لیست نکته های اسدالله قاضي مرادي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " آبادگری است

دنیا بر اساس نظام تسخیری استوار است نه بر اساس نظام قسر و قهر، در نظام تسخیری قوانین لایتغیّر حاکم است که کلیه اجزای آفرینش بر اساس آن قوانین از حیات برخوردارند و حرکت می¬کنند و هیچ جبر و اجباری در کار نیست و تمامی اجزاء آفرینش وابسته یکدیگرند و مُسَخَّرِ هم، در نظام تسخیری، پدیده¬ها و آفریده¬ها از حسن و زیبایی آفرینشی برخوردارند زیرا در بستر عدالت آفریده شده¬اند چنانکه رسول اکرم (ص) فرمود: «بالعدل قامت السموات و الأرض»؛ (بان ابی جمهور، ۱۴۰۵، ج۴، ص۱۰۳، ح۱۵۰) و اصولاً عدل ترازوی خداوند در امر آفرینش است. «وَ السّماءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ المِیزَانَ» (الرحمن، ۷) و خلقت بر اساس حق که ملازم عدل است شکل گرفته است: «مَا خَلَقنَا السَّمَواتِ وَالأرضَ وَ مَا بَینَهُمَا إِلّا بِالحَقِّ…»؛ (احقاف، ۳) ، پس، چنانچه مبنای تعامل با طبیعت تسخیر باشد آبادی و آبادانی حتمی است و چنانچه مبنای یاد شده قسری و قهری باشد آبادی و آبادانی در کار نخواهد بود، با چنین باوری است که می¬توان بیان کرد که دنیا آباد آفریده شده و نقصی در آن نیست تا برای تعریف آباد سازی از واژۀ مخروبه استفاده کرد( فرهنگ عمید یا راغب اصفهانی). پس امر خدا در آباد نمودن زمین توسط انسان (وَ استَعمَرَکُم فیها) حاوی وقوع حادثه¬ای است مافوق و ورای چنین برداشت ابتدایی، زیرا هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت همانا من درزمین جانشینی قرار می¬دهم تا خلیفه وجانشین من درزمین باشد، فرشتگان گفتند آیا درزمین کسی را قرار می¬دهی که فساد کند و خون بریزد؟ (بقره-30)، اما خدای متعال در ردِّ سخن آنان می فرماید: من چیزی را می دانم که شما نمی دانید، آن چیز چیست که خداوند می¬داند؟ یعنی انسان اسراری و کمالاتی را از جانب خدای سبحان می¬پذیرد و تحمل می¬کند که ملائکه قدرت و تحمل آن را ندارند. هر چه هست وجود توان و ظرفیت آباد سازی ایجاد آبادانی در زمین در مقابل ایجاد فساد در آن از مشخصات چنین خلیفه¬ای است، هرچه هست کار تسخیر طبیعت توسط انسان و تسلّطِ او بر مواد خام باید به زندگی الهی برای انسان بیانجامد، هر چه هست در تسلّطش بر زمین، حرث و نسل و کشتار و تجاوز و آلودگی و نا امنی محیط زیسست جایی ندارد و محیط زیست سالم نگهداشته می¬شود و تماماً آبادگری است، در بخشی ازآیۀ 61 سورۀ هود(وَ استَعمَرَکُم فیها) خداوند متعال، او را موظّف کرده است که این زمین را آباد کند، یعنی ظرفیّت¬های موجود در این مجموعۀ کرۀ ارضی را به فعلیّت برسانید. خیلی از ظرفیّت¬ها هست که ناشناخته است، بعد شناخته می¬شود و بعد اهمّیّت آن¬ها و ارزش آن¬ها فهمیده می¬شود، این کار تسخیر است، امروز هم که ما خیال می¬کنیم از همۀ ظرفیّت¬های زمین داریم استفاده می¬کنیم، حقیقت مطلب این نیست، ممکن است میلیون‌ها برابرِ آنچه امروز شما از آب و از خاک و از هوا و از موادّ زیرزمینی و از محصولات روی زمین استفاده می¬کنید، بشود به ‌نحوی استفاده کرد که امروز ما از آن خبری نداریم. باید بشر به‌طور دائم ظرفیّت¬های جدیدی را پیدا کند، از این ظرفیّت¬ها به نفع زندگی بشر استفاده کند. بنابراین حفظ و ارتقاء آبادانی دنیا آباد نمودن آن است، یک مثال، اضافه نمودن یک طبقه به طبقات خانه¬ای که در حال بهره¬برداری و آباد است و از شالودۀ قوی برخوردار است به معنی نقض آبادانی آن خانه نیست تا بتوان گفت آن خانه به دلیل اینکه آباد نبود یک طبقه به آن اضافه شد تا آباد شود بلکه با تکیه بر نتایج تحقیقات و دانش روز و مصالح جدید با اضافه نمودن یک طبقه به آن از ظرفیت¬های موجود آن استفاده و خانه آبادتر شده است و قابلیت¬های پنهانی شکوفا می¬شود و آبادانی آن¬ ارتقاء می¬یابد.

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از: الف) پایگاه تدبّر، تفسیر آیۀ 30 سورۀ بقره. ب) کتاب اسلام و محیط زیست اثر آیت¬الله جوادی عاملی. ج) بیانات رهبر انقلاب در دیدار مسئولان و فعالان محیط زیست، منابع طبیعى و فضاى سبز، 17/12/1394 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " در مثنوی مولانا- دفتر چهارم

قرآن کریم یکی از رسالت¬های بزرگ داعیان الی ا... را رشد و شکوفا کردن استعداد بهره وری بهینه انسان از پدیده¬های جهان خلقت برای رشد و ارتقای مادی و معنوی او معرفی می¬کند، یکی از روش¬های انجام این رسالت هدایت جوامعی است که از قدرت اقتصادی مستقر بر تسخیر طبیعت و تسلّط بر آن بر خوردارند و توسط چنین قدرتی گمراه شده¬اند¬. نمونۀ چنین هدایتی داستان حضرت سلیمان(ع) و ملکۀ سبا است که مولانا در دفتر چهارم آن¬را متذکّر شده است. در پی دعوت حضرت سلیمان (ع) از بلقیس، ملکه سبا، به تسلیم در مقابل حق، بلقیس دستور داد چهل قاطر خشت طلا به عنوان هدیه برای آن حضرت ببرند. فرستادگان بلقیس وقتی وارد قلمرو سلیمان شدند، دیدند که آن سرزمین با طلای خالص مفروش شده است! فرستادگان بلقیس چهل منزل روی طلا راه رفتند، به طوری که طلا در نظرشان به صورت شیء بی ارزش درآمد. فرستادگان بلقیس وقتی هدایای وی را نزد حضرت سلیمان(ع) آوردند، آن حضرت با دیدن هدایا خندید و به آن¬ها گفت: من کی از شما هدیه¬ای خواستم؟ خواستۀ من آن است که شما لایق هدیه گرفتن شوید. هدیۀ مورد نظر حضرت سلیمان(ع) چیست؟ در نظر مولانا در مضامین ابیات از این حکایات، به شرح زیر است:
حضرت سلیمان (ع)، کنایه است از داعیان الی ا... .بلقیس، کنایه است از انسان¬های گرفتار در ظلمات دنیا در اثر غرور ناشی از تسخیر طبیعت، بارهای خشت طلا، کنایه است از تعلقات و تعینات جهان مادی و نشان¬دهندۀ قدرت اقتصادی بلقیس. حضرت سلیمان(ع) وقتی مواجه شد که ملکۀ سباء چگونه با توسّل به این قدرت قصد معطل گذاشتن رسالت او را دارد، از تهی فکری بلقیس به خنده می¬افتد و برای وی پیام می¬فرستد که با گرویدن به آفریدگار یکتا، این قدرت اقتصادی را هدیۀ الهی بداند و هدایت شده و لایق هدایای ارزشمندتر شود:
من نمی گویم مرا هدیه دهید ---- بلکه گفتم لایق هدیه شوید
زیرا برای من از عالم غیب هدایای بی نظیری می¬رسد که هیچ بشری دسترسی به آن¬را ندارد.
که مرا از غیب، نادر هدیه هاست ----- که بشر آن را نیارد نیز خواست
ای بلقیس، تو و قومت در اثر این قدرت اقتصادی ناشی از تسخیر طبیعت آفتاب ¬پرست شده¬اید، آفتابی که با تابش نور خود معادن طلا تولید می¬کند، در حالی که می¬بایست خدایی را بپرستید که آفتاب را آفرید.
می پرستید اختری کو زر کند ----- رو به او آرید کو اختر کند
شما با پرستش آفتاب، جان متعالی خود را حقیر شمردید، زیرا این آفتاب است که در خدمت شما است، نه شما در خدمت آفتاب و پدیده های مادی دیگر و نتیجه آن شود که به نور هدایت نشوید و در ظلمت گرفتار آئید.
می پرستید آفتاب چرخ را ----- خوار کرده جان عالی نرخ را
خورشید به امر پروردگار بزرگ به ما خدمت می¬کند. این جهالت و ابلهی است که خدمت¬کار خود را خدای خویش بدانیم و پیشانی عبودیت در مقابلش بساییم.
آفتاب از امر حق طباخ ماست ----- ابلهی باشد که گوییم او خداست
باز گردید ای رسولان خجل ----- زر شما را، دل به من آرید دل

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : مرجع: در محضر مولانا/ زیر نظر سیّد حسن لواسانی. پایگاه اتحاد خبر، مورّخ 18 آبان 1391 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - "سخَّرَلَکُم" حفاظت است



مشکلات زیست¬محیطی در عصر حاضر باعث شده تا تعاملات بین انسان و دنیای پیرامونی او(محیط زیست) مورد بازنگری قرار گیرد. زیرا، به عقیده بسیاری از دانشمندان، ریشه اکثر مسائل و مصائب زیست محیطی در رفتارهای غیر حفاظتی بشر در تسخیر منابع طبیعی)آب، خاک،هوا( نهفته است. برای حل این مسائل و مصائب، تولید تکنولوژی¬های پاک از نظر زیست محیطی در دستور کار دولت¬های مختلف قرار گرفته است، ولی تجربه نشان¬داده است که به کارگیری تکنولوژی¬های پاک یا دوست¬دار محیط زیست نیز به تنهایی نمی¬تواند منجر به حفظ محیط زیست شود، به همین دلیل، بسیاری از محققان حرکت از علوم فیزیکی و فنی به سوی علوم رفتاری و روان¬شناختی را به عنوان راه حل این مشکل معرفی کرده¬اند. در واقع، بُعد نرم¬افزاری )رفتارها و اخلاقیات حفاظت از محیط زیست( باید در کنار بعد سخت¬افزاری )تکنولوژی¬های دوست¬دار محیط زیست( مورد توجه قرار گیرد تا یک راه حل جامع برای معضلات زیست¬محیطی به وجود آید. این راه حلِّ جامع درجهان¬بینی اسلامی و در فرهنگ و اخلاق " سَخَّرَلَکُم " عبارت است از:" امانت¬داربودن انسان " یعنی، انسان خود را مالک دنیا و طبیعت نمی¬داند بلکه رفتار او باید بر قول خداوند که قرآن است مستقرّ باشد و بر این مبنا اوّلین رسالت اومسؤلیت حفاظت است. وجود مبارک رسول خدا(صلی¬الله علیه وآله و سلم) در باره کوه احد فرمود: کوه اُحُد کوهی است که ما را دوست می¬دارد و ما نیز کوه احد را دوست می¬داریم1. این سخن به کوه احد اختصاص ندارد و بدین معنا است که همۀ کوه¬ها، دوست ما هستند و ما هم دوست آن¬هائیم و از کوه احد برای مثال یاد شده است. در پرتوچنین معرفتی حفظ محیط زیست معنا می¬یابد و چنین انسانی هم حافظ دریا است و هم حافظ صحرا و کوه، از اینروست که مسلمانان، دنیا و محیط زیست آن¬را امانت الهی می¬دانند و در اخلاق عملی " سَخَّرَلَکُم " به حفظ آن اهمیّت می¬دهند و آن¬را برای خود وظیفه¬ای لازم می¬دانند1.


قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : 1 – مفاتیح¬الحیات. آیت¬الله جوادی عاملی. صفحۀ691 موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " برکت و سرشاری نعمت است

تسخیر دنیا انسان را به دنیا گرایی می¬کشاند، چنین گرایشی از دو وجه برخوردار است اوّل، الف) لعب و لهو بودن محمد39، انعام32، حدید20، ب) متاع قلیل انسان77، ج) متاع غرورآل عمران 185، د) تکاثر وتفاخر حدید20 ، دوّم، الف) فضل الهی توبه28، نحل 16، نسا37، نور24، ب) خیر بقره273،عادیات6، معارج70 ج) رحمت هود9،اسرا100،کهف82، د) حسنه اعراف130،توبه 250. از طرف دیگر حضرت علی(علیه¬السلام) می¬فرماید: دنیا بهترین کمک برای رسیدن به آخرت است، پس می¬توان نتیجه گرفت، هنر و ارزش انسان در مواجهه با این دو وجه از دنیا برای تسخیر آن این است که: اوّل، او را به بی اعتنایی به قیامت و منحصر کردن کار تسخیر به حیات دنیایی نبرد( نجم19، رعد12، روم3، کهف18) و و بهترین باشد برای کمک برای رسیدن به آخرت. دوّم، از متون اسلامی بدست می¬آید که نه فقط تقوی و پرهیزکاری با بهترین وجه تسخیر و بهره¬برداری از دنیا مغایریتی ندارد بلکه استفاده از بهترین وجه از آن از صفات پرهیزکاران نیز شمرده شده است. حضرت علی(علیه¬السلام) در نامه¬ای به محمّد ابن ابی¬بکر: همانا متّقین بهرۀ دنیای نقد و آخرت و آینده را بردند و با اهل دنیا با دنیایشان شریک شدند ولی اهل دنیا در آخرت آنان شریک نگشتند. پیامبر(صل¬الله علیه و آله) می¬فرمایند: امّت من در زمان حضرت مهدی(عجّل¬الله تعالی فرجه) به گونه¬ای از نعمت برخوردار می¬شوند که هرگز بیشتر از آن برخوردار نبوده¬اند و این از طریق مواجهۀ پُرشور با طبیعت برای بدست آوردن برکت و سرشاری نعمت ممکن است.

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از:موسایی، میثم. روزنام رسالت تیرماه1376، دین و دنیا. موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - اخلاقِ"سخَّرَلَکُم"

روند تسلّط انسان بر آفرینش غیر از خود و تسخیر آن اخلاق را به عنوان بزرگترین چالش فراروی خود می¬داند و هر چه این¬کار جلوتر می¬رود نیازش به اخلاق ضروری¬تر می¬شود، زیرا منظر اخلاقی، منظری بنیادین است و در پرتو آن می¬توان برخی دیگر از نظرگاه¬ها را تبیین یا حتی متعین و مقید کرد. برای مثال، "بیوتکنولوژی" یا "فناوری زیستی" است که افزون بر آنکه زندگی انسان را از رهگذر تغییر زندگی گیاهی و حیوانی تغییر داده به طور مستقیم نیز تحت تاثیر آن است. به همین دلیل، ارزیابی اخلاقی مسایل بیوتکنولوژی از اهمیت بسیاری برخوردار می¬باشد، گستره اخلاق زیستی حیات انسان را پیش از تولد، در طول زندگی و پس از مرگ در بر می¬گیرد و شامل موضوعاتی می¬شود مانند، "درمان ناباروری"، "سقط جنین"، "پیوند اعضاء"، "شبیه سازی انسان و پژوهش بر او"، "دستکاری¬های ژنتیک در گیاهان و حیوانات"، "معیار مرگ" و "مرگ آسان" و غیره. یک رخنمون چنین نیازی در زمینۀ "فناوری زیستی" اخلاق زیستی است که برای اولین بار در 1970 توسط رنسلر پاتر زیست شناس و سرطان پژوه آمریکایی به معنای علم بقاء و برای اشاره به حوزه¬ای جدید از تحقیق میان رشته¬ای به کار رفت که هدف آن حفظ زیست کرۀ زمین و در نتیجه بقای انسان و بهبود کیفیّت زندگی اوست، بر این اساس، اخلاق به موازات کشف ناشناخته¬های زیست¬شناسی بصورت رشته¬ای که دانش تسخیر را با دانش نظام ارزش¬های انسانی، ترکیب می¬کند تا پلی میان علوم تجربی و انسانی ساخته، به انسانیت برای بقا، تداوم و بهبود وضع جهان متمدن کمک کند ظاهر می¬شود. با توجّه به این نکته که دانش اخلاق دامنه¬ای وسیع تر از دانش زیستی دارد و افزون بر آن، اصول اخلاقی حاکم بر سایر علوم زیست شناختی را نیز مطالعه و بررسی می¬کند این نتیجه بدست می¬آید که کاربرد اصول اخلاقی حاکم بر " سَخَّرَلَکُم " با عنوان اخلاقِ " سَخَّرَلَکُم " شناخته ¬شود که شامل بخشی از فعالیت¬های ضروری انسانی است و به طور خاص و مستقیم راهنمای " سَخَّرَلَکُم " در زندگی طبیعی او خواهد بود.

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته: نظری توکلی سعید. اخلاق زیستی و تبیین بایستگی های حفاظت و بهره وری از منابع آب در راستای آموزه¬های فقه محیط زیست. فصلنامه اخلاق زیستی سال دوم، شماره سوم، بهار1391. موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - "سخَّرَلَکُم" حکمرانی مطلوب است

خداوند هستی غیر از انسان را برای او سالم آفریده است و صیانت و پایداری چنین سلامتی حقّ یک انسان سالم است که یک حکمرانی مطلوب آن¬را تضمین می¬کند. انسان طبق احکام اخلاقی اسلام حقوقی دارد که اگر آن حقوق را رعایت نشود از سلامت اخلاقی فاصله خواهد گرفت، زیرا قلمرو آموزه¬های اخلاق اسلامی حقّ انسان برای حفظ سلامت روحی و روانی اوست، چنانچه از آن دستورات حفاظت نکند و آن¬ها را در روح و روان خود ننشاند حقّش را تباه می¬شود، برای مثال، کرامت ذاتی انسان راستگویی را قبل از اینکه وظیفۀ انسان باشد حقّ اومی¬داند و چنانچه آن¬ زیر پا گذاشته شد حقّش را ضایع می¬شود، پس نتیجه این می¬شود که تسخیر در"سخَّرَلَکُم" قبل از اینکه وظیفۀ او باشد حقّ اوست، همان¬طور که راستگویی حقّ اوست چنانچه او این حقّ را خوب مطالبه و به آن عمل کند کار"سخَّرَلَکُم" روان می¬شود، امّا اقامۀ چنین حقّی در جامعه ، مستلزم زمامداری کارآمد بوده و چنین زمامداری نقش بسیار مهمی درصیانت از محیط زیست سالم و پاسداری از مواهب طبیعی و الهی ایفا می¬کند. برای مثال، درست است که طبق اصل پنجاهم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل¬های بعد باید در آن حیات اجتماعی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می¬شود و از این رو فعالیت¬های اقتصادی و غیر آنکه با آلودگی محیط زیست با تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا می¬کند، ممنوع است، امّا حقیقت حقّ صیانت و حفاظت طبیعت و محیط پیرامونی برای انسان بر اساس " سَخَّرَلَکُم " در این اصل نهفته است. یک حکمرانی خوب وظیفۀ تبیین خطوط " سَخَّرَلَکُم " را در اختیار دارد که بعضی ابعاد آن بقرار زیر است:الف) هر فردی را نسبت به دسترنج خود در اثر تسخیر طبیعت در قیاس با سایر مردم مالک امّا در قیاس با خداوند مالک نمی¬داند. ب) به مالکیّت خصوصی اجازه نمی¬دهد اموال و ثروت بدست آمده از تسخیر طبیعت مایۀ حرمان جامعه باشد و جامعه به دو گروه مالمند زراندوز و نیازمند زاری¬گر تقسیم شود. ج) گردش اموال و ثروت بدست آمده در نتیجۀ تسخیر طبیعت در دست همۀ اعضاء جامعه است و احتکار و اکتناز مال و ذخیره کردن آن ممنوع است.

قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از: کتاب اسلام و محیط زیست اثر آیت¬االله جوادی عاملی موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - باب سوء استفاده در"سخَّرَلَکُم" بسته است

اینکه خداوند آفرینش را مسخَّر انسان قرار داده است، به معنی تسخیر بدون قید و شرط نیست، بلکه در مرحله اول تسلط انسان به دلیل مقام جانشینی خداوند است که به انسان عطا شده و در مرحله دوم انسان تنها به شرط هماهنگی با قوانین الهی مجاز به این غلبه است. توجّه به دو نکته برای فهم حقیقی "سخَّرَلَکُم" و بسته شدن باب سوء استفاده از آن ضروری است:
الف) توجه به مالکیت حقیقی خدا، قُلْ مَن یَرْزُقُکُم مِّنَ السَّمَاءِ وَالأَرْضِ أَمَّن یَمْلِکُ السَّمْعَ والأَبْصَارَ (یونس: 31) این آیه به اصل مالکیت حقیقی خدا اشاره دارد و بیان کرده است که هیچ کاری نمی‌تواند بدون اجازه خدا انجام شود وتسخیر طبیعت و جهان پیرامونی باید با اذن الهی باشد. چنانچه اگر طبیعت می‌خواهد تأثیری بر انسان داشته باشد، باید با اذن الهی باشد.
ب) قرآن، طبیعت و محیط پیرامون انسان را موجودی زنده و دارای روح می‌داند که تسبیح گوی خداست. یُسَبِّحُ لِلَّهِ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ الْمَلِکِ الْقُدُّوسِ الْعَزِیزِ الْحَکِیمِ (جمعه: 1)، بر این اساس عامل مشترک میان انسان و هر چیز غیر از او، زنده و صاحبِ روح بودن آن¬ها است که این مسأله می‌تواند رابطۀ میان انسان و جهان آفرینش را از سویی و تأثیر و تأثّر پذیری آن¬ها را از سوی دیگر نشان دهد، در باب نوع این رابطه می‌توان گفت: علاوه بر آیات 32 و 33 سورۀ ابراهیم، آیة أَلَمْ تَرَوْا أَنَّ اللَّهَ سَخَّرَ لَکُم مَّا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ (لقمان:20) گویای این حقیقت است که رابطة میان انسان و طبیعت از نوع رابطة تسخیری است اما در بخش‌های دیگر قرآن آیاتی وجود دارد که نشان می‌دهد "سخَّرَلَکُم" مطلق نیست تا باب سوء استفاده باز باشد. آیاتی نظیرَأتْبَعَهُمْ فِرْعَوْنُ بِجُنُودِهِ فَغَشِیَهُم مِّنَ الْیَمِّ مَا غَشِیَهُمْ (طه: 78) یا فَأَخَذْنَاهُ وَجُنُودَهُ فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ وَهُوَ مُلِیمٌ (ذاریات: 40) و یا سَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَثَمَانِیَةَ أَیَّامٍ حُسُوماً فَتَرَى الْقَوْمَ فِیهَا صَرْعَى کَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِیَةٍ (حاقه: 7) اینها نشان می‌دهد که آنجایی که انسان از نظام توحیدی تبعیت نکرده و در این عطیۀ الهی به خدا خیانت کرده است، پدیده-های طبیعی بر او غلبه و مسخِّر بر انسان شده و انسان را نابود می¬کند، تعابیر فَغَشِیَهُم مِّنَ الْیَمِّ مَا غَشِیَهُمْ یا فَنَبَذْنَاهُمْ فِی الْیَمِّ در ماجرای فرعون و یا تعبیرسَخَّرَهَا عَلَیْهِمْ سَبْعَ لَیَالٍ وَثَمَانِیَةَ أَیَّامٍ حُسُوماً در ماجرای قوم عاد، گویای خشم طبیعت در نتیجه سوء استفاده از آن توسط انسان است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که انسان در برابر عناصر آفرینش به غیر خود و آن در برابر انسان نقش دارد و برای رسیدن به "سخَّرَلَکُم" واقعی عامل تأثیرگذار باشد. پس، در اسلام متناسب با رابطه‌ای که میان انسان و پدیده¬های طبیعی در نگاه "سخَّرَلَکُم" است، بر حفظ این پدیده¬ها از سوی انسان تأکید شده است و هرگونه کاری که از سوی او باعث سوء استفاده از طبیعت و محیط پیرامون انسان شود، نهی شده است، الَّذِینَ یَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِیثَاقِهِ وَیَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن یُوصَلَ وَیُفْسِدُونَ فِی الأَرْضِ أُولَـئِکَ هُمُ الْخَاسِرُونَ (بقره: 27) تا آنجا که این سوء استفاده فساد در زمین و تجاوز است و به دوری از رحمت خدا می¬انجامد.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - نگاه ملّا صدرا در" سَخَّرَلَکُم "

تسخیر طبیعت و محیط پیرامونی انسان نباید مولّد بحران¬های زیست محیطی باشد، ملاصدرا با نظام فلسفی حکمت متعالیه روشی را پیش روی ما گذاشته که بر اساس آن کار تسخیر چنین بحران¬هایی را بوجود نخواهد آورد، زیرا، مفهوم انسان در حکمت متعالیۀ ملاصدرا حاکی از موجودی است که بالقوه اشرف مخلوقات است. انسان به عنوان خلیفه الهی مستجمع جمیع کمالات مادون )جمادی، نباتی، حیوانی( و واسط بین دو عالم خلق و امر است، انسان با استفاده از همه امکانات الهی از جمله با بهره¬گیری از جمیع روش¬های معرفتی )عقلی، نقلی، شهودی( حقایق و واقعیاتی را که وحی برای او در نظر گرفته را به عنوان روش در پیش روی خود قرار می¬دهد. انسان صدرایی خود را هم بخشی اساسی از جهان در نظر می¬گیرد و هم به عنوان موجودی که " جان جهان"است. او در این » جان جهان « اساس خود را نه یک موجود ظالم و مداخله¬گر در طبیعت، بلکه طبیبی مهربان بر بالین آن فرض می¬کند. بر همین اساس او در قبال طبیعت موجودی "مسئول" و "موظّف" است. انسان در نظام فلسفی صدرایی خود را نه ابر مرد جهان و موجودی که هیچ وظیفه¬ای در قبال دیگر مراتب هستی ندارد، بلکه خود را مسؤولی موظّف می¬داند که از حیث حلقه واسط بودن دو ساحت فیزیکال و متافیزیکال می¬بایست آن¬ها را بهم متصل نماید. او نه طبیعت را ابزاری صرف برای کندوکاو دانسته و نه آن را مادّه¬ای ظلمانی و خالی از حیات، بلکه طبیعت او آئینه تمام نمای جمال و جلال الهی است که انسان در تعامل با آن می¬تواند سعادت این جهانی را مقدمه¬ای برای نیل به سعادت آن جهانی قلمداد نماید. این ساختار در حکمت متعالیه انسان را به مثابه حکیمی مهربان در کنار طبیعت می¬شناساند به نحوی که" آرامش و آسایش" را توأمان کسب خواهد کرد. بنابراین انسان صدرایی موجوی موظف و مسؤول است نه موجودی ظالم و بی¬پروا، یله و رها که به اقتضای میل خویش با طبیعت رفتار نماید. او به این دلیل طبیعت را آئینه تمام نمای کمالات الهی می¬داند، لذا هم طبیعت برای او امری قدسی است و هم خویشتن را حافظ امری قدسی می¬داند. بنابراین با نگرش صدرایی، محیط زیست هنگام تسخیر آن نه تنها آماج حملات ددمنشانه انسان قرار نمی¬گیرد، بلکه انسان خود را به واسطه توان¬مندی وجودی که خداوند جهت انجام مسؤولیتش به وی عطا نموده به سان » حکیم و عالم صغیری « فرض می¬نماید که می¬بایست با طبیعت به عنوان یک موجود ذیشعور برخورد نماید.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از: علی کرباسیزاده،محسن شیراوند. تبیین علل معرفتی بحرانهای زیست¬محیطی در تطبیق مبانی فلسفی فرانسیس بیکن و ملاصدرا. فصلنامه اخلاق زیستی سال پنجم، شماره هفدهم، پاییز 1394. موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - معنویت در " سَخَّرَلَکُم "
معنویت در " سَخَّرَلَکُم "
یکی از آثار " سَخَّرَلَکُم " در زندگی بشر مالکیّت است یعنی اینکه اشیاء و ابزارهای زندگی و سازندگی به انسان تعلّق داشته باشد، وقتی مردم در اثر کار و تلاش بر منابع خدادادی مسلّط شدند محصول چنین تسلّطی موجب می¬شود تا بگویند خانۀ من، اتوموبیل من، مغازۀ من، سرمایۀ من و غیره. معنویت در چنین تسلّط و تسخیری علاقۀ مهار شده به اشیاء و جلوگیری از ظهور تعلّق انسان به اشیاء است تا در اثر آن وابستگی از خانۀ من، اتوموبیل من و غیره با من خانه، من اتوموبیل و غیره جابه¬جا نشود، پیشگیری از چنین آفتی که انسان را خرد می¬کند راه بنده کردن انسان برابر حقیقتی است که جزء فطرت اوست، به حقیقتی که پدید آورندۀ اوست و انسان به او عشق ذاتی دارد، معنویت در رهایی انسان از تسلّط و تسخیر محصول " سَخَّرَلَکُم " بر انسان است نه در رهایی از تسلّط و تسخیر انسان بر محصول " سَخَّرَلَکُم ".
محصول نهایی مالکیت در انسان" قدرت " است و منطق اسلام به یک معنا قدرت را تبلیغ می¬کند، چنین قدرتی وقتی محصول واقعی "سخَّرَلَکُم" است که از آن رحم برخیزد، شفقت برخیزد، احسان برخیزد، و به خواری و ذلالت نیانجامد و او را به عزّت و مقام منیع رساند، از نقطه نظر "سخَّرَلَکُمِ" الهی چنین قدرتی وقتی ارزش متعالی در انسان است که مقیاسی باشد برای سنجیدن حقّ و باطل، عدل و ظلم، چنین قدرتی توسط قدرت ارادۀ انسان است که در مقابل خواست¬های نفسانی ایستادگی و مقاومت می¬کند، چنین قدرتی این نیست که انسان مشت گره کرده به دهان دیگری بزند، قدرت این است که انسان علیرغم میل نفسانی خودش کام دیگری را شیرین کند. جمله¬ای از امام حسین(علیه¬السلام) است که می¬فرماید: قدرت کینه را از بین می¬برد یعنی یک انسان وقتی¬که در خودش قدرت احساس کند کینه ندارد نسبت به دیگران، نقطۀ مقابل آدم ضعیف است، آدم ضعیف است که همیشه حسادت می¬ورزد نسبت به دیگران، جمله¬ای دیگری از امیر مؤمنین(علیه¬السلام) در باب غیبت است که فرمود: ضعیف¬ها، عاجزها، ناتوان¬ها و انسان¬های عاری از روح مقتدر پشت سر مردم بدگویی می¬کنند و از بدگویی دیگران لذّت می¬برند و پَست¬اند.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : برگرفته از کتاب انسان کامل، اثر استاد مطهری موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - در " سَخَّرَلَکُم " اتلاف نیست

انسان هنگام بهره¬برداری از طبیعت و دنیای پیرامون خود وقتی موفّق است و می¬تواند ادّعا کند آن¬را تسخیر کرده و کارش بر اساس موازین و قواعد " سَخَّرَلَکُم " است که در آن کار نظریۀ قاعده اتلاف رعایت شده باشد. بر اساس این نظریه شایع فقهی هر "کس" مال "دیگری" را تلف کند ضامن است، از نقطه نظر فردی موضوع روشن است امّا از نقطه نظر اجتماعی چطور؟ آیا می¬توان جوامع مختلف را جایگزین "کس" و "دیگری" کرد و نتیجه گرفت هر جامعه¬ای مال جامعه¬ای دیگر را تلف کند ضامن است؟، از نظر علمای جامعه شناسی این مطلب ثابت شده است همانطور که فرد دارای روح است جامعه هم روح دارد، هر جامعه¬ای دارای فرهنگی است که آن فرهنگ روح جامعه را تشکیل می¬دهد، آیا هر ملّتی که از خود مکتبی مستقل و استقلال فکری و رآی داشته باشد و زیر بار مکتب¬های بیگانه برود و از حقّ حیات خود که ارزنده¬ترین مالش است دفاع نکند مالش تلف نشده است؟، اگر در گوشه¬ای از جهان پیرامونی بشر و در فضایی به مرکز نقطه¬ای در اعماق زمین تا نقطه¬ای در کهکشان فعالیتی توسط جامعه¬ای خاص برای تسخیر انجام شود آثار منفی این تسخیرها محدود به مکانی خاص نباشد و تآثیر آن کلّیه فضای یاد شده را دربر¬گیرد و به دیگر جوامع آسیب رساند، مال و حقّ آن جوامع را تلف نکرده و ضامن نیست؟، پس در چنین دنیایی اگر جوامع متکی به تفکّر تسلّط بر طبیعت برای بهره¬برداری هر چه بیشتر منابع سبب بوجود آمدن مشکلات برسر راه بشر و دیگر جوامع شوند مشمول قاعده اتلاف شده و کارشان " سَخَّرَلَکُم " تلقّی نمی¬شود، برای نمونه، گازهای گلخانه¬ای، درصد بزرگی از این گاز که مسببّب آسیب دیدن لایه اوزن یا لایۀ محافظ کرۀ زمین در مقابل آثار منفی تشعشعات خورشیدی است در کشورهای غربی مخصوصا کشور ایالات متحدۀ آمریکا تولید می¬شود و آثار منفی آن کرۀ خاکی و سایر جوامع را در معرض خطر قرار داده است و سلامتی، اقتصاد آنها را که حقّ و مالشان محسوب می-شود تلف نموده و ضامن هستند و باید پاسخگو باشند. پس این قاعده می¬تواند در مصادیق اعمال حق بر طبیعت، دنیای پیرامون و محیط زیست و جبران خسارات وارده بر آن نقش مناسب و پر رنگی را ایفا کند، و در راه رسیدن به " سَخَّرَلَکُم " واقعی کمک کند.
قالب : اعتقادی گوینده : اسدالله قاضی مرادی
منبع : موضوع اصلی : انسان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 14
  • >
  • >>