از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(و اما الذین فی قلوبهم مرض فزادتهم رجسا الی رجسهم و ماتوا وهم کافرون ):(و اما کسانی که در دلهایشان مرض است (نزول قرآن ) پلیدی برپلیدیشان بیافزود و در حالی که کافر بودند مردند)، می فرماید: اهل شک و نفاق ،از شنیدن آیات قرآن نه تنها خاضع و خاشع نمی شوند و ایمانشان افزون نمی گردد، بلکه گمراهیشان اضافه می شود و پلیدی باطنشان افزوده می گردد واین حالت به کفر منجر می شود، لذا با حالتی از دنیا می روند که قلبهایشان مملو ازشک و انکار و کفر است ، همچنانکه خداوند در جای دیگر می فرماید:( وننزل من القران ما هو شفاء و رحمه للمؤمنین و لا یزید الظالمین الا خسارا)(37)،و ما از این قرآن مایه های شفا و رحمت برای مؤمنین نازل نمودیم و ستمکاران را جز زیان چیزی نمی افزاید). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  اعظم زارع بيدکي - تفسیر مکارم
«و اما آنها که در دل هایشان بیمارى نفاق و جهل و عناد و حسد است، پلیدى تازه اى بر پلیدیشان مى افزاید»! (وَ أَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلى رِجْسِهِمْ).

«و سرانجام در حال کفر و بى ایمانى، از دنیا خواهند رفت» (وَ ماتُوا وَ هُمْ کافِرُونَ). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا نکات مربوط به تفسیر آیه نیز ذکر شود.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - یوسفعلی
1376. Cf. 2:10 and several similar passages. Just as the light, which to healthy eyes gives enlightenment, causes pain to the diseased eye, which emits unclean matter, so to those spiritually diseased, Allah's grace is unwelcome, and they put forth more doubts to cover their disease. And they die in their disease, and of their [disease. Note the aptness of the metaphor. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - تفسیر إثنى عشری
وَ أَمَّا اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ :و اما آن کسانى که در دلهاى آنها بیمارى شک و نفاق و حقد و حسد و بغض اسلام است فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ :پس زیاد مى کند آن سوره ایشان را کفرى منضم به کفر آنها، یعنى در سوره هاى دیگر شک داشتند، پس شک آنها در این سوره با آن شک ملحق، و موجب زیادتى کفر ایشان شد وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ :و مردند در حالى که کافر بودند یعنى این صفت در آنها راسخ و ثابت و مستحکم شد تا وقتى که مردند و ابدا تنبه و عبرتى نیافتند

تنبیه بزرگان از مفسرین بیان فرموده در این آیه که به سبب نزول این سوره، دو امر براى مؤمنین حاصل شد: اول: ازدیاد ایمان و دوم: استبشار، یعنى استدعاى بشارت یا به ثواب آخرت و یا به عزت و نصرت در دنیا و مراد این است که مؤمنان خوشحالى مى کنند به سبب این تکالیف زائده، به جهت وصول به مزید ثواب، به واسطه این تکالیف؛ و براى منافقین دو امر حاصل شد: یکى زیادتى رجس بر رجس، زیرا تکذیب سوره اى بعد از سوره اى انضمام کفرى است به کفرى یا حصول حسد و غل و نفاق، عقب امثال آن، ازدیاد ملکۀ ذمیمه است عقیب یکدیگر دوم: بقاى آنها بر این عقاید فاسده و اعمال قبیحه تا مردن، زیرا ملکه راسخه زائل نشود تا آنکه بمیرد صاحب آن

تبصره خلاف است در آنکه ایمان، قابل زیاده و نقصان هست یا نه

سلف بر اولند، و از جملۀ دلایل ایشان فرمایش حضرت رسالت صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است در حق امیرالمؤمنین علیه السّلام لو وزن بایمان اهل الارض لرجح ایمان علىّ علیه السّلام یعنى اگر ایمان على علیه السّلام را مقایسه به ایمان اهل زمین نمایند، هرآینه ترجیح یابد ایمان على علیه السّلام

(1) (منهج ج 4 ص 346)

و ینابیع المودة ص 64 باب 13 و نیز در منهج و تفسیر رازى (قدس اللّه سره) از حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام مروى است که فرمود: الایمان یبدأ نقطة بیضاء فى القلب فکلّما ازداد الایمان عظما ازداد ذلک البیاض حتّى یبیض القلب کله و انّ النّفاق یبدأ نقطة سوداء فکلّما ازداد ذلک السّواد حتّى یسود القلب کلّه یعنى: ایمان ظاهر کند نقطۀ سفیدى در قلب، پس هرچه ایمان زاید شود از حیث عظمت زاید گردد آن سفیدى، تا اینکه سفید کند تمام قلب را و نفاق ظاهر نماید نقطۀ سیاهى، پس هرچه زیاد گردد آن سیاهى، زیاد شود تا تمام قلب را سیاهى فراگیرد

و حق آنست که ایمان متصف به نقص نشود، زیرا آن عبارت است از تصدیق به توحید و عدل و نبوت و امامت و معاد، و عدم تصدیق به یکى از اینها، موجب عدم ایمان و مستلزم کفر است و مراد از زیادتى ایمان در حدیثین مذکورین، بر وجه کمیت نیست، بلکه بر وجه کیف باشد که آن به کثرت ادله و حجج عقلیه و نقلیه است برآن وجهى که موجب انکشاف و ظهور تمام شود و به مثابه اى رسد که مساوى امور ضروریه گردد مانند حرارت آتش و روشنائى آفتاب، چنانکه حضرت امیرالمؤمنین علیه السّلام فرمود: لو کشف الغطاء ما ازددت یقینا یعنى اگر پرده از پیش من بردارند یقین من زیاد نشود

و بزرگان سه مرتبه براى ایمان و یقین ذکر نموده (علم الیقین، عین الیقین، حق الیقین) که هریک را شرح مبسوطى است و آیۀ شریفه دلالت دارد به زیادتى به حسب کیفیت و همچنین کفر على بن ابراهیم (قدس اللّه سره) فرماید: این آیه رد است بر کسى که قائل باشد که ایمان قابل زیاده و نقصان نیست

در کافى و عیاشى حضرت صادق علیه السّلام فرماید: خداى تعالى واجب فرموده ایمان را بر جوارح بنى آدم، و تقسیم نموده و تفریق کرده در آنها، بعد از آن بیان فرمود آن را عرض شد: نقصان ایمان و تمامیت آن فهمیده شد، زیادتى آن از کجا است ؟ فرمود: فرمایش الهى «وَ إِذٰا مٰا أُنْزِلَتْ سُورَةٌ » و آیۀ «وَ زِدْنٰاهُمْ هُدىً » و اگر تمام ایمان یکى بود و زیاده و نقصان نداشت، نبود احدى از مؤمنین را فضلى بر دیگرى، زیرا فضل به سبب ایمان است و در صورت تساوى فضلى نخواهد بود، و هرآینه مساوى شود نعم الهى به هدایاى خاصه در ایمان، و هرآینه مساوى شوند مردم در دخول بهشت یا در خیر و شر، و تفضیل بعضى به بعضى به درجات باطل گردد، و لکن به تمام ایمان به اعتبار اصل تصدیق و عمل به واجبات و ترک منهیات داخل شوند مؤمنین بهشت را، و به زیادتى ایمان ترفیع درجات یابند و به نقصان آن مفرطون داخل آتش شوند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر احسن الحدیث
وَ أَمَّا اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ

یعنى اثر نزول آیه در افراد بیمار دل به عکس مؤمنان است، آنها در اثر نفاق پلید بودند، عدم ایمان به آیۀ جدید، سبب زیادت رجس آنها گردید زیرا چیزى که بآن کافر بودند زیاد شد اگر در گذشته مثلا به صد آیه کافر بودند فعلا به صد و پنج آیه کافر شده اند، زیادت رجس، آنها را از مرض قلب به کفر رسانید تا به حد مرگ در حال کفر رسیدند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر عرفانی اشراق
وَ أَمَّا اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ، فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ ، وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ

و امّا آنان که دلهایشان به مرض نفاق مبتلاست، خداوند نیز خباثت بر خباثت آنان افزود، آنان جان دادند در حالى که کافر بودند

عشقى که الهام بخش روح عارف است، همان هدیۀ الهى است پس باید دل را جایگاه عشق الهى قرار داد، تا از گزند اهریمنان در امان بماند و این زمانى میسّر است که غرق حقیقت مطلق گردیم در حدیث آمد که: یزدانِ مجید خلق عالَم را سه گونه آفرید یک گُرُه را جمله عقل و علم وجود آن فرشته ست، او نداند جز سجود نیست اندر عُنصُرش حرص و هوا نورِ مُطْلَق، زنده از عشق خدا یک گروهِ دیگر از دانش تهى همچو حیوان، از علف در فربهى او نبیند جز که اِصْطَبل و علف از شقاوت غافل است و از شَرَف این سِوُم هست آدمى زاد و بَشَر نیمِ او زافْرشته و نیمیش خر نیمِ خر، خود مایل سُفلى بُوَد نیم دیگر مایلِ عقلى بُوَد آن دو قوم، آسوده از جنگ و حِراب وین بشر، با دو مخالف در عذاب وین بشر هم، ز امتحان قسمت شدند آدمى شکلند و سه اُمّت شدند یک گُرُه مُسْتَغْرَق مُطلَق شدند همچو عیسى با مَلَک مُلحَق شدند نقشْ آدم، لیک معنى جبرئیل رَسته از خشم و هوا و قال و قیل از ریاضَت رَسته، وز زهد و جهاد گوییا از آدمى او خود نزاد قسمِ دیگر با خران مُلْحَق شدند خشمِ محض و شهوتِ مُطلق شدند ماند یک قسمِ دگر اندر جهاد نیم حیوان، نیم حَىِّ با رَشاد روز و شب در جنگ و اندر کَش مکَش کرده چالیش آخرش با اوّلش همچو مجنون در تنازع با شتر گه شتر چربید وگه مجنون حُرّ همچو مجنونند و چون ناقه ش یقین مى کَشَد آن پیش و این واپس به کین مَیْلِ مجنون پیشِ آن لَیْلى روان میلِ ناقه پس، پىِ کُرّه دوان یکدم اَرْ مجنون ز خود غافل شدى ناقه گردیدى و واپس آمدى عشق و سودا چون که پُر بودش بَدَن مى نبودش چاره از بى خود شدن آن که او باشد مراقب، عقل بود عقل را سوداى لیلى، در رُبود لیک ناقه بس مراقب بود و چُست چون بدیدى او مَهارِ خویش سُست فهم کردى زو که غافل گشت و دنگ رُو سپس کردى به کُرّه بى درنگ چون به خود باز آمدى دیدى ز جا کاو سپس رفته ست، بس فرسنگ ها در سه روزه ره بدین احوال ها ماند مجنون در تردّد سال ها گفت: اى ناقه چو هر دو عاشقیم ما دو ضِد پس هَمرهِ نالایقیم نیستتْ بر وفقِ من مِهر و مَهار کرد باید از تو، عُزلت اختیار روزگارم رفت زین گُون حالها همچو تیه و قومِ موسى سالها خُطْوَطَیْنى بود این ره تا وصال مانده ام در ره ز شَستت شصت سال راه نزدیک و بماندم سخت دیر سیر گشتم زین سوارى، سیر، سیر سرنگون خود را ز اُشتر در فگند گفت: سوزیدم ز غَم تا چند، چند؟ تنگ شد بر وى بیابانِ فراخ خویشتن افگند اندر سنگلاخ آنچنان افگند خود را سخت زیر که مُخَلْخَل گشت جسمِ آن دلیر چون چنان افگند خود را سوى پست از قضا آن لحظه پایش هم شکست پاى را بر بست گفتا: گو شوم در خَمِ چوگانْش، غلطان مى روم زین کند نفرین حکیم خوش دَهَن بر سوارى، کاو فرو نآید ز تَن عشقِ مَوْلىٰ کى کم از لَیْلى بُوَد؟ گوى گشتن بهرِ او أَولىٰ بُوَد گوى شو، مى گرد بر پهلوى صدق غَلْط غلْطان در خَمِ چوگانِ عشق کاین سفر زین پس بُوَد جَذبِ خدا وآن سفر بر ناقه باشد سَیرِ ما این چنین سَیْرى است، مُستثنى ز جِنس کآن فزود از اِجْتهادِ جِنّ و اِنس این چنین جَذْبى است، نى هر جذبِ عام که نهادش فضلِ احمد والسّلام [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
وَ أَمَّا اَلَّذِینَ فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزٰادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ هرکس که از حق و

واقعیت فاصله بگیرد و ایمان و نظریاتش را از خودش و خیال پردازیهایش بگیرد، یک بیمار قلبى و روحى است و هرگاه به پذیرش واقعیت فراخوانده شود، آن را رد مى کند و بیمارى اش افزایش مى یابد و وخیم تر مى شود نفاق یک نوع بیمارى است؛ زیرا تقلّب و تحریف حق است شخص منافق به هر اندازه که انکار و دشمنى اش نسبت به حق و نشانه هاى آن افزایش یابد، بیمارى او زیادتر مى شود انسان منافق، مصداق حدیثى است که شیفتۀ دنیا را به کرم ابریشم تشبیه مى کند که هر مقدار بیشتر به دورش بپیچد، از خارج شدن بیشتر دور مى شود، تا اینکه از اندوه مى میرد

وَ مٰاتُوا وَ هُمْ کٰافِرُونَ آنان به سبب بدى گزینش خود مى میرند، چنان که کرم ابریشم با آنچه خودش ساخته است مى میرد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
ترتیب جهاد با کفار آنست که شروع شود بجهاد با نزدیکترین آنها به حوزه و مملکت اسلام و بتدریج پیشروى شود و تا هر قدر ممکن است بر افراد مسلمانان افزوده و بر آب وخاک آنها توسعه داده شود و این ترتیب طبیعى هر پیشرفت و عادى هر مملکت گیرى است و باید کفار در مسلمانان حالت رقّت و رأفت مشاهده ننمایند تا طمع نکنند در استرضاى خاطر ایشان بغیر قبول اسلام بلکه باید غلظت و شدّت و خشونت در گفتار و رفتار و صبر و بردبارى در جهاد را در وجود ایشان بیابند و مسلمانان را موصوف باین صفات احراز نمایند تا موجب رعب و یأس از تسلیم مسلمانان براى آنها شود بعلاوه منزجر شوند از این سلوک مسلمانان با آنها و مرتدع شوند از بقاء بر کفر و نباید مسلمانان از اثر سوء این سلوک نگران باشند چون خداوند با کسانى که اهل تقوى هستند و این سلوک را با کفار براى رضاى خدا مى کنند همراه است و از آنها نگهدارى و مددکارى مى نماید و بعضى از منافقان وقتى سورۀ از قرآن نازل مى شود بطور استهزاء و انکار به مسلمانان مى گویند کدام یک از شما ایمانش به واسطه نزول و قرائت این سوره زیاد شد و جوابش آنست که امّا اهل ایمان زیاد شد ایمانشان بزیاد شدن علمشان به آن سوره و اعتقادشان بصحّت مفاد آن و آنکه از جانب خدا است و خوشنود شدند بزیاد شدن کمال و معرفتشان و ارتفاع درجاتشان و اما اهل نفاق که مبتلا بمرض شک و شبهه اند زیاد شد شکشان بشک در آن سوره و زیاد شد به زیادتى شک پلیدى آنها و افزوده شد این پلیدى بر پلیدى سابقشان و رسوخ پیدا نمود در آنها و باقى ماند تا آنکه مردند بحال کفر و در کافى و عیاشى از امام صادق (ع) نقل نموده که فرمود خداوند ایمان را بر اعضاء و جوارح بنى آدم تقسیم و فرض نمود و در آنها متفرّق فرمود گفته شد از اینجا نقصان و تمامیّت ایمان معلوم شد زیادى آن چگونه متصور است فرمود چون خدا فرموده و اذا ما انزلت سورة تا آخر آیه و نیز فرموده و زدناهم هدى و اگر ایمان زیاد و کم نداشت احدى بر دیگرى فضلى نداشت و در نعمت و منزلت مساوى بودند ولى به تمامیت ایمان اهل آن داخل بهشت مى شوند و به مزیّت ایمانشان متفاضل مى شود درجاتشان نزد خدا و بنقصان ایمانشان اهل تقصیر داخل آتش مى شوند و قمى ره فرموده این آیه ردّ کسى است که توهّم نموده ایمان کم و زیاد ندارد
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.