عبدالله عبداللهی
خدایا مرا پاکیزه بپذیر....(مهدی باکری)
[ همه پیام ها ] پیام های عبدالله عبداللهي (15 مورد)
  سوره آل عمران آیه 56 - کفار(برخی یهودیان)وگزفتاریهای دنیوی واخروی
1 در این آیه به کیفر دنیوى کافران اشاره شده است که در اینجا مقصود یهودیان هستند؛ یعنى آنان در این جهان گرفتار مشکلات و ناراحتى ها خواهند بود؛ و تاریخ ملت یهود شاهد این مدعاست که در هر مقطع تاریخى برخى زمام داران و اقوام دیگر بر یهودیان مسلط شده و اموال آنان را به آتش کشیده و یا غارت کرده اند و عده اى از آنها را اسیر نموده یا کشته اند

آرى این یکى از آثار کردار ناپسند آنان با پیامبران پیشین، از جمله عیسى علیه السلام است؛ البته این روحیه و رفتار هنوز هم در یهودیان باقى است، ازاین رو کیفر و گرفتارى آنان ادامه دارد

چو بد کردى مباش ایمن ز آفات که واجب شد طبیعت را مکافات

(نظامى)

2 کفر و عناد با رهبران الهى سه پیامد منفى دارد:

الف) گرفتارى و مشکلات در دنیا؛

ب) عذاب شدید در آخرت؛

ج) بى یاور شدن و تنها ماندن

3 کسى که از حق جدا شود، هیچ کس او را یارى نخواهد کرد؛ چرا که حق گرایان از او جدا مى شوند و باطل گرایان وفادار نیستند و در نهایت او را رها مى سازند؛ همان طور که در آخرت نیز کسى شفاعت او را نخواهد کرد و تنها خواهدماند
  سوره آل عمران آیه 40 - علت شگفتی زکریا
1 با توجه به قدرت بى پایان پروردگار، تعجب و شگفتى زکریا ازچه بود؟

او مى خواست بداند: چگونه ممکن است از یک زن نازا فرزندى متولد شود و چه تغییراتى در وجود او پیدا مى شود

زکریا به قدرت خدا ایمان داشت امّا مى خواست این ایمان او به مرحله ى شهود و مشاهده برسد و به چنین مرحله اى از اطمینان نایل گردد

2 اراده ى خدا بر هر چیز طبیعى غلبه دارد؛ چون او علة العلل است و علیت او فوق علل طبیعى است؛ پس اگر خدا بخواهد، در حالت پیرى و عقیمى نیز فرزند عطا مى کند، پس هیچ گاه از استجابت دعا مأیوس نشویم
  سوره آل عمران آیه 38 - زکریا و درخواست اولاد از پروردگار
1 همسر زکریا و مادر مریم، با هم خواهر و هر دو نازا بودند هنگامى که مادر مریم به لطف پروردگار صاحب فرزندى شایسته شد و زکریا ویژگى هاى شگفت آور او را دید بااینکه خود و همسرش کهن سال بودند از موقعیت استفاده کرد و او هم از خداوند فرزندى پاک و با تقوا، همچون مریم درخواست کرد

2 از دعاى زکریاى پیامبر متوجه مى شویم که ارزش فرزند به پاکى اوست؛ البته فرزند پاک، کسى است که از آلودگى هاى عقیدتى، اجتماعى و اخلاقى به دور باشد

چو خواهى که نامت بماند به جاى پسر را خردمندى آموز و راى چو فرهنگ و رایش نباشد بسى بمیرى و از تو نماند کسى

(سعدى)

3 عمل زکریاى پیامبر نوعى غبطه بود، نه حسادت حسد آن است که انسان بخواهد که نعمت دیگران نابود شود؛ و غِبطه آن است که هنگام دیدن نعمت دیگران، از خدا بخواهد که او نیز مثل آن نعمت را داشته باشد حسد ورزیدن نقص است، امّا غبطه اشکالى ندارد

4 زکریاى پیامبر، تنها درخواست فرزند نکرد، بلکه درخواست نسل (ذُرّیّه) کرد تا استمرار داشته باشد این مطلب، علاوه بر توجه به خدا، آینده نگرى او را نشان مى دهد و آموزه اى است براى ما
[ همه نکته ها ] نکته های عبدالله عبداللهي (44 مورد)
  سوره آل عمران آیه 39 - بشارت پروردگار به زکریا در حصوص یحیی
1 واژه ى «یحیى» از ماده ى حیات و به معناى «زنده مى ماند» است که به عنوان اسم یک پیامبر بزرگ، قبل از تولد او، انتخاب شد و این نام بى سابقه بود

2 مقصود از واژه ى «کَلِمة» در آیه ى فوق و برخى دیگر از آیات قرآن همان حضرت مسیح علیه السلام است آرى، عیسى کلمه و نشانه اى از خداست، نه فرزند او

3 یحیى شش ماه از عیسى علیه السلام بزرگ تر بود، ولى نخستین کسى بود که نبوت او را تأیید کرد و چون در میان مردم به پاکى و زهد مشهور بود، گرایش او به مسیح، اثر عمیقى در توجه مردم به نبوت و دعوت او داشت

4 در اینجا این پرسش مطرح مى شود که آیا ترک ازدواج افتخارى براى یحیى به شمار مى آید که در آیه ى فوق بدان اشاره شده است ؟

پاسخ آن است که اولاً، دلیل قاطعى نداریم که واژه ى «حَصُور» به معناى ترک کنندۀ ازدواج باشد؛ پس بعید نیست که به معناى ترک کنندۀ شهوات و دنیاپرستى باشد

ثانیاً، یحیى و عیسى به خاطر شرایط خاص و سفرهاى متعددى که براى تبلیغ دین خدا داشتند، به ناچار ازدواج نکردند، ولى این یک قانون کلّى براى همه و در هر شرایطى نیست قانون ازدواج یک قانون فطرى است که در اسلام و دیگر ادیان بدان توجه شده است

5 در ادیان پیشین نیز نماز و نیایش، به نوعى، بوده است هرچند ممکن است کمیت و کیفیت آن با نماز مسلمانان متفاوت بوده باشد

6 گاهى برخى از فرشتگان الهى با انسان سخن مى گویند این سخن ممکن است به صورت وحى یا الهام درونى و یا نوعى مکاشفه باشد؛ یعنى فرشتگان مجسم شوند و با انسان سخن بگویند

7 در آیه ى سى و هفتم این سوره و در آیه ى فوق از محراب عبادت سخن گفته شد این آیات به این نکته اشاره دارند که انتخاب محلى براى عبادت به نام محراب، نیکوست؛ همان طور که انتخاب مکانى خاص براى عبادت در منزل نیکوست و موجب تمرکز و توجه بیشتر به خدا مى شود و از موانع و مزاحمت ها مى کاهد
  سوره آل عمران آیه 22 - مجازات سنگین قاتلین پیامبران
1 مجازاتِ کُشندگان پیامبران و صالحان شدید است؛ زیرا مجازات «حَبْط » (نابودى کارهاى نیک) درباره ى گناهان شدید به کار مى رود و نفى یارى و شفاعت از این افراد نیز نشانه ى دیگرى از شدّت گناه و مجازات آنان است

2 برخى گناهان، مثل قتل پیامبران و دادگستران و کفر، موجب نابودى اعمال نیک گذشته ى انسان مى شود و او را از یارى و شفاعت این افراد محروم مى سازد
  سوره آل عمران آیه 21 - قتل پیامبران در بنی اسرائیل
این آیه درباره پادشاهان بنى‌اسرائیل نازل گردید که بعد از موسى پیامبران را کشتند و مردانى که امر به معروف و نهى از منکر می‌نمودند به قتل رسانیدند، شیخ بزرگوار ما در تفسیر خود به عنوان روایت نه به عنوان شأن و نزول از ابوعبیدة بن جراح روایت کند که گفت: از رسول خدا صلى الله علیه و آله پرسیدم چه کسانى داراى عذاب سخت تر و شدیدترى خواهند بود.
فرمود: کسانى که پیامبران را بکشند و یا آمرین به معروف و ناهین از منکر را به قتل رسانند، سپس فرمود: اى ابوعبیدة قوم بنى‌اسرائیل در یک روز و در یک ساعت، چهل و سه پیامبر را به قتل رسانیدند و در همان روز هم 112 نفر از بندگان خداى را که امر به معروف و نهى از منکر می‌نمودند کشتند
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های عبدالله عبداللهي (307 مورد)
  سوره نساء آیه 157 - ترجمه برگرفته از تفسیر آسان
و به علت سخن آنان که گفتند: ما عیسى بن مریم را که پیامبر خدا بود بقتل رسانیدیم (مستوجب خشم و طرد شدند) در صورتى که نه او را بقتل رساندند و نه به دارش زدند ولى امر بر آنان مشتبه شد و آن افرادى که دربارۀ او دچار اختلاف شدند نسبت به وى گرفتار شک گردیدند آنان دراین باره علمى غیر از گمان نداشتند و بطور یقین او را نکشتند
  سوره نساء آیه 156 - حداد عادل
و نیز از بهر کفر ورزیدنشان،و آن سخن تهمت آمیز سنگینشان در حق مریم
  سوره نساء آیه 155 - حداد عادل
و سرانجام(به ذلت و خوارى افکندیمشان)به سبب پیمان شکستنشان،و به آیات الهى کافرشدنشان،و پیامبرکشى به ناحقشان،و این سخنشان که دلهامان در پرده پوشیده است،که در واقع خدا به سبب کفرشان بر آن دلها مهر نهاده است،و ایمانشان جز اندکى نیست
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های عبدالله عبداللهي (467 مورد)
  سوره مائدة آیه 31 - روان جاوید
در این هنگام خداوند دو زاغ را مأمور فرمود که با یکدیگر نزاع نموده یکى از آنها دیگرى را کشت و زمین را با چنگال خود کند و جسد آن را دفن نمود قابیل از آن زاغ تعلیم گرفت و بدن برادر را به خاک سپرد و این سنت از آن روز باقى ماند که اموات را دفن نمایند و بسوى پدر مراجعت نمود حضرت آدم (ع) جویاى پسر دیگر خود شد قابیل گفت مگر من مسئول او بودم آدم (ع) فرمود بیا برویم در محل قربانى و بقلب آن حضرت خطور نمود که قابیل چه کرده چون به آن مکان رسیدند امر ظاهر گردید و آن زمین را لعنت فرمود و مأمور شد بلعن قابیل و ندائى بگوش قابیل رسید که ملعون شدى براى کشتن برادرت و براى این زمین خون را به خود فرونمى برد و چون آدم از آن مکان مراجعت نمود چهل شبانه روز بر هابیل گریه کرد و چون امر بر او دشوار شد بخدا شکایت نمود پس به او وحى رسید از جانب خداوند که من پسر دیگرى به تو عطا مى کنم که جانشین هابیل باشد پس حوا براى آدم پسر پاکیزه مبارکى آورد و چون روز هفت رسید خداوند بآدم وحى فرمود که این پسر را من به تو هبه نمودم نام او را هبة اللّه بگذار آنچه عرض شد برطبق روایت قمى از حضرت سجاد است و از روایت اکمال از حضرت باقر (ع) استفاده مى شود که قابیل اول کسى بود که آتشکده بنا نمود به اغواى شیطان و گفت آن قدر آتش را عبادت مى کنم تا قربانى مرا قبول نماید و از روایت عیاشى از آن حضرت استفاده مى شود که او توبه نکرد لذا تا روز قیامت به حرارت آفتاب و برودت زمهریر معذب است و در آن روز بجهنم مى رود بنابراین معلوم مى شود ندامتش از این عمل نه براى توبه بوده بلکه براى آن بوده که بمقصود نرسید و از چشم پدر و مادر افتاد و ملعون به لعنت حق و خلق گردید و کلمه سوئة در آیه شریفه بمعنى چیزى است که شخص از مشاهده آن بدش مى آید لذا بر عورت و بدن میت اطلاق مى شود و کلمه ویل و ویله بمعنى هلاکت است که اضافه بیاء متکلم مى شود و بدل بالف مى گردد و در موقع تحیر و مخاطره هلاکت استعمال مى نمایند و بعضى از مفسرین تصور نموده اند سوئه در اینجا بمعنى عورت است و گفته اند جسد هابیل برهنه بوده است با آنکه واضح است که ستر عورت حفر زمین لازم ندارد
  سوره مائدة آیه 30 - أطیب البیان
پس نفس قابیل وادار کرد او را بر قتل برادرش هابیل پس او را کشت پس صبح کرد از زیانکاران فطوعت یعنى متمایل شد و رغبت پیدا کرد(له) متعلق بطوعت است (نفسه) فاعل طوّعت(قتل اخیه) مفعول طوعت و معنى اینکه متابعت هواى نفس نمود و بدترین خسارات آنست که هواى نفس که دشمن بزرگ انسان است اطاعت کند چنانچه در قرآن میفرماید أَ فَرَأَیْتَ مَنِ اِتَّخَذَ إِلٰهَهُ هَوٰاهُ جاثیه آیه 23، و گفتند انسان سه دشمن بزرگ دارد: 1 دنیا که مال و جاه خود را جلوه میدهد

2 هواى نفس که بعد از جلوه دنیا متمایل میشود و طالب میشود 3 شیطان که راه وصله به آنرا ارائه میدهد

(فقتله) این معصیت شنیع بزرگ را مرتکب شد فَأَصْبَحَ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ خسران زیان در مال التجاره است و از دست دادن سرمایه چنانچه گفتند که انسان تاجر و عمر سرمایه تجارت و اعضاء و جوارح سبعه کارمندان تجارتخانه: چشم، گوش، زبان، دست، پا، شکم، عورت و نفس سرپرست این کارمندان و اعمال صالحه تجارت این تجارتخانه و نفع آن بهشت و خسران آن جهنم است که سرمایه عمر مصرف تحصیل عذاب باشد
  سوره مائدة آیه 30 - اثنی عشری
فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِیهِ :پس آسان و فراخ کرد امر قابیل را، نفس خبیث او، کشتن برادرش هابیل را، یعنى بر وجه وسعت و سهولت، قصد قتل برادر خود کرد و کمر قتل او بسته و در کمینگاه انتقام بنشست، و همین که آدم علیه السّلام عزیمت بیت المعمور کعبه معظمه نمود، قابیل فرصت یافته به سر رمه آمد هابیل را دید خوابیده، سنگى برداشت و بر سر هابیل فرود آورد، چنانچه مغز سرش پریشان شد فَقَتَلَهُ فَأَصْبَحَ مِنَ اَلْخٰاسِرِینَ :پس کشت او را به آن سنگ، پس گشت از زیانکاران در دنیا، به آنکه بقیۀ عمر مردود و مطرود بود، و در آخرت، که نصف عذاب جهنم براى او خواهد بود