از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
شماره صفحه : 578 حزب : 116 جزء : بیست و نهم سوره : انسان
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(ان الابرار یشربون من کاس کان مزاجها کافورا):(بدرستی که نیکان ازشرابی می نوشند که طبعش مانند کافور است )(کأس )به معنای ظرف مخصوص نوشیدنی است ، (مزاج ) یعنی طبیعت یا هر چیزی که به وسیله آن امتزاج صورت می گیرد،(کافور) ماده ای است که هر چیزی را در لطافت و رنگ و بوی ، به آن مثال می زنند،(ابرار) جمع (بر) به معنای بسیار محسن و نیکوکاراست ، یعنی کسی که خیر را بدان جهت که خیر است می خواهد، نه بدان جهت که اگرانجام دهد نفعی عایدش می شود. و خیر را به انجام می رساند، اگر چه به زحمت وضررش باشد، و از آنجا که هیچ خیر و سعادتی در هیچ عملی نیست ، مگر با ایمان به خداو رسول و روز جزا(23). بنابراین ابرار به خدا و رسول او و روز جزا ایمان دارند و ایمان آنها ایمانی بر اساس رشد و بصیرت است و ایشان خود را مملوک پروردگارشان می بینندو اراده او را بر اراده خود مقدم می دارند و رضای او را بر هوای نفس خود ترجیح می دهند و عملشان فقط برای وجه الله است وعبودیت خود را در مرحله عمل خالص کرده اند، که با استناد به روایات که شأن نزول این آیات را در باره اهل بیت ع (حضرت علی ع ، حضرت فاطمه (س ) امام حسن ع و امام حسین ع ) دانسته اند، منظور از ابراربطور خاص اهلبیت ( علیهم السلام )هستند، ولی به طور عام شامل همه کسانیکه به راه وروش ایشان متمسک باشند، می شود.به هر جهت آیه شریفه می خواهد بفهماند که نهایت و سرانجام کار شاکران و ابراراین است در بهشت از شرابی می نوشند که در خنکی و معطر بودن مانند کافور یا آمیخته با آن‌ است‌ . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  زينب افراونده - تفسیر نمونه ج25 ص 343
سند بزرگ بر فضیلت اهل بیت پیامبر (ص)
ابن عباس می گوید:امام حسن و امام حسین(ع) بیمار شدند. پیامبر (ص) با جمعی از یاران به عیادتشان آمدند و به حضرت علی (ع) گفتند: ای ابوالحسن، خوب بود نذری برای شفای فرزندان خود می کردی . حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) و فضه- خدمتکار ایشان- نذر کردند که اگر آنها شفا یابند ، سه روز روزه بگیرند. طبق بعضی از روایات ، امام حسن و امام حسین نیز نذر کردند روزه بگیرند. چیزی نگذشت که هر دو شفا یافتند. در حالی که از نظر مواد غذایی دست خالی بودند، حضرت علی (ع) سه من جو قرض کرد و حضرت فاطمه (س) یک سوم آن را آرد کرد و نان پخت. هنگام افطار، سائلی بر در خانه آمد و گفت: سلام بر شما ای خاندان محمد! مستمندی از مستمندان مسلمان هستم. غذایی به من بدهید، خداوند به شما غذاهای بهشتی مرحمت کند. آنها همگی مسکین را بر خود مقدم داشتند و سهم خود را به او دادند و آن شب جز آب ننوشیدند.روز دوم همچنان روزه گرفتند و موقع افطار، که غذا(نان جو) را آماده کردند، یتیمی در خانه آمد . آن روز نیز ایثار کردندو غذای خود را به او دادند و بار دیگر با آب افطار کردند. روز بعد را نیز روزه گرفتند. در سومین روز، اسیری هنگام غروب آفتاب بر در خانه آمد. باز هم سهم غذای خود را به او دادند. هنگامی که صبح شد، حضرت علی (ع) دست امام حسن و امام حسین (ع) را در دست گرفته، خدمت پیامبر رفت. هنگامی که پیامبر (ص) آنها را مشاهده کرد، دید از شدت گرسنگی می لرزند. فرمود: این حالی که در شما می بینم، بر من بسیار گران است. سپس برخاست و با آنها حرکت کرد. هنگامی که وارد خانه حضرت فاطمه (س) شدند، دیدند در محراب عبادت ایستاده؛ در حالی که شکم او از شدت گرسنگی به پشت چسبیده و چشم هایش به گودی نشسته بود پیامبر از این منظره بسیار ناراحت شد. در همین هنگام ، جبرئیل نازل شد و گفت: ای محمد، این سوره را بگیر که خداوند با داشتن چنین خاندانی به تو تهنیت می گوید. سپس سوره انسان را بر او خواند. بعضی گفته اند که از آیه 5 تا 22 در این هنگام نازل شد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تدبرقران
قرینه‌های عوض شدن سیاق
در این آیه نگفته «ان الشاکرین»، یا «اعتدنا للشاکرین»، بلکه فرموده:
إِنَّ الأبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورًا (۵).
قرینه بعدی اینکه فرمود: «إما شاکرا و إما کفورا»، در این صورت اول باید تکلیف شاکران را مشخص می‌کرد، بعد کافران را.
قرینه بعدی: اگر ما بخواهیم «ان الابرار» را وصل کنیم، باید تا آیه(۲۲) برویم. چون از نظر ادبی و مفهومی وصل است، (هر چند که مطالبی هم در درون خودش دارد)، در حالی که ما به آیه اول و آیه (۲۲) که نگاه می‌کنیم، اول و آخرش متفاوت است و معلوم است که در یکجا سیاق عوض می‌شود. چون هجده آیه آخر به اوصاف «عباد الله» در دنیا می‌پردازد، و اینکه چه رفتارهایی در دنیا دارند، چه عاقبتهایی دارند.
اصلا سنخ این آیات با هَلْ أَتَى عَلَى الإنْسَانِ حِینٌ مِنَ الدَّهْرِ لَمْ یَکُنْ شَیْئًا مَذْکُورًا (١)إِنَّا خَلَقْنَا الإنْسَانَ مِنْ نُطْفَةٍ أَمْشَاجٍ نَبْتَلِیهِ فَجَعَلْنَاهُ سَمِیعًا بَصِیرًا (٢)إِنَّا هَدَیْنَاهُ السَّبِیلَ إِمَّا شَاکِرًا وَإِمَّا کَفُورًا (٣) متفاوت است، این یک فضاست و آیات بعدی هم یک فضای دیگری دارند: یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْمًا کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا (٧)وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا (٨)إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُرِیدُ مِنْکُمْ جَزَاءً وَلا شُکُورًا (٩)إِنَّا نَخَافُ مِنْ رَبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا (١٠)فَوَقَاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذَلِکَ الْیَوْمِ وَلَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَسُرُورًا (١١)وَجَزَاهُمْ بِمَا صَبَرُوا جَنَّةً وَحَرِیرًا (١٢)
اصلا این دو فضا باهم جور در نمی‌آیند. در این آیات سیاق عوض می‌شود، ولی بحث اینجاست، که کجا عوض می‌شود؟ از آیه «ان الابرار» عوض می‌شود، یا از «یوفون» عوض می‌شود؟ اگر بگوییم که از «یوفون» عوض می‌شود، ضمیر فاعلی که در «یوفون» است و به «عباد الله» برمی‌گردد که در آیه قبلی برمی‌گردد. اگر بگوییم که از «عینا» عوض می‌شود، که «عینا» توصیف «کافورا» است و نمی‌تواند باشد.
اما اگر بگوییم که در «ان الابرار» عوض می‌شود، نه از نظر محتوایی و نه از نظر مفهومی هیچ مشکلی ندارد. قرینه دیگری که باعث می‌شود که «ان الابرار» اول سیاق بعدی باشد این است که اگر بخواهیم که «ان الابرار» را ضلع «شاکرین» بدانیم در سیاق واحد ضلع «شاکرین» هجده آیه با وزان ثقیل و سنگین و ضلع اول با چند آیه! که از لحاظ اسلوب بیانی خوب و منطقی [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : سلام از متن شما ممنون.من قاری قرآن هستم که قصد دارم با تلاوت این آیات اشاره ی کاملتری به امام حسن داشته باشم لطفا در توصیف اهل بیت از امام حسن (ع) بیشتر مطلب بذارید.چون در مجلس تولد امام حسن اجرا دارم .متشکر
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
بررسی آیات:
چرا بحث از «ابرار» به «عباد الله» متقل می‌شود
در این آیات بحث را با «ابرار» شروع می‌کند، ولی به«عباد الله» انتقال پیدا می‌کند، اینکه با «ابرار» شروع می‌کند، نشان دهنده این است که آیات دعوت کننده انسان به سوی «ابرار» است و «ابرار» کسانی هستند که از چشمه «عباد الله»، آمیزه‌ای در آب اینها هست.

خط شکر راه «عباد الله»
«عباد الله» کسانی هستند که هم وضعیت دنیویشان را بیان می‌کند، و هم وضعیت اخروی آنها را باز می‌کند و به انسان می‌گوید که اگر می‌خواهید طریقه شکر را بروید نگاهتان را به «عباد الله» بدوزید و ببینید آنها چه ویژگیهایی دارند، هر چقدر شما مثل آنها هستید، به همان میزان هم از چشمه آنها، آمیزه‌ای در جام شما هست، و دو طبقه بودن در این آیات مشهود هست.
إِنَّ الأبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورًا (۵) همانا ابرار از جامی می‌نوشند که آمیزه‌اش کافور است.
«عباد الله» همان «مقربونند».
سوال این است که آیا «عباد الله» با «مقربون» فرق می‌کنند؟ باید گفت مفهوما این گروه باهم فرق دارند، ولی مصداقا یکی هستند. «عباد الله» یعنی بندگان ناب خدا، «مقربون» یعنی نزدیکان درگاه خدا. در قرآن دو طبقه کلی داریم، یکی «ابرار» هست و یکی «مقربون».
درست است که عباد یعنی بنده، وقتی که «ابرار» را بهرمند از چشمه‌ای می‌کند، که آمیزه‌ای از چشمه‌«عباد الله» در آن است نشان می‌دهد، که اینها معنای واقعی بندگی را کرده‌اند.

«عباد الله» غیر از «ابرار»ند
نکته دیگری هم که لازم به ذکر است: «عباد الله» و «ابرار» غیر از همند.
إِنَّ الأبْرَارَ یَشْرَبُونَ مِنْ کَأْسٍ کَانَ مِزَاجُهَا کَافُورًا (۵) همانا ابرار از کاسه‌ای به آنها شراب
می‌دهند که در آن کافور است.
کافور چیست؟ عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَهَا تَفْجِیرًا (۶)
«کافور» چشمه‌ای است که «عباد الله» از آن «کافور» می‌نوشند. نه اینکه کمی «کافور» مخلوط کرده‌اند.
در واقع در این سیاق گرا می‌دهد که در این دنیا ابرار باشید. ابرار کسانی هستند که در آخرت بهرمندند از چشمه‌ای که «عباد الله» جاری می‌کنند( این تجسم دنیایشان است).
آن چشمه‌ای که «عباد الله» در دنیا جاری کرده‌اند چیست؟‌یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَیَخَافُونَ یَوْمًا کَانَ شَرُّهُ مُسْتَطِیرًا (٧)وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا (٨)
این همان چشمه «کافور» است، که در آخرت برای آنها عَیْنًا یَشْرَبُ بِهَا عِبَادُ اللَّهِ یُفَجِّرُونَهَا تَفْجِیرًا (۶)
اگر شما می‌خواهی در شراب تو هم از «چشمه کافور» مخلوط کنند، تو هم در این دنیا
از این اوصاف سهیم باشی.
خدا در شاخه «شاکران» می‌فرماید که به اینها نگاه کنید، و در شاخه «کفورها» می‌فرماید:‌ای پیامبر مبادا تحت تاثیر «کفورها» قرار گیری، اینها دسته خواص از «کفورها» هستند و جا دارد که خدا به پیامبر بگوید که تحت تاثیر «کفورها» قرار نگیر.
خط شکر هم خواصی دارد و هم خط کفر خواصی دارد، خواص «شاکرها» همان «عباد الله» هستند و خواص «کفورها» هم همان «اثم و کفوری» هستند که می‌خواهند مانع هدایت شوند.
خدا خط الگوگیری «عباد الله» را می‌دهد و به پیامبر هم می‌فرماید که از تحت تاثیر «کفور» قرار گرفتن بر حذر باش! قرآن را که مایه هدایت بشر است محکم بگیر و تبلیغ کن! و در آخر سوره هم می‌فرماید: إِنَّ هَذِهِ تَذْکِرَةٌ فَمَنْ شَاءَ اتَّخَذَ إِلَى رَبِّهِ سَبِیلا (٢٩) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نمونه جلد 25 صفحه 349
پاداش عظیم ابرار:
در آیات گذشته بعد از آن که انسانها را به دو گروه ((شکور)) و ((کفور)) یا شکرگزار و کفران کننده تقسیم کرد، اشاره کوتاهى به مجازات و کیفر سخت کفران کنندگان آمده بود، آیات مورد بحث به سراغ پاداشهاى شکر گزاران و ابرار (نیکان و پاکان ) مى رود، و نکات جالبى در این زمینه یادآورى مى کند.
نخست مى فرماید: ((نیکان از جامى مى نوشند که با عطر خوشى آمیخته است ))
(ان الابرار یشربون من کاس کان مزاجها کافورا).
((ابرار)) جمع ((بر)) (بر وزن رب ) در اصل به معنى وسعت و گستردگى است ، و به همین جهت صحراهاى وسیع را ((بر)) مى گویند، و از آنجا که افراد نیکوکار اعمالشان نتائج گسترده اى در سطح جامعه دارد این واژه بر آنها اطلاق مى شود، و ((بر)) (به کسر ب ) به معنى ((نیکو کارى )) است ، بعضى گفته اند فرق بیان آن و خیر این است که بر به معنى نیکى تواءم با توجه است در حالى که خیر معنى اعمى دارد.
((کافور)) در لغت معانى متعددى دارد و یکى از معانى معروف آن بوى خوش است همچنین گیاهى است خوشبو، و یکى دیگر از معانى آن همان ((کافور)) معمولى است که بوى تندى دارد، و براى مصارف طبى از جمله ضدعفونى کردن به کار مى رود.
به هر حال آیه فوق نشان مى دهد که این شراب طهور بهشتى بسیار معطر و خوشبو است که هم ذائقه از آن لذت مى برد، و هم شامه .
بعضى از مفسران نیز گفته اند ((کافور)) نام یکى از چشمه هاى بهشتى است ، ولى این تفسیر با تعبیر ((کان مزاجها کافورا)) که مى گوید آمیخته با کافور است سازگار نیست .
از سوى دیگر با توجه به این که کافور از ماده ((کفر)) به معنى ((پوشش )) است ، بعضى از ارباب لغت مانند ((راغب )) در ((مفردات )) معتقدند که انتخاب این نام براى ((کافور)) به خاطر پوشیده بودن میوه درختى که این ماده از آن گرفته مى شود در میان غلافها است .
بعضى نیز تعبیر ((کافور)) را اشاره به سفیدى فوق العاده و خنکى آن دانسته اند، زیرا کافور معمولى نیز از نظر ((خنکى )) و ((سفیدى )) ضرب المثل است .
اما روى هم رفته تفسیر نخست از همه مناسبتر به نظر مى رسد، به خصوص
این که گاهى در عبارات کافور را همردیف مشک و عنبر شمرده اند که از بهترین بوهاى خوش است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.