لیست لغت های محمد هادي مؤذن جامي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره اسراء آیه 62 - تفسیر علامه جوادی املی
لاحتنکن : به تاکبد آنها را لگام زده و سواری میگیرم و هرجا خواهم میبرم
توضیح : «إحْتَنَکَ» که باب «افتعال» است، یعنی «حَنَک» و «تحت حَنَک» این اسب را گرفته است. آن سوارکاری را که خیلی مسلّط بر اسب است، دهنهٴ اسب و گردن اسب در اختیار اوست که هر طور و هر جا بخواهد میبرد و میراند، میگویند: «إحْتَنَکَ الفَرس». شیطان گفت من سواری میخواهم! این‌طور نیست که کتمان کرده باشد، گفت همه اینها را به ضلالت میکشانم!
#احتناک
http://javadi.esra.ir/-/%D8%AA%D9%81%D8%B3%D9%8A%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B2%D8%AE%D8%B1%D9%81-%D8%AC%D9%84%D8%B3%D9%87-20-1394-10-28
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره فیل آیه 5 - تدبر وتفحص شخصی و المیزان
عصف مأکول : برگهای زراعتی دانه خورده / سرگین
توضیح : برگهای زراعتی که دانه اش خورده شده و فاقد دانه است کنایه از اجساد فاقد روح پس از جمله دسته های پرندگان است . برخی آن را بمعنی "سرگین" می دانند که قرآن از باب ادب آن را مستقیم ذکر نفرموده است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره قمر آیه 34 - تدبر وتفحص شخصی
حاصب : شنباد توفنده
توضیح : حاصب طوفان شن است و بادی سحت و تند که سنگ و ریگ با خود می اورد
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره قمر آیه 31 - المیزان
المحتظر : بهاربند دار / دامدار
توضیح : " محتظر" به معناى صاحب حظیره است، یعنى چهار دیوارى که براى دامدارى ساخته مى‏ شود (و به زبان فارسى آن را قلعه و یا بهاربند گویند) و" هشیم محتظر" درختهاى خشکیده و مانند آن است، که صاحب حظیره آن را براى مصرف کردن در قلعه خود جمع مى ‏کند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ق آیه 36 - تفسیر نمونه
قرن : قوم / مردمان همزمان / نسل
توضیح : " قرن" و" اقتران" در اصل به معنى نزدیک شدن دو چیز یا اشیایى با یکدیگر است، و به جماعتى که در یک زمان زندگى مى‏ کنند" قرن" گفته مى‏ شود، و جمع آن" قرون" است، سپس همین لفظ بر بخشى از زمان اطلاق شده که گاه آن را سى سال، و گاه صد سال گفته ‏اند.
بنا بر این هلاک کردن" قرنها" به معنى هلاک کردن" اقوام پیشین" است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ق آیه 36 - تفسیر نمونه
فنقبوا فی البلاد : جرکت و راه گشودن و نفوذ ذر سرزمینها
توضیح : " نقبوا" از ماده" نقب" به معنى سوراخى است که در دیوار یا پوست ایجاد مى ‏کنند، اما" ثقب" تنها سوراخى را گویند که در چوب ایجاد مى‏ کنند.
این" واژه" هنگامى که به صورت فعلى به کار رود به معنى سیر و حرکت و به اصطلاح شکافتن راه و پیشروى مى ‏آید، و به معنى کشورگشایى و نفوذ در مناطق مختلف نیز آمده است.
" منقبت" نیز از همین ماده است و به افعال و صفات اشخاص بر جسته مى‏ گویند به خاطر نفوذ و تاثیرى که در مردم دارد و یا طریق را براى ترقى صاحبش مى‏ گشاید.
" نقیب" به کسى مى ‏گویند که در باره جمعیتى بحث و بررسى مى‏ کند و از اوضاع و احوال آنها با خبر است و در درون آنها نفوذ مى ‏کند.(تفسیر نمونه، ج‏22، ص: 283)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ق آیه 36 - تفسیر نمونه
محیص : گریزگاه / راه گریز
توضیح : " محیص" از ماده" حیص" (بر وزن حیف) به معنى انحراف و عدول از چیزى است، و به همین مناسبت به معنى فرار از مشکلات، و هزیمت در میدان جنگ نیز آمده است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ق آیه 19 - المیزان
تحید : می گریختی/ کناره می کردی
توضیح : کلمه" حید" که مصدر فعل" تحید" است به معناى عدول و برگشتن به عنوان فرار است، (کسى که به منظور فرار دارد راه خود را کج مى‏ کند، این حالت را عرب" حید" مى‏ گوید)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره ق آیه 19 - تفسیر نمونه
سکرة : مستی و بیهوشی
توضیح : " سکر" (بر وزن مکر) در اصل به معنى مسدود کردن راه آب است، و سکر (بر وزن فکر) به معنى محل مسدود آمده، و از آنجا که در حال مستى گویى سدى میان انسان و عقلش ایجاد مى‏شود به آن" سکر" (بر وزن شکر) گفته شده است.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره قیامة آیه 30 - تدبر وتفحص شخصی
المساق : گسیل /سوق دادان
توضیح : مساق مصر میمی است به معنای سوق دادن و راندن
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 9
  • >
  • >>