پرسش و پاسخ
پرسش از مشاوران سایت
بازدید کننده گرامی شما می توانید سوالات و ابهامات خود را از طریق سایت ما از مشاوران مذهبی سوال نمایید.
نام و نام خانوادگی :
نکته : پاسخ برای شما ایمیل خواهید شد آدرس الکترونیک :
موضوع :
متن سوال :
[ جستجو در آرشيو ]
آرشیو سوالات پرسیده شده
SH.N
با سلام
در آیه 267 سوره مبارکه بقره میخوانیم :
ای کسانی که ایمان آورده اید ، از پاکیزه ها و حلال های آنچه کسب کرده اید و آنچه برای شما از زمین بیرون آورده ایم ( از کشت و معادن ) انفاق نمایید و قصد مال ناپاک ( بد و حرام ) نکنید که از آن انفاق نمایید ، در حالی که آن را ( اگر در برابر حق خودتان می دادند ) جز با چشم پوشی ( و بی میلی ) نمی گرفتید ، و بدانید که خداوند بی نیاز و ستوده است.

سوال :
مگر نه این است که اموال حرامی که وارد اموال انسان میشود تمام آن را تحت تاثیر قرار می دهد و ناپاک می کند ؟!
پس چرا در این آیه شریفه خداوند فرموده میتوان برای انفاق , اموال پاک را از نا پاک جدا کرد و از بخش پاک انفاق کرد ؟!
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
در این آیه خداوند کیفیت مالی که باید انفاق شود را بیان می‌کند. نکته اینجاست که خبیث به معنای حرام نیست و طیّب به معنای حلال نمی‌باشد هر چند این واژگان با هم ارتباط دارند. «طیّب» به معنای آن چیزی است که با طبع انسان سازگار است و مورد طبع انسان است و خبیث ضد طیّب است.
تفسیر المیزان در ذیل این آیه این طور بیان می‌کند که خداوند در این آیه مى‏فرماید: انفاق باید از اموال طیب باشد، نه خبیث، یعنى مالى باشد که فقیر به رغبت آن را بگیرد نه به کراهت و اغماض، براى اینکه کسى که نخواهد با بذل مال طیب، خویشتن را به صفت بخشنده متصف سازد، و بخواهد مال خبیث خود را از سر باز کند، و زندگى خود را از چنین آلودگیها رها سازد، چنین کسى دوستدار کار نیک نمى‏شود، و چنین انفاقى نفس او را به کمالى نمى‏رساند، و بهمین جهت است که مى‏بینیم آیه شریفه با جمله:" وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِیٌّ حَمِیدٌ" پایان یافته است چون این جمله به ما مى‏فهماند که باید در انفاق خود بى‏نیازى و حمد خداى را در نظر بگیریم، که خدا در عین‏ اینکه احتیاجى به انفاق ما ندارد، مع ذلک انفاق طیب ما را مى‏ستاید، پس از مال طیب خود انفاق کنید. و نیز ممکن است جمله را چنین معنا کنیم: که چون خدا غنى و محمود است نباید با او طورى سودا کرد که لایق به جلال او (جل جلاله) نبوده باشد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
سلام
دوستی دارم در آلمان که مسیحی هستند و در مورد دین ما خیلی مطالعه می کنند و ارتباط 18 ساله ما حول موضوع دین می باشد.
اخیرا آیه 51 سوره مائده موجب تشویش ذهن ایشان شده است.
ممنون میشم کمکم کنید.
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
اسلام، دین سیاست است و تنها به احکام فردى نمى‏پردازد، و قید یهود و نصاری در این آیه به علت کفر ایشان و دشمنی شان با اسلام است. نهى از دوستى با یهود و نصارا، دوستى به حدى است که باعث کشش روحى بین مسلمین و اهل کتاب شود و در نتیجه اخلاق اهل کتاب در بین مسلمین راه یابد چون چنین دوستى سر انجام سیره دینى جامعه مسلمان را که اساس آن پیروى از حق و سعادت انسان‏ها است، دگرگون ساخته، سیره کفر در بین آنان جریان مى‏یابد که اساسش پیروى از هواى نفس و پرستش شیطان و خروج از راه فطرى زندگى است.
ذکر یهود و نصارا در آیه، از باب نمونه است، وگرنه شکّى نیست که ولایت هیچ کافرى را هم نباید پذیرفت.
از آیات دیگر قرآن استفاده مى‏شود که بهره‏گیرى از غذاهاى غیر گوشتى اهل کتاب، یا ازدواج موقّت با آنان، یا داد و ستد و زندگى مسالمت‏آمیز با آنان جایز است و هیچ یک از این مسائل به معناى سلطه‏پذیرى آنان نیست.
و در این آیه صریحا بیان شده است که با وجود اختلافات شدید میان یهود و نصارا، پیوندشان به خاطر نابودى اسلام است «بَعْضُهُمْ أَوْلِیاءُ بَعْضٍ» و خداوند در این آیه به مسلمانان دستور می‌دهد که ولایت کفّار و دشمنان را نپذیریم، چون آنان تنها به فکر هم مسلکان خویشند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مرتضی.ش
با سلام .. هر چند جواب سوالی که میپرسم نه در قالب منطق کلام بلکه در بطن اندیشه و احساس برام روشن و مبرهنه اما برای یادگیری از شما عزیزان جهت قانع کردن اشخاصی که سوال رو از بنده میپرسند و سعی در اثبات آن دارند وقت شریفتون رو میگیرم ... لطفا با بیانی گیرا بفرمایید چگونه خداوندی که در جای جای قران کریم و در بند بند خلقت چیزی جز مظهر مهربانی و عطوفت از او سراغ نداریم در آیه 56 سوره نساء اینگونه حرف از شکنجه ای میزند که نا تمام است و تحمل اجرای آن برای ما در حق منفورترین انسان در نظر ما غیر ممکن مینماید ؟
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
إِنَّ الَّذِینَ کَفَرُواْ بِآیَاتِنَا سَوْفَ نُصْلِیهِمْ نَارًا کُلَّمَا نَضِجَتْ جُلُودُهُم بَدَّلْنَاهُمْ جُلُودًا غَیرَهَا لِیَذُوقُواْ الْعَذَابَ إِنَّ اللَّهَ کاَنَ عَزِیزًا حَکِیمًا (نساء /56)
برای پاسخ به این سؤال لازم است که دیدگاه ما نسبت به بهشت و جهنم و قیامت اصلاح شود. مختصرا عرض می‌شود که بهشت یا جهنم جایی نیست که بعدا ما را در آن بیندازند بلکه انسان در این دنیا با انجام اعمالش خود را هم سنخ با بهشت و یا جهنم می‌کند یعنی در اثر انجام اعمالی که مطابق با فطرت است به تدریج از لحاظ مراتب انسانی رشد کرده و مراتب کمال را طی می‌کند و به معرفت خوبی‌ها و خیرها می‌رسد که بعد از برداشته شدن حجاب دنیا، به لذتی خالص که هیچ رنجی همراه با آن نیست می‌رسد که به آن بهشت گفته می‌شود و اگر بر خلاف ناموس خلقت گام بردارد، خودش را از لذت و منبع خیر و خوبی دور کرده که بعد از مفارقت از دنیا، تلخی این دوری را با تمام وجود حس کرده که به آن جهنم می‌گویند.
یعنی انسان صیر می‌کند، صیر یعنی شدن؛ انسان یا می‌شود بهشت یا جهنم. البته در این دنیا به صورت محدود از نعمتها و یا عذابها بهره‌مند هستند.
علامه طباطبایی می‌فرمایند که انسانِ بعد از دنیا انسانِ دیگری است و انسانِ بهد از معصیت انسانِ دیگری است. و این فرمایش به معنای همان حقیقتی است که ذکر شد یعنی انسان خودش دائما در حال تغییر است حال یا در جهت کمال یا در جهت خلاف آن.
و البته از واژگان آیات نیز این مطلب روشن است، مثلا در این آیه می‌فرماید «یذوقوا». ذوق یا ذائقه آن چیزی است که مورد پسند انسان است و در اینجا عذاب، آن چیزی است مورد پسند کافران بوده است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
هومن خلیلی
مفهوم دقیق آیه 11 سوره فصلت چیست ؟ خداوند در این آیه زمین و دود را نه تنها ذی شعور قرارداده بلکه طوری خطاب قرار داده که انگار آنها هم همانند انسان دارای اختیار در انتخاب هستند ؟!
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
در تفسیر المیزان در آمده است که به طورى که از کلام خداى تعالى استفاده مى‏شود، علم را براى تمامى موجودات قائل است، چیزى که هست سخن گفتن خدا با هر چیزى به حسب حال آن چیز و مناسب با آن است، و بنا بر این آیه مورد بحث که یکى از مواردى را که خدا با موجودات سخن گفته حکایت مى‏کند حقیقتى تحلیلى خواهد بود.
در جمله "ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً" آمدن را بر آن دو واجب کرده و مخیرشان کرده به اینکه به طوع بیایند و یا به کراهت، و این را مى‏توان به وجهى توجیه کرد، به اینکه منظور از "طوع" و "کره"- که خود نوعى قبول کردن و نکردن و ملایمت و سازگارى و عدم آن است، این باشد که آسمان و زمین موجود شوند، چه اینکه قبلا استعداد آن را داشته باشند، و چه نداشته باشند. در نتیجه جمله "ائْتِیا طَوْعاً أَوْ کَرْهاً" کنایه مى‏شود از اینکه چاره‏اى جز هستى پذیرفتن ندارند و هست شدن آن دو امرى است که به هیچ وجه تخلف پذیر نیست، چه بخواهند و چه نخواهند چه درخواست داشته باشند و چه نداشته باشند، باید موجود شوند. آسمان و زمین هم این فرمان را پذیرفتند و پاسخ گفتند که ما امر تو را پذیرفتیم، اما نه به کراهت، یعنى نه بدون داشتن استعداد قبلى و قبول ذاتى، بلکه با داشتن آن و بدین جهت گفتند "أتینا طائعین" یعنى ما، استعداد پذیرفتن هستى را داریم.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
سید ناصر موسوی
با سلام :
آیا حیوانات نیز مانند انسانها در قیامت مورد سوال قرار می گیرند و نتیجه کارهایشان را می گیرند؟
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
بله حیوانات نیز شبیه انسان مبعوث شده، و اعمالشان حاضر گشته و بر طبق آن پاداش و یا کیفر مى‏بینند. آیات و روایات بسیاری متضمن بیان مسأله حشر حیوانات هستند و از جمله آیه 38 سوره مبارکه انعام و آیه 5 سوره مبارکه تکویر.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
راد
حضرت لوط باکدام یک ازپیامبران اواالغزم معاصربودندمربوط به کدام ایه است
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
حضرت لوط علیه‌السلام با حضرت ابراهیم علیه‌السلام معاصر بوده‌اند و این نکته در آیات 69 و 70 سوره مبارکه هود روشن است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
زهراقاراخانی
سلام ال تعریف را در قران چگونه می شود شناخت
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
(ال ) تـعـریـف ، شـامـل دو حـرف الف و لام مـى بـاشـد کـه الف آن ، هـمـزه وصـل است (در ابتداى کلام خوانده مى شود و در وسط جمله خوانده نمى شود) و لام آن نزد حروف دو حالت دارد: نزد چهارده حرف قمرى که در این کلمات خلاصه شده : (عجبا که خوف حق غمى ) اظـهـار و نزد چهارده حرف شمسى ، تبدیل به حروف شمسى شده و در هم ادغام مى شوند. براى راهـنـمـایـى قـارى در چـنـیـن مـواردى لام را بـدون علامت سکون ، و در عوض ، حرف بعدى را مشدّد نوشته اند.
حروف قمری عبارتند از: همزه ـ باء ـ جیم ـ حاء ـ خاء ـ عین ـ غین ـ فاء ـ قاف ـ کاف ‍ـ میم ـ هاء ـ واو ـ یاء.
حروف شمسی عبارتند از: تاء ـ ثاء ـ دال ـ ذال ـ راء ـ زاء ـ سین ‍ـ شین ـ صاد ـ ضاد ـ طاء ـ ظاء ـ لام ـ نون.
ال در حروف قمرى مانند:
وَالْمُطَلَّقاتُ ـ وَالْیَوْمِ الاْ خِرِ ـ مِنَ الْکِتابِ ـ وَالْحِکْمَةَ ـ وَالْوالِداتُ
ال در حروف شمسى مانند:
اِذا طَلَّقْتُمُ النِّساءَ ـ اَنْ یُتِمَّ الرَّضاعَةَ ـ عَلَى الصَّلَواتِ ـ وَاللّهُ عَلیمٌ بِالظّالِمینَ
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
رحیم
داعشی ها هنگام سر بریدن ایه 4سوره محمد را می خوانند. آیا کافر معنای دیگری دارد
منظور از امدن این آیه چیت
و آیا ایه خشم است
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
سوره محمد صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم سوره‌ای مدنی است و این سوره تنها سوره‌ای است که یک آیه در میان درباره کفار و مؤمنین سخن گفته است.
کافر در این سوره یعنی کسانی که می‌خواهند اسلام و جامعه اسلامی را از داخل نابود کنند یعنی در اینجا با توجه به سیاق سوره، منظور از کفار همان منافقین در داخل جامعه اسلامی هستند که می‌خواهند تیشه به ریشه جامعه اسلامی بزنند.
داعش خود غده سرطانی است و برای گمراه کردن انسان‌ها، می‌آید و قرآن را تحریف می‌کنند.
در زمان امیر المؤمنین علیه‌السلام نیز عده‌ای در جنگ نهروان همین‌طور عمل کردن و آیه‌ای از قرآن را به نفع خود گرفتند و از معنای اصلی آن خارج کردند و گفتند «ان الحکم الا لله» و بوسیله آن مقاصد شوم خود را اجرا کردند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
سجاد کیخا
سلام خدمت شما
با توجه به کلمه فطر در آیه 38 سوره انعام آیا منظور کلی آیه یکسان بودن نیای مشترک همه موجودات که در بسیاری از تحقیقات تقریبا به اثبات رسیده است نیست؟
ممنون میشم جواب بدین
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
1-در آیه کلمه «فرّط» آمده که به معنای «کوتاهی کردن» است پس «ما فرّطنا» یعنی «کوتاهی نکردیم، فرو گذار نکردیم».
2-تحقیقی که می‌فرمایید، در حد یک فرضیه است و هنوز تبدیل به نظریه نشده چه برسد به اینکه به اثبات هم رسیده باشه.
3-پیام آیه این است که این حیوانات و جانداران هیچکدام عبث آفریده نشده‌اند. ای انسان با دیدن این نظامها که در حیوانات جارى است که نظیر نظام انسانى است، و خداوند آنها را امت‌های زنده‌ای قرار داده متوجه توحید وربوبیت خداوند و قدرت و عنایت لطیف حضرت حق شو و از اینکه آنها هم سرانجام مانند انسان به سوى خدا محشور مى‏شوند متوجه معاد باش.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
محمد
داستان آیه ی 183 آل عمران چیست
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
این آیه اشاره به بهانه جویی یهود است.
تفسیر نمونه در توضیح این آیه این طور بیان می‌کند که یهود، براى این که از قبول اسلام، سرباز زنند، بهانه‏هاى عجیبى مى‏آوردند از جمله همان است که در آیه فوق، به آن اشاره شد، آنها مى‏گفتند:" خداوند از ما پیمان گرفته که دعوت هیچ پیامبرى را نپذیریم، تا براى ما قربانى بیاورد که آتش (آسمانى به علامت قبول) آن را بسوزاند".
مفسران گفته‏اند: یهود ادعا مى‏کردند که پیامبران الهى براى اثبات حقانیت خود باید حتما داراى این معجزه مخصوص باشند و حیوانى را قربانى کنند و بوسیله صاعقه آسمانى در برابر مردم سوخته شود.
اگر براستى یهود، این کار را بعنوان یک معجزه مى‏خواستند، نه لجاجت و بهانه‏جویى، مطلبى بود، ولى تاریخ گذشته آنها و همچنین برخوردهاى مختلفى که با پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم داشتند، این حقیقت را بخوبى ثابت میکرد که منظور آنها هرگز، تحقیق حق نبود بلکه آنها هر روز براى فرار از پذیرش اسلام، در برابر فشار محیط و استدلالات روشن قرآن، پیشنهاد جدیدى مى‏کردند و اگر هم انجام مى‏شد باز ایمان نمى‏آوردند، بدلیل اینکه آنها در کتابهاى خود تمام نشانه‏هاى پیامبر اسلام صلی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلم را خوانده بودند و با این حال از قبول حق، سرباز مى‏زدند.
قرآن در پاسخ آنها مى‏گوید: «قُلْ قَدْ جاءَکُمْ رُسُلٌ مِنْ قَبْلِی بِالْبَیِّناتِ وَ بِالَّذِی قُلْتُمْ فَلِمَ قَتَلْتُمُوهُمْ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ» در پاسخ این بهانه‏جویى‏ها به- آنها بگو، گروهى از پیامبران بنى اسرائیل پیش از من آمدند و نشانه‏هاى روشنى با خود آوردند و حتى چنین قربانى براى شما آوردند اگر راست مى‏گوئید چرا به- آنها ایمان نیاوردید و چرا آنها را کشتید (اشاره به زکریا و یحیى و جمع دیگرى از پیامبران بنى اسرائیل است که بدست خود آنان بقتل رسیدند).
امام صادق علیه السلام پس از تلاوت این آیه فرمود: میان یهودیانِ بهانه‏جوى زمان پیامبر اسلام و یهودیانى که انبیا را مى‏کشتند، پانصد سال فاصله بوده است، امّا به خاطر رضایت آنان بر قتل نیاکان، خداوند نسبت قتل را به آنان نیز داده است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 192
  • >
  • >>