لیست پیام های سيد حسين اخوان بهابادي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره اعراف آیه 175 - تفاوت نشان دادن آیات با دادن آیات با توجه به آیات 73 بقره و  175 سوره اعراف
باسمه تعالی
فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَٰلِکَ یُحْیِی اللَّهُ الْمَوْتَىٰ وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
ﭘﺲ ﮔﻔﺘﻴﻢ : ﭘﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺑﺰﻧﻴﺪ [ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﺎﺗﻞ ﺭﺍ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﻨﺪ ] . ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ  ﻛﻨﺪ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ  ﺩﻫﺪ باشد که ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻴﺪ .(٧٣ بقره)
از آیه بالا دریافت می شود که نشان دادن آیات توسط خداوند به مردم بدون تعقل و تفکر نمی تواند منجر به آگاهی و علم شود آگاهی که می تواند زمینه ساز اخلاق و کار نیک شود همچنان که عده ای با تعقل، از آیات خداوندی که همیشه جاری بوده و هست به آگاهی می رسند و از نشانه ها درس می گیرند و عده ای بعلت عدم استفاده از این ابزاری که خداوند در اختیار انسان قرار داده است بهره ای نمی برند و به همین دلیل به عمل و کار نیک هم نزدیک نمی شوند لذا بعد از این موضوع[ که خداوند آیات خود را به شما نشان می دهد] بیان شده که [باشد که تعقل کنید] و این دستور به تعقل، مترتب بر فایده است و فایده آن همان علم و آگاهی است اما در آیه 175 سوره اعراف بحثِ [دادن آیات] از این موضوع حکایت می کند که آگاهی و علم بدست آمده است لذا فرد در مرحله ی جلوتری نسبت به قبل قرار گرفته است مرحله ای که از تفکر و تعقل در نشانه های الهی چون کتاب آسمانی و رفتار و گفتار پیامبر و سایر نشانه های آفاقی و انفسی بدست آمده است البته باید در نظر داشت که تنها آگاهی برای رسیدن انسان به سعادت کافی نیست چون‌ عمل هم لازم است یا به عبارتی برای رسیدن به سعادت، آگاهی شرط لازم است اما شرط کافی نیست همچنان که در آیه اخیر، بلعم باعورا با آنکه به توفیق خداوندی علم به او داده شد اما از این علم استفاده درست نکرد؛ علمی که می توانست بر مقامات او بیفزاید اما دنیاگرایی و هوا و هوس مانع عمل به علم گردید و حتی به تکذیب و دروغ انگاری مطالبی که واقعا دریافته بود پرداخت و بد عاقبت گردید. والعاقبه للمتقین
قالب : تفسیری گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
منبع : موضوع اصلی : آیه- آیات
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع را مشخص فرمایید.
  سوره اعراف آیه 176 - مثل عالم دنیاگرا
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشمندانی که ایات الهی را تکذیب می کنند و دروغ می پندارند مثال انها مثال سگ هار است اگر به انها بتازید و از راه مناظره و بحث و نظر با انها احتجاج کنید مجددا انها را می بینید که دهانشان را به تکذیب و شبهه افکنی باز می کنند هر چند ادله ی کافی و وافی برای ان ها بیاورید باز بر حرف خود اصرار می ورزند گویی حقیقت را یافته و ان را بدست اورده اند اما به دلایلی از پذیرش ان سرباز می زنند و حتی دهان را به تکذیب بیشتر باز می کنند و همچنان به راهشان ادامه می دهند.
عده ای بر این باورند به چنین افرادی باید محبت کرد و از باب محبت و دوستی وارد شد تا انها بتدریج به سمت هدایت برگردند یا باید انها را رها کرد و به حال خود واگذاشت باشد که اندیشه کنند اما باز ملاحظه می شود که برای انها هیچ فایده ای ندارد و دهان به تکذیب همچنان باز می کنند و برای انحراف جامعه تلاش می کنند .
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا این افراد اینگونه عمل میکنند؟ پاسخ را از این ایات قران کریم در می یابیم که این افراد، به دنیا گرایش پیدا کردند و برای بدست اوردن دنیا حاضرند اخرت را به بهای ناچیز بفروشند و چون از هوای نفس و شهوات خود پیروی می کنند به دنبال سود و ان هم فقط سود دنیوی، هستند و با انکه نشانه های الهی را می بینند بخاطر اینکه هدف انها دنیاست و با تصدیق ایات خداوند نان و اب و قدرت و مقام خود را از دست می دهند از انجام ان خودداری می کنند و نیز علاوه بر عدم تصدیق به تکذیب هم می پردازند چون به زعم خود علاوه بر حفظ جایگاه ، بر موقعیت خویش هم می افزایند و این زبان درازی عالم فاسد، چون سگ هار از عطشی حکایت می کند که در رفع ان تلاش می کند عطش خود بزرگ بینی، عطش مال و ثروت و جاه و مقام، و البته این افراد به زبان درازی هم اکتفا نمی کنند و بر سر مخاطب خود جوری پارس می کنند که گویی قصد دارند مخالفت و سر ناسازگاری خود را به گوش همگان برسانند و فضای جامعه را ملتهب می کنند.اما احتجاج هم با افرادی نتیجه می دهد که قصد داشته باشند حق را بپذیرند و تشنه ی معرفت باشند، تشنه ی شناخت حق و باطل باشند نه عطش جاه و مقام که از این احتجاجات هم مقصد و هدف دیگری را دنبال می کنند و محبت و رها کردن نیز وقتی جواب می دهد که افرد مشکل در شناخت داشته باشند باید به انها اجازه داد تا افکارشان را برسی کنند شاید رفتار بد ما باعث ایجاد چنین رفتاری گردیده است باید به خود بیایند انها اگرحق را بیابند به استقبال ان خواهند رفت بحث استفاده ابزاری از شناخت نیست اما عالمی که خوب و بد را می فهمد و تکذیب می کند شخصی بیمار چون سگ هار است سگی که دنیا پرستی و تابع شهوات شدن او را به دیوانگی کشانده است با او هر گونه رفتار کنید تنها ضرر میرساند و قصد دارد به انسان ها حمله کند و انها را زخمی کند و هاری را به انها هم سرایت دهد و باعث مرگ انها و جامعه گردد که باید افراد و جامعه در مقام محافظت برایند با تاختن به او، او را از خود دور کنند و یا اگر نمی توانند لااقل او را رها کنند و از او دوری کنند چون اگر در معرض شبهات انها قرار گیرند باید برای رفع الودگی و تاثیر ان به درمان بپردازند درمانی با افزایش شناخت و معرفت و مراجعه به پاسخ اشکالات تا خود را از مرگ اعتقادی و انسانی نجات دهند دانشمند دنیاگرا که افکار و گفتارش تابع شهوات گردیده است و به هر سویی که شهوات فرمان دهد تغییر مسیر می دهد بسمت مرگ اعتقادی و انسانیت سریع گام برمی دارد همانند سگ هار که بعلت بیماری عمر بسیار کوتاهی خواهد داشت و به زودی از بین خواهد رفت پس عالمان باید این خطر را خوب درک کنند که اگر بسمت دنیا گرایش پیدا کنند دچار بیماری بس خطرناکی چون هاری خواهند گردید که می تواند سقوطی سریع و مرگبار را برای انها رقم بزند و البته مژده این ایات قرانی را باید در نظر داشته باشند که خداوند در صورت کنارگیری از دنیا و شهوات به واسطه علوم و معرفتشان بر مقامات و درجاتشان خواهد افزود.
توضیح : سلام داوران محترم لطف کنند نظر خود را ارسال کننند
قالب : تفسیری گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
منبع : موضوع اصلی : دنیا پرستی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع را مشخص فرمایید.
  سوره جاثیة آیه 17 - حادثه بنی اسرائیل برای شما مسلمانان نیز رخ خواهد داد
در روایات آمده است که حادثه بنی اسرائیل برای شما مسلمانان نیز رخ خواهد داد، سوالاتی مطرح می شود از جمله آیا رخداد چنین چیزی ممکن است و در صورت امکان آیا چنین مساله ای برای مسلمانان رخ داده است یا خیر؟ برای درک بهتر ابتدا لازم است به سؤالی که آیا تاریخ تکرار پذیر است پاسخ داده شود.
آیا تاریخ تکرار می شود؟!
امام علی(علیه السلام) می فرمایند:حوادث عالم شبیه یکدیگرند و وقتی در گذشته حادثه ایی اتفاق افتاده باشد شبیه آن نیز در آینده اتفاق خواهد افتاد .
انسان می بایست به گزارش های تاریخی برای عبرت گیری توجه داشته باشد و بدون تحلیل و تبیین علل و عوامل رخدادها از کنار آنها تنها به عنوان یک قصه و داستان گذشتگان نگذرد. یا به عبارت دیگر انسان تاریخ را صرف روایت و در حال سکون نبیند؛ بلکه به عنوان مدل و نمونه زنده ‏اى از گذشته دریابد و تاریخ را از حصار گذشته به زمان حال بیاورد و بلکه آن را به زمان آینده نیز تعمیم دهد.       
این که چرا خداوند تا این اندازه به گزارش های تاریخی و تحلیل علل و عوامل رخدادها توجه می دهد. از آن روست که براساس آموزه های قرآنی، تاریخ تکرار شدنی است.
خداوند در آیات بسیاری ، به مسئله تکرار تاریخ با تکرار حوادث و رخدادهای مشابه توجه داده است.
قرآن مجید می‏فرماید: آیا گمان می‏کنید بدون آزمایش وارد بهشت می‏شوید و آن چه در گذشته اتفاق افتاده، برای شما پیش نیاید؟
در تحلیل قرآن همواره به این نکته توجه داده شده که همانندی اندیشه های انسان ها از مهم ترین و اصلی ترین علل و عوامل تکرار حوادث تاریخی است(بقره، آیه ۱۱۸).
بنابراین تا انسان ها جهان را یکسان تفسیر می کنند و رفتار مشابهی را بروز می دهند، رخدادها نیز تکرار می شوند. این تکرار هر چند از نظر زمان و مکان و امور جزئی دیگر تفاوت دارند، ولی تشابه آن تا آن اندازه است که می تواند رخدادها را همانند دانست.
امتحان انسان‌ها، تکرار مخالفت با انبیاء و حاکمیّت قوانین و سنّتهاى ثابت الهى از عوامل دیگر تکرار حوادث تاریخی است.
از مطالب بالا، پیرامون این موضوع که در روایات آمده است حادثه بنی اسرائیل برای شما مسلمانان نیز رخ خواهد داد در می یابیم که اولاً امکان این موضوع وجود دارد، البته معنای تکرار حوادث، آن نیست که از تمام جهات مثل هم باشند.
مثلاً ما مسلمان و آن‏ها از بنی اسرائیل اند؛ پیامبر آن‏ها موسی(ع) و پیغمبر ما محمد صلی الله علیه و آله است؛ آن‏ها در یک زمان بوده اند و ما در زمان دیگر، یعنی اگر از هر جهت مثل هم باشند، حداقل از جهت زمان، عین هم نخواهند بود اما می تواند جهات اشتراکی در این میان وجود داشته باشد.
دوما با توجه به آیات قرآن کریم و احادیث و روایات می توان گفت که این مساله بعد از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اتفاق افتاده است که در این جا قصد داریم از طریق این آیه شریفه و از نگاه تکرار پذیری تاریخ و با توجه به تاریخ صدر اسلام و آیات و روایات به بررسی آن بپردازیم.
«وَآتَیْنَاهُم بَیِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ:و در امر دین‌، نشانه‌های‌ روشنی‌ به‌ آنان‌ عطا کردیم‌» به‌ بنی‌ اسرائیل‌ شرایع‌ و احکام‌ روشنی‌ عطا کردیم‌ یا به‌ آنان‌ درباره‌ بعثت‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم و شواهد نبوتشان‌، دلایل روشنی‌ عطا کردیم‌.
به مسلمانان هم قرآن عطا شد که پیامبر صلی الله علیه و آله به تبیین آن پرداختند و روش ها و مصداق ها را به روشنی مشخص کردند و به آنان‌ درباره‌ خلافت علی بن ابی طالب علیه السلام و شواهد امامتشان ، دلایل و حجت های روشنی‌ عطا نمودند. مانند آیه ولایت، آیه تبلیغ و آیه اکمال که بطور نمونه پیامبر صلی الله علیه و آله در واقعه غدیر خم با مراسمی علی بن ابی طالب علیه السلام را وصی و ولی خود منصوب کردند.
«فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ: و اختلاف‌ نکردند مگر بعد از آن‌که‌ برایشان‌ علم‌ آمد» در مورد بیان‌ دین‌ و روشن‌ ساختن‌ معانی‌ آن‌ اما آنها علم‌ را که‌ موجب‌ از بین‌ رفتن‌ اختلاف‌ است‌، وسیله‌ ثبوت‌ و پدید آوردن‌ اختلاف ‌گرداندند.
و مسلمانان صدر اسلام هم بطور مثال علم و آگاهی دقیق در مورد خلافت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و مصداق آن پیدا کردند اما آنها علم را که موجب از بین رفتن اختلاف است وسیله پدید آوردن اختلاف گردانیدند (بطور نمونه، من کنت مولاه فهذا علی مولاه، مولا را به دوستی تنها تعبیر کردند) و همچنین سایر علم هایی که در مورد قرآن پیدا کرده بودند چون شان نزول ها را مایه اختلاف قرار دادند.
«بَغْیًا بَیْنَهُمْ: آن هم‌ از روی‌ تعدی‌ و رقابتی‌ که‌ در میان‌ خود» در طلب‌ ریاست‌ و از روی‌ رشک‌ و حسد و دشمنی‌ که داشتند.
و در بین مسلمانان هم این اتفاق افتاد وحسادت، جاه و مقام و.. مایه بروز اختلافات گردید و اسلام به هفتاد و چند فرقه تبدیل گردید اختلافاتی که باعث دور شدن جامعه از اسلام واقعی شد و ارزش‌های جاهلی دوباره شکل گرفت و کار به جایی رسید که نوه رسول خدا صلی الله علیه و آله را با لب تشنه ذبح نمودند و خانواده اش را به اسارت بردند امت اسلامی هم مسیر ضعف و انحطاط در پیش گرفت و وضعیت امروز کشورهای مسلمان هم تاسف بار است.
«إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ: بی‌گمان‌ پروردگارت‌ روز قیامت‌ میان‌ آنان‌ درباره‌ آنچه‌ که‌ در آن‌ اختلاف‌ می‌کردند از کار دین‌ فیصله‌ می‌کند» پس‌ نیکوکار را در قبال ‌نیکوکاری‌اش‌ و بدکار را در برابر بدکاری‌اش‌ جزا می‌دهد و اهل‌ حق‌ را از اهل ‌باطل‌ متمایز می‌گردند.
آری این همه بدبختی ها که بر سر مسلمانان وارد شد به خاطر آن اختلافات بوجود آمد خداوند عادل و حکیم روز قیامت بین آن ها به داوری می پردازد و نیکوکار و اهل حق را پاداش و اهل اختلاف و باطل را عذاب خواهد داد.
چنان‌که‌ ملاحظه‌ کردیم ؛ حادثه بنی اسرائیل برای مسلمانان صدر اسلام رخ داد و آن جهات اشتراکی در این میان وجود داشت مثل انحراف امت موسی (ع) بعد از غیبت چهل روزه ایشان و انحراف امت پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از رحلت و رها کردن امیر المومنین علیه السلام.
قالب : تفسیری گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
منبع : موضوع اصلی : داستان قوم بنی اسرائیل
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع را مشخص فرمایید.
  سوره حدید آیه 6 - وارد شدن روز در شب و بالعکس
شاید بتوان این گونه گفت که روز در شب در حال پیشروی و شب در حال خارج شدن است به این صورت که با گردش زمین ,روز داخل می شود که در ابتدا شاید این گونه تصور شود به محض داخل شدن روز شب به یک دفعه خارج می شود ولی باید این عمل تدریجی انجام شود تا با وضعیت واقعی تطابق داشته باشد پس روز مقداری داخل می شود تا علایم ظهور پدیدار گردد(فجر) ودر نهایت دخول کامل روز به تدریج و به تبع آن خروج کامل شب اتفاق می‌افتد اما سوالی که مطرح می شود این است که شب بکجا می رود وچگونه دوباره می تواند داخل شود؟ برای حل این مسئله می توان گفت شب به پشت کره زمین میرسد انجایی که خالی شده روز است وچون اینها در مسیری دایره وار حرکت میکنند دوباره شب از همان نقطه اول می تواند وارد می شود این مساله می تواند گرد بودن وچرخش زمین را نیز برساند که این حرکت که باعث ورود یکی و خروج دیگری می شود واین ها و تکرار آن به وسیله قدرت خداوندی صورت می گیرد که عالم به اسراری است که در آمد و شد شب و روز در سینه ها شکل می گیرد .
قالب : تفسیری گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
منبع : موضوع اصلی : شب و روز
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) وقاری : من شنیده ام که جهان از ماده تاریک آفریده شده و حتی در روز نیز در فضای اطراف ما اکسیژن و غیره...ماده تاریک نیز وجود دارد یعنی بیشترین ماده اطراف ما تاریکی است اگر چه روز باشد
  سوره بقرة آیه 20 - اراده خدا برای نابودی چشم و گوش کافران و منافقان
در این آیه از پدیدار شدن برق هنگام رگبار سخن به میان می‌آورد و می‌گوید در این رگبار مشکلات هر از گاهی آنچنان برق آسمان می درخشد که منافق یا کافر آن را خیره کننده می بیند و گمان می کند با این نور یا همان معرفت می توان وضعیت را تغییر داد و جهان را بهتر کرد او به این نور دلخوش می کند اما این نور آن قدر زود خاموش می شود که فقط فرصت می دهد که بتواند یک یا دو قدم حرکت کند حرکتی که شاید صحیح هم نباشد و از پناهگاه هم دورتر شود و دوباره با تاریک شدن مجبور به توقف می شود این نور، همان معرفت مکاتبی است که زائده ذهن و نظریه پردازی هاست تا با آن بتوان از مشکلات بیرون رفت و در ابتدا اینگونه می پندارد که گویی همه چیز در پرتوی آن درست خواهد شد ولی سریع نور خاموش می شود و عوارض آن ظاهر می شود یعنی همان رعد و صدای مهیب که به گوش خواهد رسید و رگبار(مشکلات) بیشتر و بیشتر خواهد شد آنها متأسفانه آن قدر محو تماشای همان نورها می شوند که دیگر به سرانجام آن فکر نمی کنند در حالی که اگر از نور عقل خود (فطرت) و نور افرادی که برای هدایت آنها آمده‌اند توجه می کردند می توانستند به سادگی از این مشکلات رهایی یابند و اگر خدا بخواهد گوش ها و چشم های این افراد که صدا و نور هدایتگران را نمی شنوند و نمی بینند را نابود می کند زیرا این افراد نه از گوش خود استفاده می‌کنند و نه از چشم خود، همان بهتر که نابود شود و شاید این جا نفرینی باشد که شایسته چنین اشخاصی باشد و خدا بر همه چیز تواناست و یا کسی که تا به حال نشنیده است و نور حق را ندیده است و از دیدن آن سرباز زده است اگر خدا بخواهد شنوایی و بینایی آنان را از بین می برد که هرگز نتوانند ببینند و بشنوند اما اگر می بینیم که عده‌ای بعد از دلخوش کردن به مکاتب غیر الهی و نا امید شدن از آن ها به راه راست برگشتند در واقع خدا از آن ها نامید نشده است و لذا هنوز شنوایی و بینایی آنان کار می کند بنابراین خداوند اگر دریابد که بنده ای نمی خواهد نور حق را ببیند و بر لجاجت خود پافشاری می کند او را رها می کند و رهایی خداوند را شاید بتوان به گرفتن شنوایی و بینایی شخص تشبیه کرد. والله اعلم
در ضمن باران رحمت است اما رگبار می تواند باعث مشکلاتی چون از بین رفتن زراعت گردد لذا چندان میمون نخواهد بود و می تواند بلا نیز تلقی شود.
قالب : تفسیری گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
منبع : موضوع اصلی : علم
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره بقرة آیه 19 - تمثیلی از احاطه خداوند بر کافران
منافق و کافر مانند شخصی است که اولاً در تاریکی به سر می برد که نوری وجود نداردیا همان معرفت که برای حرکت و رسیدن به مقصد لازم است ثانیاً در رگباری گرفتار شده که شاید بشود گفت در گذر زمان از آبستن تاریخ و از برخورد اجتماعات رگباری از مشکلات باریدن می‌گیرد که در نبود معرفت نمی‌داند با این رگبار چه باید کرد تا از آن رهایی یابد و به او سخت می گذرد در تاریکی است و رگباری از مشکلات وضع او را سخت کرده است اما کجا رود که از این مشکلات خلاصی یابد نه پناهگاهی می بیند که خود را به زیر آن برساند و رگبار مشکلات هم او را رها نمی کند و آرامش او را گرفته است گویی سراسر بدن خیس و ناخوشایند و سرمای خیس بودن او را آزار می‌دهد اطرافش گل آلود که اگر گام بردارد ممکن است بلغزد و دست و پایش نیز آسیب ببیند اطرافش را نمی بیند شاید اطرافش پر از چاه و چاله باشد و صاعقه هشدار ادامه رگبار را می‌دهد و خطر سیل، خطر لغزیدن و خطر افتادن در چاه و چاله او را تهدید می‌کند ایستاده است اما نمی تواند راهی بیابد برای خاموش کردن صداهایی که خطرات را گوشزد می‌کند جز نشنیدن آن کار دیگری به نظر او نمی رسد انگشت هایش را در گوش قرار می‌دهد که صدای صاعقه پریشان حالی اش را بیشتر نکند و نشنود که وضع مرتب در حال وخیم تر شدن است و ترس از مرگ شدت بیشتری گرفته است و خداوند بر چنین شخصی احاطه کامل دارد و او را در تاریکی قرار داده است و به حال و وضعیت او توجه دارد، که البته خود نور حق را نخواسته است و اگر از نور خدا استفاده کرده بود الان خودش را به پناهگاه امن رسانده بود و می‌توانست مشکلات را مدیریت کند و حتی از آن برای موفقیت استفاده کند آری ندیدن نور حق و پیرو آن عدم حرکت، این مشکلات مرگ آفرین را رقم خواهد زد و این تمثیل احاطه کامل خداوند بر کافران را نیز نشان می دهد.
قالب : تفسیری گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
منبع : موضوع اصلی : علم
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره بقرة آیه 18 - کر و لال و کور واقعی
صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لَا یَرْجِعُونَ
ﻛﺮ ﻭ ﻟﺎﻝ ﻭ ﻛﻮﺭﻧﺪ، ﺑﻪ ﺍﻳﻦ ﺳﺒﺐ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺎﺯﻧﻤﻰ ﮔﺮﺩﻧﺪ .(18)
در آیه قبل گفته شد منافقان و کفار بجای رفتن به سمت خدا که به انسان نور واقعی یا همان معرفت حقیقی می بخشد و با آن می توان راه را پیدا کرد و به هدف رسید سراغ مکاتب دیگر می روند و معرفت های کم یا ناقص ویا باطل بدست می آورند که نهایتاً این نور کم هم از بین خواهد رفت و آنان در تاریکی می مانند که قادر نیستند راه درست را ببینند و به سمت آن حرکت کنند در این آیه در ادامه آیه قبل منافقان و کفار را که نور عالم تاب معرفت الهی را نمی بینند و در پی نور آتشی می گردند تا بتوانند جایی را ببینند و از ظلمات خارج شوند کور معرفی می کند و از آن جایی که اگر فردی ولو کور باشد که نتواند جایی را ببیند می تواند با شنیدن صدا به سمت آن حرکت کند و مسیر خود را مثلاً بیابد این افراد چون که صدای پیامبران و هدایتگران را درک نمی کنند می توان گفت آنها از ناحیه گوش هم مشکل دارند و کر هستند و همچنان که انسانها یی که از شنیدن بهره ای ندارند لال هم خواهند بود لذا حرف منافق و کافر هم چیزی جز باطل نخواهد بود و دلیل محکم برای این مدعا که آنها کر و گنگ و کورند مسأله عدم راهیابی آنها به مسیر حق می باشد و اما آن که در مسیری که با نور حق روشن شده است قرار گرفته و به ندای هدایتگرانی که در طول مسیر مراقب او هستند گوش جان داده و نیز دیگران را به راه درست دعوت می کند این افراد را باید شنوا و گویا و بینای واقعی دانست.
قالب : تفسیری گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
منبع : موضوع اصلی : علم
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره بقرة آیه 17 - نورمعرفت الهی و معرفت های دیگر
مَثَلُهُمْ کَمَثَلِ الَّذِی اسْتَوْقَدَ نَارًا فَلَمَّا أَضَاءَتْ مَا حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَتَرَکَهُمْ فِی ظُلُمَاتٍ لَّا یُبْصِرُونَ
منافقان، نور یعنی معرفت را بجای این که از خدا و دینش بگیرند که عالم تاب است و ماندگار چون نورخورشید, از آتشی چون عقاید و تصورات خود بافته ویا مکاتب فلسفی انسانی و یا معرفت‌های تحریف شده دینی میگیرند این گونه معرفت ها ,معرفتی در حد نور اتش دارند, که اول یک مقدار کمی از معرفت را به همراه دارد و به احتمال زیاد نور کم نتواند باعث تشخیص درست گردد برای مثال هر مکتبی یک بعدی از ابعاد را در نظر می گیرد که نتایج کم و احتمالا اشتباه را به بار می‌آورد گویی فضایی که اتش اطرافش را روشن کرده است و انسان می‌تواند آن مقدار راببیند لذا حرکتی کمی خواهد داشت که معمولا اشتباه هم خواهد بود و دوم با امدن مکتب دیگری این نور هم از بین میرود و تاریخ مصرفش تمام میشودمثل این که خدا بادی را به جریان در می آورد که آتش را خاموش می کند ودوباره در تاریکی بسر خواهند برد که حتی در صورت انتخاب مکتب دیگری گیرم آتشی دیگر پدیدار خواهد شد که چون باز نور کم است ممکن است جهت نادرست دیگری هم اتخاذ شود که مجددا به همان طریق فوق نور از بین می‌رود و باز در ظلمات باقی می مانند ظلماتی که نمی توانند ببینند که راه کجاست و چاه کجاست و این نتیجه انتخاب معرفت غیرحقیقی است.
قالب : تفسیری گوینده : سید حسین اخوان بهابادی
منبع : موضوع اصلی : علم
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.