نادر نوروزشاد
[ همه نکته ها ] نکته های نادر نوروزشاد (4 مورد)
  سوره انبیاء آیه 99 - ورود الهه ها به جهنم بدون استثناء
استدلال روشن و ساده ای است و آن این که اگر آن الهه ها واقعی بودند، وارد جهنم نمی شدند. ضمیر فاعلی در وردوها را به هولاء برمی گردانیم که نزدیکترین مرجع است و دلیلی برای ارجاع آن به مشرکان و کفار نداریم.
از آن جا که جهنم برای اشیاء، مجازات نیست، آن هم به طور خلود؛ پس این مجازات یا متعلق به اشخاص مدعی الوهیت است که در این صورت با آیه 97 (و ما تعبدون) نمی سازد؛ و یا متعلق است به همان چیزی که گفتیم و آن رابطه باطل و عمل قلبی مشرکان است.
زیرا معبودان غیر الله، منحصر به مدعیان الوهیت نیستند که سزاوار دخول در آتش اند و نمی توان انبیاء و اولیاء و صلحایی که مورد پرستش مشرکان قرار گرفته اند را برای اثبات آن که الهه نیستند، وارد جهنم کرد.
از سوی دیگر گفتیم که عذاب مدعیان الوهیت، به عنوان عذابی که بر شخصشان تعلق می گیرد همانند هر یک از انسانها محقق خواهد شد. و آنها جداگانه بابت ادعای خود و گمراه سازی تک تک منحرفان مجازات می شوند. در صورتی که این آیه و آیات قبل، اشاره به همراهی "آن چه ماهیت الهه بودن" داشته است با خود کفار دارد و این تنها چیزی است که انواع شرک را از بت پرستی تا انسان پرستی یا خودپرستی یا نژادپرستی و ...دربرمیگیرد.
  سوره انبیاء آیه 98 - ما تعبدون، شامل چه مواردی است؟
در این آیه درباره "ما" که معمولا برای غیر ذوی العقول می آید صحبتهایی شده است. مفسرین نتیجه گرفته اند که این می تواند به معنای بتها باشد که در زمره اشیاءند و در برگیرنده پیامبران و صلحایی که از سوی برخی به جای خدا عبادت شده اند نیست.
ما نیز گرچه معتقدیم که پیامبران و صلحا حتی اگر از سوی گمراهان مورد پرستش قرار گیرند به جهنم نمی روند، اما اولا همه معبودان انسانی، جزو صلحا نیستند و تکلیف فرعون و بهاءالله و سایر مدعیان خدایی که انسان بوده اند، چه می شود؟ آیا آنها در شمول این آیه نیستند؟ ثانیا در آیه بعد می فرماید الهه ها وارد جهنم می شوند و خالدند و باز اشکال باقی می ماند در مورد الهه هایی غیر مدعی!
به اعتقاد حقیر، آن نظریه اشکالات دیگری هم دارد. و آن این که لازم می آید تا بتها و اشیاء یا حیواناتی که معبود کافران قرار گرفته اند و خود نقشی در این کفر و شرک نداشته اند وارد جهنم شوند! ضمن آن که ورود آنها به جهنم نمی تواند همانند ورود انسانها به جهنم معنای عذاب شوندگی داشته باشد. ممکن است برای دفع این اشکال گفته شود که حضور آنها در جهنم باعث یادآوری دوران کفر کافران و دوام شرمندگی که خود نوعی عذاب است برای کافران خواهد شد.اما اگر ورود آن معبودان به جهنم را برای عذاب دهندگی فرض کنیم، با معنای آیه بعد سازگار نخواهد بود! که می فرماید : لَوْ کَانَ هَؤُلَاءِ آلِهَةً مَا وَرَدُوهَا وَکُلٌّ فِیهَا خَالِدُونَ
پس توجیهات قبلی در ابعاد مختلف به تناقض می رسد.
"ما" در برگیرنده هرآنچه است ؛ و از آن جا که می دانیم اعمال و گفتار و اعتقادات بشر مایه پاداش و مجازات او خواهد بود، پس دروغ و غیبت و ایثار و عبادت خدا و خدمت به خلق او نیز همراه بشر خواهند شد و اگر دروغ و ریا و بت پرستی وی را همراه او وارد جهنم کنند، همان ها موجب عذاب و آتش گیره و هیزم عذاب وی خواهند شد. با این حال، به دلیل وجود آیه بعد، باید تاکید کرد که آن چه در این دو آیه بیان شده و می فرماید که همراه کافران وارد جهنم می شود، "الهه" ها هستند نه فقط عمل بت پرستی شان!
هیچ استثنایی هم ندارد. برخی به استناد آیات بعد ( ان الذین سبقت لهم منا الحسنی اولئک عنها مبعدون) پیامبران و صلحایی که مورد عبادت کفار قرار گرفته اند را استثناء کردهاند. براین نظر سه اشکال وارد می شود:
اول این که: تکلیف معبودان انسانی غیر صالح در آیه اول ( انکم و ماتعبدون) نامشخص می ماند
دوم این که: ارتباط مفهومی آیه ان الذین سبقت لهم ...با آیات بعد و قبل، از یک دسته بندی عمومی بین کفار و مومنین، به یک تفکیک خصوصی بین مدعیان و غیرمدعیان، تنزل معنا پیدا می کند.
سوم این که: شمول و فراگیری دو آیه (انکم و ما تعبدون...؛ و آیه لو کان هولاء الهه..) بی دلیل روشنی به یک حصر ناقص منتهی می شود.
پس باید در معنای "ما" تجدید نظر کنیم تا هم ازدلالت ظاهر آیات دور نشویم و هم گرفتار توجیهات ناقص و متناقض نشویم.
پرستش افراد واشیاء به واسطه تصورات و ذهنیات و نامگذاری‌ها و رابطه نادرست و ناصحیحی است که از سوی بت پرستان برقرار شده، و هیچ جایگاهی در عالم حق ندارد. ان هی الا اسماء سمیتموها .. در حالی که خود بتها و معبودان وجود خارجی دارند، این عبادت بر آن اسماء نابجا و ناحق تعلق گرفته است.
پس خود این رابطه ذهنی و خیالات و موهومات ، و این اعتقاد و تصورباطل و این زعم و جعل باطل، حصب جهنم آنان خواهد شد. بی آن که در این جا به جهنمی بودن یا نبودن معبودان کاری داشته باشیم. معبودان در جای خود محاکمه و مجازات می شوند یا نمی شوند. طبعا گاو زرد گناهی نداشته که بخواهد بسوزد یا مایه سوزاندن دیگران شود، بلکه این اسناد و رابطه غلط، این تخیل و زعم باطل، مفهومی را در عالم خیال کافر خلق کرده که منجر به معبودیت شده است. آن مفهوم جعلی، آتش به جان بت پرستان می اندازد. همانند عملی که از سوی اعضا و جوارح سر می زند و در آن دنیا مجسم می شود، اعمال قلب نیز مجسم و محقق می شوند و کفر یکی از آن اعمال است . ان هی الا اسماء سمیتموها انتم و آبائکم
آیه بعد هم حکایت از آن دارد که صرفنظر از خود معبودان، آن چه به همراه کافران وارد جهنم می شود، ماهیت الهه بودن آن معبودان است.



  سوره انبیاء آیه 95 - مجاز عقلی در انهم لا یرجعون
"انهم لا یرجعون"
بنظر میرسد که ترکیب ادبی غریبی است: مثلا ((و حرام علی قریه اهلکناهم انهم یرجعون)) بیشتر به این معنا می خورد.
پس احتمالا باید در این آیه برای افاده آن معنا، محذوفی را در نظر گرفت.
اما علامه در المیزان پاسخ داده که متعلق فعل به جای خود فعل قرار گرفته و نوعی مجاز عقلی است و نمونه هایی از قرآن را مثال زده است.
بجای این که بگوییم: و ممنوع است بر خارجیان که زمین در ایران بخرند.مثل این است که بگوییم : "و ممنوع است بر خارجیان، ... اصلا آنها حق خرید زمین در ایران را ندارند". فایده ای که دارد این است که حتمیت و قطعیت وقوع را می رساند.

توضیح : متاسفانه بعلت انتخاب اجباری گروه موضوعی و موضوع، نمی توانستم عنوانهای مناسب و بهتری پیدا کنم