از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(یوصیکم الله فی اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین ):(حکم خدا در حق فرزندان شما این است که پسران دو برابر دختران ارث برند)کلمه (ایصاء)به معنای توصیه و دستور توأم با نصیحت است ، منظور از (اولاد) پسران و دخترانی است که بدون واسطه از میت متولد شده اند، نه نوه ها و نتیجه ها، در حالی که لفظ(ابن ) چنین دلالتی را ندارد،از طرف دیگر در جاهلیت زنان ارث نمی بردند ،اماقرآن می فرماید ،مردان مثل زنان ارث می برند ،اما دو برابر ،یعنی ارث زن را اصل در تشریع قرار داده و ارث مرد را به طفیل آن ذکر کرده است (3)،(فان کن نساءفوق اثنتین فلهن ثلثا ما ترک وان کانت واحده فلها النصف ):(پس اگر دختران بیش از دو نفر باشند ،سهم آنها دو ثلث ترکه است و اگر یک نفر باشد ،سهم اونصف است )یعنی اگر ورثه میت در هر طبقه که هستند تنها زنان باشند ،حکمش چنین است که اگر دو دختر باشند دو سوم و اگر یک دختر باشد یک دوم مال ازآن اوست ، (ولابویه لکل واحد منهما السدس مما ترک ان کان له ولد فان لم یکن له ولد و ورثه ابواه فلامه الثلث ):(و سهم هر یک از پدر و مادر میت یک ششم ارث است ،در صورتی که میت دارای فرزند باشد و اگر فرزند نداشته باشدو وارث منحصر به پدر و مادر باشد ،در این صورت مادر یک سوم می برد)اینکه پدر و مادر عطف شده به اولاد ،دلیل بر آن است که پدر و مادر در طبقات ارث هم طبقه اولادند ،اما برادران در طبقه دوم قرار دارند، (فان کان له اخوه فلامه السدس من بعد وصیه یوصی بها اودین ):(و اگر میت دارای برادر باشد ،در این صورت مادر یک ششم ارث خواهد برد،پس از آنکه حق وصیت و دینی که به میت تعلق دارد،استثناء گردد)یعنی اگر میتی فرزند ندارد، اما برادر دارد ،مادرش یک سوم نمی برد ،بلکه یک ششم ارث می برد و این تقسیم باید بعد از اجرای وصیت میت و ادای دیون اوباشد و دین مقدم بر وصیت است (4)،(اباؤکم وابناؤکم لا تدرون ایهم اقرب لکم نفعا فریضه من الله ان الله کان علیماحکیما):(شما نمی دانید که پدران یا فرزندان کدام یک به خیر و صلاح و به ارث بردن به شما نزدیکترند ،این احکام فریضه ای است که خدا باید معین کند ،هماناخداوند به همه چیز دانا و به مصالح خلق آگاه است )خدای تعالی حکم ارث رابر طبق احکام تکوینی وخارجی تشریع فرموده ، چون انسان نسبت به فرزندش محبت بیشتری دارد، تا نسبت به والدینش ، اما والدین انسان از نظر ارتباطوجودی بسیار به انسان نزدیکترند تا فرزندان .و این آیه چون عمومیت دارد ،پس شامل ماترک رسول خدا(ص )هم می شودو شیعه و سنی در این مقام اختلاف دارند که آیا نبی (ص ) ارث می گذارد یا هرآنچه از نبی (ص ) باقی بماند صدقه است ؟ اما از ظاهر آیه چنین بر می آید که پیامبر(ص ) هم ارث می گذارد. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
این‌‌چنین نیست که در اسلام در همه موارد فقهی مرد دو برابر زن ارث ببرد در بعضی از این طبقات‌‌اند که زن دو برابر مرد ارث می‌برد، در بعضی از موارد است که مرد دو برابر زن ارث می‌برد، در بعضی از موارد است که زن و مرد با هم یکسان ارث می‌برند زن و مرد نه تنها برادر و خواهر، برادر و خواهر هم که فرزندان میّت‌اند بلکه صِنف زن و صِنف مرد
محصول این دو آیه اخیر این بود که فرمود اگر کسی بمیرد و فرزندی نداشته باشد ﴿وَوَرِثَهُ أَبَوَاهُ فَلأُمِّهِ الثُّلُثُ﴾ یک سوم برای مادر است و چون فرزند ندارد مشمول آیه بعد است که ﴿وَلَکُمْ نِصْفُ مَا تَرَکَ أَزْوَاجُکُمْ﴾ شوهر، نصف مال را می‌برد مادر، ثلث مال را می‌برد پدر هم یک ششم، پس سهم مادر از ارث دختر دو برابر سهم پدر از ارث دختر است در صورتی که فرزند نداشته باشد پس ما موارد فراوانی هم داریم یا لااقل موارد قابل توجّهی داریم که در اسلام ارث زن دو برابر ارث مرد است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي
سهام ارث- در این آیه حکم طبقه اول وارثان (فرزندان و پدران و مادران) بیان شده است.
در جمله نخست مى‏گوید: «خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش مى‏کند که براى پسران دو برابر سهم دختران قائل شوید» (یُوصِیکُمُ اللَّهُ فِی أَوْلادِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الْأُنْثَیَیْنِ).
و این یک نوع تأکید روى ارث بردن دختران و مبارزه با سنتهاى جاهلى است که آنها را بکلى محروم مى‏کردند.
سپس مى‏فرماید: «اگر فرزندان میت، منحصرا دو دختر یا بیشتر باشند دو ثلث مال از آن آنهاست» (فَإِنْ کُنَّ نِساءً فَوْقَ اثْنَتَیْنِ فَلَهُنَّ ثُلُثا ما تَرَکَ).
«ولى اگر تنها یک دختر بوده باشد نصف مجموع مال از آن اوست» (وَ إِنْ کانَتْ واحِدَةً فَلَهَا النِّصْفُ).
اما میراث پدران و مادران که آنها نیز جزء طبقه اول و هم ردیف فرزندان مى‏باشند، سه حالت دارد.
حالت اول: «شخص متوفى، فرزند یا فرزندانى داشته باشد که در این صورت براى پدر و مادر او هر کدام یک ششم میراث است» (وَ لِأَبَوَیْهِ لِکُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُسُ مِمَّا تَرَکَ إِنْ کانَ لَهُ وَلَدٌ).

حالت دوم: «فرزندى در میان نباشد و وارث، تنها پدر و مادر او باشند در این صورت سهم مادر یک سوم مجموع مال و بقیه از آن پدر است» (فَإِنْ لَمْ یَکُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُثُ).
حالت سوم: این است که وارث تنها پدر و مادر باشند و فرزندى در کار نباشد، «ولى شخص متوفى برادرانى (از طرف پدر و مادر، یا تنها از طرف پدر) داشته باشد، در این صورت سهم مادر از یک سوم به یک ششم تنزل مى‏یابد و پنج ششم باقیمانده براى پدر است» (فَإِنْ کانَ لَهُ إِخْوَةٌ فَلِأُمِّهِ السُّدُسُ).

در واقع برادران با این که ارث نمى‏برند، مانع مقدار اضافى ارث مادر مى‏شوند و به همین جهت آنها را «حاجب» مى‏نامند.

سپس قرآن مى‏گوید: «همه اینها بعد از انجام وصیتى است که او (میت) کرده است و بعد از اداى دین است» بنابراین، اگر وصیتى کرده یا دیونى دارد باید نخست به آنها عمل کرد (مِنْ بَعْدِ وَصِیَّةٍ یُوصِی بِها أَوْ دَیْنٍ).

البته انسان فقط مى‏تواند در باره یک سوم از مال خود وصیت کند و اگر بیش از آن وصیت کند صحیح نیست مگر این که ورثه اجازه دهند.

و در جمله بعد مى‏فرماید: «شما نمى‏دانید پدران و فرزندانتان کدامیک بیشتر به نفع شما هستند» (آباؤُکُمْ وَ أَبْناؤُکُمْ لا تَدْرُونَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ لَکُمْ نَفْعاً).

و در پایان آیه مى‏فرماید: «این قانونى است که از طرف خدا فرض و واجب شده و او دانا و حکیم است» (فَرِیضَةً مِنَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیماً حَکِیماً).

این جمله براى تأکید مطالب گذشته است، تا جاى هیچ گونه چانه زدن براى مردم در باره قوانین مربوط به سهام ارث باقى نماند.

چرا ارث مرد دو برابر زن مى‏باشد؟

با مراجعه به آثار اسلامى به این نکته پى مى‏بریم که این سؤال از همان آغاز اسلام در اذهان مردم بوده و گاه‏بیگاه از پیشوایان اسلام در این زمینه پرسشهایى مى‏کردند از جمله از امام على بن موسى الرضا علیه السّلام نقل شده که در پاسخ این سؤال فرمود: «این که سهم زنان از میراث نصف سهم مردان است به خاطر آن است که زن هنگامى که ازدواج مى‏کند چیزى (مهر) مى‏گیرد و مرد ناچار است چیزى بدهد، به علاوه هزینه زندگى زنان بر دوش مردان است، در حالى که زن در برابر هزینه زندگى مرد و خودش مسؤولیتى ندارد».

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) رمضانی (داور) : لطفا منبع تفسیر را که تفسیر نمونه است وارد نمایید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  . پوربافراني
تفسیر نور
گرچه دریافتى ارث زن نصف مرد است، ولى بهره‏گیرى‏اش دو برابر مرد است. فرض کنید مقدار موجودى 30 باشد که دختر 10 و پسر 20 مى‏برد، ولى دختر به خاطر آنکه تعهّدى ندارد، سهم خود را پس‏انداز مى‏کند و براى مخارج زندگى از سهم پسر که 20 بود بهره‏مند مى‏شود. پس نیاز خود را از سهم مرد تأمین کرده و سهم خود را ذخیره دارد. بنابراین دختر در گرفتن نصف مى‏گیرد، ولى در بهره‏گیرى کاملاً تأمین است. در حدیثى از امام جوادعلیه السلام آمده است: هیچگونه هزینه فردى واجتماعى بر عهده زن نیست، علاوه بر آنکه هنگام ازدواج مهریه مى‏گیرد، ولى مرد هم مهریه مى‏دهد، هم خرج زن را عهده‏دار است. زن بى‏هیچ مسئولیّتى سهم ارث دریافت مى‏کند وحقّ پس‏انداز دارد ولى در بهره‏گیرى، از همان سهم مرد بهره مى‏گیرد. <241> احکام ارث، در تورات نیز بیان شده <242> و در انجیل آمده است که مسیح گفت: من نیامده‏ام تا احکام تورات را تغییر دهم. عرب جاهلى، زنان و کودکان را از ارث محروم مى‏کرد، ولى اسلام براى هریک از فرزند و همسر، متناسب با نیازهاى آنان سهم الارث قرار داد. رسیدن ارث به فرزند، انگیزه‏ى فعّالیت بیشتر است. اگر انسان بداند که اموالش به فرزندش نمى‏رسد، چندان تحرّک از خود نشان نمى‏دهد. در فرانسه، هنگامى که قانون ارث لغو شد، فعّالیت‏هاى اقتصادى ضعیف شد. بیشتر بودن سهم فرزندان متوفّى از والدین او، شاید براى آن است که والدین، سال‏هاى پایانى عمر را مى‏گذرانند و نیاز کمترى دارند. اگر متوفّى برادر نداشت، سهم مادر یک سوّم، و اگر داشت یک ششم، و باقى براى پدر است. شاید بدان جهت که مخارج برادران متوفّى معمولاً به عهده‏ى پدر است، نه مادر. امام صادق‏علیه السلام فرمود: پرداخت بدهى میّت برانجام وصیّت او مقدّم است <243> چنانکه اگر وصیّت او خلاف شرع باشد نباید عملى شود. <244> شخصى از اینکه زنش دختر زاییده بود، نگران بود. امام صادق‏علیه السلام این قسمت از آیه را براى او تلاوت فرمود که: «لاتدرون ایّهم اقرب لکم نفعاً» <245> 1- اسلام، آیین فطرت است. آن گونه که وجود فرزند، تداوم وجود والدین است و خصوصیّات و صفات جسمى و روحى آنان به فرزند منتقل مى‏شود، اموال هم باید به فرزندان منتقل گردد. «یوصیکم‏اللّه فى اولادکم» 2- وصیّت که حقّ خود انسان است، بر حقوق وارثان مقدّم است. «من‏بعد وصیّة» 3- حقوق مردم، بر حقوق وارثان و بستگان مقدّم است. «من بعد... دین» 4- در تفاوت سهم ارثِ بستگان، حکمت‏هایى نهفته است که ما نمى‏دانیم. سهم ارث، بر اساس مصالح واقعى بشر استوار است، هرچند خود انسان بى‏توجّه باشد. «لاتدرون ایهم اقرب لکم نفعاً» 5 - علم و حکمت، دو شرط ضرورى براى قانونگذارى است. احکام ارث، بر علم و حکمت الهى استوار است. «فریضة من‏اللّه ...حکیماً علیما»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تفسیرنمونه

یوصیکم الله فى اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین در این آیه حکم طبقه اول وارثان ( فرزندان و پدران و مادران ) بیان شده است ، و بدیهى است که هیچ رابطه خویشاوندى نزدیکتر از رابطه فرزند و پدر نمى‏باشد ، و لذا قرآن آنها را بر طبقات دیگر ارث مقدم داشته است .
در جمله نخست مى‏گوید : خداوند به شما در باره فرزندانتان سفارش میکند که براى پسران دو برابر سهم دختران قائل شوید.
قابل توجه اینکه از نظر جمله‏بندى و طرز بیان ارث دختران اصل قرار داده شده و ارث پسران به صورت فرع و با مقایسه به آن تعیین گردیده ، زیرا مى‏گوید : پسران دو برابر سهم دختران میبرند و این یک نوع تاکید روى ارث بردن دختران و مبارزه با سنتهاى جاهلى است که آنها را به کلى محروم مى‏کردند ( امافلسفه تفاوت ارث این دو به زودى تشریح خواهد شد .
فان کن نساء فوق اثنتین فلهن ثلثا ما ترک اگر فرزندان میت ، منحصرا دو دختر یا بیشتر باشند دو ثلث مال از آن آنهاست.
و ان کانت واحدة فلها النصف ولى اگر تنها یک دختر بوده باشد نصف مجموع مال از آن اوست.
ارث پدر و مادر
اما میراث پدران و مادران که آنها نیز جزء طبقه اول و همردیف فرزندان میباشند همان است که در آیه فوق بیان شده است و در آن سه حالت است : حالت اول : شخص متوفى ، فرزند یا فرزندانى داشته باشد که در این صورت به پدر و مادر او هر کدام یک ششم میرسد ( و لابویه لکل واحد منهما السدس مما ترک ان کان له ولد).
حالت دوم : فرزندى در میان نباشد و وارث تنها پدر و مادر باشند در این صورت سهم مادر یک سوم مجموع مال است ( فان لم یکن له ولد و ورثه ابواه فلامه الثلث ) و اگر مى‏بینیم در اینجا سخنى از سهم پدر به میان نیامده بخاطر این است که سهم او روشن است یعنى دو سوم به علاوه گاهى شخص میت ممکن است همسرى داشته باشد در این صورت سهم همسر از سهم پدر کم میشود ، و بنا بر این سهم پدر در حالت دوم متغیر است.
حالت سوم : این است که وارث تنها پدر و مادر باشند و فرزندى در کار نباشد ، ولى شخص متوفى برادرانى از طرف پدر و مادر ، یا تنها از طرف پدر ، داشته باشد ، در این صورت سهم مادر از یک سوم به یک ششم تنزل مى‏یابد و در واقع ، برادران ، با اینکه ارث نمى‏برند ، مانع مقدار اضافى ارث مادر میشوند و به همین جهت آنها را حاجب مى‏نامند ( فان کان له اخوة فلامه السدس ) .
فلسفه این حکم روشن است ، زیرا وجود برادران متعدد موجب سنگینى بار زندگى پدر است ، چون پدر باید هزینه آنها را بپردازد تا بزرگ شوند ، و حتى
پس از بزرگ شدن نیز هزینه‏هائى براى پدر دارند ، و به همین جهت برادرانى موجب تنزل سهم مادر مى‏شوند که از ناحیه پدر و مادر و یا تنها از ناحیه پدر باشند و اما برادرانى که تنها از ناحیه مادر هستند و هیچگونه سنگینى بر دوش پدر ندارد ، حاجب نمى‏گردند .
ارث بعد از وصیت و دین است:
من بعد وصیة یوصى بها او دین : سپس قرآن مى‏گوید : وارثان هنگامى مى‏توانند مال را در میان خود تقسیم کنند که شخص میت وصیتى نکرده باشد ، و یا بدهى بر عهده او نباشد ، بنا بر این اگر وصیتى کرده یا دیونى دارد باید نخست به آنها عمل کرد ( البته همانطور که در باب وصیت گفته شده انسان فقط مى‏تواند در باره یک سوم از مال خود وصیت کند و اگر بیش از آن وصیت کند صحیح نیست مگر اینکه ورثه اجازه دهند ) .
آباؤکم و ابناؤکم لا تدرون ایهم اقرب لکم نفعا : در این جمله مى‏فرماید شما نمى‏دانید پدران و فرزندانتان کدامیک بیشتر به نفع شما هستند یعنى قانون ارث بر اساس مصالح واقعى بشر استوار شده ، و تشخیص این مصالح به دست خداست ، زیرا انسان آنچه را مربوط به خیر و صلاح اوست در همه جا نمى‏تواند تشخیص دهد ، ممکن است بعضى گمان کنند پدران و مادران بیشتر به نیازمندى‏هاى او پاسخ مى‏گویند ، و بنا بر این باید در ارث بر فرزندان مقدم باشند ، و ممکن است جمعى عکس این را فکر کنند و اگر قانون ارث بدست مردم مى‏بود هزار گونه هرج و مرج و نزاع و اختلاف در آن واقع میشد ، اما خدا که حقایق امور را آنچنان که هست مى‏داند قانون ارث را بر نظام ثابتى که خیر بشر در آن است قرار داده .

فریضة من الله ان الله کان علیما حکیما : این قانونى است که از طرف خدا فرض و واجب شده و او دانا و حکیم است این جمله براى تاکید مطالب گذشته است ، تا جاى هیچ گونه چانه زدن براى مردم در باره قوانین مربوط به سهام ارث باقى نماند.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.