون بر پشیمانى قلبى، توبه باید در رفتار (جوارح) و گفتار انسان نیز بازتاب یابد، از اینرو بنى‌اسرائیل، پس از پشیمانى، فرمان یافتند که خاضعانه از باب حطه عبور کرده، گفتارى مبنى بر طلب آمرزش بر زبان جارى کنند. معناى طلب آمرزش بودن حطه، در پاره‌اى از احادیث شیعه و سنى که مورد توجه مفسران نیز قرار گرفته، بازتاب یافته است. در این احادیث، جایگاه امیرمؤمنان، على(علیه السلام) و اهل‌بیت پیامبر صلى الله علیه و آله و سلم در میان مسلمانان همانند باب‌حطه براى بنى‌اسرائیل خوانده شده است که ورود از آن (محبت و ولایت آنان) مایه آمرزش گناهان و معیار ایمان به خداست. برخى از مفسران با پذیرش معناى مشهور، مصداق جمله‌اى را که باید بنى اسرائیل مى‌گفتند، «لا إله إلا اللّه» مى‌دانند. دیدگاه دوم، با تشبیه «قولوا حِطَّة» به «قولوا لا إله إلا اللّه» که اساسى‌ترین شعار توحیدى اسلام است، به معناى فراگیرترى قائل شده است. بر اساس این تفسیر، حطه به معناى وانهادن همه باورها، اندیشه‌ها، اخلاق و رفتارهاى غیرتوحیدى است که بر دوش انسان سنگینى مى‌کند و باید اساس برنامه‌هاى زندگى بنى‌اسرائیل قرار مى‌گرفت و سرانجام اینکه برخى با نفى دیدگاه مشهور و در برداشتى کاملاً بى‌سابقه، عبور از باب‌حطه را نمادى از تسلیم شدن در برابر قوانین‌شهرى و گفتن حطه را به معناى آگاهى و اقرار به دست کشیدن از آزادى مطلق و پذیرش شرایط شهرنشینى پنداشته‌اند؛ با این توضیح که بنى‌اسرائیل در صحراى سینا، زندگى بیابانى و آزادى داشتند و هنگامى که فرمان اقامت در شهر را یافتند، خداوند از آنان خواست تا قوانین و شرایط شهرنشینى را گردن نهند، زیرا در غیر این صورت شیرازه جامعه از هم مى‌پاشید. این دو دیدگاه اخیر با ظاهر آیه و دیدگاه مشهور واژه‌پژوهان و مفسران درباره معناى حطه سازگار‌نیست.
از مجموع دو آیه ی فوق که به "حطه" اشاره شده و آنچه تاکنون گفته شد مى‌توان نتیجه گرفت که باب‌حطه در میان بنى‌اسرائیل داراى جایگاهى مقدس و کاملا شناخته شده بوده است و به احتمال زیاد همان "درِ صخره مقدس" است که پس از اسلام به نام باب توبه و حطه خوانده شده است.
‏ منبع:
1.بحار الانوار، ج23، ص105.
2.کنزالعمال، ج12، حدیث 1150.
3.منهج الصادقین، ج1، ص215.
4.تفسیر و ترجمه ی بهائالدین خرمشاهی.
5.طبرسی. الاتقان فى علوم القرآن؛ الاصفى فى تفسیر القرآن؛ الامالى، صدوق؛ الانس الجلیل بتاریخ القدس و الخلیل؛ انوارالتنزیل و اسرارالتأویل، بیضاوى؛ البحرالمحیط فى التفسیر؛ بصائر الدرجات الکبرى؛ بیت المقدس؛ بیت المقدس و تحول قبله؛ تاج العروس من جواهرالقاموس؛ التبیان فى تفسیر القرآن؛ التحقیق فى کلمات القرآن الکریم؛ ترتیب کتاب العین؛ تفسیر احسن‌الحدیث؛ تفسیر الجلالین؛ تفسیر جوامع الجامع؛ تفسیر غریب القرآن الکریم؛ تفسیر فرات الکوفى؛ التفسیر الکاشف؛ التفسیر الکبیر؛ تفسیر کنز الدقائق و بحرالغرائب؛ تفسیر مجاهد؛ التفسیر المنسوب الى الامام العسکرى(علیه السلام)؛ تفسیر نمونه؛ تفسیر نورالثقلین؛ جامع البیان عن تأویل آى القرآن؛ الجامع الصغیر؛ الجامع لاحکام القرآن، قرطبى؛ الجواهرالحسان فى تفسیر القرآن، ثعالبى؛ الدرالمنثور فى التفسیر بالمأثور؛ روح المعانى فى تفسیر القرآن العظیم؛ روض الجنان و روح الجنان؛ زادالمسیر فى علم‌التفسیر؛ سفرنامه؛ شواهد التنزیل؛ الصحاح تاج اللغة و صحاح العربیه؛ الغریبین فى القرآن و الحدیث؛ فتح القدیر؛ الفرقان فى تفسیر القرآن؛ فیض القدیر شرح الجامع الصغیر من احادیث البشیر النذیر؛ فى ظلال القرآن؛ قاموس قرآن؛ قاموس کتاب مقدس؛ القاموس المحیط؛ کتاب الخصال؛ کتاب سلیم‌بن قیس؛ الکشاف؛ کشف الاسرار و عدة الابرار؛ کنز العمال فى سنن الاقوال و الافعال؛ اللباب فى علوم الکتاب؛ لسان العرب؛ لغات القبائل الواردة فى القرآن؛ المتوکلى فیما ورد فى القرآن؛ مجمع‌البحرین؛ مجمع البیان فى تفسیر القرآن؛ المصباح المنیر؛ معانى القرآن، فراء؛ المعجم الصغیر؛ معجم مقاییس‌اللغه؛ مفردات الفاظ القرآن؛ مناقب الامام امیرالمؤمنین على‌بن ابى‌طالب(علیه السلام)؛ الموسوعة الذهبیة للعلوم الاسلامیه؛ نظم دررالسمطین فى فضائل المصطفى و المرتضى و البتول و السبطین؛ النهایة فى غریب الحدیث و الاثر؛ واژه‌هاى دخیل در قرآن مجید؛ هل فى‌القرآن اعجمى. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
وَ إِذْ قِیلَ لَهُمُ اُسْکُنُوا هٰذِهِ اَلْقَرْیَةَ :و یاد کن اى پیغمبر زمانى را که گفته شد مر بنى اسرائیل را بعد از جهاد و ظفر ساکن شوید این قریه را، یعنى اریحا و ایلیا از قراى بیت المقدس، وَ کُلُوا مِنْهٰا حَیْثُ شِئْتُمْ :و بخورید از فواکه و اطعمۀ آن از هرجا خواهید، وَ قُولُوا حِطَّةٌ :و بگویید درخواست ما حطه است یعنى بار خدایا محو کن گناهان ما را، وَ اُدْخُلُوا اَلْبٰابَ سُجَّداً :و داخل شوید از درهاى قریه در حالى که ساجد یا خاضع باشید از غایت تواضع، نَغْفِرْ لَکُمْ خَطِیئٰاتِکُمْ :تا بیامرزیم براى شما گناهان شما را، سَنَزِیدُ اَلْمُحْسِنِینَ :زود باشد که زاید نمائیم اجر نیکوکاران را به رفع درجات، و مزید ثواب به محض تفضل [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عاملی
و پس از مدت زمان که به تربیت موسى از خوى توحّش آنها کاسته شد و لایق شهرنشینى و تمدّن شدند بمفاد «اُسْکُنُوا هٰذِهِ اَلْقَرْیَةَ » تا آخر آیه مأمور شدند که در آبادى ساکن شوند، لیکن باید در اوّل ورود، و جلو مدخل، و آغاز زندگى تازه، با کمال فروتنى و سجده و تقاضاى بخشش وارد شوند، که تلقین بنفس باشد و تمرین براى آنها، تا بدانند: که در شهرنشینى باید خوى گردن فرازى و غرور و خودپسندى را از خود دور کنند و همیشه متواضع باشند و با احتمال تقصیر در کار و فکر پى مغفرت و صلاح باشند و متوجّه باشند، انسان از غار و بیابان بشهر و آبادى منتقل شد آنگاه که این گونه تحوّل در فکر و اخلاق او پیدا شد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ إِذْ قِیلَ لَهُمُ اُسْکُنُوا هٰذِهِ اَلْقَرْیَةَ وَ کُلُوا مِنْهٰا حَیْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُوا حِطَّةٌ وَ اُدْخُلُوا اَلْبٰابَ سُجَّداً الخ از جمله تفضلاتى که خداوند درباره بنى اسرائیلیان فرموده این بود که آنها را مأمور گردانید که داخل در قریه شوید و از نعمتهاى آن هرچه خواهید بخورید و هنگام داخل شدن در قریه بگوئید(حطّة)و در اینکه مقصود از قریه کجا است و نیز(حطّة)یعنى چه خلاف است،راجع به(قریه)اکثر مفسرین گفته اند مقصود بیت المقدس است بدلیل قوله تعالى در سوره مائده آیه 24 (یٰا قَوْمِ اُدْخُلُوا اَلْأَرْضَ اَلْمُقَدَّسَةَ اَلَّتِی کَتَبَ اَللّٰهُ لَکُمْ )

و در اینکه مقصود از(حطّة)چیست و نیز آیا سجده اى که مأمور شدند چه نحو سجده اى بوده نیز خلاف است،راجع به(حطّة)از مفسرین دو قول نقل شده:بقولى(حطة)کلمه توبه است به این معنى که(اللهم حطّ عنا خطایانا) خدایا گناهان را از ما فرونه ،و بقولى مقصود تلفظ بلفظ (حطة)است ابن عباس گفته مقصود کلمه(لا اله الاّ اللّه)است و اما راجع به سجده بعضى گفته اند که سجده متعارف است و بعضى گفته اند که انحناء است ازروى تواضع [تأویل عرفانى] بعضى از عرفاء در توجیه آیه گفته اند خطاب است که اى روندگان بسوى حقیقت در مقامات و منازل خلوص داخل گردید و اى سیرکنندگان در مراتب و تطورات نفس بقدم صدق و یقین در عالم علم و عمل داخل گردید و از نیکوترین غذاهاى علمى و روزیهاى معنوى بخورید و از باب انسانیّت که آن حقیقت انسان و انسان معنوى است بهره بردارى نمائید و ممکن نیست داخل گردیدن در عالم قدس الهى مگر بولوج و دخول از دربى که در داخل آن رحمت است و ظاهر آن عذاب [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.