از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(یبشرهم ربهم برحمه منه و رضوان و جنات لهم فیها نعیم مقیم ):(پروردگارشان آنها را به رحمتی از جانب خود و خشنودی و بهشتهایی بشارت می دهد که در آنها برایشان نعمات دائمی خواهد بود)،در این آیه رستگاری مذکور در آیه سابق را بطور تفصیل بیان می نماید و می فرماید: خدای متعال این مؤمنین را به رحمتی از خود که از جهت قدر و ارزش قابل توصیف نیست وخشنودی و رضوانی غیر قابل بیان و بهشتهایی که در آنها نعمتهای پایدار هست بشارت می دهد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
در نوبتهای قبل هم اشاره شد که اگر چنانچه کسی کافر بود خدماتی ارائه کرد این کافر واقعاً در یک منطقه‌ای بود و دسترسی به معارف الهی نداشت مستضعف فکری بود ممکن است در قیامت اصلاً به جهنم نرود چون مستضعف فکری که حجت خدا بر او تمام نشده باشد معذّب نیست الیوم هم همین‌طور است الآن می‌بینید بسیاری از کشورهای کفر است که معارف اسلامی به گوش این مردم نرسیده چون این تریبونها فقط به دست استکبار است اینها نمی‌گذارند اینها ﴿یَصُدُّونَ عَن سَبِیلِ اللّهِ﴾ اند صد با صاد یعنی صرف «هم ینصرفون بأنفسهم» «هم یصرفون غیر أنفسهم» این استکبار جهانی واقعاً «صد عن سبیل الله» می‌کنند خیلی از حرفها است که اصلاً به گوش آنها نرسیده خوب اگر یک کافری خدمات مردمی دارد و از نظر دستیابی به معارف الهی جزء مستضعفین فکری است این حرفها به آنها نرسید این شاید در قیامت اصلاً معذّب نباشد ولی اگر کسی کافری مستضعف فکری نبود دسترسی داشت مقصر بود تقصیر عمدی کرد مع ذلک کفر ورزید و خدماتی هم ارائه کرده است این خدمات یقیناً بی‌اثر نیست آثار دنیایی برکات دنیایی مربوط به خودش مربوط به قبیله و نسلش خدا به آنها عطا می‌کند یک و در آخرت هم ممکن است سبب تخفیف عذاب بشود این دو اما سبب ورود به بهشت نخواهد شد بهشت جای هر کسی نیست بالأخره یک انسان تیره به فضای نور راه ندارد در اینکه فرمود این گروه ﴿أَعْظَمُ دَرَجَةً﴾ و متعلق را هم حذف کرد نشانه‌اش آن است که اینها بالقول المطلق صاحب مقام عظیم‌اند و اعظم‌اند اینها از مؤمنین عادی اعظم‌اند چه رسد به آن ساقی و عامل مسجدالحرام که مؤمن نیست اگر این گروه که همه کمالات ایمانی را دارا هستند اینها به قول مطلق اعظم بودند از سایر مؤمنین افضل و اعظم بودند از غیر مؤمن به طریق اولی افضل و اعظم هستند حالا تفضیل این عظمت اجر را ذات اقدس الهی به این صورت بیان فرمود می‌فرماید: ﴿یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ مُقِیمٌ ٭ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَداً﴾ تبشیر خوب انبیا مبشرند بشیر و مبشر داریم به عنوان فرشتگان نظیر نکیر و منکر این دو فرشته‌ای که در قبر ظاهر می‌شوند آن قبر «روضة من ریاض الجنة» باشد به بالین مؤمن بیاید اینها بشیر و مبشرند یکی بشارت می‌دهد یکی اجرا می‌کند مثل نکیر و منکر یکی بیم می‌دهد یکی هم اجرا می‌کند خوب مبشر بالأخره یک وقت است از ولی اولیا الهی است یک وقت از فرشتگان است یک وقت رسول یک وقت نبی است یک وقتی خود ذات اقدس الهی است مستحضرید که بشارت را اگر خدای سبحان بدهد به اندازه‌ای که شایسته خدایی است بشارت می‌دهد یک وقت است فرشته بشارت می‌دهد یا انسان متعارف بشارت می‌دهد یا ولی از اولیای الهی بشارت می‌دهد یک وقتی ذات اقدس الهی بشارت می‌دهد اگر بنا شد خود خدا بشارت بدهد معلوم می‌شود که آن مورد بشارت خیلی بالا است گاهی خداوند دستورمی‌دهد بشرهم بکذا بشرهم ﴿وَبَشِّرِ الصَّابِرِینَ﴾ بان لهم خوب این مبشر دیگری است یک وقت است خود خدای سبحان بشارت می‌دهد اگر او مژده می‌دهد معلوم می‌شود که مژدگانی خیلی زیاد است این یک مطلب.
مطلب دیگر آن است که این تعبیرها همه مهربانانه و لطیفانه است اسم آنها را مقدم ذکر می‌کند بعد خودش را به آنها اضافه می‌کند گاهی تعبیر قرآن این است که اسم ذات اقدس الهی را اول ذکر می‌برد بعد مؤمنین را به خدا اضافه می‌کند می‌گوید که عباده، عبدی، عبادی و مانند آن ﴿فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ٭ وَادْخُلِی جَنَّتِی﴾ اینها مواردی است که ذات اقدس الهی نامش برده می‌شود بعد دیگران مطرح می‌شوند و اضافه می‌شوند به خدا که این اضافه‌ها البته اضافه تشریحی است لکن یک وقت است که بنده را مضاف قرار می‌دهد ذات اقدس الهی را مضاف الیه ﴿فَادْخُلِی فِی عِبَادِی﴾ یک وقت به عکس می‌کند بنده را مضاف الیه قرار می‌دهد و خدا را مضاف نظیر همین آیه محل بحث می‌گوید ربهم این برای آن است که یک وقتی خدا عند عبده است یک وقت است بنده عندالله است چون او بالأخره هم «الدانی فی علوه و العالی فی دنوه» اگر او به جبروت و قدرت و اقتدار ظهور کرد این عالی است آن وقت نام خودش را اصل قرار می‌دهد بندگانش را به خودش اضافه می‌کند و خودش می‌شود مضاف الیه بندگانش می‌شوند مضاف البته اضافه هم تشریحی است نظیر ﴿فَادْخُلِی فِی عِبَادِی﴾ آنجایی که «الدانی فی علوه» در عین علو دانی است بنده خود را مضاف الیه قرار می‌دهد اسم او را اول می‌برد بعد خودش را به او اضافه می‌کند می‌گوید ﴿رَبهُم﴾ از اینکه نام آنها ضمیر آنها را اول ذکر می‌کند آنها را مبدأ قرار می‌دهد بعد خودش را به آنها اضافه می‌کند معلوم می‌شود که این از سنخ «أنا عند المنکسرة قلوبهم» است که الله عند عبده است نه عبد عندالله و چون قبلاً فرمود که ﴿لاَ یَسْتَوُونَ عِندَ اللّهِ﴾ بعد ﴿أَعْظَمُ دَرَجَةً عِندَ اللّهِ﴾ در پایان آیه 23 هم فرمود: ﴿عند الله عنده اجرٌ عظیم﴾ معلوم می‌شود این انسان محفوف به دو عندیت است هم خدا نزد او است هم او نزد خدا است روی تواضعی که دارد قلب منکسری که دارد خدا نزد او است و چون ذات اقدس الهی این را بالا برده از اقتدار برخوردار کرده او عندالله است هم خدا نزد او است هم او نزد خدا است این جامع بین القوسین است خوب ﴿یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ﴾.
مطلب دیگر آن است که این رحمت و رضوان به تعبیر برخی از اهل تفسیر مثل فخر رازی گرچه ایشان اعتراف می‌کند که اینجا حرف بعض المحققین است چون امام رازی اشارات و تنبیهات مرحوم بوعلی را که شرح کرده از اول تا آخر این چون یک مناهجی دارد که مربوط به منطق اشارات است ده نمط دارد که مربوط به بحثهای فلسفی اشارات است غالب این بحثها را با نقد شرح کرده که مرحوم خواجه می‌فرماید این به جبر شبیه‌تر است تا به شرح بعد مرحوم خواجه آمد و فرمایش مرحوم بوعلی را به طرزی حل کرده که شبهات جناب فخررازی برطرف بشود و این اشارات و تنبیهات از کتاب عمیق حوزوی است برای اینکه متنش برای مرحوم بوعلی است و بعد هم جناب فخر رازی هم شرح کرده شرح جارحانه بعد مرحوم خواجه آمده فرمایش بوعلی را خوب شرح کرده تا اشکالات فخررازی کلاً برطرف بشود بعد هم محاکمات آمده بین ماتین و شارحین داوری کرده این چهار نظر عمیق فلسفی است که اگر کسی اشارات را خوب بخواند در حکمت مشاء بالأخره اطلاع عمیقی پیدا می‌کند جناب فخر رازی که همه این مباحث را حرج کرده به تعبیر خواجه و نه شرح وقتی به نمط نهم می‌رسد که اسرار عرفان است و بیان مقامات عارفین آنجا اعتراف می‌کند می‌گوید که علم عرفان را مقامات عرفا را تاکنون کسی به این زیبایی و عظمت شرح نکرده است هیچ کس و آن قدر امام رازی خضوع دارد که یادم نیست در مسئله نمط نهم و اینها هیچ اشکالی کرده باشد خیلی خضوع دارد آن گاه در ذیل همین آیه می‌گوید این حرف بعض المحققین در می‌آید که منظورشان مرحوم بوعلی است آن وقت مقداری از عبارات نمط نهم اشارات را ذکر می‌کند بدون اینکه اسم ببرد می‌گوید این همان حرف بعض المحققین در می‌آید آن وقت عبارات اشارات را ذکر می‌کند خود فخر رازی می‌گوید که اول ما این آیه را بر منهج متکلمین معنا کنیم بعد بر منهج عرفا منهج متکلمین همین بحثهای عادی در آمده و منهج عرفا را و مشرب عرفا را که نقل می‌کند از اشارات و تنبیهات بوعلی کمک می‌گیرد می‌گوید این همان است که بعض المحققین گفتند خوب این رحمت و رضوان دیگر از این به بعد را خود فخررازی اضافه کرده این رحمت و رضوان می‌تواند همان ﴿رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً﴾ پایانی سوره مبارکه فجر باشد که ﴿یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ ٭ ارْجِعِی إِلَی رَبِّکِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً ٭ فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ٭ وَادْخُلِی جَنَّتِی﴾ در بخش پایانی سوره مبارکه فجر فضا را همآن‌طور پسندید که صرا را می‌پذیرد بلا را همآن‌طور استقبال و کل و خوش آمد گفت که نعمت را استقبال می‌کرد و خوش آمد می‌گفت راضی بود نه صابر راضی بود به قضای الهی و رضای او به نصابی رسید که ذات اقدس الهی از او راضی شد و شده مرضی اگر این سه شرط را دارا بود آن گاه بقیه راه را به او اجازه می‌دهند که برود معلوم می‌شود هنوز در راه بوده است ﴿یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ المُطْمَئِنَّةُ ٭ ارْجِعِی﴾ معلوم می‌شود که به مقصد نرسیده اگر به مقصد رسیده بود که دیگر راهی برای رجوع نبود ﴿ارْجِعِی﴾ در حالی که این دو صفت را هم داری راضیةً به قضاءالله ﴿مَرْضِیَّةً﴾ یعنی خدا از تو راضی است در حالی که مطمئنه هستی راضیه هستی مرضیه هستی ﴿ارْجِعِی﴾ بقیه راه را بیا این بقیه راه را دیگر با جذبه می‌رود یعنی فرمود بیا برگرد می‌برند در حقیقت تا به جایی که ﴿فَادْخُلِی فِی عِبَادِی ٭ وَادْخُلِی جَنَّتِی﴾ ایشان می‌گویند به اینکه این رحمت آن مقام ﴿رَاضِیَةً﴾ است این رضوان همان مقام ﴿مَرْضِیَّةً﴾ است این می‌تواند البته آن باشد بشارت می‌دهد ذات اقدس الهی که تو به این مقامها رسیدی هم به مقام رضای به قضای الهی راه یافتی هم به جایی رسیدی که خدا از تو راضی است آن گاه از این تعبیر معلوم می‌شود که این تبشیر برابر قوس نزول است نه قوس صعود یعنی از بالا به پائین آمده نه از پائین به بالا اول آن رحمت و رضوان را بشارت داد بعد به ﴿وَجَنَّاتٍ لَهُمْ فِیهَا نَعِیمٌ﴾ که مرحله نازله همین ﴿جَنَّاتٍ تَجْرِیْ مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهَارُ﴾ است که این لذت حسی است پس بنابراین این بشارت از بالا به پائین می‌آید در تحلیل معنای بشارت هم مستحضرید که یک چیزی که مسبوق به سابقه نباشد بشارت است ولو در حد انتظار یک وقت آدم انتظار هم ندارد نعمت غیر مترقبه است این می‌شود بشارت یک وقت است که نه نعمت مترقب است انتظارش را دارد ولی از وقتش بی‌خبر است باز هم بشارت است اگر مسافری از راه می‌رسد و انسان نگران است که سالم می‌رسد یا نه آن گزارشگر بگوید که این رسید این در حقیقت دو نعمت است یکی سلامتی مسافر را خبر می‌دهد یکی از قدوم او هر دو مترقب بودند و منتظر بودند و هیچ کدام معلوم نبودند و این شخص بشارت می‌دهد یک وقت است نه اصلاً یک چیزی نعمت غیر مترقبه است هیچ پیش بینی نمی‌شد آن هم می‌شود بشارت از اینکه ذات اقدس الهی بشارت می‌دهد یعنی آنچه را که شما ترقب داشتید اعمالتان مقبول باشد قبول شده چون اگر کسی عمل بکند و قبول نشود چون نمی‌داند که آیا اعمال مقبول است یا نه آن قدر دسایس نفسانی پیچیده است که تشخیص عمل مقبول از غیر مقبول کار آسانی نیست بشارت می‌دهد که اعمالتان مقبول است این بشارت اول ولی اینجا سخن از تبشیر قبول عمل نیست سخن از چیزی است که از او به عنوان بشارت یاد شده خب اگر کسی در امتحان شرکت کرد و قبول شد معنای قبولی در کنکور این است که ورود در دانشگاه را دارد اگر کسی بگوید تو قبول شدی می‌شود بشارت اما بگویند که تو دیگر به دانشگاه راه پیدا می‌کنی دیگر بشارت نیست یک چیزی است که خودش می‌داند می‌داند وقتی قبول شد به دانشگاه راهش می‌دهند اگر تعبیر به بشارت شد معلوم می‌شود این یک چیز دیگر است حالا اگر دستوری از طرف مسئولین رسیده است به کسی که مثلاً از اول تا سوم نمره آوردند به آنها یک مقدار جایزه بدهید این مقدار می‌توانند در المپیاد شرکت کنند این یک چیزی است که شخص نشنیده بود و توقع نداشت این می‌شود بشارت وگرنه گزارشی از یک چیزی که انسان سابقه‌اش را دارد دیگر بشارت نیست تعبیر به بشارت نشانه آن است که اعمالشان مقبول است هم یک چیزهایی که فوق شنیده‌های اینهاست به اینها عطا می‌کنند آن وقت این رحمت از آن سنخ می‌شود این رضوان از آن سنخ می‌شود آن جنات دیگر بشارت نیست ولی مجموعه اینها چون زیرمجموعه اینها قرار گرفته می‌شود بشارت، ﴿نَعِیمٌ مُقِیمٌ﴾ در نوبت دیروز اشاره شد که نعیم بالاتر از نعمت است چون مبالغه او است مقیم ناظر به کمیت است و نعیم راجع به کیفیت اگر می‌فرمود نعمةٌ این هیچ کدام از این دو خصیصه را نداشت نه آن کیفیت را می‌فهماند نه آن دوام را که ناظر به کمیت است و امتداد اما وقتی فرمود: ﴿نَعِیمٌ مُقِیمٌ﴾ این نعیم چون بالاتر از نعمت است کیفیت را می‌فهماند آن ﴿مُقِیمٌ﴾ دوام و کمیت را می‌فهماند درباره خلود دو نظر است اگر خود خلود به معنای جاودانگی باشد آن کلمه ﴿أَبَداً﴾ می‌شود تأکید و اگر خلود به معنای نکس طویل باشد اعم از ابد یا غیر ابد این کلمه ﴿أَبَداً﴾ غیر احترازی پس این امر تأسیس است نه مسئله تأکید جریان تأکید مطلب دیگر آن است که چون تبشیر را در این کریمه ذات اقدس الهی به خودش اسناد داد بشارت یابندگان سه گروه‌اند عده‌ای فقط به آن بشارت بسنده می‌کنند عده‌ای از مجموع مبشر و مورد بشارت لذت می‌برند عده‌ای فقط از مبشر لذت می‌برند حالا اینها هم که به حضور ائمه (علیهم السلام) مشرف می‌شدند در فرصتهای مناسب خدمت ائمه مشرف می‌شدند گاهی یک ظرف میوه‌ای مثلاً خرمایی آنجا بود و ائمه (علیهم السلام) تعارف می‌کردند آنهایی که می‌رفتند در حضور امام صادق (سلام الله علیه) مثلاً و از رطبی که در آنجا بود لذت می‌بردند اینها سه گروه بودند یک عده‌ای بالأخره نظیر سار با نهای عادی و افراد عادی اینها فقط منتظر این بودند که خرمای خوبی نصیبشان باشد می‌خوردند حالا دیگر خود امام با دست خودش خرما به دست اینها داد برای آنها بی‌تفاوت است گروه دوم کسانی بودند که لذتشان از این بود که هم خرما خوردند هم خرما را از دست امام زمانشان گرفتند عده‌ای هم که جزء اوحدی از اصحاب حضرت بودند تمام لذتشان این بود که از دست امام زمانشان یک چیزی را گرفتند خوب اینهایی که از دست امام زمانشان گرفتند لذت می‌برند لذتشان نه تنها معادل لذت گروه دوم است بلکه بیش از آنها است گروه اول که لذتشان محدود به همان لذت میوه است و از خرما لذت می‌برند گروه دوم هم لذت دیدار دارند هم لذت رطب و اینها هم که فقط لذت دیدار دارند لذت دیدار به قدری لذیذ و گوارا است که نه تنها معادل هر دو است بلکه بیش از لذتی است که از هر دو حال لذت می‌برد چون استقرار در زیارت امام زمان همه این لذائذ را جبران می‌کند حالا چه رسد به اینکه کسی مستغرق در لقاء الله باشد این از آن راحم بیش از رحمت لذت می‌برد این ﴿یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَرِضْوَانٍ﴾ اینها هم سه گروه‌اند بعضیها از رحمت و رضوان لذت می‌برند بعضیها از راحم و رحمت لذت می‌برند بعضیها فقط از لقاء راحم لذت می‌برند و این لذت به قدری اکید و شدید است که نه تنها معادل قسم دوم است بلکه بیش از قسم دوم هم خواهد بود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر نمونه
1-آنها را به رحمت گسترده خود بشارت مى‏دهد و از آن بهره‏مند مى‏سازد ( یبشرهم ربهم برحمة منه) .
2 -آنها را از رضامندى و خشنودى خویش بهره‏مند مى‏کند ( و رضوان) .
3 -باغهائى از بهشت در اختیار آنها مى‏گذارد که نعمت‏هایش دائمى و همیشگى است .
(و جنات لهم فیها نعیم مقیم ) .
در آیه بعد براى تاکید بیشتر اضافه مى‏کند جاودانه در آنها تا ابد خواهند ماند ( خالدین فیها ابدا) .
زیرا نزد خداوند پاداشهاى عظیم است که در برابر اعمال بندگان به آنها مى‏بخشد ( ان الله عنده اجر عظیم) . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - أطیب البیان
پروردگار آنها بشارت میدهد آنها را برحمت غیر متناهیه خود و اینکه از آنها راضى و خشنود است و بهشتهایى از براى آنها است که در آنها نعمتهاى پابرجا است دائمیه

یُبَشِّرُهُمْ بشارت مقابل انذار است بشارت از براى مؤمنین صالح متقیست و انذار از براى کافر و فاسق و مخالف است رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ تنکیر رحمت دلالت بر عظمت و بزرگى او دارد مى گویى رحمت و چه رحمتى و رضوان که بالاترین مقامات است چنانچه صریحا در قرآن میفرماید وَ رِضْوٰانٌ مِنَ اَللّٰهِ أَکْبَرُ ذٰلِکَ هُوَ اَلْفَوْزُ اَلْعَظِیمُ برائة آیه 73، و در حدیث است که (اذا اشتغل اهل الجنة بالجنة یقول اللّٰه ما تریدون یقولون ربّنا رضاک) و جنات یک جنة و دو جنة نیست از هشت جنة نصیب دارند لَهُمْ فِیهٰا نَعِیمٌ مُقِیمٌ که نعمتهاى بهشت دائمیست تمام شدن ندارد همیشه هست پابرجا و ثابت [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » اثنی عشری
یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ :مژده مى دهد پروردگارشان در دنیا به السنۀ رسل بِرَحْمَةٍ مِنْهُ :به رحمت فایضه از جانب الهى بر ایشان وَ رِضْوٰانٍ :و خشنودى کامل سبحانى نسبت به ایشان وَ جَنّٰاتٍ لَهُمْ فِیهٰا نَعِیمٌ مُقِیمٌ :و بهشتها که براى ایشان است در آنها نعمت دائم که زوال و انقطاع براى آن نیست [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » انوار درخشان در تفسیر قرآن
یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوٰانٍ : یبشر به هیئت مضارع دلالت بر دوام بشارت دارد و صفت فعل آفریدگار است به این که ساحت کبریائى به شخصى که طرف قیاس و واجد فضائل نامبرده است، بشارت مى دهد و او را ظهور رحمت و خشنودى مقام کبریائى در همه عوالم قرار داده است و فقط ارواح قدسى بطور اطلاق در همه عوالم ظهور رحمت و رضوان آفریدگار هستند

وَ جَنّٰاتٍ لَهُمْ فِیهٰا نَعِیمٌ مُقِیمٌ : در منازلى از بهشت که به آنان اختصاص دارد و در قرب رحمت و خشنودى آفریدگار پیوسته متنعم خواهند بود [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ وَ رِضْوٰانٍ وَ جَنّٰاتٍ لَهُمْ فِیهٰا نَعِیمٌ مُقِیمٌ در مقابل اعمال مؤمنین و مهاجرین و مجاهدین بمال و نفس نظر به اینکه باید جزاء و پاداش مقابل عمل باشد،اول ایمان،دوم هجرت،سوم مجاهده در راه خدا بمال و نفسهایشان سه نوع پاداش براى آنها تذکر مى دهد: اول(برحمة منه)که مشمول رحمت خدا مى باشند دوم(رضوان)که خوشنودى خدا است و از هر فضیلتى بالاتر است سوم بهشت ها(جنات)جمع جنة است یعنى نه یک بهشت بلکه بهشتهائى براى آنها آماده شده که جایگاه همیشگى آنها است و در آن اقامت دارند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه
در آیه بعد مى گوید خداوند سه موهبت بزرگ در برابر این سه کار مهم (ایمان،هجرت و جهاد)به آنها مى بخشد: 1 آنها را به رحمت گسترده خود بشارت مى دهد و از آن بهره مند مى سازد( یُبَشِّرُهُمْ رَبُّهُمْ بِرَحْمَةٍ مِنْهُ ) 2 آنها را از رضامندى و خشنودى خویش بهره مند مى کند (و رضوان) 3 باغهایى از بهشت در اختیار آنها مى گذارد که نعمت هایش دائمى و همیشگى است ( وَ جَنّٰاتٍ لَهُمْ فِیهٰا نَعِیمٌ مُقِیمٌ ) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.