لیست سوال های محمدامين احمدي فقيه
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره ص آیه 64 - فرق واژه ها
سلام و درود
"اهل آتش" یعنی چه؟
فرق "اهل النار" با "اصحاب النار" چیست؟
قالب : لغوی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : شخصی موضوع اصلی : کافر و کافران
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : معنای واژه «اهل»: عبارت است از تحقق انس همراه با اختصاص و وابستگی. و اهل به معنای اهلیت است و این معنا در همه موارد استعمالش محفوظ است. خصوصیات اهل از جهت صفت، عمل ، عقیده، رفتار، معرفت، ادب، مقام و شأن به اختلاف مضافَ الیه آن تفاوت می‌یابد.
در نتیجه «اهل النار» یعنی کسانی که اهلیت آتش را دارند و اختصاص و وابستگی شان به آتش بسیار زیاداست به طوری که گویی با آن مأنوس هستند.
و معنای واژه «اصحاب»: عبارت است از عشرت (همنشینی) و استمرار آن در مسیر زندگی - در برنامه ظاهری یا باطنی - همراه با شخص یا امری دیگر است.
  سوره اسراء آیه 12 - آیا ماه نور داشته است؟
با توجه به محتوای قسمت اول آیه،
آیا ماه نیز همانند خورشید نور داشته است؟
آیا اکنون نیز از خود نور می دهد یا تنها منعکس کننده نور است؟
از وضعیت پشت ماه چه اطلاعاتی داریم؟
قالب : لغوی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : تحقیقات اینجانب موضوع اصلی : آیات خاص
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : آیه حداکثر چیزی که می گوید آن است که از نشانه های خدا آن است که نور ماه را می کاهد . این نور هم از خورشید است.
2) جمالی : خیر ماه از خود نوری ندارد.و تنها نور خورشید را انعکاس می دهد.اگر چنین بود که چا می فرمایید، یعنی پشت آن نیز نور داشت، وقتی که زمین بین ماه و خورشید قرار می گرفت، ماه گرفتگی پیش نمی آمد یعنی ماه تاریک نمی شد.پس ماه از خود نوری ندارد و تنها انعکاس دهنده ی نور خوشید است.
  سوره عادیات آیه 1 - علت این گونه سوگندها
سلام و درود
علت این گونه سوگندها در سوره عادیات چیست؟
این سوگندها انسان اهل فکر و تدبر را به چه چیزی وا می دارد؟
قالب : اعتقادی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : موضوع اصلی : اطاعت- پیروی
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : این سوگندها بیان کننده عظمت جهاد در راه خدا و مجاهدان است که تا اندازه ای مقام شامخ دارند که به صدای نفس نفس اسب هایشان در جنگ نیز خداوند متعال قسم می خورد. این سوره در مورد یکی از جنگ هایی که به فرماندهی امیرالمومنین در زمان پیامبر انجام شد اشاره دارد.
  سوره انعام آیه 59 - همه چیز در قرآن حکیم
سلام و درود
طبق آیه 59 سوره انعام ( لارطب و لا یابس الا فی کتاب مبین) آیا همه چیز در قرآن هست؟ آیا می توان همه علوم را اعم از ریاضی، فیزیک، شیمی و.... از قرآن استخراج کرد؟
قالب : تفسیری گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : موضوع اصلی : آیات خاص
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : همه حقایق در قرآن است. البته قرآن ظاهری دارد و بواطن بسیاری. از روی ظواهر آن نمی توان به تمام حقایق دست یافت. اما همین ظواهر برای پیدا کردن راه هدایت کافی است و در همین ظواهر نیز برای شناخت عالم ماه نیز نکات و اظرات بسیاری وجود دارد.
اما برای اسخراج تمام علوم به طور مستقیم از قرآن نیاز به علم امام معصوم است.
البته مومنین عالم نیز می توانند با تدبر در قرآن و روایات و با کمک عقل (که احکامش جزئی از دین به خساب می آید) علوم طبیعی را نیز مطابق با حقیقت عالم استخراج نمایند گرچه به دلیل عدم وجود عصمت، احتما خطا وجود دارد.
  سوره بقرة آیه 255 - معنای کرسی و معنای عرش
بسم الله الرحمن الرحیم
معنای «کرسی» و معنای «عرش» چیست؟
قالب : لغوی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : موضوع اصلی : آیات خاص
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : برای روشن شدن جواب به نکاتی اشاره می‌شود:
1ـ معنای عرش و کرسی: کرسی از نظر ریشه لغت از کِرس (بر وزن ارث) گرفته شده است که به معنای اصل و اساس می‌باشد و گاهی نیز به هر چیزی که به هم پیوسته و ترکیب شده است گفته می‌شود. و به همین جهت به تخت‌های کوتاه «کرسی» می‌گویند، ولی در عرف اسم است برای چیزی که بر آن می‌نشینند (صندلی)[1] و نقطة مقابل آن (عرش) است که به معنای «چیز مسقف» و یا خود «سقف» و یا تخت پایه بلند می‌آید» و به صندلی سلطان اعتباراً عرش می‌گویند.[2]
2ـ کرسی و عرش در قرآن: کلمة کرسی نسبت به خداوند یکبار و کلمة عرش نسبت به خداوند در حدود 23 بار در قرآن به کار رفته است در آیه‌ای کنار هم جمع نشده‌اند، کرسی در سورة بقره داریم «وسع کرسیه السموات والارض» کرسی (حکومت) او آسمانها و زمین را در برگرفته.[3] و آیة الکرسی از همین کلمه گرفته شده است و عرش در آیات متعددی آمده است از جمله «الرحمان علی العرش الستوی»[4] بخشنده‌ای که بر عرش مسلّط است. بنابراین می‌توان گفت:
1ـ کرسی یعنی منطقة قلمرو حکومت: خداوند بر همة آسمانها و زمین حکومت می‌کند و منطقة نفوذ او همه جا را در برگرفته و به این ترتیب کرسی خداوند مجموعة عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و کهکشان‌ها است، در این صورت عرش به معنای عالم اروح و فرشتگان و جهان ماوراء طبیعت خواهد بود.
2ـ علم خداوند به جمیع آسمان‌ها و زمین احاطه دارد، چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «منظور از وسع کرسیه السموات و الارض» علم خداوند است.[5] و مراد از عرش علما است که احدی از انبیاء و امامان از آن اطلاع ندارند ولی علم آن است که انبیاء و رسولان الهی و امامان از آن اطلاع دارند.
3ـ موجودی وسیع‌تر از تمام آسمان‌ها و زمین: که از هر سو آن‌ها را احاطه کرده است و به این ترتیب معنای آیه چنین می‌شود، کرسی خداوند همة آسمان‌ها و زمین را در برگرفته است چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «الکرسی محیط بالسموات و الارض» کرسی احاطه بر زمین و آسمان و آنچه مابین آن‌ها و آنچه در زیر اعماق زمین قرار گرفته است دارد.[6] و در روایت دیگر فرمود: «آسمان‌ها و زمین در برابر کرسی همچون حلقة انگشتری است در وسط یک بیابان و کرسی در برابر عرش همچون حلقه‌ای است در وسط یک بیابان»[7] در روایت دیگر فرمود: «همه چیز در کرسی است»[8] و فرمود همة آسمان‌ها و زمین و مخلوقات در داخل کرسی است که چهار ملک با اجازة خداوند آن را حمل می‌کند»[9]
معنای اوّل و دوّم روشن است ولی معنای سوّم چیزی است که بشر هنوز بر آن دسترسی پیدا نکرده است و دلیلی بر نفی آن هم نداریم، و تفسیرهای سه‌گانه با هم تنافی ندارد چون اشکالی ندارد کرسی اشاره به نفوذ مطلقه و قدرت پروردگار در آسمان‌ها و زمین باشد و هم نفوذ علمی او و هم جهانی وسیع‌تر از این جهان که آسمان و زمین را در برگرفته است.[10]
4ـ در توحید صدوق می‌خوانیم که عرش هر دو، دو باب، و دو در از درهای غیب الهی می‌باشند منتهی کرسی باب ظاهر آن و عرش درب داخلی آن است که در آن علم کیف و کون و ؟؟؟؟؟؟ وجود دارد. لذا علم عرش پنهانی‌تر از کرسی است.[11]
از آنچه گفتیم در فرق عرش و کرسی گفتیم روشن شد:
1ـ کرسی اگر مرکز قدرت باشد در درون عرش قرار دارد، پس عرش وسیع‌تر است.
2ـ کرسی خداوند مجموعة عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و کهکشان‌ها است ولی عرش عالم ارواح و فرشتگان و جهان موراء طبیعت می‌باشد.
3ـ کرسی آن علمی است که انبیاء و رسولان و حجج الهی از آن اطلاع دارند، ولی عرش آن علمی است که انبیاء و رسولان و امامان از آن خبر ندارند.
4ـ کرسی باب و درب ظاهری عالم غیب، و عرش درب داخلی آن می‌باشد،
  سوره اعراف آیه 54 - فرق کرس با عرش
بسم الله الرحمن الرحیم
فرق «کرسی» با «عرش» چیست؟
قالب : لغوی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : تحقیات اینجانب موضوع اصلی : آیات خاص
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : برای روشن شدن جواب به نکاتی اشاره می‌شود:
1ـ معنای عرش و کرسی: کرسی از نظر ریشه لغت از کِرس (بر وزن ارث) گرفته شده است که به معنای اصل و اساس می‌باشد و گاهی نیز به هر چیزی که به هم پیوسته و ترکیب شده است گفته می‌شود. و به همین جهت به تخت‌های کوتاه «کرسی» می‌گویند، ولی در عرف اسم است برای چیزی که بر آن می‌نشینند (صندلی)[1] و نقطة مقابل آن (عرش) است که به معنای «چیز مسقف» و یا خود «سقف» و یا تخت پایه بلند می‌آید» و به صندلی سلطان اعتباراً عرش می‌گویند.[2]
2ـ کرسی و عرش در قرآن: کلمة کرسی نسبت به خداوند یکبار و کلمة عرش نسبت به خداوند در حدود 23 بار در قرآن به کار رفته است در آیه‌ای کنار هم جمع نشده‌اند، کرسی در سورة بقره داریم «وسع کرسیه السموات والارض» کرسی (حکومت) او آسمانها و زمین را در برگرفته.[3] و آیة الکرسی از همین کلمه گرفته شده است و عرش در آیات متعددی آمده است از جمله «الرحمان علی العرش الستوی»[4] بخشنده‌ای که بر عرش مسلّط است. بنابراین می‌توان گفت:
1ـ کرسی یعنی منطقة قلمرو حکومت: خداوند بر همة آسمانها و زمین حکومت می‌کند و منطقة نفوذ او همه جا را در برگرفته و به این ترتیب کرسی خداوند مجموعة عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و کهکشان‌ها است، در این صورت عرش به معنای عالم اروح و فرشتگان و جهان ماوراء طبیعت خواهد بود.
2ـ علم خداوند به جمیع آسمان‌ها و زمین احاطه دارد، چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «منظور از وسع کرسیه السموات و الارض» علم خداوند است.[5] و مراد از عرش علما است که احدی از انبیاء و امامان از آن اطلاع ندارند ولی علم آن است که انبیاء و رسولان الهی و امامان از آن اطلاع دارند.
3ـ موجودی وسیع‌تر از تمام آسمان‌ها و زمین: که از هر سو آن‌ها را احاطه کرده است و به این ترتیب معنای آیه چنین می‌شود، کرسی خداوند همة آسمان‌ها و زمین را در برگرفته است چنانکه امام صادق (ع) فرمود: «الکرسی محیط بالسموات و الارض» کرسی احاطه بر زمین و آسمان و آنچه مابین آن‌ها و آنچه در زیر اعماق زمین قرار گرفته است دارد.[6] و در روایت دیگر فرمود: «آسمان‌ها و زمین در برابر کرسی همچون حلقة انگشتری است در وسط یک بیابان و کرسی در برابر عرش همچون حلقه‌ای است در وسط یک بیابان»[7] در روایت دیگر فرمود: «همه چیز در کرسی است»[8] و فرمود همة آسمان‌ها و زمین و مخلوقات در داخل کرسی است که چهار ملک با اجازة خداوند آن را حمل می‌کند»[9]
معنای اوّل و دوّم روشن است ولی معنای سوّم چیزی است که بشر هنوز بر آن دسترسی پیدا نکرده است و دلیلی بر نفی آن هم نداریم، و تفسیرهای سه‌گانه با هم تنافی ندارد چون اشکالی ندارد کرسی اشاره به نفوذ مطلقه و قدرت پروردگار در آسمان‌ها و زمین باشد و هم نفوذ علمی او و هم جهانی وسیع‌تر از این جهان که آسمان و زمین را در برگرفته است.[10]
4ـ در توحید صدوق می‌خوانیم که عرش هر دو، دو باب، و دو در از درهای غیب الهی می‌باشند منتهی کرسی باب ظاهر آن و عرش درب داخلی آن است که در آن علم کیف و کون و ؟؟؟؟؟؟ وجود دارد. لذا علم عرش پنهانی‌تر از کرسی است.[11]
از آنچه گفتیم در فرق عرش و کرسی گفتیم روشن شد:
1ـ کرسی اگر مرکز قدرت باشد در درون عرش قرار دارد، پس عرش وسیع‌تر است.
2ـ کرسی خداوند مجموعة عالم ماده اعم از زمین و ستارگان و کهکشان‌ها است ولی عرش عالم ارواح و فرشتگان و جهان موراء طبیعت می‌باشد.
3ـ کرسی آن علمی است که انبیاء و رسولان و حجج الهی از آن اطلاع دارند، ولی عرش آن علمی است که انبیاء و رسولان و امامان از آن خبر ندارند.
4ـ کرسی باب و درب ظاهری عالم غیب، و عرش درب داخلی آن می‌باشد،
  سوره هود آیه 86 - رسم الخط بقیت
سلام و درود
چرا در این آیه رسم الخط و املای کلمه «بقیت» به این صورت است؟ در حالی که در قرآن «بقیه» هم آمده است؟
قالب : لغوی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : موضوع اصلی : آیات خاص
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : گر ما همه مواردی را که کلمه«امرأة»در قرآن آمده تتبع کنیم می‏بینیم در رسم مصحف گاهی به صورت تاء باز:«ت»و گاهی به صورت تاء مدور یا بسته«ة»کتابت شده است.چرا؟موضوع و جایگاه«امرأة»در قرآن؛متفاوت است؛و لذا با تفاوت جایگاه و موقعیت این کلمه، متفاوت نوشته شده است به این صورت که اگر کلمه«امرأة» در هر جای قرآن به زوج و همسرش اضافه شد، با تاء باز:«امرأت»کتابت شده، مانند: «امرأت نوح، امرأت لوط، امرأت فرعون».ولی اگر به زوج و همسر خود اضافه نشود به صورت تاء مدور و بسته:«امرأة»رسم شده است، از قبیل:«و ان امرأة خافت من بعلها نشوزا...»، «انی وجدت امرأة تملکهم...»و«امرأة مؤمنة...»و امثال آنها.
باید نتیجه گرفت که با ایجاد چنین تفاوتی در نگارش خواستند توجه قاری قرآن را به استمرار در قرائت جلب کنند، به این معنی که قاری روی کلمه«امرأت»بدون مضاف الیه آن، وقف نکند.دو علت را می‏توان در این باره بیان کرد: نخست اینکه مضاف و مضاف الیه به منزله یک کلمه هستند به گونه که وقف بر مضاف مانند وقف بر جزء و بخشی از کلمه می‏باشد که به هیچوجه درست نیست.
دوم آنکه در خط و رسم قیاسی و قانونمند، تائی که بر تأنیث اسماء دلالت دارد به صورت هاء یا تاء مدور و بسته«ة»نوشته می‏شود که روی دو نقطه رسم می‏گردد تا در حال وقف و وصل برای تاء تانیث امکانی را فراهم آورند.
زیرا تاء تأنیث در حالت وصل تاء است، و در حالت وقف به صورت هاء تلفظ می‏شود.اگر در رسم قرآن تاء«امرأة»در صورت اضافه آن به زوجش با هاء«ة»نوشته می‏شد، این رسم به صورت مجوزی برای وقف بر آن-علیرغم کامل نشدن آن به وسیله مضاف الیه-می‏گشت.پیدا است نگارش هاء«امرأة»در صورت اضافه به صورت تاء مفتوحه یعنی باز:«ت»برای آن است که ما بعد آن در تلاوت استمرار یابد.
اگر بر«امرأت»در صورت اضافه شدن اضطرارا وقف صورت گیرد قرّاء، دو راه را پیشنهاد کردند، سه تن از قراء سبعه بر«امرأت»به صورت هاء وقف کردند، زیرا اصل و قاعده در تأنیث اسماء آن است که به صورت هاء باشد، این سه تن عبارتند از:ابن کثیر مکی، ابو عمرو بن علاء بصری، و کسائی.اما بقیه قراء به منظور رعایت خط و رسم، با تاء وقف می‏کنند؛و برای اینکه به شنونده قرائت قرآن خاطر نشان سازند که تعبیر قرآنی با ما بعد خود پیوند دارد در حالت وقف اضطراری، همان روندی را معمول داشتند که در حالت وصل، آن را در پیش می‏گرفتند.
کلماتی از قبیل«بقیة»و«معصیة»نیز به سان«امرأة»است که در صورت اضافه با تاء مفتوحه و کشیده و باز:«ت»، و در صورت اضافه نشدن با هاء رسم می‏شوند.در قرآن کریم راجع به«بقیه»یکبار رسم شده است:«بقیت اللّه خیر لکم ان کنتم مؤمنین»و باری دیگر:«و بقیة مما ترک آل موسی»چنانکه در کلمه«معصیة»در حالت اضافه رسم شده است:«و یتناجون بالاثم و العدوان و معصیت الرسول»ی«فلا تتناجوا بالاثم و العدوان و معصیت الرسول»که آن را همان دلیلی که یاد شد به صورت تاء نوشته‏اند.
file:///C:/Users/Mahdi/Desktop/%D8%B1%D8%B3%D9%85%20%D8%A7%D9%84%D8%AE%D8%B7%20%D9%85%D8%B5%D8%AD%D9%81%20%D8%B9%D8%AB%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C%20%20%D8%A7%D8%B3%D8%B1%D8%A7%D8%B1%D8%8C%20%D8%AD%DA%A9%D9%85%D8%AA%20%D9%88%20%D9%85%D8%B2%DB%8C%D8%A7%DB%8C%20%D8%A2%D9%86%20%20%D8%AF%D8%B4%D9%88%D8%A7%D8%B1%DB%8C%20%D9%82%D8%B1%D8%A7%D8%A6%D8%AA%20%D9%85%D8%B5%D8%AD%D9%81%20%D9%88%20%D8%B1%D8%A7%D9%87%20%D8%AD%D9%84%20%D8%A2%D9%86%20(2).htm
2) جورابچی : با تشکر
سؤال و جواب عالی و آموزنده بود.
اللهم عجل لولیک الحجه بن الحسن
  سوره اخلاص آیه 3 - لم یلد
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا ابتدا «لم یلد» آمده است و سپس «و لم یولد» ذکر شده است؟
قالب : تاریخی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : موضوع اصلی : توحید
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : شاید به یکی از دو دلیل زیر:
1. تقدم طبیعی فعل معلوم بر مجهول
2. اینکه سوال از چگونگی نسبت خدا با مخلوقاتش مقدم بر سوال از نحوه وجود خداست
  سوره اخلاص آیه 1 - احد و صمد
بسم الله الرحمن الرحیم
چرا «احد» نکره است و «صمد» معرفه است؟
قالب : لغوی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : موضوع اصلی : اسم‌های خداوند
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : اگر الف و لام بر سر کلمه ((صمد)) در آمده ، منظور افاده حصر است ، مى فهماند تنها خداى تعالى صمد على الاطلاق است ، به خلاف کلمه ((احد)) که الف ولام بر سرش در نیامده ، براى اینکه این کلمه با معناى مخصوصى که افاده مى کند در جمله اثباتى بر احدى غیر خداى تعالى اطلاق نمى شود، پس حاجت نبود که با آوردن الف و لام حصر احدیت را در جناب حق تعالى افاده کند، و یا احدیت معهودى از بین احدیت ها را برساند.
  سوره توبة آیه 68 - کافران مرد و زن
چرا منافقان مرد و منافقان زن جدا آمده است، ولی برای کافران نیامده است؟
قالب : لغوی گوینده : محمدامین احمدی فقیه
منبع : موضوع اصلی : منافق- منافقین- منافقان
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) شاه آبادی (داور) : و اگر زنان منافق را هم ذکر کرده با اینکه قبلا صحبتى از زنان منافق به میان نیامده بود، بعید نیست براى این باشد که شدت ارتباط و کمال اتحاد میان آنان را برساند و بفهماند که در صفات نفسانى همه یک جورند، و نیز اشاره کرده باشد به اینکه پارهاى از زنان نیز اعضاى مؤ ثرى هستند در اجراء برنامه هاى منافقین و رلهاى مهمى را میتوانند در این جامعه فاسد بازى کنند.
در مجموع در مقام بیان صافات و حال منافقین است و آنها را به تفصیل یاد کرده و حکمشان آن است که با کافران یک کاسه هستند. شاید نیازی به تفصیل برای کفارنبوده چون بحث بر سر منافقین است. والله العالم

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 2
  • >
  • >>