از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
شماره صفحه : 577 حزب : 116 جزء : بیست و نهم سوره : قیامة
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید نکته ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  ((محکمه وجدان )) یا ((قیامت صغرى )) - مسعود ورزيده

- ((محکمه وجدان )) یا ((قیامت صغرى ))
از قرآن مجید به خوبى استفاده مى شود که روح و نفس انسانى داراى سه مرحله است :
1 - ((نفس اماره )) یعنى روح سرکش که پیوسته انسان را به زشتیها و بدیها دعوت مى کند، و شهوات و فجور را در برابر او زینت مى بخشد، این همان چیزى است که همسر عزیز مصر، آن زن هوسباز هنگامى که پایان شوم کار خود را مشاهده کرد به آن اشاره نمود و گفت : و ما ابرى ء نفسى ان النفس لامارة بالسوء: ((من هرگز نفس خود را تبرئه نمى کنم ، چرا که نفس سرکش همواره به بدیها فرمان مى دهد)) (سوره یوسف آیه 53).
2 - ((نفس لوامه )) که در آیات مورد بحث به آن اشاره شده ، روحى است بیدار و نسبتا آگاه ، هر چند هنوز در برابر گناه مصونیت نیافته گاه لغزش پیدا مى کند.
و در دامان گناه مى افتد اما کمى بعد بیدار مى شود توبه مى کند و به مسیر سعادت باز مى گردد، انحراف درباره او کاملا ممکن است ، ولى موقتى است نه دائم ، گناه از او سر مى زند، اما چیزى نمى گذرد که جاى خود را به ملامت و سرزنش و توبه مى دهد.
این همان چیزى است که از آن به عنوان ((وجدان اخلاقى )) یاد مى کنند، در بعضى از انسانها بسیار قوى و نیرومند است و بعضى بسیار ضعیف و ناتوان ولى به هر حال در هر انسانى وجود دارد دیگر اینکه با کثرت گناه آن را به کلى از کار بیندازد.
3 - ((نفس مطمئنه )) یعنى روح تکامل یافته اى که به مرحله اطمینان رسیده ، نفس سرکش را رام کرده ، و به مقام تقواى کامل و احساس ‍مسؤ ولیت رسیده که دیگر به آسانى لغزش براى او امکان پذیر نیست .
این همان است که در سوره والفجر آیه 27 و 28 مى فرماید: یا ایتها النفس المطمئنة ارجعى الى ربک راضیة مرضیة : ((اى نفس مطمئنه ! بهسوى پروردگارت باز گرد، در حالى که هم تو از او خشنودى و هم او از تو))
به هر حال این ((نفس لوامه )) چنانکه گفتیم رستاخیز کوچکى است در درون جان هر انسان که بعد از انجام یک کار نیک یا بد، بلافاصله محکمه آن در درون جان تشکیل مى گردد و به حساب و کتاب او مى رسد.
لذا گاه در برابر یک کار نیک و مهم چنان احساس آرامش درونى مى کند و روح او لبریز از شادى و نشاط مى شود، که لذت و شکوه و زیبائى آن با هیچ بیان و قلمى قابل توصیف نیست .
و به عکس ، گاهى به دنبال یک خلاف و جنایت بزرگ چنان گرفتار کابوس وحشتناک ، و طوفانى از غم و اندوه مى گردد، و از درون مى سوزد، که از زندگى به کلى سیر مى شود، و حتى گاه براى رهائى از چنگال این ناراحتى خود را آگاهانه به مقامات قضائى معرفى و به چوبه دار تسلیم مى کند.
این دادگاه عجیب درونى شباهت عجیبى به دادگاه رستاخیز دارد:
1 - قاضى و شاهد و مجرى حکم در حقیقت در اینجا یکى است همانطور که در قیامت چنین است : عالم الغیب و الشهادة انت تحکم بین عبادک خداوندا تو از اسرار پنهان و آشکار آگاهى و تو در میان بندگانت قضاوت خواهى کرد (زمر - آیه 46).
2 - این دادگاه وجدان توصیه و رشوه و پارتى و پرونده سازى رائج بشرى را نمى پذیرد، همانطور که درباره دادگاه قیامت نیز مى خوانیم : و اتقوا یوما لا تجزى نفس عن نفس شیئا و لا یقبل منها شفاعة و لا یؤ خذ منها عدل و لا هم ینصرون : ((از آن روز بترسید که هیچکس بجاى دیگرى مجازات نمى شود، و نه شفاعتى پذیرفته مى گردد، و نه فدیه و رشوه اى ، و نه یارى مى شوند)) (سوره بقره - آیه 48).
3 - محکمه وجدان مهمترین و قطورترین پرونده ها را در کوتاهترین مدت رسیدگى کرده ، حکم نهائى خود را به سرعت صادر مى کند، نه استیناف در آن هست ، و نه تجدید نظر، و نه ماهها و سالها سرگردانى همانطور که در دادگاه رستاخیز نیز مى خوانیم : و الله یحکم لا معقب لحکمه و هو سریع الحساب . ((خداوند حکم مى کند و حکم او رد و نقض نمى شود و حساب او سریع است )) (سوره رعد - آیه 41).
4 - مجازات و کیفرش بر خلاف مجازاتهاى دادگاههاى رسمى این جهان نخستین جرقه هایش در اعماق دل و جان افروخته مى شود، و از آنجا به بیرون سرایت مى کند، نخست روح انسان را مى آزارد، سپس ‍آثارش در جسم ، و چهره و دگرگون شدن خواب و خوراک او آشکار مى شود، همانطور که درباره دادگاه قیامت نیز مى خوانیم : نار الله الموقدة التى تطلع على الافئدة ، ((آتش بر افروخته الهى که از قلبها زبانه مى کشد))! (سوره همزه - آیه 6 - 7).
5 - این دادگاه وجدان چندان نیاز به ناظر و شهود ندارد، بلکه معلومات و آگاهیهاى خود انسان متهم را به عنوان ((شهود)) به نفع یا بر ضد او مى پذیرد! همانطور که در دادگاه رستاخیز نیز ذرات وجود انسان حتى دست و پا و پوست تن او گواهان بر اعمال او هستند چنانکه مى فرماید:
حتى اذا ما جاءوها شهد علیهم سمعهم و ابصارهم و جلودهم : ((چون به کنار آتش دوزخ برسند گوش و چشم و پوست تن آنها بر ضد آنها گواهى مى دهد)) (سوره فصلت - آیه 20).
این شباهت عجیب در میان این دو دادگاه نشانه دیگرى بر فطرى بودن مساءله معاد است ، زیرا چگونه مى توان باور کرد در وجود یک انسان که قطره کوچکى از این اقیانوس عظیم هستى است ، چنان حساب و کتاب و دادگاه مرموز و اسرارآمیزى وجود داشته باشد، اما در درون این عالم بزرگ مطلقا حساب و کتاب و دادگاه و محکمه اى وجود نداشته باشد، این باور کردنى نیست .

[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نمونه جلد 25 صفحه 281 قالب : تفسیری موضوع اصلی : وجدان گوینده : مسعود ورزیده
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نفس در قرآن‏ - مسعود ورزيده

در قرآن و روایات و دعاها، چند گونه نفس براى انسان تصویر شده است:
الف) نفس امارّة
: که همواره انسان را به بدى‏ها فرمان مى‏دهد و اگر با عقل و ایمان مهار نشود، انسان را به سقوط و تباهى مى‏کشاند. در قرآن مى‏خوانیم: «إِنَّ النَّفْسَ لَأَمَّارَةٌ بِالسُّوءِ إِلَّا ما رَحِمَ رَبِّی» «2» به درستى که نفس (انسان را) به کارهاى زشت و ناروا فرمان مى‏دهد مگر آن که پروردگارم رحم کند.
این نفس، آنقدر خواهش و خواسته خود را تکرار مى‏کند تا انسان را گرفتار سازد. حضرت على علیه السلام مى‏فرماید: نفس امّارة همچون فرد منافق تملّق انسان را مى‏گوید و در قالب دوست جلوه مى‏کند تا بر انسان مسلّط شود و او را به مراحل بعد وارد کند. «3»
قرآن کریم در سوره یوسف مى‏فرماید: پس از آن که برادران یوسف، بنیامین را در سرزمین مصر به جاى گذاشته و به نزد پدر برگشتند و ماجراى دستگیر شدن او به اتهام سرقت بیان کردند، حضرت یعقوب به آنان فرمود: «بَلْ سَوَّلَتْ لَکُمْ أَنْفُسُکُمْ» «4»* بلکه نفس، این کار زشت را براى شما زینت داد و شما را به سوى آن کشاند.
در حدیث دیگرى مى‏خوانیم: بعد از نماز، از خداوند چنین بخواهید: «الهى لا تکلنى الى نفسى طرفة عین ابدا» حتّى به اندازه چشم بر هم زدنى مرا به نفس خودم وامگذار. «5»
______________________________
(1) بحار ج 74 ص 104
(2) یوسف 53
(3) غررالحکم‏
(4) یوسف 83
(5) کافى ج 3 ص 346
امام زین العابدین علیه السلام در مناجات شاکّین به خداوند متعال عرض مى‏کند: من از نفسى به تو شکایت مى‏کنم که به بدى‏ها فرمان مى‏دهد، به سوى خطاها مى‏رود، نسبت به انجام گناه شتابان است، هنگامى که شرّى به او مى‏رسد فریاد مى‏زند و هنگامى که قرار است خیرى از ناحیه او به کسى برسد بخل مى‏ورزد، به لهو و لعب تمایل شدید دارد، از غفلت و سهو و اشتباه پر شده است، به سوى گناه سرعتم مى‏بخشد و براى توبه، مرا به طفره وا مى‏دارد.
ب) نفس لوّامة
: که در این سوره (قیامت) آمده است و شاید مراد از آن، همان وجدان اخلاقى باشد. آرى، انسان داراى حالتى است که در برابر انجام بدى‏ها یا کم شدن خوبى‏ها، هم در دنیا خود را ملامت مى‏کند و هم در آخرت. این ملامت‏ها، همان ندامت و پشیمانى است که مى‏تواند مقدّمه توبه باشد و یا بسترى براى یأس و خودباختگى فراهم آورد.
ج) نفس مطمئنّة
: که در اثر نماز و یاد خدا حاصل مى‏شود و انسان به آرامش و اطمینان دست پیدا مى‏کند. قرآن کریم در یک مى‏فرماید: «أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِکْرِی» «1» نماز را به پادار تا به یاد من برسى و در جاى دیگر مى‏فرماید: «أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» «2» آگاه باشید که با یاد خداوند دلها اطمینان و آرامش پیدا مى‏کنند.
انسان مطمئن، از مرگ نمى‏هراسد، مشتاق شهادت است، به زرق و برق‏ها و جلوه‏هاى دنیا بى‏اعتنا است و به مقدّرات الهى همواره راضى است.
منکران معاد گاهى سؤالاتى را براى انکار قیامت مطرح مى‏کردند. از جمله این که مى‏گفتند: «مَنْ یُحْیِ الْعِظامَ وَ هِیَ رَمِیمٌ» «3» چه کسى این استخوان‏ها را زنده مى‏کند در حالى که پوسیده و پراکنده شده‏اند؟ و گاهى به طور علنى قیامت را انکار مى‏کردند و مى‏گفتند: «إِنْ هِیَ إِلَّا حَیاتُنَا الدُّنْیا نَمُوتُ وَ نَحْیا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِینَ» «4» جز این زندگانى دنیا، زندگانى دیگرى نیست که ما در آن به دنیا مى‏آییم و مى‏میریم و ما مبعوث نمى‏شویم.
در مقابل تردید و تشکیک مخالفان در معاد که بازگشت آن به قدرت خداوند است، قرآن بر قدرت الهى در باز آفریدن انسان‏ها تأکید مى‏کند که به نمونه‏هایى از آن اشاره مى‏کنیم:
«قادِرٌ عَلى‏ أَنْ یَخْلُقَ مِثْلَهُمْ» «5»* او قادر است که همانند آنها را دوباره خلق کند.
«بِقادِرٍ عَلى‏ أَنْ یُحْیِیَ الْمَوْتى‏» «6»* خداوند بر اینکه مردگان را زنده کند توانا است.
______________________________
(1). طه، 14.
(2). رعد، 28.
(3). یس، 78.
(4). مؤمنون، 37.
(5). اسراء، 99.
(6). احقاف، 33.
«عَلى‏ رَجْعِهِ لَقادِرٌ» خداوند بر بازگرداندن او توانا است.
و در این آیه مى‏فرماید: نه تنها بازگرداندن اصل انسان، بلکه آفرینش خطوط نوک انگشتان او در نزد خداوند کار مهمّى نیست. «بَلى‏ قادِرِینَ عَلى‏ أَنْ نُسَوِّیَ بَنانَهُ»
در انگشتان هر انسانى خطوط خاصّى است که مخصوص به اوست و هیچ دو نفرى پیدا نمى‏شوند که خطوط انگشتان آنها یکسان باشد و به همین جهت براى شناسایى مجرمان، از انگشت نگارى استفاده مى‏کنند. آرى علم خداوند و قدرت او بر ظریف‏ترین ذرّات وجود هر فردى جارى است. «نُسَوِّیَ بَنانَهُ»
[ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور(10جلدى)، ج‏10، ص: 305 قالب : تفسیری موضوع اصلی : نفس گوینده : مسعود ورزیده
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نفس لوامه چیست؟ - مرضيه علمدار .ب
نفس لوامه، صیغه مبالغه است و کثرت لوم و ملامت را می رساند، علت این لوم و ملامت چیست؟ احتمالات مختلفی برای آن داده اند از جمله روایاتی است که در کتاب کنزالدقائق از حضرت پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله نقل شده است که حضرت فرموند:هیچ نفسی نیست که روز قیامت خودش را ملامت نکند، اگر در دنیا کار خیر انجام داده ملامت می کند خودش را که چرا بیشتر انجام نداده و اگر کار شرّی انجام داده، ملامت می کند خودش را که چرا کمتر کار شرّ نکرده ام؟ این نفس لوامه و سرزنش گر است. مرحوم نراقی رحمةاللّه علیه در کتاب جامع السعادات فرموده اند: لوامه، آن نفس هایی است که اگر یک وقت خطایی از انسان ها صادر شد، زود متنبه شده و برمی گردند و خودشان را ملامت می کنند که چرا دقت نکردم. این حالت لوامه و سرزنش کننده است که جزو نفس های خوب است. گاهی انسان لغزشی پیدا می کند، ولی اگر بعد از لغزش بخواهد به خطایش ادامه دهد، خیلی بد است و اصرار به گناه انسان را از جنبه های معنوی ساقط می کند. ولی اگرنفسی مبتلا شد و فورا توبه کرد و خودش را ملامت نمود، این نفس ارزشمند است. [ نظرات / امتیازها ]
منبع : پایگاه اطلاع رسانی حوزه قالب : تفسیری موضوع اصلی : محاسبه نفس گوینده : مرضیه علمدار .ب
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  انواع نفس های انسان - مرضيه علمدار .ب
« النَّفْسِ اللَّوَّامَةِ » : نفس ملامتگر . در قرآن مجید از سه نفْس نام برده شده است : الف - نفس امّاره ، که پیوسته انسان را به بدیها و زشتیها فرا می‌خواند ، و پلشتیها را برای او می‌آراید ( نگا : یوسف‌ / 53 ) ب - نفس لوّامه ، که از آن به عنوان وجدان اخلاقی نیز یاد می‌کنند ، نفس بیدار و آگاهی است که هنوز در برابر گناه مصونیّت نیافته است و گاه‌گاهی لغزش پیدا می‌کند و به دامان گناه می‌افتد ، امّا هرچه زودتر به خود می‌آید و به مسیر سعادت باز می‌گردد و به ملامت و سرزنش آدمی می‌پردازد و او را توبه می‌دهد . ج - نفس مطمئنّه ، نفس تکامل یافته‌ای است که نفس امّاره را رام خود کرده است و به مقام تقوای کامل و احساس مسؤولیّت رسیده است و به آسانی لغزش برای او امکان پذیر نیست ( نگا : فجر / 27 ) . به هر حال نفس لوّامه ، بعد از وقوع کار نیک یا بد ، بلافاصله دادگاهی در درون انسان تشکیل می‌دهد و به عنوان قاضی و شاهد مُجری حکم ، به حساب و کتاب او می‌رسد [ نظرات / امتیازها ]
منبع : تفسیر نور قالب : تفسیری موضوع اصلی : محاسبه نفس گوینده : مرضیه علمدار .ب
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.