لیست تفسیر های عبدالله عبداللهي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره نحل آیه 44 - تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
بِالْبَیِّنٰاتِ وَ اَلزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ اَلذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنّٰاسِ مٰا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ (بِالْبَیِّنٰاتِ وَ اَلزُّبُرِ) متعلق است به (أَرْسَلْنٰا) و تقدیر این مى شود که نفرستادیم ببیّنات و زبر مگر مردهائى را یعنى مردهائى از پیمبران که مى آمدند با دلیلهاى واضح و کتابهاى نوشته شده و خطاب برسول است که اى محمد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم بر تو قرآن را نازل گردانیدیم تا اینکه براى مردم بیان نمائى آنچه را که بسوى آن مردم نازل شده در قرآن از احکام و شرایع و دلائل بر توحید شاید آنها فکر خود را بکار بیندازند و حقائق را دریابند شاید یکى از حکمتهائى که معجزه عمده نبىّ خاتم صلّى اللّه علیه و آله و سلّم قرآن بود که از سنخ کلام عرب است همین باشد که حکایات و معجزات پیمبران گذشته را به مردم تذکر دهد که هم اخبار بغیب باشد و هم جامع تمام کتابهاى آسمانى و ارائه دادن علوم تمام پیمبران سلف تا معلوم شود که حضرتش داراى علوم اولین و آخرین بوده
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 44 - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 44)- در این آیه می‌گوید: اگر شما آگاه نیستید از آنها بپرسید که: «از دلائل روشن و کتب» پیامبران پیشین آگاهند! (بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ).
به این ترتیب «مسأله تخصص» نه تنها در زمینه مسائل اسلامی و دینی از سوی قرآن به رسمیت شناخته شده، بلکه در همه زمینه‌ها مورد قبول و تأکید است، و روی این حساب بر همه مسلمانان لازم است که در هر عصر و زمان افراد آگاه و صاحب نظر درستکار مورد اطمینان، در همه زمینه‌ها داشته باشند که اگر کسانی مسائلی را نمی‌دانند به آنها مراجعه کنند.
سپس روی سخن را به پیامبر کرده، می‌گوید: «و ما این ذکر (قرآن) را بر تو نازل کردیم تا آنچه به سوی مردم نازل شده است برای آنها تبیین کنی» (وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ).
ج2، ص571
«و تا این که آنها (در این آیات، و وظائفی که در برابر آن دارند) بیندیشند» (وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ).
در واقع دعوت و برنامه رسالت تو از نظر اصولی چیز نوظهور و بی‌سابقه‌ای نیست همان گونه که بر رسولان پیشین، کتب آسمانی نازل کردیم تا مردم را به وظائفشان در برابر خدا و خلق و خویشتن آشنا سازند بر تو نیز این قرآن را نازل کردیم، تا به تبیین مفاهیم و تعالیم آن بپردازی و اندیشه انسانها را بیدار سازی.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 44 - اطیب البیان
بِالبَیِّنات‌ِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنزَلنا إِلَیک‌َ الذِّکرَ لِتُبَیِّن‌َ لِلنّاس‌ِ ما نُزِّل‌َ إِلَیهِم‌ وَ لَعَلَّهُم‌ یَتَفَکَّرُون‌َ (44)
‌با‌ معجزات‌ و کتابها و نازل‌ کردیم‌ بسوی‌ تو ذکر ‌را‌ ‌که‌ قرآن‌ مجید ‌باشد‌ ‌برای‌ اینکه‌ بیان‌ فرمایی‌ ‌برای‌ جمیع‌ افراد بشر آنچه‌ ‌از‌ تکالیف‌ ‌برای‌ ‌آنها‌ نازل‌ ‌شده‌ و ‌باشد‌ ‌که‌ ‌آنها‌ فکر کنند و غرض‌ الهی‌ ‌را‌ دست‌ آورند و بفهمند بِالبَیِّنات‌ِوَ الزُّبُرِ متعلق‌ ‌است‌ ‌بما‌ ارسلنا ‌در‌ ‌آیه‌ قبل‌ ‌که‌ ارسال‌ رسل‌ بمجرد دعوی‌ رسالت‌ نبوده‌، بلکه‌ ‌با‌ ادله‌ محکمه‌ و معجزات‌ فرستادیم‌ ‌که‌ قاطع‌ عذر و اتمام‌ حجت‌ ‌باشد‌ ‌که‌: لِیَهلِک‌َ مَن‌ هَلَک‌َ عَن‌ بَیِّنَةٍ وَ یَحیی‌ مَن‌ حَی‌َّ عَن‌ بَیِّنَةٍ انفال‌ ‌آیه‌ 44 و تعبیر بزبر ‌برای‌ اینست‌ ‌که‌ شامل‌ صحف‌ و کتب‌ شود مثل‌ صحف‌ آدم‌ و شیث‌ و نوح‌ و ابراهیم‌ و کتب‌ آسمانی‌ توریة و زبور و انجیل‌.
وَ أَنزَلنا إِلَیک‌َ الذِّکرَ مراد ‌از‌ ذکر قرآن‌ ‌است‌ ‌که‌ یکی‌ ‌از‌ اسامی‌ قرآن‌ ذکر ‌است‌ چون‌ بنده‌ ‌را‌ ‌از‌ غفلت‌ و جهالت‌ بیرون‌ میاورد و بشاه‌ راه‌ هدایت‌ سوق‌ میدهد لِتُبَیِّن‌َ لِلنّاس‌ِ سرّ نزول‌ قرآن‌ بینا کردن‌ مکلّفین‌ ‌است‌ و آشکار کردن‌ آنچه‌ دستور دارند و موظف‌ هستند ما نُزِّل‌َ إِلَیهِم‌ ‌از‌ عقائد و اخلاق‌ و واجبات‌ و محرمات‌ و سایر اموری‌ ‌که‌ ‌در‌ امر دین‌ بآن‌ احتیاج‌ دارند لَعَلَّهُم‌ یَتَفَکَّرُون‌َ البته‌ قرآن‌ ‌بر‌ ‌اینکه‌ امور نازل‌ ‌شده‌ لکن‌ تاثیرش‌ ‌در‌ قلوب‌ موقوف‌ ‌بر‌ فکر و تدبّر و تأمّل‌ ‌است‌، چنانچه‌ میفرماید:
أَ فَلا یَتَدَبَّرُون‌َ القُرآن‌َ أَم‌ عَلی‌ قُلُوب‌ٍ أَقفالُها.
بر سیه دل چه سود خواندن وعظ نرود میخ آهنین بر سنگ‏

آفتاب عالم تاب است لکن بر شخص کور تأثیر ندارد ما اکثر العبر و اقل الاعتبار البته باید فکر کرد و غرض الهى را از ارسال رسل و انزال کتب، بلکه خلقت انسان را بدست آورد وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلَّا لِیَعْبُدُونِ ذاریات آیه 53.
و عبادت موقوف بر ارسال رسل و انزال کتب و ارائه طریق است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 44 - اثنی عشری
بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ (44)
بعد از آن بیان فرماید که پیغمبران را از آدمیان فرستادیم:
بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ: به براهین و کتاب؛ اولى براى اثبات نبوت، و ثانى به جهت ارشاد و هدایت. وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ: و فرستادیم به سوى تو قرآن را.
نکته: چون قرآن سبب یادآورى و آگاهى غافلین است، لذا از باب تسمیه سبب به اسم مسبب استعمال شده، و یکى از اسماء قرآن هم ذکر مى‌باشد لقوله‌ (إِنَّا نَحْنُ نَزَّلْنَا الذِّکْرَ وَ إِنَّا لَهُ لَحافِظُونَ) «3» خلاصه قرآن را به تو فرستادیم.
لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ‌: براى آنکه بیان کنى براى مردمان تماما از عرب و عجم.
ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ‌: آنچه فرستاده شده به ایشان در این قرآن از دلایل توحید و عقاید و احکام و شرایع و اخلاق و هرچه محتاجند از امور معاش و معاد. وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ‌: براى اینکه تأمل و اندیشه کنند و حق و حقانیت را به حکم عقل دریابند.
تبصره: مرکز ترقیات انسانى و سرمایه نیک فرجامى، فکر است. محقق طوسى فرماید: تفکر، سیر باطن باشد از مبادى به مقاصد، و آن نزدیکتر است به تأثیر از نظر، و هیچکس ارتقا ننماید از نقص به کمال، مگر به سبب این سیر.
«1» طلاق آیه 10.
«2» عیون اخبار الرضا علیه السّلام، جزء اوّل، باب 23.
«3» حجر آیه 9.
جلد 7 - صفحه 211
حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرماید: «الفکر مرات صافیة» «1» فکر کردن در کارها آئینه صافى است، یعنى چنانچه آئینه صاف صورت را خوب مى‌نماید، همچنین به فکر نمودن در کارها، بر وفق دلخواه صورت پذیرد. پس فکر موجب نورانیت قلب و خروج آن از غفلت و رساننده به جمیع خیرات است. ایضا- آن حضرت فرمود: «التفکّر یدعو الى البرّ و العمل به» «2» تفکر دعوت نماید به نیکى و عمل به آن. بدین سبب در آیات شریفه میزان آگاهى و هشیارى و حق شناسى را تفکر قرار داده. زهى سعادت کسى که از این گوهر گرانبها استفاده نماید.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 44 - تفسیر نور
بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ وَ أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ «44»
(ما پیامبران پیش از تو را) همراه با معجزات وکتب (آسمانى فرستادیم) و به سوى تو ذکر (قرآن) را فرو فرستادیم، تا براى مردم آنچه را که برایشان نازل شده روشن بیان کنى و شاید بیاندیشند.
نکته ها
«بینات» به معناى دلایل روشن نبوّت و معجزات است و «زبر» جمع «زبور» به معناى کتابِ آسمانى است.شاید آیه اشاره به دو نوع وحى داشته باشد، یک وحى که قرآن است وبراى همه‌ى مردم، و یک وحى که براى تفسیر و بیان قرآن است و مخصوص پیامبر. یعنى ما به سوى تو ذکر فرستادیم تا تفسیر قرآنى را که براى مردم نازل شده بیان کنى.
پیام ها
1- پیامبران هم معجزه داشته‌اند، هم کتاب تا مردم در تشخیص حقّ و باطل دچار اشتباه نشوند. «بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ»
2- پیامبران همراه دلایل عقلى «بینه» و نقلى «زبر» بوده‌اند. «بِالْبَیِّناتِ وَ الزُّبُرِ»
3- گرچه قرآن بر شخص پیامبر نازل شده، امّا مخاطب آن همه‌ى مردم‌اند. أَنْزَلْنا إِلَیْکَ‌ ... ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ‌
4- قرآن، یکبار بصورت یکجا بر پیامبر نازل شده است و بار دیگر به صورت تدریجى که مردم از آن آگاه شده‌اند. أَنْزَلْنا إِلَیْکَ‌ ... ما نُزِّلَ إِلَیْهِمْ‌ (در زبان عربى، «انزال» براى نزول دفعى و «تنزیل» براى نزول تدریجى بکار مى‌رود.)
5- قرآن، نیاز به بیانِ پیامبر دارد. لذا جدا کردن قرآن از سنّت و روایات جایز نیست. «لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ»
6- وظیفه پیامبر، بیان قرآن و وظیفه‌ى مردم، پذیرش آن بر اساس فکر و اندیشه است. لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ‌ ... یَتَفَکَّرُونَ‌
7- قرآن، ذکر است، مایه تذکّر و توجّه انسان و دور نمودن او از غفلت و نسیان.
«أَنْزَلْنا إِلَیْکَ الذِّکْرَ»
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 43 - تفسیر کاشف
وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ مشرکان نبوّت محمّد صلّى اللّه علیه و آله را انکار کردند و گفتند: خداوند، بشرى را به عنوان پیامبر نفرستاده است ازاین رو، خدا پندار ایشان را باطل اعلام کرده و فرموده است: تمامى انبیا و پیامبران پیشین، انسان هایى بودند که به سوى آنان وحى مى شد نظیر نوح، ابراهیم، اسماعیل، موسى و دیگران؛ زیرا هدف اعزام پیامبران، تنها در صورتى تحقّق مى یابد که پیامبر از خود مردم باشد: «هیچ پیامبرى را نفرستادیم، مگر به زبان قومش»؛ «بگو: اگر در روى زمین فرشتگان به آرامى راه مى رفتند، برایشان به پیامبرى فرشته اى از آسمان نازل مى کردیم» فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ مراد از اهل ذکر، دانشمندان با انصاف هستند، خواه از اهل کتاب باشند و خواه از دیگران معناى این جمله، چنین است: اى مشرکان! اگر به سخن ما تردید دارید، از آگاهان بپرسید، تا به شما خبر دهند که پیامبران همگى بشر هستند
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 43 - تفسیر احسن الحدیث
وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ از این آیه باز مسئله مشرکان از سرگرفته مى شود، خلاصه اش آنست که نبوت و ارسال رسل یکى از کارهاى عادى خداست اگر باور ندارید از اهل کتاب بپرسید آنها با آنکه به اسلام و قرآن عقیده ندارند ولى عادى بودن رسالت از جانب خدا را تصدیق خواهند کرد «فسئلوا» بهتر است خطاب باشد به مؤمنان و مشرکان هر دو، این سؤال بر یقین مؤمنان مى افزاید چنان که به خود رسول اللّٰه صلّى اللّٰه علیه و آله خطاب شده: فَإِنْ کُنْتَ فِی شَکٍّ مِمّٰا أَنْزَلْنٰا إِلَیْکَ فَسْئَلِ اَلَّذِینَ یَقْرَؤُنَ اَلْکِتٰابَ مِنْ قَبْلِکَ یونس 94، و نیز بر مشرکان قضیه را روشن خواهد کرد، به نظر بعضى: آن خطاب است فقط به اهل شرک منظور از أَهْلَ اَلذِّکْرِ اهل کتاب است چنان که در آیه 94 یونس گذشت ذکر به معنى حفظ و یادآورى شىء است، ظاهرا به اهل کتاب از آن جهت اهل ذکر اطلاق شده که مسئله عادى بودن نبوت را حفظ کرده و آن را در یاد داشتند در المیزان فرموده: آن فقط بر اهل تورات منطبق است در روایات آمده که امامان صلوات اللّٰه علیهم اجمعین فرموده اند: اهل ذکر مائیم در مجمع آمده که حضرت باقر علیه السّلام فرمودند: نحن اهل الذکر در تفسیر عیاشى ضمن حدیثى از آن حضرت نقل شده: نحن اهل الذکر و نحن المسئولون» به نظر مى آید: آنها علیهم السّلام این سخن را قطع نظر از مورد نزول فرموده اند و این صحیح است زیرا که مورد مخصص نیست قرآن بحکم: إِنّٰا نَحْنُ نَزَّلْنَا اَلذِّکْرَ حجر 9 ذکر است و آنها علیهم السّلام اهل قرآن و اهل ذکر هستند این مطلب را در قاموس قرآن (اهل) مشروحا گفته ام
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 43 - تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
وَ مٰا أَرْسَلْنٰا مِنْ قَبْلِکَ إِلاّٰ رِجٰالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ اَلذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ مفسرین در شأن نزول این آیه گفته اند که چون مشرکین مکه انکار مى نمودند که بشرى به رسالت مبعوث گردد این بود که این آیه بر ردّ آنها نازل گردید که رسول باید از جنس بشر باشد تا بتوانید او را ببینید و با او تماس بگیرید و اى رسول ما در امتهاى گذشته نفرستادیم رسولى مگر مردهائى از بشر که به آنها وحى مى فرستادیم اگر این مشرکین نمى دانند از اهل ذکر سؤال کنند سخنان مفسرین در اینکه مقصود از اهل ذکر کیانند،مأخوذ از مجمع البیان 1 آنهائى که عالمند باخبار امم گذشتگان خواه مؤمنین باشند یا کافرین و علم را ذکر نامید زیراکه ذکر یافتن علم است و ضدّ سهو است و به منزله سبب موصل بعلم است این است که نیکو است موقع علم واقع گردد و منبأ باشد از معنى آن (رمّانى و زجّاج و ازهرى) 2 مقصود از اهل ذکر اهل کتابند یعنى اهل تورات و انجیل (ابن عباس و مجاهد) (إِنْ کُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ ) خطاب بمشرکین مکّه است زیراکه اینها یهود و نصارى را در آنچه از کتبشان خبر مى دادند تصدیق مى نمودند و از شدّت عداوتشان پیغمبر صلّى اللّه علیه و آله و سلّم را تکذیب مى کردند 3 مقصود از اهل ذکر اهل قرآنند زیراکه ذکر قرآن است(ابن زید) و قریب به این قول روایتى است که جابر و محمد بن مسلم از ابى جعفر(ع) نقل مى کنند که فرموده (نحن اهل الذکر) مائیم اهل ذکر
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 43 - اطیب البیان
وَ ما أَرسَلنا مِن‌ قَبلِک‌َ إِلاّ رِجالاً نُوحِی‌ إِلَیهِم‌ فَسئَلُوا أَهل‌َ الذِّکرِ إِن‌ کُنتُم‌ لا تَعلَمُون‌َ (43)
و ‌ما نفرستادیم‌ ‌از‌ قبل‌ ارسال‌ تو مگر رجالی‌ ‌که‌ بآنها وحی‌ می‌نمودیم‌ ‌پس‌ سؤال‌ کنید ‌از‌ کسانی‌ ‌که‌ متذکر هستند و میدانند ‌اگر‌ ‌شما‌ نمیدانید، ‌در‌ باب‌ نبوت‌ عامه‌ ‌در‌ مجلد اول‌ کلم‌ الطیب‌ هشت‌ امر متعرض‌ شده‌ایم‌ معنای‌ نبوت‌ و رسالت‌ و اولی‌ الامر و لزوم‌ ارسال‌ ‌بر‌ خداوند و اینکه‌ حسن‌ ذاتی‌ دارد و شدة احتیاج‌ بشر بانبیاء و اینکه‌ ترکش‌ ‌بر‌ خلاف‌ عدل‌ ‌است‌ و مورث‌ لغویت‌ خلقت‌ بشر بلکه‌ خلقت‌ عالم‌ میشود و دستگاه‌ قیامت‌ بهشت‌ و جهنم‌ و سایر خصوصیات‌ ‌آن‌ تمام‌ لغو و ‌بر‌ خلاف‌ عدل‌ ‌است‌ و بیان‌ شرایط نبوت‌ ‌از‌ رجولیت‌ و عصمت‌ و اکملیت‌ ‌از‌ تمام‌ امت‌ ‌در‌ جمیع‌ صفات‌ حمیده‌ و ملکات‌ پسندیده‌ و اعمال‌ صالحه‌ و کمالات‌ نفسانیه‌ و بیان‌ موانع‌ نبوت‌ و لزوم‌ اقامه‌ برهان‌ و دلیل‌ قطعی‌ ‌بر‌ رسالت‌ باتیان‌ بمعجزه‌ ‌ یا ‌ اخبار نبی‌ ثابت‌ النبوة ‌ یا ‌ معصوم‌ ثابت‌ العصمة و ‌غیر‌ ‌آنها‌ مستدعی‌ ‌است‌ مراجعه‌ فرمائید، و ‌ما ‌در‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌، فقط بتفسیر ‌آیه‌ شریفه‌ قناعت‌ می‌کنیم‌ وَ ما أَرسَلنا مِن‌ قَبلِک‌َ ‌ما نافیه‌ و خطاب‌ بحضرت‌ رسالت‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌ما نفرستادیم‌ پیش‌ ‌از‌ تو رسولی‌ الا رجالا مثل‌ آدم‌ و نوح‌ و ابراهیم‌ و موسی‌ و عیسی‌ و سایر مرسلین‌ ‌را‌ نُوحِی‌ إِلَیهِم‌ و طریق‌ وحی‌ ‌را‌ ‌در‌ قرآن‌ مجید معین‌ فرموده‌:
وَ ما کان‌َ لِبَشَرٍ أَن‌ یُکَلِّمَه‌ُ اللّه‌ُ إِلّا وَحیاً أَو مِن‌ وَراءِ حِجاب‌ٍ أَو یُرسِل‌َ رَسُولًا فَیُوحِی‌َ بِإِذنِه‌ِ ما یَشاءُ شوری‌ ‌آیه‌ 50.
نظر ‌به‌ اینکه‌ کفار و مشرکین‌ انکار میکردند رسالت‌ حضرت‌ ‌را‌ ‌به‌ اینکه‌ تو ‌هم‌ یک‌ بشری‌ مثل‌ ‌ما هستی‌ ‌خدا‌ ‌اگر‌ پیغمبر میفرستاد چرا ‌از‌ ملائکه‌ نفرستاده‌ و غافل‌ ‌از‌ اینکه‌ تماس‌ ملک‌ ‌با‌ بشر ممکن‌ نیست‌ مگر ‌به‌ لباس‌ بشریت‌ ‌در‌ آید ‌که‌ میفرماید:
وَ لَو جَعَلناه‌ُ مَلَکاً لَجَعَلناه‌ُ رَجُلًا وَ لَلَبَسنا عَلَیهِم‌ ما یَلبِسُون‌َ انعام‌ ‌آیه‌ 9 و ‌علی‌ الفرض‌ ‌اگر‌ بصورت‌ بشر بیاید همین‌ اشکال‌ ‌را‌ می‌کنند ‌که‌ انت‌ بشر مثلنا بلکه‌ شدیدتر چون‌ حسب‌ و نسب‌ ‌او‌ ‌را‌ نمیدانند و ‌اگر‌ بصورت‌ دیگری‌ ‌در‌ آید ‌از‌ کجا ملک‌ ‌باشد‌ شاید شیطان‌ ‌باشد‌ و ‌اگر‌ بگویند سابقه‌ نداشته‌ فَسئَلُوا أَهل‌َ الذِّکرِ سؤال‌ کنید کسانی‌ ‌را‌ ‌که‌ خبر بدهند ‌شما‌ ‌را‌ ‌از‌ انبیاء سلف‌ و ‌در‌ مراد ‌از‌ اهل‌ ذکر بعضی‌ گفتند علماء یهود بعضی‌ گفتند علماء تاریخ‌ ‌در‌ اخبار شیعه‌ تفسیر بائمه‌ ‌شده‌، مکرر گفته‌ایم‌ ‌که‌ ‌اینکه‌ اخبار بیان‌ مصداق‌ اتم‌ می‌کند منافات‌ ‌با‌ عموم‌ ‌آیه‌ ندارد و مراد اهل‌ اطلاع‌ ‌است‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌باشد‌ إِن‌ کُنتُم‌ لا تَعلَمُون‌َ حکم‌ عقلیست‌ و ارشاد بحکم‌ عقل‌ ‌است‌ ‌که‌ رجوع‌ جاهل‌ ‌به‌ عالم‌ ‌باشد‌.
(اشکال‌) ‌اینکه‌ مشرکین‌ نه‌ پیغمبر ‌را‌ قبول‌ دارند نه‌ ائمه‌ ‌را‌ و نه‌ ارباب‌ تاریخ‌ ‌را‌ نه‌ یهود و نه‌ نصاری‌ ‌را‌ (جواب‌) تمام‌ ملیین‌ عالم‌ و ارباب‌ مذاهب‌ معتقد ببعض‌ انبیاء سابق‌ بودند و اخبار ‌آنها‌ فوق‌ حد تواتر ‌است‌ و مورث‌ قطع‌ میشود ‌به‌ اینکه‌ نبی‌ ‌از‌ رجال‌ انسی‌ بوده‌.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نحل آیه 43 - اثنی عشری
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلاَّ رِجالاً نُوحِی إِلَیْهِمْ فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ‌: و نفرستادیم پیش از تو در امتهاى گذشته. إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ‌: مگر مردانى که وحى فرمودیم به سوى ایشان.
بیان: آیه شریفه تقریر جواب شبهه منکرین نبوت را فرماید که مى‌گفتند:
خداوند، اعلى و اجل است از این که رسول او یکى از بشر باشد، بلکه اگر اراده نماید بعث رسول را، هرآینه ملکى را فرستد.
حق سبحانه در این آیه جواب آنها را فرماید بقوله‌ (وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِکَ إِلَّا رِجالًا نُوحِی إِلَیْهِمْ) که اشاره باشد به دلیل فطرى، زیرا این مطلب وجدانى است که در تربیت مادى و بدنى، جنسیت شرط، و لذا جریان طبیعى در حیوان و انسان بدین مقرر شده که هر بچه از هر صنفى در تحت پرستارى همان صنف نشو و نما و مؤدب به اخلاق او گردد که به غیر این رویه، اسباب انقراض آن فراهم شود. پس چنانچه در تربیت مادى جنسیت لازم باشد، همچنین در تکمیل مقام روحانیت فطرت جبلّى حکم به جنسیت نماید، تا بدان سبب انس و الفت حاصل، کمالات روحانى و معنوى ظهور یابد. بدین واسطه مربیان بشریت و مکملان انسانیت از نفوس آدمى منتخب شدند تا در تحت تربیت ایشان، نظام مدنى و سعادت حقیقى بدست آید، و سنت الهى از اول خلقت بر این جریان یافت که انبیاء از بشر باشند.
فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ: پس بپرسید اهل دانائى را، یعنى علما. إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ‌: اگر هستید که نمى‌دانید.
نکته: ذکر به معنى یادآورى، ضد فراموشى، و لازمه دارد دانائى را. و چون ذکر متعلق به علم، و هر یک ملازم با هم، و انفکاک ندارند، لذا صحیح باشد تعبیر از علم به ذکر، و یکى از محسنات ادبیه، تسمیه لازم به اسم ملزوم و عکس آن را شمرده‌اند.
تنبیه: آیه شریفه دال است بر وجوب تحصیل علم، زیرا امر فرماید در صورت نادانى، پرسش از اهل دانائى را. و رجوع جاهل به عالم، فطرى و جبلى و اخبار بسیار در وجوب تحصیل علم وارد شده، چنانچه از جمله متواترات است حدیث‌
جلد 7 - صفحه 209
نبوى صلّى اللّه علیه و آله و سلّم طلب العلم فریضة على کلّ مسلم: «1» و مراد علم دین مى‌باشد نه هر علمى، آن هم از اهلش سؤال نماید، لکن مراد اهل ذکر در این آیه شریفه ائمه هدى علیهم السّلام هستند.
در کافى و تفسیر على بن ابراهیم قمى و برهان و عیاشى- روایت بسیار وارد شده که مراد به ذکر در این آیه رسول خدا صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و اهل ذکر اهل بیت آن حضرت باشند «2».
در کافى- از حضرت باقر علیه السّلام در آیه‌ (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) قال رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلّم الذّکر انا و الائمّة اهل الذکر. «3» ایضا- عبد الرحمن بن کثیر گوید از حضرت صادق علیه السّلام پرسیدم:
(فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ) الایه قال علیه السّلام الذّکر محمّد صلّى اللّه علیه و آله و سلّم و نحن اهله المسئولون‌ «4» ابن بابویه- از ریّان بن الصلت گفت: حاضر شد حضرت رضا علیه السّلام در مجلس مأمون و جماعتى از علماى عراق و خراسان مجتمع بودند (بعد نقل حدیث را نماید) تا آن که حضرت فرمود: مائیم اهل ذکر که خداوند در کتاب خود فرموده: (فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّکْرِ إِنْ کُنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ) مائیم اهل ذکر، پس بپرسید اگر نمى‌دانید. علماء گفتند: مراد یهود و نصارى هستند. حضرت فرمود: آیا این جایز باشد و حال آنکه در آن هنگام دعوت به دین خود کنند، و گویند دین یهود و نصارى افضل است از دین اسلام. مأمون عرض کرد: نزد حضرت تو، شرحى بر خلاف قول آنان باشد؟ فرمود: بلى، ذکر رسول خدا و ما اهل او باشیم، و آن مبین است در کتاب الهى آنجا که در سورة الطلاق فرماید
«1» اصول کافى، جلد اوّل، کتاب العلم، صفحه 30، حدیث اوّل.
«2» تفسیر عیّاشى، جلد 2، صفحه 260- برهان، جلد 2، صفحات 369 تا 372- اصول کافى، جلد اوّل، کتاب الحجّة، صفحات 210 تا 212.
«3» اصول کافى، جلد اوّل، صفحه 210، حدیث اوّل.
«4» مدرک پیشین، حدیث دوّم.
جلد 7 - صفحه 210
(فَاتَّقُوا اللَّهَ یا أُولِی الْأَلْبابِ الَّذِینَ آمَنُوا قَدْ أَنْزَلَ اللَّهُ إِلَیْکُمْ ذِکْراً رَسُولًا یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِ اللَّهِ مُبَیِّناتٍ) «1» پس ذکر، رسول خدا و ما اهل او باشیم. «2»
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 774
  • >
  • >>