از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و اطیعوا الله و رسوله و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم واصبروا ان الله مع الصابرین ):(و از خدا و رسولش اطاعت نمایید و نزاع نکنید،چون سست و مضطرب می شوید و نیرویتان تحلیل می رود و صبر کنید که هماناخدا با صابران است )،از سیاق استفاده می شود که در اینجا منظور از(اطاعت )اطاعت از دستوراتی است که از جانب خدا و رسول در باره امر جهاد ودفاع از حریم دین و حوزه اسلام صادر می شود ،مثل اینکه باید اول اتمام حجت کنند و در امر جنگ متعرض زن و فرزند دشمنان نشوند و بدون اطلاع بر آنهاشبیخون نزنند... و آنگاه می فرماید: با نزاع و کشمکش در میان خود ایجاداختلاف نکنید و در نتیجه خودتان را دچار ضعف اراده مسازید و عزت و دولت و غلبه بردشمن را از دست ندهید، چون اختلاف و تفرقه ، وحدت را زایل کرده و قدرت و نیرو و شوکت شما را از بین می برد و همواره در برابر ناملایمات جنگی که ازطرف دشمن متوجه شما می شود خویشتنداری کنید و اکثرا در حال ذکر خدا و اطاعت از خدا و رسولش باشید و حوادث وسنگینی بار اطاعت شمارا از پا در نیاورد و سنگینی طاعت و لذت معصیت و عجب و تکبر، شما را گمراه نکند، چون خدا با صابران است و آنها را از ضعف و سستی حفظ می کند و صبرقویترین یاور انسان در شدائد و محکم ترین رکن در برابر سستی عزم و تحول اراده است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  شکوه شکرى کريملو - تفسیر نمونه جلد 7
یکى دیگر از مهمترین برنامه هاى مبارزه توجه به مسئله رهبرى و اطاعت از دستور پیشوا و رهبر است همان دستورى که اگر انجام نمى گرفت جنگ بدر به شکست کامل مسلمانان منتهى مى شد، لذا در آیه بعد مى گوید: ((و اطاعت خدا و پیامبرش کنید)) (و اطیعوا الله و رسوله ).
و از پراکندگى و نزاع بپرهیزید (و لا تنازعوا).
((زیرا کشمکش و نزاع و اختلاف مجاهدان در برابر دشمن نخستین اثرش سستى و ناتوانى و ضعف در مبارزه است )) (فتفشلوا).
((و نتیجه این سستى و فتور از میان رفتن قدرت و قوت و هیبت و عظمت شماست )) (و تذهب ریحکم ).
((ریح )) به معنى باد است و اینکه مى گوید: اگر به نزاع با یکدیگر برخیزید سست مى شوید و به دنبال آن باد شما را از میان خواهد برد اشاره لطیفى به این معنى است که قوت و عظمت و جریان امور بر وفق مراد و مقصودتان از میان خواهد رفت زیرا همیشه وزش بادهاى موافق سبب حرکت کشتیها به سوى منزل مقصود بوده است ، و در آن زمان که تنها نیروى محرک کشتى وزش باد بود این مطلب فوق العاده اهمیت داشت .
به علاوه وزش باد به پرچم ها نشانه بر پا بودن پرچم که رمز قدرت و حکومت است مى باشد و تعبیر فوق کنایه اى از این معنى است .
سپس دستور به استقامت در برابر دشمنان و در مقابل حوادث سخت مى دهد و مى گوید: ((استقامت کنید که خداوند با استقامت کنندگان است ))
(و اصبروا ان الله مع الصابرین )
تفاوت میان ثبات قدم (دستور اول ) و استقامت و صبر (دستور پنجم ) از این نظر است که ثبات قدم بیشتر جنبه جسمانى و ظاهرى دارد، در حالى که استقامت و صبر بیشتر جنبه هاى روانى و باطنى را شامل مى شود. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
اول نزاع ذکر شد بعد فشل یعنی یک ملت مقتدر اگر مغرور باشند گرفتار مقام و جاه بشوند با هم درگیر بشوند بعد ضعیف خواهند شد چون تنازع به یک اتحاد برمی‌گردد به یک اتفاق برمی‌گردد تنازع کردند یعنی چه یعنی خود این شخص این جناح دو تا کار می‌کند آنها هم دو تا کار می‌کنند این مجموع این چهار تا کار یک هدف مشترکی را تعقیب می‌کند این جناح الف با جناح باء که درگیر شد هر کدام دو تا کار می‌کنند مجموع این چهار تا کار یک هدف مشترکی را تعقیب می‌کند این جناح الف که نزاع می‌کند یعنی تمام تلاش و کوششش این است که قدرت رقیب را نزع کند و بکند خب اینکه آسان نیست باید از خودش هم مایه بگذارد زحمت بکشد تلاش کند مایه‌های فکری بگذارد مایه‌های وقت صرف بکند مایه‌های مادی بگذارد پس از قدرت خود می‌کند تا از قدرت رقیب بکاهد دو تا کار می‌کند این چنین نیست که انسان اینجا اراده بکند که جناح دیگر را از پا در بیاورد که این باید مطالعه بکند نقشه بکشد مال صرف بکند وقت صرف بکند نیرو صرف بکند ستاد تشکیل بدهد خب پس از خود می‌کند تا از رقیب بکاهد پس این دو تا کار می‌کند این جناح الف همین دو تا کار را هم جناح باء دارد می‌کند جناح باء هم که آرام ننشسته او هم ستاد تشکیل می‌دهد از خود می‌کند تا از جناح الف بکاهد مجموع این چهار تا کار می‌شود ضعف یک ملت فرمود اگر این کارها را کردید بادتان خالی می‌شود بالأخره ﴿تَذْهَبَ ریحُکُمْ﴾ الآن یک باد و بودی دارید بالأخره این گرفته می‌شود از شما این همان تعبیر فارسی روان خود ماست ﴿تَذْهَبَ ریحُکُمْ﴾ خب آنجا نزاع زمینه فشل را فراهم می‌کند ولی یک ملت نو‌پا که تازه می‌خواهد روی پای خود بایستد این فشل او زمینه نزاع می‌شود یکی می‌گوید می‌رویم یکی می‌گوید نمی‌رویم یکی می‌گوید تو اول برو یکی می‌گوید تو اول برو این لذا در اینجا فرمود: ﴿لَفَشِلْتُمْ وَ لَتَنازَعْتُمْ﴾ که اول فشل است بعد نزاع در آیه 46 فرمود اول نزاع است بعد فشل که حالا آنها بحثهای بعدی است جناب فخر رازی در غالب این موارد که ﴿لِیَقْضِیَ اللّهُ أَمْرًا کانَ مَفْعُولاً﴾ ﴿لِیَهْلِکَ مَنْ هَلَک﴾ ﴿لَفَشِلْتُمْ﴾ اینها ﴿لِیَقْضِیَ اللّهُ أَمْرًا﴾ می‌گوید ما که قائلیم به اینکه خدا فعال ما یشاء است ﴿لا یُسْئَلُ عَمّا یَفْعَلُ﴾ و مانند آن باید این آیات را معنا بکنیم آنها که قائلند که افعال خدا معلل بر اغراض است از این آیات بهره خوب می‌برند ولی ما ناچاریم ظاهر این آیه را منصرف بکنیم غافل از اینکه ذات اقدس الهی بر اساس اینکه غنی محض است و کمال صرف است هدفی برای خود ندارد یعنی خدا یک کاری را انجام بدهد که به وسیله این کار به یک کمالی برسد که اگر این کار را انجام ندهد آن کمال را ندارد و این کار او میانجی و رابط بین خدا و کمال اوست ـ معاذ الله ـ یک چنین چیزی نیست لذا کار خدا معلل بالغرض نیست این حرفی است که حکیم می‌گوید چون هر موجودی کاری را انجام می‌دهد برای رسیدن به کمال خود کمال اگر خواست کاری را انجام بدهد برای چه می‌کند هر موجودی کاری را انجام می‌دهد برای رسیدن به کمال اگر کمال نامتناهی که هو الله است یک چنین موجودی خواست کار انجام بدهد دیگر ترس ندارد که او کاری را انجام بدهد برای اینکه به یک کمالی برسد بلکه چون کمال است کار از او نشأت می‌گیرد چون خدا غنی عن العالمین است کاری را برای خود نمی‌کند نه برای اینکه سودی ببرد نه برای اینکه جودی بکند.
بعد از اینکه احکام خدا مشخص شد گفتیم ﴿أَطیعُوا اللّهَ﴾ احکام رهبری مشخص شد گفتیم ﴿وَ رَسُولَهُ﴾ دیگر دلیلی ندارد که حالا اختلاف بکنید ﴿وَ لا تَنازَعُوا﴾ حالا وقتی که مشخص شد حرف خدای سبحان که کلیات را بیان می‌کند حرف رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) که رهبری را به عهده دارد دیگر اختلاف مذموم است و اگر اختلاف کردید گذشته از خطر دنیوی این خطر هم شما را تعقیب می‌کند که ضعیف می‌شوید در نوبت دیروز اشاره شد که در هر تنازعی چهار تا کار هست که مجموع این کارهای چهارگانه به یک امر است و آن سلب قدرت و سلب حیثیت است و چون طرفین درگیر کسی که بخواهد دیگری را از قدرت بیندازد نیرو صرف می‌کند یا مال یا آبرو یا وقت بالأخره اینها صرف بکند تا دیگری را از پا در بیاورد پس هم از خود قدرت را نزع می‌کند هم از دیگری. دیگری هم همین دو تا کار منفی را دارد هم از خود نیرو صرف می‌کند هم آن قدرت مقابل را می‌طلبد عصاره این چهار تا کار این است که قدرت شما کم بشود وقتی قدرت شما نزع شد فشل و ضعف دامن‌گیرتان می‌شود وقتی ضعف دامن‌گیرتان شد آن شوکت و شکوهتان از بین می‌رود این همان است که ما در تعبیرات فارسی می‌گوییم بادش در رفته گرچه برخی از مفسرین گفتند که بادها یا باد صبا و مانند آن هست که به نصرت انسان می‌آید یا باد دبور است که به هلاکت می‌آید و خواستند این ریح را به همان معنای ظاهری تفسیر کنند ولی بالأخره تعبیر ادبیات ما در فارسی هم همین است می‌گوییم فلان قوم بادشان در رفت اینجا هم فرمود شوکتتان و شکوهتان درمی‌رود اگر اختلاف کردید این چنین می‌شود ﴿فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ریحُکُمْ﴾ خب در جنگ یک سلسله تلخیها دارد که انسان باید آنها را تحمل کند ساختن با دیگران هم یک سلسله دشواریها را دارد که باید تحمل بکند چون هرکسی بالأخره یک سبک خاصی فکر می‌کند کار جمعی یک شرح صدر می‌طلبد همه اینها می‌گویند خدا همه اینها برای رضای خدا کار می‌کنند منتها تشخیصها مختلف، راهها مختلف و منظره‌ها مختلف هر یک باید دیگری را تحمل کنند لذا هم در اصل جهاد صبر لازم است هم در حفظ وحدت صبر لازم است فرمود: ﴿وَ اصْبِرُوا﴾ که ﴿إِنَّ اللّهَ مَعَ الصّابِرینَ﴾ ذات اقدس الهی با صابرین است بعضی از مفسرین گفتند که ما آزمودیم هیچ شربتی شیرین‌تر از صبر نیست یک چند روزی به کام آدم نیست بعد هم روشن می‌شود که حق چه بود آنگاه انسان لذت می‌برد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - اثنی عشری
وَ أَطِیعُوا اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ :فرمان بردارى کنید خدا و پیغمبر او را صلّى اللّه علیه و آله و سلّم در امر به جهاد و ثبات در معرکۀ کارزار، وَ لاٰ تَنٰازَعُوا :و منازعه مکنید در تلاقى دشمن به اختلاف آراء، فَتَفْشَلُوا :پس بددل شوید، وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ :و برود قوت و دولت شما

نکته: ریح مستعار باشد براى دولت، چه دولت در تمشى امور و نفاذ آن مشابه باد است در هبوب و نفوذ آن، و گفته اند: اذا هبت ریاحک فاغتنمها یا مراد باد حقیقى است، زیرا نصرت نباشد، زیرا مکر به بادى که حق تعالى از مهبّ فتح فرستد و آن را ریح النصره گویند و حدیث است نصرت بالصّبا و اهلکت بالدّبور

وَ اِصْبِرُوا :و بردبارى کنید در مقاتله دشمن و مشقت طاعات و ترک معاصى، إِنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلصّٰابِرِینَ :به درستى که خداى تعالى با صابران است به حفظ و نصرت رازى گوید: خداى تعالى در این آیه مؤمنان را امر فرماید به صبر و ثبات و ترک منازعه و اختلاف، زیرا هرکجا که اختلاف افتاد، رحمت برطرف شد و وهنى که در احد به مسلمانان رسید، به واسطۀ اختلاف ایشان بود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عاملی
«وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ » 47 طبرى: مجاهد گفته است: یعنى یارى شما نابود مى شود چنان که در روز احد اصحاب پیغمبر از ریح و یارى محروم شدند مجمع: این جمله کنایه است از جریان کار بر مراد چنان که عرب مى گوید: «هبّت ریح فلان» یعنى کارش به مرادش شد، و بعضى گفته اند: مقصود آن نسیم ظفراست که خداوند براى دسته ى غالب عنایت مى کند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
نکته ها:
در آیه ى قبل، به دو عامل از عوامل پیروزى مؤمنان یعنى «پایدارى» و «یاد خدا» اشاره شد، و در این آیه، عامل اطاعت و وحدت مطرح است، چنانکه در آیه ى قبل به ثبات قدم از جهت جسم و ظاهر اشاره شد و در این آیه، از صبر در جنبه ى روانى و باطنى یاد شده است «ریح» باد، کنایه از قدرت و شوکت است، همچون بادى که پرچم ها را به اهتزاز در مى آورد و نشانه ى برپایى، کامروایى و عظمت است اگر در سایه ى اختلاف و نزاع، این عظمت بر باد رود، خوار و حقیر مى شوید همان گونه که اگر باد لاستیک ماشین و یا توپ ورزشى خارج شود، بسیارى از حرکت ها، سفرها و ورزشها تعطیل مى شود

اتّحاد و یکپارچگى و دورى از اختلاف و تفرقه، از دستورات اکید الهى است که در آیات متعدّد به آن فرمان داده است و این فرمان باید در تمام زمینه ها رعایت شود، مخصوصاً در حال جنگ و درگیرى با دشمن که ضرورت بیشترى دارد، چنانکه خداوند در سوره صف از اتحاد، نظم و هماهنگى مجاهدان تعریف کرده است «إِنَّ اَللّٰهَ یُحِبُّ اَلَّذِینَ یُقٰاتِلُونَ فِی سَبِیلِهِ صَفًّا کَأَنَّهُمْ بُنْیٰانٌ مَرْصُوصٌ » [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ أَطِیعُوا اَللّٰهَ وَ رَسُولَهُ وَ لاٰ تَنٰازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ وَ اِصْبِرُوا إِنَّ اَللّٰهَ مَعَ اَلصّٰابِرِینَ خداوند در آیۀ پیشین دو عامل براى پیروزى بیان کرد که عبارت بودند از: اخلاص و مقاومت در این آیه سه عامل دیگر نیز براى پیروزى بیان کرده است: تقوا یعنى اطاعت از خدا و پیامبر، دورى از اختلاف و صبر؛ لکن صبر همان پایدارى و مقاومت است؛ زیرا سخن خدا: «وَ اِصْبِرُوا» بیان دیگرى از این سخن او: «فَاثْبُتُوا» است در آیۀ پیشین چنان که اطاعت خدا و رسول نیز همان اخلاص به خداوند است

امّا اختلاف گاهى نیکوست و گاهى زشت که تفصیل آن در آینده خواهد آمد آنچه مى توان از این دو آیه خلاصه کرد، آن است که عوامل حقیقى پیروزى عبارتند از سه چیز:

1 شکیبایى و پایدارى، یعنى انسان چنین اعتقاد پیدا کند که براى پیروز شدن حق بر باطل، هرچه را دوست دارد فدا کند و همان گونه که حق با محو باطل پیروز مى شود با کشف باطل و معرّفى آن به مردم نیز پیروز مى شود براى رسیدن به هر هدفى، صبر و شکیبایى ضرورى و لازم است: ازاین رو، هیچ شاگرد، یا استاد، یا نوآور، یا هنرمند، یا بازرگان و هرکسى دیگر به پیروزى نمى رسد، مگر از طریق صبر و پایدارى و به هر اندازه که سختى ها و رنج ها را تحمل کند، به همان اندازه موفقیت و پیروزى به دست خواهد آورد و با این بیان، رمز سخن خداوند را پیدا مى کنیم که مى گوید: «وَ بَشِّرِ اَلصّٰابِرِینَ ؛ صابران را مژده دهید» و نیز مى گوید: «وَ لاٰ یُلَقّٰاهٰا إِلاَّ اَلصّٰابِرُونَ ؛ آن را دریافت نمى کند مگر صابران» و مى گوید: «وَ لَئِنْ صَبَرْتُمْ لَهُوَ خَیْرٌ لِلصّٰابِرِینَ ؛ اگر صبر

پیشه کنید بهتر است براى شما» و آیات دیگر من هم صبر و پشتکار را تجربه کردم، چه در دوران تحصیل و چه در زمان تألیف و چیزى را که پایانش از صبر شیرین تر و سودمندتر باشد ندیدم دربارۀ صبر، در ج 1، در یک بخش مستقل سخن گفته شد

2 اخلاص، مقصود آن است که انسان در کارى که انجام مى دهد، تنها خدا را در نظر بگیرد و جز او به کسى اعتماد نکند و ایمان یقینى داشته باشد به اینکه آنچه در نزد خداست بهتر و پایدارتر از مقام و ثروت و فرزندان است و هیچ کدام از این امور را بر طاعت و خشنودى خداوند ترجیح ندهد البتّه، گاهى انسان به اهداف شیطانى دست مى یابد؛ لکن این را نمى توان پیروزى به حساب آورد، مگرآنکه باطل را فضیلت، دزدى را غنیمت و فساد را تقوا و صلاح بدانیم

3. دورى از یک نوع اختلاف؛ زیرا اختلاف گاهى در آرا و نظریات است همراه و توأم با اخلاص‌مندى به حق و این، با طاعت خدا و پیامبر صلّى اللّه علیه و آله منافاتى ندارد و مانع از توافق بر سر یک هدف نظیر جهاد و پیکار با مفسدان نمى‏‌شود و بسیارى از اوقات موجب کشف و روشن شدن حقیقت مى‏‌شود.
گاهى سبب اختلاف، هواهاى نفسانى، حبّ ذات و به دست آوردن دنیا و متاع آن است. مقصود از سخن خدا: «وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ رِیحُکُمْ» نیز همین اختلاف به معناى اخیر است. نمونه‏‌هاى زیان رقابت در منافع و سودها از شمارش بیرون است و در تاریخ صدها نمونه به چشم مى‏‌خورد و ما به بررسى تاریخ قدیم نیاز نداریم تا نمونه‌‏ها را از لابه‏‌لاى آن بیرون آوریم؛ زیرا تاریخ کنونى ما با اسرائیل از تمام این نمونه‌‏ها ما را بى‏‌نیاز مى‌‏کند. به عنوان مثال: چندى پیش درباره نویسنده آمریکایى، سالز برگر، خواندم که وى مقاله‌‏اى براى روزنامه هرالد تریبیون نوشته و در آن گفته است: «واشنگتن تفاوت جمعیتى موجود در میان اعراب و اسرائیل را متعادل مى‏‌سازد و تأکید مى‌‏کند که این امر هرچند در ظاهر به نفع اسرائیل نیست؛ لکن واشنگتن همیشه از طریق ایجاد اختلاف دایمى در بین کشورهاى عربى این تفاوت را به حدّ تعادل مى‌‏رساند؛ زیرا این اختلاف و تفرقه، برترى اعراب از لحاظ جمعیت را، به اعداد و ارقام صرف و بى‏ارزش تبدیل مى‏‌کند». پیش از این نویسنده نیز، مقامات اسرائیلى بارها اعلام کردند که آنان بر اثر پشتیبانى آمریکا و نیز اختلاف اعراب، در جنگ پنجم ژوئن پیروز شدند. چه‌‏چیزى براى اسرائیل مى‌‏تواند بهتر از این باشد که برخى از اعراب بر روى برخى دیگر اسلحه بکشند! و به همین دلیل است که استعمار و صهیونیزم در بالا بردن تنش در میان کشورهاى عربى نقش اساسى بازى کردند و متأسفانه افرادى هم به این دو، پاسخ مثبت دادند و حتّى از زبان آنها سخن گفتند. در هرحال، انقلاب [ضدّ استعمارى و ضدّ صهیونیستى‏] به پیشرفت خود ادامه خواهد داد و دیر یا زود علیه استعمار و مزدورانش به پیروزى خواهد رسید. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.