از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
شماره صفحه : 578 حزب : 116 جزء : بیست و نهم سوره : انسان
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا):(بدرستی ما او را به راه هدایت کردیم ، حالا خواه هدایت بپذیرد و شکر گزارد و خواه آن نعمت را کفران کند)(هدایت )یعنی ارائه راه و (سبیل ) یعنی مسیری که فرد را به غایت مطلوب (حق )برساند،(شکر)یعنی بکار بردن نعمت در جهتی که منعم اراده کرده و اینکه شخص نعمت را آشکارا به گونه ای بکار برد که به خلق بفهماند این نعمت از منعم است و گفتیم که حقیقت شکر اخلاص بنده برای پروردگارش می باشد و (کفران ) به معنای ضایع کردن نعمت و بکار بردن آن در غیر مسیر مطلوب است یا اینکه انسان به گونه ای رفتارکند که از خلق بپوشاند که این نعمت از جانب منعم است .می فرماید:مردم دربرابر هدایتی که ماارائه کردیم دونوعند،یاشاکرندو یا کفور.و در هر دو حالت هدایت الهی بطور یکسان شامل حالشان شده است ، اما بعضی ازاین نعمت استفاده مطلوب کرده اند و بعضی به عکس آن را کفران نموده اند، از این آیه چند نکته استفاده می شود:1) مراد از سبیل ، سنت و طریقه ای است که بر هر انسانی واجب است درزندگی دنیاآن رابپیماید تابه سعادت دنیا و عقبی برسد و آن همان دین حق است .2) سبیلی که خدا بشر را بدان هدایت کرده ، سبیلی اختیاری است و لذا شکر یا کفری که بر این هدایت مترتب می شود کاملا در حیطه اختیار انسان است .هیچ اجباری در کار نیست ، همچنانکه فرمود:(فمن شاء اتخذ الی ربه سبیلا(20) هرکس بخواهد راهی به سوی پروردگارش برگزیند)و هدایت الهی دو قسم است : 1)هدایت فطری یا تکوینی که همین است که خدا بشررا به الهام درونی و به عقل مجهز کرده که بوسیله آن اعتقاد حق و عمل صالح را از غیرآن تشخیص می دهد، همچنانکه فرمود:(فالهمها فجورها و تقویها)(21).2)هدایت کلامی و زبانی یا هدایت تشریعی ، که از طریق دعوت انبیاء و ارسال رسل و انزال کتاب آسمانی انجام می شود، همچنانکه فرمود:(انا اوحینا الیک کما اوحینا الی نوح و النبیین من بعده )(22). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : تشکر فراوان بابت مطالب سودمن شما
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیر نمونه جلد 25 صفحه 337
و از آنجا که تکلیف و آزمایش انسان علاوه بر مساءله آگاهى و ابزار شناخت نیاز به دو عامل دیگر یعنى به مساءله ((هدایت )) و ((اختیار)) دارد آیه بعد به آن اشاره کرده ، مى فرماید: ((ما راه را به او نشان دادیم ، خواه شاکر و پذیرا باشد، یا کفران کننده و ناپذیرا)) (انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا).
((هدایت )) در اینجا معنى وسیع و گسترده اى دارد که هم هدایت ((تکوینى )) را شامل مى شود و هم هدایت ((فطرى )) و هم ((تشریعى )) را هر چند سوق آیه بیشتر روى هدایت تشریعى است .
((توضیح )) اینکه از آنجا که خداوند انسان را براى هدف ((ابتلاء و امتحان )) و تکامل آفریده است مقدمات وصول به این هدف را در وجود او
آفریده ، و نیروهاى لازم را به او بخشیده این همان هدایت ((تکوینى )) است .
سپس در اعماق فطرتش عشق به پیمودن این راه را قرار داده ، و از طریق الهامات فطرى مسیر را به او نشان داده ، و از این نظر هدایت ((فطرى )) نموده و از سوى دیگر، رهبران آسمانى و انبیاى بزرگ را به تعلیمات و قوانین روشن براى ((ارائه طریق )) مبعوث کرده ، و به وسیله آنها هدایت ((تشریعى )) فرموده است ، و البته تمام این شعب سه گانه هدایت ، جنبه عمومى دارد، و همه انسانها را شامل مى شود.
رویهمرفته این آیه به سه مساءله مهم و سرنوشت ساز در زندگى انسان اشاره مى کند:
مساءله ((تکلیف ))، مساءله ((هدایت )) و مساءله ((آزادى اراده و اختیار)) که لازم و ملزوم یکدیگر و مکمل یکدیگرند.
در ضمن جمله ((انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا)) خط بطلان بر مکتب جبر مى کشد.
تعبیر به ((شاکرا)) و ((کفورا)) مناسبترین تعبیرى است که در اینجا امکان دارد، چرا که در مقابل نعمت بزرگ هدایت الهى آنها که پذیرا و تسلیم شوند، و راه هدایت پیش گیرند، شکر این نعمت را بجا آورده ، و آنها که مخالفت کنند کفران کرده اند.
و از آنجا که از دست و زبان هیچکس بر نمى آید، که از عهده شکرش بدر آید، در مورد ((شکر)) تعبیر به اسم فاعل کرده ، در حالى که در مورد ((کفران )) تعبیر به ((کفور)) (صیغه مبالغه ) آمده ، زیرا آنها که این نعمت بزرگ را نادیده بگیرند بالاترین کفران را کرده اند، چرا که خداوند انواع وسائل هدایت را در اختیار آنها گذارده ، و این نهایت کفران است که همه را نادیده بگیرد و راه خطا برود.
ضمنا باید توجه داشت ((کفور)) واژه اى است که هم در مورد ((کفران نعمت )) به کار مى رود و هم در مورد ((کفر اعتقادى )) (همانگونه که راغب در مفردات آورده است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : بسمه تعالی
مختصر و مفید ، احسنت.
2) : عالی بود مرسی
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.