لیست نکته های اسدالله قاضي مرادي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " خداشناسی طبیعی است

تسخیر طبیعت یعنی کشف اسرار زمین، آسمان و خورشید و سایر مخلوقات الهی میان آن¬ها و هم چنین حفظ ونگهداری از آن¬ها در جهت رشد مادی و نیل به سعادت معنوی انسان و او فقط با بهره برداری درست و در جهت خدمت به خلق خدا و عبودیت حق است که می تواند از این مواهب الهی بهره برداری کند، در قرآن آیات فراوانی تأکید زیادی دارند که این¬ها آیات و نشانه های الهی¬اند که اهتمام انسان به بهره مندی از آن¬ها باید موجب توجه او به حق تعالی و شکرگزاری او شود، یعنی، بهره¬¬مندی از مواهب طبیعی نیز نوعی خداشناسی طبیعی است.

اهمیت این خداشناسی طبیعی، یعنی شناخت خدا از طریق تأمل در مواهب طبیعی، به قدری زیاد است که در آیات متعدد قرآنهرجا که نعمت¬های الهی در قالب آیات خدا برشمرده می¬شوند، همواره در پایان آیات عباراتی تأمل برانگیز ذکر می¬شود با مضامینی نظیر این که استفاده از این مواهب الهی منشأ تفکر، تأمل و تعقل انسان ها دربارۀ خدا شود . ( روم 24، 25 و 46) عبارات یعقلون و تشکرون دال بر همین واقعیت¬اند، یعنی همة این مواهب الهی که در اختیار انسان قرار داده می¬شوند دارای بار معرفتی¬اند و این که هدف از بهره مند ساختن انسان از آن¬ها افزایش خداآگاهی و عبودیت اوست.

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : قدرت الله قربانی. لوازم معرفت شناختی جهان شناسی قرآن برای علوم طبیعی. پژوهشهای علم و دین، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی. سا ل ششم ، شمارة دوم ، پا ییز و ز مستان 1394، 77-97 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " و قائده لاضرر

دین اسلام هرگز اجازه نمی¬دهد کسی به کسی ضرر وارد کند، وقتی راضی نمی¬شود یک فرد از جامعه متضرّر شود چگونه راضی خواهد شد که یک اجتماع و جامعه ضرر ببیند؟ درفقه نورانی اسلام قائدۀ لاضرر از اینجا ناشی شده است که، مردی به نام سمره بن جندب در زمین یکی از مسلمانان درخت خرمایی داشت هر وقت مایل بود بی اجازۀ صاحب خانه وارد خانۀ آن مرد می¬شد و به بهانۀ سرکشی به درختِ خود مزاحمت¬هایی برای صاحب خانه ایجاد می¬کرد، چند نوبت به او تذکّر دادند که صحیح نیست بی اجازه صاحب خانه وارد منزلش شوی ولی او توجّه نمی¬کرد و می¬گفت: من حقّ دارم به درخت خود سرکشی نمایم، صاحب خانه چند بار به او گفت برادر درست است که درخت مال شماست ولی اینکه سرزده وارد خانۀ من می¬شوی درست نیست و گوشش بدهکار این حرف¬ها نبود، تا اینکه صاحب زمین نزد رسول خدا (ص) از سمره بن جندب شکایت کرد پیامبر(ص) او را خواست و نصیحت فرمود، ولی بازهم این مزاحم همیشگی دست از مزاحمت خود برنداشت و به حرف پیامبر(ص) نیز اعتنایی نکرد ناگزیر رسول اکرم(ص) به صاحب زمین فرمود درخت ایشان را از ریشه بکن و در میان کوچه بینداز و سپس این جمله تاریخی را به یادگار گذاشت که در فقه اسلام به قائده لاضرر مشهور است. هیچ کس حق ندارد به هیچکس ضرر وارد کند. در ابعاد بزرگتر و بر اساس آیۀ205 سورۀ بقره" چون انسان در زمینِ خدا قدرت یابد (آن¬را تسخیرکند) بکوشد حاصل خلق را باد فنا دهد و فساد به پا و نسل را قطع کند و خداوند مفسدان را دوست ندارد". براستی امروز به بهانه صنعتی شدن و بالا بردن ثروت جامعه عدّه¬ای خاص هم زمین را، هم هوا را و هم آب را آلوده می-کنند و این سه عنصر زیر چکمه بیدادگران با ظاهری متمدّن نابود شده و از بین می¬رود.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " سنّت الهی است

استاد شهید مطهّری رحمت¬الله علیه، در کتاب عدل الهی می¬فرمایند، پدیده¬های جهان محکومِ یک سلسله قوانین ثابت و سنت-های لایتغیّر الهی می¬باشند و به تعبیر دیگر خداوند در جهان شیوه¬های معینی دارد که گردش کارها را هرگز بیرون از آن شیوه¬ها انجام نمی¬دهد، این شیوه¬ها از چگونگی هستی اشیاء انتزاع شده است و به همین دلیل تبدیل و تغییری برای آن محال است، این سنت¬های لایتغیّر اساس پایداری و نظم حاکم بر نظام توحیدی حاکم بر آفرینش است و بدون آن¬ها طبیعت، جهان و بطور کلّی آنچه خداوند آفریده است فرو می¬ریزد. یکی از این سنن " سَخَّرَلَکُم " است یعنی، در نظام توحیدی آفرینش، آفرینش طبیعت، جهان و آنچه خداوند خلق نموده است مُسَخَّرِ انسان هستند، با وجود چنین قدرتی ناله دارد که چرا علیرغم تسخیر روز افزون طبیعت نتوانسته قوانین طبیعت را به نفع انسانیّت بچرخاند، پاسخ یک جمله است، او باید روش خود را برای تسخیر طبیعت عوض کند، او غرق در جهالت است، در فساد اخلاق غوطه¬ور است و می¬خواهد بر طبیعت چیره شود این نشدنی است، زیرا کار تسخیر به فساد آلوده شده است.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " حضور است

با گام¬برداری در مسیر تسخیر طبیعت و جهان هستی، آن¬ها نزد انسان ظاهر می¬شوند یعنی در انسان متولّد و علم نزد او حاصل می¬شود. برای مثال، وقتی توسط وسیله عکاسی تصویر تهیّه شود، این عکس با حضور در عکاسخانه و طی فرایند ظهور تبدیل به چیزی می¬شود به نام عکس که انسان می¬تواند با حسّ بینایی آن¬را مشاهده کند، پس اوّلین قدم در مسیر مواجهه با طبیعت و جهان هستی برای تسخیر آن ایجاد تصویر یا تصوّر از آن در ذهن است و تا چنین نشود تسخیر معنی نخواهد داشت و برای انسان معلوم نیست در پی تسخیر چه چیز است، چنین تصویری در ذهن انسان سامانه اندیشۀ او را به حرکت در می¬آور¬د و انرژی لازم را تآمین می¬کند، پس انسان برای تسخیر طبیعت و جهان هستی باید آن¬را در ذهن خود حاضر نماید و اگر در این¬کار موفق نشود و یا بطور ناقص و بد موفّق به آن شود، تسخیر طبیعت ارائه جواب بی پاسخ است یعنی انسان نمی¬داند به دنبال تسخیر چه چیز است،در حضور به سئوالاتی نظیر آفریننده، نظامندی و هدفمندی طبیعت پاسخ داده می¬شود و در اثر آن طبیعت رخ می¬نماید و چگونگی ضوابط و دستورالعمل¬های مواجهه با طبیعت که منجر به تسلّط انسان بر آن می¬شود تضمین شده و اعتبار می¬یابد.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " عبرت است

در بخش مبانی عبرت دانشنامه ویکی فقه آمده است در سایه اندیشه، محسوسات معنادار می‌شود و حالتی در انسان به وجود می‌آید که از ظواهر عبور نموده، به معنای بلند و کشف حقایق دست می‌یابد و در واقع به نوعی بصیرت می‌رسد. این «بصیرت» ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها را برای وی معلوم می‌کند و راهنمای عمل و رفتار بیرونی او می‌گردد، همچنین این دانشنامه طبیعت و دنیا را سرای عبرت می¬داند، از طرف دیگر تسخیر طبیعت و تسلّط بر آن نیازمند مطالعۀ این سرا است، حال، چنانچه این مطالعه هر چه وسیعتر و عمیق¬تر باشد انسان از سطح ادراکات حسّی عبور نموده¬ و به مرتبه معنایی پدیده-های طبیعی می¬رسد. خداوند در قرآن کریم به عبرت آموزی از مظاهر طبیعی چون آب، باد، دریاها، و … دعوت می کند و آن ها را آیات الهی می خواند تا بندگان راه به سوی شناخت او بیابند و به روز رستاخیز ایمان آورند و از شگفتی¬هایی که در موجودات جهان می¬بینند درس توحید بیاموزند. اگر انسان به راستگویی خداوند یقین داشته باشد در حقیقت، در مواجهۀ با طبیعت چشمانش به درستی گشوده و به بصیرت می¬رسد و از ظواهر امور می¬گذرد و باطن امور را می¬بیند و از آن عبور نموده و به مغز آن که توحید است دست می¬رسد، در چنین وضعیتی است که اعتماد به طبیعت و همزیستی و تعامل با آن عاقلانه و پند آموز می¬شود و چنانچه چنین اعتمادی وجود نداشته باشد از ضررهای متصوّره در امان نخواهد بود.
در نظام توحیدی اسلام جهان مادی و طبیعت وسیله¬ای است تا به انسان کمک کند که از مبداء حیوانی ناطق به مقصد انسانی الهی برسد و در این راه گام بردارد، در چنین نظامی مَثَل انسان مَثَل راننده¬ای می¬تواند باشد که خودروی او طبیعت و هستی است و در اختیارش قرار دارد، چنین راننده¬ای موظّف است با مراقبت¬های ضروری از ایجاد مشکل در کار خودرو جلوگیری و به خود اجازه ندهد با دخالت¬های غیر کارشناسی شده و خودسرانه باعث شود تا خودرو در مسیر حرکت به سمت مقصد دردسر ساز شود و حتّی از دست¬یابی به آن باز ماند، حال اگر رانندۀ چنین خودروئی از خود عبور نکند و به این بصیرت نرسد که به مسائل ایمنی خودرو مثل کمربند ایمنی و رعایت سرعت مجاز اهمیّت دهد از سرنوشت دیگران عبرت نگرفته است و بطور قطع و یقین دچار همان سرنوشتی می¬شود که دیگران در اثر عمل نکردن به نکات فوق دچار شدند. چنین است که انسان جاهل و غوطه¬ور در فساد اخلاق در مواجهه با طبیعت برای تسلّط بر آن نمی¬تواند مدّعی باشد از طبیعت عبور نموده و بر آن تسلّط یافته است و اگر هم تسلّطی در کار است خود را دچار مشکل نموده و یا برای خود دردسر ساخته و در حقیقت اقدام به نابودی خود کرده است، و در نتیجه آن شود که به جای بقاء و تعالی انسانِ الهی براحتی در ویکی پدیا راجع به انقراض بشر صحبت کند و بگوید:
"می‌توان انقراض بشر در آینده‌ای نزدیک را به سه صورت بررسی کرد،
الف) نابودی جهان به وسیله بمب¬های اتمی
ب) نابودی جهان به وسیله عوامل طبیعی همانند بدی آب و هوا (عصر یخبندان) یا گرد بادهای عظیم یا آتشفشان¬های فعال بسیار بزرگ که این وقایع خود مشکلاتی برای نوع بشر بوجود می‌آورد و خطر از بین رفتن آن‌ها را محتمل می‌سازد.
ج) بیماریهای واگیردار و عفونی که فقط ممکن است تعداد کمی از انسان‌ها از این بیماری جان سالم به در برند."
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " مکنت است
بسم الله الرحمن الرحیم
انا مکنا له فی الارض و اتیناه من کل شی سببا(آیۀ 84 سوره کهف)
معنی:
الف) آیت الله مشکینی: همانا ما او را در روی زمین قدرت دادیم و از هر چیزی ( که اراده می کرد ) اسباب و وسایلی ( مانند دانش و توان و امکانات ) در اختیار او نهادیم
ب) آیت الله مکارم شیرازی: ما به او در روی زمین ، قدرت و حکومت دادیم و اسباب هر چیز را در اختیارش گذاشتیم.
ج) جناب آقای صفوی (بر اساس المیزان): ما به او برای حکومت در زمین توانایی بخشیدیم و از هر چیزی که او را به اهدافش برساند وسیله ای به او عطا کردیم .
چنین قدرتی به تسخیر طبیعت و تسلّط بر آن توسط انسان ختم می¬شود و مشخصات این قدرت بر اساس آیات قرآن عبارت هستند از:
الف) پرهیز از گناه، (انعام/6) آیا ندیده اند که چه بسیار مردمى را که پیش از آن ها بودند هلاک کردیم ؟ مردمى که به آن ها در زمین توانایى هایى داده بودیم که به شما آن توانایى ها را نداده ایم، و ابرهاى پرباران به سویشان گسیل کردیم تا باران هاى سودمند بر آن ها فروریزند، و نهرهاى بسیارى را پدید آوردیم که از زیر خانه ها و قصرهایشان روان بود، سپس آن ها را به سبب گناهانشان نابود کردیم و پس از آن ها مردمى دیگر پدید آوردیم.
ب) ناسپاسی، (اعراف/10) و همانا ما شما را در زمین سکونت دادیم، و براى شما در آن اسباب زندگى نهادیم. شما اندک سپاسگزارى مى کنید.
ج) حقیقت¬جویی،(یوسف/21) آن مردى که او را خرید و از اهالى مصر بود، چون در سیماى یوسف نشانه عظمت دید، به همسرش گفت: تو خود امور او را برعهده بگیر و منزلتش را نیکو بدار، امید است براى ما در کارهاى مهم سودمند باشد یا او را به فرزندى اختیار کنیم. بدین سان یوسف را در آن سرزمین جاى دادیم و به او قدرت و مکنت بخشیدیم تا کارهایى را که مورد نظر ما بود به انجام رسانیم و به او تعبیر رؤیاها و تحلیل رخدادها را بیاموزیم، و خدا بر کار خود چیره است، ولى بیشتر مردم این حقیقت را نمى دانند.
د) پاداش نیکوکاران، (یوسف/56) و این گونه به یوسف در آن سرزمین قدرت دادیم که هر جاى آن مى خواست منزل مى گزید. هر که را بخواهیم از رحمت خود برخوردار مى سازیم و پاداش نیکوکاران را تباه نمى کنیم.
ح) دادن زکات و امر به معروف و نهی از منکر(حجّ/41) همآن ها که اگر در زمین به ایشان قدرت دهیم تا بتوانند روش زندگى اجتماعى خود را برگزینند، جامعه اى تشکیل مى دهند که همگان در آن نماز را برپا مى دارند و زکات مى پردازند و به آنچه شایسته است فرمان مى دهند و از آنچه ناشایسته است نهى مى کنند. و قطعاً خدا مؤمنان را یارى مى کند و آن ها را بر کفرپیشگان پیروز مى کرد چرا که فرجام امور از آن خداست.
و) انکار آیات نیست ( احقاف/26) و قطعاً ما به آن ها ( قوم عاد ) در چیزهایى توانایى داده بودیم که به شما کفرپیشگانِ مکّه در آن ها چنان توانایى نداده ایم. و براى آن ها گوش ها و چشم ها و قلب ها قرار داده بودیم تا بدانها چاره اندیشى کنند و شرّ و بلا را از خود بگردانند، ولى گوش ها و چشم ها و دل هایشان آن گاه که آیات ما را انکار کردند هیچ به کارشان نیامد و عذابى که مسخره اش مى کردند بر آن ها فرود آمد. اینک شما کفرپیشگان را که قدرتى کمتر از آن ها دارید چه چیز از عذاب خدا ایمنى بخشیده است.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : پایگاه تدبر موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " و پرداخت وام بصورت قرض¬الحسنه
یکی از عوامل اصلی تولید ثروت در یک جامعه طبیعت و منابع طبیعی شامل جنگل¬ها، مراتع، معادن و غیره است و آحاد جامعه در اثر تسخیر و بهره¬برداری از آن¬ها به ثروت می¬رسند، خداوند با بیان " سَخَّرَلَکُم " این کار یا این راه را مجاز می-داند و هموار ساخته است امّا، برای جلوگیری از وقوع پدیده انباشت ثروت پرداخت وام بصورت قرض الحسنه تجویز شده است.
پرداخت وام، صاحب سرمایه مى‏تواند مقدارى از سرمایه‏اش را به عنوان وام در اختیار نیازمندان قرار دهد تا کارى را در زمینه‏هاى اقتصادى شروع کند چه همیشه انسانهایى هستند که توانایى انجام کار را دارند ولى سرمایه‏اى ندارند و اگر سرمایه‏اى در اختیارشان قرار گیرد مى‏توانند تولید کنند به همین اسلام به پرداخت وام قرض الحسنه بسیار تشویق مى‏کند. خداوند مى‏فرماید: "من ذا الذى یقرض الله قرضا حسنا کیست که‏- 2، حدید 11" خداوند قرض الحسنه دهد. و نیز مى‏فرماید ان تقرضوا الله قرضا حسنا یضاعفه لکم و یغفرلکم‏"تغابن-17،اگر به خداوند قرض الحسنه دهید برایتان دو برابرش خواهد داد و شما را مى‏آمرزد، امام علیه‏السلام پس از ذکر آیه: من ذا الذى یقرض الله قرضا حسنا مى‏فرماید: ولم یستقر ضکم من قل، استقر ضکم وله خزائن السموات و الارض و هو الغنى الحمید - 3، خطبه‏ها، 182،خداوند از روى تنگدستى و نادارى از شما وام نمى‏گیرد بلکه در حالى از شما وام مى‏گیرد که گنجینه آسمانها و زمین از آن واست و بى نیاز و ستوده است، با صداى بلند به صاحبان سرمایه فریاد بر مى‏آورد: لله اباوکم فقدموا بعضا یکن لکم قرضا و لا تخلفوا کلا فیکون فرضا علیکم . خدا بر پدرانتان رحمت آورد بخشى را پیش فرستید تا از آن سود برید و همه را پس از خود مگذارید تا وزرو و بالتان گردد.- خطبه‏ها 194. بهتر است که صندوقهاى قرض الحسنه تأسیس شود و سرمایه هایى در اختیار افراد بى سرمایه قرار گیرد تا از آن استفاده بهینه کنند بد نیست به گزارشى که مدیر عامل بانک جهانى کانادا خانم روى ناک لاسکى تهیه کرده اشاره کنیم این گزارش حاکى از افزایش تولید سرانه ملى است و این پژوهشگر زن این افزایش را نتیجه کاهش میانگین بهره مى‏داند که موجب شده است اشخاص سرمایه‏هاى خود را به جریان بیندازد و از سود آن بهره‏مند شود و اگر فرض کنیم که وامهاى پرداختى بدون بهره باشد مطمئنا افزایش تولید سرانه ملى خیلى بیشتر از آنچه تصور مى‏کنیم خواهد بود.- رادیو کانادا،تاریخ 6/8/1996. اسلام با ترویج قرض الحسنه در میان مسلمان زمینه خوبى را براى بکارگیرى سرمایه فراهم مى‏کند بویژه براى افرادى که سرمایه‏اى در دست ندارند با گرفتن وام بتوانند از تلاش و تخصص خود نیز بهره ببرند. علاوه بر این وام قدرت خرید قشر ضعیف را بالا مى‏برد و وضع اقتصادى را بهبود مى‏بخشد این کارى است که کشورهاى بزرگ در حال حاضر انجام مى‏دهند آنان کشورهاى کوچک را تشویق مى‏کنند که براى بالا بردن قدرت خریدشان وام بگیرند و سود اصلى به کشورهاى بزرگ پرداخت کننده وام و فروشنده فرآورده‏هاى صنعتى بر مى‏گردد.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : حائری، محسن. اندیشه اقتصادی نهج¬البلاغه، لوح فشرده کتابخانه دیجیتال، نور¬الزهرا. موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " سرمایه گذاری است

یکی از عوامل اصلی تولید ثروت در یک جامعه طبیعت و منابع طبیعی شامل جنگل¬ها، مراتع، معادن و غیره است و آحاد جامعه در اثر تسخیر و بهره¬برداری از آن¬ها به ثروت می¬رسند، خداوند با بیان " سَخَّرَلَکُم " این کار یا این راه را مجاز می-داند و هموار ساخته است امّا، اسلام برای جلوگیری از ثروت اندوزی سرمایه گذاری را تجویز کرده است. سرمایه گذارى مستقیم که عبارت است از هزینه کردن سرمایه در زمینه‏ هاى اقتصادى که به جامعه خدماتى ارایه مى‏دهند و به مرور زمان سرمایه را افزایش مى‏دهد زمنیه‏هاى کارى را فراهم مى‏کند که از قبل قابل پیش بینى نبوده و یا وجود نداشته است همچنین این سرمایه گذارى مى‏تواند با ایجاد اشتغال از میانگین درصد بیکارى بکاهد ،علاقه به سرمایه گذارى ریشه در نهاد انسان دارد زیرا سودش منحصر به یک جانب نیست بلکه در آن فایده‏هاى فراوانى نهفته است.
امام على علیه‏السلام در خصوص انگیزه‏هاى درونى که در بعضى از افراد وجود دارد و آنها را به سوى سرمایه گذارى سوق مى‏دهد مى‏فرماید:"و بعضهم یحب تثمیر المال و یکره انثلام المال" و گروهى افزونى سرمایه را دوست دارند و کاستى آن را نمى‏پسندند. یعنى دوست دارند که سرمایه شان را با سود و بهره افزایش دهند و کاستى سرمایه را نمى‏پسندند و این گفتار به ما نشان مى‏دهد و جایى براى شک و تردید باقى نمى‏گذارد که بهره بردارى به مفهوم اقتصادى در حیات اقتصاد اسلامى معروف بوده است این امر گستردگى دیدگاه اسلام به اقتصاد را نشان مى‏دهد و به ویژه دیدگاه گسترده و همه جانبه اقتصادى امام على(ع) را مى‏رساند شاید سرمایه گذارى از بیشترین چیزهایى باشد که اقتصاد دانان در فعالیت در زمان امام على(ع) نیز بوده و وضعیتى بهتر از امروز داشته است حاکم اسلامى دیگران را به این کار به سبب داشتن بهره‏هاى اقتصادى مى‏کرده است

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : حائری، محسن. اندیشه اقتصادی نهج¬البلاغه، لوح فشرده کتابخانه دیجیتال، نور¬الزهرا. موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " به بخشش به فقرا و نیازمندان می¬انجامد
" سَخَّرَلَکُم " به بخشش به فقرا و نیازمندان می¬انجامد
یکی از عوامل اصلی تولید ثروت در یک جامعه طبیعت و منابع طبیعی شامل جنگل¬ها، مراتع، معادن و غیره است و آحاد جامعه در اثر تسخیر و بهره¬برداری از آن¬ها به ثروت می¬رسند، خداوند با بیان " سَخَّرَلَکُم " این کار یا این راه را مجاز می-داند و هموار ساخته است امّا این ثروت انباشته اگر به بخشش به فقرا و نیازمندان بیانجامد قدرت خرید آنان بالا مى‏رود و با جریان خرید و فروش روند اقتصاد شتاب بیشترى مى‏گیرد و در نتیجه همگان از بازار بهره مى‏برند سؤال این است که از این کار چه چیزى عاید صاحبان سرمایه مى‏شود؟ در پاسخ باید گفت دو چیز:اول:پاداش الهى.دوم: با تزریق مقدارى از سرمایه به بازار چرخ آن را به حرکت در مى‏آورد و همه را به تحرک وا مى‏دارد، خود او - صاحب سرمایه - نیز از این رهگذر بهره مى‏برد زیرا رونق بازار درآمد و سود او را نیز افزایش مى‏دهد در حالى که اگر سرمایه‏اش را مى‏انباشت بخشى از توان بازار را راکد مى‏ساخت این کار آثار زیانبارى بر اقتصاد مى‏گذاشت و نتایج آن پس از مدتى بر همگان آشکار مى‏شد. قرآن کریم به انفاق و بخشش تشویق مى‏کند و مى‏فرماید: "و ما أنفقتم من شى‏ء فهو یخلفه و هو خیر الرزقین - سبأ:39. " و هر چه انفاق کنید عوضش را خواهد داد او بهترین روزى دهندگان است. "وأنفقوا مما رزقناهم سرا و علانیة یرجون تجارة لن تبور . - فاطر:29." و از آنچه به آنان داده‏ایم پنهانى و آشکار انفاق مى‏کنند امید به تجارتى دارند که هرگز زیان نکند. "و ما تنفقوا من خیر فلا نفسکم - بقره:272. " هر چیزى انفاق کنید ثوابش از آنان خودتان است. و بر همین اساس امام على علیه‏السلام خطاب به صاحبان سرمایه مى‏فرماید:"طوبى لمن ذل فى نفسه و طاب کسبه و صلحت سریرته و حسنت خلقته و أنفق الفضل من ماله - کلمات قصار:123." خوشا به حال کسى که نفس خویش را به فروتنى وا دارد و کسبش پاک و شایسته و نیتش پسندیده و خلق و خویش نیکو باشد و زیادى مالش را انفاق کند، یعنى آنچه افزون بر نیاز اوست انفاق کند. امام همچنین مى‏فرماید:"و المال تنقصه النفقه"- کلمات قصار:147." . پس ثروت جز با انفاق کامل نشود بنابراین اگر انسان سرمایه‏اش را انفاق کند در مسیر رشد قرار مى‏گیرد البته در اینجا باید توجه داشته باشیم که انفاق‏ از نظر اسلام نوعى بهره بردارى از ثروت است زیرا سود آن در درجه اول به صاحب سرمایه بر مى‏گردد بر خلاف اعتقاد سرمایه دارى که انفاق را موجب هلاک سرمایه مى‏داند یعنى بر عکس آنچه امام علیه‏السلام مى‏فرماید:"المال تنقصه النفقه"(سرمایه بدون انفاق ناقص است) یعنى فعل تنقص را مضارع أنقص کم داشتن بدانیم و نه نقص کم کردن و بین این دو تفاوت است امام علیه‏السلام گفتارش را با کردارش تبیین مى‏کند مالش را صدقه مى‏دهد و در منفعت عمومى مصرف مى‏کند امام علیه‏السلام خانه خود را در مدینه به بنى زریق مى‏بخشد و مى‏نویسد:"هذا تصدق به على بن ابى طالب و هو حى سوى، تصدق بداره التى فى بنى زریق صدقه لاتباع و لا توهب یرثها الله الذى یرث السموات و الارضین و اسکن هذه الصدقه ملاء ما عشن و عاش عقبها فاذا نقرضوا فهى لذى الحاجة من المسلمین - 1، تهذیب 6 / 131 ح 709"این خانه‏اى است که على پسر ابوطالب - در حالى که زنده و سلامت است - به عنوان صدقه به بنى زریق بخشید، صدقه‏اى که فروخته نشود و هبه نگردد تا خداوند که وارث آسمان و زمین است وارث آن گردد، و تا وقتى که خود و اعقابشان زنده‏اند در آن زندگى کنند آنگاه که منقرض شدند، این خانه از آن مسلمانان نیازمند خواهد بود.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : حائری، محسن. اندیشه اقتصادی نهج¬البلاغه، لوح فشرده کتابخانه دیجیتال، نور¬الزهرا. موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " اندوختن ثروت‏ نیست
" سَخَّرَلَکُم " اندوختن ثروت‏ نیست
یکی از عوامل اصلی تولید ثروت در یک جامعه طبیعت و منابع طبیعی شامل جنگل¬ها، مراتع، معادن و غیره است و آحاد جامعه در اثر تسخیر و بهره¬برداری از آن¬ها به ثروت می¬رسند، خداوند با بیان " سَخَّرَلَکُم " این کار یا این راه را مجاز می-داند و هموار ساخته است امّا، اسلام ثروت اندوزى را حرام مى‏داند زیرا موجب حبس اموالى مى‏شود که باید در جاهاى درست هزینه گردد. ثروت اندوزى جامعه را از سرمایه‏اى که باید در آن جریان یابد محروم مى‏کند خداوند مى‏فرماید:
"والذین یکنزون الذهب و الفضة ولا ینفقونها فى سبیل الله فبشرهم بعذاب ألیم"، کسانى که زر و سیم مى‏اندوزند و در راه خدا انفاق نمى‏کنند آنان را به عذابى سخت بشارت بده.
بر همین اساس امام على علیه‏السلام با پدیده ثروت اندوزى به شدت مبارزه مى‏کند و ثروت اندوزان را مردگانى بیش نمى‏داند آنگاه که به کمیل مى‏فرماید:((هلک خزان الاموال و هم أحیاء)) ثروت اندوزان مرده‏اند- کلمات قصار:139، اگر چه به ظاهر زنده‏اند این نشانگر هلاکتشان در آخرت است البته در دنیا نیز از هالکین هستند امام مى‏فرماید: "الشح أضر على الانسان من الفقر لان الفقیر اذا وجد اتسع و الشحیح اذا وجد" - ابن ابى الحدید:20/335/844. بخل ورزیدن بر انسان زیانبارتر از فقر است چون فقیر اگر بیابد بى نیاز مى شود اما بخیل به چیزى دست یابد بى نیاز نگردد. فقیر اگر به ثروتى دست یابد از آن بهره مى‏برد اما بخیل ثروت اندوزى مى‏کند و آن را مصرف نمى‏کند.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : حائری، محسن. اندیشه اقتصادی نهج¬البلاغه، لوح فشرده کتابخانه دیجیتال، نور¬الزهرا. موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 11
  • >
  • >>