از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(تلک القری نقص علیک من انبائها ولقد جاءتهم رسلهم بالبینات فماکانوا لیؤمنوا بما کذبوا من قبل کذلک یطبع الله علی قلوب الکافرین ):(این قریه هایی که ما اخبار آن را بر تو می خوانیم به تحقیق پیامبرانشان با حجتهای آشکار بسویشان آمدند و به آن چیزها که قبلا تکذیب نموده بودندایمان آور نبودند،اینچنین خداوند بر دلهای کافران مهر می زند)،این آیه داستان سابق الذکر را خلاصه می کند و می فرماید:اینها که ذکرشان گذشت پیامبرانشان بادلائل و معجزات آشکار بسویشان آمد،ولی آنها ایمان نیاوردند و چون قبلاپیامبران خود را تکذیب کرده بودند، دیگر نمی توانستند ایمان بیاورند و این همان مهر نهادن بر دل ایشان است و برخی ازاین قراء هنوز پا برجا هستند وبرخی نابود شده اند ،ولی خصوصیت مشترک همه آنها ایمان نیاوردن به پیامبران است و سبب مهر نهادن بر دلهاشان عدم ایمان و تکذیبشان نسبت به پیامبران میباشد و در نتیجه آن مهر نهادن آنها فهم درستی نخواهند داشت و نمی توانند ازابتلائات الهی و همچنین از اینکه خداوند ابتلائات را برایشان تبدیل به نعمات می کند پند بگیرند و امتحان الهی را درک نمی کنند و اینها را از مسائل طبیعی روزگار می پندارند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  فاطمه پورمحمدي - ترجمه مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏9
وَ لَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ: پیامبران با دلائل واضح بسوى ایشان رفتند و آنچه لازمه نصیحت و ارشاد بود انجام دادند، اما آنها حاضر نبودند آنچه را که تکذیب کرده بودند، بپذیرند و بهمین سبب ما آنها را هلاک کردیم، زیرا اگر باقى مى‏ماندند، تغییر حال نمى‏دادند. این معنى از مجاهد است.
وى گوید: مقصود از «مِنْ قَبْلُ» قبل از هلاک است. یعنى به آنچه پیش از هلاک تکذیب کرده بودند، ایمان نمى‏آوردند. چنان که مى‏فرماید: «وَ لَوْ رُدُّوا لَعادُوا لِما نُهُوا عَنْهُ» (انعام 28: اگر باز گردانده شوند بهمان چیزى که از آن نهى شده بودند، باز مى‏گردند) حسن گوید: یعنى آنها چنان دچار سرکشى هستند که حاضر نیستند آنچه را که پیش از آمدن پیامبران تکذیب کرده‏اند، بپذیرند. برخى گویند: یعنى اینها حاضر نیستند آنچه پدرانشان تکذیب کرده‏اند، بپذیرند. اخفش گوید: یعنى به تکذیب خود ایمان نمى‏آوردند.
کَذلِکَ یَطْبَعُ اللَّهُ عَلى‏ قُلُوبِ الْکافِرِینَ: برخى گویند: خداوند کفر را به زنگارى تشبیه کرده است که برق شمشیر و صفاى آینه را مى‏برد. کفر نیز حلاوت ایمان و نور اسلام را از دل آنها مى‏برد. آنها هنگامى به این حالت گرفتار شدند که خداوندبه آنها دستور داد که ایمان بیاورند. پس زنگار دل در مرحله اول معلول نافرمانى آنها و در مرحله دوم معلول امر خداست. از اینرو مى‏گوید: ما دل کافران را زنگارگون مى‏کنیم و مهر مى‏زنیم. این قول از جعفر بن حرب و بلخى است. این تشبیه در «کاف» نهفته است. یعنى ایمان نیاوردن ایشان درست مثل مهرى است که بر دل کافران خورده است.
برخى گویند: یعنى همانطورى که خبر بى ایمانى آنها را براى شما بیان کردیم، بالطبع به فرشتگان نیز مى‏فهمانیم. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  اعظم زارع بيدکي - تفسیر مکارم شیرازی
عبرت از سرگذشت آبادى ها
در این دو آیه باز هم تکیه، روى عبرت هائى است که از بیان سرگذشت هاى اقوام پیشین گرفته مى شود، ولى روى سخن در اینجا به پیامبر(صلى الله علیه وآله) است اگر چه در واقع هدف همه هستند، نخست مى فرماید: «اینها آبادى ها، شهرها و اقوامى هستند که اخبار و سرگذشت آنها را براى تو بیان مى کنیم» (تِلْکَ الْقُرى نَقُصُّ عَلَیْکَ مِنْ أَنْبائِها).

پس از آن مى فرماید: چنان نبود که آنها بدون اتمام حجت، هلاک و نابود شوند، بلکه «به طور مسلّم پیامبرانشان با دلائل روشن، به سراغ آنها آمدند و نهایت تلاش و کوشش را در هدایت آنها کردند» (وَ لَقَدْ جائَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَیِّناتِ).

اما آنها در برابر تبلیغات مستمر، و دعوت پى گیر انبیاء، مقاومت به خرج دادند، روى حرف خود ایستادند، «و حاضر نبودند آنچه را قبلاً تکذیب کردند بپذیرند و به آن ایمان بیاورند» (فَما کانُوا لِیُؤْمِنُوا بِما کَذَّبُوا مِنْ قَبْلُ).

از این جمله استفاده مى شود که: پیامبران الهى بارها براى دعوت و هدایت آنها قیام کردند، اما آنها چنان روى دنده لجاجت افتاده بودند که حتى با روشن شدن بسیارى از حقایق، حاضر به قبول هیچ حقیقتى نمى شدند.

در جمله بعد، علت این لجاجت و سرسختى را چنین بیان مى کند: «این چنین خداوند بر دل هاى کافران نقش بى ایمانى و انحراف را ترسیم مى کند و بر قلوبشان مُهر مى نهد» (کَذلِکَ یَطْبَعُ اللّهُ عَلى قُلُوبِ الْکافِرینَ).

یعنى کسانى که در مسیرهاى غلط گام برمى دارند، بر اثر تکرار و ادامه عمل، انحراف و کفر و ناپاکى آن چنان بر دل هاى آنها نقش مى بندد، که همچون نقش سکّه، ثابت مى ماند (و اتفاقاً معنى طبع در اصل لغت، نیز همین است که صورتى را بر چیزى همانند سکّه نقش کنند) و این در حقیقت از قبیل اثر و خاصیت عمل است که به خداوند نسبت داده شده; زیرا مسبب تمام اسباب، و سرچشمه تأثیر هر مؤثر بالاخره او است، او است که به تکرار عمل، این خاصیت را بخشیده که به صورت «ملکه» در مى آید.

ولى واضح است: چنین گمراهى جنبه اجبارى ندارد، بلکه ایجادکننده اسباب، خود افراد انسان هستند، اگر چه تأثیر سبب، به فرمان پروردگار مى باشد (دقت کنید).

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - تفسیر کوثر
در آیات پیشین داستانهایى از نوح و لوط و هود و صالح و شعیب بیان شد و به دنبال آن به بعضى از سنتهاى الهى در تاریخ اشاره شد. اینک به طور خلاصه و فشرده اظهار مى‏دارد که اینها شهرها و آبادیهایى است که داستانهاى آنها را براى تو بازگو کردیم. اشتراک این اقوام و ملل در این قضیه این بود که پیامبرانى با نشانه‏هاى روشن بر آنها مبعوث گردیدند ولى آنها در مقابل دعوت انبیاء ایستادگى کردند.

پیامبران یکى پس از دیگرى آمدند ولى آنها همانگونه که پیامبران قبلى را تکذیب کرده بودند پیامبران بعدى را هم تکذیب کردند و به آنچه که قبلاً آن را دروغ انگاشته بودند ایمان نیاوردند. گویا آنها تبانى داشتند که هر پیامبرى بیاید او را تکذیب کنند و پیشاپیش او را به دروغگویى متهم کنند.

این حالت ناشى از روح عناد و لجاجت مستمر در آنها بود و به همین دلیل بود که خدا از آنها سلب توفیق کرده و بر دلهایشان مهر زده بود. وقتى گناه و معصیت و مقاومت در برابر حق از حد گذشت، پرده‏اى بر روى بصیرت انسان کشیده مى‏شود، به طورى که او دیگر به آسانى سخن حق را نمى‏شنود و نمى‏پذیرد، و این جامعه‏ها به چنین مرحله‏اى رسیده بودند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.