لیست تفسیر های داريوش بيضايي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره واقعة آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
إِذا وَقَعَتِ الْواقِعَةُ لَیْسَ لِوَقْعَتِها کاذِبَةٌ
هنگامیکه قیامت واقع گردد و در وقوعش هیچ ریب و کذب نیست آن روز قومی را بدوزخ فرو بردو خوار و ذلیل کند و طایفه ای را بدرجات بهشت سربلند و رفیع گرداند.
ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت امام زین العابدین (ع) روایت کرده فرمود هر کس پند نگیرد به موعظه های خداوند خارج شود از دنیا با حسرت و پشیمانی و سوگند بخدا نیست دنیا و آخرت مگر مانند دو کفه ترازو هر کدام که سنگین تر شود آن یکی سبب گردد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره الرحمن آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان
چون این سوره مشتمل بر تعدد نعمتهای دنیا و آخرت است لذا افتتاح فرمود آنرا باسم الرحمن چه الرحمن کسی است که رحمت او وسعت دارد برای هر موجود و مخلوق خواه آن مخلوق کافر باشد یا مومن و از اینجهت توصیف نمیکنند کسی را باین اسم جز خدایتعالی و مقدم داشت تعلیم قرآن را زیرا آن اجل و اشرف نعمتها است و قرآن اساس دین و منشا شرع و اعظم وحی واعز کتب آسمانی است چنانکه فرمود پیفمبر اکرم (ص) شریفترین امت من حاملین قرآن می باشند و درحدیث دیگر فرمود یاد بگیرید قرآن را و یاد بدهید آنرا بمردم چه در قرآن تمام حقایق آسمانی مندرج است و گویا این آیه جواب قریش است هنگامیکه نازل شد آیه (و اذا قیل لهم اسجدواللرحمن قالوا و ما الرحمن) گفتند ما رحمانی نمیشناسیم جز صاحب یمامه که اسم او رحمن است ! این آیه جواب آنها و کسانی است که گفتند قرآن را بعضی از افراد بشر به محمد(ص) تعلیم و یاد داده اند پروردگار فرمود رحمن همانکسی است که قرآن را برسولش محمد آموخت و انسان را از عدم بوجود آورد و باو نطق و بیان آموخت.
طبرسی از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود بیان, اسم اعظم خداوند است که باو دانسته میشود
هر چیزی و از حسین بن خالد روایت کرده گفت معنای آیه فوق را از حضرت رضا(ع) سوال نمودم فرمود خداوند قرآن را بر رسولش محمد تعلیم فرمود و مقصود از انسان در اینجا وجود مقدس امیرالمومنین (ع) است و پروردگار بآنحضرت آموخت بیان هر چیزیکه مردم بآن محتاجند از احکام دین و دنیا و معاش و معاد و احبار گذشته و حوادث آینده.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ملک آیه 7 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
إِذا أُلْقُوا فیها سَمِعُوا لَها شَهیقاً وَ هِیَ تَفُورُ تَکادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّما أُلْقِیَ فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَذیرٌ قالُوا بَلی‏ قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی‏ ضَلالٍ کَبیرٍ وَ قالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فی‏ أَصْحابِ السَّعیرِ
در این آیه ها دوزخ را توصیف می کند و می‌فرماید چون کافران را بدوزخ افکنند فریاد منکری مانند آواز خران از آتش بشنوند و عذاب آنها افزون گردد و از اثر هول آن صدا نزدیک است که دوزخ شکافته و قطعه قطعه شود در اثر خشم کردن بر کافران و هر فوجی از کافران را که در دوزخ افکنند خازنان دوزخ به آنها گویند آیا پیغمبری برای راهنمایی شما نیامده ایشان گویند بلی رسولان حق بسوی ما آمدند ولی ما آنها را تکذیب کرده و گفتیم خداوند چیزی نفرستاده و شما دروغ می گویید در ظلالت و گمراهی هستید آنگاه اهل دوزخ با تاسف به یکدیگر می گویند اگر ما در دنیا سخن پیغمبران را شنیده و یا به دستور عقل رفتار می نمودیم امروز از دوزخیان نبودیم و در آن دوزخ به گناه خود اعتراف کنند و اعتراف آنها بر خودشان حجت باشد در آن وقت خطاب رسد که ای اهل دوزخ از رحمت خدا دور باشید.

ابن بابویه ذیل آیه مزبور از ابی بصیر روایت کرده گفت مردی از حضرت صادق(ع) سوال نمود برای چه خداوند رسولان و پیغمبرانی بسوی مردم فرستاد؟
حضرت فرمود تا آنکه حجتی نباشد از برای آنها بر خداوند تا نگویند ترساننده و بشارت دهنده ای بسوی ما نیامد آیا نمی شنوی پروردگار می فرماید از گفتگو مالک دوزخ به اهل جهنم" الم یاتکم نذیر قالو" آیا پیغمبر و ترساننده ای بسوی شما نیامد آنها می گویند بلی رسول حق بسوی ما آمد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نوح آیه 21 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی
قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنی‏ وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَساراً وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبَّاراً وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً
نوح گفت پروردگارا این قوم مخالفت کردند با من و پیروی کسانی شدند از ارباب دنیا که مال و فرزندان آنها را جز زیان کاری نیفزاید و بر ضد من بزرگترین مکر و حیله را بکار بردند.
مکر بزرگ آن بود که مردم دست فرزندان خود را می گرفتند و آنها را نزد نوح می بردند و به فرزندان خود می گفتند این مرد پس مرگ از ما شما را فریب ندهد و فرمان او را نبرید که جادوگر و دیوانه است سخنی نمی گوید که در آن خیر و صلاح باشد, روسای امت نوح به اتباع خود گفتند هرگز دست از خدایان خود برندارید و بت ود- و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید.
ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود پیش از نوح طایفه ای از مومنین بودند که بسیار عبادت بجا می آوردند وفات کردند و برادران ایشان سخت بر آنها اندوهناک شدند شیطان نزد ایشان آمد گفت محزون نشوید من تمثال آنها را برای شما می سازم تا به آن صورتها انس پیدا کنید و چند بت صورت آنها بساخت و نام آن مومنین را بر آنها گذاشت و مردم به آن صورتها انس پیدا کردند و مشغول عبادت پروردگار شدند چون زمستان شد آن صورتها را داخل خانه کردند, یک قرن بگذشت و آن مردم وفات نمودند شیطان نزد فرزندان آنها آمد به ایشان گفت اینان خدایانی هستند که پدران شما آنها را پرستش می نمودند و لذا ابتدا بت پرستی از آن زمان شروع شد و خدای تعالی نوح(ع) را فرستاد تا آنها را بخدا پرستی دعوت کند و نوح هر چه ایشان را دعوت نمود نپذیرفتند لذا از خداوند هلاک آنها را خواست.
چون طوفان شد بتها در زیر خاک و گل پنهان شدند و شیطان بعد قرن ها آنها را برای مشرکین اعراب بیرون آورد حضرت باقر(ع) فرمود: ود بت طایفه کلاب و سواع بت قبیله هذیل و یغوث بت طایفه مراد و یعوق بت قبیله حمدان بود.
در کافی از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود قریش بتهای خود را اطراف خانه کعبه گذاشته بودند یغوث مخاذی در خانه و یعوق طرف راست و نسر طرف چپ قرار داشت آنها را به مشک و عنبر خوشبو می کردند و اطراف آن بتها طواف می کردند و خداوند زنبورهای سبزی فرستاد تا آن مشک و عنبر بتها بخورند و در آیه 73 سوره حج خداوند می فرمایند ای مردم مشرک به این مثل که زده شده برای شما گوش فرا دارید آن بتها که بدون خدا میخوانید هرگز بر خلقت مگسی هر چند همه اجتماع کنند قادر و اگر مگس ناتوان چیزی از آنها بگیرد قدرت بر باز گرفتن آنرا ندارند طالب و مطلوب که عبارت از عابد و معبود است هر دو ناتوانند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انسان آیه 7 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی
یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطیراً وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَریراً فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَریراً
مفسرین عامه و خاصه اتفاق دارند در اینکه این آیات در شان امیرالمومنین(ع) و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین(ع) و فضه کنیز آنها نازل شده و داستان آن بدینقرار است که حسنین(ع) بیمار شدند جدشان پیغمبر اکرم(ص) با جمعی از اصحاب بعیادت آنها تشریف بردند و به امیرالمومنین(ع) فرمودند اگر نذر کنی در حق حسنین روا باشد و امیرالمومنین(ع) و حضرت فاطمه(ع) و خود حسنین(ع) و کنیزشان فضه هر یک سه روز نذر کردند اگر خداوند آنها را به شکرانه آن عافیت دهد روزه بگیرند و چون خدایتعالی ایشان را شفا داد امیرالمومنین(ع) به حضرت فاطمه(ع) فرمود وقت آن است که ما به نذر خود وفا کنیم و چیزی نداشتند امیرالمومنین(ع) نزد یهودی بتام شمعون رقت تا مقداری جو قرض کند, یهودی گفت یا علی این پشم را بگیر و به زنان بده تا من بریسند و این سه صاع جو را مزد بگیرند, آنحضرت آنها را گرفت و بخانه آورد حضرت فاطمه یک صاع آن را آسیاب کرد و پنج قرص از نان پخت و هر یکی را قرصی, همه روزه دار بودند چون نماز شام بجا آوردند و خواستند افطار کنند هنوز دست به طعام نبرده بودند که فقیری بدر خانه آمد و گفت مسکینی از مسلمان هستم مرا طعام دهید خداوند شما را از خوانهای بهشت طعام دهد و امیرالمومنین(ع) به حضرت فاطمه (ع) فرمود:
ای فاطمه ایکه بزرگوار و عزیز و بلند مرتبه و با یقینی و ای دختر بهترین مردمان عالم مگر نمی بینی فقیر بینوایی در خانه ایستاده ناله و فریاد میکند و خدا را میخواند و اظهار گرسنگی بما میکند بدان که هر شخصی در گروی اعمال خود میباشد و نیکوکاران عمل نیک خود را به قرض میدهند و سرآمد مدت وام آنها بهشت علیین است.
خداوند حرام کرده آن بهشت را بر هر خسیس و بخیلی و از برای بخیل جایگاه خوار و ذلیلی است و آن دوزخ است و سجیل. و شراب او کثافات زنان زانیه است همیشه در آن دوزخ جاوید بمانند.
حضرت فاطمه(ع) در جواب آنحضرت فرمود: ای پسر عموی عزیزم امر و فرمان شما را می‌شنوم و اطاعت میکنم و از هیچ ملامت کننده و چیزی باکی ندارم پیشه کرم و احسان به بینوایان و بروز نیکویی بانها است و در این دنیا از هیچ مشقت و سختی باکی ندارم زیرا میدانم پاداش تمام اینها بهشت جاوید است که در آن داخل میشوم و شفاعت است که خداوند ویژه من قرار داده است.
امیرالمومنین(ع) قرص نان خود را به آن فقیر ایثار نمود حضرت فاطمه و حسنین(ع) و فضه نیز به آن حضرت اقتدا نمودند و نان خود را به فقیر دادند و آن شب به آب تنها افطار باز نمودند روز دیگر صاع دوم را حضرت فاطمه(ع) آسیاب کرد و پنج قرص نان پخت پس از ادا نماز چون خواستند افطار کنند یتیمی در خانه آمد و گفت السلام علیکم یا اهل بیت النبوه , یتیمی از فرزندان مهاجر هستم پدرم در رکاب رسول خدا شهید شده است مرا طعامی بدهید امیرالمومنین(ع) چون صدای یتیم را شنید فرمود قرص من را باو بدهید و حضرت فاطمه(ع) و حسنین و کنیز آنها به آنحضرت اقتدا نموده هر یک قرص نان خود را به یتیم دادند و آن شب نیز به آب افطار نمودند شب سوم هنگام افطار فقیری دیگر به در خانه آمد و گفت من اسیری هستم مرا طعامی بدهید و امیرالمومنین(ع) قرص نان خود را به آن اسیر داد حضرت فاطمه(ع) و حسنین(ع) و فضه نیز سهم خود را به آن اسیر دادند و آن شب هم به آب افطار کردند روز چهارم حضرت اکرم (ص) به منزل دخترش حضرت فاطمه تشریف برد دید حسنین از شدت ضعف می لرزند از حال آنها سوال نمود حضرت فاطمه داستان را بعرض مبارکش رسانید, رسول خدا گریست در اثنا جبرئیل نازل شد و این آیات را آورد: ان الابرار یشربون من کاس کان مزاجها کافورا تا آخر آیه را آورد پیغمبر (ص) حمد و سپاس پروردگار را بجا آورد و تبسمی بصورت آنها نمود و فرمود بگیرید تهنیت و مبارک باد خدا را که جبرئیل آورده و از جانب پروردگار بشما سلام می رساند و این آیات را در شان شما نازل نموده خداوند نعمتی بشما عطا فرموده که هرگز نابودشدنی نیست و ای دختر محمد(ص) گوارا باد تو را قرب رحمن و جوار پروردگار در خانه جلال و جمال و خداوند شما را سندس و استبرق و ارجوان بهشتی می پوشاند و سیراب میشوید از شربت رحیق مختوم و شما نزدیکترین مخلوقات به خداوند رحمن هستید و ایمن باشید در آن وقتی که همه مردم محزون و ترسان باشند, خوشا بحال دوستداران شما و کسانیکه شما را در آن عصر عزیز و محترم می‌ شمارند زمانیکه مردم شما را خوار و ذلیل می‌نمایند و آنها یاری میکنند شما را آن وقتیکه یار و یاوری نداشتید وای بر امت من وای بر امت من از طرف خدا و پس از آن حضرت فاطمه و امیرالمومنین(ع) و حسنین را بوسید و به سینه خود چسباند و فرمود خداوند خلیفه من است بر شما در حال حیات و ممات و من شما را به او می‌سپارم که بهترین حافظ و نگهبان است محفوظ بدارد خداوند هر کسی را که شما را حفظ مینماید.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره نبا آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
قولی تعالی: عَمَّ یَتَساءَلُونَ عَنِ النَّبَإِ الْعَظیمِ الَّذی هُمْ فیهِ مُخْتَلِفُونَ
مردم از چه می پرسند از خبر بزرگ که در آن اختلاف میکنند.
مفسرین در النَّبَإِ الْعَظیمِ اختلاف کرده اند بعضی گفتند قرآن است که در آن خلاف کردند جمعی سحرش خواندند و بعضی شعر و فرقه ای افسانه وطایفه ای گفتند نَّبَإِ پیغمبر است که
ساحر و کاهن و شاعر و دیوانه اش خواندند ولی در تفسیر اهل بیت عصمت و طهارت النَّبَإِ الْعَظیمِ امیرالمومنین(ع) است چنانکه در کافی از ابی حمزه روایت کرده که از حضرت باقر(ع) معنای النَّبَإِ الْعَظیمِ را سوال نمودم فرمود خود آنحضرت امیرالمومنین(ع) است فرموده برای خدا و نبا بزرگتری از من نیست و اینحدیث را در بصایر الدرجات با زیادتی این جمله روایت کرده فرمود آنحضرت ولایت مرا خداوند بر امتهای گذشته فرض و واجب نموده یا همان اگر اختلاف زبانیکه داشتند بسیاری از آنها قبول ننمودند و اقرار بفضیلت من نکردند.
ابن بابویه از حضرت امام زین العابدین(ع) و حضرت رضا(ع) روایت کرده فرمودند پیغمبر اکرم(ص) به امیرالمومنین(ع) فرمود یا علی تو باب و حجه پروردگار گ نبا عظیم و صراط مستقیم و مثل اعلی هستی و حافظ محمد بن مومن شیرازی که یکی از مخالفین است در کتاب مستخرج از تفاسیر اثنی عشر ذیل تفسیر آیه فوق از سدی روایت کرده گفت صخر بن حرب وارد شد بر پیغمبر اکرم(ص) عرض کرد ای محمد امر ولایت بعد از شما کیست؟ فرمود کسی است که او نسبت بمن بمنزله هارون است نسبت به موسی, لذا جبرئیل نازل شد و آیات فوق را آورد و گفت ای رسول خدا بعضی از امت تو تصدیق ولایت و خلافت علی(ع) را بنمایند و بعض دیگر تکذیب کنند و بزودی شناسند و یقین نمایند بولایت علی(ع) در قبر هنگام سوال کردن از آنها بدانکه در مشرق و مغرب عالم و بیابان و دریا نمیرد کسی مگر آنکه نکیر و منکر سوال کنند از او درباره ولایت و خلافت علی و می پرسند پروردگار تو کیست و دین تو چیست و پیغمبر تو کیست و امام تو کیست؟

امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره زلزال آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
قوله تعالی : إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
بیاد آور ای محمد(ص) هنگامیکه زمین سخت بجنبد و بلرزه در آید و بارهای گران درون خود را از معادن و گنجها و مردگان از دل خاک بیرون افکند در آنروز انسان (که وجود مقدس امیرالمومنین(ع) است) گوید: چیست این اظطراب و جنبیدن و خبرهای تو ای زمین؟
و زمین آنحضرت را به حوادث و اخبار گذشته و آنچه مردم بروی زمین انجام دادند خبر دهد و آگاه گرداند.
ابن بابویه از حضرت فاطمه(ع) روایت کرده فرمود: در زمان ابوبکر زلزله شدیدی در مدینه رخ داد بطوریکه عموم مردم ترسیدند و نزد ابوبکر و عمر رفتند و مشاهده کردند آن دو نفر بشتاب حضور امیرالمومنین(ع) میروند و مردم هم به تبعیت از آنها حضور آنحضرت رسیدند.
امیرالمومنین(ع) از منزل خارج شدند و ابوبکر و عمر و عموم مردم در عقب آن بزرگوار رفتند تا رسیدند بباروی شهر/ آنحضرت در آن بلندی بروی زمین نشست و مردم هم اطراف او نشستند/ دیوارهای مدینه مانند گهواره حرکت میکرد و اهل مدینه از شدت ترس صداهای خود را به گریه و زاری بلند کرده و فریاد میزدند یا علی به فریاد ما برس که هرگز چنین زلزله ای ندیدیم, ناگاه لبهای مبارک آنحضرت بحرکت در آمد و با دست مبارک بزمین زد و فرمود: ای زمین آرام و قرار بگیر و زمین به اذن خداوند ساکت شد و قرار گرفت/ در آن وقت مردم از اطاعت و فرمان برداری زمین از امیرالمومنین(ع) تعجب کردند/ فرمود شما تعجب کردید که زمین اطاعت امر من نمود وقتی باو گفتم آرام بگیر؟ مردم عرض کردند بلی یا امیرالمومنین(ع)/ فرمود من همان انسانی هستم که خداوند در قرآن می‌فرماید: و قال الانسان مالها/ من به زمین میگویم بیان کن برای من حوادث و اخباریکه بروی تو واقع شده و انجام گرفته است و بمن بگو عمل هایی که مردم در روی تو بجا آوردند پس از آن فرمود اگر این همان زمین لرزه های نهایی بود که خداوند در سوره زلزله می‌فرماید, حتما زمین بمن خبر میداد ولی این آن نیست.
در مجمع از پیغمبر اکرم(ص) روایت کرده فرمود: ای مردم آیا می دانید خیرهای زمین چیست که برای امیرالمومنین(ع) بیان میکند/ عرض کردند خدا و رسول داناتر هستند و بهتر میدانند/ فرمود زمین گواهی میدهد بر مرد و زن به آنچه عمل کرده اند و زمین میگوید این شخص کار نیکو بجا آورده و آن دیگری مرتکب عمل زشت شده اینست خبرهای زمین و پروردگار به زمین الهام مینماید تا اخبار و حوادث خود را به امیرالمومنین(ع) بگوید و آن حضرت را آگاه سازد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره فجر آیه 10 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتاد الَّذینَ طَغَوْا فِی الْبِلادِ فَأَکْثَرُوا فیهَا الْفَسادَ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذابٍ
و نیز فرعون صاحب قدرت و شوکت را چگونه غرق و هلاک نمود چه اینان در روی زمین ظلم و طغیان کردند و بسیار فتنه برانگیختند تا آنکه خدای تو بر آنها عذابی پی در پی فرستاد.

ابن بایویه ذیل آیه و فرعون را ذی از حمران روایت کرده که از حضرت صادق(ع) سوال نمودم برای چه فرعون را ذی الاوتاد نامیدند فرمود: چون اگر میخواست کسی را عذاب نماید دستور میداد او را بصورت روی زمین بخوابانند و دست و پای او را میکشیدند و میخ میکردند و رها می‌نمودند تا هلاک گردد لذا خداوند او را ذی الاوتاد نامید.
طبرسی از ابن عباس و ابن مسعود روایت کرده گفتند زنی مومن بنام ماشطه , روزی سر دختر فرعون را شانه میکرد شانه از دستش افتاد گفت کور باد آنکه بخدای کافر است دختر فرعون گفت مگر از برای تو خدایی جز پدرم هست؟گفت آری پروردگار خدای من و پدرت و خدای آسمان و زمین و آفریدگار جهانیان است او یکی است بی همتا و بی شریک و دختر این موضوع را به پدر خود فرعون گفت امر کرد او را حاضر کنند باو گفت از این اعتقاد و گفتار برگرد و کافر شو به آن خدایی که میگویی و گرنه ترا عذابی کنم تا مردم از آن عبرت بگیرند/ زن مومنه جواب داد من به خدای خود هرگز کافر نمی شوم تو هر چه میخواهی انجام ده/ فرعون امر کرد او را چهار میخ زدند ولی کافر نشد, کودکان او را آوردند باو گفتند اگر برنگردی این کودکان را در برابرت بقتل می‌رسانیم/ زن جواب داد هر چه میخواهید بکنید من از خدای خود بر نمی‌گردم/ طفل شیرخوار را روی سینه مادرش سر بریدند و مادر را نیز کشتند.
آسیه عیال فرعون هم زنی مومن بود و ایمان خود را پنهان می داشت چون آن حالت را دید فرعون را ملامت کرد و گفت چرا زن بی گناه را که مدتها خدمت ما می نمود بقتل رسانیدی ؟!
فرعون گفت تو دیوانه شده ای/ آسیه جواب داد من دیوانه نیستم خدای تو و تمام جهانیان همان کسی است که آسمان و زمین و کوه و دریاها را آفریده است/ فرعون بر او خشم گرفت و از نزد خودش بیرون کرد و دستور داد پدر و مادر آسیه را حاضر کردند به آنها گفت همان نوع دیوانگی که زن ماشطه را گرفته بود آسیه را نیز گرفته است/ پدر و مادر او را نصیحت کردند و گفتند شوهر تو خدای آسمان و زمین است/ آسیه به پدر و مادر گفت اگر.چنین است که شما میگویید باو بگویید آفتاب از مقدم او و ماه از عقب او طلوع و سیر نماید و ستارگان برگرد او بچرخند/ گفتند خیر اینکار را نمی تواند انجام دهد/ گفت اما آفریدگار قادر است آنها زا به گردش در آورد و تمام آنها مسخر او هستند/ فرعون چون این سخنان را از آسیه شنید امر کرد او را نیز مانند زن ماشطه بروی زمین بخوابانند و دست و پاهایش را چهار میخ بکوبند, در آن حال آسیه متوجه پروردگار خود شد و گفت پروردگارا خانه ای برای من در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کردار زشت او نجات بده/ در همان حال فرشتگان جایگاهش را در بهشت باو نشان دادند و عذاب بر او آسان شد و جان داد و به همین دلیل و این نوع عذاب, از طرف خداوند فرعون ذی الاوتاد نامیده شد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : درقران کوهها به معنی میخ های زمین امدند اهرام ثلاثه مصر هم شبیه کوه هستند پس فرعون صاحب میخها یعنی صاحب کوهها یعنی اهرام ثلاثه پس منظور همان کشور مصراست
  سوره جن آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
این آیه دلیل است بر آنکه پیغمبر اکرم(ص) مبعوث شده بر جن و انس و دیگر آنکه جنیان دارای عقل و شعور هستند و مورد خطاب پروردگار واقع میشود و آنها به لغات عرب عارف هستند و معجزه و غیر آن را تمیز میدهند و در اوایل رسالت پیغمبر اکرم جنبان قوم خود را با سلام دعوت کردند و آنها را به اعجاز قرآن خبر دادند و آنکه قرآن کلام پروردگار است چه آنکه کلام و گفتار بندگان سبب تعجب نمیشود و تعجب قرآن برای آنست که از حد عادت از حیث تالیف و فصاحت خارج است و از جهت لفظ و نظام با کلام مخلوق و کسی توانایی ندارد که آیه و سوره ای مانند قرآن بیاورد و متضمن داستان های گذشته و آینده است و جاری نموده آن را خدایتعالی بر دست کسیکه درس نخوانده و تحصیل دانش و آموزش ننموده و در میان مردم جزیره العرب که ابدا بهره ای از علم و دانش نداشتند نشا و نما کرده لذا بزرگ شمردند او را و تعجب کردند از بیان قرآن هنگامیکه شنیدند.
طبرسی از ابن عباس روایت کرده که پیغمبر اکرم(ص) در ابتدا امر جنبان را ندید تا قرآن را بر آنها قرائت کند آن حضرت با جمعی از اصحاب بسوی بازار عکاظ تشریف بردند و چون مانع شدند از بالا رفتن جنبان و شیاطین به آسمان بازگشتند بسوی قوم خود به آنها گفتند ممنوع شدیم از رفتن به آسمان و با تیر شهاب ما راندند گفتند به یکدیگر متفرق شویم در اقطار عالم تا ببینیم چه حادثه ای پیش آمده که در اثر آن ما را نمی گذارند به آسمان برویم آنها پراکنده شدند در روی زمین جمعی از ایشان آمدند بطرف تهامه تا رسیدند زیر درختی که در حوالی سوق عکاظ بود مشاهده کردند پیغمبر اکرم(ص) به اصحاب مشغول نماز صبح است و در نماز تلاوت قرآن مینماید گوش فرا دادند بقرآن و شنیدند آیاتی چند از قرآن را پس از آن رفتند و بقوم خود خبر دادند و گفتند مبعوث شدن محمد(ص) سبب شده که ما را نمی‌گذارند به آسمان بالا رویم و آنها نه نفر بودند از طایفه جنبان نصبین و شیصبان که بزرگترین طایفه جنبان هستند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره فجر آیه 27 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
یا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ
در آن روز خطاب رسد به کسی که نفس او ساکن و دلش آرام است به وعده پروردگار و تصدیق نموده او را بازگردد بسوی خدای خود که راضی و خوشنودی از پروردگار و پروردگار نیز از تو راضی و خوشنود میباشد و در صف بندگان خاص من در آی و در بهشت من داخل شو.
حضرت باقر(ع) فرمود هر نفسی که مطمئن به ولایت امیرالمومنین(ع) بشود خوشنود گردد به پاداش و ثواب پروردگار و فرمود در حال احتضار فرشتگان او را صدا میکنند ای کسیکه مطمئن شدی یه ولایت علی امیرالمومنین(ع) باز گردد بسوی پروردگار خود و خوشنود شود و برای او هم و غمی نباشد مگر آنکه به آن حضرت ملحق شود.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 3
  • >
  • >>