پرسش و پاسخ
پرسش از مشاوران سایت
بازدید کننده گرامی شما می توانید سوالات و ابهامات خود را از طریق سایت ما از مشاوران مذهبی سوال نمایید.
نام و نام خانوادگی :
نکته : پاسخ برای شما ایمیل خواهید شد آدرس الکترونیک :
موضوع :
متن سوال :
[ جستجو در آرشيو ]
آرشیو سوالات پرسیده شده
عباس محرمی
آیا به کاربردن کلمه امام در مورد امام خمینی(ره)صدق میکند یا خیر. باتوجه به اینکه خداوند متعال در آیه 124 سوره بقره حضرت ابراهیم رادر عین نبوت به مقام امامت منصوب می نماید.آیا دلالت دادن امام به افرادی مانند امام خمینی(ره) صحیح است یا اشتباه.
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
لغت «اَمامَ» به معنای جلو است که مقابل لغت «خلف» به معنای پشت می‌باشد. کلمه «اِمام» هم از این لغت گرفته شده و به معنای جلودار و پیش‌رو است. لذا در نماز جماعت به پیش نماز می‌گویند امام جماعت چون مأموم باید در پشت امام قرار گیرد و حرکاتش تابع اوست. در انقلاب اسلامی نیز، فردی که پیش قدم و جلودار این حرکت بودند امام خمینی (ره) بودند و در این حرکت، مردم تابع فرمان ایشان بودند و بعد پیروزی نیز رهبر و جلودار این حرکت انقلابی قرار داشتند.
مقام امامت که در آیه 124 سوره مبارکه بقره آمده است به معنی هدایت از نوع "ایصال به مطلوب" است و مطلب دیگری است.‏
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
محمد زرینی
درخواست بنی اسراعیل ازحضرت موسی چه بود وعذابش چه بود
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
بنی اسرائیل چندین درخواست داشتند که چون برخی از آنها مخالفت با امر رب بود منجر به عذاب شد، از جمله:
سوره مبارکه بقره آیه 55: زمانى که گفتند: اى موسى، هرگز به تو ایمان نمى‏آوریم تا خدا را آشکارا ببینیم. پس صاعقه (آتش سوزنده برق آسمانى) آنها را فرا گرفت.
سوره مبارکه بقره آیه 61: زمانى که گفتید: اى موسى، ما هرگز بر یک رقم خوراک صبر نمى‏کنیم، پس پروردگار خود را در حق ما بخوان تا براى ما از آنچه زمین مى‏رویاند از سبزى و خیار و سیر و عدس و پیازش بیرون آورد. موسى گفت: آیا شما به جاى چیز بهتر چیز پست‏تر را مى‏طلبید؟ (حال که چنین است) به شهرى (از شهرها) فرود آیید که آنچه خواستید براى شما فراهم است. و (مهر خوارى بر پیشانى، و خیمه) ذلّت و نیاز بر آنها زده شد و مستحقّ خشم خدا شدند. این (خوارى) براى آن بود که آنها همواره به نشانه‏هاى خدا کفر مى‏ورزیدند و پیامبران خدا را به ناحق مى‏کشتند؛ و این (کفر و پیامبرکشى) به خاطر آن بود که نافرمانى کردند و پیوسته (از حد خود) تجاوز مى‏نمودند.
سوره مبارکه مائده آیات 20 تا 26: (خلاصه آیات) حضرت موسی (علیه‌السلام) از ایشان خواست تا وارد سرزمین مقدس شوند ولی بنی اسرائیل گفتند چون در آنجا قوم ستمگری هست ما هرگز داخل نمی‌شویم پس تو و پروردگارت بروید (با آنان) بجنگید، ما حتما در همین جا خواهیم نشست. خدا گفت: این سرزمین چهل سال بر آنها (به سزاى گناهانشان) حرام شد، (در این مدت) همواره در روى زمین (بیابان سینا) سرگردان خواهند ماند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
م.الف
با سلام
با توجه به معنای آیه 9 سوره طارق ستار العیوبی خداوند در این آیه چگونه پاسخ داده میشود
باتشکر
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
لازم است ابتدا معنای آیه را با دقت مورد توجه قرار دهیم:
" تبلى" از ماده" بلوى" به معنى آزمایش و امتحان است، و از آنجا که به هنگام آزمایش حقیقت اشیاء ظاهر و آشکار مى‏شود این ماده در اینجا به معنى ظهور و بروز آمده است. و" سریره" عبارت است از هر چیزى که انسان در دل خود پنهان مى‏کند.
در نتیجه علامه طباطبایی می‌فرمایند معناى آیه این است که: بازگشت (رجع) در روزى است که آنچه از عقاید و آثار اعمال که انسانها پنهان کرده بودند، چه خیرش و چه شرش به مورد آزمایش و شناسایى قرار مى‏گیرد، و زرگر اعمال و عقاید آنها را در بوته زرگرى خود مى‏آزماید، تا معلوم شود کدام صالح و کدام فاسد بوده و کدام خالص و کدام داراى ناخالصى و عیار است و بر طبق آن صاحبش را جزا مى‏دهد، پس آیه مورد بحث در معناى آیه زیر است: "إِنْ تُبْدُوا ما فِی أَنْفُسِکُمْ أَوْ تُخْفُوهُ یُحاسِبْکُمْ بِهِ اللَّهُ" (بقره/284)؛ اگر اظهار کنید آنچه در باطن دارید، و اگر پنهانش سازید، خداى تعالى طبق همان به حساب شما مى‏رسد.
به نظر می‌رسد که این آیه تزاحمی با ستار العیوب بودن خدا ندارد؛ حال می‌توان این سؤال را پرسید که آیا ستار العیوبی خدا در قیامت هم هست با توجه به اینکه آن روز، «یوم مشهود» (هود/103) است یعنی همه حوادث آن در مشاهده همه حضّار قرار می‌گیرد؟
در پاسخ می‌توان گفت: میزان ستاریت خداوند به طور مطلق نیست بلکه نسبت به اشخاص درجاتی دارد بدین صورت که نسبت به لیاقت و شایستگی او در نزد خداوند میزان ستاریت تفاوت می کند .از این رو است که خداوند برای کافران و مفسیدن که لجوجانه گناه می کنند و از آشکار شدن گناهشان هیچ باکی ندارند ، عیب پوشی نمی کند. ستاریت نسبت به مومنان نیز به تناسب درجات ایمانی آنان بستگی دارد . از این رو در دعا ها آمده است :
اللَّهُم اِنّی أَعُوذُ بِکَ مِنَ الذُّنُوبِ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ ؛
خدایا از گناهانی که سبب پاره شدن پرده صیانت و حفاظت(عصمت) می گردد، به تو پناه می برم .
در برخی دعاها آمده است :
اللَّهُم اغْفِرْ لِیَ الذُّنُوبَ الَّتِی تَهْتِکُ الْعِصَمَ ؛
خدایا آن دسته از گناهان مرا ببخش و بیامرز که (اگر تکرار شود) باعث می گردد ، پرده عصمت و صیانت(یعنی ستاریت) کنار رود و رسوا گردم .
مرحوم علامه مجلسی می فرماید :
«تَهْتِکُ الْعِصَمَ» هنگامی است که شخصی در برخی گناهان اصرار و قصد تداوم و تکرار را داشته باشد . در این صورت برای آن دو معنا تصور می شود :
یکی آن که خداوند توفیق عبادت و بندگی و حفاظت و صیانت از گناه را از چنین شخصی بر می دارد. او را به شیطان و هوای نفسش وا می گذارد .
معنای دیگر این است که خداوند پرده ستاریت و عیب پوشی خویش را از چنین بنده گستاخ بر می دارد ، تا رسوا گردد. (بحار الانوار ، ج 84، ص253)
آیت الله جوادی آملی می‌فرماید:
خداوند متعال که ستار العیوب است،‌ می‌داند کجا ستاری بکند و کجا ستاری نکند. اگر کسی ستارالعیوب دیگران باشد و در عین حال مخفیانه مرتکب گناهی شود، ذات اقدس اله اجازه نخواهد داد اسرارش نزد دیگران افشا شود. حتی در قیامت خداوند اجازه نمی‌دهد کسانی که کنار یک‌دیگرند از اعمال هم با خبر شوند؛ بنابراین عملکرد خود شخص بسیار مهم است.
اگر کسی پرده دیگران را ندرد و آشکارا دست به گناه نیازد، خداوند پرده اش را نمی‌درد. بر این اساس، کسی که با قلم و بیان و اندیشه های ناصواب خود،‌ آبروی دین خدا و مردم را می‌برد، به جایی می‌رسد که شایسته نیست خداوند متعال آبروی او را حفظ کند. در این موقعیت، خدای سبحان اجازه می‌دهد صاحبدلان ببینند او چه کرده است و حتی احتمال دارد در قیامت، مقابل دیگران رسوا شود.(پرسش ها و پاسخ ها، ج٢، ص٥٦2)
زبان حال کسی که اگر یک گناهی هم کرده سعی می‌کند آن را پنهان نگاه دارد همانی است که در مناجات شعبانیه آمده است که «إِلَهِی قَدْ سَتَرْتَ عَلَیَّ ذُنُوباً فِی الدُّنْیَا وَ أَنَا أَحْوَجُ إِلَى سَتْرِهَا عَلَیَّ مِنْکَ خدایا گناهانی را در دنیا بر من پوشاندی من محتاج ترم که در آخرت هم بر من پوشانده شود» «إِذْ لَمْ تُظْهِرْهَا لِأَحَدٍ مِنْ عِبَادِکَ الصَّالِحِینَ فَلَا تَفْضَحْنِی یَوْمَ الْقِیَامَةِ عَلَى رُءُوسِ الْأَشْهَادِ خدایا این طرف ما را پیش بندگان صالح است مفتحض نکردی آن طرف هم جلوی چشم‌ها من را مفتضح نکن» چنین کسی معلوم است حیایی دارد چنینی کسی اگر هم گناهی مرتکب شده وقتی این طور از خدا می‌خواهد که خدایا من خجالت می‌کشم من را مفتضح نکن خدا پرده‌ی این را بالا نمی‌زند و می‌پوشاند در بعضی از موارد چه بسا از اولیائشان هم می‌پوشاند این‌ها دیگر موارد خاصی است.
ولی اگر کسی حیا را گذاشت کنار طوری بود که گناهان خدا را انجام داد هیچ ابایی هم نداشت اصلا خودش پرده دری کرد خودش هتاک بود خودش هیچ ابایی نداشت از این که آبرویش برود و متاسفانه این قدر سقوط کردند که خجالت نمی‌کشند از گناه‌شان بلکه افتخار هم می‌کنند کاملا ابراز هم می‌کنند یا این که آبروی دیگران را می‌برند و در این آبرو بردن عادت دارند خدا چنین کسانی را که خودشان تحفظی بر آبروی خودشان ندارند یا نسبت به آبروی دیگران هیچ حفاظتی ندارند خدا پرده را از او برای دیگران بالا می‌برد حالا در قیامت یا حتی در دنیا این ها کسانی هستند که احتیاج به صفت ستاریت خدا ندارند و اعتنا ندارند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
محرم علی ایمانی
باسلام
لطفا در مورد 3 کلمه مکر،کید و خدعه معنای لغوی و فرق بین این کلمات را بیان بفرمائید.
با تشکر
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
«مکر»: تدبیر و محاسبه کردن برای ضرر رساندن به دیگری به صورت مخفیانه غافلگیرانه.
«کید»: قوی تر و شدیدتر از مکر است. به معناى تدبیر و چاره‏جویى پنهانى علیه کسى و به ضرر او است‏ و پیگیری کردن و به عمل رساندن آن فکر. بنابراین سه قید تدبیر+عمل+به منظور ضرر رساندن در این کلمه وجود دارد. یعنی در کید، عمل کردن به آن فکر حتما وجود دارد.
خدعه: مخفی کردن آنچه که شأن آن این است که ظاهر و معلوم باشد.
مثلا در زبان عربی «مُخدَع» به معنی خزانه و محفظه و گاوصندوق است یعنی چیزی که در آن اموال و اجناسی مخفی شده و نگهداری می‌شود که شأنشان این است که در دست مردم و در اختیار شان باشد.
مثلا در جمله «وَ ما یَخْدَعُونَ‏ إِلَّا أَنْفُسَهُم»‏ یعنی همانا هر عمل ناپسند و مکروهی قبل از اینکه اثرش را به دیگری برساند در نفس شخصِ عامل اثر می‌گذارد و ظلمتی در قلبش بوجود می‌آید و از خدا دور می‌شود.(شأن انسان داشتن قلب نورانی و نزدیک بودن به خدا است)
و یا جمله «وَ هُوَ خادِعُهُم»‏ یعنی خداوند قلبشان را مهر می‌زند و محروم می‌شوند از مشاهده آیات خدا و نشانه‌هابی ربوبیت او و مظاهر عظمت خداوند و مخفی می‌شود از او هر آنچه که در آن خیر و هدایت و سعادت است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
سید فرهاد جمالی
1-جهت هدایتی سوره مبارکه مطففین چیست؟ یعنی 36 ایه این سوره مبارکه روی هم چه میخواهد بگوید؟
2-بعد از چند نمونه از گرفتاری جامعه اسلامی مایه تطفیف به نظر شما ایا سوره مبارکه مطففین قادر به حل این معظل و بلای بزرگ اجتماعی است؟
3-چرا قران در زندگی ما رنگی ندارد؟
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
1-جهت هدایتی این سوره چنین خواهد بود: «مقابله با رذیله تطفیف: وای بر آنان که بعث و جزا را دروغ می شمارند و از فرمان خدا خارج می گردند و در تعامل با دیگران، حق خود را به طور کامل استیفا می کنند و از حق آنان کم می گذارند. آن گاه برای بقای سیره تطفیفی خویش، مؤمنان را به سخره می گیرند و گمراه می خوانند».
2-قرآن حیّ است و سوره‌هایش حیّ هستند یعنی دارای علم و قدرت هستند، یعنی هم علم کافی و هم قدرت کافی برای حل مشکلات را دارند.
3-با تدبر در آیات قرآن می‌توان به روشنی ریشه کم رنگ بودن قرآن در زندگیمان را دریافت، مثلا در همین سوره بعد از معرفی بیماری تطفیف به بیان علت وقوع آن پرداخته و ریشه را در توجه نداشتن به روز قیامت، و حساب و کتاب، و داشتن یک زندگی ابدی می‌داند و در ادامه بیان می‌کند که در صورت درمان نکردن این بیماری چه عوارض و تبعاتی هم در دنیا و در زندگی اجتماعی و هم در آخرت دامنگیرتان می‌شود.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
حسین جهانگیری
با سلام
خیر دنیا و اخرت برای شما و همه
بنده مدت طولانی است که به دنبال یک تفسیر لغوی قرآن هستم ک با تمرکز روی لغت و ریشه و کاربرد لغت در آیات دیگر باشد،
بسیار ممنون
بانهایت احترام، حسین
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
تفسیر المیزان بسیار دقیق و موشکافانه به تفسیر آیات پرداخته است و در هر آیه‌ای ابتدا معنای لغت و ریشه آن را بررسی کرده و در موارد مقتضی به ارتباط آیات از ناحیه همان لغت و در نهایت مفهوم وسیع آن لغت می‌پردازند.
یکی از لغت نامه های خوب که در زمینه لغت به اصل الواحد آن اشاره کرده و روح معنای لغت را بیان می‌کند، لغتنامه «التحقیق فى کلمات القرآن الکریم» است که بسیار می‌تواند در فهم ریشه لغت که متناسب با آیات قرآن است مفید باشد.‏
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
راد
چه چیزهائی مجرمان را در آتش سقر خواهد انداخت ؟
سلام خسته نباشید
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
آیات 42 تا 47 سوره مبارکه مدثر به صورت موردی عوامل معذب شدن و به سقر افتادن جهنمیان را بیان می‌کند و البته تا آخر سوره بیان حالت آنها در مواجهه با ذکر و حقیقت بیان شده و ریشه این حالتشان را بیان می‌کند و در آخر راه نجات را یادآوری می‌کند.
اما عوامل جهمنی شدن: 1-از نمازگزاران نیستند 2-و به فقیر و تهیدست انفاق نمی‌کنند 3-و با اهل باطل (در کارها و گفتارهاى بیهوده) غور می‌کنند(سرگرم هستند، پیوسته با اهل باطل همنشین و همصدا هستند‏) 4-و روز جزا را تکذیب و انکار مى‏کنند.
در نتیجه چهار خصلتى که در این آیات بر شمرد از خصائص مجرمین است، که مجرم یا هر چهار خصلت را دارد، و یا بعضى از آنها را.
و در ادامه مجرمین مى‏گویند: ما در دنیا روز جزا را هم چنان تکذیب کردیم تا مرگ فرا رسید، و با آمدنش زندگى دنیایى ما تمام شد. و خلاصه ما در تمام دوران زندگى دنیا روز جزا را تکذیب مى‏کردیم.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
راد
پاک رفتارترین مردم که در قیامت از آتش دوزخ دور نگاه داشته خواهند شد از نظر قرآن چه کسانی هستند؟درکدام ایه است(جزء 30)
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
در جزء 30 آیات بسیاری وجود دارد که به معرفی اصحاب دوزخ و بهشت می‌پردازد. آنچه به پاسخ سؤال شما نزدیک است آیات 20 تا 25 سوره مبارکه انشقاق و آیات 5-6 سوره مبارکه تین است که می‌فرماید کسانی که ایمان دارند و عمل صالح انجام می‌دهند (به علاوه از عقاید و اعمال جهنمیان که ذکر کرده نیز به دورند) از عذاب دور نگه داشته می‌شوند به علاوه پاداش بی منّت و بی پایان نیز دریافت می‌کنند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
سید محمد موسوی
باسلام آیا درآیه 43سوره بقره می توان برداشت نمود که خداوند دستور می دهد ازکثرت بوسیله نماز به وحدت برسید وهرچیزی ذکات دارد ذکات بدن نماز می باشد یاعلی مدد.
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
در این آیه امر به برپا داشتن نماز شده است یعنى تنها خودتان نمازخوان نباشید بلکه چنان کنید که آئین نماز در جامعه انسانى بر پا شود، و مردم با عشق و علاقه به سوى آن بیایند. سپس دستور به زکات داده شده که سمبل توجه و کمک به مخلوق است.
رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: «برای هر چیزی زکاتی هست، و زکات بدنها روزه است».
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
نسیم یاورزاده
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
چند سوال ترجمه ای و نحوی داشتم،
ـ برای ترجمه دقیق عبارت مقامٍ کریمٍ کدام صحیح است؟
جایگاهی نیکو یا جایگاه بزرگان
و برای قد خلت النذر: قطعا هشداردهندگان آمدند یا قطعا هشداردهندگان گذشتند

ـ عبارت "و ما ادراک" را چگونه ترجمه کنیم؟
"ما" را نفی بگیریم یا موصول؟
آیا اگر ضمیر "ک" را آوردند، "ما" را موصولی بگیریم و بگوییم تو را چه آگاه کرد و اگر نیاوردند نفی بگیریم (در عبارت" ما تدری" نمی دانی)

ـ در آیه ی هَلْ یَنْظُرُونَ إِلاَّ السَّاعَةَ أَنْ تَأْتِیَهُمْ بَغْتَةً وَ هُمْ لا یَشْعُرُونَ (66/ زخرف) نقش بغتة چیست؟ آیا حال بودن اولویت دارد تا مفعول مطلق بودن؟

با تشکر
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
1- جایگاه گرامى و پرارج‏
2- وَ قَدْ خَلَتِ النُّذُرُ مِنْ بَیْنِ یَدَیْهِ وَ مِنْ‏ خَلْفِهِ ...: و البته بیم‏دهندگانى پیش از او و پس از او نیز (در آن محیط) گذشته بودند.
3- «ما» در «و ما ادراک» اسم استفهام در محل رفع و مبتدا است. و «ما» در عبارت «ما تدری» نافیه است.
4- نقش حال برای کلمه «بغتة» اولویت دارد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 192
  • >
  • >>