از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(یکادالبرق یخطف ابصارهم ):(نزدیک است که برق چشمان آنها راخیره کند)، آنها در جستجوی رهایی ازباران و تاریکی هستند که آن تاریکی چشم آنها را از کار انداخته است و قدرت تشخیص چیزی راندارند، پس ناگزیرازبرق آسمان برای راهیابی استفاده می کنند، اما نور برق لحظه ای و غیر دائمی است ، (کلما اضاءلهم مشوافیه واذااظلم علیهم قاموا):(هروقت برق آسمان روشن می شود درنور آن چندقدمی می روند و زمانی که خاموش می شود می ایستند)،پس آنها به ایمان حقیقی نمی رسند و از اظهار ایمان نخستین خود نتیجه نمی گیرند، لذا همواره دچار خطاو لغزش می شوند و خداوند آنها را به این سبب رسوا می کند،(ولوشاءالله لذهب بسمعهم وابصارهم ):(اگر خدا می خواست گوش و چشم آنها را از بین می برد)،پس اگر خدا می خواست ازهمان روز اول آنها رارسوا می نمود، تا مسلمانان فریب آنها را نخورند، و مورد تشبیه درمورد حرکت دربیابان و اضطرابی که منافقان درآن بسر می برند به آن معناست که منافقان هنگام دیدن مؤمنان چون زبانشان بادلشان یکی نیست ،دائمادراضطرابند و قلبهای آنهاتحمل ایمان را ندارد و منتظر بازگشت به جمع کفار می باشند،(ان الله علی کل شی ءقدیر):(خداوند برهر امری تواناست ) و لذا خداوند از اینکه منافقان راازهمان ابتدا رسوا ومفتضح کندعاجزنبوده ولیکن بنابه حکمتی چنین نکرده است . [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر
The lightning almost snatches away their sight) meaning, because the lightning is strong itself, and because their comprehension is weak and does not allow them to embrace the faith. Also, `Ali bin Abi Talhah reported that Ibn `Abbas commented on the Ayah,
(Whenever it flashes for them, they walk therein), "Whenever the hypocrites acquire a share in the victories of Islam, they are content with this share. Whenever Islam suffers a calamity, they are ready to revert to disbelief.''. Similarly, Allah said,
(Whenever it flashes for them, they walk therein, and when darkness covers them, they stand still), "They recognize the truth and speak about it. So their speech is upright, but when they revert to disbeleif, they again fall into confusion.'' This was also said by Abu Al-`Aliyah, Al-Hasan Al-Basri, Qatadah, Ar-Rabi` bin Anas and As-Suddi, who narrated it from the Companions, and it is the most obvious and most correct view, and Allah knows best.

And if Allah willed, He would have taken away their hearing and their sight. Certainly, Allah has power over all things). Muhammad bin Ishaq reported that Ibn `Abbas commented on Allah's statement,
(And if Allah willed, He would have taken away their hearing and their sight), "Because they abandoned the truth after they had knowledge in it.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مجمع البیان
«یکادالبرق ...»

چیزى نمانده است که دلیلهاى روشن قرآن، دلهایشان را برباید و از شدّت خشم درمورد کیش و راهشان، نزدیک بود روشنایى برق، نور دیدگانشان را بگیرد.

همانگونه که باران زده هاى بیابان، هنگامى که صاعقه مى زد، از نورش بهره مى گرفتند و کمى راه مى رفتند، این منافقان نیز هر گاه روشنى و روشنگرى دعوت توحیدى به پیامبر و قرآن متوجّه آنان مى شد، اندکى پیش مى آمدند و اظهار ایمان مى کردند، امّا به مجرّد پدیدارشدن مشکلى براى جامعه توحید گرا و دین باور، به دلیل کفر درونى خویش، سرگردان مى شدند و وامى ماندند؛ درست بسان آنان که در تاریکیهاى صحرا سرگردان مى شدند.

برخى گفته اند: ایمان آنان در زندگى دنیویشان، به منزله نورى بود؛ امّا با فرارسیدن مرگ، به سبب کفر درونیشان، به عذابى تیره و تار گرفتار مى آمدند.

عدّه اى دیگر بر این باورند که این آیات درمورد یهودیان بهانه جو و حق ناپذیر است. آنان هنگامى که پیروان قرآن در پیکار «بدر» پیروز شدند، گفتند: این همان پیامبرى است که موسى (ع) آمدنش را نوید داده بود؛ امّا همینکه در کارزار «اُحد» بر مسلمانان ضربه اى وارد آمد، زبان به شکایت و بهانه جویى گشودند.

«ولوشاءاللَّه ...»

دلیل اینکه در میان تمامى حواس چندگانه و امکانات و ابزار شناخت انسان، تنها از این دو نیرو و وسیله شناخت - یعنى شنوایى و بینایى - نام برده شده، این است که در دو آیه پیشین، سخن از آنها بود؛ امّا مقصود اصلى، درواقع ترسیم کیفر منافقان است که مى فرماید: وَاللَّهُ مُحیطٌ بِالْکافِرینَ» (خدا از هر سو بر کافران احاطه دارد)؛ و اگر بخواهد، درون آلوده آنان را آشکار مى سازد و یا نابودشان مى کند؛ چرا که او بر هر کارى تواناست. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف

و الخطف : الاخذ بسرعة. و قرأ مجاهد (یخطف ) بکسر الطاء، و الفتح أفصح و أعلی ، و عن ابن مسعود: یختطف . و عن الحسن : یخطف ، بفتح الیاء و الخاء، و أصله یختطف . و عنه : یخطف ، بکسرهما علی إتباع الیاء الخاء. و عن زید بن علی : یخطف ، من خطف . و عن أبی : یتخطف ، من قوله : (یتخطف الناس من حولهم ). (کلما أضاء لهم ) استئناف ثالث کأنه جواب لمن یقول : کیف یصنعون فی تارتی خفوق البرق و خفیته ؟ و هذا تمثیل لشدة الامر علی المنافقین بشدته علی أصحاب الصیب و ماهم فیه من غایة التحیر و الجهل بما یأتون و ما یذرون ، إذا صادفوا من البرق خفقة، مع خوف أن یخطف أبصارهم ، اتنهزوا تلک الخفقة فرصة فخطوا خطوات یسیرة، فاذا خفی و فتر لمعانه بقوا واقفین متقیدین عن الحرکة، ولو شاء الله لزاد فی قصیف الرعد فأصمهم ، أو فی ضوء البرق فأعماهم . و أضاء: إما متعد بمعنی : کلما نور لهم ممشی و مسلکا أخذوه و المفعول محذوف . و إما غیر متعد بمعنی : کلما لمع لهم (مشوا) فی مطرح نوره و ملقی ضوئه . و یعضده قراءة ابن أبی عبلة: کلما ضاء لهم و المشی : جنس الحرکة المخصوصة. فإذا اشتد فهو سعی . فإذا ازداد فهو عدو. فإن قلت : کیف قیل مع الاضاءة: کلما، و مع الاظلام : إذا؟ قلت ، لانهم حراص علی وجود ما همهم به معقود من إمکان المشی و تأتیه ، فکلما صادفوا منه فرصة انتهزوها، و لیس کذلک التوقف و التحبس . و أظلم : یحتمل أن یکون غیر متعد وهو الظاهر، و أن یکون متعدیا منقولا من ظلم اللیل ، و تشهد له قراءة یزید بن قطیب : أظلم ، علی مالم یسم فاعله . و جاء فی شعر حبیب ابن أوس : هما أظلما حالی ثمت أجلیا ظلامیهما عن وجه أمرد أشیب و هو و إن کان محدثا لا یستشهد بشعره فی اللغة، فهو من علماء العربیة، فاجعل ما یقوله بمنزلة ما یرویه . ألا تری إلی قول العلماء: الدلیل علیه بیت الحماسة، فیقتنعون بذلک لوثوقهم بروایته و إتقانه . و معنی (قاموا) وقفوا و ثبتوا فی مکانهم . و منه : قامت السوق ، إذار کدت و قام الماء: جمد. و مفعول (شاء) محذوف ، لان الجواب یدل علیه . و المعنی : ولوشاء الله أن یذهب بسمعهم و أبصارهم لذهب بها، و لقد تکاثر هذا الحذف فی "شاء" و "أراد" لا یکادون یبرزون المفعول إلا فی الشی ء المستغرب کنحو قوله : * فلو شئت أن أبکی دما لبکیته * و قوله تعالی "لو أردنا أن نتخذ لهوا لا تخذناه من لدنا"، (لو أراد الله أن یتخذ ولدا). و أراد: ولو شاء الله لذهب بسمعهم بقصیف الرعد، و أبصارهم بومیض البرق . و قرأ ابن أبی عبلة: لا ذهب بأسماعهم ، بزیادة الباء کقوله : (و لا تلقوا بأیدیکم ). و الشی ء: ما صح أن یعلم و یخبر عنه . قال سیبویه فی ساقة الباب المترجم بباب مجاری أواخر الکلم من العربیة : و إنما یخرج التأنیث من التذکیر. ألا تری أن الشی ء یقع علی کل ما أخبر عنه من قبل أن یعلم أذکر هو أم أنثی ؟. و الشی ء: مذکر، و هو أعم العام ، کما أن الله أخص یجری علی الجسم و العرض و القدیم . تقول : شی ء لا کالاشیاء، أی معلوم لا کسائر المعلومات ، و علی المعدوم و المحال فان قلت : کیف قیل (علی کل شی ء قدیر) و فی الاشیاء مالا تعلق به للقادر کالمستحیل و فعل قادر آخر؟ قلت : مشروط فی حد القادر أن لا یکون الفعل مستحیلا، فالمستحیل مستثنی فی نفسه عند ذکر القادر علی الاشیاء کلها، فکأنه قیل : علی کل شی ء مستقیم قدیر. و نظیره : فلان أمیر علی الناس أی علی من وراءه منهم ، و لم یدخل فیهم نفسه و إن کان من جملة الناس . و أما الفعل بین قادرین فمختلف فیه . فإن قلت : مم اشتقاق القدیر؟ قلت : من التقدیر، لانه یوقع فعله علی مقدار قوته و استطاعته و ما یتمیز به عن العاجز [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیرراهنما
1 - منافقان در برابر درخشش اسلام و پیشرفت آن، خود را درمانده و در بن بست مى بینند.

یکاد البرق یخطف أبصرهم

در این آیات وضعیت منافقان در برابر اسلام در قالب چند تشبیه، بیان شده است; چنان که مفسّران گفته اند: در جمله «یکاد البرق ...» اسلام و امکانات فراهم شده در پرتو آن، به «برق» تشبیه شده و به دنبال آن فرصت طلبى منافقان در بهره گیرى از مواهب آن، در قالب تشبیه دیگرى بیان گردیده است.

2 - منافقان درعین درمانده شدن در برابر اسلام، با فرصت طلبى در پى بهره بردارى از مواهب آن هستند.

کلّما أضاء لهم مشوا فیه

3 - بهره بردن از مزایاى جامعه اسلامى و به کنار نشستن به هنگام دشواریها و سختیها، از ویژگیهاى منافقان است.

و إذا أظلم علیهم قاموا

4 - خداوند با سلب درک و فهم از برخى منافقان، آنان را حق ناپذیر کرده و برخى دیگر را براى انتخاب هدایت، مهلت مى دهد.

و لو شاء اللّه لذهب بسمعهم و أبصرهم

5 - منافقان، سزاوار محروم شدن از توانایى شناخت معارف الهى هستند.

و لو شاء اللّه لذهب بسمعهم و أبصرهم

6 - خداوند بر انجام هر کارى تواناست.

إنّ اللّه على کل شىء قدیر

7 - از امام صادق (ع) روایت شده که: قیل لأمیرالمؤمنین (ع) هل یقدر ربک أن یدخل الدنیا فى بیضة من غیر أن تصغر الدنیا و تکبر البیضة؟ قال: إن اللّه تبارک و تعالى لاینسب إلى العجز و الذى سألتنى لایکون;(1)

از امیر المؤمنین (ع) سؤال شد: آیا خداوند مى تواند دنیا را در تخم مرغى جاى دهد بدون اینکه دنیا کوچک یا تخم مرغ بزرگ شود؟ فرمود: خداى تبارک و تعالى موصوف به ناتوانى نمى شود ولى آنچه مورد سؤال توست شدنى نیست (محال است). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.