از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و اعلموا انما غنمتم من شی ءفان لله خمسه و للرسول و لذی القربی والیتامی و المساکین و ابن السبیل ان کنتم امنتم بالله (8) و ما انزلنا علی عبدنا یوم الفرقان یوم التقی الجمعان و الله علی کل شی ء قدیر):(و بدانید آنچه را سودمی برید، از هر چیزی یک پنجم آن برای خدا و رسول و خویشاوند او و یتیمان وبیچارگان و در راه ماندگان است ، اگر به خدا و آنچه را که بر بنده مان در روزجدایی ، روزی که دو گروه از هم متمایز می شوند،نازل کرده ایم ،ایمان آورده اید،وخداوند بر هر چیز تواناست )،(غنیمت )یعنی فایده ای که از تجارت یا کار یا جنگ حاصل می شود و در مورد خاص بر غنمیت جنگی منطبق می گردد و (ذی القربی )یعنی خویشاوندان و نزدیکان رسولخدا(ص ) و یا بطوری که از روایات قطعی استفاده می شود ،منظور افراد معینی از ایشان می باشد و (یتیم )کسی است که پدرش در حالیکه او خردسال بوده ، فوت شده باشد، و در این آیه حکم خمس بیان شده و می فرماید: واجب است که یک پنجم در آمد انسان به اهل آن تعلق بگیرد. و می فرماید: خمس را بدهید اگر به خدا و آنچه ما بربنده مان نازل کرده ایم (یعنی قرآن ) ایمان آورده اید و مراد از (یوم الفرقان )روز بدر است به شهادت اینکه دردنباله اش فرمود، روزی که دو گروه از هم جداگشتند و خداوند در آن روز بایاری کردن حق ، آن را از باطل متمایز نمود و جمله آخر در حکم تعلیل است ،یعنی خداوند چون بر همه چیز قادر است ،لذا توانست در روز بدر حق را ازباطل متمایز نموده و آن را غلبه ببخشد و آنچه در روز بدر برپیامبر نازل شد،آیات قرآن در باره انفال و غنائم جنگی بود و تشریع حکم خمس مانند سایرتشریعات قرآن ابدی و دائمی است ومصارف خمس هم منحصر در همین مواردمذکور در آیه است و هر گروه سهمی مستقل از خمس دارند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
بعد از جریان جنگ بدر و گرفتن غنائم از مشرکین این آیه مبارکه نازل شد و این آیه با تأکیدات فراوانی نازل شد معنای این کریمه آن است که بدانید آنچه غنیمت به دست آوردید چه کم چه زیاد از هر جنسی که باشد باید به شش قسمت تقسیم بشود یک قسمت متعلق به ذات اقدس الهی است یعنی خمسش اول پنج قسمت می‌شود چهار قسمت مال شما یک قسمت به نام خمس است این خمس که 20% است یعنی یک پنجم باید شش قسمت بشود خمس یعنی یک پنجم یعنی 20% این به شش قسمت تقسیم می‌شود یک قسمت از خمس مال ذات اقدس الهی است قسمت دوم مال پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) قسمت سوم مال ذی القربی امام معصوم (علیه السلام) است قسمت چهارم و پنجم و ششم مال ایتام و مساکین و ابناء السبیل بنی هاشم است البته این قیود را از روایات اهل بیت (علیهم السلام) باید استفاده کرد وگرنه آیه مطلق است فرمود اگر به خداوند ایمان دارید و اگر به آنچه بر پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) در روز بعد از نازل شدن که همین جریان تقسیم مال و حلال و حرام به انفال و غیر انفال است ایمان دارید این کار را انجام بدهید ﴿إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ﴾ روزی که بین حق و باطل فرق گذاشته شده است یوم الفرقان چه وقت است؟ همان ﴿یَوْمَ الْتَقَی الْجَمْعانِ﴾ است وقتی اصحاب بدر با صنادید قریش در منطقه بدر با یکدیگر ملاقات کردند آیاتی در آن روز بر ذات مقدس پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نازل شد و خداوندی که بر هر چیز قدیر است توانا بود که شما را پیروز کند چه اینکه پیروز کرده است از راهی که گمان نداشتید این ترجمه کوتاهی از این کریمه است گرچه عنوان غنیمت لغتاً مطلق است ولی برابر اصطلاح فقهی غنیمت و انفال و فیء این است که به اصطلاح فقهی دارند که هر کدام حکم خاص خودشان را دارند غنیمت در اصطلاح فقهی مالی است که در جنگ مسلمانها به اذن امامشان با کفار بهره مسلمین می‌شود آنچه را که مسلمانها در جنگی که با اذن امام انجام دادند از کفار می‌گیرند این غنیمت است اصطلاحاً به اصطلاح فقهی و اصطلاح قرآنی و روایات هم توسعه داده است غنیمت را تمام این درآمدها غنیمت است بخشی از معادن جزء غنائم است و آنچه را که یک غواص از دریا به دست می‌آورد جزء غنائم است زمینی را که ذمی از مسلمان می‌خرد خمسش را باید بپردازد جزء غنائم است مال حلال مخلوط به حرام که نه صاحبش معلوم است نه قدرش معلوم باید خمسش پرداخته بشود جزء غنائم است و مانند آن اما انفال عبارت از معادن عمومی، جنگلها، صحراها و دریاها اینها جزء انفال است و اینها مال امام (سلام الله علیه)‌اند فیء عبارت از آن درآمد و غنائمی است که بدون جنگ مسلمانها از کفار می‌گیرند جریان فیء را در سورهٴ مبارکهٴ حشر بیان فرمود آیه 7 سورهٴ مبارکهٴ حشر این است ﴿ما أَفاءَ اللّهُ عَلی رَسُولِهِ مِنْ أَهْلِ الْقُری فَلِلّهِ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبی وَ الْیَتامی وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ کَیْ لا یَکُونَ دُولَةً بَیْنَ اْلأَغْنِیاءِ مِنْکُمْ﴾ پس اصطلاحات فقهی یکی مربوط به غنیمت است که در این آیه سوره انفال مطرح است یکی فیء است که در آیه 7 سوره حشر مطرح است یکی هم انفال است که در اول همین سوره طرح شد و مبسوطاً بحث شد که فرمود: ﴿یَسْئَلُونَکَ عَنِ اْلأَنْفالِ قُلِ اْلأَنْفالُ لِلّهِ وَ الرَّسُولِ فَاتَّقُوا اللّهَ وَ أَصْلِحُوا ذاتَ بَیْنِکُمْ﴾ قسمتهای مهم ثروت مملکت همین امور است یعنی انفال‌اند مثل معدن نفت مثل دریا مثل جنگلها و مانند آن اینها منابع اقتصادی یک کشورند و فیء اگر چنانچه بدون جنگ چیزی از مشرکین عاید مسلمین بشود و همچنین یک پنجم از درآمد جنگهایی که به اذن امام مسلمین با کفار داشتند و پیروز شدند اگر سخن از امام در کار باشد آنگاه مسئله انفال مسئله فیء بخشی از این خمس جایگاه خودش را پیدا می‌کند حالا این آیات تا ظهور حضرت ولی عصر (ارواحنا فداه) بلکه تا قیامت کبری به حجیتشان باقی‌اند باید به اینها عمل بشود در عصر غیبت انفال مال کیست؟ و فیء مال کیست؟ و خمس مال کیست؟ اگر چنانچه نائب امام باشد شخصی که منصوب از طرف امام است به اذن عام یا به اذن خاص چه اینکه هست او در این اموال طبق دستوری که خود ائمه (علیهم السلام) دادند عمل می‌کند و اما اگر چنانچه سخن از امامت نباشد سخن از ولایت فقیه نباشد زمام این اموال به دست کیست؟ آنکه قائل است به وکالت فقیه در جریان وکالت اصل موکل است و وکیل فرع موکل حق مسلم خود را به وکیل واگذار می‌کند نه از سنخ ... بلکه وکیل را اذن می‌دهد تا حقوق مسلم موکل را استیفا کند و چیزی که در اختیار موکل هست به وکیل می‌گوید تو از طرف من این کارها را انجام بده این معنای توکیل است در نظام اسلامی روی فقه امامیه که انفال ثروت مهم مملکت است مال امام است فیء که مال امام است خمس خمس از درآمد که مال امام است که بودجه‌های رسمی مملکت همینهاست اینها که مال امام است مال مردم نیست آن وقت مردم یک فقیهی را وکیل بکنند بگویند از طرف ما در این اموال تصرف بکن یا آنکه صاحب این حقوق است باید فقیه را وکیل قرار بدهد آنکه صاحب این حقوق است یعنی امام معصوم (سلام الله علیه) است از طرف خدای سبحان او زمامدار این مسائل مالی است او به نائب خود به وکیل خود که فقیه جامع الشرایط است دستور می‌دهد که از طرف من در زمان غیبت این کارها را انجام بده که فقیه جامع الشرایط وکیل از طرف امام معصوم (علیه السلام) است ولی والی مردم نه وکیل از طرف مردم گذشته از اینکه خود مکتب یعنی اصل دین بسیاری از موارد را به عهده حاکم گذاشته است تنها جریان مسائل عبادی و شخصی نیست که اول ماه چه وقت است تا بگویند مثلاً علی ما یراه الامام علی ما یراه الحاکم اگر حاکم حکم کرده است یا مثلاً هزارها نفر در جریان عرفات و مشعر و منا همین طور سرگردانند نمی‌دانند چه وقت حرکت کنند از عرفات به مشعر و از مشعر به منا بالأخره یک کسی باید باشد که مشکل اینها را حل بکند حکم بکند که چه روزی اول ذیحجه است تا اینها حرکت بکنند اینکه مسائل شخصی و عادی نیست که کسی بگوید هر که ماه را دید خب او حرکت می‌کند و از عرفات به مشعر و از مشعر به منا هر که ماه را ندید استصحاب می‌کند فردا حرکت می‌کند این یک میلیون مردم در بیابانها آنجا جای این نیست که یکی امروز برود یکی فردا برود بالأخره یک کسی باید باشد که این مشکل را حل کند حالا اگر حرمین آزاد شدند و ان‌شاء‌الله وضع مواقف عرفات و مشعر و منا و اینها توسعه پیدا کردند و جمعیت زیادی مکه رفتند چند میلیون رفتند این چند میلیون در آن بیابانها که نمی‌شود سرگردان نگه داشت یک کسی باید باشد که بگوید اول ماه چه وقت است اینها حق مردم است که مردم این حقوق را به یک کسی واگذار کنند تا آن فقیه بشود وکیل مردم یا اینها حق مکتب است وقتی حق مکتب شد مردم چرا وکیل بگیرند آنکه صاحب مکتب است باید فقیه را وکیل بگیرد که فقیه بشود وکیل از طرف صاحب مکتب و ولیّ جامعه در بخش دیگری از مکتب سخن در این است که این حدود الهی و قوانین الهی در بعضی از جاها آن طوری که امام خواست عفو می‌شود یا تخفیف می‌شود یا اجرا می‌شود خب کجا عفو کنند روی چه ملاکی عفو کنند چه کسی عفو بکند چه کسی تخفیف بدهد؟ اگر این حدود الهی و این تعزیرات حق مسلم مردم بود مردم می‌توانستند به فقیه بگویند تو از طرف ما وکیلی که در چه مواردی عفو کنی در چه مواردی تخفیف بگیری در چه مواردی هم اجرا کنی ولی حدود الهی که مال مردم نیست تا مردم فقیهی را به عنوان وکیل انتخاب بکنند بنابراین جریان وکالت فقیه با این مکتب امامیه اصلاً قابل تطبیق نیست لکن آنکه با نظام اسلامی کاری ندارد تلاش می‌کند اول ولایت فقیه را به وکالت فقیه تنزل بدهد این یک گام، از وکالت فقیه و نظارت فقیه منتقد کند گامی دیگر، از نظارت استصوابی به نظارت ... منتقل بکند گام سوم بعد هم که احد من الناس می‌شود گام چهارم آنها که با این نظام مشکل دارند این‌طور نیست که به نظارت استصوابی فقیه هم قانع باشند اگر قائل به نظارت‌اند نظارت ... یعنی بی اثر به هر تقدیر این قسمت مهم ثروت را قرآن کریم در اختیار امام معصوم قرار می‌دهد بعد هم طبق شواهدی امام معصوم زمامش را به دست نائبانش قرار می‌دهد ﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ﴾ این آیه از جهات فراوانی دارای کلمات تأکیدی است اول اینکه تعبیر به ﴿وَ اعْلَمُوا﴾ فرمود مطلب اگر مهم باشد مصدر به این تعبیر است که بدانید این بدانید عمل بکنید را هم به همراه دارد نه تنها یک مطلب علمی محض باشد که خدا بخواهد مسئله فقهی بگوید بلکه و اعلموا و اعملوا بدانید و عمل کنید برای اینکه در ذیل دارد که اگر به خدا و آنچه که بر پیغمبر نازل کرده است ایمان دارید بدانید خب عالم شدن که ایمان نمی‌خواهد معلوم می‌شود که عالم عامل شدن منظور است و اعلموا ثم اعملوا بدانید و عمل بکنید یک همچنین پیامی دارد نکته دوم کلمه دوم تأکید آن است که حرف انّ دو جا تکرار شده است خود انّ مفید تأکید است تکرار او هم مفید تأکید شدید ﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ﴾ این تأکید انّ نشانه اهمیت مطلب است البته از نظر رسم الخط عادی باید این انّ را جدای از ما نوشت ما یک اِنّما و اَنّما داریم که مفید حصر است حرف است اما اینجا این ما موصوله است این نظیر اِنّما و اَنّما نیست یک وقت می‌گوییم «اِنّما الاعمال بالنیات» خب آنجا انّ را با ما متصل نوشت اما در این گونه از موارد انّ ما غنمتم اگر عربی عادی کتاب دیگر بود این انّ را از ما جدا می‌نوشتند منتها رسم الخط قرآن کریم حساب خاص خودش را دارد این چنین نوشته می‌شود و اعلموا انّ ما غنمتم پس آن موارد دیگری که گفته می‌شود «انما الاعمال بالنیات» و مانند آن که آنجا ادات کسره است آنجا انّ با ما باید متصل نوشته شود ولی در این گونه از موارد قانون اولی این است که از هم جدا نوشته بشود مگر یک رسم الخط تعبدی ﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلّهِ خُمُسَهُ﴾ سال 1361 بود که یک سمیناری در لندن تشکیل شد به عنوان دین و سیاست آن روزها این بحث تقریباً جهانی بود که آیا سیاست از دین جداست یا نه؟ این تفکر سکولار از سابق بود هیأتی از ایران به لندن رفت بعد از اینکه سخنرانی تمام شد یک عالم اردنی به من گفت که من یک دیداری داشته باشم گفتم بفرمایید گفت اگر شما قیام کردید و انقلابتان به ثمر رسید برای اینکه این آیه را درست معنا کردید و به حوزه‌هایتان استقلال اقتصادی دادید توانستید در برابر دولتها بایستید اما ما این آیه را مخصوص غنائم جنگ می‌دانیم لذا روحانیت سنی دستش خالی است حوزه‌های سنی وابسته به دولت‌اند از اوقاف بودجه می‌گیرند و نظیر کارگزاران و کارمندان دیگر وقتی روحانیت تسنن وابسته به دولت باشد آن دیگر نمی‌تواند در برابر دولت مقاومت کند و قیام بکند و اگر شما قیام کردید برای آن است که این آیه را طرزی معنا کردید که به حوزه‌های علمیتان استقلال اقتصادی داده است این استقلال هم از برکات امامیه است به هر تقدیر ﴿وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ﴾ پس این کلمه و اعلموا آن کلمه انّ با تکرار بعد هم در ذیل فرمود: ﴿إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ﴾ اگر به خدا ایمان دارید و اگر به آن آیاتی که در روز بدر نازل شده است که فرمود آنچه که خدا برای شما حلال کرده است از آنها استفاده کنید و از بقیه چشم بپوشید اگر به آنها ایمان دارید خمس را به صاحبان اصلی‌اش بپردازید برخی‌ها خواستند بگویند ﴿وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ﴾ یعنی آن نصر و کمکی که ما بر پیغمبر نازل کردیم فرشتگانی که نازل کردیم این را سیدنا الاستاد مرحوم علامه طباطبایی (رضوان الله علیه) نقد کردند گفتند که نزول فرشتگان و امدادهای غیبی اختصاصی به پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) نداشت چه اینکه در آیات قبلی همین سورهٴ مبارکهٴ انفال گذشت که آیه 9 سوره انفال بود که بحثش گذشت ﴿إِذْ تَسْتَغیثُونَ رَبَّکُمْ فَاسْتَجابَ لَکُمْ أَنّی مُمِدُّکُمْ بِأَلْفٍ مِنَ الْمَلائِکَةِ مُرْدِفینَ﴾ بعد آیه 11 ﴿إِذْ یُغَشِّیکُمُ النُّعاسَ أَمَنَةً مِنْهُ وَ یُنَزِّلُ عَلَیْکُمْ مِنَ السَّماءِ﴾ آیه 12 ﴿إِذْ یُوحی رَبُّکَ إِلَی الْمَلائِکَةِ أَنّی مَعَکُمْ فَثَبِّتُوا الَّذینَ آمَنُوا﴾ اینگونه از امدادهای غیبی و حسی نازل کردن فرشتگان و سایر عوامل طبیعی این هم بر پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) بود هم بر مومنین اختصاصی به پیغمبر نداشت مخصوصاً مومنین را مخاطب کرد و خدا دعای شما را مستجاب کرد فرشتگان را برای یاری شما فرستاد باران برای شما فرستاد و مانند آن اما از اینجا که می‌فرماید ﴿وَ ما أَنْزَلْنا عَلى عَبْدِنا﴾ نشان می‌دهد که منظور نزول فرشتگان و امثال ذلک نیست گذشته از اینکه نفرمود من انزلنا فرمود: ﴿ما أَنْزَلْنا﴾ معلوم می‌سود ناظر به آن آیاتی است که در جریان بدر وارد شده است و مربوط به این است که چه چیزی حلال است و چه چیزی حرام است و چه چیزی مورد استفاده باشد چه چیزی نباشد خب اگر به آیات الهی و احکام الهی ایمان دارید خمس را به صاحبان اصلیشان برگردانید ﴿وَ ما أَنْزَلْنا عَلی عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ﴾ یوم الفرقان همان روز بدر است که خداوند بین حق و باطل و محق و مبطل فرق گذاشته است و بیان یوم الفرقان همان یوم التقی الجمعان است که بدریون با مشرکین در جریان بدر کنار هم هستند الآن هم که شما بین مکه و مدینه اگر توفیق شد بدر رفتید آنجا برای زیارت شهدای بدر مشرف شدید می‌بینید یک سمبلی از چاه هست چاه بدر که الآن خشک شده ولی یک دلوی و یک دولابی و یک چاه سمبلی هست و کسی هست که معرفی کند و تاریخ بدر را آنجا بگوید قبور شهدای بدر محصور است و اما قبر مشرکین بیرون این مقبره است بیرون این قبرستان است و وجود مبارک پیغمبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) محدوده خاصی را برای شهدای بدر اختصاص داد بعد دستور داد که کشته‌های مشرکین را دورتر ببرند که قبرستانشان یکی نباشد و بیرون این محدوده قبرستان مشرکین همان قبیض و چاهی است که حضرت کند و الآن هم البته قبلاً دیوار نبود البته بعد از جریان جنگ بدر دیگر کم کم دیوار کشیدند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - تفسیر کوثر
طبق این آیه هر غنیمتى که براى انسان حاصل شود خمس دارد؛ یعنى انسان باید یک پنجم درآمد آن را در مواردى که در این آیه ذکر شده مصرف کند. البته این آیه در مورد غنائم جنگى در جنگ بدر نازل شده؛ ولى اختصاص به غنائم جنگ بدر ندارد بلکه شامل تمامى چیزهایى مى‏شود که بتوان به آن غنیمت گفت؛ چون بارها گفته‏ایم که نزول یک آیه در مورد خاص باعث محدود بودن حکم آیه نمى‏شود بلکه حکم آیه عمومیت دارد و به اصطلاح مورد مخصص نمى‏شود. این مسأله در غالب آیات احکام وجود دارد و آنها در مورد خاصى نازل شده‏اند و شأن نزول ویژه‏اى داشته‏اند ولى عمومیت حکم آنها از ضروریات دین بوده است.

از این گذشته در روایات بسیارى که از طریق اهل بیت رسیده است مفهوم غنیمت تعمیم داده شده و موارد متعددى براى آن گفته شده است. فقهاى شیعه نیز به پیروى از این روایات معتبر، آن موارد را به شرح زیر برشمرده‏اند:

1ـ غنائم جنگى؛ در صورتى که با اذن پیامبر و یا امام معصوم باشد و اگر بدون اذن باشد تمام آن انفال است و به حاکم اسلامى برمى‏گردد.

2ـ درآمدهایى که از طریق کسب و تجارت به دست مى‏آید (البته پس از کسر هزینه سالانه)

3ـ معادن؛ از قبیل معادن طلا و نقره و آهن و نفت و جز آن؛

4ـ گنج؛ و آن مالى است که انسان در یک جاى بدون صاحب پیدا مى‏کند؛

5ـ اموال به دست آمده از طریق غواصى؛ مانند جواهر و لؤلؤ و مرجان و صدف که با غواصى‏از دریا به دست مى‏آید؛

6ـ مال مخلوط به حرام و این در صورتى است که مال انسان آلوده به حرام باشد و صاحب مال و عین آن مشخص نباشد؛

7ـ زمینى که یک کافر ذمى از مسلمان مى‏خرد که باید خمس آن را بدهد و قصد قربت در آن شرط نیست.

اینها مواردى است که فقهاى شیعه آنها را با استناد به روایات ائمه معصومین(ع) به عنوان مصادیق غنیمت ذکر کرده‏اند. البته دانشمندان اهل سنت واژه غنیمت را که در این آیه آمده منحصر به غنایم جنگى مى‏داند ولى این تخصیص دلیلى ندارد و همانگونه که گفتیم احکام آیات قرآنى فراتر از مورد نزول است، بخصوص اینکه روایات معتبر بسیارى به آن عمومیت داده است.

اکنون ببینیم که مورد مصرف خمس کجاست؟ در این آیه براى مصرف خمس شش مورد ذکر کرده است:

1 ـ خدا 2 ـ پیامبر 3 ـ خویشان که منظور خویشان پیامبر است 4 ـ یتیمان

5 ـ تهیدستان 6 ـ درماندگان در راه یعنى کسى که در سفر است و خرج او تمام شده‏است.
در اینجا نیز فقهاى شیعه به پیروى از روایات معصومین (ع) گفته‏اند که منظور از «ذى القربى = خویشان» در زمان پیامبر خویشان نزدیک او و بعد از رحلت او تنها بنى‏هاشم یا بنى‏عبدالمطلب، یعنى همان سادات، مى‏باشد و به یتیمان و تهیدستان و درماندگانى که از بنى‏هاشم نباشند خمس نمى‏رسد وهزینه آنها را باید از زکات داد.

به گفته فقهاى شیعه خمس را باید دو قسمت کرد؛ یک قسمت آن که همان سهم خدا و پیامبر و ذى‏القربى است به حاکم اسلامى یعنى به پیامبر و پس از او به امام مى‏رسد که در مصالح مسلمین مصرف مى‏کنند؛ و قسمت دیگر آن که سهم یتیمان و مساکین و ابن‏السبیل است، به فقیران بنى‏هاشم مى‏رسد. در زمان غیبت امام، مانند زمان ما، سهم آن حضرت به فقها و مراجع تقلید که نایبان آن حضرت هستند مى‏رسد تا در مصالح مسلمین مصرف کنند.

در ادامه آیه اظهار مى‏دارد که اگر شما به خدا و قرآن ایمان دارید، این حکم خداست و باید خمس غنیمتهایى را که به دست مى‏آورید بپردازید، و از قرآن به این گونه یاد مى‏کند:

آنچه بر بنده خود در روز جدایى نازل کردیم؛ همان روزى که دو گروه درگیر شدند و منظور روز وقوع جنگ بدر است که روز جدایى حق از باطل و صف مؤمنان از کافران بود و روز درگیرى ایمان و کفر و مسلمان و کافر بود. بعضى از آیات قرآنى، از جمله همین سوره انفال، در جنگ بدر نازل شده و در این آیه اشاره به همین قسمت از آیات قرآنى مى‏کند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  علي اکبر صوفي نيارکي - تفسیراثنی عشر
ﺗﻨﺒﻴﻪ: ﺩﺭ ﻛﻨﺰ ﺍﻟﻌﺮﻓﺎﻥ ﻓﺮﻣﺎﻳﺪ: ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺳﻪ ﺑﺤﺚ ﺍﺳﺖ:

ﺑﺤﺚ ﺍﻭﻝ- ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺩﺭ ﺍﺻﻞ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﻭ ﻧﻔﻊ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﻧﺰﺩ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻣﺎ ﻭ ﺷﺎﻓﻌﻴﻪ ﺁﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﻛﻔﺎﺭ ﺑﺪﻭﻥ ﻗﺘﺎﻝ ﺍﺧﺬ ﺷﻮﺩ ﻓﻰ ء، ﻭ ﺑﺎ ﻗﺘﺎﻝ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺑﺎﺷﺪ، ﻭ ﺍﻳﻦ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻭ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻬﻤﺎ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻣﺮﻭﻯ ﺍﺳﺖ. ﻫﻤﭽﻨﻴﻦ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﻓﺘﻮﺍﻯ ﺍﻣﺎﻣﻴّﻪ:

ﻓﻰ ء ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﺍﻣﺎم ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺍﺧﺮﺍﺝ ﺧﻤﺲ، ﻭ ﺑﺎﻗﻰ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺟﻬﺎﺩ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ. ﻭ ﺑﻪ ﺍﺟﻤﺎﻉ ﺍﻣﺎﻣﻴﻪ ﺧﻤﺲ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﻫﻔﺖ ﭼﻴﺰ: 1- ﻓﻮﺍﺋﺪ ﺍﺯ ﺍﺭﺑﺎﺡ ﺗﺠﺎﺭﺍﺕ ﻭ ﺯﺭﺍﻋﺎﺕ ﻭ ﺻﻨﺎﻋﺎﺕ ﻛﻪ ﺯﺍﺋﺪ ﺑﺎﺷﺪ ﺑﺮ ﻣﺆﺗﻪ ﺳﺎﻝ. 2- ﮔﻨﺞ. 3- ﻣﻌﺎﺩﻥ. 4- ﻏﻮﺹ. 5- ﻣﺎﻝ ﺣﻠﺎﻝ ﻣﺨﺘﻠﻂ ﺑﻪ ﺣﺮﺍم. 6- ﺯﻣﻴﻨﻰ ﻛﻪ ﻛﺎﻓﺮ ﺫﻣﻰ ﺍﺯ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺑﺨﺮﺩ. 7- ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺩﺍﺭ ﺍﻟﺤﺮﺏ. ﻭ ﺟﻤﻬﻮﺭ ﻋﺎﻣﻪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﺨﺼﻴﺺ ﺩﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺑﻪ ﻣﺄﺧﻮﺫﺍﺕ ﺍﺯ ﺩﺍﺭ ﺍﻟﺤﺮﺏ. ﻭ ﺷﺎﻓﻌﻰ ﺧﻤﺲ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻌﺪﻥ ﻃﻠﺎ ﻭ ﻧﻘﺮﻩ ﻭﺍﺟﺐ ﺩﺍﻧﺪ ﻓﻘﻂ. ﻭ ﻧﺰﺩ ﺍﺑﻰ ﺣﻨﻴﻔﻪ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﺒﻊ. ﻟﻜﻦ ﺣﻖ ﺗﻌﻤﻴﻢ ﺧﻤﺲ ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭ ﻣﺬﻛﻮﺭﻩ، ﺑﻨﺎ ﺑﻪ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺻﺤﻴﺤﻪ ﻭﺍﺭﺩﻩ ﺍﺯ ﺍﺋﻤﻪ ﻫﺪﻯ ﺳﻠﺎم ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻬﻢ. ﻭ ﻟﻔﻆ ﺷﻰ ء ﮔﺮﭼﻪ ﻋﺎم ﻭ ﺩﺍﻝّ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﻭﺟﻮﺏ ﺧﻤﺲ ﻫﺮ ﭼﻪ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺻﺎﺩﻕ ﺑﺎﺷﺪ ﺣﺘﻰ ﻧﺦ ﻭ ﺳﻮﺯﻥ، ﻭ ﺣﺎﻝ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﻣﺎﻣﻴﻪ ﺷﺮﻁ ﻧﺼﺎﺏ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﺩﺭ ﻛﻨﺰ ﻭ ﻣﻌﺪﻥ ﻭ ﻏﻮﺹ، ﺯﻳﺮﺍ ﺑﻴﺎﻥ ﺍﺋﻤﻪ ﻣﻌﺼﻮﻣﻴﻦ ﻣﺨﺼّﺺ ﻭ ﺣﺎﺿﺮ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ.
ﺑﺤﺚ ﺩﻭم- ﺗﻘﺴﻴﻢ ﺧﻤﺲ- ﻧﺰﺩ ﺍﻣﺎﻣﻴﻪ ﺷﺶ ﻗﺴﻤﺖ ﺷﻮﺩ. ﺳﻬﻤﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺳﻬﻤﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺭﺳﻮﻝ، ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺳﻬﻢ ﺑﺎ ﺳﻬﻢ ﺫﻯ ﺍﻟﻘﺮﺑﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻣﺎم ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺍﺳﺖ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﺣﻀﻮﺭ ﻭ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻏﻴﺒﺖ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺏ ﺧﺎﺹ، ﺑﻌﺪ ﺑﻪ ﻧﻮﺍﺏ ﻋﺎم ﻳﻌﻨﻰ ﻣﺠﺘﻬﺪﻳﻦ ﺟﺎﻣﻊ ﺍﻟﺸﺮﺍﻳﻂ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ. ﺳﻪ ﺳﻬﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻪ ﻳﺘﻴﻤﺎﻥ ﻭ ﻓﻘﺮﺍء ﻭ ﻏﺮﺑﺎء ﺳﺎﺩﺍﺕ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺑﺎ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﺮﻳﻚ ﻧﻴﺴﺘﻨﺪ، ﺯﻳﺮﺍ ﺧﺪﺍﻯ ﺗﻌﺎﻟﻰ ﺣﺮﺍم ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﺮ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﺻﺪﻗﺎﺕ ﺭﺍ، ﺯﻳﺮﺍ ﺍﻭﺳﺎﺥ ﻣﺮﺩم ﺍﺳﺖ، ﻭ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ، ﺧﻤﺲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ. ﻭ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺫﻯ ﺍﻟﻘﺮﺑﻰ ﺑﻨﻰ ﻫﺎﺷﻢ ﻭ ﺑﻨﻰ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻤﻄﻠﺐ ﺍﻧﺪ ﻧﻪ ﺑﻨﻰ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﺸﻤﺲ ﻭ ﺑﻨﻰ ﻧﻮﻓﻞ ﻟﻘﻮﻟﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم: ﺍﻥّ ﺑﻨﻰ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻤﻄّﻠﺐ ﻣﺎ ﻓﺎﺭﻗﻮﻧﺎ ﻓﻰ ﺟﺎﻫﻠﻴّﺔ ﻭ ﻟﺎ ﺍﺳﻠﺎم ﻭ ﺑﻨﻮ ﻫﺎﺷﻢ ﻭ ﺑﻨﻮ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻤﻄّﻠﺐ ﺷﻰ ء ﻭﺍﺣﺪ. ﺑﻌﺪ ﺍﻣﺎم ﺗﺸﺒﻴﻚ ﺍﺻﺎﺑﻊ ﻓﺮﻣﻮﺩ، ﻳﻌﻨﻰ ﺍﻧﮕﺸﺘﺎﻥ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺑﻨﻰ ﻫﺎﺷﻢ ﻭ ﺑﻨﻰ ﻋﺒﺪ ﺍﻟﻤﻄﻠﺐ ﻣﺘﺼﻞ ﻭ ﻣﺨﺘﻠﻄﻨﺪ ﺑﻪ ﻳﻜﺪﻳﮕﺮ.
ﺤﺚ ﺳﻮم- ﺗﻮﻛﻴﺪﺍﺕ ﺁﻳﻪ ﺷﺮﻳﻔﻪ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻫﻴﭻ ﺁﻳﻪ ﺍﻯ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﺸﺪﻩ ﭼﻪ ﺩﺭ ﺩﻭ ﻣﻮﺿﻊ ﻣﺆﻛّﺪ ﺑﻪ ﺣﺮﻑ ﺍﻥّ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﺪ، ﺑﻪ ﻋﻠﺎﻭﻩ ﻣﺼﺪّﺭ ﺑﻪ ﺍﻣﺮ ﺑﻪ ﻋﻠﻢ ﻛﻪ ﻣﺘﻀﻤّﻦ ﺗﺤﻘﻖ ﻭ ﺗﺜﺒﺖ ﺍﺳﺖ، ﻭ ﻟﺬﺍ ﻧﺎﺳﺨﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺍﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﮕﺸﺘﻪ . ﺧﻠﺎﺻﻪ، ﺧﻤﺲ ﻭﺍﺟﺐ، ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﻪ ﺟﻤﺎﻋﺖ ﻣﺬﻛﻮﺭﻩ ﺍﺩﺍ، ﻭ ﺑﭙﺮﺩﺍﺯﻳﺪ.

ﺇِﻥْ ﻛُﻨْﺘُﻢْ ﺁﻣَﻨْﺘُﻢْ ﺑِﺎﻟﻠَّﻪِ: ﺍﮔﺮ ﻫﺴﺘﻴﺪ ﺷﻤﺎ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﺗﺤﻘﻴﻖ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺍﻳﺪ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ، ﻭَ ﻣﺎ ﺃَﻧْﺰَﻟْﻨﺎ ﻋَﻠﻰ ﻋَﺒْﺪِﻧﺎ: ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﻓﺮﻣﻮﺩﻳﻢ ﺑﺮ ﺑﻨﺪﻩ ﻣﺎ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﺍﺯ ﻗﺮﺁﻥ ﻳﺎ ﻧﺼﺮﺕ ﻣﻠﺎﺋﻜﻪ ﻭ ﻓﺘﺢ ﻭ ﻏﻴﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺁﻳﺎﺕ ﻣﻨﺰﻟﻪ، ﻳَﻮْمَ ﺍﻟْﻔُﺮْﻗﺎﻥِ: ﺭﻭﺯ ﺑﺪﺭ ﻛﻪ ﺟﺪﺍ ﺷﺪﻥ ﺣﻖ ﺍﺯ ﺑﺎﻃﻞ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ (ﺩﻟﻴﻞ ﺣﺬﻑ ﻣﺬﻛﻮﺭ ﺻﺪﺭ ﺁﻳﻪ ﺍﺳﺖ ﺯﻳﺮﺍ ﻣﺮﺍﺩ ﻋﻠﻢ ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻋﻤﻞ ﺍﺳﺖ ﺑﻪ ﻣﻘﺘﻀﺎﻯ ﺁﻥ). ﻳَﻮْمَ ﺍﻟْﺘَﻘَﻰ ﺍﻟْﺠَﻤْﻌﺎﻥِ: ﺭﻭﺯﻯ ﻛﻪ ﻣﻠﺎﻗﺎﺕ ﻭ ﺑﻬﻢ ﺭﺳﻨﺪ ﺩﻭ ﮔﺮﻭﻩ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻭ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ، ﻭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺟﻤﻌﻪ ﺑﻮﺩ ﻫﻔﺪﻫﻢ ﻣﺎﻩ ﻣﺒﺎﺭﻙ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺳﺎﻝ ﻫﺸﺘﻢ ﻫﺠﺮﺕ ﺑﻨﺎﺑﺮ ﻣﺸﻬﻮﺭ. ﻭ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻣﺮﻭﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻧﺰﻭﻝ ﺁﻳﻪ ﺧﻤﺲ ﻧﻮﺯﺩﻫﻢ ﻣﺎﻩ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﺑﻮﺩﻩ، ﻭَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠﻰ ﻛُﻞِّ ﺷَﻰْ ءٍ ﻗَﺪِﻳﺮٌ: ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺳﺒﺤﺎﻥ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﭼﻴﺰ ﺗﻮﺍﻧﺎ ﻭ ﻗﺎﺩﺭﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻮﻕ ﻗﺪﺭﺕ ﺍﻭ ﻗﺪﺭﺗﻰ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﺑﻮﺩ، ﻭ ﻟﺎ ﺟﺮم ﺟﻤﻊ ﻗﻠﻴﻞ ﺭﺍ ﺑﺮ ﻟﺸﮕﺮ ﻛﺜﻴﺮ ﻏﺎﻟﺐ ﮔﺮﺩﺍﻧﺪ۳۱۳نفررابر۱۰۰۰نفر. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیراحسن الحدیث
ﻳﻦ ﺁﻳﻪ ﺩﺭ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺑﺎ ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺟﻨﮓ ﺑﺪﺭ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻭﻟﻰ ﻳﻚ ﺣﻜﻢ ﻛﻠّﻰ ﺍﺳﺖ، ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺟﻨﮕﻰ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﺎﺷﺪ ﻋﻠﻤﺎء ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ: ﻣﻮﺭﺩ ﻣﺨﺼﺺ ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ ﺑﻠﻜﻪ ﺳﺒﺐ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺣﻜﻢ ﻛﻠﻰ ﺻﺎﺩﺭ ﺑﺎﺷﺪ، ﺩﺭ ﺍﻳﻨﺠﺎ ﭼﻨﺪ ﻣﺴﺌﻠﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ.

ﺍﻭﻝ: ﻛﻠﻤﻪ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﻫﺮ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺟﻨﮕﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﻏﻴﺮ ﺁﻥ، ﺩﺭ ﺧﻮﺩ ﻗﺮﺁﻥ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻳﻪ 94 ﺳﻮﺭﻩ ﻧﺴﺎء ﻧﻘﻞ ﺷﺪ ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﻰ ﻓﺎﺋﺪﻩ ﻫﺎ ﺍﺳﺖ، ﺭﺍﻏﺐ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻫﺮ ﺩﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﺳﺖ، ﺍﻗﺮﺏ ﺍﻟﻤﻮﺍﺭﺩ ﮔﻮﻳﺪ: ﺁﻥ ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺟﻨﮕﻰ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻫﺮ ﺷﻰ ء ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺭﺍ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﮔﻮﻳﻨﺪ، ﻃﺒﺮﺳﻰ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ: ﺩﺭ ﻋﺮﻑ ﺍﻫﻞ ﻟﻐﺖ ﻫﺮ ﻓﺎﺋﺪﻩ ﺭﺍ ﻏﻨﻢ ﻭ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﮔﻮﻳﻨﺪ.
ﺍﻣﺎﻣﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻧﻴﺰ ﭼﻨﻴﻦ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ، ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺳﻤﺎﻋﺔ ﻣﻨﻘﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺍﺑﻮ ﺍﻟﺤﺴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺍﺯ ﺧﻤﺲ ﭘﺮﺳﻴﺪم ﻓﺮﻣﻮﺩ: ﺁﻥ ﺩﺭ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻯ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﺮﺩم ﻓﺎﺋﺪﻩ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻢ ﺑﺎﺷﺪ ﻳﺎ ﺯﻳﺎﺩ، ﺷﻴﺦ ﺩﺭ ﺍﺳﺘﺒﺼﺎﺭ ﺑﺎﺏ ﻭﺟﻮﺏ ﺧﻤﺲ ﺍﺯ ﺍﻣﺎم ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻩ:

ﻫﻰ ﻭ ﺍﻟﻠَّﻪ ﺍﻟﺎﻓﺎﺩﺓ ﻳﻮﻣﺎ ﻓﻴﻮم

ﻋﺒﺎﺭﺕ ﺣﺪﻳﺚ ﺳﺎﺑﻖ ﭼﻨﻴﻦ ﺍﺳﺖ ﻓﻰ ﻛﻞ ﻣﺎ ﺍﻓﺎﺩ ﺍﻟﻨﺎﺱ ﻣﻦ ﻗﻠﻴﻞ ﺍﻭ ﻛﺜﻴﺮ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺍﻫﻞ ﺳﻨﺖ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻣﺨﺼﻮﺹ ﺑﻪ ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺟﻨﮕﻰ ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺷﻴﻌﻪ ﻗﺎﺑﻞ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻴﺴﺖ.
ﺍﺯ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ ﻛﻪ ﺧﻤﺲ ﺩﺭ ﻫﻔﺖ ﭼﻴﺰ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ: ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺟﻨﮕﻰ، ﺍﺭﺑﺎﺡ ﻣﻜﺎﺳﺐ، ﺯﻣﻴﻨﻰ ﻛﻪ ﺫﻣّﻰ ﺍﺯ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺧﺮﻳﺪﻩ ﺑﺎﺷﺪ، ﻣﻌﺪﻥ، ﮔﻨﺞ، ﻣﺎﻝ ﻣﺨﺘﻠﻂ ﺑﻪ ﺣﺮﺍم ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎ ﻏﻮﺍﺻﻰ ﺑﻪ ﺩﺳﺖ ﺁﻳﺪ. ﻛﻪ ﻫﻤﻪ ﻣﺼﺪﺍﻕ ﻓﺎﺋﺪﻩ ﻫﺴﺘﻨﺪ.

ﺩﻭم: ﺧﻤﺲ ﻛﻪ ﻳﻚ ﭘﻨﺠﻢ ﺍﺳﺖ ﻣﺼﺮﻑ ﺁﻥ ﻣﻮﺍﺭﺩ ﺷﺸﮕﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ، ﺳﻪ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺑﺎ ﻟﺎم ﻣﻠﻚ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ: ﻟﻠَّﻪ، ﻟﻠﺮﺳﻮﻝ، ﻟﺬﻯ ﺍﻟﻘﺮﺑﻰ ﺑﻘﻴﻪ ﺑﺎ ﻭﺍﻭ ﺑﻪ ﻟِﺬِﻯ ﺍﻟْﻘُﺮْﺑﻰ ﻋﻄﻒ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﺍﻳﻦ ﺣﺎﻛﻰ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺳﻪ ﻣﺤﻞ ﺩﺭ ﺫﻯ ﺍﻟﻘﺮﺑﻰ ﺩﺍﺧﻞ ﻣﻰ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻳﻌﻨﻰ ﻳﺘﺎﻣﻰ ﻭ ﻣﺴﺎﻛﻴﻦ ﻭ ﺩﺭﻣﺎﻧﺪﮔﺎﻥ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﻭ ﻗﺮﺍﺑﺖ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠَّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺭﻭﺷﻦ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ، ﻟِﺬِﻯ ﺍﻟْﻘُﺮْﺑﻰ ﭼﻮﻥ ﻣﻔﺮﺩ ﺍﺳﺖ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻚ ﻓﺮﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻥ ﺍﻣﺎم ﻭ ﺟﺎﻧﺸﻴﻨﻰ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﻭ ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻭ ﺍﺳﺖ، ﺳﻪ ﺳﻬﻢ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺩﺭ ﺯﻣﺎﻥ ﻏﻴﺒﺖ ﻣﺎﻝ ﺍﻣﺎم ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﺫﻥ ﻓﻘﻴﻪ ﺟﺎﻣﻊ ﺍﻟﺸﺮﺍﺋﻂ ﻣﺼﺮﻑ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺳﻪ ﺳﻬﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﻪ ﻓﻘﺮﺍء ﺳﺎﺩﺍﺕ ﻣﻰ ﺭﺳﺪ، ﻣﻄﺎﺑﻖ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺎﻓﻰ ﻣﺎ ﺯﺍﺩ ﺍﺯ ﻣﺼﺮﻑ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﺗﻮﺳﻂ ﻭﻟﻰ ﺍﻣﺮ ﻭ ﺭﻫﺒﺮ ﺩﺭ ﻣﺼﺎﺭﻑ ﻋﺎﻣﻪ ﺧﺮﺝ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ. ﺑﻘﻴﻪ ﺳﺨﻦ ﺩﺭ ﻛﺘﺐ ﻓﻘﻪ ﺩﻳﺪﻩ ﺷﻮﺩ.
ﺇِﻥْ ﻛُﻨْﺘُﻢْ ﺁﻣَﻨْﺘُﻢْ ﺑِﺎﻟﻠَّﻪِ ﻭَ ﻣﺎ ﺃَﻧْﺰَﻟْﻨﺎ ﻋَﻠﻰ ﻋَﺒْﺪِﻧﺎ ﻳَﻮْمَ ﺍﻟْﻔُﺮْﻗﺎﻥِ ﻳَﻮْمَ ﺍﻟْﺘَﻘَﻰ ﺍﻟْﺠَﻤْﻌﺎﻥِ ﻭَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠﻰ ﻛُﻞِّ ﺷَﻰْ ءٍ ﻗَﺪِﻳﺮٌ.

ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﻣﺎ ﺃَﻧْﺰَﻟْﻨﺎ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺍﻟﻤﻴﺰﺍﻥ ﺁﻳﻪ ﻗُﻞِ ﺍﻟْﺄَﻧْﻔﺎﻝُ ﻟِﻠَّﻪِ ﻭَ ﺍﻟﺮَّﺳُﻮﻝِ ﻭ ﺁﻳﻪ 69 ﻓَﻜُﻠُﻮﺍ ﻣِﻤَّﺎ ﻏَﻨِﻤْﺘُﻢْ ﺣَﻠﺎﻟًﺎ ﻃَﻴِّﺒﺎً ﺍﺳﺖ، ﻧﻤﻰ ﺷﻮﺩ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻣﻠﺎﺋﻜﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﻳﺎ ﻧﺼﺮﺕ ﺧﺪﺍ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﺮ ﻫﻤﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ ﻧﻪ ﻓﻘﻂ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ، ﻭ ﻧﻴﺰ ﻣﻨﺎﺳﺒﺖ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺑﮕﻮﺋﻴﻢ: ﺍﮔﺮ ﺑﺮ ﻣﻠﺎﺋﻜﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳﺪ. ﺧﻤﺲ ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻴﺪ ﻣﻨﻈﻮﺭ ﺍﺯ ﻳَﻮْمَ ﺍﻟْﻔُﺮْﻗﺎﻥِ ﺭﻭﺯ ﺑﺪﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺎ ﭘﻴﺮﻭﺯﻯ ﺍﻫﻞ ﺗﻮﺣﻴﺪ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﻛﻔﺮ ﻓﺮﻕ ﮔﺬﺍﺷﺖ ﻭ ﺟﺪﺍﻳﻰ ﺍﻓﻜﻨﺪ، ﭼﻨﺎﻥ ﻛﻪ ﺟﻤﻠﻪ ﻳَﻮْمَ ﺍﻟْﺘَﻘَﻰ ﺍﻟْﺠَﻤْﻌﺎﻥِ

ﺁﻥ ﺭﺍ ﺗﻔﺴﻴﺮ ﻣﻰ ﻛﻨﺪ.

ﻳﻌﻨﻰ: ﺧﻤﺲ ﻏﻨﺎﺋﻢ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻴﺪ، ﻓﻘﻂ ﺍﺯ ﭼﻬﺎﺭ ﭘﻨﺠﻢ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻛﻨﻴﺪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺭﻭﺯ ﺑﺪﺭ ﺑﺮ ﺑﻨﺪﻩ ﺧﻮﺩ ﻧﺎﺯﻝ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻳﻢ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﻳﺪ، ﻛﻪ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻳﻢ ﺍﻧﻔﺎﻝ ﻣﺎﻝ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﭽﻪ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺑﺮﺩﻩ ﺍﻳﺪ ﺧﺪﺍ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﺩﺍﺩﻩ ﻛﻪ ﺑﺨﻮﺭﻳﺪ، ﺍﺯ ﺍﻳﻦ، ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﻣﻰ ﺁﻳﺪ ﻛﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﻣﻄﻠﺐ ﺩﺭ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺣﻀﺮﺕ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ، ﺟﻤﻠﻪ ﻭَ ﺍﻟﻠَّﻪُ ﻋَﻠﻰ ﻛُﻞِّ ﺷَﻰْ ءٍ ﻗَﺪِﻳﺮٌ ﻇﺎﻫﺮﺍ ﺗﻌﻠﻴﻞ ﻳَﻮْمَ ﺍﻟْﻔُﺮْﻗﺎﻥِ ﺍﺳﺖ ﻳﻌﻨﻰ ﺧﺪﺍ ﻣﻰ ﺗﻮﺍﻧﺴﺖ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯ ﺣﻖ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺑﺎﻃﻞ پیروزگردانید. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیرجامع
ﺩﺭ ﻓﻘﻴﻪ ﺍﺯ ﺍﺑﻮ ﺑﺼﻴﺮ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩم ﻛﻤﺘﺮﻳﻦ ﭼﻴﺰﻳﻜﻪ ﺍﻧﺴﺎﻧﻰ ﺭﺍ ﺩﺍﺧﻞ ﺩﻭﺯﺥ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻛﺪﺍم ﺍﺳﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺁﻧﺴﺘﻜﻪ ﻛﺴﻰ ﻳﻚ ﺩﺭﻫﻢ ﺍﺯ ﺣﻖ ﻣﺎ ﻛﻪ ﺧﻤﺲ ﺍﺳﺖ ﺑﺨﻮﺭﺩ. ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺧﺮﻳﺪﺍﺭﻯ ﻛﻨﺪ ﺑﻤﺎﻝ ﺧﻤﺲ ﭼﻴﺰﻯ ﺭﺍ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻋﺬﺭ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﻧﻔﺮﻣﺎﻳﺪ ﭼﻪ ﺍﻭ ﺑﻤﺎﻝ ﺣﺮﺍم ﺧﺮﻳﺪﻩ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺑﺼﺎﺋﺮ ﺍﻟﺪﺭﺟﺎﺕ ﺍﺯ ﻋﻤﺮﺍﻥ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻣﻴﻔﺮﻣﻮﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺑﺨﺪﺍ ﺳﻮﮔﻨﺪ ﻫﻤﺎﻧﺎ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺳﻬﻞ ﻭ ﺁﺳﺎﻥ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺮ ﻣﺆﻣﻨﻴﻦ ﺭﻭﺯﻯ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻭ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﻳﻚ ﺩﺭﻫﻢ ﺍﺯ ﭘﻨﺞ ﺩﺭﻫﻢ ﺭﺍ ﻭ ﺑﺎﻗﻰ ﺭﺍ ﺣﻠﺎﻝ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺗﺎ ﺑﺨﻮﺭﻧﺪ ﻭ ﻋﻤﻞ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ ﺑﺮ ﺍﻳﻦ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺟﺰ ﻣﺆﻣﻨﻴﻜﻪ ﺁﺯﻣﺎﻳﺶ ﺷﺪﻩ ﺩﻝ ﺍﻭ ﺑﺮ ﺍﻳﻤﺎﻥ.
ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺿﺮﻳﺲ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻣﻴﺪﺍﻧﻰ ﺍﻳﻀﺮﻳﺲ ﻣﺮﺩم ﺍﺯ ﭼﻪ ﺭﺍﻫﻰ ﻭﺍﺭﺩ ﻋﻤﻞ ﺯﻧﺎ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ؟ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩم ﻧﻤﻴﺪﺍﻧﻢ ﺑﻴﺎﻥ ﻓﺮﻣﺎﺋﻴﺪ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﻧﺪﺍﺩﻥ ﺧﻤﺲ ﻣﺎ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ.
ﻭ ﺍﺯ ﻣﺤﻤﺪ ﺑﻦ ﻣﺴﻠﻢ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم، ﺷﺪﺕ ﻭ ﺳﺨﺘﻰ ﺑﺮ ﻣﺮﺩم ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﻭﻗﺘﻰ ﺑﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺻﺎﺣﺒﺎﻥ ﺧﻤﺲ ﺩﺭ ﻣﺤﻀﺮ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺑﺎﻳﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺑﮕﻮﻳﻨﺪ ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩم ﺳﺆﺍﻝ ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﻴﺪ ﭼﺮﺍ ﺧﻤﺲ ﻣﺎ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺩﻩ ﺍﻧﺪ.
ﺩﺭ ﺗﻬﺬﻳﺐ ﺍﺯ ﻓﻀﻞ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻫﺮ ﻛﻪ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﺎ ﺫﺭﻳﻪ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﻴﺎﺑﺪ ﺷﻜﺮ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺠﺎ ﺁﻭﺭﺩ ﺍﺯ ﺟﻬﺖ ﻧﻌﻤﺖ ﺑﺰﺭﮔﻰ ﻛﻪ ﺑﺎﻭ ﻋﻄﺎ ﺷﺪﻩ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩم ﺣﻀﻮﺭﺵ ﻧﻌﻤﺖ ﺑﺰﺭﮒ ﭼﻴﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﭘﺎﻙ ﻭ ﭘﺎﻛﻴﺰﻩ ﺑﻮﺩﻥ ﻧﻄﻔﻪ ﻭ ﺗﻮﻟﺪ ﺍﻭ.
ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺧﻤﺲ ﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﭼﻴﺰ ﺗﻌﻠﻖ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ ﺍﻭﻝ ﺑﺮ ﻣﻨﺎﻓﻊ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺣﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﻣﻌﺎﻣﻠﺎﺕ ﺩﻭم ﻣﺎﻟﻴﻜﻪ ﺍﺯ ﻏﻮﺍﺻﻰ ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎ ﺑﺪﺳﺖ ﺑﻴﺎﻳﺪ ﺳﻮم ﺛﺮﻭﺗﻴﻜﻪ ﺍﺯ ﮔﻨﺞ ﻭ ﺩﻓﻴﻨﻪ ﺣﺎﺻﻞ ﺷﻮﺩ ﭼﻬﺎﺭم ﻣﺎﻟﻴﻜﻪ ﺍﺯ ﺍﺳﺘﺨﺮﺍﺝ ﻣﻌﺎﺩﻥ ﻓﺮﺍﻫﻢ ﮔﺮﺩﺩ ﭘﻨﺠﻢ ﺯﻣﻴﻨﻰ ﻛﻪ ﺍﻫﻞ ﺫﻣﻪ ﭼﻮﻥ ﻳﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﻯ ﺍﺯ ﻣﺴﻠﻤﻴﻦ ﺑﺨﺮﻧﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻤﺲ ﺁﻥ ﺯﻣﻴﻦ ﺍﺯ ﻳﻬﻮﺩ ﻭ ﻧﺼﺎﺭﻯ ﻭﺻﻮﻝ ﺷﻮﺩ.
ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺳﻤﺎﻋﻪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﭘﺮﺳﻴﺪم ﺧﻤﺲ ﺑﭽﻪ ﭼﻴﺰ ﺗﻌﻠﻖ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺑﺴﻮﺩ ﻭ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺍﻯ ﻛﻪ ﻣﺮﺩم ﺗﺤﺼﻴﻞ ﻣﻴﻨﻤﺎﻳﻨﺪ ﺧﻮﺍﻩ ﺍﻧﺪﻙ ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﻳﺎ ﺑﺴﻴﺎﺭ.

ﻭ ﺍﺯ ﺣﻜﻴﻢ ﻣﺆﺫﻥ ﺑﻨﻰ ﻋﺒﺲ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻣﻌﻨﺎﻯ ﺁﻳﻪ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺳﺆﺍﻝ ﻧﻤﻮﺩم؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺑﺨﺪﺍ ﻗﺴﻢ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺩﺭ ﺁﻳﻪ ﺳﻮﺩ ﻭ ﺑﻬﺮﻩ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻟﻜﻦ ﭘﺪﺭم ﺑﺮﺍﻯ ﺁﺳﺎﻳﺶ ﻭ ﺭﻓﺎﻩ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﺩم ﺑﻬﺮﻩ ﺳﺎﻟﺎﻧﻪ ﺭﺍ ﻣﻘﺮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺑﺴﻨﺪ ﺩﻳﮕﺮ ﺍﺯ ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺍﺯ ﻣﻌﺎﻣﻠﻪ ﻭ ﻛﺴﺐ ﺑﻬﺮﻩ ﻭ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﺍﻯ ﺑﺒﺮﺩ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻤﺲ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﻔﺎﻃﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺳﻠﺎم ﻭ ﺫﺭﻳﻪ ﺍﻭ ﻭ ﺍﺋﻤﻪ ﻭ ﺫﺭﺍﺭﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺳﻠﺎم ﺑﺪﻫﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺧﻤﺲ ﻣﻨﺤﺼﺮﺍ ﺑﺎﻳﺪ ﺑﺬﺭﻳﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺯﻫﺮﺍ ﺳﻠﺎم ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻣﺜﻠﺎ ﺍﮔﺮ ﺧﻴﺎﻃﻰ ﻟﺒﺎﺳﻰ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭘﻨﺞ ﺩﺭﻫﻢ ﻣﺰﺩ ﺑﺪﻭﺯﺩ ﻳﻚ ﺩﺭﻫﻢ ﻛﻪ ﺧﻤﺲ ﺁﻥ ﺩﺳﺘﻤﺰﺩ ﺑﺎﺷﺪ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻤﺎ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺭﻓﺎﻗﺎ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﺪ ﺗﺎ ﻳﻚ ﺳﺎﻝ ﺁﻧﺮﺍ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﺪ ﻭ ﺯﻧﺎ ﺍﺯ ﮔﻨﺎﻫﺎﻥ ﻛﺒﻴﺮﻩ ﺍﺳﺖ ﺭﻭﺯ ﻗﻴﺎﻣﺖ ﺩﺭ ﭘﻴﺸﮕﺎﻩ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﺭﻳﺘﻌﺎﻟﻰ ﺫﺭﺍﺭﻯ ﺣﻀﺮﺕ ﻓﺎﻃﻤﻪ ﻋﻠﻴﻬﺎ ﺳﻠﺎم ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻣﺮﺩم ﺳﺆﺍﻝ ﺑﻔﺮﻣﺎﺋﻴﺪ ﺍﺯ ﭼﻪ ﻣﺎﻟﻰ ﺻﺪﺍﻕ ﻋﻴﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﭘﺮﺩﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ (ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﺁﻧﺴﺖ ﻛﻪ ﺍﮔﺮ ﺧﻤﺲ ﻣﺎﻝ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﺸﻮﺩ ﻭ ﺻﺪﺍﻕ ﻋﻴﺎﻝ ﺭﺍ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻣﺮﺗﻜﺐ ﻓﻌﻞ ﺣﺮﺍم ﻭ ﺯﻧﺎ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ).
ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺍﺑﻰ ﺣﻤﺰﻩ ﺛﻤﺎﻟﻰ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩم ﺑﻌﻀﻰ ﺍﺯ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻣﺎ ﻧﺴﺒﺘﻬﺎﺋﻰ ﺑﻤﺨﺎﻟﻔﻴﻦ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ، ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﻗﺒﻴﻞ ﺳﺨﻨﺎﻥ ﻣﻨﺼﺮﻑ ﺷﻮﻳﺪ ﺳﭙﺲ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺍﻯ ﺍﺑﺎ ﺣﻤﺰﻩ ﺟﺰ ﺷﻴﻌﻴﺎﻥ ﻣﺎ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺮﺩم ﺍﻭﻟﺎﺩ ﺯﻧﺎ ﻣﻴﺒﺎﺷﻨﺪ، ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩم ﭼﮕﻮﻧﻪ ﻣﻴﺘﻮﺍﻧﻨﺪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺍﺻﻠﺎﺡ ﻛﻨﻨﺪ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﭼﻪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﺍﺯ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﻣﺮﺩم ﺳﻬﻤﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺎ ﻣﻘﺮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﺁﻥ ﺧﻤﺲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻓﻘﻂ ﻭ ﻣﻨﺤﺼﺮﺍ ﺧﻤﺲ ﻣﺘﻌﻠﻖ ﺑﻤﺎﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺳﺎﻳﺮ ﻣﺮﺩم ﺣﺮﺍم ﺍﺳﺖ ﺍﻯ ﺍﺑﺎ ﺣﻤﺰﻩ ﺍﺯ ﺯﻣﻴﻦ ﻫﺎﺋﻰ ﻛﻪ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻋﺎﻳﺪﺍﺗﻰ ﻛﻪ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻣﺪﻩ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻤﺲ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻟﻮ ﺁﻧﻜﻪ ﺍﺯ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺣﺎﺻﻠﻪ ﺍﻗﺪﺍم ﺑﻪ ﺧﺮﻳﺪ ﻛﻨﻴﺰ ﻭ ﻳﺎ ﺗﺰﻭﻳﺞ ﻭ ﺗﻬﻴﻪ ﺍﻣﻮﺍﻝ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﺑﺎﺷﻨﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻛﺴﻰ ﺗﻤﺎم ﺍﻣﻮﺍﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺻﺪﻗﻪ ﻭ ﻓﺪﺍ ﺑﺪﻫﺪ ﻭ ﺑﺨﻮﺍﻫﺪ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨﻢ ﻧﺠﺎﺕ ﭘﻴﺪﺍ ﻛﻨﺪ ﻣﻴﺴﺮ ﻧﻤﻴﺸﻮﺩ ﺯﻳﺮﺍ ﺣﻖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺧﺎﺭﺝ ﻧﻨﻤﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﺪﻭﻥ ﻋﺬﺭ ﻭ ﺩﻟﻴﻠﻰ ﺗﺼﺮﻑ ﺩﺭ ﺣﻘﻮﻕ ﻣﺎ ﻛﺮﺩﻩ.
ﺍﺯ ﺑﺮﻳﺪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻯ ﺣﻀﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﺳﺆﺍﻝ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩم ﻓﺎﻳﺪﻩ ﭼﻪ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻭ ﻣﻘﺪﺍﺭ ﺁﻥ ﭼﻘﺪﺭ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺧﻤﺲ ﻭﺍﺟﺒﺴﺖ ﺗﻤﻨﺎ ﺩﺍﺭم ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺗﺖ ﺑﺮ ﻣﻦ ﻣﻨﺖ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﻭ ﻣﺮﻗﻮم ﺑﺪﺍﺭﻳﺪ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺣﺮﺍم ﻭﺍﻗﻊ ﻧﺸﻮم ﻭ ﻧﻤﺎﺯ ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ﻣﻦ ﺑﺎﻃﻞ ﻭ ﺿﺎﻳﻊ ﻧﮕﺮﺩﺩ؟ ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺁﻥ ﻧﺎﻣﻪ ﻓﺎﻳﺪﻩ ﻫﺮ ﭼﻴﺰﻳﺴﺖ ﺍﺯ ﺳﻮﺩ ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻭ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﺯﺭﺍﻋﺖ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﻴﺮﻭﻥ ﻛﺮﺩﻥ ﻫﺰﻳﻨﻪ
ﺩﺭ ﺗﻬﺬﻳﺐ ﺍﺯ ﺍﺑﺮﺍﻫﻴﻢ ﺑﻦ ﻣﺤﻤﺪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺟﻮﺍﺩ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺑﺪﺭﺁﻣﺪ ﺣﺎﺻﻠﻪ ﺍﺯ ﺍﻣﻠﺎﻙ ﺧﻤﺲ ﺗﻌﻠﻖ ﻣﻴﮕﻴﺮﺩ؟ ﻣﺮﻗﻮم ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺧﻤﺲ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﻣﺠﺪﺩﺍ ﻧﻮﺷﺘﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﻦ ﺍﺻﺤﺎﺏ ﻣﺎ ﺍﺧﺘﻠﺎﻓﺴﺖ ﺑﻌﻀﻰ ﻣﻴﮕﻮﻳﻨﺪ ﻣﺌﻮﻧﻪ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺧﺮﺍﺝ ﻭ ﻣﺎﻟﻴﺎﺕ ﺳﻠﻄﺎﻧﺴﺖ ﻭ ﻋﺪﻩ ﺍﻯ ﻋﻘﻴﺪﻩ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻛﻪ ﺧﺮﺍﺝ ﺟﺰء ﻣﺌﻮﻧﻪ ﻧﻴﺴﺖ؟ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﺮﻗﻮم ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ ﺧﻤﺲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻭﺿﻊ ﺧﺮﺍﺝ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﻭ ﻣﺌﻮﻧﻪ ﻋﻴﺎﻝ ﺍﺳﺖ.
- ﺍﺑﻦ ﺑﺎﺑﻮﻳﻪ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺷﺨﺼﻰ ﺣﻀﻮﺭ ﺍﻣﻴﺮ ﺍﻟﻤﺆﻣﻨﻴﻦ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺷﺮﻓﻴﺎﺏ ﺷﺪ ﻋﺮﺽ ﻛﺮﺩ ﻣﺎﻟﻰ ﺟﻤﻊ ﺁﻭﺭﻯ ﻛﺮﺩﻩ ﺍم ﺩﺭ ﻛﺴﺐ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺣﻠﺎﻝ ﻭ ﺣﺮﺍم ﺍﻏﻤﺎﺽ ﻧﻤﻮﺩم ﺁﻳﺎ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺗﻮﺑﻪ ﻫﺴﺖ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺧﻤﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺪﻩ ﺑﺎﻗﻰ ﺑﺮ ﺗﻮ ﺣﻠﺎﻝ ﺍﺳﺖ.
ﺩﺭ ﺗﻬﺬﻳﺐ ﺍﺯ ﻋﻤﺎﺭ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺑﻮﺩم ﺷﺨﺼﻰ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ ﺳﺆﺍﻝ ﻧﻤﻮﺩ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺑﺎﻣﻮﺭ ﺩﻳﻮﺍﻧﻰ ﭼﻪ ﺻﻮﺭﺕ ﺩﺍﺭﺩ؟ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻭﺍﺭﺩ ﻧﺸﻮﻳﺪ ﻣﮕﺮ ﺁﻧﻜﻪ ﺗﻮﺍﻧﺎﺋﻰ ﻭ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺮ ﺣﺮﻓﻪ ﻭ ﻣﺸﺎﻏﻞ ﺩﻳﮕﺮﻯ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺍﺯ ﺭﺍﻩ ﺍﺿﻄﺮﺍﺭ ﻭ ﺑﻴﭽﺎﺭﮔﻰ ﺩﺍﺧﻞ ﺷﺪﻳﺪ ﺩﺭ ﺍﻣﻮﺭﺍﺕ ﺩﻭﻟﺘﻰ ﻣﺎﻟﻴﻜﻪ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍﻩ ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻭﺭﺩﻳﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺧﻤﺲ ﺁﻧﺮﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺎ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺑﻔﺮﺳﺘﻴﺪ.
ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻫﺮ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﻛﺎﺭﺯﺍﺭ ﻭ ﺭﺯم ﺑﺪﺳﺖ ﺁﻣﺪ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﻭﻝ ﺧﻤﺲ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺧﺎﺭﺝ ﻛﻨﻨﺪ ﻭ ﺑﺎﻗﻰ ﺭﺍ ﻣﻴﺎﻥ ﺟﻬﺎﺩ ﻛﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﻗﺴﻤﺖ ﻧﻤﺎﻳﻨﺪ. ﻭ ﺍﻳﻨﺤﺪﻳﺚ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺗﻬﺬﻳﺐ ﻧﻴﺰ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺗﻤﺎم ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺩﺭﺁﻣﺪ ﻣﺸﺮﻭﺣﻪ ﺧﻤﺲ ﮔﺮﻓﺘﻪ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻳﻚ ﺳﻬﻢ ﺑﺮﺍﻯ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺳﻬﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮﺍﻯ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻭ ﻭ ﺳﻬﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﺑﺮﺍﻯ ﺫﻭﻯ ﺍﻟﻘﺮﺑﻰ ﻛﻪ ﺍﻳﺘﺎم ﻭ ﻣﺴﺎﻛﻴﻦ ﻭ ﺍﺑﻦ ﺳﺒﻴﻞ ﺍﺯ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻭ ﺳﻬﻢ ﺧﺪﺍ ﻭ ﺭﺳﻮﻝ ﭘﺲ ﺍﺯ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺍﻛﺮم ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺑﺎﺋﻤﻪ ﻣﻌﺼﻮﻣﻴﻦ ﻋﻠﻴﻬﻢ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺩﺍﺭﺩ ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻣﺮﺍﺩ ﺍﺯ ﺫﻭﻯ ﺍﻟﻘﺮﺑﻰ ﺧﻮﻳﺸﺎﻥ ﻭ ﺍﺭﺣﺎم ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺧﻤﺲ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺑﻪ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﻭ ﻣﺎ ﺧﺎﻧﺪﺍﻥ ﺭﺳﺎﻟﺖ ﺩﺍﺭﺩ.
ﺩﺭ ﺑﺼﺎﺋﺮ ﺍﻟﺪﺭﺟﺎﺕ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺩﻕ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻧﺼﻒ ﺧﻤﺲ ﺗﻌﻠﻖ ﺑﺎﻣﺎم ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻧﺼﻒ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻥ ﺍﺯ ﺑﺮﺍﻯ ﻳﺘﺎﻣﻰ ﻭ ﻣﺴﺎﻛﻴﻦ ﻭ ﺍﺑﻦ ﺳﺒﻴﻞ ﺍﺯ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺯﻛﻮﺓ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﻠﺎﻝ ﻧﻴﺴﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﻋﻮﺽ ﺯﻛﻮﺓ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﺧﻤﺲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺫﺭﻳﻪ ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ.
ﺩﺭ ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﻮﺳﻰ ﺑﻦ ﺟﻌﻔﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ ﺩﺭ ﺣﺪﻳﺚ ﻣﻔﺼﻠﻰ ﻧﺼﻒ ﻛﺎﻣﻞ ﺧﻤﺲ ﺗﻌﻠﻖ ﺑﺎﻣﺎم ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻧﺼﻒ ﺩﻳﮕﺮ ﺁﻥ ﻣﻴﺎﻥ ﻳﺘﺎﻣﻰ ﻭ ﻣﺴﺎﻛﻴﻦ ﻭ ﺍﺑﻨﺎء ﺳﺒﻴﻞ ﺍﺯ ﺫﺭﻳﻪ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﻗﺴﻤﺖ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻧﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﺳﺎﻳﺮﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﺮﺩم ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﭘﺎﻙ ﮔﺮﺩﺍﻧﻴﺪﻥ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺍﺯ ﺯﻛﻮﺓ ﭼﻪ ﺁﻥ ﺍﻭﺳﺎﺥ ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺴﺖ ﻭ ﺧﻤﺲ ﻛﺮﺍﻣﺖ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺍﺯ ﻧﺰﺩ ﺧﻮﺩﺵ ﺑﺮﺍﻯ ﺫﺭﻳﻪ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﺋﻰ ﻣﻘﺪﺍﺭﻳﻜﻪ ﺑﻰ ﻧﻴﺎﺯ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺫﻟﺖ ﻭ ﻣﺴﻜﻨﺖ ﻭﺍﻗﻊ ﻧﺸﻮﻧﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﻭ ﺍﮔﺮ ﻧﺼﻒ ﺧﻤﺲ ﺑﻘﺪﺭ ﻛﻔﺎﻳﺖ ﻭ ﮔﺬﺭﺍﻥ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﺍﻣﺎم ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﺧﻮﺩ ﺑﺁﻧﺎﻥ ﺑﺪﻫﺪ ﺗﺎ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﻧﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺯﻳﺎﺩﻯ ﺍﺯ ﻣﺼﺮﻑ ﺍﻳﺸﺎﻥ ﺣﻖ ﺍﻣﺎم ﺍﺳﺖ ﻧﻘﺼﺎﻥ ﻫﻢ ﺑﻌﻬﺪﻩ ﺁﻥ ﺑﺰﺭﮔﻮﺍﺭ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ.
ﻭ ﺍﺑﻦ ﺑﺎﺑﻮﻳﻪ ﺩﺭ ﻛﺘﺎﺏ ﺍﻛﻤﺎﻝ ﺍﻟﺪﻳﻦ ﺍﺯ ﻣﺤﻤﺪ ﺍﺳﺪﻯ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﻯ ﺑﺘﻮﺳﻂ ﺍﺑﻮ ﺟﻌﻔﺮ ﻧﺎﻳﺐ ﺧﺎﺹ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﺠﺔ ﺍﻣﺎم ﺯﻣﺎﻥ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺑﻤﻦ ﺭﺳﻴﺪ ﺩﺭ ﭘﺎﺳﺦ ﺳﺆﺍﻟﺎﺗﻰ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﺑﻮﺩم ﺑﻤﻀﻤﻮﻥ ﺫﻳﻞ: ﺍﻯ ﺍﺳﺪﻯ ﺁﻧﭽﻪ ﺳﺆﺍﻝ ﻛﺮﺩﻯ ﺩﺭ ﺑﺎﺭﻩ ﺷﺨﺼﻰ ﻛﻪ ﻣﺎﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺣﻠﺎﻝ ﻣﻴﺪﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻥ ﺗﺼﺮﻑ ﻣﻴﻜﻨﺪ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺗﺼﺮﻑ ﻛﺮﺩﻥ ﻣﺎﻝ ﺧﻮﺩ ﺑﺪﻭﻥ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﺎ ﺁﻥ ﺷﺨﺺ ﻣﻠﻌﻮﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﻣﺎ ﻭ ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺷﻤﻦ ﻣﻴﺒﺎﺷﻴﻢ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺍﻛﺮم ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺣﻠﺎﻝ ﺑﺪﺍﻧﺪ ﺣﻖ ﻭ ﻣﺎﻝ ﻋﺘﺮﺕ ﻣﺮﺍ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮ ﺍﻭ ﺣﺮﺍم ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻭ ﺑﻠﺴﺎﻥ ﻭ ﺯﺑﺎﻥ ﺗﻤﺎم ﭘﻴﻐﻤﺒﺮﺍﻥ ﻟﻌﻨﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﻭ ﻫﺮ ﻛﻪ ﺳﺘﻢ ﻛﻨﺪ ﺑﻌﺘﺮﺕ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺟﻤﻠﻪ ﻇﺎﻟﻤﻴﻦ ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻟﻌﻨﺖ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩ ﻭ ﻣﻴﻔﺮﻣﺎﻳﺪ ﺃَﻟﺎ ﻟَﻌْﻨَﺔُ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﻋَﻠَﻰ ﺍﻟﻈَّﺎﻟِﻤِﻴﻦَ ﻭ ﺍﻳﻨﺤﺪﻳﺚ ﺭﺍ ﻃﺒﺮﺳﻰ ﺩﺭ ﺍﺣﺘﺠﺎﺝ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩﺍﺯ ﺍﺳﺪﻯ ﻧﻴﺰ ﺭﻭﺍﻳﺖ ﻛﺮﺩﻩ ﮔﻔﺖ ﺗﻮﻗﻴﻌﻰ ﺍﺯ ﺣﻀﺮﺕ ﺻﺎﺣﺐ ﺍﻟﺎﻣﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﺍﻟﺴّﻠﺎم ﺑﺘﻮﺳﻂ ﻧﺎﻳﺐ ﺧﺎﺹ ﺁﻧﺤﻀﺮﺕ ﺑﺎﻳﻦ ﻣﻀﻤﻮﻥ ﺑﻤﻦ ﺭﺳﻴﺪ ﺑِﺴْﻢِ ﺍﻟﻠَّﻪِ ﺍﻟﺮَّﺣْﻤﻦِ ﺍﻟﺮَّﺣِﻴﻢِ ﻟﻌﻨﺖ ﺧﺪﺍ ﻭ ﻓﺮﺷﺘﮕﺎﻥ ﻭ ﺗﻤﺎم ﻣﺮﺩم ﺑﺮ ﺁﻧﺸﺨﺺ ﺑﺎﺩ ﻛﻪ ﻳﻚ ﺩﺭﻫﻢ ﺍﺯ ﻣﺎﻝ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻄﺮﻳﻖ ﺣﺮﺍم ﺑﺨﻮﺭﺩ
ﺑﻨﺺ ﻗﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﺣﺎﺩﻳﺚ ﺧﻤﺲ ﻣﻴﺎﻥ ﺍﻭﻟﺎﺩ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ ﺗﻘﺴﻴﻢ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﻭ ﺫﺭﻳﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻛﺮم ﺩﺭ ﺣﻜﻢ ﻋﺎﺋﻠﻪ ﺍﻣﺎم ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺧﻤﺲ ﺭﺍ ﻓﻘﻂ ﻭ ﺑﻪ ﺗﻨﻬﺎﺋﻰ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺩﻩ ﺩﺭ ﻗﺒﺎﻝ ﺯﻛﻮﺓ ﻛﻪ ﺑﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺣﺮﺍم ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﻧﻈﺮ ﺷﺮﺍﻓﺖ ﺁﻝ ﻋﺼﻤﺖ ﺗﺎ ﺑﺎﻭﺳﺎﺥ ﻣﺮﺩم ﻧﻴﺎﺯﻣﻨﺪ ﻧﺒﻮﺩﻩ ﻭ ﺩﭼﺎﺭ ﺧﻮﺍﺭﻯ ﻭ ﺫﻟﺖ ﻧﺸﻮﻧﺪ ﻭ ﺁﻝ ﻣﺤﻤﺪ ﺻﻠّﻰ ﺍﻟﻠّﻪ ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﻭ ﺳﻠّﻢ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻛﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺧﻤﺲ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﻘﺮﺭ ﻓﺮﻣﻮﺩﻩ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺍﻳﺎﺕ ﻭ ﺍﻣﺜﺎﻝ ﺁﻧﻬﺎ ﺻﺮﺍﺣﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﻛﻪ ﺧﻤﺲ ﺩﺭ ﺗﺤﺖ ﻫﻴﭻ ﻋﻨﻮﺍﻧﻰ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻐﻴﺮ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻣﺼﺎﺭﻓﻰ ﻛﻪ ﻣﻌﻤﻮﻝ ﺷﺪﻩ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺳﻬﻢ ﺍﻣﺎم ﻭ ﻳﺎ ﺫﻭﻯ ﺍﻟﻘﺮﺑﻰ ﺑﻐﻴﺮ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﻭﺟﻮﻫﻰ ﻣﻴﺪﻫﻨﺪ ﺗﻤﺎﻣﺎ ﺑﺮ ﺧﻠﺎﻑ ﻧﺺ ﻗﺮﺁﻥ ﻭ ﺍﺣﺎﺩﻳﺚ ﻭ ﺩﺳﺘﻮﺭﻫﺎﻯ ﺍﺋﻤﻪ ﻃﺎﻫﺮﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺍﺟﺘﻬﺎﺩ ﻣﻘﺎﺑﻞ ﻧﺺ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺑﺎﺗﻔﺎﻕ ﺣﺮﺍم ﻣﻴﺒﺎﺷﺪ ﻋﻠﺎﻭﻩ ﺑﺮ ﺁﻥ ﺧﻠﺎﻑ ﺍﺣﺘﻴﺎﻁ ﺍﺳﺖ ﭼﻪ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﺫﻣﻪ ﻳﻘﻴﻨﻰ ﺑﺮﺍﺋﺖ ﻳﻘﻴﻨﻰ ﻟﺎﺯم ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺑﻌﻨﻮﺍﻥ ﺳﻬﻢ ﺍﻣﺎم ﺑﻐﻴﺮ ﺳﺎﺩﺍﺕ ﭼﻴﺰﻯ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﺷﻚ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻴﺸﻮﺩ ﺁﻳﺎ ﺩﻳﻮﻥ ﻭﺍﺟﺒﻪ ﺭﺍ ﺍﺩﺍ ﻧﻤﻮﺩﻩ ﻳﺎ ﺧﻴﺮ ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮﺳﻬﻢ ﺍﻣﺎم ﺭﺍ ﻧﻴﺰ ﺑﺮ ﺳﺒﻴﻞ ﻧﻴﺎﺑﺖ ﺍﺯ ﺍﻣﺎم ﺑﺴﺎﺩﺍﺕ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺣﻜﻢ ﻋﺎﺋﻠﻪ ﺍﻣﺎم ﻫﺴﺘﻨﺪ ﭼﻨﺎﻧﭽﻪ ﺩﺭ ﺍﺣﺎﺩﻳﺚ ﮔﺬﺷﺘﻪ ﺫﻛﺮ ﺷﺪ ﺑﺪﻫﻨﺪ ﻣﺴﻠﻤﺎ ﻭ ﺑﺎﺗﻔﺎﻕ ﺗﻤﺎم ﻋﻠﻤﺎء ﺑﺮﺊ ﺍﻟﺬﻣﻪ ﻣﻴﺸﻮﻧﺪ ﭘﺲ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﻛﺎﺭ ﻳﻘﻴﻦ ﺻﺮﻑ ﻧﻈﺮ ﻛﺮﺩ ﻭ ﻋﻤﻞ ﺑﺸﻚ ﻧﻤﻮﺩ ﻭ ﺍﺣﺎﺩﻳﺚ ﺩﺭ ﺑﺎﺏ ﺧﻤﺲ ﺑﺴﻴﺎﺭ ﺍﺳﺖ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.