از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(واذ اخذ ربک من بنی ادم من ظهورهم ذریتهم و اشهدهم علی انفسهم الست بربکم قالوا بلی شهدنا ان تقولوا یوم القیمه انا کنا عن هذا غافلین ):،(زمانیکه پروردگارت از اولاد آدم از پشتهایشان فرزندانشان را بگرفت و آنها رابر خودشان گواه خواست که مگر من پروردگار شمانیستم ؟ گفتند: آری ، گواهی می دهیم ، تا روز قیامت نگویند ما از این مطلب غافل بوده ایم )، (اخذ)یعنی گرفتن چیزی از چیز دیگر که مستلزم این است که اولی به نحوی از انحاء مستقل ازدومی باشد، در اینجا قید (من ظهورهم ) را اضافه نمود تا دلالت بر نوع جدایی نماید و اینکه در اخذ مزبور، مقداری ازماده اخذ شده ،بطوری که چیزی ازصورت مابقی ماده ناقص نشده و نیز استقلال و تمامیت خود را از دست نداده وپس از اخذ، آن مقدار گرفته شده را هم موجود مستقل و تمام عیاری از نوع مأخوذمنه قرار داده است ، فرزند از پشت پدر گرفته شده و موجودی مستقل گشته و از پشت این فرزند نیز فرزندش اخذ شده تا همه افراد انسانی موجود ومنتشر شوند ،بطوریکه هر یک از دیگری مستقل باشد و آنگاه خداوند هر فردی را گواه بر خودش قرار داد ،چون (اشهاد)بر هر چیز یعنی حاضر کردن گواه در نزدآن و نشان دادن حقیقت آن ، تا گواه ، حقیقت آن چیز را با حس خود درک کند،پس اشهاد بر خود آنها،یعنی نشان دادن حقیقت آنها به خودشان و آنگاه ازایشان در باره خویش طلب شهادت نمود تا به ربوبیت خدای سبحان شهادت دهند و این مسأله ای است که انسان هر چقدر هم از نظر مادی و سلطه ظاهری توانگر باشد و هر قدر هم که اسباب مادی او را مغرور کند، باز هم نمی تواندمنکر این مطلب شود که خودش مالک وجودش نیست و در تدبیر امور خویش استقلال ندارد، چون اگر چنین بود هرگز ناچار نمی شد در برابر علل و اسباب طبیعی تسلیم شود و مقهور آنها گردد، پس انسان در حقیقت محتاج به پروردگارمالک و مدبر است و این احتیاج عین ذات اوست و از او جدا نمی شود و آنگاه همه انسانها به چنین مطلبی شهادت دادند و اعتراف کردند که خدای یکتاپروردگار و مدبر امور آنهاست . و در عبارت بعدی ابطال حجتی را که ممکن است بندگان به آن احتجاج کنندمی رساند و می فهماند اگر این اخذ و شهادت گرفتن از بندگان و اعتراف آنها به ربوبیت خداوند نبود،بندگان می توانستند در روز قیامت بهانه بیاورند که ما علم نسبت به این مسأله نداشتیم و از آن غافل بودیم و بر غافل هم که تکلیف ومؤاخذه ای نیست و به این وسیله خود را از عذاب می رهانیدند، لکن خداوند به این وسیله حجت را بر ایشان تمام کرده است ،تا در قیامت که حجابهای غیب کنار می روند و امکان تکلم با پروردگارشان را می یابند نتوانند این مسأله را انکارکرده و بگویند ما متوجه نبودیم و نمی دانستیم . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : عالی بود خسته نباشید استفاده کردم
2) : سلام خوب هستش اما خوبتر این بود که یک خلاصه ی تفسیر شریف المیران رو بذارید و یک تفسیر کامل آن رو تا اونایی که به خود کتاب دست رسی ندارن راحت بتون به متن کامل خود کتاب تون سایت ریباتون مراجعه کنند و نیز متن تفاسیر دیگر شیعه را هم آن چنان که عرض کردم درج کنید عالی میشود ...
3) : این کجاش خلاصه هست ؟!!!!!! شما اولین پاراگراف از یک تفسیر حدود 30 صفحه ای رو آوردین و بهش میگین خلاصه ؟!!! این در حقیقت یکی از چند نظریه ای هست که علامه در تفسیر این آیه آورده و البته نظرات مخالف این نظریه رو هم توضیح داده و در آخر نظر خودشون رو هم بیان کرده.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مريم محراب بگي - مجمع البیان
تفسیر پیمان فطرت و خرد در آیات پیش، از پیمان‏هایى که در کتاب هاى آسمانى است سخن رفت، اینک به منظور جمع میان دلایل نقلى و عقلى و اقامه دلیل و برهان، به ترسیم پیمان‏هاى فطرى و عقلى پرداخته و مى ‏فرماید:
وَاِذْاَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنى‏ آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَاَشْهَدَهُمْ عَلى‏ اَنْفُسِهِمْ أَلَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنآ
هان اى پیامبر، به آنان بگو: به یاد آورید آن گاه را که خدا از پشت و صلب فرزندان آدم نسل و تبار آنان را برآورد و آنان را برخودشان گواه گرفت و فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟
آنان گفتند: چرا! تو پروردگار پرمهر و فرزانه ماهستى؟

چگونگى این پیمان‏
دیدگاه دانشمندان مسلمان درباره مفهوم این آیه شریفه و چگونگى این پرسش و پاسخ و این پیمان و گواهى خواستن، متفاوت است.
الف : به باور گروهى از مفسّران، خداى توانا نسل انسان را به صورت ذرّات و ژن‏هاى ناچیزى از صلب آدم بیرون آورد و آنها را به آدم ارائه فرمود و گفت: هان اى آدم من بر آنم که از نسل تو پیمان بگیرم که تنها مرا بپرستند و برایم همتا و نظیر نگیرند و رزق و روزى خود را از من بخواهند. آن گاه به آن ژن‏ها و ذرّات ناچیز فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ آنها همگى پاسخ دادند چرا، ماگواهى مى‏دهیم که تو آفریدگار وپروردگار ما هستى. و او به فرشتگان فرمود: شماگواه باشید. و آنان گفتند: ما گواه این حقیقت خواهیم بود.
برخى از این گروه بر این باورند که آفریدگار هستى به آن ذرّات و ژن‏ها نعمت خرد و فهم ارزانى داشت، به گونه‏اى که سخن خدا را شنیدند و پیام او را دریافتند؛ و آنگاه آنان را به صلب آدم باز گردانید ؛ و در آنجا بودند تا به تدریج به نسل‏هاى بعد انتقال یافتند و به دنیا آمده و مى‏آیند. کسانى که بر توحید گرایى فطرى پایدار بمانند و اسلام را راه زندگى قرار دهند، به همان فطرت پاک نخستین هستند و توحید گرا مى‏باشند امّا کسانى که کفر ورزند، از آن پیمان فطرى انحراف جسته‏اند.
این دیدگاه را روایاتى نیز تأیید مى‏کند، امّا این روایات از نظر علمى و فنّى چندان مورد اعتماد نیستند.

ارزیابى این دیدگاه به باور پژوهشگران این دیدگاه با ظاهر آیه شریفه هماهنگى و سازش ندارد، چرا که:
1 - آیه شریفه نشانگر آن است که خدا نسل فرزندان آدم را از صلب و پشت خود آنان برگرفت و نه از پشت حضرت آدم‏علیه السلام.
2 - آیه مبارکه نشانگر آن است که هدف از این پیمان آن بود که آنان بهانه و عذرى نیاورند و نگویند ما دچار غفلت و بى‏خبرى شدیم و پیمان فطرت را از یادبردیم و بر راه و رسم شرک آلود پدرانمان گام سپردیم.
از این بیان چنین دریافت مى‏گردد که آنان پدرانى شرک گرا داشته‏اند، و این بادیدگاه مورد بحث که مى‏گوید آنان را از صلب آدم گرفت تناسب ندارد.
3 - افزون بر آنچه آمد، نسل و تبارى که از صلب آدم بیرون آورده شد، اگر خردمند و هوشمند نبود که نمى‏توانست خداى یکتا را بشناسد و به توحید گرایى و یکتاپرستى روى آورد؛ و اگر خرد و رز و هوشمند بود، نباید این پیمان جاودانه را از یاد ببرد، چرا که پیمان در صورتى درست است که از ذهن انسان پاک نگردد، و فراموش نشود، و ما طبق این دیدگاه باید آن پیمان را به خاطر داشته باشیم، در صورتى که کسى از میلیاردها انسان چنین خاطره‏اى در ذهن خویش ندارد. با این بیان چگونه مى‏توان پذیرفت که همه انسانها پیمانى را آگاهانه و آزادانه بسته و آن را امضا کرده باشند و همگى آن را از ریشه فراموش کنند؟
و این در حالى است که ما با نگرش به قرآن در مورد سراى آخرت، مى‏بینیم که مردم در آنجا خاطرات زندگى دنیا را در ذهن دارند و با هم از زندگى دنیا و گذشته خویش سخن مى‏گویند که یک نمونه آن گفتگوى بهشتیان با دوزخیان است.(45)
4 - و سرانجام این که در صورتى که این دیدگاه را بپذیریم، باید بر این باور باشیم که خدا مردم را در گذشته یک بار به دنیا آورده و مکلّف ساخته و برده است و آنگاه بدون این که چیزى از آن را به یاد داشته باشند، آنان را باردیگر باز گردانیده است تا به آنان پاداش یا کیفر دهد، و چنین تصوّرى ثمره‏اش درست پنداشتن پندار طرفداران تناسخ است.
از «على بن عیسى» آورده‏اند که «ابو بکر ابن اخشید» مى‏گفت: ممکن است اصل این خبر و این مطلب درست باشد، امّا تفسیر و تأویل آیه آن گونه که دیدگاه نخست ترسیم مى‏کند نیست، بلکه هدف آفریدگار هستى از این کار این بود که انسان‏ها را به راه سپاس از نعمت‏ها و اقرار به توحید و یکتایى آفریدگار هستى سوق دهد و بر ایشان روشنگرى نماید که اساس آفرینش بر پایه نیکى و شایستگى و توحید و تقوا نهاده شده است؛ درست همان‏گونه که روایت مى‏فرماید انسانها همه بر توحید گرایى و خدا پرستى زاده شده‏اند.
«ابوهذیل» در کتاب «الحجّة» از حسن بصرى و یارانش آورده است که: نعمت و پاداش شکوهبارى که خدا در بهشت به کودکان خردسال ارزانى مى‏دارد، پاداش ایمان آنان در عالم «ذر» مى‏باشد.
به هر صورت دیدگاه نخست صرف نظر از ایرادها و اشکالهایى که بر آن وارد آمده، نشانگر این نکته است که پیمان مورد بحث یک قرار داد «تشریعى» است که میان انسانهایى آگاه و هوشمند از یک سو و آفریدگار فرزانه هستى از سوى دیگر بسته شده است.
ب : امّا به باور گروهى دیگر از جمله «رمانّى»، «ابو مسلم» و «ابن اخشید» منظور از این پیمان، نه پیمان تشریعى و قرار داد میان آفریدگار هستى و انسانهاى هوشمند و خود آگاه است، بلکه منظور پیمان فطرى و تکوینى است. و آن این گونه است که آفریدگار هستى فرزندان انسان را از صلب پدران به قرارگاه رحم مادران انتقال مى‏دهد و طبق نظام شگرف آفرینش آنها را به تدریج به سوى کمال سوق مى‏دهد و آیات و نشانه‏هاى شگفت انگیز آفرینش و قدرت بى همتاى خود را به آنان مى‏نمایاند و به آنان استعداد و توانایى دریافت دلایل ونشانه‏هاى یکتایى خود را ارزانى مى‏دارند، و بدین وسیله تو گویى از آنان بر یکتایى خودگواهى مى‏طلبد و مى‏پرسد: آیا من آفریدگار و تدبیرگر امور شمانیستم؟ و آنان در عالم استعدادها و تکوین و آفرینش گواهى بر یکتایى و قدرت او مى‏دهند که چرا!
با این بیان، مفهوم گواهى گرفتن آنان این گونه است که آفریدگار هستى، یکتایى خود را از راه آفرینش به آنان فهماند؛ چراکه در دستگاه خرد واندیشه آنان توان و دلایلى قرار داد که مى‏توانند به وسیله آن به یکتایى و بى‏همتایى او استدلال نمایند و در کران تا کران درون و برونشان شگفتیهاى بسیارى پدید آورد تا در پرتو آنها به سوى او راه یابند. آرى، خدا در این مورد برایشان تردید وابهامى باقى نگذاشت و بدین‏سان با این نشانه‏هاى روشن و روشنگر آنان را به یکتایى و قدرت خویش گواه گرفت و به گونه‏اى حقیقت را بر ایشان روشن و آشکار ساخت که گویى آنان زبان به اقرار و اعتراف گشوده و به یکتایى او گواهى داده‏اند، گرچه در حقیقت چنین چیزى نبوده است.
این گونه تعبیر و بیان در قرآن شریف نمونه دارد، از آن جمله این آیه شریفه است که مى‏فرماید: فقال لها و للأَرض ائتیا طوعاً او کرها قالتا أَتینا طائعین(46)
پس خدا به آسمان و زمین فرمود: از روى میل یا اجبار پدید آیید و سر برفرمان گذارید، آن دو گفتند: از روى میل پدید آمده، وسر بر فرمان نهاده‏ایم.
و نیز نظیر این آیه شریفه که مى‏فرماید: شرک گرایان را نرسد در همان حال که به کفرگرایى خویش گواهى مى‏دهند، مسجدهاى خدا را آبادسازند. ما کان للمشرکین أنْ یعمروا مساجد الله شاهدین على انفسهم بالکفر...(47)
روشن است که در مورد نخست، خدا با آسمان و زمین سخن نگفته و آنان هم پاسخ نداده‏اند. و نیز در مورد دوّم مى‏دانیم که کفراگریان با زبان به کفر خویش گواهى نمى‏دادند؛ و هر دو تعبیر بیانگر وصف و حال است نه گفتار بازبان. به بیان دیگر عملکرد آنان به گونه‏اى بر کفرشان گواه بوده است که گویى با زبان گواهى کرده‏اند.
افزون بر آنچه آمد در گفتگوى روز مره مردم نیز به این گونه تعابیر بر مى‏خوریم؛ براى نمونه:
انسان در برابر آفریدگار خویش زبان به سپاس گشوده و مى‏گوید: بار خدایا! اعضا و اندام ها و کران تاکران وجودم بر مهرو نعمت‏هاى بى‏کران تو گواهى مى‏دهند و سپاس مى‏گزارند.
یا پاره‏اى از سخنوران نامدار در سخنان خویش مى‏گویند:
سَلِ الأَرض مَن شق انهارک؟ و غرس اشجارک؟ و اینع ثمارک؟ فان لم تجبک حواراً اجابتک اعتباراً.
هان، از زمین خدا بپرس که چه کسى جویبارهایت را گشوده؟
درختان سرسبز و پرطراوتت را نشانده؟
و میوه ‏هاى رنگارنگ و تماشایى‏ات را رسانده است؟
آرى، از زمین بپرس و بدان که اگر با زبان نتواند با تو سخن گوید و پاسخ دهد، به زبان حال پاسخ تو را خواهد داد و با نشان دادن آثار تمدّن‏ها و درس هاى عبرت، به تو رهنمود خواهد داد.
و از این تعابیر و از این نمونه‏ها در نثر و شعر عرب بسیار است.
ج : از دیدگاه برخى از جمله «قاضى» و «جبایى» منظور این است که خداگروهى از فرزندان آدم را آفرید وبه آنان خرد و اندیشه ارزانى داشت و آنگاه به وسیله فرستادگان خود از آنان بریکتایى و بى‏همتایى خود اقرار گرفت و آنان نیز به بندگى و فرمانبردارى از آفریدگار خویش اقرار کردند تا در روز رستاخیز نگویند: دچار غفلت شده یا پدرانشان شرک گرا بودند واینان از پى آنان گام سپرده‏اند.
بدین سان به نظر مى‏رسد که خدا مى‏خواهد این نکته را روشن سازد که او بخشاینده و آمرزنده است و از روى بخشایشگرى کسانى را که عذر داشته باشند کیفر نمى‏دهد.
با این بیان، این رویداد مربوط به گروهى از فرزندان انسان است، نه همه آنان، و از آیه چنین دریافت مى‏گردد که مردم با ایمان در میان این گروه نیستند؛ چرا که آیه نشانگر آن است که این گروه پدرانشان شرک گرا بوده‏اند. افزون بر آن، فرزندان صلبى و بى‏واسطه آدم از صلبِ نسل او گرفته نشده است.
«زهرى» از پاره‏اى آورده است که جمله «شهدنا»، (گواهى دادیم) از زبان فرشتگان است و منظور آیه این است که: ما گواهى دادیم تا شما فرزندان انسان در روز رستاخیز نگویید که ما از این پیمان فطرى بى‏خبربودیم...، امّا این مطلب، هم باظاهر آیه ناسازگار است و هم با دیدگاه مفسّران؛ زیرا منظور آیه شریفه این است که فرزندان انسان گفتند که ما گواهى دادیم و نه فرشتگان؛و در آیه نام و نشانى از فرشتگان نیست. به هرحال تنها بحث در آیه شریفه این است که فرزندان آدم چگونه گواهى دادند و گرنه اصل بحث روشن و گویاست.
اَنْ تَقولُوا یَوْمَ الْقِیمَةِ اِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلینَ‏
و براى این که در روز رستاخیز هنگامى که گرفتار کیفر مى‏شوید، نگویید: ما از این پیمان فطرت بى‏خبر بودیم و خردمان کامل نشده بود که درباره آن بیندیشیم.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رعنا سليمان عباسي - تفسیر کوثر ، جلد چهارم

و هنگامى که پروردگار تو از فرزندان آدم، از پشتهایشان، فرزندانشان را گرفت و آنان را بر خودشان گواه کرد، آیا پروردگار شما نیستیم؟ گفتند: آرى گواهى مى دهیم. مبادا در روز قیامت بگویید که ما از این غافل بودیم. یا بگویید همانا پدران ما از پیش (به خدا) شریک قرار دادند و ما فرزندانى پس از آنها بودیم. آیا ما را به سبب آنچه که اهل باطل انجام داده هلاک مى کنى؟

در زبان اخبار و احادیث وارده از معصومین(ع) از وجود عالمهاى گوناگون و از جمله عالمى خبر داه شده که به آن «عالم ذرّ» یا «عالم الست» یا «عالم قالوابلى» گفته مى شود. این عالم که مربوط به دوران پیش از خلقت آدم و یا همزمان با خلقت اوست، عالمى بوده که در آن تمام انسانهایى که مقدر بوده تا روز قیامت به دنیا بیایند به صورت ذرّه و به تعبیر بعضى از روایات به شکل مورچه در آنجا گرد آورده شدند و از آنها پیمانى بر توحید و یگانگى و ربوبیت خدا و نبوت پیامبران از جمله نبوت پیامبر اسلام و ولایت اوصیا، از جمله ولایت امیرالمؤمنین (ع)، گرفته شد و سپس آن افراد که به صورت ذرّه بودند از بین رفتند و یا به جایگاه اولى خود برگشتند.
1-زراره مى گوید: از امام باقر درباره سخن خدا پرسیدم که فرمود: «هنگامى که پروردگارت از پشتهاى بنى آدم فرزندانشان را خارج کرد...» امام فرمود: خداوند از پشت آدم فرزندان او را تا روز قیامت بیرون آورد و آنها مانند ذرّه بیرون آمدند; پس صنعت خود را به آنها نشان داد و معرفى کرد، و اگر این کار نبود کسى پروردگارش را نمى شناخت.
امام صادق (ع) فرمود: همانا خداوند علم و دین خود را بر آب حمل کرده بود و این پیش از آن بود که زمینى یا آسمانى یا جنّى یا انسى یا آفتابى یا ماهى وجود داشته باشد، پس چون خواست مردم را خلق کند آنها را در برابر خود منتشر کرد و به آنها گفت: پروردگار شما کیست؟ پس اوّلین کسى که سخن گفت پیامبر خدا و امیر المؤمنین و امامان بودند که گفتند: تو پروردگار ما هستى. پس خدا علم و دین را بر آنها حمل کرد. سپس به فرشتگان گفت: اینان حاملان علم و دین من و امناى من در میان مردم هستند و آنان مسؤولیت دارند. سپس به فرزندان آدم گفته شد: به ربوبیّت خدا و اطاعت اینان اقرار کنید. پس گفتند:
آرى، پروردگارا اقرار کردیم. پس به فرشتگان گفت: گواه باشید. فرشتگان گفتند:
گواهى مى دهیم تا اینها نگویند ما از آن غافل بودیم.
3-پیامبر فرمود: خداوند در سرزمین عرفه از پشت آدم پیمان گرفت. پس از صلب او تمام فرزندانى را که آفریده مى شوند خارج کرد و آنها را در برابر خود مانند ذرّه پراکنده ساخت. سپس با آنها سخن گفت. آنگاه پیامبر این آیه را تلاوت کرد: فقال الست بربکم قالوا بلى ... (آخر آیه).
شیخ مفید موضوع عالم ذر را در «اجوبة المسائل السرویه» با تفصیل بیشترى مورد بحث قرار داده و در ضمن جواب مسأله دوم از مسائل سرویه احادیثى را که درباره اخراج ذریه آدم از صلب او به شکل ذره، وارد شده چنین معنا مى کند که خداوند ذریه آدم را مانند ذره از صلب او خارج کرد و افق از آنها پر شد بعضى از آنها داراى نور بودند و بعضى در ظلمت قرار داشتند و بعضى آمیزه اى از نور و ظلمت داشتند. وقتى آدم آنها را دید، هم از کثرت آنها و هم از تفاوتشان در نور و ظلمت تعجب کرد. خداوند مى خواست کثرت نسل او را به او نشان بدهد، و درباره تفاوتهایى که در نور و ظلمت داشتند خداوند به او چنین توضیح داد که آنها که در نور محض هستند برگزیدگان من از فرزندان تو هستند که همواره در اطاعت من قرار دارند و آنها اهل بهشتند، و کسانى که در ظلمت محض واقع شده اند کافران ذریه تو هستند و فرمان مرا اطاعت نخواهند کرد و جاى آنها در جهنم است، و کسانى که هم نور دارند و هم ظلمت، افرادى هستند که اعمال بد را با اعمال نیک مخلوط مى کنند. آنها را اگر خواستم با عدل خود عذابشان مى کنم و اگر خواستم با فضل خود مى بخشایم.
شیخ مفید احتمال مى دهد که آنها اجسام بسیار کوچکى بودند که روح نداشتند و خداوند مى خواست کثرت ذریه آدم و عاقبت امر آنها را به حضرت آدم نشان دهد
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : با سلام. خیلی عالی بود. خدا خیرتان دهد.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
بعد از ذکر مواثیق کتب سماویه بیان فرماید: اخذ میثاق را نسبت به تمام مکلفان به جهت جمع میان دلایل عقل و نقل ابلاغ در اقامۀ حجت و مى فرماید: وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ :و یاد بیاور اى پیغمبر، زمانى را که اخذ فرمود پروردگار تو میثاق را از فرزندان آدم، مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ :از پشتهاى ایشان نسل ایشان را، یعنى بیرون آورد از اصلاب آنها نسل ایشان را قرنى بعد قرنى و نسلى بعد نسلى، وَ أَشْهَدَهُمْ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ :و شاهد گردانید ایشان را بر نفوسشان، یعنى براى ایشان نصب دلایل ربوبیت خود فرمود و در عقول آنها مرکوز ساخت چیزى را که داعى ایشان بود به اقرار ربوبیت، تا آنکه به منزلۀ کسانى گشته که ایشان را فرموده: أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ :آیا نیستم من پروردگار شما قٰالُوا بَلىٰ :گفتند در جواب آرى، تو پروردگار مائى پس حق تعالى تنزیل تمکین ایشان فرموده از علم به ربوبیت به منزلۀ اشهاد و اعتراف بر طریقۀ تمثیل و دال بر اینست قوله: شَهِدْنٰا :شاهدیم ما بر اقرار خود و اخذ میثاق کردیم أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ :و این اخذ به جهت کراهت اینست که گویند روز قیامت: إِنّٰا کُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِینَ :به درستى که ما بودیم از این اقرار بى خبران، یعنى متنبه نشدیم برآن [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عرفانی اشراق
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ ، وَ أَشْهَدَهُمْ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ ، أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ ؟ قٰالُوا: بَلىٰ ، شَهِدْنٰا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ إِنّٰا کُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِینَ

اى پیامبرم بیاد آور زمانى که خداى تو، از پشت فرزندان آدم ذرّیه آنان را بر خود گواه گرفت، که آیا من پروردگار شما نیستم ؟ گفتند بله، ما به خدایى تو شهادت مى دهیم که دیگر در روز قیامت نگوئید ما از این آفریننده غافل بودیم

آدم نخست، نخستین کسى است که به اسماى الهى احاطه پیدا کرد و از آنجایى که حق این آدم را بصورت خودش آفرید، او را منعکس کنندۀ همۀ اسما و صفات خودش نیز قرار داد پس او نمونۀ کاملى است که علم و دانش خدایى در او تحقق خارجى پیدا کرده است بنابراین انسان در بر دارنده همۀ علوم ظاهرى و باطنى در نظام هستى است بُو الْبَشَر کاو عَلَّم الْأَسْمٰا بگ است صد هزاران علمش اندر هر رگ است اسم هر چیزى چنان کآن چیز هست تا به پایان، جان او را داد دست هر لقب کاو داد، آن مبدل نشد آنکه چُستش خواند او کاهل نشد هر که آخر مؤمن است، اوّل بدید هر که آخر کافر او را شد پدید اسم هر چیزى تو از دانا شنو سِرِّ رمزِ عَلَّمَ الْأَسْما شنو اسم هر چیزى بر ما ظاهرش اسم هر چیزى بر خالق سِرش نزد موسى، نام چوبش بُد عصا نزد خالق بود، نامش اژدها بُد عُمَر را نام اینجا بت پرست لیک مؤمن بود نامش در أَلَسْت آن که بد نزدیک ما، نامش منى پیش حق، این نقش بد که با منى صورتى بود این منى اندر عدم پیش حق موجود، نه بیش و نه کم حاصل آن آمد حقیقت نام ما پیش حضرت، کآن بود انجام ما مرد را بر عاقبت نامى نهد نه بر آن کاو عاریت نامى نهد چشم آدم، چون به نور پاک دید جان و سِرِّ نامها گشتش پدید چون مَلَک، انوار حق در وى بیافت در سجود افتاد و در خدمت شتافت مدح این آدم که نامش مى برم قاصرم گر تا قیامت بشمرم این همه دانست و چون آمد قضا دانش یک نهى، شد بر وى خطا کاى عجب نهى از پى تحریم بود یا به تأویلى، بُد و توهیم بود؟ در دلش تأویل چون ترجیح یافت طبع در حیرت سوى گندم شتافت باغبان را خار چون در پاى رفت دزد فرصت یافت، کالا برد تفت چون ز حیرت رست، باز آمد به راه دید برده دزد، رخت از کارگاه رَبَّنٰا إِنّا ظَلَمْنٰا گفت و آه یعنى آمد ظلمت و گم گشت راه پس قضا ابرى بود خورشید پوش شیر و اژدرها شود زو همچو موش من اگر دامى نبینم گاهِ حُکم من نه تنها جاهلم در راهِ حُکم اى خنک آن کاو نکو کارى گرفت زور را بگذاشت، او زارى گرفت گر قضا پوشد سیه همچون شبت هم قضا دستت بگیرد عاقبت گر قضا صد بار قصد جان کند هم قضا جانت دهد، درمان کند این قضا صد بار اگر راهت زند بر فراز چرخ، خرگاهت زند از کرم دان این که مى ترساندت تا به مُلکِ ایمنى بنشاندت این سخن پایان ندارد، گشت دیر گوش کن تو قصّۀ خرگوش و شیر [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه
پیمان نخستین و عالم ذر
آیات فوق در حقیقت اشاره اى به توحید فطرى و وجود ایمان به خدا در اعماق روح آدمى است و به همین جهت بحثهایى را که در آیات گذشته این سوره در زمینه توحید استدلالى بوده است تکمیل مى کند گرچه در تفسیر این آیه بحثها و گفتگوهاى فراوان و داغى در میان مفسران به راه افتاده و احادیث گوناگونى در این باره وارد شده ولى ما سعى مى کنیم نخست تفسیر اجمالى آیه و بعد مهمترین بحثهاى مفسران و سپس انتخاب خودمان را به طور فشرده و مستدل در اینجا بیاوریم خداوند روى سخن را در این آیه به پیامبر کرده،نخست چنین مى گوید: به خاطر بیاور موقعى را که پروردگارت از پشت فرزندان آدم ذریه آنها را بر گرفت و آشکار ساخت و آنها را گواه بر خویشتن نمود و از آنها پرسید:آیا من پروردگار شما نیستم ؟آنها همگى گفتند آرى گواهى مى دهیم ( وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قٰالُوا بَلىٰ شَهِدْنٰا ) ذریة چنان که دانشمندان لغت گفته اند در اصل به معنى فرزندان کوچک و کم سن و سال است،ولى غالبا به همه فرزندان گفته مى شود،گاهى به معنى مفرد و گاهى به معنى جمع استعمال مى گردد اما در اصل معنى جمعى دارد در باره ریشه اصلى این لغت احتمالات متعددى داده شده است بعضى آن را از ذرء (بر وزن زرع)به معنى آفرینش مى دانند بنا بر این مفهوم اصلى ذریه با مفهوم مخلوق و آفریده شده برابر است و بعضى آن را از ذر (بر وزن شر)که به معنى موجودات بسیار کوچک همانند ذرات غبار و مورچه هاى بسیار ریز مى باشد دانسته اند،از این نظر که فرزندان انسان نیز در ابتداء از نطفه بسیار کوچکى آغاز حیات مى کنند سومین احتمال که در باره آن داده شده این است که از ماده ذرو (بر وزن مرو)به معنى پراکنده ساختن گرفته شده و اینکه فرزندان انسان را ذریه گفته اند به خاطر آن است که آنها پس از تکثیر مثل به هر سو در روى زمین پراکنده مى شوند سپس اشاره به هدف نهایى این سؤال و جواب و گرفتن پیمان از فرزندان آدم در مسئله توحید نموده مى فرماید: این کار را خداوند به این جهت انجام داد که در روز قیامت نگوئید ما از این موضوع(توحید و شناسایى خدا)غافل بودیم ( أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ إِنّٰا کُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِینَ ) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّیَّتَهُمْ وَ أَشْهَدَهُمْ عَلىٰ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قٰالُوا بَلىٰ شَهِدْنٰا أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ اَلْقِیٰامَةِ إِنّٰا کُنّٰا عَنْ هٰذٰا غٰافِلِینَ در میان مسلمانان گروهى است که به وجود «عالم ذر» با استناد به این آیه و برخى از روایات عقیده دارند معناى عالم ذر از دیدگاه این گروه آن است که خداوند پس ازآن که آدم را آفرید، همۀ مردان و زنانى را که از صلب او در آینده از آدم اوّل تا فرجام جهان به وجود مى آیند بیرون آورد و تمام آنها را به صورت ذرّه، یکباره و یکجا گرد آورد و آن گاه به آنها گفت: آیا من پروردگارتان نیستم ؟ گفتند: بله، تو پروردگار ما هستى پس از این اعتراف، خداوند آنها را به صلب آدم برگردانید ما نیز با کسانى خواهیم بود که به وجود عالم ذر ایمان دارند، مشروط بر اینکه به پرسش هاى زیر پاسخ دهند:

1 خدا این نسل را در کجا گرد آورد؟
2 آیا آنها را در همین زمین گرد آورد و یا در جایى دیگر؟
3 آیا این زمین گنجایش همۀ آنها را داشته است ؟
4 برفرض اینکه زمین گنجایش آنها را داشته است؛ زیرا آنها به شکل ذرّه بوده اند؛ امّا آیا آدم آن قدر درشت بوده است که تمام فرزندانش را که به طور مستقیم و با واسطه از او تا روز قیامت بیرون مى آیند دربر گیرد؟
5 آیا تنها یکى از آن جمعیتى که تعدادشان بیش از تعداد ریگ هاست، این خطاب الهى و پیمانى را که به طور شفاهى با خداوند بسته است، به یاد دارد؟ و اگر گفته شود طولانى شدن زمان موجب فراموشى او از این پیمان شده است، باید گفت که خداوند چگونه علیه او به چیزى استدلال مى کند که آن را به خاطر نمى آورد؟ این سؤال ها از دیدگاه عقل است؛ یعنى آنچه در ذهن یک انسان خردمند خلجان مى کند

امّا از لحاظ نصّ آیه، باید گفت: آیه برعکس عالم ذر که از صلب آدم اوّل گرفته شد دلالت دارد؛ زیرا خداوند فرموده است: «أَخَذَ رَبُّکَ مِنْ بَنِی آدَمَ » و نگفته است: «من آدم»، بااینکه مى دانیم، به فرزند آدم گفته مى شود: آدم؛ امّا به آدم اوّل گفته نمى شود: ابن آدم و نیز خدا فرموده است: «مِنْ ظُهُورِهِمْ » و نفرموده است: «من ظهره» و همچنین گفته: «ذُرِّیَّتَهُمْ » و نگفته است: «ذریّته » بعلاوه، خدا در آیۀ دوم گفته است: «او این پیمان را بدان جهت از آنان گرفت که هیچ کس شرک پدرانش را بر او حجت قرار ندهد، درحالى که مى دانیم نخستین فردى که از آدم به وجود آمد نمى تواند به شرک پدرش استدلال کند؛ زیرا فرض برآن است که او مشرک نبوده است بنابراین، آیۀ دوم دلالت دارد که خداوند از تک تک فرزندان آدم و پس ازآن که وجود پیدا کرد، بلکه پس از رشد و ادراک او، پیمان گرفت [و مى گیرد]

ما از این سخن که «خدا از انسان پیمان گرفت» تنها این را مى‏‌فهمیم که خدا فطرت و غریزه و استعداد را در نهاد هر انسان خردمندى به ودیعت گذارد که اگر بخواهد مى‏‌تواند با آن، هدایت را از گمراهى و حق را از باطل تمیز دهد و نیز با آن، به سوى ایمان به خدا و دین حق او هدایت شود؛ به بیانى دیگر: هر انسانى مى‏‌تواند درباره‏ نشانه‏‌ها و دلایل وجود خدا بیندیشد. مسلمانان بر این مطلب وحدت‏‌نظر دارند که سنت نبوى صلّى اللّه علیه و آله آیات قرآنى را بیان و تفسیر مى‏‌کند و این سخن پیامبر صلّى اللّه علیه و آله به تواتر نقل شده که فرمود: «هر مولودى بر فطرت خداشناسى زاده مى‌‏شود و آن‏گاه، پدر و مادرش او را یهودى یا نصرانى و یا مجوسى مى‏‌سازند». و نیز این سخن پیامبر صلّى اللّه علیه و آله که گفت: «خدا مى‏‌فرماید: من بندگانم را خداپرست آفریدم و شیاطین آمدند آنها را از دینشان منحرف کردند».

وَ أَشْهَدَهُمْ عَلى‏ أَنْفُسِهِمْ أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏ شَهِدْنا. هرکدام از این پرسش و پاسخ تا امروز پابرجاست و تا آخرین روز دنیا خواهد بود؛ زیرا زبان حال واقعیت است؛ نظیر آیه 11 از سوره فصلت: «... پس به آسمان و زمین گفت: خواه یا ناخواه بیایید. گفتند: فرمان‏بردار آمدیم». أَنْ تَقُولُوا یَوْمَ الْقِیامَةِ؛ یعنى از بیم این که بگویید و یا براى این‏که نگویید. إِنَّا کُنَّا عَنْ هذا غافِلِینَ. «هذا» اشاره است به توحیدى که جمله: «أَ لَسْتُ بِرَبِّکُمْ قالُوا بَلى‏»، بدان دلالت دارد. براى کسى که خدا استعداد کامل درک و فهم دلایل و براهین وحدانیت و عظمت خودش را به او بخشیده ولى با وجود این، کافر شده است، هیچ دلیل و عذرى، نه در این جهان و نه در جهان آخرت وجود ندارد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.