لیست تفسیر های عبدالله عبداللهي
از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
  سوره مریم آیه 13 - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 13)- دوم: «و به او رحمت و محبت (نسبت به بندگان) از سوی خود بخشیدیم» (وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا).
3- «و به او پاکی (روح و جان و پاکی عمل) دادیم» (وَ زَکاةً).
4- «و او پرهیز کار بود» (وَ کانَ تَقِیًّا). و از آنچه خلاف فرمان پروردگار بود، دوری می‌کرد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 13 - اطیب البیان
وَ حَناناً مِن‌ لَدُنّا وَ زَکاةً وَ کان‌َ تَقِیًّا «13»
و مورد عطوفت‌ الهی‌ شد و ‌بود‌ دارای‌ مقام‌ تقوی‌ و حنانا ‌در‌ معنای‌ حنان‌ مفسرین‌ پنج‌ قول‌ گفتند عطوفت‌ و رحمت‌ الهی‌ نسبت‌ باو و لکن‌ ‌در‌ خبر ‌از‌ حضرت‌ باقر ‌علیه‌ السّلام‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌ موقع‌ ‌که‌ میگفت‌ ‌ یا ‌ رب‌ جواب‌ ‌از‌ عالم‌ بالا میشنید لبیک‌ ‌ یا ‌ یحیی‌ و ‌از‌ حضرت‌ صادق‌ ‌علیه‌ السّلام‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌هر‌ موقع‌ میگفت‌ ‌ یا ‌ اللّه‌ ‌ یا ‌ رب‌ جواب‌ میآمد
‌ یا ‌ یحیی‌ سل‌ حاجتک‌.
‌من‌ لدنا ‌اینکه‌ تفضل‌ ‌از‌ جانب‌ حق‌ باو عنایت‌ ‌شده‌ و زکاة مزکّی‌ ‌بود‌ ‌از‌ جمیع‌ اخلاق‌ رذیله‌ و صفات‌ خبیثه‌ و ملکات‌ قبیحه‌ وَ کان‌َ تَقِیًّا باعلا مراتب‌تقوی‌ ‌که‌ خیال‌ معصیت‌ ‌هم‌ ‌در‌ قلبش‌ خطور نمی‌کرد ‌که‌ معنای‌ عصمت‌ ‌است‌.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 13 - اثنی عشری
وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَکاةً وَ کانَ تَقِیًّا «13»
صفت سوم یحیى: وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا: 1- و عطا شده بود رحمتى و عطوفتى از نزد ما. 2- رأفت و رقت قلب او به بندگان تا به آن سبب ایشان را به طاعت خدا خواند و از معصیت دور گرداند. 3- محبت و دوستى از ما به او. 4- کمال تحنن و تعطف ما به او، چه تحنن حق تعالى به او بر وجهى بود که اگر گفتى یا رب، جواب لبیک به او مرحمت شدى؛ چنانچه از حضرت امام محمد باقر علیه السلام مروى است در کافى از آن حضرت سؤال شد آیه‌ «وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا» فرمود: تحنن اللّه. سئل فما بلغ من تحنّن اللّه؟ قال کان اذا قال یا ربّ قال‌اللّه عزّ و جلّ لبّیک یا یحیى‌ «1» صفت چهارم‌ وَ زَکاةً: و دادیم او را عمل پاکیزه، یعنى به لطف الهى از زمان کوچکى تا آخر عمر پاکیزه بود از تمام خبائث و معایب. 1- مراد آنکه او در پاکیزگى مهتدى بود به هدایت الهى نه آنکه پاکیزگى او از فعل خدا بود.
2- مراد پاکیزگى است مر کسى را که قبول دین او کند. 3- مراد اخلاص دین او. 4- تزکیه او به اشتهار حسن ثنا و ستایش بر او، چنانکه شهود به شهادت مزکى البته معرى باشند از تهمت.
صفت پنجم: وَ کانَ تَقِیًّا: و بود ترسنده و پرهیزکار از جمیع مناهى، و مطیع و مخلص سبحانى در تمام حالات تا به حدى که هیچ خطیئه‌اى در خاطر او خطور ننمود، چه جاى آنکه آن را بجا آورد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 12 - تفسیر احسن الحدیث
یٰا یَحْیىٰ خُذِ اَلْکِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْنٰاهُ اَلْحُکْمَ صَبِیًّا یعنى به او یحیى را عطا کردیم و آن گاه به یحیى گفتیم: کتاب را با قوّت بگیر منظور از کتاب تورات است که شریعت آن زمان بود غرض از گرفتن با قوّت ظاهرا دانستن و عمل کردن به آنست، این تعبیر در آیات دیگر نیز آمده است: خُذُوا مٰا آتَیْنٰاکُمْ بِقُوَّةٍ وَ اُذْکُرُوا مٰا فِیهِ بقره 63 مراد از حکم چنان که در المیزان فرموده: علم به معارف حقّه و مطالب توحید (و شریعتها) است زیرا در آیات: وَ لَقَدْ آتَیْنٰا بَنِی إِسْرٰائِیلَ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحُکْمَ وَ اَلنُّبُوَّةَ جاثیه 16، أُولٰئِکَ اَلَّذِینَ آتَیْنٰاهُمُ اَلْکِتٰابَ وَ اَلْحُکْمَ وَ اَلنُّبُوَّةَ انعام 89، حکم از نبوّت جدا، ذکر شده است طبرسى رحمه اللّٰه آن را از ابن عباس نبوّت نقل کرده است ناگفته نماند: جملۀ یٰا یَحْیىٰ خُذِ اَلْکِتٰابَ راجع به نبوّت و وقت بزرگ شدن او است و آتَیْنٰاهُ اَلْحُکْمَ صَبِیًّا خبر از دوران کودکى او است
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 12 - تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
یٰا یَحْیىٰ خُذِ اَلْکِتٰابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْنٰاهُ اَلْحُکْمَ صَبِیًّا، وَ حَنٰاناً مِنْ لَدُنّٰا وَ زَکٰاةً وَ کٰانَ تَقِیًّا پس ازآنکه یحیى متولّد گردید در همان حال کودکى چنانچه آیات خبر مى دهد مشمول تفضّلات و الطاف الهى گردید و در این آیات به چند کرامت او را ارجمند مى گرداند: اول به وى امر مى شود اى یحیى کتاب تورات را با کمال قوت و عزیمت بگیر و باحکام آن عمل نما دوم در حال صباوت که گویند سه ساله بود به او حکمت و نبوت عطاء گردید
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 12 - برگزیده تفسیر نمونه
(آیه 12)- صفات برجسته یحیی: در آیات گذشته دیدیم که خداوند چگونه به هنگام پیری زکریا، یحیی را به او مرحمت فرمود، به دنباله آن در این آیه فرمان مهم الهی را خطاب به «یحیی» می‌خوانیم: «ای یحیی! کتاب خدا را با قوت و قدرت بگیر»! (یا یَحْیی خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ).
منظور از «کتاب» در اینجا «تورات» است. و منظور از گرفتن کتاب با قوت و قدرت آن است که با قاطعیت هر چه تمامتر محتوای آن را اجرا کند، و به تمام آن عمل نماید، و در راه تعمیم و گسترش آن از هر نیروی مادی و معنوی، فردی و اجتماعی، بهره گیرد.
بعد از این دستور، به مواهب دهگانه‌ای که خدا به یحیی داده بود، و یا او به توفیق الهی کسب کرد، اشاره می‌کند.
1- «ما فرمان نبوت و عقل و هوش و درایت را در کودکی به او دادیم» (وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا).
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 12 - اطیب البیان
یا یَحیی‌ خُذِ الکِتاب‌َ بِقُوَّةٍ وَ آتَیناه‌ُ الحُکم‌َ صَبِیًّا «12»
خطاب‌ بیحیی‌ ‌پس‌ ‌از‌ ولادتش‌ ‌در‌ حال‌ صباوت‌ ‌که‌ بگیر کتاب‌ ‌را‌ بتمام‌ قوّة دادیم‌ ‌او‌ ‌را‌ نبوّت‌ ‌در‌ حال‌ صباوت‌ سه‌ نفر ‌از‌ انبیاء ‌در‌ حال‌ صباوت‌ بمقام‌ نبوّت‌ نائل‌ شدند سلیمان‌ ‌در‌ سن‌ّ هفت‌ سالگی‌ یحیی‌ ‌در‌ سن‌ سه‌ سالگی‌ عیسی‌ ‌در‌ گهواره‌ ‌در‌ اوان‌ ولادت‌ و سه‌ نفر ‌از‌ ائمه‌ بمقام‌ امامت‌ نائل‌ شدند حضرت‌ جواد ‌در‌ سن‌ هفت‌ سالگی‌ و حضرت‌ هادی‌ نه‌ ساله‌ و حضرت‌ بقیة اللّه‌ چهار ساله‌، زیرا مقام‌ نبوّت‌ و امامت‌ افاضه‌ حق‌ ‌است‌، بلکه‌ انبیاء و ائمه‌ اطهار ‌در‌ همان‌ عالم‌ نورانیت‌ افاضه‌ جمیع‌ کمالات‌ و علوم‌ بآنها ‌شده‌ و ‌از‌ ‌اینکه‌ جهت‌ ‌در‌ ارحام‌ امّهات‌ و ‌در‌ گهواره‌ و حین‌ ولادت‌ تکلّم‌ میکردند و حل‌ّ مشکلات‌ میفرمودند و اخبار ‌در‌ ‌اینکه‌ باب‌ بسیار داریم‌ ‌حتی‌ صدّیقه‌ طاهره‌ ‌با‌ اینکه‌ نه‌ نبی‌ّ ‌بود‌ و نه‌ امام‌ دارای‌ ‌اینکه‌ مقام‌ ‌بود‌ یا یَحیی‌ خُذِ الکِتاب‌َ تقدیر اینکه‌ یحیی‌ متولّد شد و بسن‌ّ سه‌ سالگی‌ رسید خطاب‌ شد باو یا یَحیی‌ خُذِ الکِتاب‌َ کتاب‌ توریة ‌بود‌ چون‌ ‌تا‌ زمان‌ عیسی‌ شریعت‌ موسوی‌ ‌بود‌ و انبیاء مکلّف‌ بآن‌ شریعت‌ بودندو مراد ‌از‌ اخذ عمل‌ بآن‌ کتاب‌ و تلاوت‌ ‌است‌ (بِقُوَّةٍ) ‌با‌ تمام‌ استعداد و جدیت‌ و همت‌ وَ آتَیناه‌ُ الحُکم‌َ حکم‌ نبوت‌ ‌است‌ ‌که‌ دارای‌ مقام‌ نبوت‌ شد و ‌لو‌ مأمور بابلاغ‌ و رسالت‌ نبود (صَبِیًّا) صباوت‌ قبل‌ البلوغ‌ ‌است‌ و ‌اینکه‌ سه‌ ساله‌ ‌بود‌ ‌که‌ باین‌ مقام‌ نائل‌ شد و مکلف‌ باین‌ تکالیف‌ شد (اشکال‌) ‌در‌ مورد یحیی‌ و عیسی‌ ‌که‌ ‌در‌ طفولیت‌ بمقام‌ نبوت‌ و رسالت‌ نائل‌ شدند آیا حجة ‌بر‌ زکریّا بودند ‌ یا ‌ زکریّا ‌بر‌ ‌آنها‌ حجت‌ ‌بود‌.
(جواب‌) ‌در‌ یک‌ عصر بسا انبیاء بسیار بودند و تمام‌ مکلف‌ بتکالیف‌ اولوا العزم‌ بودند و حجة بودند ‌بر‌ قومی‌ ‌که‌ مبعوث‌ ‌بر‌ ‌آنها‌ شدند و مخصوصا ‌در‌ ‌اینکه‌ مورد حدیث‌ مفصّلی‌ دارد ‌از‌ حضرت‌ باقر ‌علیه‌ السّلام‌ ‌که‌ عیسی‌ ‌در‌ مهد مقام‌ نبوت‌ داشت‌ و ‌در‌ ‌آن‌ وقت‌ حضرت‌ زکریا حجة ‌بر‌ خلق‌ ‌بود‌ و ‌پس‌ ‌از‌ زکریّا یحیی‌ حجة ‌بر‌ خلق‌ شد و چون‌ عیسی‌ بسن‌ هفت‌ سالگی‌ رسید مبعوث‌ برسالت‌ شد و ناسخ‌ شریعت‌ موسی‌ و حجة ‌بر‌ تمام‌ خلق‌ شد ‌تا‌ آخر حدیث‌ و خلاصه‌ آنکه‌ زکریّا حجة ‌بود‌ ‌تا‌ موقعی‌ ‌که‌ ‌او‌ ‌را‌ بقتل‌ رسانیدند ‌پس‌ ‌از‌ ‌او‌ یحیی‌ ‌در‌ سن‌ سه‌ سالگی‌ بمقام‌ رسالت‌ نائل‌ شد و دو سال‌ حجة ‌بر‌ خلق‌ ‌بود‌ و چون‌ عیسی‌ بسن‌ هفت‌ سالگی‌ رسید حجت‌ ‌بر‌ خلق‌ و حجة ‌بر‌ یحیی‌ شد.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 12 - اثنی عشری
یا یَحْیى‌ خُذِ الْکِتابَ بِقُوَّةٍ وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا «12»
حضرت یحیى را به اوصافى ذکر فرماید:
صفت اول: یا یَحْیى‌ خُذِ الْکِتابَ‌: اى یحیى فراگیر کتاب تورات را.
لطیفه: در این کلام اختصار عجیبى است و تقدیر آنکه «فوهبناک یحیى و اعطیناه الفهم و العقل و قلنا له یا یحیى خذ الکتاب» یعنى پس بخشیدیم تو را اى زکریا یحیى را، و او را فهم و عقل دادیم، و فرمودیم او را اى یحیى بگیر کتاب تورات را. بِقُوَّةٍ به قوتى که تو را دادیم بر اخذ آن و عمل نمودن به آن، یعنى به تأیید ما تو قادرى بر فرا گرفتن آن و توانا بر عمل به مضمون آن. نزد بعضى معنى آنکه اخذ تورات کن به جد و جهد تمام و به عزیمت صحیحه بر احکام آن قیام نما.
صفت دوم: وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا: و عطا فرمودیم یحیى را حکمت و نبوت در حالت کوچکى. از ابن عباس نقل شده یعنى عطا فرمودیم او را پیغمبرى در سه سالگى. نزد بعضى مراد به حکم، فهم تورات و تفقه در احکام دین بوده، و این ملازم نبوت باشد نه منافى. و ایضا استدلال امام بر این آیه و تفسیر آن، دلیل قطعى باشد بر آنکه مراد نبوت است؛ چنانچه عیاشى به اسناد خود از على بن اسباط روایت نموده که گفت: به مدینه آمدم و قصد مصر داشتم، خدمت حضرت جواد علیه السلام رفتم. در سن پنج سالگى بود، در حسن اخلاق و سیر و فهم و ذکاء او تأمل مى‌نمودم، متفکر و متعجب و با خود فکر مى‌کردم چون به مصر روم آن حضرت را نزد اصحاب خود تعریف و عظم رتبه و مزیت فطانت و وفور علم و فضیلت او را در پنج سالگى اعلام نمایم. آن حضرت نگاه به من و فرمود: انّ اللّه اخذ فى الامامة کما اخذ فى النّبوّة بدرستى که حق تعالى اخذ امامت مى‌فرماید به همان طریق که اخذ نبوت فرماید، بعد این دو آیه را تلاوت نمود «وَ لَمَّا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَ اسْتَوى‌ آتَیْناهُ حُکْماً وَ عِلْماً» «1» و قوله‌ «وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا» و فرمود: جایز است که حق تعالى عطا فرماید حکمت را که نبوت است به کسى که چهل ساله باشد، و جایز است که‌آن را کرامت فرماید به کسى که کودک باشد «1» «ذلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشاءُ»* «2».
ایضا حکم بن ایمن روایت نموده که شنیدم حضرت باقر علیه السلام فرمود:
قسم به خدا هر آینه بتحقیق عطا شد على علیه السلام، چنانچه عطا شد یحیى بن زکریا حکمت در حالت کوچکى‌ «3».
در مجمع از حضرت رضا علیه السلام روایت شده که: اطفال به یحیى گفتند: بیا تا بازى کنیم، فرمود: ما براى بازى خلق نشده‌ایم، پس خداوند نازل فرمود «وَ آتَیْناهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا» «4» و در این فرمایش یحیى پند بزرگى است مر بى‌خبران بازیچه غفلت را، که عمر عزیز را به بازیچه لهو و لعب مى‌گذرانند و به دام فریب‌ «إِنَّمَا الْحَیاةُ الدُّنْیا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ»* مقیدند.
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 11 - تفسیر احسن الحدیث
فَخَرَجَ عَلىٰ قَوْمِهِ مِنَ اَلْمِحْرٰابِ فَأَوْحىٰ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا منظور از «اوحى» اشاره کردن است، یعنى زبانش از سخن گفتن باز ماند و از معبد خارج شد و به قوم خود اشاره کرد که خدا را تسبیح کنند، این «فاوحى» در جاى «رمزا» در آل عمران است به نظر مى آید: مردم با او نماز صبح و عصر مى خواندند و پس از بند آمدن زبانش اشاره کرده که خودتان نماز بخوانید، طبرسى این را از ابن جریح نقل کرده است
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
  سوره مریم آیه 11 - تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
فَخَرَجَ عَلىٰ قَوْمِهِ مِنَ اَلْمِحْرٰابِ فَأَوْحىٰ إِلَیْهِمْ أَنْ سَبِّحُوا بُکْرَةً وَ عَشِیًّا موقعى که زبان زکریّا گرفته شد از محراب خارج گردید و به اشاره به قومش گفت که تسبیح کنید یا نماز بخوانید صبح و شام در مجمع البیان چنین گفته محراب را محرابش نامیده اند براى اینکه کسى که در نماز متوجّه به آن است مانند کسى است که در نماز خود با شیطان محاربه مى کند،و محراب در لغت مجلس اشراف را گویند که از حیث مکان و رتبه مانع از نشستن غیر است در آن،و نیز گفته(الایحاء)القاء معنى است در نفس خفیة و بسرعت و اصل او قول آنها است(الوحى الوحى)یعنى الاسراع الاسراع (پایان)
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.

  • <<
  • <
  • تعداد صفحات : 957
  • >
  • >>