از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  ایمان از طریق وحی
بطورى که از سیاق کلام بر مى‏آید معناى آوردن آیات، تلبس به پاره‏اى از آیات انفسى و کرامات خاصه باطنى است، به آن مقدارى که راه معرفت خدا براى انسان روشن گردد، و با داشتن آن آیات و آن کرامات، دیگر در باره حق شک و ریبى برایش باقى نماند. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 433 قالب : تفسیری موضوع اصلی : وحی الهی گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  معنای کلمه «انسلاخ»
معناى «انسلاخ» بیرون شدن و یا کندن هر چیزى است از پوست و جلدش، و این تعبیر کنایه استعارى از این است که آیات چنان در بلعم باعورا رسوخ داشت و وى آن چنان ملازم آیات بود که با پوست بدن او ملازم بود، و بخاطر حبث درونى که داشت از جلد خود بیرون آمد. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 433 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  معنای کلمه «اتباع»
«اتباع» مانند «اتباع» و «تبع» پیروى کردن و بدنبال جاى پاى کسى رفتن است، و کلمات: «تبع» و «أتبع» و «اتبع» هر سه به یک معنا است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 433 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  معنای کلمه «غاوین»
«غى» و «غوایة» ضلالت را گویند، و گویا بیرون شدن از راه بخاطر نتوانستن حفظ مقصد باشد، پس فرق میان «غوایت» و «ضلالت» این است که اولى دلالت بر فراموش کردن مقصد و غرض هم مى‏کند، پس کسى ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 434
که در بین راه در باره مقصد خود متحیر مى‏شود «غوى» است و کسى که با حفظ مقصد از راه منحرف مى‏شود «ضال» است، و تعبیر اولى نسبت به خبرى که در آیه است مناسب‏تر است، براى اینکه بلعم بعد از انسلاخ از آیات خدا و بعد از اینکه شیطان کنترل او را در دست گرفت راه رشد را گم کرد و متحیر شد، و نتوانست خود را از ورطه هلاکت رهایى دهد، و چه بسا هر دو کلمه یعنى غوایت و ضلالت در یک معنا استعمال شود، و آن خروج از طریق منتهى به مقصد است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 433 و 434 قالب : لغوی موضوع اصلی : بدون موضوع گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  داستان بلعم باعورا
على بن ابراهیم قمى در تفسیر خود (ج 1 ص 248) در ذیل آیه «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْناهُ آیاتِنا ...» مى‏گوید: پدرم از حسین بن خالد از ابى الحسن امام رضا (علیه السّلام) برایم نقل کرد که آن حضرت فرمود: بلعم باعورا داراى اسم اعظم بود، و با اسم اعظم دعا مى‏کرد و خداوند دعایش را اجابت مى‏کرد (و در نسخه دیگرى دارد: دعایش مستجاب مى‏شد)، در آخر بطرف فرعون میل کرد، و از درباریان او شد، این ببود تا آن روزى که فرعون براى دستگیر کردن موسى و یارانش در طلب ایشان مى‏گشت، عبورش به بلعم افتاد، گفت: از خدا بخواه موسى و اصحابش را به دام ما بیندازد، بلعم بر الاغ خود سوار شد تا او نیز به جستجوى موسى برود الاغش از راه رفتن امتناع کرد، بلعم شروع کرد به زدن آن حیوان، خداوند قفل از زبان الاغ برداشت و به زبان آمد و گفت: واى بر تو براى چه مرا مى‏زنى؟ آیا مى‏خواهى با تو بیایم تا تو بر پیغمبر خدا و مردمى با ایمان نفرین کنى؟ بلعم این را که شنید آن قدر آن حیوان را زد تا کشت، و همانجا اسم اعظم از زبانش برداشته شد، و قرآن در باره‏اش فرموده: «فَانْسَلَخَ مِنْها فَأَتْبَعَهُ الشَّیْطانُ فَکانَ مِنَ الْغاوِینَ، وَ لَوْ شِئْنا لَرَفَعْناهُ بِها وَ لکِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْضِ وَ اتَّبَعَ هَواهُ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ الْکَلْبِ إِنْ تَحْمِلْ عَلَیْهِ یَلْهَثْ أَوْ تَتْرُکْهُ یَلْهَثْ» این مثلى است که خداوند زده است.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 440 قالب : روایی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  داستان بلعم باعورا
در الدر المنثور (ج 3 ص 145) است که فاریابى و عبد الرزاق و عبد بن حمید و نسایى و ابن جریر و ابن المنذر و ابن ابى حاتم و ابو الشیخ و طبرانى و ابن مردویه همگى از عبد اللَّه بن مسعود نقل کرده‏اند که در ذیل آیه «وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ الَّذِی آتَیْناهُ آیاتِنا فَانْسَلَخَ مِنْها» گفته است: این شخص مردى از بنى اسرائیل بوده که او را «بلعم بن ابر» مى‏گفتند.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 440 و 441 قالب : روایی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  داستان امیۀ ابن ابی الصلت ثقفی
در روح المعانى (ج 9- 10 ص 112 ط بیروت) در آنجا که قول به این را که، آیه در حق امیة بن ابى الصلت ثقفى نازل شده نقل مى‏کند، مى‏گوید: امیة بن ابى الصلت کتب قدیمه را خوانده و به دست آورده بود که خداوند پیغمبرى را خواهد فرستاد، و امیدوار بود بلکه خداوند خود او را مبعوث کند، در این میان سفرى به بحرین کرد و در آنجا مدت هشت سال بماند، در همان اوائل ورودش به بحرین بعثت خاتم النبیین (صلّی الله علیه و آله) را شنیده بود، بعد از هشت سال به اتفاق عده‏اى از یارانش به زیارت رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) آمد، رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) او را به اسلام دعوت فرمود، و سوره یس را بر او تلاوت کرد، وقتى سوره تمام شد امیه از جاى جست و در حالى که پاهایش را مى‏کشید بیرون آمد، قریش به دنبالش بیرون آمده پرسیدند، نظر تو در باره این مرد چیست؟ گفت باید در باره‏اش فکر کنم. از آنجا به شام رفت و بعد از واقعه جنگ بدر مى‏خواست تا به مدینه آمده و اسلام بیاورد، و لیکن وقتى در بین راه قضیه بدر را شنید از تصمیم خود برگشت و گفت: اگر این مرد پیغمبر بود خویشاوندان خود را نمى‏کشت، از همان نیمه راه به طرف طائف رفت و در همانجا بماند تا در گذشت. خواهرش فارعة بعد از مرگ برادرش نزد رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) آمد و آن حضرت از خاطرات هنگام وفات برادرش پرسید، فارعة عرض کرد: برادرم در هنگام مرگ این اشعار را سرود:
کل عیش و ان تطاول دهرا صائر مرة الى أن یزولا
لیتنى کنت قبل ما قد بدا لى فى قلال الجبال أرعى الوعولا
ان یوم الحساب یوم عظیم شاب فیه الصغیر یوما ثقیلا
آن گاه رسول خدا (صلّی الله علیه و آله) فرمود: از اشعار برادرت برایم بخوان، فارعة اشعار زیر را از او نقل کرد:
لک الحمد و النعماء و الفضل ربنا و لا شى‏ء اعلى منک جدا و امجد
ملیک على عرش السماء مهیمن لعزته تعنوا الوجوه و تسجد
فارعة این اشعار را تا به آخر خواند و آن قصیده‏اى را که امیه در اولش سروده بود:
وقف الناس للحساب جمیعا فشقى معذب و سعید
براى آن حضرت خواند و بعد از آن قصیده دیگرى را که چند بیت زیر از آن است انشاد کرد:
عند ذى العرش یعرضون علیه یعلم الجهر و السرار الخفیا
یوم یاتى الرحمن و هو رحیم انه کان وعده مأتیا
رب ان تعف فالمعافاة ظنى او تعاقب فلم تعاقب بریا
رسول خدا بعد از شنیدن این اشعار فرمود: اشعار برادرت ایمان آورد و لیکن دلش ایمان نیاورد، و در شان این جریان بود که آیه مورد بحث نازل شد.

[ برای مشاهده توضیحات کلیک کنید. ]

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 441- 443 قالب : روایی موضوع اصلی : داستان قوم پیامبر اسلام (صل‍ی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم) گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  داستان بلعم باعورا
در مجمع البیان (ج 4 ص 500) است که امام ابو جعفر (علیه السّلام) فرمود: اصل در داستان مورد نظر آیه بلعم باعورا است، و سپس خداوند آن را براى هر کس از مسلمین که هواى نفس خود را بر هدایت خدا ترجیح دهد مثل زده است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : ترجمه المیزان، ج‏8، ص: 443 قالب : روایی موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل گوینده : علامه طباطبایی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.