از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و فرعون ذی الاوتاد):(و یا فرعون که مردم را به چهار میخ می کشید) [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) : بسم الله الرحمن الرحیم
فرعون صاحب میخ ها
زیرا سنگ های یک تیکه به طول 20 الی 21 متر در ان زمان از دل کوه بیرون می آوردند که قطر آن حدود 3 و یا بیشنر بود و آن را در مناظقی که تحت سیطره و یا تسلط بود بر می افراشتند و روی آن نبسته هائی می نوشتند که این از عجایب است و امروز ما می بینیم با این همه درستگاه ها می توانند فقط سنگ هائی به طول 2 با 3 متر از دل کوه در بیاورند تصور کمید 20 یا 21 متر سنگ یک تیکه که نوک آن را مانند میخ نوک تیز میکردند چه چیز عجیبی است اما دشمنان اسلام نگذاشته اند این فرمایش قرآن یعنی صاحب میخ ها منشور شود فقط فرعون را با نام اهرام می شناسند اما میخها خیلی خیلی مهمتر است و این اعجاب از قرآن است تحقیق و تفکر کنید و به دیگران هم بگوئید
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر اثنا عشری‏
وَ فِرعَون‌َ ذِی‌ الأَوتادِ (10)

وَ فِرعَون‌َ: و آیا ندانستی‌ و ‌به‌ تو خبر نیامد ‌که‌ چه‌ کرد پروردگار تو ‌به‌ فرعون‌! ذِی‌ الأَوتادِ: ‌که‌ صاحب‌ جنود بسیار و اموال‌ بی‌شمار ‌بود‌ ‌که‌ استحکام‌ و ربط ملک‌ ‌او‌ ‌به‌ ‌آن‌ ‌بود‌، همچنان‌ ‌که‌ ربط و اتصال‌ چوب‌ ‌به‌ یکدیگر ‌به‌ وتد (میخ‌) ‌است‌. ‌ یا ‌ ‌به‌ ‌هر‌ جا ‌که‌ فرود می‌آمد خیمه‌ ‌در‌ خیمه‌ می‌زدند، چون‌ استحکام‌ خیمه‌ ‌بر‌ طناب‌ و ‌آن‌ ‌به‌ میخ‌ ‌است‌. ‌ یا ‌ ‌به‌ جهت‌ آنکه‌ مردمان‌ ‌را‌ ‌به‌ چهار میخ‌ می‌کشید و همینطور می‌گذاشت‌ ‌تا‌ بمیرند. ‌از‌ ‌آن‌ جمله‌ حزبیل‌، مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ و زوجه ‌او‌ ‌که‌ ماشطه فرعون‌ ‌بود‌. روزی‌ سر دختر ‌را‌ شانه‌ می‌زد، شانه‌ ‌از‌ دستش‌ بیفتاد. ‌گفت‌ کور باد ‌آن‌ کس‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌خدا‌ کافر شد. دختر ‌گفت‌: پدر مرا می‌گوئی‌! ‌گفت‌: نه‌ خدای‌ دیگر ‌است‌ ‌که‌ پدر تو ‌را‌ آفریده‌. خدای‌ آسمان‌ و جمیع‌ مخلوقات‌ و بدون‌ زن‌ و فرزند ‌است‌. دختر پدر ‌را‌ خبر داد. فرعون‌ ‌او‌ ‌را‌ طلبید و ‌به‌ ‌او‌ ‌گفت‌ آنچه‌ ‌با‌ دخترش‌ گفته‌ ‌بود‌. فرعون‌ ‌گفت‌: پشیمان‌ شو و الّا ‌به‌ بدترین‌ عذابی‌ تو ‌را‌ هلاک‌ گردانم‌. ‌گفت‌ ‌هر‌ چه‌ توانی‌ بکن‌. فرعون‌ امر کرد ‌تا‌ چهار میخ‌ بزدند و مار و عقرب‌ ‌بر‌ ‌او‌ مسلط ساختند. دو پسر داشت‌، ‌هر‌ دو ‌را‌ حاضر و ‌گفت‌ ‌از‌ ‌اینکه‌ اعتقاد ‌بر‌ گرد و الّا پسرانت‌ ‌را‌ بکشم‌. زن‌ ‌گفت‌ جان‌ ‌من‌ و فرزندان‌ فدای‌ راه‌ ‌خدا‌ باد. ‌پس‌ بزرگتر ‌را‌ کشتند و کوچک‌تر ‌را‌ ‌که‌ چهار ماهه‌ ‌بود‌، ‌بر‌ سینه ‌او‌ نشاندند. ‌او‌ ‌را‌ تهدید کردند ‌که‌ ‌اینکه‌ ‌را‌ ‌هم‌ میکشیم‌. ‌به‌ قدرت‌ کامله الهی‌ طفل‌ ‌به‌ آواز آمد ‌که‌: ای‌ مادر ‌بر‌ نگردی‌، دنیا اعتباری‌ ندارد و صلاح‌ ‌آن‌ ‌است‌ ‌که‌ زودتر ‌به‌ بهشت‌ باقی‌ رسانیم‌. و ‌اینکه‌ طفل‌ ‌از‌ جمله ‌آن‌ شش‌ طفل‌ ‌است‌ ‌که‌ پیش‌ ‌از‌ وقت‌، سخن‌ گفتند. ‌پس‌ پسر ‌را‌ روی‌ سینه مادر کشتند و ‌بعد‌ مادر ‌را‌ ‌به‌ ‌او‌ رسانیدند.

تتمه‌‌-‌ مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ حزبیل‌ فرار نمود. ‌در‌ بعضی‌ کوه‌ها متحصّن‌ شد.

فرعون‌ کسانی‌ ‌به‌ تجسس‌ ‌او‌ فرستاد دو نفر ‌به‌ ‌او‌ رسیدند. ‌او‌ ‌را‌ دیدند ‌که‌ ‌در‌ نماز ایستاده‌ و سباع‌ اطراف‌ ‌او‌ پاسبانی‌ می‌کردند و خبر ‌به‌ فرعون‌ دادند. حزبیل‌ دعا نمود خدایا صد سال‌ ‌است‌ عبادت‌ تو می‌کنم‌ و ‌از‌ خلق‌ پنهان‌ می‌دارم‌، ‌هر‌ کدام‌ ‌از‌ ‌اینکه‌ دو، سرّ مرا نگهدارد، موفق‌ ‌به‌ ایمان‌ نما و آنکه‌ افشا کند، ‌او‌ ‌را‌ هلاک‌ کن‌. ‌پس‌ یکی‌ ‌از‌ ‌آن‌ دو ‌با‌ ‌خود‌ ‌گفت‌ اینکه‌ سباع‌ محافظت‌ ‌او‌ کنند، دلالت‌ ‌بر‌ حقیقت‌ ‌او‌ می‌کند. باز گشت‌ و ایمان‌ آورد و دیگری‌ فرعون‌ ‌را‌ اطلاع‌ داد. فرعون‌ ‌از‌ ‌او‌ گواه‌ خواست‌. ‌گفت‌ رفیق‌ ‌من‌. ‌او‌ ‌را‌ حاضر ساخت‌. ‌گفت‌ ‌من‌ چیزی‌ ندیدم‌. فرعون‌ ‌او‌ ‌را‌ چهار میخ‌ کشید و دیگری‌ ‌را‌ خلعت‌ داد.

اما آسیه‌ بنت‌ مزاحم‌، زوجه فرعون‌، مؤمنه‌ ‌بود‌. چون‌ شنید ماشطه‌ ‌را‌ چهار میخ‌ کشیدند، فرعون‌ ‌را‌ ملامت‌ نمود ‌که‌ زنهار بی‌گناهی‌ ‌را‌ ‌که‌ سال‌ها خدمت‌ ‌ما کرده‌، هلاک‌ کردی‌، فرعون‌ ‌گفت‌: ای‌ آسیه‌ تو نیز دیوانه‌ شدی‌. ‌گفت‌ ‌من‌ عاقلم‌ و خدای‌ تو و ‌من‌ و عالم‌ یکی‌ ‌است‌ و تو ‌را‌ ‌اینکه‌ قوّت‌ داده‌ ‌که‌ ‌بر‌ عالمیان‌ حکومت‌ کنی‌ و شکر نعمت‌ ‌او‌ نمی‌گزاری‌. فرعون‌ غضبناک‌ شد و ‌او‌ ‌را‌ براند. پدر و مادرش‌ ‌را‌ بخواند و ‌گفت‌: دیوانگی‌ ماشطه‌ ‌را‌ پیدا نموده‌، والدین‌، آسیه‌ ‌را‌ ملامت‌ نمودند ‌که‌ تو ‌را‌ چه‌ رسیده‌! ‌گفت‌: دل‌ ‌من‌ ‌از‌ ظلم‌ فرعون‌ پر ‌شده‌. روی‌ ‌به‌ خالق‌ آسمان‌ و زمین‌ آوردم‌ و ‌به‌ یگانگی‌ ‌او‌ معترف‌ شدم‌. گفتند: خدای‌ آسمان‌ و زمین‌ فرعون‌ ‌است‌. ‌گفت‌: ‌او‌ ‌را‌ بگوئید ‌اگر‌ راست‌ گوید ‌برای‌ ‌من‌ تاجی‌ بسازد، آفتاب‌ ‌در‌ پیش‌ ‌او‌ و ماه‌ ‌در‌ ‌پس‌ ‌او‌ و ستارگان‌ اطراف‌ ‌او‌. گفتند: چگونه‌ تواند کرد.

‌گفت‌: خدای‌ ‌آن‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌هر‌ چه‌ خواهد تواند کرد. فرعون‌ ‌اینکه‌ ‌را‌ بشنید. امر کرد ‌تا‌ ‌او‌ ‌را‌ چهار میخ‌ کشیدند. ‌در‌ ‌آن‌ حال‌ ‌گفت‌: «رب‌ّ ‌إبن‌ لی‌ عندک‌ بیتا ‌فی‌ الجنّة»«1»، درهای‌ آسمان‌ گشوده‌ شد. بهشت‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌او‌ نمودند، جای‌ ‌خود‌ ‌را‌ دید، ‌از‌ دنیا رفت‌. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر راهنما

1 - خداوند، فرعون را به سختى کیفر داد.

ألم تر کیف فعل ربّک ... و فرعون

2 - آگاهى دقیق پیامبر(ص)، به فرجام هلاکت بار فرعون

ألم تر کیف ... و فرعون

3 - فرجام فرعون، درس عبرت براى همگان

و فرعون ذى الأوتاد

4 - خداوند، تهدیدکننده کافران عصر بعثت، به گرفتار ساختن آنان در عقوبتى نظیر فرجام قوم فرعون

ألم تر ... و فرعون ذى الأوتاد

5 - فرعون، داراى قدرت و ثبات در عرصه هاى سیاست و حکومت

و فرعون ذى الأوتاد

«أوتاد» (جمع «وتد») به معناى میخ ها است. توصیف فرعون به این عبارت (داراى میخ هاى فراوان)، کنایه از استحکام قدرت او است; همان گونه که میخ هاى اطراف خیمه مایه استحکام آن است. این تعبیر ممکن است کنایه از فراوانى سپاه او باشد که براى نصب خیمه هایشان، زمین وسیعى میخ کارى مى شد.

6 - میخکوب کردن به زمین هنگام مجازات، شیوه فرعون در سرکوب مخالفان

و فرعون ذى الأوتاد

ممکن است فرعون از آن جهت به «ذى الأوتاد» توصیف شده باشد که مخالفان خود را، به چهار میخ مى کشید و شکنجه مى داد.

7 - وجود اهرام مصر در عصر فرعون *

و فرعون ذى الأوتاد

گفته شده است: «اوتاد فرعون»، همان اهرام ثلاثه مصر است.

8 - قدرت شگفت فرعون، بى اثر در برابر عذاب الهى

ألم تر ... و فرعون ذى الأوتاد

9 - «عن أبان الأحمر قال: سألت أباعبداللّه(ع) عن قول اللّه عزّوجلّ «و فرعون ذى الأوتاد» لأىّ شىء سمّى ذاالأوتاد؟ قال: لأنّه کان إذا عذّب رجلاً بسطه على الأرض على وجهه و مدّ یدیه و رجلیه فأوتدها بأربعة أوتاد فى الأرض و ربّما بسطه على خشب منبسط فوتّد رجلیه و یدیه بأربعة أوتاد ثمّ ترکه على حاله حتّى یموت فسمّاه اللّه عزّوجلّ «فرعون ذى الأوتاد» لذلک;(1)

از ابان احمر روایت شده که گفت: از امام صادق(ع) درباره این سخن خداوند عزّوجلّ «و فرعون ذى الأوتاد» پرسیدم: براى چه چیز ذى الاوتاد نامیده شد؟ فرمود: براى این که وقتى مردى را شکنجه مى داد، او را بر صورت بر زمین مى خواباند و دست ها و پاهایش را مى کشید و با چهار میخ در زمین مى کوبید و چه بسا او را روى چوب پهنى مى خواباند و چهار دست و پاى او را با چهار میخ مى کوبید آن گاه او را به همان حال رها مى کرد تا بمیرد. پس خداوند عزّوجلّ از این جهت او را فرعون ذى الاوتاد نامید».
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر منهج الصادقین
(10)‌-‌

وَ فِرعَون‌َ و آیا ندانستی‌ و بتو خبر نیامد ‌که‌ چه‌ کرد پروردگار تو بفرعون‌ ذِی‌ الأَوتادِ ‌که‌ خداوند جنود بسیار و اموال‌ و حشم‌ بیشمار ‌بود‌ ‌که‌ استحکام‌ و ربط ملک‌ وی‌ بآن‌ ‌بود‌ ‌هم‌ چنان‌ ‌که‌ ربط و اتصال‌ قطع‌ خشب‌ بیکدیگر ‌به‌ وتد ‌است‌، ‌ یا ‌ خداوند مضارب‌ بیشمار، ‌که‌ ‌در‌ وقت‌ نزول‌ میزدند چه‌ ‌او‌ ‌را‌ لشکری‌ فراوان‌ ‌بود‌ بهر جا ‌که‌ فرود میآمد خیمه‌ ‌در‌ خیمه‌ می‌کشیدند و چون‌ استحکام‌ خیمه‌ بوتد ‌است‌ ‌از‌ اینجهت‌ بذی‌ الاوتاد موصوف‌ گشت‌، و ‌ یا ‌ ذی‌ الاوتاد باین‌ اعتبار ‌است‌ ‌که‌ نزد ‌او‌ باوتاد بازی‌ میکردند و بلهو و لعب‌ مشغول‌ می‌گشتند، و ‌ یا ‌ ‌آن‌ ‌را‌ بجهت‌ ‌آن‌ ذی‌ الاوتاد گفتند ‌که‌ بچهار میخ‌ تعذیب‌ مردمان‌ مینمود و ‌ایشان‌ ‌را‌ ‌آن‌ چنان‌ می‌گذاشت‌ ‌تا‌ هلاک‌ می‌‌-‌ شدند. و ‌از‌ ‌آن‌ جمله‌ حزبیل‌ ‌را‌ ‌با‌ زن‌ وی‌ ‌که‌ ماشطه دختر فرعون‌ ‌بود‌ و آسیه‌ بنت‌ مزاحم‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌اینکه‌ طریق‌ هلاک‌ گردانید. چنانچه‌ ‌در‌ اخبار آمده‌ ‌که‌ فرعون‌ ‌را‌ خازنی‌ ‌بود‌ ‌که‌ حزبیل‌ نام‌ داشت‌ و ‌او‌ ‌با‌ زن‌ ‌خود‌ ایمان‌ آورده‌ ‌بود‌ و ‌از‌ اینجهت‌ ‌او‌ ‌را‌ مؤمن‌ آل‌ فرعون‌ میگفتند و خدای‌ ‌تعالی‌ ‌از‌ ‌آن‌ خبر داده‌ ‌که‌ (‌قال‌ رجل‌ ‌من‌ آل‌ فرعون‌) و زنش‌ ماشطه دختر فرعون‌ ‌بود‌ روزی‌ دختر ‌را‌ سرش‌ شانه‌ میکرد شانه‌ ‌از‌ دستش‌ بیفتاد ‌گفت‌ کور باد ‌آن‌ کس‌ ‌که‌ بخدا کافر شد، دختر ‌گفت‌ پدر مرا می‌گویی‌ ‌گفت‌ نه‌ خدای‌ دیگر‌است‌ ‌که‌ پدر تو ‌را‌ آفریده‌ و خدای‌ آسمان‌ و زمین‌ و جمیع‌ مخلوقات‌ ‌است‌ و بی‌زن‌ و انباز ‌است‌ دختر پدر ‌را‌ ‌از‌ اینواقف‌ ساخت‌ فرعون‌ ‌آن‌ زن‌ ‌را‌ طلبید و ‌گفت‌ بهمان‌ طریق‌ ‌که‌ ‌با‌ دخترش‌ گفته‌ ‌بود‌ باو باز ‌گفت‌ فرعون‌ باو ‌گفت‌ ‌که‌ ‌از‌ ‌اینکه‌ گفته‌ پشیمان‌ شو و الا ترا ببدترین‌ عذابی‌ هلاک‌ گردانم‌ ‌او‌ ‌گفت‌ ‌هر‌ چه‌ توانی‌ بکن‌ فرعون‌ فرمود ‌تا‌ چهار میخ‌ بزدند و حیات‌ و عقارب‌ ‌بر‌ ‌او‌ گماشتند و دو پسر داشت‌ ‌هر‌ دو ‌را‌ حاضر گردانیدند و گفتند ‌از‌ ‌اینکه‌ اعتقاد باز گرد و ‌اگر‌ نه‌ پسرانت‌ ‌را‌ بکشیم‌ زن‌ ‌گفت‌ جان‌ ‌من‌ و فرزندان‌ ‌من‌ فدای‌ راه‌ ‌خدا‌ باد ‌پس‌ پسر مهین‌ ‌را‌ بگشتند و کهین‌ ‌را‌ ‌که‌ چهار ماهه‌ ‌بود‌ ‌بر‌ سینه ‌او‌ نشاندند و ‌او‌ ‌را‌ تهدید دادند ‌که‌ ‌اینکه‌ ‌را‌ ‌هم‌ میکشیم‌ طفل‌ بآواز آمد ‌که‌ ای‌ مادر ‌بر‌ نگردی‌ ‌که‌ دنیا اعتبار ندارد صلاح‌ آنست‌ ‌که‌ ‌خود‌ ‌را‌ زودتر ببهشت‌ باقی‌ رسانی‌ و ‌اینکه‌ طفل‌ ‌از‌ جمله ‌آن‌ شش‌ طفل‌ ‌است‌ ‌که‌ پیش‌ ‌از‌ وقت‌ سخن‌ گفتند ‌پس‌ پسر ‌را‌ ‌بر‌ سینه‌ مادر بکشتند و ‌بعد‌ ‌از‌ ‌آن‌ مادر ‌را‌ باو رسانیدند، خزبیل‌ بگریخت‌ و ‌در‌ بعضی‌ کوه‌ها متحصن‌ شد، فرعون‌ کسان‌ ‌خود‌ ‌را‌ بتجسس‌ ‌او‌ فرستاد دو کس‌ ‌از‌ ‌ایشان‌ باو رسیدند ‌او‌ ‌را‌ دیدند ‌که‌ ‌در‌ نماز ایستاده‌ و سباع‌ گرد ‌او‌ پاسبانی‌ می‌کردند ‌اینکه‌ دو کس‌ باز گشتند و خبر بفرعون‌ رسانیدند حزبیل‌ مناجات‌ کرد ‌که‌ خدایا صد سالست‌ ‌که‌ عبادت‌ تو می‌کنم‌ و ‌از‌ خلق‌ پنهان‌ میدارم‌ ‌هر‌ کدام‌ ‌از‌ ‌اینکه‌ دو کس‌ سرّ مرا نگهدارد ایمان‌ روزی‌ ‌او‌ گردان‌ و آنکه‌ افشای‌ سرّ ‌من‌ کند ‌او‌ ‌را‌ هلاک‌ کن‌ و بعذاب‌ دوزخ‌ گرفتار ساز ‌پس‌ یکی‌ ‌از‌ ‌آن‌ دو کس‌ ‌با‌ ‌خود‌ ‌گفت‌ اینکه‌ سباع‌ گرداگرد ‌او‌ ‌در‌ آمده‌اند و محافظت‌ ‌او‌ میکنند دلالت‌ ‌بر‌ حقیت‌ ‌او‌ می‌کند بازگشت‌ و باو ایمان‌ آورد و دیگری‌ فرعون‌ ‌را‌ بآن‌ ‌آنها‌ کرد فرعون‌ ‌از‌ ‌او‌ گواه‌ طلبید وی‌ ‌گفت‌ رفیق‌ ‌من‌ گواهست‌ وی‌ ‌را‌ حاضر ساختند ‌او‌ ‌گفت‌ ‌من‌ چیزی‌ ندیدم‌ فرعون‌ ‌او‌ ‌را‌ چهار میخ‌ فرمود و دیگری‌ ‌را‌ خلعت‌ داد، آسیه بنت‌ مزاحم‌ ‌که‌ مؤمنه‌ و زن‌ فرعون‌ ‌بود‌ شنید ‌که‌ فرعون‌ ماشطه ‌او‌ ‌را‌ ‌بر‌ چهار میخ‌ بست‌ و هلاک‌ کرد ‌او‌ ‌را‌ ملامت‌ نمود و ‌گفت‌ زنی‌ بیگناه‌ ‌که‌ مدتها خدمت‌ ‌ما کرده‌ هلاک‌ کردی‌ فرعون‌ ‌گفت‌ ای‌ آسیه‌ تو نیز دیوانه‌ گشته‌ای‌ ‌گفت‌ ‌من‌ عاقلم‌ و خدای‌ تو و ‌من‌ و همه‌ عالم‌ یکیست‌ و ترا ‌اینکه‌ قوت‌ داده‌ ‌که‌ ‌بر‌ عالمیان‌ حکومت‌ میکنی‌ و شکر نعمت‌ ‌او‌ ‌را‌ نمی‌گذاری‌ فرعون‌ ‌بر‌ وی‌ خشم‌ گرفت‌ و ‌از‌ پیش‌ خودش‌ براند مادر و پدرش‌ ‌را‌ بخواند و ‌گفت‌ همان‌ دیوانگی‌ ‌که‌ ماشطه‌ ‌را‌ گرفته‌ ‌بود‌ وی‌ ‌را‌ گرفته‌، مادر و پدر وی‌ ‌را‌ ملامت‌ کردند و گفتند ترا چه‌ رسیده‌ ‌گفت‌ دل‌ ‌من‌ ‌از‌ ظلم‌ فرعون‌ پر ‌شده‌ دل‌ ‌از‌ ‌او‌ برداشتم‌ و روی‌ ‌خود‌ ‌را‌ بخالق‌ آسمان‌ و

زمین‌ آوردم‌ و بوحدانیت‌ ‌او‌ معترف‌ شدم‌ ‌ایشان‌ گفتند خدای‌ آسمان‌ و زمین‌ فرعونست‌ ‌گفت‌ ‌اگر‌ راست‌ می‌گوید ‌او‌ ‌را‌ بگوئید ‌تا‌ ‌از‌ ‌برای‌ ‌من‌ تاجی‌ بسازد و آفتاب‌ ‌در‌ پیش‌ ‌او‌ نهد و ماه‌ ‌در‌ ‌پس‌ ‌آن‌ و ستاره‌ها گرداگرد ‌آن‌ گفتند ‌اینکه‌ چگونه‌ تواند کرد ‌گفت‌ خدای‌ ‌آن‌ ‌باشد‌ ‌که‌ ‌هر‌ چه‌ خواهد تواند کرد فرعون‌ ‌اینکه‌ بشنید فرمود‌تا‌ ‌او‌ ‌را‌ چهار میخ‌ بزنند ‌در‌ ‌آن‌ حال‌ ‌گفت‌ (رب‌ ‌إبن‌ لی‌ عندک‌ بیتا ‌فی‌ الجنة) خدای‌ درهای‌ آسمان‌ گشوده‌ و جای‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌در‌ بهشت‌ ‌بر‌ ‌او‌ نمود و ‌از‌ فرعون‌ و قومش‌ خلاصی‌ داد و پیش‌ ‌از‌ آنکه‌ ‌او‌ ‌را‌ عذاب‌ نمایند قبض‌ روح‌ ‌او‌ نموده‌ ‌به‌ بهشتش‌ رسانید، و چون‌ قبیله عاد و ثمود و فرعون‌ ‌در‌ نهایت‌ کفر و عناد بودند و متصف‌ بطغیان‌ و فساد ‌از‌ اینجهت‌ ‌بعد‌ ‌از‌ ‌اینکه‌ میفرماید ‌که‌: [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیرآسان
منظور ‌از‌ ‌اینکه‌ فرعون‌ همان‌ فرعون‌ زمان‌ حضرت‌ موسی‌ ‌علیه‌ السّلام‌ ‌است‌. ‌اینکه‌ فرعون‌ ‌را‌ بدین‌ لحاظ (ذِی‌ الأَوتادِ) ‌یعنی‌ صاحب‌‌-‌ میخ‌ها میگویند ‌که‌ هرگاه‌ ‌در‌ نظر میگرفت‌ مردی‌ ‌را‌ هلاک‌ نماید ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ چهار میخ‌ میکشید و ‌او‌ ‌را‌ همچنان‌ میگذاشت‌ ‌تا‌ می‌مرد. بنا بقولی‌: ‌اینکه‌ فرعون‌ زوجه ‌خود‌ ‌را‌ ‌به‌ چهار میخ‌ کشید و یک‌ سنگ‌ آسیای‌ بزرگ‌ ‌بر‌ پشت‌ وی‌ نهاد. و ‌او‌ ‌را‌ بهمان‌ حال‌ نهاد ‌تا‌ شهید شد‌-‌ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » محمد حسینی همدانی
و فرعون‌ ذی‌ الاوتاد
بیان‌ پاره‌ای‌ ‌از‌ ستمگریهای‌ فرعون‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌با‌ موسی‌ کلیم‌ ‌علیه‌ السّلام‌ ‌به‌ مبارزه‌ برخاسته‌ ‌از‌ جمله‌ جنایتهای‌ ‌او‌ ‌آن‌ ‌بود‌ ‌که‌ مجرمان‌ ‌را‌ ‌با‌ میخ‌های‌ آهنین‌ ‌بر‌ دست‌ و پای‌ آنان‌ بدار آویخته‌ ‌با‌ ‌اینکه‌ وضع‌ رقت‌بار سر انجام‌ بقتل‌ میرسانید.در‌ کتاب‌ علل‌ بسندی‌ ‌از‌ ابان‌ احمر روایت‌ نموده‌ ‌گفت‌ سؤال‌ نمودم‌ ‌از‌ امام‌ صادق‌ ‌علیه‌ السّلام‌ ‌از‌ مفاد ‌آیه‌ و (فِرعَون‌َ ذِی‌ الأَوتادِ) بچه‌ جهت‌ فرعون‌ ذی‌ الاوتاد نامیده‌ ‌شده‌ ‌است‌.
امام‌ فرمود ‌از‌ نظر اینکه‌ فرعون‌ مجرمی‌ ‌را‌ میخواست‌ عبودیت‌ نماید ‌او‌ ‌را‌ ‌بر‌ روی‌ تخته‌ای‌ میخوابانید و میخها ‌بر‌ پاها و دستهای‌ ‌او‌ میکوبید و ‌او‌ ‌را‌ وامیگذاشت‌ ‌تا‌ هنگام‌ ‌که‌ بمیرد بدین‌ جهت‌ پروردگار ‌او‌ ‌را‌ ذی‌ الاوتاد خوانده‌ ‌است‌. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - تفسیرهدایت
[10] و عاد و ثمود و قصه ‌بر‌ افتادن‌ ‌ایشان‌ ‌در‌ نزد اعراب‌ جزیرة العرب‌ معروف‌ ‌است‌، بدان‌ سبب‌ ‌که‌ ‌در‌ دو طرف‌ جنوب‌ و شمال‌ ‌آن‌ منزل‌ داشتند، اما آل‌ فرعون‌ ‌از‌ شهرت‌ جهانی‌ برخوردار بودند و اعراب‌ داستان‌ ‌ایشان‌ ‌را‌ ‌از‌ اهل‌ کتابی‌ ‌که‌ ‌با‌ آنان‌ پیوستگی‌ داشتند شنیده‌ بودند، و قرآن‌ ‌به‌ تفصیل‌ ‌از‌ آنان‌ ‌در‌ جاهای‌ دیگر فراوان‌ یاد کرده‌ ‌است‌، و ‌در‌ ‌اینکه‌ جا ‌به‌ اجمال‌ چنین‌ آمده‌ ‌است‌:

«وَ فِرعَون‌َ ذِی‌ الأَوتادِ‌-‌ و فرعون‌ صاحب‌ میخها.»

گفته‌اند میخهای‌ (اوتاد) و ارکان‌ سلطنت‌ وی‌ ‌از‌ سپاهیان‌ و اموال‌ و روشهای‌ تسلط ‌بر‌ دیگران‌ بوده‌ ‌است‌، و ‌به‌ قول‌ بعضی‌ دیگر: فرعون‌ مردمان‌ ‌را‌ ‌با‌ کشیدن‌ و بستن‌ ‌به‌ چهار میخ‌ ‌تا‌ ‌اینکه‌ ‌که‌ جان‌ بدهند آزار می‌داده‌ ‌است‌، و ‌به‌ همین‌ گونه‌ همسرش‌ آسیه‌ و آرایشگر دخترش‌ ‌را‌ ‌به‌ قتل‌ رسانید، و ‌به‌ همین‌ جهت‌ ذی‌ الاوتاد خوانده‌ ‌شده‌ ‌است‌، و ‌به‌ گفته دیگری‌ ساختن‌ اهرام‌ مصر ‌که‌ شبیه‌ میخ‌ ‌است‌ سبب‌ ‌اینکه‌ نامگذاری‌ ‌شده‌ ‌است‌ ... و ‌به‌ ‌هر‌ صورت‌، فرعون‌ چنان‌ می‌پنداشته‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌اینکه‌ میخها ‌او‌ ‌را‌ ‌از‌ سرنوشت‌ حتمی‌ ‌که‌ ‌در‌ پیش‌ دارد نجات‌ خواهد داد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سمانه عباس نژاد - تفسیر المیزان
منظور از این فرعون ، فرعون زمان موسى (علیه السلام ) است ، و اگر او را (ذى الاوتاد) خوانده براى این بوده که - بنابر آنچه در روایات آمده - هرگاه مى خواسته کسى را شکنجه کند، روى زمین مى خوابانده ، و با چهار میخ چهار دست و پایش را به زمین میخکوب مى کرده ، و چه بسا روى چوب مى خوابانده ، و او را میخکوب مى کرده ، مؤ ید این روایات ، رفتارى است که قرآن از فرعون نسبت به ساحرانى حکایت نموده که به موسى ایمان آوردند که به ایشان گفت : (و لا صلبنکم فى جذوع النخل )، معلوم مى شود هر کس را مى خواستند دار بزنند دو دست و دو پایش را بر چوبه صلیب میخکوب مى کردند. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تدبرقران
وَفِرْعَوْنَ ذِی الأوْتَادِ (١٠)و فرعون کسی که دارای وتدهاست.

«وتد» یعنی میخ، فرعون صاحب میخها، دو بیان برای میخ گفته‌اند:۱- او دشمنان خود را به چهار میخ می‌کشید و می‌کشت. ۲- به معنی مثل کوه محکم، یعنی فرعون بناهایی داشت که مثل کوه محکم بودند و نمی‌شد در آنها نفوذ کرد. که در سیاق این آیات معنای دوم مناسب‌تر هست .

«الم تر کیف فعل» با این سه گروه؟ آن هم با این معرفی! [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبد بائس - تفسیر مجمع البیان
در تفسیر آیه دو نظر است:
1 - به باور «ابن عباس» منظور این است: آیا ندیدى که خداى توانا بافرعون، صاحب لشکرها و سپاه‏ها و فرماندهان خشن و بیرحم نظامى چه کرد؟ واژه «اوتاد» در مورد فرماندهان سپاه خشن و کوردل فرعون به کار رفته است؛ چرا که پایه‏هاى استبداد او بر شانه‏هاى آنان قرار داشت و به وسیله آنها مردم را سرکوب مى‏ساخت و برنامه‏هاى ظالمانه و انحصارى خود را پیاده مى‏کرد.
2 - اما به باور «مجاهد» و «ابن مسعود» به کار رفتن واژه «اوتاد» در مورد فرعون و فرعونیان، بدان دلیل است که آنان وقتى مى‏خواستند کسى را شکنجه کنند، او را به چهارمیخ مى‏کشیدند و همان گونه رها مى‏کردند تا بمیرد. نمونه‏اى از این شکنجه وحشیانه در مورد همسر توحیدگرا و نواندیش فرعون اعمال گردید و به دستور آن عنصر خودکامه آن زن کمال‏طلب را به چهار میخ کشیدند و تخته سنگى بزرگ بر روى سینه‏اش قرار دادند تا جان داد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  داريوش بيضايي - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتاد الَّذینَ طَغَوْا فِی الْبِلادِ فَأَکْثَرُوا فیهَا الْفَسادَ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذابٍ
و نیز فرعون صاحب قدرت و شوکت را چگونه غرق و هلاک نمود چه اینان در روی زمین ظلم و طغیان کردند و بسیار فتنه برانگیختند تا آنکه خدای تو بر آنها عذابی پی در پی فرستاد.

ابن بایویه ذیل آیه و فرعون را ذی از حمران روایت کرده که از حضرت صادق(ع) سوال نمودم برای چه فرعون را ذی الاوتاد نامیدند فرمود: چون اگر میخواست کسی را عذاب نماید دستور میداد او را بصورت روی زمین بخوابانند و دست و پای او را میکشیدند و میخ میکردند و رها می‌نمودند تا هلاک گردد لذا خداوند او را ذی الاوتاد نامید.
طبرسی از ابن عباس و ابن مسعود روایت کرده گفتند زنی مومن بنام ماشطه , روزی سر دختر فرعون را شانه میکرد شانه از دستش افتاد گفت کور باد آنکه بخدای کافر است دختر فرعون گفت مگر از برای تو خدایی جز پدرم هست؟گفت آری پروردگار خدای من و پدرت و خدای آسمان و زمین و آفریدگار جهانیان است او یکی است بی همتا و بی شریک و دختر این موضوع را به پدر خود فرعون گفت امر کرد او را حاضر کنند باو گفت از این اعتقاد و گفتار برگرد و کافر شو به آن خدایی که میگویی و گرنه ترا عذابی کنم تا مردم از آن عبرت بگیرند/ زن مومنه جواب داد من به خدای خود هرگز کافر نمی شوم تو هر چه میخواهی انجام ده/ فرعون امر کرد او را چهار میخ زدند ولی کافر نشد, کودکان او را آوردند باو گفتند اگر برنگردی این کودکان را در برابرت بقتل می‌رسانیم/ زن جواب داد هر چه میخواهید بکنید من از خدای خود بر نمی‌گردم/ طفل شیرخوار را روی سینه مادرش سر بریدند و مادر را نیز کشتند.
آسیه عیال فرعون هم زنی مومن بود و ایمان خود را پنهان می داشت چون آن حالت را دید فرعون را ملامت کرد و گفت چرا زن بی گناه را که مدتها خدمت ما می نمود بقتل رسانیدی ؟!
فرعون گفت تو دیوانه شده ای/ آسیه جواب داد من دیوانه نیستم خدای تو و تمام جهانیان همان کسی است که آسمان و زمین و کوه و دریاها را آفریده است/ فرعون بر او خشم گرفت و از نزد خودش بیرون کرد و دستور داد پدر و مادر آسیه را حاضر کردند به آنها گفت همان نوع دیوانگی که زن ماشطه را گرفته بود آسیه را نیز گرفته است/ پدر و مادر او را نصیحت کردند و گفتند شوهر تو خدای آسمان و زمین است/ آسیه به پدر و مادر گفت اگر.چنین است که شما میگویید باو بگویید آفتاب از مقدم او و ماه از عقب او طلوع و سیر نماید و ستارگان برگرد او بچرخند/ گفتند خیر اینکار را نمی تواند انجام دهد/ گفت اما آفریدگار قادر است آنها زا به گردش در آورد و تمام آنها مسخر او هستند/ فرعون چون این سخنان را از آسیه شنید امر کرد او را نیز مانند زن ماشطه بروی زمین بخوابانند و دست و پاهایش را چهار میخ بکوبند, در آن حال آسیه متوجه پروردگار خود شد و گفت پروردگارا خانه ای برای من در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کردار زشت او نجات بده/ در همان حال فرشتگان جایگاهش را در بهشت باو نشان دادند و عذاب بر او آسان شد و جان داد و به همین دلیل و این نوع عذاب, از طرف خداوند فرعون ذی الاوتاد نامیده شد.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.