از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(قال فانها محرمه علیهم اربعین سنه یتیهون فی الارض فلا تاس علی القوم الفاسقین ):(خداوند فرمود:پس همانا به جهت این نافرمانی ،دست یافتن به آن سرزمین تا چهل سال بر آنان تحریم شد تا در نتیجه چهل سال در بیابان سرگردان باشند و تو برای این قوم گنه کار و فاسق اندوه و تأسف نداشته باش )،ضمیر در(فانها)به ارض مقدسه بر می گردد و مراد از حرمت ، حرمت تشریعی نیست ،بلکه حرمت تکوینی است ،یعنی خدا به جهت نافرنانیشان مقدر فرمودکه تا چهل سال نتوانند وارد آن سرزمین شوند، بلکه در بیابان سر گردان باشند وخداوند در نهایت ، اولا): به موسی (ع ) می فرماید: به حال آنان اندوه مخور وثانیا): کلام موسی (ع ) را تأیید و امضاء نموده است و خداوند نیز آنها را با وصف فاسق توصیف کرده . و بنی اسرائیل بواسطه این حکم تکوینی ، چهل سال در صحرا سر گردان بودند و صبح تا شام به طرف آنجا می رفتند، اما چون اسب عصاری تنها گردخودشان می چرخیدند و قدمی به جلو نمی گذاشتند و به هیچ شهر و وادی نمی رسیدند و این عذاب ، وبال فسق و نافرمانی آنها بود. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  رضا رضائي - سایت تبیان
تفسیر نمونه
بنى اسرائیل و سرزمین مقدس در این آیات براى زنده کردن روح حق شناسى در یهود، و بیدار کردن وجدان آنها در برابر خطاهائى که در گذشته مرتکب شدند، تا به فکر جبران بیفتند، نخست چنین میگوید، به خاطر بیاورید زمانى را که موسى به پیروان خود گفت : اى بنى اسرائیل نعمتهائى را که خدا به شما ارزانى داشته است فراموش نکنید. (و اذ قال موسى لقومه یا قوم اذکروا نعمة الله علیکم ). روشن است که کلمه نعمة الله همه مواهب و نعمتهاى پروردگار را شامل میشود ولى بدنبال آن اشاره به سه قسمت مهم از آنها کرده است . نخست نعمت وجود پیامبران و رهبران فراوان در میان آنها است که بزرگترین موهبت الهى درباره آنان بود (اذ جعل فیکم انبیاء) تا آنجا که میگویند تنها در زمان موسى بن عمران بالغ بر هفتاد پیامبر وجود داشت و تمام هفتاد نفرى که با او به کوه طور رفتند در زمره پیامبران قرار گرفتند. در پرتو این نعمت بود که از دره هولناک شرک و بت پرستى و گوساله پرستى رهائى یافتند و از انواع خرافات و موهومات و زشتیها و پلیدیها نجات پیدا کردند، و این بزرگترین نعمت معنوى در حق آنها بود. سپس به بزرگترین موهبت مادى که بنوبه خود مقدمه مواهب معنوى نیز میباشد اشاره کرده میفرماید: شما را صاحب اختیار جان و مال و زندگى خود قرار داد (و جعلکم ملوکا). زیرا بنى اسرائیل سالیان دراز در زنجیر اسارت و بردگى فرعون و فرعونیان بودند و هیچگونه اختیارى از خود نداشتند، و با آنها همچون حیوانات اسیر معامله مى شد، خداوند به برکت قیام موسى بن عمران زنجیرهاى بردگى و استعمار را از دست و پاى آنها گشود و آنها را صاحب اختیار هستى و زندگى خود ساخت . بعضى چنین پنداشته اند که منظور از ملوک در اینجا سلاطین و پادشاهانى است که از بنى اسرائیل برخاستند. در حالى که مى دانیم بنى اسرائیل تنها در دوران کوتاهى داراى حکومت و سلطنت بودند و به علاوه تنها بعضى از آنها به چنین مقامى رسیدند، در حالیکه آیه فوق میگوید: و جعلکم ملوکا: خداوند همه شما را این مقام داد، از این روشن میشود که منظور از آیه همان است که در بالا گفتیم . گذشته از این ((ملک )) (بر وزن الف ) در لغت هم به معنى سلطان و زمامدار آمده و هم به معنى کسى که مالک و صاحب اختیار چیزى است . در حدیثى در تفسیر در المنثور از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) چنین نقل شده است : کانت بنو اسرائیل اذاکان لاحدهم خادم و دابة و امراة کتب ملکا : ((هنگامى که کسى از بنى اسرائیل داراى همسر و خدمتکار و مرکب بود، به او ملک مى گفتند.)) و در آخر آیه بطور کلى بنعمتهاى مهم و برجستهاى که در آن زمان به احدى داده نشده بود اشاره فرموده میگوید: ((به شما چیزهائى داد که به احدى از عالمیان نداد.)) (و آتاکم ما لم یؤ ت احدا من العالمین ) این نعمتهاى متنوع ، فراوان بودند، از جمله نجات معجز آسا از چنگال فرعونیان و شکافته شدن دریا براى آنها و استفاده کردن از غذاى مخصوصى بنام من و سلوى که شرح آن در جلد اول ذیل آیه 57 سوره بقره گذشت و مانند آنها. سپس در آیه بعد جریان ورود بنى اسرائیل را به سرزمین مقدس چنین بیان میکند: ((موسى به قوم خود چنین گفت که شما بسرزمین مقدسى که خداوند برایتان مقرر داشته است وارد شوید، و براى ورود به آن از مشکلات نترسید و از فداکارى مضایقه نکنید، اگر به این فرمان پشت کنید زیان خواهید دید.)) (یا قوم ادخلوا الارض المقدسة التى کتب الله لکم و لا ترتدوا على ادبارکم فتنقلبوا خاسرین ). در اینکه ((ارض مقدسة )) که در آیه فوق به آن اشاره شده چه نقطه اى است ، مفسران گفتگو بسیار کرده اند بعضى آن را سرزمین بیت المقدس ‍ و بعضى شام و بعضى دیگر اردن یا فلسطین یا سرزمین طور، مى دانند، اما بعید نیست که منظور از سرزمین مقدس تمام منطقه شامات باشد که با همه این احتمالات سازگار است ، زیرا این منطقه به گواهى تاریخ مهد پیامبران الهى و سرزمین ظهور ادیان بزرگ ، و در طول تاریخ مدتها مرکز توحید و خداپرستى و نشر تعلیمات انبیاء بوده و بهمین جهت نام سرزمین مقدس براى آن انتخاب شده است اگر چه گاهى به خصوص منطقه بیت المقدس نیز این نام اطلاق میشود (همانطور که در جلد اول صفحه 183 توضیح داده شد). و از جمله کتب الله علیکم استفاده میشود که خداوند چنین مقرر داشته بود که بنى اسرائیل در این سرزمین مقدس به آرامش و رفاه زندگى کنند (مشروط به اینکه آن را از لوث شرک و بت پرستى پاک سازند و خودشان نیز از تعلیمات انبیا منحرف نشوند) اما اگر این دستور را بکار نبندند زیانهاى سنگینى دامان آنها را خواهد گرفت . بنابراین اگر ملاحظه مى کنیم که نسلى از بنى اسرائیل که این آیه خطاب به آنها بود بالاخره موفق به ورود در این سرزمین مقدس نشدند بلکه چهل سال در بیابان سرگردان ماندند و نسل آینده آنها این توفیق را یافت منافاتى با جمله کتب الله لکم (خداوند براى شما مقرر داشته ) ندارد، زیرا این تقدیر مشروط بشرائطى بود که آنها انجام ندادند همانطور که در آیات بعد استفاده میشود. اما بنى اسرائیل در برابر این پیشنهاد موسى - همانطور که روش افراد ضعیف و ترسو و بى اطلاع است که مایلند همه پیروزیها در سایه تصادفها و یا معجزات براى آنها فراهم شود و به اصطلاح لقمه را بگیرند و در دهانشان بگذارند به او گفتند: اى موسى ! تو که میدانى در این سرزمین جمعیتى جبار و زورمند زندگى مى کنند و ما هرگز در آن گام نخواهیم گذاشت تا آنها این سرزمین را تخلیه کرده و بیرون روند، هنگامى که آنها خارج شوند ما فرمان تو را اطاعت خواهیم کرد و گام در این سرزمین مقدس خواهیم گذاشت )). (قالوا یا موسى ان فیها قوما جبارین و انا لن ندخلها حتى یخرجوا منها فان یخرجوا منها فاناداخلون ). این پاسخ بنى اسرائیل بخوبى نشان میدهد که استعمار فرعونى در طول سالیان دراز چه اثر شومى روى نسل آنها گذارده بود، و کلمه لن که معمولا بمعنى ((نفى ابد)) است نشان دهنده وحشت عمیق این جمعیت از دست زدن بمبارزه براى آزاد کردن و پاک ساختن سرزمین مقدس است . ولى بنى اسرائیل مى بایست ، سرزمین مقدس را با فداکارى و تلاش و کوشش و جهاد بدست آورند و اگر فرضا بر خلاف سنت الهى با یک معجزه تمام دشمنان بدون هیچگونه اقدامى محو و نابود مى شدند و بنى اسرائیل بدون رنج و زحمت و ارث این منطقه آباد و وسیع میشدند تازه از اداره کردن آن عاجز مى ماندند و علاقهاى به حفظ چیزى که براى آن زحمتى نکشیده بودند، نشان نمى دادند و آمادگى و شایستگى چنان کارى را نداشتند. ضمنا منظور از قوم جبار در این آیه - آن گونه که از تواریخ استفاده میشود - جمعیت عمالقه بوده اند که اندامهاى درشت و بلند داشتند و گاهى درباره طول قد آنها مبالغه ها شده و افسانه ها ساخته اند و مطالب مضحکى که با هیچ دلیل عملى همراه نیست پیرامون آنها مخصوصا پیرامون عوج در تواریخ ساختگى و آمیخته به خرافات دیده میشود. و چنین به نظر میرسد که این گونه افسانه ها که به پاره اى از کتب اسلامى نیز راه یافته از ساخته هاى بنى اسرائیل است که معمولا از آنها به عنوان ((اسرائیلیات )) نام مى برند، شاهد این سخن این است که در متن تورات فعلى نیز نمونهاى از این افسانه ها بچشم میخورد، در سفر اعداد اواخر فصل سیزدهم چنین میخوانیم : درباره زمینى که (جاسوسان بنى اسرائیلى ) تجسس نموده بودند خبر بد از آن بنى اسرائیل رسانیده گفتند: زمینى که از آن ، جهت تجسس ‍ نمودنش ، گذر کردیم زمینى است که ساکنانش را تلف مى نماید و تمامى قومى که در آن دیدیم مردمان بلندقدند و هم در آنجا بلندقدان یعنى اولاد عناق که بلندقدانند دیدیم ، و مادر نظر خود مثل ملخ نمودار بودیم و همچنین در نظر ایشان نیز مینمودیم ! سپس قرآن مى گوید در این هنگام دو نفر از مردان با ایمان که ترس از خدا در دل آنها جاى داشت و بهمین دلیل مشمول نعمتهاى بزرگ او شده بودند و روح استقامت و شهامت را با دوراندیشى و آگاهى اجتماعى و نظامى آمیخته بودند براى دفاع از پیشنهاد موسى (علیه السلام ) بپاخاستند و به بنى اسرائیل گفتند: شما از دروازه شهر وارد بشوید هنگامى که وارد شدید (و آنها را در برابر عمل انجام شده قرار دادید) پیروز خواهید شد. (قال رجلان من الذین یخافون انعم الله علیهما ادخلوا علیهم الباب فاذا دخلتموه فانکم غالبون ) ((ولى باید در هر صورت از روح ایمان استمداد کنید و بر خدا تکیه نمائید تا به این هدف برسید.)) (و على الله فتوکلوا ان کنتم مؤ منین ). درباره اینکه این دو نفر چه کسانى بوده اند غالب مفسران نوشته اند که آنها یوشع بن نون و کالب بن یوفنا (یفنه ) بوده اند که از نقباى دوازده گانه بنى اسرائیل محسوب میشدند که سابقا به آنها اشاره کردیم . در تفسیر جمله من الذین یخافون گرچه احتمالات متعددى داده شده ولى روشن است که مفهوم ظاهر جمله این است که آن دو مرد از افرادى بودند که از خدا مى ترسیدند و بهمین دلیل از غیر خدا وحشتى نداشتند، جمله انعم الله علیهما: خداوند نعمتش را بر آنها ارزانى داشته بود نیز شاهد این معنى است ، چه نعمتى بالاتر از این که انسان تنها از خدا بترسد، نه از غیر او. در اینجا این سؤ ال پیش میاید که این دو نفر از کجا مى دانستند که اگر بنى اسرائیل با یک حمله غافلگیرانه وارد شهر بشوند عمالقه عقب نشینى خواهند کرد!. شاید از این نظر بوده که آنها علاوه بر اطمینانى که به وعده موسى بن عمران دائر بر فتح و پیروزى داشتند مى دانستند یک قاعده کلى در تمام جنگها وجود دارد که اگر جمعیت مهاجم بتوانند خود را بمرکز اصلى دشمن برسانند یعنى در خانه او با او بجنگند معمولا پیروز خواهند شد به علاوه جمعیت عمالقه همانطور که دانستیم داراى اندامهاى درشت بودند (اگر چه جنبه هاى افسانه اى این مطلب را انکار کردیم ) معلوم است چنین جمعیتى در میدانهاى جنگ بیابانى بهتر مى توانند هنرنمائى کنند اما در پیچ و خم کوچه هاى شهر آمادگى براى جنگ تن به تن کمتر دارند، از همه گذشته بطورى که مى گویند آنها بر خلاف درشتى قامتشان افرادى ترسو بودند که با حمله غافلگیرانه زود مرعوب میشدند، مجموع این جهات سبب شد که آن دو نفر پیروزى بنى اسرائیل را در چنین حملهاى تضمین کنند. ولى بنى اسرائیل هیچیک از این پیشنهادها را نپذیرفتند و بخاطر ضعف و زبونى که در روح و جان آنها لانه کرده بود، صریحا بموسى خطاب کرده ، گفتند: ما تا آنها در این سرزمینند هرگز و ابدا وارد آن نخواهیم شد تو و پروردگارت که به تو وعده پیروزى داده است بروید و با عمالقه بجنگید هنگامى که پیروز شدید به ما خبر کنید ما در اینجا نشسته ایم ! (قالوا یا موسى انا لن ندخلها ابدا ما داموا فیها فاذهب انت و ربک فقاتلا انا ههنا قاعدون ). این آیه نشان میدهد که بنى اسرائیل جسارت را در مقابل پیامبر خود به حداکثر رسانیده بودند، زیرا اولا با کلمه لن و ابدا مخالفت صریح خود را اظهار داشتند و ثانیا با این جمله که تو و پروردگارت بروید و جنگ کنید، ما در اینجا نشسته ایم ، موسى (علیه السلام ) و وعده هاى او را در واقع تحقیر کردند، و حتى به پیشنهاد آن دو مرد الهى نیز اعتنا نکردند و شاید کمترین جوابى نگفتند. جالب اینکه تورات کنونى نیز قسمتهاى مهمى از این داستان را در باب چهاردهم از سفر اعداد آورده است آنجا که مى گوید: و تمامى بنى اسرائیل بر موسى و هارون گله جو (اعتراض کننده ) شدند و همگى جماعت به ایشان گفتند: اى کاش در زمین مصر مى مردیم و یا اینکه در بیابان وفات مى کردیم که خداوند چرا ما را به این مرز بوم آورده است تا آنکه بشمشیر افتاده ، زنان ما و اطفال ما به یغما برده شوند... پس موسى و هارون در حضور جمهور جماعت بنى اسرائیل بر رو افتادند و یوشع بن نون و کالیب بن یفنه که از جمله متجسسان زمین بودند لباس خود را دریدند ... در آیه بعد مى خوانیم که موسى بکلى از جمعیت مایوس گشت و دست بدعا برداشت و جدائى خود را از آنها با این عبارت تقاضا کرد: پروردگارا! من تنها اختیار دار خود و برادرم هستم ، خداوندا! میان ما و جمعیت فاسقان و متمردان جدائى بیفکن تا نتیجه اعمال خود را ببینند و اصلاح شوند. (قال رب انى لا املک الا نفسى و اخى فافرق بیننا و بین القوم الفاسقین ). البته کارى که بنى اسرائیل کردند یعنى رد صریح فرمان پیامبرشان در سر حد کفر بود و اگر مى بینیم قرآن لقب فاسق به آنها داده است بخاطر آن است که فاسق معنى وسیعى دارد و هر نوع خروج از رسم عبودیت و بندگى خدا را شامل مى شود و لذا درباره شیطان نیز مى خوانیم : ففسق عن امر ربه : در برابر فرمان خدا فاسق گردید و مخالفت کرد. ذکر این نکته نیز لازم است که از جمله من الذین یخافون در آیات گذشته چنین استفاده مى شود که اقلیتى در میان بنى اسرائیل بودند که از خدا مى ترسیدند و یوشع و کالیب جزء آنها محسوب مى شدند، ولى در اینجا مى بینیم موسى تنها از خودش و برادرش هارون اسم مى برد و اشاره اى به آنها نمى کند شاید این موضوع بخاطر آن باشد که هارون هم جانشین موسى بود و هم شاخص ترین فرد بنى اسرائیل بعد از موسى ، و لذا نام او را بخصوص برد. سرانجام دعاى موسى (علیه السلام ) به اجابت رسید و بنى اسرائیل نتیجه شوم اعمال خود را گرفتند، زیرا از طرف خداوند بموسى چنین وحى فرستاده شد که : این جمعیت از ورود در این سرزمین مقدس که مملو از انواع مواهب مادى و معنوى بود تا چهل سال محروم خواهند ماند. (قال فانها محرمة علیهم اربعین سنة ). به علاوه در این چهل سال باید در بیابانها سرگردان باشند (یتیهون فى الارض ). سپس بموسى مى گوید: هر چه بر سر این جمعیت در این مدت بیاید بجا است هیچگاه درباره آنها از این سرنوشت غمگین مباش . (فلا تاس على القوم الفاسقین ). جمله اخیر شاید براى این باشد که پس از صدور فرمان مجازات سرگردانى بنى اسرائیل به مدت چهل سال در بیابانها، عواطف موسى تحریک شد و شاید - همانطور که در تورات کنونى آمده است - درخواست عفو و گذشت از درگاه خداوند درباره آنها نمود، ولى به زودى به او پاسخ داده شد که آنها چنین استحقاقى را دارند، نه استحقاق عفو و گذشت ، زیرا آنها همانطور که قرآن میگوید: افراد فاسق و متمرد و سرکشى بودند و هر کس چنین باشد چنین سرنوشتى براى او حتمى است . باید توجه داشت که این محرومیت چهل ساله که هرگز جنبه انتقامى نداشت (همانطور که هیچیک از مجازاتهاى الهى چنین نیست بلکه یا سازنده است و یا نتیجه عمل است ) و در حقیقت فلسفه اى داشت و آن اینکه بنى اسرائیل سالیان دراز در زیر ضربات استعمار فرعون به سر برده بودند و رسوبات این دوران به صورت عقده هاى حقارت و خود کم بینى و احساس ذلت و کمبود در روح آنها لانه کرده بود و حاضر نشدند در مدتى کوتاه زیر نظر رهبرى بزرگ همانند موسى (علیه السلام ) روح و جان خود را شستشو دهند و با یک جهش سریع براى زندگى نوینى که توام با افتخار و قدرت و سربلندى باشد آماده شوند، و آنچه را به موسى (علیه السلام ) در مورد عدم اقدام به یک جهاد آزادیبخش در سرزمینهاى مقدس گفتند، دلیل روشن این حقیقت بود. لذا میبایست سالیان دراز در بیابانها سرگردان بمانند و نسل موجود که نسل ضعیف و ناتوان بود تدریجا از میان برود، نسلى نو در محیط صحرا، در محیط آزادى و حریت ، در آغوش تعلیمات الهى ، و در عین حال در میان مشکلات و سختیها که به روح و جسم انسان توان و نیرو مى بخشد پرورش یابد تا بتواند دست به چنان جهادى بزنند و حکومت حق را در سرزمینهاى مقدس برپا دارد!. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر کشاف
( فإنها ) فإن الأرض المقدسة ( محرمة علیهم ) لا یدخلونها و لا یملکونها ، فان قلت : کیف یوفق بین هذا و بین قوله ( التی کتب الله لکم ) ؟ قلت : فیه و جهان ، أحدهما : أن یراد کتبها لکم بشرط أن تجاهدوا أهلها فلما أبوا الجهاد قیل : فإنها محرمة علیهم . و الثانی : أن یراد فإنها محرمة علیهم أربعین سنة ، فإذا مضت الأربعون کان ما کتب ، فقد روی أن موسی سار بمن بقی من بنی إسرائیل و کان یوشع علی مقدمته ففتح أریحاء و أقام فیها ما شاء الله ثم قبض صلوات الله علیه . و قیل : لما مات موسی بعث یوشع نبیا ، فأخبرهم بأنه نبی الله ، و أن الله أمره بقتال الجبابرة ، فصدقوه و بایعوه و سار بهم إلی أریحاء و قتل الجبارین و أخرجهم ، و صار الشام کله لبنی إسرائیل . و قیل : لم یدخل الأرض المقدسة أحد ممن قال ( إنا لن ندخلها ) و هلکوا فی التیه و نشأت نواشی ء من ذریاتهم فقاتلوا الجبارین و دخلوها و العامل فی الظرف إما ( محرمة ) و إما ( یتیهون ) و معنی ( یتیهون فی الأرض ) یسیرون فیها متحیرین لا یهتدون طریقا . و التیه : المفازة التی یتاه فیها. روی أنهم لبثوا أربعین سنة فی ستة فراسخ یسیرون کل یوم جادین ، حتی إذا سئموا و أمسوا إذا هم بحیث ارتحلوا عنه ، و کان الغمام یظللهم من حر الشمس ، و یطلع لهم عمود من نور باللیل یضی ء لهم ، و ینزل علیهم المن و السلوی ، و لا تطول شعورهم ، و إذا ولد لهم مولود کان علیه ثوب کالظفر بطول بطوله . فإن قلت : فلم کان ینعم علیهم بتظلیل الغمام و غیره و هم معاقبون ؟ قلت : کما ینزل بعض النوازل علی العصاة عرکا لهم ، و علیهم مع ذلک النعمة متظاهرة . و مثل ذلک مثل الوالد المشفق یضرب ولده و یؤذیه لیتأدب و یتثقف و لا یقطع عنه معروفه و إحسانه . فإن قلت : هل کان معهم فی التیه موسی و هرون علیهما السلام ؟ قلت : اختلف فی ذلک ، فقیل لم یکونا معهم لأنه کان عقابا ، و قد طلب موسی إلی ربه أن یفرق بینهما و بینهم . و قیل : کانا معهم إلا أنه کان ذلک روحا لهما و سلامة ، لا عقوبة ، کالنار لإبراهیم ، و ملائکة العذاب . وروی أن هرون مات فی التیه ، و مات موسی بعده فیه بسنة . و دخل یوشع أریحاء بعد موته بثلاثة أشهر . و مات النقباء فی التیه بغتة ، إلا کالب و یوشع ( فلا تأس ) فلا تحزن علیهم لأنه ندم علی الدعاء علیهم ، فقیل : إنهم أحقاء لفسقهم بالعذاب ، فلا تحزن و لا تندم . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر المیزان( خلاصه )
(26)(قال فانها محرمه علیهم اربعین سنه یتیهون فی الارض فلا تاس علی القوم الفاسقین ):(خداوند فرمود:پس همانا به جهت این نافرمانی ،دست یافتن به آن سرزمین تا چهل سال بر آنان تحریم شد تا در نتیجه چهل سال در بیابان سرگردان باشند و تو برای این قوم گنه کار و فاسق اندوه و تأسف نداشته باش )،ضمیر در(فانها)به ارض مقدسه بر می گردد و مراد از حرمت ، حرمت تشریعی نیست ،بلکه حرمت تکوینی است ،یعنی خدا به جهت نافرنانیشان مقدر فرمودکه تا چهل سال نتوانند وارد آن سرزمین شوند، بلکه در بیابان سر گردان باشند وخداوند در نهایت ، اولا): به موسی (ع ) می فرماید: به حال آنان اندوه مخور وثانیا): کلام موسی (ع ) را تأیید و امضاء نموده است و خداوند نیز آنها را با وصف فاسق توصیف کرده . و بنی اسرائیل بواسطه این حکم تکوینی ، چهل سال در صحرا سر گردان بودند و صبح تا شام به طرف آنجا می رفتند، اما چون اسب عصاری تنها گردخودشان می چرخیدند و قدمی به جلو نمی گذاشتند و به هیچ شهر و وادی نمی رسیدند و این عذاب ، وبال فسق و نافرمانی آنها بود. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
تفسیر نور
«یَتیهون» از ریشه‏ى «تیه» به معناى سرگردانى است. وبه صحراى سینا، محلّ سرگردانى آن قوم نیز گفته شده است، که چهل سال، در آن منطقه به سر بردند و از برکات زمین محروم ماندند. داستان تخلّف بنى‏اسرائیل و قهر الهى و سرگردانى آنان در تیه، در فصل چهارم از سِفر اعداد، در تورات مطرح شده است. امام صادق علیه السلام فرمودند: خداوند ورود بنى‏اسرائیل به بیت‏المقدّس را به جهت تخلّف آنان از فرمان حضرت موسى، بر آنان و فرزندانشان تحریم کرد و بالاخره فرزندان فرزندان آنها موفّق به ورود شدند. (یعنى تا پدران و فرزندان آنان که مورد تحریم قرار گرفته بودند زنده بودند، ورود به ارض مقدّس حاصل نگردید.) <59> در روایات مى‏خوانیم: شبیه داستان بنى‏اسرائیل، براى مسلمانان هم پیش خواهد آمد. <60> در عدد اربعین (چهل) «اربعین سنة» رمزى است، که هم در قهر و هم در لطف الهى به کار مى‏رود. حضرت موسى براى گرفتن تورات، چهل شب در کوه طور ماند و مدّت آوارگى قوم یهود چهل سال بود. گاهى اصلاح نسل جدید، با انقراض نسل قدیم است، «أربعین سنةیتیهون فى الارض» باید خودباختگان نظام فرعونى که قدر موسى را نمى‏دانند از دنیا بروند و نسل جدیدى در فضاى آزاد و با مشکلات زندگى صحرایى رشد کنند تا قدر زندگى در شهر و در سایه رهبران آسمانى را بدانند. در حدیث است که آنان در سرزمین «تیه» از دنیا رفتند و فرزندانشان وارد سرزمین مقدّس شدند. 1- کیفر فرار از جنگ، محرومیّت است. «فانّها محرّمة علیهم» 2- سرگردانى، نوعى عذاب براى فاسقان است.«یتیهون فى الارض» 3- قاعدین و فراریان از جبهه، باید از بعضى امکانات و مزایا محروم باشند. «فانّها محرّمة علیهم» 4- انبیا، دلسوز مردمند. «فلا تأس» 5 - براى فاسقان دلسوزى نکنید. «فلا تأس» (تنبیه مجرم، همچون داروى تلخ به نفع سلامت فرد و جامعه است.) [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم چراغي - تفسیر نمونه
(آیه 26)- سر انجام دعاى موسى به اجابت رسید و بنى اسرائیل نتیجه شوم اعمال خود را گرفتند زیرا از طرف خداوند به موسى چنین وحى فرستاده شد که: «این جمعیت از ورود در این سرزمین مقدس که مملو از انواع مواهب برگزیده تفسیر نمونه، ج‏1، ص: 508



مادى و معنوى بود تا چهل سال محروم خواهند ماند» (قالَ فَإِنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَیْهِمْ أَرْبَعِینَ سَنَةً). «به علاوه در این چهل سال باید در بیابانها سرگردان باشند» (یَتِیهُونَ فِی الْأَرْضِ).

سپس به موسى مى‏گوید: هر چه بر سر جمعیت این سرزمین در این مدت بیاید به جا است «هیچ گاه در باره فاسقان از این سرنوشت غمگین مباش» (فَلا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفاسِقِینَ).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
1- کیفر فرار از جنگ، محرومیّت است. «فانّها محرّمة علیهم»
2- سرگردانى، نوعى عذاب براى فاسقان است.«یتیهون فى الارض»
3- قاعدین و فراریان از جبهه، باید از بعضى امکانات و مزایا محروم باشند. «فانّها محرّمة علیهم»
4- انبیا، دلسوز مردمند. «فلا تأس»
5 - براى فاسقان دلسوزى نکنید. «فلا تأس» (تنبیه مجرم، همچون داروى تلخ به نفع سلامت فرد و جامعه است.)
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.