لیست تفسیر های سيدکاظم فرهنگ
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره صافات آیه 107 - تالار گفتگو قرآن پویان
برخی از مفسران شیعه از جمله ملا محسن فیض کاشانی در تفسیر صافی، سید هاشم بحرانی در تفسیر برهان، حویزی در تفسیر نور الثقلین، و مرحوم علامه مجلسی در بحار الانوار، طبق حدیثی که در عیون اخبار الرّضا روایت شده است، آورده ‌اند که در این جا منظور از«ذبح عظیم» امام حسین (ع) است که از ذریه ابراهیم‌ است و او قربانی عظیمی بود که جانشین ذبح اسماعیل قرار گرفت.

علامه طباطبائی می فرماید چون ذبح به امر الهی بوده است و خداوند نسبت داده شده است، واژه عظیم بکار رفته است و گرنه خود ذبح فی نفسه عظیم نبوده است.

فَدَیْناهُ بِذِبْحٍ عَظِیمٍ تعبیر بعظمت براى اینست که این سنت شد و واجب تا قیامت که در اعمال حج بازاء فرزند خداوند قربانى را واجب کرده و تا قربانى نشود از احرام بیرون نمیآید و ما احتیاج بتوجیهات مفسرین نداریم که بگویند از بهشت بوده یا قربانى هابیل بوده یا چون مخلوق بدون تولید بوده و بعضى گفتند مراد شهادت ابى عبد اللَّه است اینهم بنظر نمیآید زیرا ابى عبد اللَّه را خدا فداى اسمعیل نمیکند و شاهد بر آنچه گفتیم آیه بعد است که میفرماید:

وَ تَرَکْنا عَلَیْهِ فِی الْآخِرِینَ (108)
و گذاردیم بر او در کسانى که پس از او مى- آیند.

یعنى سنة سنیّه شد از ابراهیم براى دیگران که در اسلام هم جارى شد که بسیارى از سنن حج از ابراهیم است که از آن جمله قربانیست.(تفسیر اطیب البیان)

http://quranpuyan.com/yaf_postst476_dr--mjry-brhym-w-smyl-mnZwr-z-dhbH-Zym-chyst.aspx
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره تحریم آیه 4 - تالار گفتگوهای قرآن پویان
آیه 3: آیه با عبارت و اذ شروع شده و از افشای سر پیامبر که به یکی از همسرانش گفته بود،و او آنرا به فرد دیگری میگوید ،خبر میدهد .خدا پیامبر را در جریان بخشی از این موضوع قرار میدهد.پیامبر هم وقتی آگاهی خود بر این موضوع را به همسرش میگوید ،او تعجب میکند و میپرسد از کجا متوجه شدی که پاسخ میشنود از جانب خداوند.

اینکه آیا این آیه داستان جدیدی را روایت میکند یا در ادامه آیات قبلی است،با ابهام مواجه است.یعتی ایا این افشای سر به همان موضوع سوگند و تحریم مربوط است یا اینکه داستان دیگری است که توسط همان زنان مورد اشاره که پیامبر بخاطر رضایتشان سوگند خورده ،اتفاق افتاده است. و یا اینکه اصلا توسط زنان دیگری بوده است.

آیات 4و5:اگر شما دو زن توبه کنید(و از توطئه دست بردارید) برایتان بهتر است(البته در آیه جواب شرط را نگفته و مثلا نگفته اگر توبه کنید ،خدا شما را میبخشد) چرا که قلبهایتان منحرف شده.و اگر هم علیه پیامبر با هم همکاری کنید ،خدا ،جبرییل ،صالح المومنین و حتی ملایکه پشتیبان پیامبرند.
اگر پیامبر شما را طلاق دهد چه بسا خدا زنانی بهتر از شما را جایگزین نماید.

از آیه 5 که خدا تهدید به طلاق زنان توسط پیامبر میکند،مشخص میشود دو زن آیه 4 هم زنان پیامبر هستند و درواقع ،زن ذکر شده در آیه 3،راز را به زن دیگر پیامبر گفته است.

بنابراین آیه 4،دو تا از زنان پیامبر را از اجرای نقشه خود علیه پیامبر شدیدا هشدار داده و انها را به بازگشت دعوت میکند.اگر هم توبه نکنند و به کارخود ادامه دهند،خود را در مقابل خدا و لشگر الهی قرار داده اند.

این بیان نسبت به زنان پیامبر علظت وشدت زیادی دارد .این عکس العمل با اقدم زنان در دو روایت مشهور تناسب ندارد.عبارت "تظاهرا علیه"صراحت کامل در اقدام علیه پیامبر دارد وحال انکه در هر دو روایت مشهور،اقدام دو زن علیه زن سوم است.هم چنین در آیه ده نیز که مثالی بیان کرده،زن نوح و زن لوط را با صفت خائن معرفی کرده است.

لذا،اینکه خدا این مساله را در قران بیان کرده و با این شدت هم هشدار داده ،نباید به امری خصوصی و خانوادگی مربوط باشد بلکه به امری اجتماعی و مرتبط با اساس دین و رسالت برمیگردد.

از طرفی با توجه به توافق شیعه وسنی بر روی مصداق صالح المومنین که حضرت علی است،پس روایات دیگری که این آیات و افشای سر را به مساله جانشینی پس از پیامبر مرتبط دانسته،موجه تر است.

در آیه 5 اما خطاب از دو زن برگشته و بجای مثنی ،ضمیر جمع بکاررفته .یعنی همه زنان پیامبر را با تهدید طلاق مواجه کرده است.(همانند آیه 1که جمع بکار رفته بود) علت این تغییر ضمیر نیز واضح نیست.اما حداقل همان دو زن را در برمیگیرد.

نکته دیگری که از کنارهم قراردادن آیه 4و5 حاصل میشود این است که چه توبه کنند چه توبه نکنند،پیامبر میتواند آنها را طلاق دهد .خدا هم باین کار رضایت دارد و دراین صورت زنانی بهتر را خدا برایش جایگزین میکند.

با توجه به مطالب فوق ،دو روایت از آیات 1-5 می تواند صحیح باشد:

1-آیات 1-2 و3-4 جدا از هم بوده و هرکدام به یک داستان مجزا اشاره دارند.باینصورت که
ای پیامبر.همسرانت لایق نیستند که بخاطر خوشایند انها،چیزی را بر خود حرام کنی.بنابراین سوگندت را بشکن(آیه 1و2 وبا پذیرش همان دو روایت مشهور)زیرا قبلا هم دو تا از آنها خیانت کردند و با افشای سر تو،نقشه ای علیه تو داشتند که خدا برملا کرد(آیه 3و4 و پذیرش افشای خبر مربوط به جانشینی).بنابراین انها را میتوانی طلاق دهی نه اینکه دنبال رضایت آنها باشی.(آیه 5)

2-همه آیات به یک داستان اشاره دارند و تحریم پیامبر هم ،طلاق ندادن ان دو زن پس از افشای خیانت آنها بوده.

در این حالت ،داستان باین صورت میتواند باشد که پس از افشای خیانت دو زن پیامبر(آیات 3و4)و مخیر بودن پیامبر به طلاق آنها،آنها توبه میکنند و از پیامبر درخواست می کنند که قسم بخورد انها راطلاق نمیدهدو پیامبر موافقت می کنند.اما خدا با نزول این آیات ،ضمن بیان ماوقع ،به پیامبر یادآوری میکند که طلاق ،حلال است و بخاطر جلب رضایت این دو زن با توجه به بنای خیانت انها ،میتوانی سوگندت را بشکنی و انها را طلاق دهی.(که البته بدلایلی از جمله فاصله کم بین نزول این آیات و رحلت پیامبر،این طلاق محقق نمیشود اما خدا مسلمانان را از این وقایع باخبر کرده است)

http://quranpuyan.com/yaf_postst453_swrh-tHrym-khynt-lyh-pymbrHty-twsT-znnsh-mstwjb-dhb-khrwy-w-brkhwrd-dnywy-st.aspx
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره احزاب آیه 59 - تالارگفتگوی قرآن پویان-
نظر ایت اله جوادی املی :
قرآن کریم وقتی مسأله لزوم حجاب را بازگو می‏کند، علت و فلسفه ضرورت حجاب را چنین بیان می‏فرماید:
(ذلک أدنی أن یعرفن فلا یؤذین)[2]

یعنی برای این که شناخته نشوند و مورد اذیت واقع نگردند. چراکه آنان تجسم حرمت و عفاف جامعه هستند و حرمت دارند"

"تبیین حجاب در بینش قرآن کریم این است که زن باید کاملاً درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف‏نظر کردم، حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم، حجاب زن مربوط به خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت بدهند،

حجاب زن، حقی الهی است، حرمت زن نه اختصاص به خود زن دارد نه شوهر و نه ویژه برادر و فرزندانش می‏باشد،

همه اینها اگر رضایت بدهند قرآن راضی نخواهد بود، چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق‏ اللَّه مطرح است

زن به عنوان امین حق‏اللَّه از نظر قرآن مطرح است یعنی این مقام را و این حرمت و حیثیت را خدای سبحان که حق خود اوست،

به زن داده و فرموده: این حق مرا تو به عنوان امانت حفظ کن،

قرآن کریم وقتی درباره حجاب سخن می‏گوید می‏فرماید: حجاب عبارت است از احترام گذاردن و حرمت قائل شدن برای زن که نامحرمان

او را از دید حیوانی ننگرند لذا، نظر کردن به زنان غیر مسلمان را، بدون قصد تباهی جایز می‏داند و علت آن این است که زنان غیر مسلمان از این حرمت بی‏ بهره ‏اند
http://www.quranpuyan.com/yaf_postst147_mTlh-w-tdbr-dr-yh-59-swrh-Hzb-Hjb.aspx

امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : و خدای سبحان برتر ووالاتر است...به انچه که او میداند وما نمیدانیم
2) : خداوند از شما راضی باشد خیلی قانع کننده بود برایم
  سوره احزاب آیه 52 - تفسیرراهنما(هاشمی رفسنجانی)
لَا یحِلُّ لَک النِّسَاء مِن بَعْدُ وَلَا أَن تَبَدَّلَ بِهِنَّ مِنْ أَزْوَاجٍ وَلَوْ أَعْجَبَک حُسْنُهُنَّ إِلَّا مَا مَلَکتْ یمِینُک وَکانَ اللَّهُ عَلَی کلِّ شَیءٍ رَّقِیبًا
از این پس نه زنان دیگر برای تو حلال اند و نه این که آنان را به همسرانی دیگر بدل کنی اگرچه زیبایی آنها تو را خوش آید، مگر کنیزی که مالکش شوی و خدا مراقب همه چیز است.
1 - بر پیامبر (ص) روا و جایز نیست که غیر از موارد تعیین شده، همسری انتخاب کند.
لایحلّ لک النساء من بعد
«بعد» ضد «قبل» است (مفردات راغب) و در آیه، معنای «غیر» می‌دهد. مضاف الیه آن به قرینه معلوم بودن، محذوف است. معنای عبارت چنین است: «غیر از زن‌هایی که گفته شد، زنان دیگری برای تو حلال نیست».
2 - پیامبر (ص) مجاز نبود که همسران خود را طلاق داده و دیگرانی را جایگزین آنان کند.
لایحلّ لک... و لا أن تبدّل بهنّ من أزوج
3 - حق انتخاب همسر برای پیامبر (ص)، محدود بوده و او، حق ندارد از آن حدّ بگذرد، هرچند آنان برای آن حضرت خوشایند باشند.
لایحلّ لک النساء من بعد... و لو أعجبک حسنهنّ
4 - پیامبر (ص) مجاز نبود بر اساس سنّت جاهلی، زنان خود را با همسران دیگران تعویض کند.
لایحلّ لک النساء... و لا أن تبدّل بهنّ من أزوج
احتمال دارد که مراد از «تبدیل همسران»، طلاق آنها و ازدواج با دیگران باشد و احتمال دارد که اشاره به سنّت جاهلی باشد که مردان، همسران خود را تعویض می‌کرده‌اند. برداشت بالا، بنابر احتمال دوم است.
5 - پیامبر (ص)، حالت بشری داشت و در برابر اموری مانند خوشایندی‌ها، تأثیرپذیر بود.
و لو أعجبک حسنهنّ
6 - نگاه به زن، به قصد ازداوج با او، جایز است.
و لو أعجبک حسنهنّ
از این که خداوند، به پیامبر (ص) فرموده است: «اگرچه زیبایی آنان، برای تو خوشایند باشد»، استفاده می‌شود که چنین امری، قبل از ازدواج بوده و احتمالاً آن حضرت زنی را می‌دیده که موجب خوشایندی اش می‌شده است. این عمل پیامبر (ص) حجت است و می‌تواند نکته بالا را برساند.
7 - صِرف خوشایندی از چیزی، نمی‌تواند ملاک انتخاب آن باشد.
لایحلّ لک النساء... و لا أن تبدّل بهنّ من أزوج و لو أعجبک حسنهنّ
8 - دستور به عدم حلّیت ازدواج پیامبر (ص) با زنانی غیر از همسران موجود و یا تعیین شده، به منظور رفع نگرانی از آنان بوده است.
ذلک أدنی أن تقرّ أعینهنّ... لایحلّ لک النساء من بعد
9 - مجاز نبودن پیامبر (ص) به طلاق همسران خود و جایگزین کردن دیگران به جای آنان، به خاطر جلب رضایت همسران و اطمینان بخشی به آنان است.
ذلک أدنی أن تقرّ أعینهنّ... لایحلّ... و لا أن تبدّل بهنّ من أزوج
10 - بر پیامبر (ص) غیر از همسران تعیین شده، تنها کنیز، حلال و مباح بود.
لایحلّ لک النساء من بعد... إلاّ ما ملکت یمینک
11 - مالکیت بر انسان برده، جایز و روا است.
إلاّ ما ملکت یمینک
12 - خداوند، همواره بر همه چیز مراقب و نگاهبان است.
و کان اللّه علی کلّ شیء رقیبًا
«رقیب» به معنای حافظ است (مفردات راغب).
13 - هشدار خداوند، به پیامبرش (ص) درباره رعایت حدود تعیین شده در ازدواج
لایحلّ لک النساء من بعد... و کان اللّه علی کلّ شیء رقیبًا
ذکر «و کان اللّه علی... رقیباً» پس از بیان حرمت ازدواج جدید برای پیامبر (ص) می‌تواند هشداری به آن حضرت باشد
گرفته شده از تالار گفتگوهای قران پویان
http://quranpuyan.com/(S(nnyqps55zxty2e45wkvwtv45))/Default.aspx?g=posts&t=83
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره احزاب آیه 52 - تفسیر نمونه
ظاهر تعبیر «مِنْ بَعْدُ» این است که: بعد از این، ازدواج مجدد براى تو حرام است، بنابراین «بَعْد» یا به معنى «بَعد زمانى» است یعنى بعد از این زمان، دیگر همسرى انتخاب مکن، یا «بعد از آن که» همسرانت را طبق فرمان الهى در آیات گذشته، مخیر در میان زندگى ساده در خانه تو، و یا جدا شدن کردى، و آنها با میل و رغبت ترجیح دادند که به همسرى با تو ادامه دهند، دیگر بعد از آنها، نباید با زن دیگرى ازدواج کنى.

و نیز نمى توانى بعضى را طلاق داده، و همسر دیگرى به جاى او برگزینى، به تعبیر دیگر، نه بر تعداد آنها بیفزاى، و نه افراد موجود را عوض کن.

* * *
فلسفه این حکم
این محدودیت، براى شخص پیامبر(صلى الله علیه وآله) نقصى محسوب نمى شود، و حکمى است که فلسفه بسیار حساب شده اى دارد، زیرا:

طبق شواهدى که از تواریخ استفاده مى شود، پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله) از ناحیه افراد و قبائل مختلف، تحت فشار بود که از آنها همسر بگیرد، و هر یک از قبائل مسلمان افتخار مى کردند، که زنى از آنها به همسرى پیامبر(صلى الله علیه وآله) در آید، حتى
ـ چنان که گذشت ـ بعضى از زنان بدون هیچگونه مهریه، حاضر بودند خود را به عنوان «هبه» در اختیار آن حضرت بگذارند، و بى هیچ قید و شرط، با او ازدواج کنند.

البته، پیوند زناشوئى با این قبائل و اقوام، تا حدى براى پیامبر(صلى الله علیه وآله) و اهداف اجتماعى و سیاسى او مشکل گشا بود، ولى، طبیعى است، اگر از حد بگذرد، خود مشکل آفرین مى شود، و هر قوم و قبیله اى چنین انتظارى را دارد، و اگر پیامبر(صلى الله علیه وآله) بخواهد به انتظارات آنها پاسخ گوید، و زنانى را هر چند به صورت عقد، و نه به صورت عروسى، در اختیار خود گیرد، دردسرهاى فراوانى ایجاد مى شود.

لذا، خداوند حکیم با یک قانون محکم، جلو این کار را گرفت و او را از هرگونه ازدواج مجدد، و یا تبدیل زنان موجود، نهى کرد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.