از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید لغت ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  مرضيه اسدي - ابوالفضل بهرامپور
1) لَم یَکُن(کَون) : نبوده [ نظرات / امتیازها ]
1) مُنْفَکِّین(فَکّ) : جداشوندگان،رهاشدگان [ نظرات / امتیازها ]
1) حَتَّى تَأْتِی(اَتَیَ) : تا این که بیاید [ نظرات / امتیازها ]
1) بَیِّنَة : دلیل روشن
 توضيح : منظورپیامبر(ص) است. [ نظرات / امتیازها ]
2) یَتْلُوا(تِلو) : تلاوت می کند [ نظرات / امتیازها ]
2) صُحُف جمع صحیفه : ورق نوشته ها [ نظرات / امتیازها ]
2) مُطَهَّرَة : پاک وپاکیزه [ نظرات / امتیازها ]
3) کُتُبٌ قَیِّمَة(قَوَمَ) : نوشته های استوار وبا ثبات [ نظرات / امتیازها ]
4) ما تَفَرَّقَ(فَرق) : پراکنده نشد [ نظرات / امتیازها ]
4) أُوتُوا الْکِتاب : کتاب داده شدند،کتاب داده شد به آن ها [ نظرات / امتیازها ]
4) جاءَتْ : آمد [ نظرات / امتیازها ]
5) ما أُمِرُوا إِلّا : دستورنیافتندمگر [ نظرات / امتیازها ]
5) لِیَعْبُدُوا : تاپرستش کنند [ نظرات / امتیازها ]
5) مُخْلِصینَ لَهُ الدِّین : خالص کنندگان دین برای او [ نظرات / امتیازها ]
5) حُنَفاء جمع حنیف : حق گرایان،توحید گرایان [ نظرات / امتیازها ]
5) وَ یُقیمُوا الصَّلاةَ(قَوَمَ) : وبرپا دارند نماز را [ نظرات / امتیازها ]
5) وَ یُؤْتُوا الزَّکاةَ(اَتَیَ) : وبدهندزکات را [ نظرات / امتیازها ]
5) دینُ الْقَیِّمَة(قَوَمَ) : دین محکم وپایدار [ نظرات / امتیازها ]
  احمد يوسفي - مجمع البیان
3) قیّمه : این واژه به معنى راست و صاف و بى انحراف، و نیز استوار و تزلزل ناپذیر و ارزشمند و ارجدار آمده است. حُنفاء: این واژه جمع «حَنیف» از ریشه «حنف» به معنى انحراف از بیراهه و گمراهى و تمایل به شاهراه راست و صاف و بى دست انداز آمده است. با این بیان واژه «حنفاء» را مى توان به حقگرایان ترجمه کرد. [ نظرات / امتیازها ]
 » مهدی محمدویان
1) لَمْ یَکُنِ : نبود [ نظرات / امتیازها ]
1) تَأْتِیَهُمُ : بیاید به سوی آنها [ نظرات / امتیازها ]
1) الْبَیِّنَةُ : روشنگر ، آشکار [ نظرات / امتیازها ]
  رعنا سليمان عباسي - المیزان
1) منفکین : منفکین) از ماده انفکاک است، که به معناى جدایى دو چیز است که به شدت به هم متصل بوده اند [ نظرات / امتیازها ]
2) صحف : (صحف) جمع صحیفه است، که به معناى هر چیزى است که در آن مى نویسند [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر روشن علامه مصطفوی
3) کتب الْقَیِّمَةِ : نوشته جات ثابت و پاینده [ نظرات / امتیازها ]
3) الْقَیِّمَةِ : ثابت و پابرجا [ نظرات / امتیازها ]
5) حُنَفَاءَ : جمع حنیف، بمعنی پاکیزگان [ نظرات / امتیازها ]
  سعيده اکبري نژاد - تفسیر المیزان
5) حنفاء :
 توضيح : این کلمه جمع حنیف است، که از ماده حنف است که به معناى متمایل شدن و انحراف از دو حالت افراط و تفریط به سوى حالت اعتدال است [ نظرات / امتیازها ]
  عصمت زارع بيدکي - تفسیر نمونه
3) قیمه : قیمة به معنى صاف و مستقیم ، یا محکم و پابرجا ، یاارزشمند و پربها ، و یا همه این مفاهیم در آن جمع است. [ نظرات / امتیازها ]
  نيره تقي زاده فايند - استادخرمدل
1) «الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْ أَهْلِ الْکِتَابِ» : مراد همه کسانی است که از پیروان انبیاء بوده ولیکن بر اثر فاصله زیاد زمانی از آئین آسمانی منحرف شده‌اند و به کفر و شرک افتاده‌اند. [ نظرات / امتیازها ]
1) «الْمُشْرِکِینَ» : مراد همه کسانی است که بت یا آتش و مانند اینها را پرستیده‌اند و کتاب الهی هم نداشته‌اند. [ نظرات / امتیازها ]
1) «مُنفَکِّینَ» : به حال خود رهاشدگان
 توضيح : یعنی کسانی که خدا پیغمبری برای ایشان نفرستاده باشد و به سوی حق و حقیقت رهنمودشان نکرده باشد. [ نظرات / امتیازها ]
1) «حَتّی تَأْتِیَهُمُ الْبَیِّنَةُ» : تا زمانی که حجّت بدیشان برسد
 توضيح : مگر این که حجّت بدیشان برسد. یعنی حتماً خدا پیغمبری را برای آنان می‌فرستد و بدین وسیله با ایشان اتمام حجّت می‌کند (نگا: طه / 133 و 134) [ نظرات / امتیازها ]
1) «الْبَیِّنَةُ» : حجّت و برهان.
 توضيح : در اینجا مراد پیغمبری از پیغمبرانی است که مشعل آئین آسمانی را فرا راه کاروان بشری می‌دارد (نگا: المصحف المیسّر. پرتوی از قرآن). [ نظرات / امتیازها ]
2) «یَتْلُو» : می‌خواند.
 توضيح : در رسم‌الخطّ قرآنی، الف زائدی در آخر دارد. [ نظرات / امتیازها ]
2) «صُحُفاً» : جمع صحیفه. اوراق. کتابها [ نظرات / امتیازها ]
2) «مُطَهَّرَةً» : پاک از باطل و تحریف. [ نظرات / امتیازها ]
3) «کُتُبٌ» : جمع کِتاب. به معنی مکتوب، نوشته‌ها. [ نظرات / امتیازها ]
3) «قَیِّمَةٌ» : درست. پرارزش [ نظرات / امتیازها ]
4) «مَا تَفَرَّقَ ...» : جداسازی صف‌های حقگرایان و باطلگرایان
 توضيح : مراد این است که هر وقت پیغمبری از پیغمبران برای رهنمود مردمان آمده است، انقلابی در میان انسانها پدیدار کرده است. خاصیت انقلاب هم جداسازی صف‌های حقگرایان و باطلگرایان، و پدیدآوردن دسته‌ها و گروههای مختلف مؤمنان و منافقان و دشمنان هدف انقلاب است. در میان مؤمنان به انقلاب هم به تدریج خطها پدیدار می‌شود که تنها خطی از آنها در راستای آرمان راستین است و بس. انسان عاقل باید سعی کند که دنباله‌رو آن خط بوده و جان و مال را بر سر آن نهد [ نظرات / امتیازها ]
5) «مُخْلِصِینَ» : مخلصانه [ نظرات / امتیازها ]
5) «حُنَفَآءَ» : حقگرایانه [ نظرات / امتیازها ]
5) «دِینُ الْقَیِّمَةِ» : آئین راست و درست. دین ارزشمند. [ نظرات / امتیازها ]
  سمانه عباس نژاد - قرآن در خانه
1) لم یکن : نبودند [ نظرات / امتیازها ]
1) منفکین : جدا شوندگان (از آیین خودشان) [ نظرات / امتیازها ]
1) حتی تاتیهم : تا بیاید برای آنها [ نظرات / امتیازها ]
1) البینه : دلیل روشن [ نظرات / امتیازها ]
2) رسول : فرستاده (پیامبر) [ نظرات / امتیازها ]
2) یتلوا : تلاوت می کند ، قرائت می کند [ نظرات / امتیازها ]
2) صحفاً : صحیفه ها ، نوشته ها ، کتابها [ نظرات / امتیازها ]
2) مطهره : پاک و پاکیزه [ نظرات / امتیازها ]
3) فیها : در آن (صحیفه ها) [ نظرات / امتیازها ]
3) کتب قیمه : نوشته های درست ، محکم و استوار (وحی ، نامه ها و دستورات خداوند) [ نظرات / امتیازها ]
4) ما تفرق : پراکنده نگشتند ، اختلاف نکردند [ نظرات / امتیازها ]
4) اوتوا : داده شده بودند [ نظرات / امتیازها ]
4) ماجاءتهم : آنچه (از دلیل روشن) برای آنها آمد [ نظرات / امتیازها ]
4) البینه : دلیل روشن [ نظرات / امتیازها ]
5) ما امروا : امر کرده نشدند ، دستوری به آنها داده نشده بود [ نظرات / امتیازها ]
5) لیعبدوا الله : تا اینکه خدا را بپرستند [ نظرات / امتیازها ]
5) مخلصین : خالص کنندگان (پاک کنندگان از ریا) [ نظرات / امتیازها ]
5) حنفاء : حق گرایان ، توحید گرایان ( بازگشت از شرک به توحید) [ نظرات / امتیازها ]
5) یقیموا الصلوه : بر پا دارند نماز را [ نظرات / امتیازها ]
5) یؤتوا الزکوه : بپردازند زکات را [ نظرات / امتیازها ]
5) دین القیمه : دین استوار و پایدار [ نظرات / امتیازها ]
  مسعود ورزيده - مجمع البیان
1) بیّنه : جداسازى دو پدیده از یکدیگر آمده
 توضيح :
بیّنه: دلیل روشن و آشکار، که در پرتو روشنگرى آن حق از باطل جدا مى‏گردد. این واژه در اصل به معنى جداسازى دو پدیده از یکدیگر آمده، و بدان جهت که دلیل و برهان روشن و روشنگر، و نیز پیامبر و امام معصوم، و نیز گواه و شاهد با وجود و بیان خود میان حق و باطل جدایى مى‏افکنند، به آن‏ها «بیّنه» گفته مى‏شود.
[ نظرات / امتیازها ]
1) منفکین : جدا نشد
 توضيح : انفکاک: به معنى جدا شدن و دست برداشتن از چیزى آمده است.
این واژه بیشتر در نفى آمده است، بسان «ما انفک» که به معنى «جدا نشد» آمده است. واژه «منفکین» در آیه، ممکن است اسم فاعل و یا مفعول، از همین فعل باشد. [ نظرات / امتیازها ]
 » نمونه
5) حنفا : تمایل یافتن از گمراهى به سوى راه مستقیم است ،
 توضيح :
حنفا جمع حنیف از ماده حنف ( بر وزن کنف ) به گفته راغب در مفردات به معنى تمایل یافتن از گمراهى به سوى راه مستقیم است ، و عرب تمام کسانى را که حج بجا مى‏آوردند یا ختنه مى‏کردند حنیف مى‏نامید ، اشاره به اینکه آنها بر آئین ابراهیم بوده‏اند و احنف به کسى گفته مى‏شود که پاى او کج باشد .
رویهمرفته از کتب مختلف لغت چنین به دست مى‏آید که این واژه در اصل به معنى انحراف و کجى بوده ، منتها در قرآن و اخبار اسلامى به معنى انحراف از شرک به سوى توحید و هدایت به کار رفته است.
[ نظرات / امتیازها ]
 » نور
3) قیّمة : ستقیم، محکم، ارزشمند و گرانبهاست
 توضيح : «قیّمة» به معناى مستقیم، محکم، ارزشمند و گرانبهاست. «قیّم» به کسى گویند که دلسوز است و به مصالح دیگران قیام مى‏کند. حرف تاء در کلمه «قیمة» براى مبالغه است نظیر علاّمة، نه تأنیث.
ای [ نظرات / امتیازها ]
  فريده رجبي فرد - مفردات
1) بیّنه : دلیل روشن وآشکارکه به واسطه آن حق ازباطل آشکارگردداعم ازاینکه(آن دلیل)عقلی باشدیاحسی [ نظرات / امتیازها ]
  آسيه افشار - فرهنگ لغت لاروس
1) منفکین : : جدای از هم [ نظرات / امتیازها ]
2) یتلوا : : تلاوت میکند [ نظرات / امتیازها ]
3) قیمه : : ارزشمند [ نظرات / امتیازها ]
4) البینه : : راه روشن [ نظرات / امتیازها ]
5) حنفاء : : مخلصانه [ نظرات / امتیازها ]
  فاطمه هندياني - فرهنگ معاصر عربی- فارسی
2) بینة : ایمان درست، اعتقاد راستین [ نظرات / امتیازها ]