لیست نکته های اسدالله قاضي مرادي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره ابراهیم آیه 32 - "سخَّرَلَکُم" گرفتار خُدعۀ دنیا است
چگونه است که طبق آیات 32 و 33سورۀ مبارکۀ حضرت ابراهیم(ع) و سایر آیات مشابه، از یک طرف دنیا در یَدِ قدرت انسان است و از طرف دیگر بفرمودۀ امام علی (ع) در دعای کمیل " خدعتنی¬الدنیا به غرورها و نفسی به جنایتها و مطالی"؟ یعنی دنیا با فریبندگی خود مرا فریب داده و نَفسَم را به جنایت واداشته و به مسامحه کاری انداخته است.از فرمایش یاد شده چنین برمی¬آید که اوّلاً، دنیا براحتی تن به فرمان انسان نمی¬دهد و می¬کوشد با خدعه و نیرنگ کوشش در راه "سخَّرَلَکُم" را به انحراف کشاند، ثانیاً، نیروی فریبندگی دنیا بقدری مهمّ و قابل توجّه است که حضرتش خودرا از آن مصون نمی¬دارد، ثالثاً، اهمّیّت چنین فرمایشی در بعد فردی غیر قابل انکار است، امّا نباید از بعد اجتماعی و مردمی آن غافل بود. هر کس نداند چنین جملاتی در1400 سال قبل بیان شده، وقتی آن¬را قرائت کند نمی¬تواند منکر شود که این جملات خطاب به مردمی از این روزگار است که فریب دنیا را خورده¬اند و طوری ماهیّت¬شان تغییر یافته که به هر جنایتی رضایت می¬دهند، و آن¬هایی که از این مهمّ آگاهی دارند در می¬یابند که گویی آن حضرت چنین روزگاری را می¬دیده است و برای جلوگیری از وقوع جنایات ضد انسانی توسط فریب خوردگان توسط دنیا چنین سخنانی را بیان داشته است. مردم غرب مدرنیته از جمله نو فریب-خوردگان روزگار ما هستند که با تسلّط اندک بر منابع خدادادی و کسب قدرت نتوانسته¬اند از حیله و مکر این تسلّط و قدرت مصون بمانند زیرا، این حیله و مکر از نفس آن¬ها نفسی جنایتکار ساخته بطوری¬که آنان را در برابر جنایات سردمداران خود درهر گوشه از دنیا به مسامحه کاری انداخته و شریک هستند. جنایاتی نظیر جنگ تحمیلی، کشتار 300 انسان بی گناه هواپیمای مسافربری ایرانی، شبیه خون یا تهاجم فرهنگی و تحریم¬های ظالمانه از اندک نمونه¬های زشت با باور زیبایی فریبندۀ تسلّط بر دنیا است که آن¬ها را بر سر هر حرکت افشاگرِ خُدعه¬شان آوار می¬کنند.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : نهج البلاغه موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " قدرت و امانت است

در مسیر تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی باید قدرتمند بود و با قدرت عمل کرد، بـدیـهـى اسـت مـنـظـور از قـدرت تنها قدرت جسمانى نیست، بلکه مراد قدرت و قوت بر انجام مسئولیت و در عین حال دلسوزی و خیرخواهی و امین و درستکاری است. در این راه، تنها قناعت به امانت و پاکى به همان اندازه اشتباه است که تنها قناعت به تخصص. مـتـخـصـصـان خـائن و آگاهان نادرست همان ضربه را مى¬زنند که درستکاران نا آگاه و بى اطلاع. برای مثال، اگـر بـخـواهـیـم " سَخَّرَلَکُم " خراب شود و به بیراهه رود باید کارهای آن را به دست یکى از این دو گروه بسپاریم : مدیران خائن، یا پاکان غیر مدیر و نتیجه هر دو یکى است. مـنـطـق اسـلام ایـن است که هر کار باید به دست افرادى نیرومند و توانا و امین باشد، تا بـه " سَخَّرَلَکُم " عمل شود، و اگـر در عـلل زوال حـکـومـتـ¬¬هـا در طـول تـاریـخ بـیندیشیم مى¬بینیم عامل اصلى سپردن کار به دست یکى از دو گروه فوق بوده است.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از تفسیر نمونه موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " به تجارتی بی نظیر می¬انجامد


نهج¬البلاغه در کلمات قصار جملۀ 131 دنیا را به تجارتخانه تشبیه می¬کند با این وصف که:
اوّلاً) در حقیقت تمام نعمت¬ها مثل علم، سرمایه¬های مادّی و معنوی دیگر که انسان در اثر " سَخَّرَلَکُم " یا تسخیر طبیعت و محیط پیرامون خود به بدست می¬آورد چیزی است که خداوند به او بخشیده و او را صاحبان اموال شمرده، خداوند در یک معامله یا تجارت که جنبۀ هدایت¬گر و تربیتی دارد او را مورد لطف و محبّت خود قرارمی¬دهد و بر خلاف معاملات معمولی که عین همان مقدار را باز پس می¬دهند، او چندین برابر، گاه صدها و گاه هزار برابر، برآن اضافه می¬کند وعلاوه بر این¬ها وعدۀ "اجر کریم" که پاداشی است عظیم که جز خدا نمی¬داند نیز می¬دهد. ثانیاً) همه چشم از جهان و مواهبش که با عمل به " سَخَّرَلَکُم " بدست آورده¬اند می¬پوشند و همه را می¬گذارند و می¬روند پس اکنون که در اختیارشان است باید بهره جاویدان و ماندگار از آن بِبَرند و با آن¬ها دست به تجارتی بزنند که از عذاب عظیم نجات یابد یعنی گناهانشان بخشیده شود، وارد بهشت جاوید شوند و به رستگاری بزرگ برسند و نصر وپیروزی نصیبشان گردد. ثالثاً) بعضی انواع چنین تجارتی عبارتند از : الف) مجاهدت. ب) انفاق. ج) قرض¬الحسنه. پس بدان چنانچه در این تجارت شرکت فعّال نداشته باشی به " سَخَّرَلَکُم " عمل نکرده¬ای و به بیراهه می¬روی.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از: تفسیر نمونه، ج23، چاپ4، 1367،ص 314تا321 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - در مسیر "سخَّرَلَکُم" شکست وجود ندارد
در مسیر "سخَّرَلَکُم" شکست وجود ندارد
برگرفته از: تفسیر نمونه، ج7، چاپ19، 1376،ص443تا445
وقتی قرار است تعلیمات اسلام وارد زندگی مسلمانان شود و کارها بر مسیر آن پیش رود تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی، محتوایی می¬شود برای کار فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و حتّی نظامی برای تشکیل زندگی الهی و توحیدی. راجع به این دستورات و تعالیم باید مراقب بود از آن¬ها به شکل طرح یک مسآلۀ تاریخی مربوط به گذشته استفاده نشود بلکه تعلیمات و دستوراتی است برای امروز، دیروز و فردای ما و همۀ انسان¬ها. در این زمینهّ در آیۀ 52 سورۀ توبه منطق عجیب محکمى تعلیم داده می¬شود که راز اصلى همه پیروزی¬هاى مسلمانان نخستین در آن نهفته شده است، و اگر پیامبر اسلام(ص) هیچ تعلیم و دستورى جز این نداشت براى تضمین پیروزى پیروانش کافى بود، و آن اینکه مفهوم شکست و ناکامى را به کُلّى از صفحه روح آن¬ها زدوده، و به آن¬ها ثابت کرده که در هر حال شما پیروزید. یک جمعیت با ایمان و آگاه، و متّحد و مصمّم جز پیروزى، سرنوشتى ندارند. چنین روحیه¬اى را تنها از طریق تعلیمات اسلامى مى توان بارور ساخت و امروز نیز اگر با تعلیم و تربیت صحیح، این منطق بار دیگر در روح مسلمانان جلوه¬گر¬شود در اثر آن عقب ماندگی¬ها و شکست¬ها جبران و پیروزی¬ها بدست خواهند آمد، همانطور که در طول انقلاب اسلامی ایران با رهبری حکیمانۀ امام خمینی(رحمت الله علیه) و نایب برحق¬ّ ایشان حضرت آیت¬الله خامنه¬ای با چنین تعلیمات پیامبر گونه¬ای شاهد جلوه¬های منطق مورد نظر بودیم و موفقیت¬ها و پیشرفت¬ها را نظاره گر.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از: تفسیر نمونه، ج7، چاپ19، 1376،ص443تا445 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - اسراف در " سَخَّرَلَکُم " به فساد در زمین ختم می¬شود


وقتی خداوند در ماهیت وجود انسان قدرت و توانایی تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی او را قرار داد برای این قدرت و توانایی حدّ گذاشت، چنانچه از این حدّ تجاوز کرد در حقیقت از حدّ قانون آفرینش و قانون تشریع تجاوز نموده و مرتکب اسراف شده است، برتری جویی، استکبار و استثمار یکی از معانی اسراف است که در اثر اسراف در قدرت مورد نظر در انسان بوجود می¬آید، چنانچه در بارۀ فرعون در آیۀ31 سورۀ دخان مى خوانیم : انه کان عالیا من المسرفین : او برترى جوى و مسرف بود. جریان در مسیر " سَخَّرَلَکُم " در داخل چنین حدّ و حدودی بر اساس فطرت، بر مدار خود حرکت می¬کند و هماهنگ با نظام هستى وهدفی سعادتبخش است که براى انسان مـقـدّر شـده، امـا اگـر از حـد خـود تـجاوز کند قدم در جاده فساد در ارض گذاشته است، که نمونۀ عیان آن دنیای به اصطلاح مدرن امروزی است، نمونه¬هایی از اسراف در " سَخَّرَلَکُم " که به فساد در زمین ختم شده است عبارتند از: *) تهیّه، انباشت وسایل کشتار جمعی و کشتن و یا آواره نمودن مردم بی¬گناه ، *) تهاجم فرهنگی از طریق رواج ابتذال فرهنگی توسط وسایل یا سلاح¬های ارتباط جمعی، *) تضعیف اقتصاد و محاصرۀ اقتصادی به وسیلۀ ایجاد اخلال در کارکرد ابزار (سلاح¬) نوین داد و ستد در اقتصادی بین¬الملل و استفادۀ نامشروع به عنوان نوعی ابزار جنگی نوین از آن.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : مرجع: برگرفته از تفسیر نمونه، ج15، چاپ8، پائیز1370، ص307 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - در" سَخَّرَلَکُم " آرزوهای دور ودراز وجود ندارد
بدون شک امید و آرزو و یا به تعبیر عرب (امل) عامل حرکت چرخ¬هاى زندگى انسان¬ها برای تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی است، که حتى اگر یک روز از دل¬ها برداشته شود، نظام زندگى به هم مى¬ریزد، و کمتر کسى دلیلى بر فعالیت و تلاش و جنب و جوش خود پیدا مى¬کند. حدیث معروفى که از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شد (الامل رحمة لامتى و لو لا الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرا :(امید مایه رحمت امت من است ، اگر نور امید نبود هیچ مادرى فرزند خود را شیر نمى¬داد، و هیچ باغبانى نهالى نمى¬کاشت اشاره به همین واقعیت است. ولى همین عامل حیات و حرکت اگر از حد بگذرد و به صورت آرزوى دور و دراز در آید بدترین عامل انحراف و بدبختى است ، و درست همانند آب باران است که مایه حیات است اما این آب اگر از حد گذشت مایه غرق شدن و نابودى خواهد شد. این آرزوى کشنده همان است که آیات 1تا5 سورۀ مبارکۀ حجر روى آن تکیه کرده و آن¬را مایه بى خبرى از خدا و حق و حقیقت مى¬شمارد، این آرزوها و امیدهاى دور و دراز چنان انسان را به خود مشغول مى¬دارد و غرق در عالمى از تخیل مى¬سازد، که از زندگى و هدف نهائیش به کلى بیگانه مى¬شود. حدیث معرفى که در نهج البلاغه از على (علیهالسلام ) نقل شده نیز بیان گویائى براى این واقعیت است : ایها الناس ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان : اتباع الهوى و طول الامل ، اما اتباع الهوى فیصد عن الحق ، و اما طول الامل فینسى الاخرة : اى مردم مخوف¬ترین چیزى که بر شما از آن مى¬ترسم دو چیز است: پیروى از هوا و هوس¬ها، و آرزوهاى دراز، چرا که پیروى از هوس¬ها شما را از حق باز مى¬دارد، و آرزوى دراز آخرت را بدست فراموشى مى¬سپارد. و براستى چه افراد با استعداد و شایسته و لایقى که بر اثر گرفتارى در دام آرزوى دراز به موجودات ضعیف و مسخ شده¬اى مبدل گشتند که نه تنها به حال جامعه شان مفید نیفتادند، بلکه منافع شخصى خود را نیز پایمال کردند، و از هرگونه تکامل نیز بازماندند. در جهان امروز فجایع انسانی و زیست محیطی ریشه در غفلت ناشی از آرزوی دور و دراز دانشمندان دارد، آیا از این انسان-های دانشمند ضعیف¬تر و مسخ شده¬تر وجود دارند که با تفکر "علم برای علم" تشنه و شیفتۀ علم شده از این نکته غافلند که حاصل علمی آن¬ها به ابزاری در دست قدرت طلبانی قرار گرفته است که بشریت، طبیعت و جهان هستی برایشان ارزشی ندارد و تنها ارزش برایشان قدرت است.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از تفسیر نمونه، ج11، چاپ5، ذیل تفسیر آیات 1تا5 سورۀ مبارکۀ حجر موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - "سخَّرَلَکُم" و مکنّاکم
ظاهراً "مکّنّا" مرحله¬ای است برای رسیدن به "سخَّرَلَکُم"، یعنی چنانچه کسی از مرحلۀ "مکّنّا" با موفقیّت عبور نمود به مرحلۀ "سخَّرَلَکُم" می¬رسد و اگر موفّق نشد هلاکتش حتمی است، آیۀ 6 سورۀ الانعام قانون فوق را اینگونه بیان می¬دارد " ایا ندید پیش از ایشان چه بسیار گروهی را هلاک نمودیم و حال آنکه در زمین به آن¬ها قدرت و تمکینی داده بودیم که شمار را ندادیم چون نافرمانی کردند هلاک نمودیم. تفسیر المیزان (سوره 18 آیۀ 84) تمکین به معناى قدرت دادن است. وقتى گفته مى¬شود مکنته و یا مکنت له معنایش این است که من او را توانا کردم . پس تمکن در زمین به معناى قدرت تصرف در زمین است، تصرفى مالکانه و دلخواه، و چه بسا گفته شود که مصدرى است ریخته و قالب گرفته شده از ماده(کون). پس تمکین به معناى استقرار و ثبات دادن است ثباتى که باعث شود دیگر از مکانش کنده نشود و هیچ مانعى مزاحمتش نتواند کند.
تفسیر نمونه (حج-41)، باید توجه داشت که "مکنا" از مادۀ تمکین ، و تمکین به معنى فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است ، اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهى کافى و توان و نیروى جسمى و فکرى. " الذین ان مکناهم فى الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر" ( آن¬ها کسانى هستند که هر گاه در زمین به آن¬ها قدرت بخشیدیم نماز را بر پا مى دارند و زکات را ادا مى¬کنند و امر به معروف و نهى از منکر مى¬نمایند( آن¬ها هرگز پس از پیروزى، همچون خودکامگان و جباران، به عیش و نوش و لهو و لعب نمى¬پردازند، و در غرور و مستى فرو نمى¬روند، بلکه پیروزی-ها و موفقیت¬ها را نردبانى براى ساختن خویش و جامعه قرار مى¬دهند، آن¬ها پس از قدرت یافتن تبدیل به یک طاغوت جدید نمى¬شوند، ارتباط¬شان با خدا محکم و با خلق خدا نیز مستحکم است چرا که صلوة (نماز) سمبل پیوند با خالق است ، و زکات رمزى براى پیوند با خلق، و امر به معروف و نهى از منکر پایه¬هاى اساسى ساختن یک جامعه سالم محسوب مى¬شود و همین چهار صفت براى معرفى این افراد کافى است و در سایۀ آن سایر عبادات و اعمال صالح و ویژگی¬هاى یک جامعه با ایمان و پیشرفته فراهم است.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از: تفسیر نمونه، ج9، چاپ5 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - زُهد در " سَخَّرَلَکُم "


در راه فعالیت برای تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی، طیّبات و مواهب الهی به انسان روی می¬آورد که نباید سرنوشت کافران را برایش رقم زند و در آخرت، آتش دوزخ به آن¬ها عرضه شود، مسلما تمتّع از مواهب الهى در این جهان کار نکوهیده¬اى نیست ، آنچه نکوهیده است غرق شدن در لذّات مادى و فراموش کردن یاد خدا و قیامت، یا بهره گیرى گناه آلود و بى قید و شرط از ایـن لذّات و غـصـب حـقـوق دیـگـران و در یک کلام کمرنگی زُهد در ایـن رابـطـه اسـت، قـابـل تـوجـه اینکه این تعبیر تنها در آیه20 سورۀ احقاق دیده مى شود و اشاره به این است که گاه انسان از لذات دنیا چشم مى پوشد، یا جز به مقدار لازم براى نیرو گرفتن در کارهاى الهى از آنها بهره نمى¬گیرد، در این صورت گوئى این طیّبات را ذخیره براى آخرتش کرده است ولى بـسـیـار مى¬شود که همچون چهارپایان ، بدون قید و شرط از آن¬ها بهره مى¬گیرد و هـمـه را بـه نابودى مى¬کشاند، و نه تنها چیزى براى آخرت ذخیره نمى¬کند بلکه کوله بـارى از گـنـاه نیز براى خود فراهم مى¬سازد، قرآن درباره این گروه در آیۀ یاد شده مى¬گوید: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا. در بعضى از کتب لغت نقل شده است که منظور از جمله انفقتم طیبات ما رزقتم فى شهواتکم و فـى مـلاذ الدنـیـا، و لم تـنـفـقـوهـا فـى مرضات الله :شما روزی¬هاى پاکیزه اى را که داشتید در طریق شهوات خود مصرف کردید و در طریق خشنودى خداوند انفاق نکردید. در مـنـابـع مختلف حدیث و تفسیر روایات فراوانى از زهد پیشوایان بزرگ اسلام آمده که مخصوصا به آیه مورد بحث در آن استناد شده است ، از جمله:
الف) در حـدیـثـى آمـده اسـت که روزى عمر در (مشربه ام ابراهیم،محلى در نزدیکى مدینه ) خـدمـت پـیـامـبـر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد در حالى که بر حصیرى از برگ خرما خـوابـیـده بـود و قـسـمـتى از بدن مبارک او روى خاک قرار داشت ، و متکائى از الیاف درخت خـرمـا زیـر سـر داشت ، سلام کرد و نشست ، گفت : تو پیامبر خدا و بهترین خلق او هستى ، کسرى و قیصر بر تختهاى طلا و فرشهاى ابریشمین مى خوابند، ولى شما اینچنین ! پیامبر فرمود: اولئک قوم اجلت طیباتهم ، و هى وشیکة الانقطاع و انما آخرت لنا طیباتنا: (آنها گروهى هستند که طیباتشان در این دنیا به آنها داده شده ، و به زودى قطع مى شود، ولى طیبات ما براى قیامت ذخیره شده است.
ب) در حـدیث دیگرى از امام باقر (علیه السلام ) مى خوانیم : روزى مقدارى حلواى مخصوصى خـدمـتـش آوردند، حضرت از خوردن آن امتناع فرمود، عرض کردند آیا آن را حرام مى¬دانى؟! فـرمـود: نـه، ولکـنـى اخـشـى ان تـتـوق الیـه نـفـسـى فاطلبه ثم تلا هذه الایه : اذهبتم طـیـباتکم فى حیاتکم الدنیا و استمتعتم بها: من از این مى ترسم که نفسم به آن مشتاق گـردد، و پـیـوسـتـه بـه دنبال آن باشم ، سپس این آیه را تلاوت فرمود: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا .....
ج) امـیـر مـؤ منان على (علیه السلام ) تمایل به خوراکى از جگر بریان با نان نرم داشت یـکـسال گذشت و به این خواست خود ترتیب اثر نداد، روزى به امام حسن (علیه السلام ) دسـتـور تـهـیـه آن را داد در حـالى کـه حضرت صائم بود، خوراک براى افطار آماده شد، هنگامى که مى¬خواست افطار فرماید سائلى بر در خانه آمد، امام (علیه السلام ) فرمود: ایـن غـذا را بـه سـائل ده مـبـادا هنگامى که نامه اعمال ما فرداى قیامت خوانده مى شود به ما بـگـویـنـد: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا و استمتعتم بها: (شما طیبات خود را در دنیا گرفتید و به آن متمتع شدید.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : مرجع: تفسیر نمونه، جلد21، چاپ چهارم، زمستان 1367، ص343-348 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - اوّل تسبیح خداوند بعد تسبیح برای " سَخَّرَلَکُم "
یاد خدا به هنگام بهره گیرى از نعمت¬ها از نـکـات جـالبـى کـه در آیـات قـرآن بـه چشم مى خورد این است که دعاهائى به مؤمنان تـعـلیـم داده کـه بـه هـنـگـام بـهره گیرى از مواهب الهى بخوانند، دعاهائى که با محتواى سازنده¬اش روح و جان انسان را مى¬سازد و آثار غرور و غفلت را مى زداید.
بـه نـوح دسـتـور مـى دهـد: فـاذا اسـتـویـت انـت و مـن مـعـک عـلى الفـلک فقل الحمد لله الذى نجانا من القوم الظالمین : هنگامى که تو و کسانى که با تو هستند بر کشتى سوار شدید بگو: ستایش خدائى را که ما را از قوم ستمگر نجات بخشید (مؤ منون – 28)
و نـیـز بـه او دسـتـور مـى دهـد کـه بـراى تـقـاضـاى نـزول در مـنـزلگـاه پـر بـرکـت بـگـویـد: رب انزلنى منزلا مبارکا و انت خیر المنزلین، پـروردگـارا! مرا در منزلگاهى پر برکت فرود آر، و تو بهترین فرود آورندگانى - مؤ منون – 29)
و در آیات مورد بحث نیز خواندیم که دستور شکر نعمت¬هاى پروردگار و تسبیح او را به هنگام قرار گرفتن بر مرکب¬ها مى دهد.
و هـر گـاه ایـن خـلق و خـوى انسان گردد که به هنگام بهره گیرى از هر نعمتى بیاد منعم حـقـیـقـى و مـبـداء آن نـعمت باشد، نه در ظلمت غفلت فرو مى رود و نه در پرتگاه غرور مى افتد، بلکه مواهب مادى براى او پلى مى شوند به سوى خدا!.
در حالات پیامبر اسلام (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است که هر گاه پاى خود را در رکاب مى گذارد مى فرمود: (بسم الله )، و هنگامى که بر مرکب استقرار مى یافت مى فـرمـود: الحـمـد لله عـلى کـل حال ، سبحان الذى سخر لنا هذا و ما کنا له مقرنین و انا الى ربنا لمنقلبون .
در روایت دیگرى از امام مجتبى حسن بن على (علیه االسلام ) آمده است که مردى در حضور آن حـضـرت بـه هـنـگـام سـوار شـدن بـر مرکب گفت : سبحان الذى سخر لنا هذا، امام فرمود: ایـنـچـنین به تو دستور داده نشده است ، دستور این است که بگوئى الحمد لله الذى هدانا للاسـلام ، الحـمـد لله الذى مـن عـلیـنا بمحمد (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و الحمد لله الذى جعلنا من خیر امة اخرجت للناس ، ثم تقول : سبحان الذى سخر لنا هذا. اشـاره بـه اینکه در آیه تنها دستور به گفتن سبحان الذى سخر لنا هذا داده نشده بلکه قـبـلا دسـتـور تـذکر و یادآورى نعمت¬هاى بزرگتر خداوند داده شده : نعمت هدایت به سوى اسـلام ، نـعـمـت نـبـوت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم )، نعمت قرار گرفتن در زمره بهترین امت¬ها، سپس تسبیح خداوند بر تسخیر این مرکب.
چـقـدر تـفاوت است میان این تعلیمات سازنده اسلام با آنچه از گروهى هوسران و مغرور دیده مى شود که مرکب¬هاى خود را وسیله خودنمائى و فخرفروشى و گاه وسیله¬اى براى انـواع گـنـاهـان قـرار مـى دهـنـد، چـنـانـکـه (زمـخشرى در کشاف) از بعضى از سلاطین نـقـل مـى کـنـد که او سوار بر مرکب مخصوصش ‍ شده بود، و از شهرى به شهر دیگر مى رفـت ، و یـکماه در میان آن دو فاصله بود، آنقدر شراب مى خورد که هرگز پیمودن راه را متوجه نشد، تنها هنگامى از مستى به هوش آمد که به مقصد رسیده بود!
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : امرجع: تفسیر نمونه، جلد21، چاپ چهارم، زمستان 1367، ص22- 24 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - در مسیر " سَخَّرَلَکُم " پذیرش ولایت کافران وجود ندارد
مؤمنان هنگام مواجهه با طبیعت و محیط پیرامونی خود با هدف تسخیر آن مجاز به پذیرش دوستی و ولایت کفّار را نیستند، برای توضیح، راجع به آیات شماره 149 تا 151 سورۀ آل عمران در تفسیر نمونه آمده است:
چنین به نظر می¬رسد که بعد از پایان جنگ احد دشمنان اسلام با یک سلسله تبلیغات مسموم کننده در لباس نصیحت و دلسوزى تخم تفرقه در میان مسلمانان می¬پاشیدند و با استفاده از وضع نامساعد روانى عده¬اى از مسلمانان تلاش مى¬کردند که آن¬ها را نسبت به اسلام بد بین کنند، شاید یهود و مسیحیان نیز در این قسمت با منافقان همکارى داشتند، همانطور که در میدان احد نیز با دامن زدن به شایعه بى اساس کشته شدن پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله براى تضعیف روحیه مسلمانان کوشش مى¬کردند. آیه نخست به مسلمانان اخطار مى¬کند و از پیروى آن¬ها بر حذر مى¬دارد و مى¬گوید: " اگر از کفار پیروى کنید شما را به عقب بر مى¬گردانند و پس از پیمودن راه پر افتخار تکامل معنوى و مادى در پرتو تعلیمات اسلام، به نقطه اول که نقطه کفر و فساد بود سقوط مى¬دهند و در این موقع بزرگترین زیانکارى دامنگیر شما خواهد شد" (یا ایها الذین آمنوا ان تطیعوا الذین کفروا یردوکم على اعقابکم فتنقلبوا خاسرین ). چه زیانى از این بالاتر که انسان اسلام را با کفر و سعادت را با شقاوت و حقیقت را با باطل معاوضه کند. سپس در آیه بعد تاءکید مى کند که شما بالاترین پشتیبان و بهترین یاور را دارید مى گوید " خدا پشتیبان و سرپرست شما است و او بهترین یاوران است " (بل الله مولاکم و هو خیر الناصرین ). یاورى است که هرگز مغلوب نمى¬شود و هیچ قدرتى با قدرت او برابرى ندارد در حالیکه یاوران دیگر ممکن است گرفتار شکست و نابودى شوند. در آیه بعد اشاره به نجات معجزآساى مسلمانان بعد از جنگ احد مى کند و یکى از موارد حمایت و نفرت خود را از آنان بازگو مى¬نماید و آن¬ها را نسبت به آینده دلگرم مى¬سازد و وعده پیروزى مى¬دهد، " ما به زودى در دل کفار رعب و وحشت مى افکنیم" (یعنى همانطور که در پایان جنگ احد افکندیم و نمونه آن را با چشم خود دیدید) بنابراین به آینده خویش امیدوار باشید.(سنلقى فى قلوب الذین کفروا الرعب ). در شرایط کنونی مسلمانان جهان بویژه مسلمانان کشور جمهوری اسلامی ایران، اُحُد یعنی ما می¬توانیم، اُحُد یعنی نفی کافران، اُحُد یعنی پذیرش ولایت و سرپرستی خداوند و اُحُد یعنی مقاومت، حفظ چنین گذرگاهی یعنی نجات، یعنی دلگرمی و امّید، یعنی رُعب و وحشت در دل کفّار و پیروزی مؤمنان. همانند صدر اسلام دشمنان اسلام با یک سلسله تبلیغات مسموم کننده در لباس نصیحت و دلسوزى تخم تفرقه در میان مسلمانان می¬پاشند و و نمونۀ روشن آن کوشش برای تبدیل نگاه اقتصاد مقاومتی که نظر به مؤمنین دارد به نگاه به خارج که نظر به کافران دارد است که برای تسخیر اُحّد زمان یعنی تبدیل ولایت خدا به ولایت کافران در جریان است.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : مرجع: تفسیر نمونه، جلد3، چاپ چهارم، زمستان 1367، ص22-24 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 15
  • >
  • >>