لیست تفسیر های عبدالله عبداللهي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره انعام آیه 47 - تفسیر کاشف
قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اَللّٰهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلظّٰالِمُونَ بار دیگر خداوند کافران را اندرز مى دهد و آنان را از عذابى مى ترساند که قادر به دفع آن

نمى باشند، خواه این عذاب ناگهانى و از جایى که آنان گمان ندارند بیاید، خواه آشکارا و از جایى که انتظار و آمادگى اش را دارند خدا براى دومین بار آنها را اندرز مى دهد و تهدید مى کند تا شاید پیش از آمدن عذاب، از آن بترسند و به هدایت راه یابند؛ لکن دل هایشان همچون سنگ سخت گردید و به حق و هدایت تمایل پیدا نکرد
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 47 - اثنی عشری
بعد از تصریف آیات و ظهور آن: قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اَللّٰهِ :بگو اى کافران چه مى بینید و چه مى کنید اگر بیاید به شما عذاب الهى در دنیا بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً :ناگهان و بى مقدمه اى که شما را برآن آگاه کند، یا آشکارا و علانیه که علامت نزول آن ظاهر گردد یا «بغتة» آنست که شب فرود آید و «جهرة» آنکه در روز واقع شود عیاشى از حضرت صادق علیه السّلام: اخذ بنى امیّة بغتة و یؤخذ بنى العبّاس جهرة

هَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلظّٰالِمُونَ :هلاک نشوند مگر قومى که مشرکانند (مراد بر هلاکت سخط و تعذیب است و لهذا صحیح است استثناء مفرغ از آن) و جایز است هلاکت مؤمن با اطفال مطلقا به شآمت کفار، چه هلاک آنها نه بر وجه سخط است، بلکه حکمت در هلاکت ایشان، رسیدن به درجۀ عظمى است که بدون هلاک از آن محرومند؛ و در حقیقت عذاب عذبست زیرا راحت ابدى را دریابد
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 47 - تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
قُلْ أَ رَأَیْتَکُمْ إِنْ أَتٰاکُمْ عَذٰابُ اَللّٰهِ بَغْتَةً أَوْ جَهْرَةً هَلْ یُهْلَکُ إِلاَّ اَلْقَوْمُ اَلظّٰالِمُونَ آیه تهدید است و بکافرین اعلان خطر مى دهد که پس ازآنکه در آیه بالا خبر داد که ما آیات را تفصیل دادیم و آنان را بامثال و نکاتى بقدر فراخور فهمشان یادآورى کردیم که دست از شرک بردارند و بدانند که این بتهائى را که پرستش مى کنند کارى از آنها ساخته نمى گردد و بااین حال از آیات ما اعراض مى کنید،اى رسول به اینها بگو شما در معرض غضب الهى واقع گردیده اید ممکن است بغتة یعنى دفعة بدون اطلاع شما یا جهرة خیلى واضح و جلىّ شما را عذاب بگیرد آیا در موقع نزول عذاب مستحق عذاب کى است،هلاک نمى گردند مگر ستمکاران یعنى اینهایند مستحق عذاب نه مؤمنین
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 47 - روان جاوید
عذاب ناگهانى آنست که بدون مقدمه و اماره باشد و عذاب آشکارا آنست که مقدمه و امارۀ داشته باشد که قبلا ارائه داده شود و چون امر بى مقدمه و بدون اماره مخفى است مقابل با آشکار قرار داده شده است و هلاکت بعذاب مخصوص به ستمکاران بنفس و غیر است و این دلیل است بر آنکه عذاب کننده عالم عادل حکیم مقتدر است و نباید از عذاب او مأمون بود و قمى ره فرموده این آیه نازل شد وقتى پیغمبر (ص) از مکه به مدینه هجرت فرمود چون اصحاب مبتلاى به سختى معیشت و مرض شدند و به آن حضرت شکایت نمودند یعنى نمى رسد شما را مگر تنگى معاش و مرض در دنیا و اما عذاب الیم مهلک مخصوص به ستمکاران است
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 46 - تفسیر کاشف
قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اَللّٰهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصٰارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلىٰ قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اَللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ انسان با گوش، چشم و قلب خود، انسان است بنابراین، اگر این اعضا از او گرفته شود انسان نخواهد بود و حیوان از او بهتر است تردیدى نیست که خدا مى تواند آنها را از انسان بگیرد؛ زیرا آفرینندۀ آنهاست هدف از اشاره به مطلب مزبور آن است که خدا مى خواهد به کافران تذکر دهد که خدایان مورد پرستش آنها نه مى توانند ضررى از ایشان دفع کنند و نه مى توانند منفعتى را برایشان جلب نمایند: « چون خدا براى مردمى بدى خواهد، هیچ چیزى مانع او نتواند شد » اُنْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ اَلْآیٰاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ ؛ یعنى دلایل را یکى پس از دیگرى و با شیوه هاى گوناگون براى آنان اقامه کردیم تا پند و اندرز گیرند و نیز راه هر بهانه اى را برایشان بستیم تا ایمان بیاورند و یقین پیدا کنند لکن افزایش دلایل قطعى براى آنها هیچ اثرى نداشت، جز اینکه همچنان به کفر و گمراهى و دشمنى خود ادامه دادند
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 46 - اثنی عشری
بعد از آن در احتجاج کفار افزوده مى فرماید: قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اَللّٰهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصٰارَکُمْ :بگو اى پیغمبر صلى اللّه علیه و آله به این کفار چه مى بینید اگر اخذ فرماید خداى متعال به عقوبت قوۀ شنوائى را تا کر شوید، و قوۀ بصر و بینائى شما را تا کور گردید وَ خَتَمَ عَلىٰ قُلُوبِکُمْ :و مهر نهد بر دلهاى شما تا فهم و هوش در آن نماند مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اَللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ :کدام خدائى است غیر اللّه سبحانه، که به قدرت و کرم خود بیاورد به شما آن را که گرفته است و یا بیاورد در یکى از این مذکورات مسلوبه را؟ البته در عالم وجود هیچ کس نخواهد بود اُنْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ اَلْآیٰاتِ :نظر کن چگونه مى گردانیم و تغییر مى دهیم آیات را از اسلوبى به اسلوبى، یعنى گاهى در ترهیب و ترغیب سخن گوئیم، و وقتى در تذکیر و تنبیه، به احوال مقدمات عقلیه ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ :پس کافران اعراض کنند از آن و منقاد حق نشوند و بنا به قولى تصریف آیات توجیه آنست در جهاتى که ظاهر مى شود به تمام اظهار یک مرتبه در جهت شدت، یا تصریف آیات احداث آنست در حالى که دلالت دارد بر وجوهى؛ چنانچه آیت معجزه دال است بر فاعلش و بر قدرت و علم او، و بر نبوّت نبى و صدق او
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 46 - تفسیر عاملی
«وَ خَتَمَ عَلىٰ قُلُوبِکُمْ » 46 فخر: در این جمله چند معنى محتمل است: 1 ابن عبّاس گفته است: یعنى مهر شود دلها که راه راست ندانند 2 خرد از شما گرفته شود تا همانند دیوانگان باشید 3 یعنى دلهاى شما مرده باشد و شما دل مردگان شوید، و در جمله ى «بِهِ اُنْظُرْ» نافع همزه را مضموم تلفّظ کرده و همزه را ساقط نموده: به نظر خوانده است، و حمزه و کسائى، صاد «یَصْدِفُونَ » را شبیه به زاى تلفّظ نموده اند
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 46 - تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَخَذَ اَللّٰهُ سَمْعَکُمْ وَ أَبْصٰارَکُمْ وَ خَتَمَ عَلىٰ قُلُوبِکُمْ مَنْ إِلٰهٌ غَیْرُ اَللّٰهِ یَأْتِیکُمْ بِهِ آیه ارشاد بحکم عقل است و مشرکین را خاطرنشان مى کند که شما رجوع بعقل و وجدانتان نمائید و فکر کنید اگر خدا گوش و چشم شما را بگیرد و به قلبتان مهر زند و ببندد آیا غیر از اللّه که مبدأ آفرینش شماها و همه موجودات است کسى را چنین قدرتى است که چشم و گوش و قلب شما را باز کند و این بتهائى را که پرستش مى کنید که نه مى بینند و نه مى شنوند و نه قلب و عقل دارند چگونه مى توانند شما را یارى کنند و چشم بینا و گوش شنوا و قلب دانا بشما افاضه نمایند هرگز ممکن نیست

خلاصه ظاهرا آیه در مقام سرزنش مشرکین برآمده که بتها را شفعاء خود قرار مى دادند و به عقیده باطل گمان مى کردند اینها مقربان الهند و توانند در عالم تصرف کنند و مربى عالمند،آیه ارشاد بر این است که چون اینها جمادند و فاقد همه کمالاتند چگونه توانند بشما کمالى یا نفعى بدهند حتّى آنهائى که ذوى العقولند مثل عیسى بن مریم یا عزیر یا روح القدس یا ملائکه همه مخلوق خدا و محتاج به اویند از خود قدرتى ندارند که بدون اذن خدا شفیع شما باشند آیا غیر از خدا که تواند مشاعر و قواى شما را باز کند

اُنْظُرْ کَیْفَ نُصَرِّفُ اَلْآیٰاتِ ثُمَّ هُمْ یَصْدِفُونَ (تصریف)بمعنى گردانیدن است،خطاب برسول صلّى اللّه علیه و آله و سلّم است که ببین چگونه ما آیات را به طورى مى گردانیم که نزدیک به افق ذهن مردم گردد و بااین حال مشرکین از آیات ما اعراض مى کنند
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 46 - روان جاوید
خداوند همان دلیل ارتکازى را که در ذیل آیه قل أ رأیتکم ذکر شد بتقریب بدیع دیگرى بیان فرموده که خلاصه اش آنست که انسان تا واجد نعمت است متوجّه به مبدء آن نیست ولى وقتى فاقد شد بالطّبع مى گردد تا مبدأ آن را پیدا کند و از او استمداد براى اعاده نعمت نماید حال شما خود را فاقد اظهر قواء ظاهریه که سمع و بصر است و اشرف قواء باطنیه که عقل و تمیز است تصور نمائید و در آن حال رجوع بارتکاز عقلى خودتان نمائید که از عالم غیب استمداد مى کنید براى عود آن قواء یا از بت هائى که خودتان هم مى دانید که فاقد همه چیزند و انصاف آنست که جاى تعجّب است که با این تنبّهات و تقریرات مختلفه در اقامه برهانى که مبدأ آن فطرت سلیم و طبع مستقیم است و وجدانى و فطرى و جبلّى و ارتکازى است چگونه عناد و لجاج و خبث طینت مانع از تصدیق کفار مى گردد و اعراض مى کنند
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره انعام آیه 45 - اثنی عشری
فَقُطِعَ دٰابِرُ اَلْقَوْمِ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا :پس بریده شد آخر آن گروه که ستم نمودند بر خود و منقطع شد اصل و نسب ایشان، یعنى نصرت اولیاى خود نمودیم و دشمنان ایشان را مستأصل ساختیم بر وجهى که یکى از آنها باقى نماند وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ :و شکر و سپاس مر ذات الهى راست که پروردگار عالمیان است بر اهلاک ظالمان و چون هلاکت ظالم از جهتى که سبب خلاص مردمان است از جور و ستم، و تخلیص اهل زمین از شر عقاید و اعمال آنها، نعمتى بزرگ و غنیمتى عظیم است، پس هرآینه مهلک آنها سزاوار حمد و ثنا باشد

تنبیه در آیه تعلیم است مؤمنان را که حمد کنند بر کفایت حق تعالى شرّ ظالمان را و دال است بر آنکه اهلاک آنها نعمتى است از جانب حق تعالى که واجب است حمد برآن

على بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السّلام: الورع هو الّذى یتورّع عن محارم اللّه ورع آنست که از محارم خدا پرهیز نمائى و از شبهات اجتناب کنى به جهت ترس آنکه نادانسته در حرام افتى و چون منکرى را بینى و انکار نکنى و قادر باشى برآن، پس دوست داشته باشى که عصیان خدا نمائى و هرکه محبّ عاصى الهى شود پس او مبارات نموده با خدا و هرکه بقاى ظالمان را دوست دارد، پس دوستى کرده با اهل عصیان، و حال آنکه حق تعالى، ذات احدیت خود را حمد فرموده بر هلاک ظالمان «فَقُطِعَ دٰابِرُ اَلْقَوْمِ اَلَّذِینَ ظَلَمُوا وَ اَلْحَمْدُ لِلّٰهِ رَبِّ اَلْعٰالَمِینَ »
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 239
  • >
  • >>