از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ولو ان اهل القری امنوا واتقوا لفتحنا علیهم برکات من السماءوالارض ولکن کذبوا فاخذناهم بما کانوا یکسبون ):(و اگر اهل آبادیها ایمان آورده و تقوی می ورزیدند، هرآینه بابهای برکات آسمان و زمین رابه رویشان می گشودیم ، اما تکذیب کردند و لذا بواسطه اعمالی که کردند آنها را مؤاخذه نمودیم )،(برکات )به معنای هر خیر کثیری است ، مثل امنیت ،آسایش ، سلامتی ، مال و اولادو...و می فرماید: اگر اهل قریه ها ایمان می آورند، یعنی عقایدشان رااصلاح می کردند و تقوی می داشتند، یعنی در رفتار اجتماعی نیز نیکو عمل می کردند، در این صورت مجرای برکات را بر آنها می گشودیم و انواع خیر را دراختیارشان قرار می دادیم ، منظور از برکات آسمان اموری از قبیل برف و باران تگرگ و...به مقدار مفید و نافع می باشد و مراد از برکات زمینی انواع میوه ها ونباتات و امنیت و آسایش است و خداوند می فرماید: این برکات در زمانی نازل می شوند که مردم ایمان و تقوی داشته باشند و از آنجا که نوع انسان ، اجتماعی وتکامل یافته است ، لذا ایمان و تقوای یک عده اندک کفایت نمی کند، چون کفروفسق اگر جمعی و عمومی باشد، کار خود را می کند و با ایمان آن عده اندک مقابله می نماید، پس سبب فساد بر طرف نمی گردد جز آنکه آن عده اندک بیدارشده و بر علیه جماعت کفار و در جهت قطع ید آنها اقدام کنند و جمله نهایی دلالت می کند که عذابی که بر جماعات نازل شده به عنوان مجازات برای اعمال خود آنها بوده و خداوند به سبب گناهشان آنها را هلاک نموده است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : مثلا انتخابات یکی از رفتارهایی است که مصداق این آیه است
اگر شخص صالح را انتخاب کنیم برکات الهی شامل حال ما میگردد و اگر شخص فاسد را انتخاب کنیم به بلای تدریجی گرفتار میشویم.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه پورمحمدي - ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏9، ص: 190
امتهاى پیشین بر اثر کردار زشت خود بهلاکت رسیدند. مى‏فرماید:
وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى‏ آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکاتٍ مِنَ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ:
اگر مردم قریه‏هایى که بر اثر انکار و سرکشى بهلاکت رسیدند، پیامبران ما را تصدیقو از شرک و معصیت پرهیز کرده بودند، خیرات روز افزون را از آسمان و زمین بوسیله باران و گیاهان و میوه‏ها بر آنها مى‏گشودیم. چنان که نوح بقوم خود وعده کرد که اگر ایمان بیاورند برکات آسمانى بر آنها نازل خواهد شد. برخى گویند: برکات آسمان استجابت دعاها و برکات زمین میسر شدن حاجتهاست.
وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ: اما آنها پیامبران را تکذیب کردند و ما آنها را بکیفر معصیتها و مخالفتها و تکذیب پیامبران گرفتار و باران را از آنها منع کردیم و نعمتهاى زمین را از آنها دریغ داشتیم. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
ذات اقدس اله دو جور امتحان می‌کند اول امتحان به باساء و ضراء نشد امتحان به سراء البته غالب انسانها در حال امتحان به باساء و ضراء یعنی بیماری و تنگدستی و مشکلات ظاهری متنبه می‌شوند افرادی که به وسیله بیماری یا تنگدستی متنبه می‌شوند خیلی بیش از افرادی‌اند که در حال رفاه متنبه بشوند وشاکر با شند لذا آن را به عنوان مقدمه عذبا ذکر فرموده است فرمود ما هیچ قریه‌ای پیغمبر برای مردم آن سرزمین نیامده است مگر اینکه با این آزمون الهی همراهند و تو‌ای پیغمبر (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) هم بدان و قومت اگر آسیب دیدند اینها در حقیقت آزمون الهی است قریه را جناب صاحب المنار گفتند که این به منزله پایتخت است به اصطلاح مرکز کشور است عاصمة است می‌گویند ما شواهدی اقامه کردیم که قریه همان عاصمه است شاید این استنباط تام نباشد برای اینکه ذات اقدس اله به پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) می‌فرماید که ما تو را اعزام کردیم لتنذر ام القری و من حولها مکه می‌شود ام قری این قریه‌ها اطراف مکه‌اند آن ام القری می‌شود عاصمه و پایتخت به اصطلاح سابق و مرکز کشور گاهی هم ممکن است برابر یک قراین حافه‌ای به عاصمه یک مملکت بگویند قریه ولی از این تعبیر ام القری معلوم می‌شود که قریه بر غیر عا صمه هم اطلاق می‌شود خب حالا که ازمودند این کله یضرعون اصلش یتضرعون بود چه اینکه در سورهٴ مبارکهٴ انعام هم اصلش به عنوان یتضرعون آمده است آیه 42 سوره انعام این بود که ﴿فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ لَعَلَّهُمْ یَتَضَرَّعُونَ﴾ اما اینجا ادغام شدها ست شده یضرعون فرمود لعلهم یضرعون در همین سورهٴ مبارکهٴ اعراف هم قبلاً نمونه‌اش گذشت منتها به صورت جزئی وجود مبارک هود به قومش عاد همین مطلب را گفت صالح به قومش ثمود همین مطلب را گفت شعیب به قومش همین مطلب را گفت در همین سورهٴ مبارکهٴ اعراف آیه 69 این بود که هود به عاد چنین فرمود فرمود که ﴿وَ اذْکُرُوا إِذْ جَعَلَکُمْ خُلَفاءَ مِنْ بَعْدِ قَوْمِ نُوحٍ وَ زادَکُمْ فِی الْخَلْقِ بَصْطَةً فَاذْکُرُوا آلاءَ اللّهِ﴾ به یاد نعم الهی باشید چه اینکه در آیه 74 هم جریان صالح نسبت به ثمود به ین صورت بازگو شد که ﴿َاذْکُرُوا آلاءَ اللّهِ وَ لا تَعْثَوْا فِی اْلأَرْضِ مُفْسِدینَ﴾ در جریان قوم شعیب هم در آیه 86 فرمود که شعیب به قوم خود فرمود ﴿فاذکروا اذ کنتم قلیلا فکثرکم﴾ ایها را فرمود ضمن اینکه فرمود وانظروا کیف کان عاقبة المفسدین خب این تذکره نعم در حقیقت معلوم می‌شود که آنها به نعمتهای الهی آزمون شدند چه اینکه به کیفر اقوام گذشته هم هشدار می‌دهند حالا آنها موارد جزئی بود لکن در این آیه 94 به بعد سورهٴ مبارکهٴ اعراف قبل از ذکر جریان موسای کلیم (سلام الله علیه) به عنوان جمع بندی نهایی زیر عنوان سنت خدا ذکر می‌کند پس اگر کسی بخواهد فلسفه تاریخ را تحلیل کند هم از راه استقراء می‌تواند بررسی کند منتها مظنه نصیبش می‌شود اگر بتواند آن را با قیاس قحطی به نصاب تجربه برساند خب یقین پیدا می‌کند ولی از قول معصوم که ذات اقدس اله به عنوان بیان سنت این را ذکر می‌کند مسئله می‌شود یقینی که این اختصاصی به هیچ ملتی ندارد همه اقوام و ملل به این امتحانهای الهی ممتحن خواهند بود ﴿ثم بدلنا مکان السیئة الحسنة﴾ همان‌طوری که گناه را می‌گویند سیئه برای اینکه آثار سوئش در قیامت ظهور می‌کند فقر و تنگدستی و بیماری و مشکلات باساء و ضراء را هم می‌گویند سیئه برای اینکه هر کدام از آنها یسوء الانسان انسان را منزجر می‌کند به حال انسان بد است حسنه گفتنش هم به این مناسبت است خب فرمود ما آنها را به وسیله دشواری‌ها آزمودیم تا متنبه بشوند لعلهم یضرعون در سورهٴ مبارکهٴ انعام یک مقدار بازتر ذکر دشه است فرمود به اینکه چرا تضرع نکردید چرا در مشکلات ننالیدید و توبه نکردید الان اینجا آن را به صورت مبسوط ذکر نمی‌کند می‌فرماید به اینکه اینها در حال رنج متنبه نشدند ﴿ثُمَّ بَدَّلْنا مَکانَ السَّیِّئَةِ الْحَسَنَةَ﴾ آن دشواری‌های سیئه خواه سیئه‌های بدنی خواه سیئه‌های مالی که از آنها به عنوان باساء و ضراء یاد می‌شد آنها را تبدیل کردیم به حسنه حسنه مالی عبارت از رفاه مالی است توانگری است و حسنه بدنی عبارت از زوال مرض و حدوث سلامت و مانند آن است حتی عفوا این عفو به معنای مطلق زیادی است یا رها کردن است اینها عفو شدند یعنی زیاد شدند ی عنی آن مشکلات بدنی شان رخت بربست آن ظهور و فرسودگی و پژمردگی و لاغری و نحیفی بدنشان به شادابی و سلامت تبدیل شد فربه شد مشکلات مالی و فقر و تنگدستی و نداری و کمبود و ا ینها برطرف شد مرفه شدند و توانگر شدند نه عفی یعنی عفو کردن اصل ماده عفو زیادی است حتی عفوا یعنی زیاد شدند نمو کردند مثل اینکه دارد یسئلونک ماذا ینفقون قل العفو سؤال کردند ما چه چیزی را انفاق کنیم می‌فرماید هر شیء زایدی آن مقداری که برای شما لازم است نگه می‌دارید زاید بر آن را انفاق می‌کنید و عفو را هم که عفو گفتند برای آن است که انسان از انتقام می‌گذرد از حق می‌گذرد یعنی حدش آن است که من اعتدی علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما عتدوا علیکم کسی از این حق بگذرد و صرف نظر کند و طرف را رها کند می‌شود عفو اعفای .. هم همین است عفو ... همین است لحیه را اعفا کرد یعنی رها کرد طولانی شد به این معناست بعد حالا اینها به جای اینکه این را سنت الهی بدانند و از آن متعظ بشوند گفتند که این که ما یک چند روزی گرفتار باساء و ضراء بودیم یک بعد هم وضع ما روبه براه شد متنعم شدیم دو این درباره گذشتگان ما هم بود این عاد دهر است ﴿وَ قالُوا قَدْ مَسَّ آباءَنَا الضَّرّاءُ﴾ که اولی بود ﴿وَ السَّرّاءُ﴾ که دومی است آیه ضرائی که در آیه 94 ذکر شده است مقابل باساء است این ضراء آیه 95 مقاب لسراء است آن ضراء که مقابل باساء است مشکلات مالی است در مقابل باساء که مشکلات بدنی است این ضراء جامع هر دو قسم است که باساء را هم شامل می‌شود این ضراء مقابل سراء است انسان یا مسرور می‌شود یا متضرر این سراء به معنای حسنه و مسرور شدن است آن ضراء معادل سیئه و غمگین شدن و متاثر شدن است در اثر آن فقر و تنگدستی یا در اثر بیماری و مشکلات بدنی خب اینها به جای اینکه بدانند سنت الهی است برای اتعاذ می‌گویند نه روزگار است نظیر آنچه که درباره اصل زندگی و مرگ گفتند ان هی الا حیانا الدنیا نموت و نحیی و ما یهلکنا الا الدهر این و ما یهلکنا الا الدهر هم معادلش را می‌طلبد و ما یحیینا الا الدهر در قبال اینکه ذات اقدس اله فرمود یحیی و یمیت و یمیت و یحیی و هو حی لا یموت احیا و اماته کار خداست اینها می‌گویند ما یهلکنا الا الدهر یعنی و ما یحیینا الا الدهر اینجا هم ضراء و باسا را به دهر نسبت می‌دهند به صدفه و تصادف و اتفاق نسبت می‌دهند می‌گویند گذشتگان ما هم گاهی ضراء داشتند گاهی باساء گاهی توانگر بودند گاهی تهی دست گاهی سالم بودند گاهی مریض خبری نیست -معاذ‌الله- کسی باشد ما را بیازماید اینچنین نیست و این روزگار است که متنوع است حالات گوناگون دارد و قالوا قد مس آبائنا الضراء این ضراء چون در مقابل سرا است شامل باساء هم می‌شود و السراء یعنی چون در مقابل ضراء است شامل آن امور رفاهی بدنی و امور رفاهی مال یخواهد شد حالا فرمود چون اینها رها شدند حتی عفوا فربه شدند رها شدند نمو کردند و برآمدند فاخذناهم بغتة چون حالت باساء و ضراء و رنج و اینها نداشت که زمینه تضرع اینها فراهم بکنند ا ین رفاه طلبی و توانگری زمینه طغیان را فراهم می‌کند و زمینه نسیان را اگر عذاب الهی در چنین فضایی نازل بشود دفعی است آنها مقدماتش را ندیدند تا بتوانند فرار کنند یا خودشان را نجات بدهند و مانند آن ﴿فَأَخَذْناهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ﴾ بدون آگاهی دفعة می‌بینند عذاب می‌آید در بخشهای دیگر ذات اقدس اله می‌فرماید ﴿فَأَتَى اللّهُ بُنْیانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ فَخَرَّ عَلَیْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَیْثُ لا یَشْعُرُونَ﴾ اینها را تشبیه می‌کند مثله اینکه یک مردمی یک گروهی در یک خانه‌ای هستند آرامند احساس آرامش می‌کنند دیوارهای خانه سالم است سقف خانه سالم است ولی خدا دارد از خانه ویران می‌کند ﴿فَأَتَى اللّهُ بُنْیانَهُمْ﴾ اما نه من السقف و الجدران اگر خواست خانه را خراب بکند از سقف خراب نمی‌کند که اینها فرار بکنند یااز جدار خراب نمی‌کند که اینها فرار بکنند ﴿فَأَتَى اللّهُ بُنْیانَهُمْ مِنَ الْقَواعِدِ﴾ از قاعده‌ها از پایه‌ها می‌آید اینها سقف را نگاه می‌کنند س الم است دیوارها را نگاه می‌کنند سالم است از انهدام قواعد و پایه‌ها بی خبرند ﴿فَخَرَّ عَلَیْهِمُ السَّقْفُ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ أَتاهُمُ الْعَذابُ مِنْ حَیْثُ لا یَشْعُرُونَ﴾ دفعة می‌بینیند سقف و خانه به سرشان آمده انسان مترف مسرف مرفه نمی‌داند که ذات اقدس اله بعداز آزمون فراوان که به حد نصاب رسیده است دارد از پایین او را ویران می‌کند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
ممکن است در یک مقطعی در یک گوشه‌ای سیلی بیاید زلزله‌ای بیاید یک فسادی رخ بدهد اما معنایش این نیست که عالم اکثری‌اش به طرف فساد رفته است یک مقطع تاریخی را نباید به حساب جهان بینی عمومی بررسی کرد اما در جریان حضرت موسای کلیم که الان سر فصل قصه ششم است و با قصص پنج گانه همین سوره اعراف فرق می‌کند این است که جریان موسای کلیم با انبیای دیگر بسیار فرق می‌کند گرچه ممکن است که هر پیغمبری میلادش معجزه باشد دوران کودکی و خردسالی و شیر خوارگی‌اش هم معجزه باشد ولی برخی از این معاجز را قرآن نقل کرد نظیر آنچه درباره عسیای مسیح (سلام الله علیه) آمده که دوران خرد سالی او میلاد او معجزه بود و این معجزات را هم نقل می‌کند و جریان موسای کلیم (سلام الله علیه) هم همین است که در دوران خرد سالگی با اعجاز رشد کرده است برای اینکه مادرش وحی یافت و از راه وحی هدایت شد که این بچه را در یک جعبه‌ای بگذارد و این جعبه را تسلیم این نهر روان به نام رود نیل بکند و به سرنوشت الهی تسلیم بکند بعد هم ذات اقدس اله که خالق دریاست بحر و بر را مسخر کرده است برای انسان خودش مسخر همه اینهاست به این آبها دستور می‌دهد که این را در خانه اعدا عدو موسی ببر همانجا می‌خواهیم پرورش بدهی بعد و القینا علیک محبة منی شد دوستی وجود مبارک این موسای خردسال را در دل اعدا عدو او قرار داد بالأخره مقلب القلوب اوست جریان موسای کلیم و همچنین جریان عیسای مسیح (سلام الله علیهما) در دوران میلادشان خردسالی شان نوزادی شان با معجزه همراه بود اینها را قرآن کریم بازگو کرد حالا جریان معجزه سایر انبیاء را در بخش میلاد و دوران خرد سالگی ذکر نکرده
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  احمد يوسفي - محسن قرائتی تفسیر نور
«برکات» جمع «برکت»، به موهبت‏هاى ثابت و پایدار گفته مى‏شود، در مقابل چیزهاى گذرا. در معناى «برکت»، کثرت، خیر و افزایش وجود دارد. برکات، شامل برکت‏هاى مادّى و معنوى مى‏شود، مثل برکت در عمر، دارایى، علم، کتاب و امثال آن.
سؤال: اگر ایمان و تقوا سبب نزول برکات است، پس چرا کشورهاى کافر، وضع بهترى دارند و کشورهاى اسلامى با مشکلات فراوانى روبرو هستند؟
پاسخ: اوّلاً آن کشورها از نظر علم و صنعت جلو هستند، ولى از نظر روحى و روانى آرامش ندارند. از این نظر آنان نیز مشکلات فراوانى دارند.
ثانیاً: اغلب کشورهاى اسلامى، تنها نام اسلام را با خود دارند و قوانین و رهنمودهاى دین اسلام در آنجا حاکم نمى‏باشد.
به علاوه گاهى رفاه مادّى، نوعى قهر الهى است. چنانکه قرآن مى‏فرماید: «فلمّا نسوا ما ذکّروا به فتحنا علیهم أبواب کلّ شى‏ء» [186] چون تذکّرات الهى را فراموش کردند، درهاى همه چیز را به رویشان گشودیم تا سرمست شوند.
در قرآن، دو نوع گشایش براى دو گروه مطرح است: الف: رفاه و گشایش براى خوبان که همراه برکات است، «فَتَحنا علیهم برکات». ب: رفاه و گشایش براى کفّار و نااهلان که دیگر همراه برکت نیست، «فَتَحنا علیهم ابواب کلّ شى‏ء»، زیرا چه بسا نعمت‏ها، ناپایدار و سبب غفلت و غرور و طغیان باشد. خداوند، این رفاه و گشایش کفّار را وسیله‏ى مهلت و پرشدن پیمانه‏ى آنان قرار داده است. بنابراین به هر نعمت ظاهرى نباید دل خوش کرد، زیرا اگر این نعمت‏ها براى مؤمنین باشد، مایه‏ى برکت است، و اگر براى کفّار باشد، ناپایدار و وسیله‏ى قهر الهى است.
امام صادق علیه السلام فرمودند: گاهى بنده‏اى از خداوند حاجت و تقاضایى دارد و خداوند دعایش را مستجاب مى‏کند و مقرّر مى‏شود تا مدّتى دیگر برآورده شود. امّا پس از آن، بنده گناهى را انجام مى‏دهد که موجب برآورده نشدن حاجتش مى‏شود. [187]
از مصادیق بارز این آیه، دوران ظهور حضرت مهدى (عجّل‏اللّه‏تعالى‏فرجه) است که به گفته‏ى روایات، در آن زمان برکات از آسمان و زمین سرازیر مى‏شود. [188]
186) انعام، 44
187) تفسیر اثنى عشرى‏
188) تفسیر نورالثقلین‏
پیام ها
1- ایمان آوردن و متّقى شدن جامعه، کار بسیار سختى است. «لو... آمنوا واتّقوا» («لَو»، نشانه‏ى کار بسیار سخت و نشدنى است)
2- براى دریافت الطاف و برکات اجتماعى خداوند، ایمان و تقواى فردى کافى نیست، باید اکثریّت جامعه اهل ایمان و تقوا باشند. [189] «أهل القرى آمنوا واتّقوا»
3- ایمان به تنهایى کافى نیست، بلکه تقوا لازم است. «آمنوا واتّقوا»
4- سرمایه‏گذارى روى فرهنگ ومعنویّت جامعه، بازده اقتصادى هم دارد. «آمنوا و اتّقوا لفتحنا علیهم برکات»
5 - وعده‏هاى الهى را جدّى بگیریم. با ایمان و تقوا، نزول برکات حتمى است. (حرف لام در «لفتحنا»)
6- بستن و گشایش، در اختیار خداست، «لفتحنا» امّا بازتابى از عملکرد ماست.
7- ادیان آسمانى، خواستار بهبود وضع اقتصادى مردمند. «لفتحنا علیهم»
8 - انسان به‏طور غریزى به‏دریافت برکات وخیرات علاقمند است وانبیا از همین تمایلات طبیعى براى اهداف خود استفاده مى‏کردند. «لفتحنا علیهم برکات»
9- آنچه از برکات دریافت مى‏کنیم، گوشه‏اى از برکات الهى است. «برکات» (کلمه‏ى «برکات» بدون الف و لام است، لذا شامل تمام برکت‏ها نمى‏شود)
10- زمین و آسمان، سرچشمه‏ى برکات‏اند. «برکات من السماء و الارض»
11- نقش آسمان در برکت‏رسانى، بر نقش زمین مقدّم است. «برکات من السماء و الارض» (تقدّم آسمان بر زمین)
12- ایمان و تقوا سبب نزول برکات مى‏شود، ولى هر نعمت و رفاهى معلول ایمان و تقوا نیست. «آمنوا واتّقوا... برکات»
13- عامل محرومیّت‏ها و مشکلات، عملکرد خود ماست. «بما کانوا یکسبون»
14- لجاجت و پافشارى بر گناه، سبب قهر و عذاب الهى است. «فاخذناهم بما کانوا یکسبو [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  راضيه کارکنان نصرآبادي - persian.makarem.ir
در این آیه نتیجه گیرى کرده، مى فرماید: «اگر مردمى که در این آبادیها و نقاط دیگر روى زمین زندگى داشته و دارند، به جاى طغیان، سرکشى و تکذیب آیات پروردگار و ظلم و فساد، ایمان مى آوردند، و در پرتو آن تقوا و پرهیزکارى پیشه مى کردند ـ نه تنها مورد خشم پروردگار و مجازات الهى واقع نمى شدند، بلکه ـ درهاى برکات آسمان و زمین را به روى آنها مى گشودیم» (وَ لَوْ أَنَّ أَهْلَ الْقُرى آمَنُوا وَ اتَّقَوْا لَفَتَحْنا عَلَیْهِمْ بَرَکات مِنَ السَّماءِ وَالأَرْضِ).

اما متأسفانه آنها صراط مستقیم که راه سعادت و خوشبختى و رفاه و امنیت بود رها ساختند، «و پیامبران خدا را تکذیب کردند ـ و برنامه هاى اصلاحى آنها را زیر پا گذاشتند ـ ما هم به جرم اعمالشان، آنها را کیفر دادیم» (وَ لکِنْ کَذَّبُوا فَأَخَذْناهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.