پرسش و پاسخ
پرسش از مشاوران سایت
بازدید کننده گرامی شما می توانید سوالات و ابهامات خود را از طریق سایت ما از مشاوران مذهبی سوال نمایید.
نام و نام خانوادگی :
نکته : پاسخ برای شما ایمیل خواهید شد آدرس الکترونیک :
موضوع :
متن سوال :
[ جستجو در آرشيو ]
آرشیو سوالات پرسیده شده
مسعود زرین قلم
وقتی میفرماید " و لا یحیطون به شی من علمه الا بما شاء" آیا می توان تفسیر کرد که نه تنها هر مقدار از علمش را که بخواهد می دهد، بلکه به هر کس که لایق شود می دهد؟
یعنی از این آیه تفسیر شود که دانشمندان مورد لطف خاص حق هستند که به قسمتی از علم او آگاه شده اند؟
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
برای اینکه بتوانیم، تفسیر درستی از آیه داشته باشیم باید: 1- ارتباط این عبارت از آیه را با عبارات قبل از آن پیدا کنیم. 2- معنا و مقصود عبارت را با توجه به معنای دقیق کلمات متوجه شویم که در این عبارت یک کلمه کلیدی، کلمه «شاء» است.
بنابراین:
1-با توجه به عبارات قبل متوجه می‌شویم که مورد صحبت در اینجا، شفاعت کنندگان هستند، پس صحبت از افراد خاصی هست. علامه طباطبایی ره می‌فرمایند:«و سخن کوتاه اینکه: جمله" یَعْلَمُ ما بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ" کنایه است از احاطه خداى تعالى به آنچه که با شفیعان حاضر و نزد ایشان موجود است و به آنچه از ایشان غایب است و بعد از ایشان رخ مى‏‌دهد، و لذا دنبال جمله مورد بحث اضافه کرد:" وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ"، تا احاطه کامل و تام و تمام خداى تعالى و سلطنت‏ الهیه‏‌اش را تبیین کند و بفهماند که خداى تعالى محیط به ایشان و به علم ایشان است و ایشان احاطه‏‌اى به علم خدا ندارند مگر به آن مقدارى که خود او خواسته باشد.»
2- کلمه «شاء» به معنای «اقتضاء وجود و پیدایش چیزى‏» است.
و بحث را با بیان علامه طباطبایی ره جمع بندی می‌کنم:« جمله:" وَ لا یُحِیطُونَ بِشَیْ‏ءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِما شاءَ"، معناى تمامیت تدبیر خدا و کمال آن را مى‏‌رساند، زیرا یکى از نشانى‏‌هاى کمال تدبیر، این است که موجود تدبیر شده، خودش نفهمد که تدبیر کننده او چه منظورى از او و از تدبیر او دارد، و چه آینده‏‌اى برایش در نظر گرفته تا براى خلاصى از آن آینده (اگر ناگوار است) دست و پا نکند و نقشه مدبر را خنثى نسازد، و تدبیر شدگان، مانند قافله چشم و گوش بسته‏‌اى باشند که بر خلاف میل به طرفى سوقشان مى‏‌دهند، و آن قافله هم مى‏‌رود صاحب قافله کمال جدیت را به خرج مى‏‌دهد تا از هیچ ناحیه‏‌اى به افراد قافله آگهى نرسد و افراد ندانند به کجا مى‏‌روند و کجا منزل مى‏‌کنند و مقصد نهایى‏شان کجا است.
خداى سبحان با این جمله، این معنا را بیان مى‏‌کند که تدبیر عالم خاص او است براى اینکه تنها او است که به روابط بین موجودات آگاه است، چون او موجودات و روابط آنها را آفریده، و اما بقیه اسباب و علل و مخصوصا علل و اسبابى که از صاحبان عقل هستند هر چند که دخل و تصرفى، و علمى دارند و لیکن هر چه دارند آن را مورد استفاده قرار مى‏‌دهند، خود مرتبه‌‏اى است از شؤون علم الهى، و هر چه تصرف دارند، خود شانى است از شؤون تصرفات الهى و نحوه‏‌اى است از انحاى تدابیر او پس دیگر کسى نمى‏‌تواند به خود اجازه دهد که بر خلاف اراده خداى سبحان و تدبیر جارى در مملکتش قدمى بردارد، و اگر برداشت، آن نیز از تدبیر خداوند است.
و بنا بر اینکه مراد از" علم" معناى مصدرى آن (دانستن) و یا معناى اسم مصدرى آن باشد، و مراد از آن" معلوم" (دانسته شده) نباشد، دلالت دارد بر اینکه علم هر چه هست، از خدا است، و هر علمى هم که نزد عالمى یافت شود آن هم از علم خدا است، و نظیر این مطلب از کلام خدا در باره اختصاص قدرت و عزت و حیات به خداى تعالى استفاده مى‏‌شود، از آن جمله، در باره انحصار قدرت در خدا مى‌‏فرماید:" وَ لَوْ یَرَى الَّذِینَ ظَلَمُوا إِذْ یَرَوْنَ الْعَذابَ أَنَّ الْقُوَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً". «بقره/165» و نیز در مورد انحصار عزت در خدا مى‌‏فرماید:" أَ یَبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ؟ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِیعاً". «نساء/139» و نیز در مورد انحصار حیات در خدا مى‏‌فرماید:" هُوَ الْحَیُّ لا إِلهَ إِلَّا هُوَ" «غافر/65» و در خصوص انحصار علم در خداى تعالى که مورد بحث ما بود ممکن است به دو آیه زیر تمسک کرد:" إِنَّهُ هُوَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ" «یوسف/83»" وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ" «آل‌عمران/66» و آیاتى دیگر که این معنا از آنها استفاده مى‌‏شود، و اگر در آیه مورد بحث علم را به احاطه تعبیر کرده، خواسته است لطفى در تعبیر کرده باشد.»
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
میثم نظارات
بسم الله الرحمن الرحیم
طریقه صحیح فاتحه خواندن برای اموات چگونه است.
با تشکر فراوان
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
از مجموع روایاتی که در این زمینه وارد شده است می‌توان این طریقه را به عنوان هدیه به اموات در نظر گرفت: یک بار سوره حمد + یازده با سوره توحید + 7 بار سوره قدر + یک بار آیه الکرسی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
مهمان
سلام
من یه مدت هست یک سوالی را در مورد قران خواندم که ذهن من مشغول شده میخواستم به من جواب دهید
سوال: چرا خداوند در ایات 5 و 6 سوره حمد از خودش میخواهد که خودش را به راه راست هدایت کند؟
متین رمضانی (داور) : سلام
در آیه 6، ضمیر متلکلم مع الغیر بکار رفته است (ضمیر «نا») که به معنی «ما» هست، یعنی از خداوند هدایت را برای خود و دیگر مؤمنان درخواست می‌کنیم.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
محمد دینکانی
سلام برای ماندن یا نماندن در شغلی نتیجه استخاره ایه ۵۲ و ۵۳ و۵۴ سوره حجر چی میشه
متین رمضانی (داور) : اگر خودتان استخاره می‌گیرید پس اولا آداب آن را رعایت کنید و بدانید که اسنخاره یعنی درخواست از خدا تا شما را به آنچه خیر است هدایت کند. پس در صفحه ای که باز می‌شود، آیات ابتدایی(مخصوصا) را مورد توجه قرار دهید و با توجه به مفهوم آن، راه خود را انتخاب کنید.
و بدانید بهترین استخاره، استخاره عملی است یعنی در حین انجام مقدمات کار و عمل، از خدا بخواهید که آنچه خیر است برایتان پیش بیاید. پس اگر انجام آن عمل، برایتان سهل و بدون مشکل باشد، خوب است و اگر در انجام آن با موانع روبرو می‌شوید یعنی باید از انجام آن منصرف شوید.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رضایی : سلام بر شما.
استخاره در هیچ آیه ای از قرآن نیامده. چنانچه شما بر پایه استخاره تصمیم گیری کنید و آنطور که پاسخ استخاره بوده پیش نرود شما به دین و قرآن دچار شک می شوید و چنانچه پیش برود از تصمیم گیری بر روی عقل و خرد پرهیز می کنید. در هر دو حالت موجب خسران است و هیچ بزرگی بر آن توصیه نکرده.
خداوند به شما عقل و شعور و ان شاء الله فرقان عطا کرده ان شاء الله که از خداوند بخواهید و راه را برای شما روشن سازد و از انجام امور مشکوک پرهیز کنید
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
م ش
آشنایی داریم که با توجه به علایم وگارهایی گه انجام می دهدمطمین شده ام خود شیطان است (نفوذ زیاد شیطان)ودامهای زیادی برای من پهن کرده که چند سال است درگیرم کرده چطور می توانم ازشرش خلاص شوم.
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
1-در صورتی که عمل کنید به آنچه خداوند امر فرموده و اجتناب کنید از آنچه نهی فرموده، به مخالفت با شیطان برخواسته‌اید و
2- رعایت تقوا یعنی ترمز در برابر آنچه خواسته نفس و یا وسوسه شیطان است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
ناصر خدایار
استخاره زدم برای کارم جهت ماندن یا تغییر شغل آیه 30 سوره قصص آمد. ولی معنی ویا نتیجه متوجه نمی شوم.
متین رمضانی (داور) : اگر بعد از بررسی تمام جوانب و مشورت و تحقیق درباره مسأله و محاسبه وجوه مثبت و منفی و .... ، باز هم راه برایتان روشن نشد، از خداوند بخواهید که آنچه خیر است به شما نشان دهد. و اگر با قرآن نمی‌دانید، یا از فردی که آگاه به این مسأله هست بخواهید که به نیابت شما استخاره بگیرد و نتیجه را اعلام کند و یا استخاره با تسبیح کنید.
و بهترین نوع استخاره، استخاره عملی است یعنی اینکه از خداوند بخواهید که آنچه خیر شما هست را به شما نشان دهد و در حین عمل و کار از روی نشانه‌ها معلوم می‌شود که آنچه انجام میدهید خیر شماست یانه.. مثلا ردیف شدن امور آن مورد یا جور نشدن و به سختی و تنگنا افتادن در آن مسأله ..... و توجه به نشانه‌ها و اماره‌ها.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
محمد نیک اخلاق
سوال این است آیه ی 82 سورره قصص در مور دچیست
متین رمضانی (داور) : سلام علیکم
از آیه 79 تا 82 سوره مبارکه قصص درباره قارون به عنوان نماد ثروت است که نوع برخورد او و اطرافیانشان را بیان می‌کند.
در آیه 82 که آخرین آیه از این دسته آیات است، دگرگونى عجیب تماشاچیان دیروز را که از مشاهده جاه و جلال قارون به وجد و سرور آمده بودند و آرزو مى‌‏کردند که اى کاش براى همیشه یا لا اقل یک لحظه به جاى او بودند منعکس می‌کند که به راستى عجیب و آموزنده است، مى‌‏گوید:" آنها که دیروز آرزو داشتند که بجاى او باشند آن گاه که صحنه فرو رفتن او و ثروتش را به قعر زمین دیدند مى‏‌گفتند: واى بر ما! گویى خدا روزى را بر هر کس از بندگانش بخواهد گسترش مى‏‌دهد و بر هر کس بخواهد تنگ مى‏‌گیرد" و کلید آن تنها در دست او است‏. (وَ أَصْبَحَ الَّذِینَ تَمَنَّوْا مَکانَهُ بِالْأَمْسِ یَقُولُونَ وَیْکَأَنَّ اللَّهَ یَبْسُطُ الرِّزْقَ لِمَنْ یَشاءُ مِنْ عِبادِهِ وَ یَقْدِرُ).
امروز بر ما ثابت شد که هیچکس از خود چیزى ندارد، هر چه هست از ناحیه او است، نه عطایش دلیل بر رضایت و خشنودى از کسى است و نه منعش دلیل بر عدم ارزش او در پیشگاه خدا است.
او با همین ثروتها افراد و اقوام را به آزمایش مى‏‌کشد و نهاد و سیرت آنان را آشکار مى‌‏سازد.
سپس در این فکر فرو رفتند که اگر دعاى مصرانه آنها دیروز به اجابت مى‏‌رسید و خدا آنها را بجاى قارون مى‏‌گذاشت، امروز چه خاکى بر سر مى‏‌کردند؟
لذا در مقام شکر این نعمت بر آمدند و گفتند:" اگر خداوند بر ما منت نگذارده بود، ما را هم به قعر زمین فرو مى‏‌برد"! (لَوْ لا أَنْ مَنَّ اللَّهُ عَلَیْنا لَخَسَفَ بِنا).
" اى واى! مثل اینکه کافران هرگز رستگار نمى‏‌شوند" (وَیْکَأَنَّهُ لا یُفْلِحُ الْکافِرُونَ).
الان حقیقت را با چشم خود مى‏‌بینیم، و نتیجه غرور و غفلت و سرانجام کفر و شهوت را.
و نیز مى‌‏فهمیم که این گونه زندگانیهایى که دورنماى دل‏‌انگیزى دارد چه وحشتزا است؟
ضمنا از جمله اخیر این داستان به خوبى روشن مى‏‌شود که سرانجام، قارون مغرور با کفر و بى‏ایمانى از دنیا رفت، هر چند یک روز در اعداد قاریان تورات و دانشمندان بنى اسرائیل بود و خویشاوندى نزدیکى با موسى داشت.
(برگرفته از تفسیر نمونه)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
علی فرخنده
باعرض درود خدمت شما در آیه 56سوره احزاب که آیه صلوات بر پیامبر است چرا آخر آیه رو هر کسی یه جوری معنا کرده منظورم از سلموا تسلیما است .
متین رمضانی (داور) : بخاطر معنایی است که مترجمین در کلمه «سلموا» در نظر گرفته‌اند:
"سلموا" یا به معنى تسلیم در برابر فرمانهاى پیامبر گرامى اسلام است چنان که در آیه 65 سوره نساء آمده، ثُمَّ لا یَجِدُوا فِی أَنْفُسِهِمْ حَرَجاً مِمَّا قَضَیْتَ وَ یُسَلِّمُوا تَسْلِیماً:" مؤمنان کسانى هستند که به داورى تو تن دهند و حتى در دل از قضاوتت کمترین ناراحتى نداشته باشند و تسلیم مطلق گردند).
چنان که در روایتى از امام صادق ع مى‌‏خوانیم:" ابو بصیر" از محضرش سؤال کرد منظور از" صلات" بر پیامبر ص را فهمیده‏‌ایم، اما معنى تسلیم بر او چیست؟ امام فرمود:
هو التسلیم له فى الامور: " منظور تسلیم بودن در برابر او در هر کار است".
و یا به معنى سلام فرستادن بر پیامبر ص به عنوان السلام علیک یا رسول اللَّه و مانند آن مى‏باشد، که محتوایش تقاضاى سلامت پیامبر ص از پیشگاه خدا است.
" ابو حمزه ثمالى" از یکى از یاران پیامبر ص به نام" کعب" چنین نقل مى‏‌کند:" هنگامى که آیه فوق نازل شد عرض کردیم سلام بر تو را مى‏دانیم، ولى صلات بر تو چگونه است؟ فرمود: بگوئید:
اللهم صل على محمد و آل محمد کما صلیت على ابراهیم انک حمید مجید، و بارک على‏ محمد و آل محمد کما بارکت على ابراهیم و آل ابراهیم انک حمید مجید".
از این حدیث هم چگونگى صلاة و درود بر پیامبر روشن مى‏شود و هم معنى سلام.
گرچه این دو معنى براى سلام کاملا متفاوت به نظر مى‏رسد، ولى با دقت مى‏توان آنها را به نقطه واحدى معطوف کرد، و آن تسلیم قولى و عملى در برابر پیامبر ص است، زیرا کسى که به او سلام مى‏فرستد و تقاضاى سلامت او را از خدا مى‏کند نسبت به او عشق مى‏ورزد و او را به عنوان پیامبرى واجب الاطاعه مى‏شناسد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
سید علیرضا پرهیزی
منظور از حبل الله در آیه 103 آل‌عمران چیست؟
متین رمضانی (داور) : در باره اینکه منظور از" بِحَبْلِ اللَّهِ" (ریسمان الهى) چیست؟ مفسران احتمالات مختلفى ذکر کرده‌‏اند، بعضى مى‏‌گویند منظور از آن قرآن است، و بعضى مى‏‌گویند اسلام، و بعضى دیگر گفته‌‏اند منظور خاندان پیامبر و ائمه معصومین هستند.
در روایاتى که از پیامبر ص و ائمه اهل بیت نقل شده نیز همین تعبیرات گوناگون دیده مى‏شود، مثلا در تفسیر" در المنثور" از پیغمبر اکرم ص و در کتاب" معانى الاخبار" از امام سجاد ع نقل شده که فرمودند:" بِحَبْلِ اللَّهِ" قرآن‏ است، و در تفسیر" عیاشى" از امام باقر ع که فرمود: ریسمان الهى" آل محمد ص مى‏باشند، که مردم مامور به تمسک به آن هستند.
ولى نه این احادیث و نه آن تفسیرها، هیچ کدام با یکدیگر اختلاف ندارند، زیرا منظور از ریسمان الهى هر گونه وسیله ارتباط با ذات پاک خداوند است، خواه این وسیله، اسلام باشد، یا قرآن، یا پیامبر و اهل بیت او، و به عبارت دیگر تمام آنچه گفته شد، در مفهوم وسیع" ارتباط با خدا" که از معنى" بِحَبْلِ اللَّهِ" استفاده مى‏‌شود، جمع است.
تعبیر به" بِحَبْلِ اللَّهِ" براى چیست؟
نکته جالب اینکه تعبیر از این امور به حبل اللَّه در واقع اشاره به یک حقیقت است، که انسان در شرائط عادى و بدون داشتن مربى و راهنما، در قعر دره طبیعت، و چاه تاریک غرائز سرکش، و جهل و نادانى باقى خواهد ماند. و براى نجات از این دره و برآمدن از این چاه نیاز به رشته و ریسمان محکمى دارد که به آن چنگ بزند و بیرون آید، این رشته محکم همان ارتباط با خدا از طریق قرآن و آورنده قرآن و جانشینان واقعى او مى‏‌باشد، که مردم را از سطوح پائین و پست بالا برده و به آسمان تکامل معنوى و مادى مى‏‌رسانند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
محمد قندهاری مطلق
در آیه هفده سوره جاثیه می‌فرماید که به اختلاف نیفتادند الا بعد از علم و آکاهی- متوجه منظور این عبارت نمیشم. یعنی چی بعد از علم؟
متین رمضانی (داور) : " فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِنْ بَعْدِ ما جاءَهُمُ الْعِلْمُ بَغْیاً بَیْنَهُمْ"- این جمله به اختلافهاى دینى که به درهم شدن حق و باطل در بین مردم جاهلیت انجامید اشاره نموده، مى‏‌فرماید: آن اختلافها و این اختلاط حق و باطل از جهت شبهه و جهل نبود، بلکه علماى ایشان آن را ایجاد کردند، چون در بین خود حسادت و دشمنى داشتند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 195
  • >
  • >>