از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(هل اتی علی الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا):(آیا بر انسان روزگارانی نگذشت که چیز قابل ذکری نبود؟)استفهام در این آیه برای اثبات مطلب است ومی خواهد بفرماید: به تحقیق بر نوع بشرروزگارانی (قطعه محدودی از زمان ) گذشته که او چیز قابل ذکری نبوده ، یعنی ماده انسان از عدم به وجود آمده ، ولی هنوز بالفعل بصورت انسان در نیامده بوده و می خواهدبفهماند که انسان موجودی حادث است که در پدید آمدنش نیازمند به صانعی است که او را بیافریند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : این آیه انسان را به تنبه عجیبی به تفکری دباره در تولد و خلقت خود وا می دارد که تدبیر کند بنده و تقدیر نداند

2) : من فکر میکنم معنی این آیه با توجه به آیه بعدی اینه که انسان های اولیه پیش از آدم و حوا وجود داشتند که توانایی فکر کردن وحرف زدن را نداشتند
3) : این معنی نمی تونه درست باشه که انسان چیزی نبوده!!! انسان از عدم به وجود امده درسته ولی این عدم همه چیز بوده نه اینکه هیچ چیز نبوده!! انالله و انا الیه راجعون.این ایه اشاره به زمانیکه پیوستکی ادم و خدا وجود داشته و انجا چیزی قابل نامگذاری و ذکر نبوده اشاره دارد.
رمضانی (داور) : یا عدم است یا وجود، اگر عدم است پس یعنی وجود نیست.
پیوستگی آدم و خدا !!!، یعنی چه؟ این جمله شرک است در حالی که خداوند «لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد» است.
درمورد آیه انا لله و ... بهتر است بیشتر مطالعه کنید.
4) : سلام.
انسان و هستی محدود از تجلیات خداوند هستند و به سمت بینهایت در حرکتند و سرانجام به بینهایت (وحدت وجود) میرسند.پس چگونه می توانند ابتدا و آغاز داشته باشند.
مانند کوزه ای(مثلا مبدا هستی یا خداوند) که از آن روغن(مثلا انسان،هستی،مجودات) تراوش(خلق) می کند. آیا کوزه از روغن های تراوش کرده جداست؟ در عین اینکه می توان ذرات روغن را جداگانه بررسی کرد و هرکدام را عالمی (یا انسانی)فرض کرد.پس در عین استقلال فرضی، عین اتصال و ارتباط است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تدبرقران
بررسی آیات
هَلْ أَتَى عَلَى الإنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا (١) خدا بعد از اینکه این آیه
را فرمود، سه اصل را، با سه «انّا» تبیین می‌کند.
اصل اول:
«انّای» اول:
إِنَّا خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا (٢)
همانا ما انسان را از نطفه در هم آمیخته آفریدیم و او را از صورتی به صورت دیگر درآوردیم، (او را مرحله به مرحله رشد دادیم و حرکت دادیم)، و او را سمیع قرار دادیم که بشنود و بصیر قرار دادیم تا ببیند.
یعنی بعد از آن مرحله‌ای که چیزی نبود، مبداء خلقش آن «نطفه امشاجی» شد تا رسید به آن مرحله‌ای که، او را «سمیع و بصیر» قرار دادیم و به این وسیله او را هدایت کردیم.
در واقع «بینایی و شنوایی جهاز فهم در انسان است و اینها ابزاری است که خدا در اختیار انسان قرار داده تا راه هدایت را بتواند بفهمد و بتواند برود.
اصل دوم:
«انای» دوم:
إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا (٣) ما او را به راه حقی که باید برود هدایت کردیم خواه او شاکر باشد.
«السبیل»: یک راه، راه درست الی الله و راه حقی که باید برود.
ما راهنمایی خودمان را نسبت به او انجام دادیم، معنی «شکور» بودن او این است که این راه را برود و معنی «کفور» بودن او به این معنا است که او این راه را نرود.
اصل سوم:
انّای سوم:
إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ سَلاسِلا وَأَغْلالا وَسَعِیرًا (۴)البته وقتی که می‌گوییم که «اما شاکرا و
اما کفورا»  نه به این معناست که هر کاری که خواست بکند و ما هم کاری هم با او نداریم، بلکه وقتی که «اما کفورا» را انتخاب بکند همین «انّا خلقنا» و «انّا هدینا» برای او «انّا اعتدنا» می‌شود.
«سلاسل» و «اغلال» را که اینجا می‌آورد، هدفدار است، چون «اما شاکرا» و «اما کفورا» آزادی را می‌رساند، آزادی و اختیار داری، می‌خواهی بروی یا می‌خواهی نروی. می‌خواهی «انا هدیناه السبیل» را اعتنا بکن یا نکن، ولی «سلاسل» و «اغلال» سلب این آزادی را می‌فهماند، یعنی دست و پایت را می‌بندیم. شما نسبت به انتخاب «شاکر» و «کفور»، آزادی! و نتیجه آن دست تو نیست، و این آزادی مطلق نیست و زودگذر است، ولی اگر «کفور» را انتخاب کردی، آخرش غل و زنجیر دارد.
لازم به ذکر است که انسان هر چقدر هم کم کفر بورزد، باز نسبت به «هدیناه السبیل» زیاد است، حتی به اندازه یک ثانیه! در اینجا «کفور» گفته شده و کافر گفته نشده چون کفر به پروردگاری کرده که او را خلق کرده و هدایتش کرده و همه امکانات را در اختیار او قرار داده است. ( بررسی اینکه این وجه چقدر قابل خدشه است در جای خود باید انجام گیرد).
 
اصل کجاست؟
در این سه مقدمه که بیان شده باید دید که اصل کجاست و حرف چیست؟
آن اصلی که در سوره پی‌گیری می‌شود همین «شاکر» و «کفور» است و «خلقناه» هم که گفته شده با «سمیعا بصیرا» مقدمه «هدیناه السبیل» را آماده می‌کند. یعنی در واقع انسان را «سمیع و بصیر» قرار دادیم، که بتواند هدایت را دریافت کند و بعد هدایتش کردیم. یعنی اگر انسان راه کفر را انتخاب کند دست و پای او را می‌بندیم: إِنَّا أَعْتَدْنَا لِلْکَافِرِینَ سَلاسِلا وَأَغْلالا وَسَعِیرًا (۴)
این آیه ناظر به همان «کفورا» است.
پس همان اصلی که بین این سه اصل، اصلی که در سوره پی‌گیری می‌شود بحث «هدیناه السبیل» است. که در بحث «عباد الله» و «ابرار» بحث «شاکرا» را پی‌گیری و در بحث «انا نحن نزلنا علیک القرآن تنزیلا» و هم بحث کفور است که پی‌گیری خواهد شد.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه جلد 25 صفحه 334
نطفه بى ارزش را انسان کردیم ، و تمام وسائل هدایت را در اختیارش نهادیم
با اینکه بیشترین بحثهاى این سوره پیرامون قیامت و نعمتهاى بهشتى است ، ولى در آغاز آن سخن از آفرینش انسان است چرا که توجه به این آفرینش زمینه ساز توجه به قیامت و رستاخیز است همانگونه که در تفسیر سوره قیامت در چند صفحه قبل شرح دادیم .
مى فرماید: ((آیا چنین نیست که زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیزى قابل ذکر نبود))؟ (هل اتى على الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا).
آرى ، ذرات وجود او هر کدام در گوشه اى پراکنده بود در میان خاکها، در لابلاى قطرات آب دریاها، در هوائى که در جو زمین وجود دارد، مواد اصلى وجود او هر کدام در گوشه یکى از این سه محیط پهناور افتاده بود، و او در میان آنها در حقیقت گم شده ، و هیچ قابل ذکر نبود.
آیا منظور از ((انسان )) در اینجا نوع انسان است ، و عموم افراد بشر را شامل مى شود؟ یا خصوص حضرت آدم است ؟.
آیه بعد که مى گوید ما انسان را از نطفه آفریدیم قرینه روشنى بر معنى اول مى باشد، هر چند بعضى معتقدند که انسان در آیه اول به معنى حضرت [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبد بائس - برگزیده تفسیر نمونه
با اینکه بیشترین بحثهاى این سوره پیرامون قیامت و نعمتهاى بهشتى است ، ولى در آغاز آن سخن از آفرینش انسان است چرا که توجه به این آفرینش زمینه ساز توجه به قیامت و رستاخیز است.
مى فرماید: ((آیا چنین نیست که زمانى طولانى بر انسان گذشت که چیزى قابل ذکر نبود))؟ (هل اتى على الانسان حین من الدهر لم یکن شیئا مذکورا).
آرى ، ذرات وجود او هر کدام در گوشه اى پراکنده بود در میان خاکها، در لابلاى قطرات آب دریاها، در هوائى که در جو زمین وجود دارد، مواد اصلى وجود او هر کدام در گوشه یکى از این سه محیط پهناور افتاده بود، و او در میان آنها در حقیقت گم شده ، و هیچ قابل ذکر نبود.
آیا منظور از ((انسان )) در اینجا نوع انسان است ، و عموم افراد بشر را شامل مى شود؟ یا خصوص حضرت آدم است ؟.
آیه بعد که مى گوید ما انسان را از نطفه آفریدیم قرینه روشنى بر معنى اول مى باشد، هر چند بعضى معتقدند که انسان در آیه اول به معنى حضرت آدم )) و ((انسان )) در آیه دوم اشاره به فرزندان آدم است ، ولى این جدائى در این فاصله کوتاه بسیار بعید به نظر مى رسد.
در تفسیر جمله ((لم یکن شیئا مذکورا)): چیز قابل ذکرى نبود نیز نظرات دیگرى اظهار شده است ، از جمله اینکه : انسان به هنگامى که در عالم نطفه و جنین بود موجود قابل ذکرى نبود، ولى بعدا که مراحل تکامل را پیمود به موجودى قابل ذکر تبدیل شد.
در حدیثى از امام باقر (علیه السلام ) نقل شده که فرمود: ((انسان در ((علم خدا)) مذکور بود، هر چند در ((عالم خلق )) مذکور نبود)).
در بعضى از تفاسیر نیز آمده که منظور از ((انسان )) در اینجا علماء و دانشمندان است که قبل از فرا گرفتن علم قابل ذکر نبودند، اما بعد از رسیدن به نظام علم در میان همه مردم ، در حیات و بعد از موتشان ، همه جا ذکر آنها است .
بعضى نقل کرده اند که ((عمر بن خطاب )) این آیه را از کسى شنید گفت اى کاش آدم همچنان غیر مذکور باقى مانده بود، و از مادرزاده نمى شد، و فرزندانش مبتلا نمى شدند!.
و این سخن تعجب آور است چرا که در واقع ایرادى است به مساءله آفرینش .
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : سلام
از شما متشکرم یرای این کار خوبی که انجام داده اید اجرکم عندالله
سوال هم داشتم در سوره انسان .
در تربیت انسان از بین از بین هشدار وبشارت کدام یک پر رنگ تر است؟
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - سایت تبیان
شأن نزول این سوره از امام باقر علیه السلام روایت شده است: امام حسن و امام حسین علیهم السلام در دوران کودکی بیمار شدند پیامبر صلی الله علیه و اله وسلم از آنها عیادت کرد و به امام علی علیه السلام فرمود: ای ابالحسن اگر برای فرزندانت نذری کنی خداوند به ایشان عافیت می بخشد.

امام علی علیه السلام و فاطمه سلام الله علیها و فضه نذر کردند که سه روز روزه بگیرند تا بیماری حسنین شفا یابد. در روز اول هنگام افطار مسکینی به در خانه آمد و تقاضای غذا کرد. ایشان غذای خود را به او دادند. روز دوم هنگام افطاریتیم و اسیری به در خانه آمدند و آنها غذای خود را به آنها دادند. روز بیست و پنجم ماه ذی الحجه بود که سوره هل أتی بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم نازل شد
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيدابراهيم غياث الحسيني - تفسیر نور
در روایات آمده است: امام حسن و امام حسین‏علیهما السلام بیمار شدند. پیامبر اکرم‏صلى الله علیه وآله با مردم به عیادت آنان آمدند و به حضرت على‏علیه السلام پیشنهاد کردند که براى سلامتى دو کودک عزیز خود نذر کنند که روزه بگیرند. پس از آن که حسنین بهبود یافتند، حضرت على و حضرت فاطمه‏علیهما السلام سه روز روزه گرفتند، امّا براى افطار غذایى در خانه نداشتند.
حضرت على‏علیه السلام از شمعون یهودى مقدارى جو قرض کرد و نانى تهیه شد. به هنگام مغرب ابتدا نماز مغرب را خواندند و خواستند افطار نمایند که شب اول فردى مسکین، شب دوّم فردى یتیم و شب سوّم سائلى اسیر، درب منزل على‏علیه السلام را به صدا درآوردند و درخواست غذا کردند. اهل بیت‏علیهم السلام براى رضاى خدا، غذاى خود را به آنان دادند و خودشان با آب افطار کردند. خداوند متعال، این سوره را در وصف ایثار آنان نازل فرمود.
مهم آن است که در این حرکت مقدس، پیامبر اکرم صلى الله علیه وآله سهیم و شریک نبود تا روشن شود که این سوره فقط درباره اهل بیت‏علیهم السلام نازل شده است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.