لیست نکته های منصور سلطانزاده
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره مائدة آیه 110 - ظرافتهاى قران در آوردن بجاى کلمات
در مورد بخشى از آیه * ٠٠٠٠تکلم الناس فی المهد و کهلا ٠٠٠٠٠٠* دو نکته را یادآور مى شوم:
١- در سوره آل عمران آیه ٤٦ * و یکلم الناس فی المهد و کهلا * خداوند خبر از أینده (یکلم) و بدنیا آمدن حضرت عیسى بن مریم و صحبت کردن وى با مردم مى دهد و در این آیه سوره أل عمران خداوند به همان اتفاقى که روى داده اشاره مى کند( تکلم )٠
٢- یکی از سوالاتی که با خواندن این آیه به ذهن انسان خطور میکند این است که همه انسانها در میانسالی توانانی سخن گفتن دارند و سخن گفتن در میانسالی معجزه ای محسوب نمی شود. پس هدف از آوردن موضوع میانسالی چیست؟ با توجه به اینکه میدانیم خداوند بیهوده این موضوع را در این آیه نیاورده است. در پاسخ باید گفت که هدف از به میان آوردن صحبت کردن حضرت مسیح(ع) در میانسالی بعد از طرح موضوع صحبت کردن ایشان در گهواره بخاطر این است که قران می خواهد بگوید که حضرت مسیح(ع) همانگونه که در میانسالی پخته و حساب شده حرف میزد؛ در گهواره نیز به همانگونه صحبت می کرد. زیرا اگر بعد از مهد، به کهلا اشاره نمی شد؛ ممکن بود گفته شود که معلوم نیست که حرف زدنش در گهواره از روی عقل و منطق بوده و ممکن است؛ وی حروفی بی معنا را بر زبان جاری ساخته است. پس ضرورت داشته تا بعد از مهد به کهل هم اشاره شود تا معلوم شود که حرف زدن حضرت مسیح(ع) در گهواره مانند حرف زدن یک انسان در میانسالی سنجیده و پخته بوده است٠
٣- دقت قران در این است که خداوند هم در این أیه و هم در آیه ٤٦ آل عمران بعد از مهد کهل را آورده تا خواننده قران این دچار اشتباه ذکر شده نگردد٠
قالب : تفسیری گوینده : منصور سلطانزاده
منبع : موضوع اصلی : بلاغت قرآن
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : این ایه شاید به نکته بیان شده، اشاره داشته باشد ولی از جهت قواعد عربی در این آیه، «و» واو عطف است که بین «مهد» و «کهل» آمده یعنی «کهل» را عطف می‌کند به «مهد» و همان سیاقی که «مهد» معنا می‌شود، «کهل» نیز همان طور.
اما سرّی که از این آیه می‌توان فهمید در تفسیر المیزان بیان شده است:
«کلمه" مهد" به معناى آن بسترى است که براى کودک شیرخوار تهیه مى‏کنند. و کلمه" کهلا" از ماده کهولت یعنى سالخوردگى گرفته شده و به معناى دوران بین جوانى و پیرى است، دورانى است که انسان به حد تمامیت و قوت مى‏رسد، و لذا بعضى گفته‏اند: کهل به کسى گفته مى‏شود که جوانیش با پیرى مخلوط شده و چه بسا گفته باشند کهل کسى است که سنش به سى و چهار سال رسیده باشد. و به هر حال جمله مورد بحث مى‏فهماند که عیسى ع تا سن کهولت زنده مى‏ماند و این خود بشارت دیگرى است براى مریم. ...‏»
  سوره آل عمران آیه 46 - ظرافت قران در آوردن سنجیده کلمات
صحبت کردن با مردم در نوزادی میتواند معجزه باشد؛ اما صحبت کردن با مردم در میانسالی امری عادی است. چه ضرورتی داشت که در این آیه به صحبت کردن حضرت مسیح(ع) در میانسالی اشاره شود؟
میدانیم که کلمه به کلمه و حرف به حرف تمام آیات قران هدفمند و از روی حساب از سوی خداوند نازل شده است. با پیشرفت دانشهای بشری، نهفته های قران نیز برای ما آشکارتر می شود. همچنین با تدبر در قران، انسان میتواند به نکات جدیدی دست یابد. در آیه ۴۶ سوره آل عمران اشاره شده است که حضرت مسیح در میانسالی با مردم سخن می گفت. یکی از سوالاتی که با خواندن این آیه به ذهن انسان خطور میکند این است که همه انسانها در میانسالی توانانی سخن گفتن دارند و سخن گفتن در میانسالی معجزه ای محسوب نمی شود. پس هدف از آوردن موضوع میانسالی چیست؟ با توجه به اینکه میدانیم خداوند بیهوده این موضوع را در این آیه نیاورده است. در پاسخ باید گفت که هدف از به میان آوردن صحبت کردن حضرت مسیح(ع) در میانسالی بعد از طرح موضوع صحبت کردن ایشان در گهواره بخاطر این است که قران می خواهد بگوید که حضرت مسیح(ع) همانگونه که در میانسالی پخته و حساب شده حرف میزد؛ در گهواره نیز به همانگونه صحبت می کرد. زیرا اگر بعد از مهد، به کهلا اشاره نمی شد؛ ممکن بود گفته شود که معلوم نیست که حرف زدنش در گهواره از روی عقل و منطق بوده و ممکن است؛ وی حروفی بی معنا را بر زبان جاری ساخته است. پس ضرورت داشته تا بعد از مهد به کهل هم اشاره شود تا معلوم شود که حرف زدن حضرت مسیح(ع) در گهواره مانند حرف زدن یک انسان در میانسالی سنجیده و پخته بوده است
قالب : تفسیری گوینده : منصور سلطانزاده
منبع : منصور سلطانزاده موضوع اصلی : بلاغت قرآن
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : این ایه شاید به نکته بیان شده، اشاره داشته باشد ولی از جهت قواعد عربی در این آیه، «و» واو عطف است که بین «مهد» و «کهل» آمده یعنی «کهل» را عطف می‌کند به «مهد» و همان سیاقی که «مهد» معنا می‌شود، «کهل» نیز همان طور.
اما سرّی که از این آیه می‌توان فهمید در تفسیر المیزان بیان شده است:
«کلمه" مهد" به معناى آن بسترى است که براى کودک شیرخوار تهیه مى‏کنند. و کلمه" کهلا" از ماده کهولت یعنى سالخوردگى گرفته شده و به معناى دوران بین جوانى و پیرى است، دورانى است که انسان به حد تمامیت و قوت مى‏رسد، و لذا بعضى گفته‏اند: کهل به کسى گفته مى‏شود که جوانیش با پیرى مخلوط شده و چه بسا گفته باشند کهل کسى است که سنش به سى و چهار سال رسیده باشد. و به هر حال جمله مورد بحث مى‏فهماند که عیسى ع تا سن کهولت زنده مى‏ماند و این خود بشارت دیگرى است براى مریم. ...‏»
  سوره حج آیه 15 - نگاهی به ترجمه هاى رائج این آیه
نگاهی به ترجمه های فارسی یک آیه از قران

" مَن کَانَ یَظُنُّ أَن لَّن یَنصُرَهُ ٱللَّهُ فِى ٱلدُّنْیَا وَٱلْءَاخِرَةِ فَلْیَمْدُدْ بِسَبَبٍ إِلَى ٱلسَّمَآءِ ثُمَّ لْیَقْطَعْ فَلْیَنظُرْ هَلْ یُذْهِبَنَّ کَیْدُهُۥ مَا یَغِیظُ " سوره حج آیه ١٥

ترجمه مکارم شیرازی: هرکس گمان می‌کند که خدا پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد (و از این نظر عصبانی است، هر کاری از دستش ساخته است بکند)، ریسمانی به سقف خانه خود بیاویزد، و خود را حلق آویز و نفس خود را قطع کند (و تا لبه پرتگاه مرگ پیش رود)؛ ببیند آیا این کار خشم او را فرو می‌نشاند؟!

ترجمه صادقی تهرانی: هر که می‌پنداشته است (که) خدا او را در دنیا و آخرت هرگز یاری نخواهد کرد، پس وسیله‌ای سوی آسمان در کشد (و خود را حلق‌آویز کند)؛ سپس (آن را) بی‌چون بِبُرَد؛ آن‌گاه همی بنگرد (که) آیا نیرنگش چیزی را که مایه‌ی خشم اوست حتماً از میان خواهد برد؟

ترجمه الهی قمشه ای: آن کس که پندارد خدا هرگز او را (یعنی رسولش را) در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد (و اینک نصرت‏های الهی را در حق او می‏بیند) پس طنابی به سقف آسمان بندد و خود را از آن بیاویزد تا خفه شود، آن گاه بنگرد که آیا این حیله و کید او خشمش را از بین می‏برد؟


در اکثر ترجمه های فارسی از قران این بخش از آیه مذکور " فلیمدد بسبب الى السماء ثم لیقطع " یا اینگونه ترجمه شده است که "ریسمانی به سقف خانه بیاویزد و خود را حلق آویز و نفس خود را قطع کند" و یا اینگونه " ریسمانی به آسمان بیاویزد و خود را حلق آویز کند سپس آنرا ببرد "
همانگونه که ملاحظه می شود؛ ترجمه های فوق نامفهوم بنظر میرسند. زیرا بعنوان مثال چگونه میتوان ریسمانی به آسمان آویزان نمود؛ زیرا قاعدتا امکان اینکه کسی بتواند ریسمانی به آسمان بیاویزد معقول بنظر نمی رسد؛ و یا ترجمه کردن "سماء " به "سقف خانه " بعید بنظر می رسد. و یا اینکه اصولا کسی بخواهد با گمان عدم یاری خداوند از پیامبر(ص) خود را حلق آویز کند؛ حرکتی غیر منطقی، عبث و نامفهوم بنظر میرسد. اصولا اینکار چگونه حیله ای است؟ ( "کید" در فرهنگ معانی بمعنی حیله برای ضرر به غیر می باشد.)

نکات قابل توجه:
با مراجعه به کتابهای فرهنگ معانی کلمات زیر را می توان اینگونه نیز ترجمه نمود:
" مدد" = "کمک"
" سبب" = " وسیله"
بنابرین " یمدد بسبب الى السماء" را نیز می توان اینگونه ترجمه نمود:
" به کمک وسیله ای به آسمان برود".

البته این وسیله که انسان بتواند با آن به آسمان برود میتواند شامل هواپیما، هلی کوپتر، بالن و یا سفینه های فضایی هم باشد.

ادامه آیه "ثم لیقطع" آمده که با توجه به اینکه در فرهنگ لغات (از جمله المعانی) کلمه "قطع" را " طی کردن" و " پیمودن معنی کرده اند؛ میتواند معنی آیه این باشد که: به کمک وسیله ای به آسمان برود و آسمان را به پیماید.

- استفاده إز افعال مضارع در آیه مانند ینصره، فلیمدد، لیقطع، فلینظر، یذهبن و یغیظ میرساند که این دشمنی تنها مختص زمان پیامبر(ص) نیست و میتواند در آینده ادامه داشته باشد.

- از مضمون آیه بر می آید؛ این افراد کسانی هستند که به آخرت هم اعتقاد دارند؛ چون می گویند؛ خدواند در دنیا و آخرت پیامبر اسلام(ص) را کمک نمی کند.
کدام دشمن پیامبر اسلام است که به آخرت اعتقاد دارد؟ دشمن پیامبر اسلام(ص)که به آخرت اعتقاد دارد ولی شدیدا نسبت به دین اسلام کینه دارد؛ می تواند شامل افرادی مانند یهودیان صهیونیست که صاحب ابزارهایی همچون هواپیما و سفینه هستند؛ نیز بشود؛ که از هر طریقی درصدد دشمنی و کشیدن نقشه برای ضربه به اسلام هستند.
- معنی کلمه "کید" : کید بمعنی سعی و تلاش در ضرر رساندن به غیر بصورت حیله کردن معنی شده است؛ و تفاوتش با مکر این است که شدیدتر از مکر است.(کتاب العین جلد 5)
با توجه به آمدن کلمه "کید" در آیه فوق، میدانیم امروزه از یکی از حربه های کشورهای متخاصم بر علیه یکدیگر استفاده از هواپیما، سفینه و ماهواره برای کسب اطلاعات و نقشه کشیدن و ضربه زدن به دشمن است.

با توجه به نکات پیش گفت میتوان آیه فوق را به بصورت زیر نیز ترجمه نمود:

" هر کس گمان میکند که خدا پیامبرش را در دنیا و آخرت یاری نخواهد کرد( و از این نظر عصبانی است هر کاری از دستش ساخته است بکند) پس به کمک وسیله ای به آسمان برود و آسمان را بپیماید آنگاه ببیند که آیا نقشه اش خشم او را فرو می نشاند؟
قالب : تفسیری گوینده : منصور سلطانزاده
منبع : منصور سلطانزاده موضوع اصلی : واقعیات
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : معنی ای که از کلمه قطع آورده اید با توجه به لغتنامه های فارسی است که آن هم به عنوان آخرین معنا و در موارد نادر شعری و یا از این جمله موارد کاربرد داشته است.
علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این طور بیان فرموده‌اند:
«معناى آیه این است که: هر که از مشرکین خیال کند که خدا او را یارى نمى‌‏کند و در دنیا نام پیغمبر خود را بلند نمى‏‌کند و دین او را گسترش نمى‏‌دهد و در آخرت او را مشمول مغفرت و رحمت خود نمى‌‏گرداند و گروندگان به وى را نیز وا مى‏‌گذارد، آن گاه به خاطر همین خیال وقتى مى‏‌بیند که خدا او را یارى کرده دچار خشم مى‏‌شود، چنین کسى طنابى بگیرد. و با آن به بلندى برود- مثل کسى که با طناب به درخت بلندى بالا مى‏‌رود- آن گاه با همان طناب خود را خفه کند، بعد ببیند آیا کید و حیله‌‏اش خشمش را مى‏‌نشاند یا خیر؟.
و این معنا معناى خوبى است که سیاق آیات قبلى، و نزول این سوره به اندک مدتى بعد از هجرت، یعنى در ایامى که مشرکین هنوز قدرت و شوکت خود را داشتند آن را تایید مى‏‌کند. ولى بعضى از مفسرین گفته‌‏اند: معناى آیه این است که: کسى که مى‏‌پندارد که خدا در دنیا و آخرت یاریش نمى‏‌کند، به آسمان بالا رود و آن گاه مسافت را بپیماید، و سپس ببیند آیا کید و مکرش حکم خداى را که مایه خشم او شده از بین مى‏برد یا نه؟.
و این حرف صحیح نیست و شاید مقصودشان این باشد که مراد از آیه شریفه این باشد که بفرماید: بر هر انسانى لازم است که در امور دنیا و آخرت خود امیدوار خدا باشد، و اگر امیدوار او نباشد و خیال کند که خدا او را یارى نمى‏‌کند و به خاطر همین خیال دچار غیظ شود پس هر نقشه که مى‌‏تواند بریزد که نقشه‌‏اش سودى به حالش نخواهد داشت.»