از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
شماره صفحه : 564 حزب : 113 جزء : بیست و نهم سوره : قلم
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید پیام ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
  نوشتن منشا تمدن معنوى و صنعتى بشر - اعظم زارع بيدکي
تمام ذخایر معنوى و فنى یعنى تمدن معنوى و تمدن صنعتى که بشر دارد،محصول تدریجى قرنها و هزارها سال تاریخ است که دوره به دوره به دست بشر رسیده و منتقل شده تا به این حد رسیده است.اگر آثار هر دوره‏اى به وسیله تعلیم و تعلم علم الانسان ما لم یعلم و به وسیله نوشتن از نسلى به نسل دیگر منتقل نمى‏شد،اگر نوشتن نمى‏بود و فقط تعلیم و تعلم مى‏بود، از این آثارى که امروز هست‏یک صد هزارم هم باقى نبود.مگر مى‏شود آثارى را که هست از بر بیایند به نسل دیگر بیاموزند و نسل دیگر همه اینها را حفظ کند.غناى دنیاى امروز یکى به کتابخانه‏هایى است که وجود دارد(یعنى پشتوانه مدرسه‏ها که نسلى به نسل دیگر مى‏آموزد، کتابخانه‏هاست،اگر کتابخانه‏اى نباشد مدرسه‏اى نمى‏تواند باشد)،و دیگر به آثار صنعتى است که باقى مانده است.
پس این است که انسان آنچه را که دارد-حال اگر صد در صد نگوییم،قطعا صدى نود آنچه را که دارد-در اثر نوشتن دارد،و الا حفظ کردن‏ها که نمى‏توانند یک شى‏ء را آنچنان که هست نگه دارند.

به احترام قلم سوگند و به احترام نوشتن سوگند،که در واقع یعنى به احترام علم سوگند، چون اینها وسیله نگه داشتن علم هستند.به احترام علم سوگند که تو به لطف پروردگارت و به موجب نعمتهاى عظیم پروردگارت دیوانه نیستى.این معنایش‏«قضایا قیاساتها معها»است، یعنى تو که منشا و منبع علم و قلم هستى،تو هستى که نهضت قلم و علم را به وجود خواهى آورد(که آیات بعد هم روشن خواهد کرد)،تو به موجب این نعمت پروردگارت[دیوانه نیستى.] اینکه مقصود از این نعمت کدام نعمت است،بعضى گفته‏اند نعمت آن فهم و درک و عقل فراوانى که الآن در تو وجود دارد،اخلاق عظیمه‏اى که دارى،و نبوتى که در تو هست،این سومى را ترجیح داده‏اند.مجنون یعنى کسى که ما دون عقل عاقلهاست،تو ما فوق عقل عاقلها هستى،یعنى آنچه را عاقلها دارند دارى و یک چیزى خیلى بالاتر از حد عقل عاقلها.تو اگر با مقیاسهاى اینها جور در نمى‏آیى،به دلیل این است که تو بالاتر از حد اینها هستى.

اغلب،نوابغ دنیا را به نوعى جنون و انحراف متهم مى‏کنند،چرا؟ براى اینکه مردم،حتى بى‏غرضها،یک مقیاس در دست دارند و آن همان اکثریت مردم است،هر که از مقیاس کثریت‏خارج بود،او را یک آدم غیر طبیعى مى‏دانند.ولى یک وقت کسى از مقیاس کثریت‏خارج است به دلیل اینکه از این مقیاس پایین‏تر است،و یک وقت کسى از مقیاس اکثریت‏خارج است به دلیل اینکه از این مقیاس بالاتر است. ما انت بنعمة ربک بمجنون. اگر«ب»باء سببیه باشد،یعنى به موجب این انعام پروردگارت،و اگر«ب»باء معیت و مصاحبه باشد(که این شاید بهتر است)یعنى تو با این نعمتى که همراهت هست و با این موهبت نبوتى که همراه تو هست،آیا تو دیوانه‏اى؟!
و ان لک لاجرا غیر ممنون .مى‏دانیم که نزل القرآن على نحو ایاک اعنى و اسمعى یا جارة . تعبیر«ایاک اعنى و اسمعى یا جارة‏»مثلى است در زبان عربى که نظیر آن در فارسى‏«به در بگو تا دیوار بشنود»است.قصه آن مثل در زبان عربى این است که مى‏گویند زنى همسایه‏اى داشت(شاید مثل این موجرها و مستاجرهاى فعلى تهران که یک ناراحتى وجود دارد)، مى‏خواست به او یک حرفى زده باشد،یک کس دیگر را مخاطب قرار داده بود،به او حرفهایى مى‏زد که با آن همسایه تطبیق کند.او درست نمى‏فهمید.همینکه حرفهایش را زد،گفت:«ایاک اعنى و اسمعى یا جارة‏»گوش کن،با تو سخن مى‏گویم،اگر به او مى‏گویم مقصودم تو هستى.

در حدیث است که قرآن نازل شده است به‏«ایاک اعنى و اسمعى یا جارة‏»یعنى در بسیارى از موارد،مخاطب پیغمبر است ولى مقصود و منظور و آن کسى که باید گوش کند پیغمبر نیست.کانه به مردم مى‏گوید اى مردم شما گوش کنید،به او داریم مى‏گوییم ولى او خودش که در کار خودش تردید ندارد اما شما بدانید.پس در واقع این طور است:او به موجب نعمت پروردگارش(یا او با اینهمه لطف و عنایت پروردگارش)دیوانه نیست.و ان لک لاجرا غیر ممنون. از آنجا که آدم دیوانه کارش عبث و بیهوده و بى‏پاداش است،مى‏فرماید:مطمئن باش،براى تو(و در واقع مخاطب،آنها هستند:مطمئن باشید،براى او)اجر و پاداش بى‏نهایت است(غیر ممنون یعنى غیر محصور). [ نظرات / امتیازها ]
منبع : http://www.hawzah.net قالب : اجتماعی موضوع اصلی : علم گوینده : اعظم زارع بیدکی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.