از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(فوسوس لهما الشیطان لیبدی لهما ماوری عنهما من سواتهما و قال مانهیکما ربکما عن هذه الشجره الا ان تکونا ملکین او تکونا من الخالدین ):(پس شیطان آن دو را وسوسه کرد تا زشتی ایشان را که برآنها پنهان بود نمودار کند و به آنها گفت : پروردگارتان شما را از این درخت نهی نکرد، مگر از بیم آنکه شمادوفرشته شوید و یا جاودانه گردید)،(وسوسه )یعنی دعوت کردن به امری بصورت پنهانی و آهستگی ،و (موارات )پوشاندن در پس پرده است و (سوءه )به معنای عضوی است که آدمی از برهنه کردن آن شرم دارد،پس شیطان آدم و حوا راوسوسه کرد تا زشتی عورتشان که بر آنها مخفی بود، برایشان آشکار گردد و به آنها گفت : پروردگار شما از بیم آنکه فرشته شوید یا جاودانه گردید،شما را ازاین درخت (9)منع کرده است ، یعنی به آنها چنین تفهیم کرد که خوردن از آن درخت باعث جاودانگی و یا ملک شدن آنها می گردد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي
برگزیده تفسیر نمونه، ج‏2، ص: 33
(آیه 20)- سپس شیطان که بر اثر سجده نکردن رانده درگاه خدا شده بود و تصمیم قاطع داشت تا آنجا که مى‏تواند از آدم و فرزندانش انتقام بگیرد «به وسوسه کردن آنان مشغول شد، تا لباسهاى اطاعت و بندگى خدا را از تن آنان بیرون کند، و عورت آنها را که پنهان بود آشکار سازد» (فَوَسْوَسَ لَهُمَا الشَّیْطانُ لِیُبْدِیَ لَهُما ما وُورِیَ عَنْهُما مِنْ سَوْآتِهِما).
و براى رسیدن به این هدف، از عشق و علاقه ذاتى انسان به تکامل و ترقى و «زندگى جاویدان»، استفاده کرد.
لذا نخست به آدم و همسرش گفت: «خداوند شما را از این جهت نهى نکرده جز این که اگر از آن بخورید یا فرشته خواهید شد و یا عمر جاویدان پیدا مى‏کنید» (وَ قالَ ما نَهاکُما رَبُّکُما عَنْ هذِهِ الشَّجَرَةِ إِلَّا أَنْ تَکُونا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونا مِنَ الْخالِدِینَ).
و به این ترتیب، فرمان خدا را در نظر آنان به گونه دیگرى جلوه داد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » سایت تبیان
تفسیر کشاف
و یقال : وسوس ، إذا تکلم کلاما خفیا یکرره . و منه وسوس الحلی ، و هو فعل غیر متعد ، کولولت المرأة و وعوع الذئب ، و رجل موسوس بکس الواو و لا یقال موسوس بالفتح ، و لکن موسوس له ، و موسوس إلیه ، و هو الذی تلقی إلیه الوسوسة . و معنی وسوس له : فعل الوسوسة لأجله ، و وسوس إلیه (لیبدی ) جعل ذلک غرضا له لیسوءهما إذا رأیا ما یؤثران ستره و أن لا یطلع علیه مکشوفا . و فیه دلیل علی أن کشف العورة من عظائم الأمور و أنه لم یزل مستهجنا فی العقول . فإن قلت : ما للواو المضمومة فی (ووری ) لم تقلب همزة کما قلت فی أویصل ؟ قلت : لأن الثانیة مدة کألف واری . و قد جاء فی قراءة عبدالله أوری بالقلب (إلا أن تکونا ملکین ) إلا کراهة أن تکونا ملکین . و فیه دلیل علی أن الملکیة بالمنظر الأعلی ، و أن البشریة تلمح مرتبتها کلا و لا . و قرئ : ملکین ، بکسر اللام ، کقوله (و ملک لا یبلی ) . (من الخالدین ) من الذین لا یموتون و یبقون فی الجنة ساکنین . و قرئ : من سوأتهما بالتوحید و سواتهما بالواو المشددة [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
شیطان، آدم و حوا را وسوسه مى‏کرد که خوردن از این درخت، شما را فرشته مى‏کند یا ابدى مى‏سازد و خداوند چون نمى‏خواهد شما به این مقام برسید، دستور داده که از آن نخورید. در اینکه چرا حضرت آدم نهى خداوند را نادیده گرفت و از درخت ممنوعه خورد، ذیل آیه 21 پاسخ داده شده که نهى در اینجا عنوان کراهت دارد، نه تحریم، و مانند نهى پزشک از یک غذا براى بیمار مى‏باشد که اگر بیمار آن غذا را بخورد به زحمت مى‏افتد و آثار و عوارض مربوط به خود را دارد، نه آنکه حرام باشد. سؤال: آیا ملائکه از آدم برتر بودند که حضرت آدم به خاطر فرشته شدن، تحت تأثیر وسوسه‏ى شیطان قرار گرفت؟ پاسخ: برترى آدم بر ملائکه، روشن است و امّا رغبت و میل آدم به ملک شدن، به خاطر کمالات آنان بود که حضرت آدم علیه السلام مى‏خواست علاوه بر آنچه خود دارد، آنها را نیز داشته باشد که این، دلیل برترى آنان نیست. <41> از امام صادق علیه السلام سؤال شد ملائکه افضل هستند یا بنى‏آدم؟ آن حضرت روایتى را از حضرت على علیه السلام نقل کردند که فرمود: خداوند ملائکه را از عقل بدون شهوت و حیوانات را با شهوت بدون عقل آفرید، امّا انسان را با ترکیبى از عقل و شهوت آفرید، اگر عقل انسان بر شهوتش غالب شود، از ملائکه برتر است و اگر شهوتش برعقلش غالب شود، از حیوانات پست‏تر است. «فمن غلب عقله شهوتَه فهو خیر من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو شرّ من البهائم». <42> آدمیزاده طرفه معجونى است‏ کز فرشته سرشته و از حیوان گر کند میل این، شود به از این‏ ور کند میل آن، شود پس از آن آرى خوبى‏ها ودرجات آدمیان متفاوت و داراى مراتبى است، چنانکه در ملائک نیز چنین است، پس هر انسانى را نمى‏توان گفت از همه‏ى ملائکه برتر است و یا بالعکس. <43> خداوند، شیطان را با ماهیّتى پلید نیافریده است، بلکه او را موجودى قابل تکامل آفرید و در گذرگاه هستى هدایت کرد و این شیطان بود که خود را منحرف و پلید ساخت، وگرنه اگر ماهیّت او پلید بود، اشتغال به تسبیح و تقدیس، که سالها بدان مشغول بود، معنا نداشت. همان گونه که خداوند فرعون و ابن‏ملجم را چنان خلق نکرد، بلکه آنان نیز شایستگى رشد و اعتلاى انسانى را داشته‏اند، ولى به اختیار خود منحرف شده‏اند. <44> سؤال: چرا خداوند شیطان را بر انسان مسلّط کرد؟ پاسخ: رابطه‏ى شیطان با انسان و امکان تأثیر او در آدمى، بیشتر و زیادتر از تأثیر غرائز حیوانى در انسان نیست. خداوند در مقابل آن غرائز حیوانى، اندیشه و تعقّل و وجدان را عطا فرموده و بهترین وسیله‏ى تعدیل و تنظیم غرائز را در اختیار آدمى قرار داده است. علاوه بر آنکه شیطان، بر انسان سلطه ندارد واراده و اختیار را از انسان نمى‏گیرد، چنانکه خودش مى‏گوید: «ما کان لى علیکم من سلطان الاّ أن دعوتکم فاستجبتم لى فلاتلومونى ولوموا انفسکم ما انا بمصرخکم و ما انتم بمصرخى» <45> کار او کمک به غرائز حیوانى است و اگر بخواهد تأثیرى بگذارد، مجبور است با یکى از قواى درونى یعنى غرائز و توهّمات و وسوسه‏ها وارد شود که در مقابل آنها دو نیروى عقل و وجدان همواره انسان را به خیرات ونیکى‏ها دعوت مى‏کنند. <46> 1- شیطان، حتّى خوبان را هم رها نمى‏کند. «فوسوس لهما» امّا هیچ سلطه‏اى بر مخلصین ندارد. «الاّ عبادک منهم المخلَصین» <47> 2- نهایت کار شیطان، وسوسه است نه اجبار، نشان دادن راه انحرافى است، نه اصرار. «فوسوس لهما» 3- نتیجه‏ى ارتکاب گناه و خلاف، رسوایى است. «لیُبدى... سوءاتهما» 4- رسوایى، کشف حجاب و برهنگى، از اهداف شیطان است. «لیُبدى... ما وُرى» 5 - شیطان از راه آرزوها، انسان را فریب مى‏دهد. «ما نهاکما ربّکما... الاّ اَن تکونا ملَکین او تکونا من الخالدین» (آرزوى انسان، زندگى ابدى در فضایى آرام و فرشته‏گونه است، لذا شیطان گفت: اگر از آن درخت بخورید، به آرزوى خود رسیده و زندگى دائم و به دور از مزاحمت و اضطراب خواهید داشت، و با استفاده از غرائز و تمایل انسان به رفاه و ابدیّت، او را وسوسه کرد.) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - تفسیر نور
1- شیطان، حتّى خوبان را هم رها نمى‏کند. «فوسوس لهما» امّا هیچ سلطه‏اى بر مخلصین ندارد. «الاّ عبادک منهم المخلَصین» [47]
2- نهایت کار شیطان، وسوسه است نه اجبار، نشان دادن راه انحرافى است، نه اصرار. «فوسوس لهما»
3- نتیجه‏ى ارتکاب گناه و خلاف، رسوایى است. «لیُبدى... سوءاتهما»
4- رسوایى، کشف حجاب و برهنگى، از اهداف شیطان است. «لیُبدى... ما وُرى»
5 - شیطان از راه آرزوها، انسان را فریب مى‏دهد. «ما نهاکما ربّکما... الاّ اَن تکونا ملَکین او تکونا من الخالدین» (آرزوى انسان، زندگى ابدى در فضایى آرام و فرشته‏گونه است، لذا شیطان گفت: اگر از آن درخت بخورید، به آرزوى خود رسیده و زندگى دائم و به دور از مزاحمت و اضطراب خواهید داشت، و با استفاده از غرائز و تمایل انسان به رفاه و ابدیّت، او را وسوسه کرد.)

--------------------------------------------------------------------------------
47) حجر، 40
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر کشاف
و یقال : وسوس ، إذا تکلم کلاما خفیا یکرره . و منه وسوس الحلی ، و هو فعل غیر متعد ، کولولت المرأة و وعوع الذئب ، و رجل موسوس بکس الواو و لا یقال موسوس بالفتح ، و لکن موسوس له ، و موسوس إلیه ، و هو الذی تلقی إلیه الوسوسة . و معنی وسوس له : فعل الوسوسة لأجله ، و وسوس إلیه (لیبدی ) جعل ذلک غرضا له لیسوءهما إذا رأیا ما یؤثران ستره و أن لا یطلع علیه مکشوفا . و فیه دلیل علی أن کشف العورة من عظائم الأمور و أنه لم یزل مستهجنا فی العقول . فإن قلت : ما للواو المضمومة فی (ووری ) لم تقلب همزة کما قلت فی أویصل ؟ قلت : لأن الثانیة مدة کألف واری . و قد جاء فی قراءة عبدالله أوری بالقلب (إلا أن تکونا ملکین ) إلا کراهة أن تکونا ملکین . و فیه دلیل علی أن الملکیة بالمنظر الأعلی ، و أن البشریة تلمح مرتبتها کلا و لا . و قرئ : ملکین ، بکسر اللام ، کقوله (و ملک لا یبلی ) . (من الخالدین ) من الذین لا یموتون و یبقون فی الجنة ساکنین . و قرئ : من سوأتهما بالتوحید و سواتهما بالواو المشددة [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
شیطان، آدم و حوا را وسوسه مى‏کرد که خوردن از این درخت، شما را فرشته مى‏کند یا ابدى مى‏سازد و خداوند چون نمى‏خواهد شما به این مقام برسید، دستور داده که از آن نخورید. در اینکه چرا حضرت آدم نهى خداوند را نادیده گرفت و از درخت ممنوعه خورد، ذیل آیه 21 پاسخ داده شده که نهى در اینجا عنوان کراهت دارد، نه تحریم، و مانند نهى پزشک از یک غذا براى بیمار مى‏باشد که اگر بیمار آن غذا را بخورد به زحمت مى‏افتد و آثار و عوارض مربوط به خود را دارد، نه آنکه حرام باشد. سؤال: آیا ملائکه از آدم برتر بودند که حضرت آدم به خاطر فرشته شدن، تحت تأثیر وسوسه‏ى شیطان قرار گرفت؟ پاسخ: برترى آدم بر ملائکه، روشن است و امّا رغبت و میل آدم به ملک شدن، به خاطر کمالات آنان بود که حضرت آدم علیه السلام مى‏خواست علاوه بر آنچه خود دارد، آنها را نیز داشته باشد که این، دلیل برترى آنان نیست. <41> از امام صادق علیه السلام سؤال شد ملائکه افضل هستند یا بنى‏آدم؟ آن حضرت روایتى را از حضرت على علیه السلام نقل کردند که فرمود: خداوند ملائکه را از عقل بدون شهوت و حیوانات را با شهوت بدون عقل آفرید، امّا انسان را با ترکیبى از عقل و شهوت آفرید، اگر عقل انسان بر شهوتش غالب شود، از ملائکه برتر است و اگر شهوتش برعقلش غالب شود، از حیوانات پست‏تر است. «فمن غلب عقله شهوتَه فهو خیر من الملائکة و من غلب شهوته عقله فهو شرّ من البهائم». <42> آدمیزاده طرفه معجونى است‏ کز فرشته سرشته و از حیوان گر کند میل این، شود به از این‏ ور کند میل آن، شود پس از آن آرى خوبى‏ها ودرجات آدمیان متفاوت و داراى مراتبى است، چنانکه در ملائک نیز چنین است، پس هر انسانى را نمى‏توان گفت از همه‏ى ملائکه برتر است و یا بالعکس. <43> خداوند، شیطان را با ماهیّتى پلید نیافریده است، بلکه او را موجودى قابل تکامل آفرید و در گذرگاه هستى هدایت کرد و این شیطان بود که خود را منحرف و پلید ساخت، وگرنه اگر ماهیّت او پلید بود، اشتغال به تسبیح و تقدیس، که سالها بدان مشغول بود، معنا نداشت. همان گونه که خداوند فرعون و ابن‏ملجم را چنان خلق نکرد، بلکه آنان نیز شایستگى رشد و اعتلاى انسانى را داشته‏اند، ولى به اختیار خود منحرف شده‏اند. <44> سؤال: چرا خداوند شیطان را بر انسان مسلّط کرد؟ پاسخ: رابطه‏ى شیطان با انسان و امکان تأثیر او در آدمى، بیشتر و زیادتر از تأثیر غرائز حیوانى در انسان نیست. خداوند در مقابل آن غرائز حیوانى، اندیشه و تعقّل و وجدان را عطا فرموده و بهترین وسیله‏ى تعدیل و تنظیم غرائز را در اختیار آدمى قرار داده است. علاوه بر آنکه شیطان، بر انسان سلطه ندارد واراده و اختیار را از انسان نمى‏گیرد، چنانکه خودش مى‏گوید: «ما کان لى علیکم من سلطان الاّ أن دعوتکم فاستجبتم لى فلاتلومونى ولوموا انفسکم ما انا بمصرخکم و ما انتم بمصرخى» <45> کار او کمک به غرائز حیوانى است و اگر بخواهد تأثیرى بگذارد، مجبور است با یکى از قواى درونى یعنى غرائز و توهّمات و وسوسه‏ها وارد شود که در مقابل آنها دو نیروى عقل و وجدان همواره انسان را به خیرات ونیکى‏ها دعوت مى‏کنند. <46> 1- شیطان، حتّى خوبان را هم رها نمى‏کند. «فوسوس لهما» امّا هیچ سلطه‏اى بر مخلصین ندارد. «الاّ عبادک منهم المخلَصین» <47> 2- نهایت کار شیطان، وسوسه است نه اجبار، نشان دادن راه انحرافى است، نه اصرار. «فوسوس لهما» 3- نتیجه‏ى ارتکاب گناه و خلاف، رسوایى است. «لیُبدى... سوءاتهما» 4- رسوایى، کشف حجاب و برهنگى، از اهداف شیطان است. «لیُبدى... ما وُرى» 5 - شیطان از راه آرزوها، انسان را فریب مى‏دهد. «ما نهاکما ربّکما... الاّ اَن تکونا ملَکین او تکونا من الخالدین» (آرزوى انسان، زندگى ابدى در فضایى آرام و فرشته‏گونه است، لذا شیطان گفت: اگر از آن درخت بخورید، به آرزوى خود رسیده و زندگى دائم و به دور از مزاحمت و اضطراب خواهید داشت، و با استفاده از غرائز و تمایل انسان به رفاه و ابدیّت، او را وسوسه کرد.) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - یوسفعلی
1005. The transition from the name "Iblis" to the name "Satan" is similar to that in 2:36 , where it is explained in n. 52.
1006. Our first parents as created by Allah (and this applies to all of us) were innocent in matters material as well as spiritual. They knew no evil. But the faculty of choice, which was given to them and which raised them above the angels, also implied that they had the capacity of evil, which by the training of their own will, they were to reject. They were warned of the danger. When they fell, they realised the evil. They were (and we are) still given the chance, in this life on a lower plane, to make good and recover the lost status of innocence and bliss. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
فَوَسْوَسَ لَهُمَا اَلشَّیْطٰانُ :پس وسوسه و دعوت به صوت خفى نمود مر آدم و حوا را شیطان در اکل شجرۀ منهیه لِیُبْدِیَ لَهُمٰا مٰا وُورِیَ عَنْهُمٰا مِنْ سَوْآتِهِمٰا :تا عاقبت ظاهر و نمودار شود آنچه مستور و پوشیده شده از آنها فرجین و عورتین آنها یا غرض اصلى آن لعین در وسوسه، کشف عورتین زوال لباس و خلعت و نعمت و ظهور سوء حال آنها بود، و در حقیقت ابلیس را حسد به آدم ناشى شد به سبب معاینۀ عزت و رفعت کرامت او، و به تکبر از سجدۀ آدم، ملعون و مرجوم گردید پس حسد او دائما زاید و اصلا آرام نداشت، لذا تعاقب مى کرد و زوال آن را، و چون به وسوسه، زوال نعمت و کشف سوء حالت آنها دید، آن لعین قدرى آرام گرفت؛ پس غرض او، سلب عزت بود

تنبیه: بعض محققین دو وجه ذکر نموده: 1 بنا بر «لام» عاقبت، یعنى: ابلیس به وسوسه قصد ظهور و کشف عورتین آنها را خصوصا نداشت، و نمى دانست به خوردن آن مکشوف العورة شوند، بلکه مقصود او در وسوسه خاصه همین بود که ایشان را حمل بر عصیان و به مثل خود ملعون و مرجوم مى سازد (محتمل است غرضش هر دو وجه باشد) 2 بنا بر «لام» غرض، یعنى: جائز است ظهور عورت آدم، کنایه از سقوط حرمت در جاه او، و غرض اقصى از القاء وسوسه، زوال حرمت و نعمت و ذهاب منصب و تبدیل به ذلت مانند خود او باشد یا مقصودش زوال منزلت و کشف عورت هر دو باشد

تبصره: آیۀ شریفه دال است که کشف عورتین از اقبح قبایح است در طباع و عقول قدیما و حدیثا، هرچند ناظر نامحترمى موجود نباشد، و بعض فقها مکشوف العورت را در تنهائى از منکرات شمرده فخر رازى و نیشابورى گفته اند: آیه دال است بر اینکه کشف عورت از منکرات، و همیشه مستهجن در طباع، و مستقبح در عقول بوده قدیما

وَ قٰالَ مٰا نَهٰاکُمٰا رَبُّکُمٰا عَنْ هٰذِهِ اَلشَّجَرَةِ :این مقولۀ ابلیس در جواب آدم و حوا، و دلالت دارد که آدم و حوا نزد استفسار ابلیس گفته باشند که به ما نهى از خوردن این شجرۀ خاص شده و ابلیس گفته که نهى نفرمود شما دو نفر را پروردگار شما از خوردن ثمر این شجر و لفظ «ربکم» کلمۀ تعطف به یاد ایشان آورد تا به سماع آن مغرور شده، مقدم شوند؛ چه او سبحانه پروردگار و از خطاى مخلوق و مربوب، به رأفت و عطوفت خود مى گذرد و عفو فرماید حاصل آنکه نهى ننمود شما را از اکل شجره، إِلاّٰ أَنْ تَکُونٰا مَلَکَیْنِ :مگر به کراهت اینکه شما دو ملک نشوید، یا براى اینکه نگردید دو ملک که عالم به خیر و شرند و علم به کل خیر و شر براى شما مضر است و مرادش مغلوب الماهیه و الصوره یا متصف به صفات و قوت ملک مى گردید، یا ابلیس ملعون ایهام نمود به آدم و حوا که منهى از این شجره ملائکه اند نه شما دو نفر، چنانچه در بین ما مستعمل است که گویند: به غیر تو منهى شده از این مگر تو فلان شخص باشى؛ مرادش آنکه او منهى باشد نه تو، پس از این شجرۀ مخلده ملائکه منهى باشند نه شما، و بدین وجه، لبس و شبهه به آنها مؤکد گردید أَوْ تَکُونٰا مِنَ اَلْخٰالِدِینَ :یا بوده باشید دائم البقا بلا موت، زنده مى مانید

فائده: این دو کلمه دو وصف دو نوع اشخاصند به دو اعتبار: چون ملک، جسم لطیف نظیف نورانى طویل الاعمار، مقتدر بر تشکل به هر شکل، و متمکن به هر حال در طیران به عالم سماوى و ارضى باشد، ابلیس لعین به غرض طمع آدم به احوال ملائکه، أَنْ تَکُونٰا مَلَکَیْنِ گفته اما: أَوْ تَکُونٰا مِنَ اَلْخٰالِدِینَ ، وصف اهل بهشت است که در آن باقى باشند همیشه پس بطور تردید، ملعون این دو کلمه را گفت به اطماع آدم و حوا، تا به یک وجه آنها را فریب دهد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر جامع
ابن ابى عمیر از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده در معنى بدت لهما سوآتهما فرمود عورتهاى آنها در داخل بود و هویدا نبود چون ترک اولى نموده و معصیت کردند عورتشان ظاهر گشت و نیز فرمود آنحضرت زمانى که آدم از بهشت رانده شد جبرئیل نزد او آمده و گفت اى آدم آیا خداوند بقدرت کاملۀ خود ترا ایجاد ننمود و از روح خود بتو ندمید و تو مسجود فرشتگان شدى و حوا را بزوجیت تو در آورد و ترا در بهشت جاى داد و تمام میوه هاى بهشت را بتو مباح نموده و صریحا از نزدیک شدن باین درخت ترا منع فرمود چطور معصیت پروردگار نمودى ؟ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عرفانی اشراق
فَوَسْوَسَ لَهُمَا اَلشَّیْطٰانُ لِیُبْدِیَ لَهُمٰا مٰا وُورِیَ عَنْهُمٰا مِنْ سَوْآتِهِمٰا، وَ قٰالَ : مٰا نَهٰاکُمٰا رَبُّکُمٰا عَنْ هٰذِهِ اَلشَّجَرَةِ إِلاّٰ أَنْ تَکُونٰا مَلَکَیْنِ أَوْ تَکُونٰا مِنَ اَلْخٰالِدِینَ

آن گاه شیطان آدم و حوّا را وسوسه کرد و فریب داد، تا زشتى هاى پنهان آنان آشکار شود، و به آنان گفت: خداوند شما را از این درخت نهى نکرد مگر این که مبادا شما دو شاه شوید، و یا این که عمر جاویدان پیدا کنید

از بددلان دورى گزینید، تا بد دل نگردید، زیرا بددلى عاقبت خطرناکى در پى خواهد داشت از این که دستى پشت پرده غیب است و سرنوشت همه در دستان اوست شکّى نیست، امّا ما نیز باید با دقّت هرچه تمام تر از تجاوز به حقوق دیگران بپرهیزیم و در حریم دیگران وارد نشویم خلق، رنجورِ دِق و بیچاره اند وز خِداعِ دیو سیلى باره اند جمله در ایذاى بى جُرمان حریص در قفاى همدگر جویان نقیص اى زننده بى گناهان را قفا در قفاى خود نمى بینى جزا؟ اى هوا را طِبِّ خود پنداشته بر ضعیفان صَفْع را بگْماشته بر تو خندید آنکه گفتت این دَواست اوست کآدم را به گَنْدُم رَهْنماست که خورید این دانه، اى دو مستعین بهرِ دارو تا تَکُونٰا خٰالِدین اوش لغزانید و او را زد قفا آن قفا واگشت و گشت این را جزا اوش لغزانید سخت اندر زَلَق لیک پشت و دستگیرش بود حق کوه بود آدم اگر پُر مار شد کانِ تریاق است و بى اِضرار شد تو که تریاقى ندارى ذرّه اى از خلاصِ خود چرایى غَرّه اى آن توکّل کُو خلیلانه تو را وآن کرامت چون کَلیمت از کجا تا نبرّد تیغت اِسماعیل را تا کنى شه راه قعرِ نیل را گر سعیدى از مناره اوفتید بادش اندر جامه افتاد و رهید چون یقینت نیست آن بخت اى حَسَن تو چرا بر باد دادى خویشتن ؟ زین مناره صد هزاران همچو عاد در فتادند و سَرو سِر باد داد سَرْنگون افتادگان را زین منار مى نگر تو صد هزار اندر هزار تو رَسَن بازى نمى دانى یقین شُکرِ پاها گوى و مى رَو بر زمین پَر مساز از کاغذ و از کُه مَپَر که در آن سودا بسى رفته ست سَر گرچه آن صوفى پُر آتش شد ز خشم لیک او بر عاقبت انداخت چشم اوّلِ صف بر کسى ماند به کام کاو نگیرد دانه، بیند بندِ دام حبَّذا دو چشمِ پایان بینِ راد که نگه دارند تن را از فساد آن ز پایان دیدِ احمد بود کاو دید دوزخ را همین جا مو به مو دید عرش و کُرسى و جنّات را تا دَرید او پردۀ غَفْلات را گر همى خواهى سلامت از ضرر چشم از اوّل بند و پایان را نگر تا عدمها را ببینى جمله هست هستها را بنْگرى محسوسْ ، پست این ببین بارى که هر کِش عقل هست روز و شب در جُست و جوىِ نیست است در گدایى طالبِ جودى که نیست بر دکانها طالبِ سودى که نیست در مَزارع طالبِ دخلى که نیست در مَغارس طالبِ نخلى که نیست در مدارس طالبِ علمى که نیست در صوامع طالبِ حلمى که نیست هست ها را سوى پس افگنده اند نیستها را طالبند و بنده اند زآن که کان و مخزنِ صُنعِ خدا نیست غیرِ نیستى در اِنجلا پیش از این رمزى بگفتستیم از این این و آن را تو یکى بین، دو مبین [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
فَوَسْوَسَ لَهُمَا اَلشَّیْطٰانُ لِیُبْدِیَ لَهُمٰا مٰا وُورِیَ عَنْهُمٰا مِنْ سَوْآتِهِمٰا «وری» از مواراة گرفته شده و به معناى پوشش است السوءة: شرمگاه «عنهما»، یعنى هیچ کدام از آن دو، نه شرمگاه خود را مى دید و نه شرمگاه دیگرى را امّا وسوسۀ شیطان را ما نمى دانیم که چگونه بوده است؛ لکن اعتقاد داریم که هر اندیشه، یا سخن یا عملى که باعث بسته شدن راه زندگى و مانع پیشرفت آن گردد وسوسۀ شیطانى است در هر حال، شیطان در ظاهر به نصیحت آدم و حوا پرداخت و قصد فریب را پنهان ساخت

ظاهر آیه مى فهماند که ابلیس مى دانست هرکس از این درخت بخورد، شرمگاه او آشکار خواهد شد و کسى که شرمگاهش پیدا باشد، از بهشت رانده مى شود ازاین رو، براى بیرون کردن آدم و حوا از بهشت دست به نیرنگ زد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.