از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ):(ای انسان ، چه چیزی تو را به پروردگار کریمت مغرور کرده ؟) [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر خسروی
ای‌ انسان‌ چه‌ چیز ترا مغرور کرده‌ و فریبت‌ داده‌ ‌است‌ ‌که‌ بخالق‌ ‌خود‌ خدعه‌ کنی‌ و باطل‌ ‌را‌ ‌در‌ نظر تو جلوه‌ داده‌ ‌است‌ ‌که‌ نافرمانی‌ ‌او‌ ‌را‌ کنی‌ و مخالفت‌ ‌او‌ ‌را‌ نمائی‌، آنهم‌ پروردگاری‌ کریم‌ ‌یعنی‌ منعم‌ محسنی‌ ‌که‌ کم‌ ‌را‌ می‌پذیرد و زیاد عطا می‌کند.

بفضیل‌ ‌بن‌ عیاض‌ گفتند ‌که‌: ‌اگر‌ خداوند روز قیامت‌ ترا برابر ‌خود‌ نگهدارد و بفرماید ما غَرَّک‌َ بِرَبِّک‌َ الکَرِیم‌ِ تو چه‌ جواب‌ میدهی‌ ‌گفت‌ میگویم‌ غرّنی‌ ستورک‌ المرخاة.

یحیی‌ ‌بن‌ معاذ ‌گفت‌ ‌اگر‌ خداوند مرا ‌در‌ برابر ‌خود‌ بپا دارد و بگوید ‌ما غرّک‌ بی‌ ترا چه‌ چیز بمن‌ مغرور کرده‌ ‌است‌ می‌گویم‌: غرّنی‌ بک‌ برّک‌ بی‌ سالفا و آنفا و دیگری‌ گفته‌ ‌است‌ گویم‌: غرّنی‌ حلمک‌‌-‌ و ‌أبو‌ بکر ورّاق‌ گفته‌ ‌است‌:

غرّنی‌ کرم‌ الکریم‌.

و اینکه‌ خداوند سبحانه‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ ‌از‌ ‌بین‌ تمام‌ اسماء و صفات‌ ‌خود‌ صفت‌ کریم‌ ‌را‌ آورده‌ ‌برای‌ اینست‌ ‌که‌ گویا انسانرا تلقین‌ کند ‌که‌ ‌در‌ جواب‌ بگوید غرّنی‌ کرم‌ الکریم‌.

‌عبد‌ اللّه‌ مسعود گفته‌ ‌است‌: ‌ما منکم‌ ‌من‌ احد إلّا سیخلو اللّه‌ ‌به‌ یوم القیمة فیقول‌ ‌ یا ‌ ‌بن‌ آدم‌ ‌ما غرک‌ بی‌ ‌ یا ‌ ‌بن‌ آدم‌ ‌ما ذا عملت‌ فیما علمت‌ ‌ یا ‌ ‌بن‌ آدم‌ ‌ما ذا اجبت‌ المرسلین‌.

و أمیر المؤمنین‌ ‌علیه‌ السّلام‌ فرموده‌ ‌است‌: کم‌ مغرور بالستر ‌علیه‌ و مستدرج‌ بالاحسان‌ الیه‌. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیرآسان
یا أَیُّهَا الإِنسان‌ُ ما غَرَّک‌َ بِرَبِّک‌َ الکَرِیم‌ِ.

کلمه (الإِنسان‌ُ) شامل‌ عموم‌ بشر میشود، چه‌ مؤمن‌ و چه‌ کافر. ولی‌ جمله (ما غَرَّک‌َ) چه‌ چیزی‌ تو ‌را‌ مغرور کرد آنرا بافرادی‌ محدود میکند ‌که‌ گنهکار و خطاکار باشند. ‌پس‌ بنابراین‌: مؤمنین‌ راستین‌ فردای‌ قیامت‌ مشمول‌ و مخاطب‌ ‌اینکه‌ مسئولیت‌ بزرگ‌ نخواهند شد. گروهی‌ ‌از‌ مفسرین‌ گفته‌اند: خدای‌ سبحان‌ کلمه (الکَرِیم‌ِ) ‌را‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ باین‌ منظور آورده‌ ‌که‌ ‌به‌ بندگان‌ ‌خود‌ تلقین‌ کند: هرگاه‌ ‌از‌ آنان‌ جویا شود: چه‌ چیزی‌ باعث‌ شد ‌که‌ ‌شما‌ بپروردگار ‌خود‌ مغرور شوید آنان‌ بگویند: کرم‌ و بزرگواری‌ تو. ولی‌ ‌اینکه‌ معنا ‌با‌ سیاق‌ و ظاهر آیه مورد بحث‌ سازش‌ ندارد. زیرا سیاق‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ نشان‌ میدهد ‌که‌ ‌در‌ صدد بیان‌ مسئولیت‌ و تهدید خطاکاران‌ ‌است‌. باین‌ معنا ‌که‌ لفظ (ما) استفهام‌ توبیخی‌ می‌‌-‌ ‌باشد‌. ‌یعنی‌ ای‌ انسان‌ خطاکار؟ آیا جا دارد: ‌در‌ مقابل‌ ‌اینکه‌ همه‌ کرامت‌ و الطاف‌ پروردگار ‌که‌ شامل‌ حال‌ تو ‌شده‌ ‌است‌ باز همه‌ ‌را‌ نادیده‌ بگیری‌ و مغرور شوی‌!

بقول‌ معروف‌: آیا سزای‌ نیکی‌ بدی‌ ‌است‌! آیا شایسته‌ ‌است‌ ‌که‌ بجای‌ عبادت‌ ‌در‌ مقابل‌ ‌اینکه‌ همه‌ بزرگواری‌های‌ پروردگارت‌ متمرد و طاغی‌ شوی‌؟! مضمون‌ آیه‌-‌ 60‌-‌ سوره الرحمان‌ ‌اینکه‌ معنا ‌را‌ تأیید و تفسیر میکند و می‌فرماید:

هَل‌ جَزاءُ الإِحسان‌ِ إِلَّا الإِحسان‌ُ. ‌یعنی‌ آیا جا دارد ‌که‌ پاداش‌ احسان‌ و نیکوئی‌ ‌غیر‌ ‌از‌ پاداش‌ نیکوئی‌ ‌باشد‌!؟‌-‌ مؤلف‌. حضرت‌ ‌علی‌ ‌بن‌ أبی طالب‌ ‌در‌: لابلای‌ خطب‌ نهج‌ البلاغه‌ مطالبی‌ ‌را‌ ‌در‌ تأیید ‌اینکه‌ معنا ایراد نموده‌ ‌که‌ خلاصه‌ای‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌اینکه‌ ‌است‌: ای‌ انسان‌؟ چه‌ چیزی‌ بتو ‌اینکه‌ جرئت‌ ‌را‌ داد ‌که‌ مرتکب‌ معصیت‌ پروردگار ‌خود‌ شوی‌! و حال‌ آنکه‌ ‌در‌ کنف‌ ‌او‌ هستی‌، و غرق‌ نعمتهایش‌ میباشی‌، آیا جا دارد ‌که‌ ‌در‌ مقابل‌ آنهمه‌ نعمتهایش‌ مغرور شوی‌! و ‌از‌ ‌خدا‌ رو گردان‌ و متوجه‌ دیگری‌ گردی‌! آیا نمیدانی‌ ‌که‌ ‌اینکه‌ توجهی‌ ‌که‌ ‌خدا‌ بتو کرده‌ یک‌ نوع‌ تفضلی‌ میباشد ‌که‌ بتو فرموده‌ ‌است‌،و ‌برای‌ تو مهلتی‌ میباشد ‌تا‌ شاید بسوی‌ رشد و هدایت‌ خویشتن‌ برگردی‌، و ‌از‌ گمراهی‌ ‌خود‌ صرف‌ نظر نمائی‌.

روی‌ ‌اینکه‌ مبنا معنای‌ کلمه (الکَرِیم‌ِ) ‌که‌ ‌در‌ آیه مورد بحث‌ میباشد ‌اینکه‌ ‌است‌: خدائی‌ ‌که‌ بنده گنهکار ‌خود‌ ‌را‌ مهلت‌ میدهد، و ‌در‌ عقوبت‌ ‌او‌ تعجیل‌ نمیکند. و ‌بر‌ انسان‌ لازم‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ توبه‌ کردن‌ بشتابد. و باین‌ مهلت‌ و امدادی‌ ‌که‌ ‌خدا‌ میدهد مغرور نشود‌-‌ کاشف‌.

لفظ انسان‌ توبیخ‌ و ملامت‌ ‌را‌ مؤثرتر میسازد. ‌یعنی‌ ای‌ موجود عاقل‌ و عالمی‌ ‌که‌ ‌هم‌ ‌از‌ لحاظ جسمی‌ و اندام‌ و اعضاء زیبا وراست‌ بالائی‌ و ‌هم‌ ‌از‌ جهت‌ نیروهای‌ باطنی‌ ‌در‌ احسن‌ تقویم‌ و کاملترین‌ ساختمان‌ هستی‌، و ‌بر‌ جمیع‌ جانوران‌ سیادت‌ و کرامت‌ داری‌، و همه کائنات‌ ‌برای‌ تو و مسخر تو آفریده‌ شده‌اند. ای‌ انسان‌ خردمند نسبت‌ بآفریدگاری‌ ‌که‌ تو ‌را‌ وجود بخشیده‌، تسویه‌ و تعدیل‌ و چنین‌ صورتی‌ زیبا عنایت‌ فرموده‌ ‌است‌. ‌با‌ آنکه‌ میتوانست‌ جانوری‌ زشت‌ و پست‌ همچون‌ میمونی‌ و خوکی‌ بیافریند‌-‌ و تربیت‌ جسمی‌ و روحیت‌ ‌را‌ ‌از‌ آغاز ‌تا‌ انجام‌ ‌بر‌ عهده قدرت‌ و حکمت‌ خویش‌ گرفته‌ ‌است‌. آری‌ نسبت‌ بخدائی‌ ‌که‌ آثار کرم‌ و بزرگواری‌ و انعام‌ و احسانش‌ ‌در‌ وجودت‌ بدینسان‌ پیدا و هویدا ‌است‌ چگونه‌ بعصیان‌ میپردازی‌!؟ چه‌ چیزی‌ تو ‌را‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ ناسپاسی‌ و نافرمانی‌ مغرور و فریفته‌ ساخت‌! آیا ‌در‌ برابر ‌هر‌ خطائی‌ باید کیفر و محرومیتی‌ میدیدی‌ ‌تا‌ بترسی‌ و بد نکنی‌. انسانی‌ ‌که‌ سلامت‌ فطرتش‌ ‌را‌ ‌با‌ بیماریهای‌ روحی‌ و اخلاقی‌ نابود نساخته‌ ‌باشد‌ بنده احسان‌ ‌است‌.

‌او‌ ‌در‌ برابر احسان‌ و انعام‌ و لطف‌ و کرم‌ بیشتر و بهتر پاس‌ میدارد سپاس‌ میگذارد، بندگی‌ و حق‌شناسی‌ میکند، مگر تو چهارپائی‌ ‌که‌ باید چوب‌ ‌را‌ ببینی‌. و کتک‌ ‌را‌ بخوری‌، ‌تا‌ فرمانبر و مطیع‌ شوی‌!؟ و ...

‌در‌ اینصورت‌ آیا میشود: خدای‌ حکیم‌ مردم‌ عاصی‌ و ناسپاس‌ ‌را‌ ‌با‌ فرمانبران‌ و سپاسگزاران‌ برابر سازد، و کیفر کردار زشتشان‌ ‌را‌ ‌به‌ آنان‌ نپردازد. ‌با‌ ‌اینکه‌ تفسیربخوبی‌ دانسته‌ میشود ‌که‌ صفت‌ کریم‌ ‌هر‌ چند ‌در‌ مقام‌ تهدید و سرزنش‌ ‌است‌ ‌از‌ اوصافی‌ مانند: جبار و منتقم‌ ‌در‌ اینجا بسیار مناسب‌تر ‌است‌. ضمنا اشاره‌ای‌ لطیف‌ نیز بخطای‌ پندار کسانی‌ دارد ‌که‌ کرم‌ و بخشش‌ پروردگار ‌را‌ بهانه تقصیر و گناه‌ ‌خود‌ میسازند، شیطان‌ و نفس‌ سرکششان‌ آنان‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌اینکه‌ طریق‌ میفریبند، و ‌در‌ معصیت‌ جری‌ و گستاخ‌ میکنند، و میگویند: مولی‌ کریم‌ ‌است‌. ‌هر‌ عملی‌ ‌را‌ انجام‌ میدهند میپندارند: کرم‌ مولی‌ آنانرا خواهد بخشید، و نجاتشان‌ خواهد داد‌ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمدرضا زارع بيدکي - ابوالفتوح رازی
«یا اَیُّها الاِنسانُ ما غَرَّک بِرَبَّکَ الکَریمِ؛ ای آدمی! چه بفریفت تو را به خدایِ کریمَت»

آن گه خطاب کرد با آدمی. گفت: یا آدمی! چه غَرّه کرد تو را و چه بفریفت تو را و مغرور کرد به خدای کریم؟

در خبر است که رسول این آیت بخواند و گفت: آدمی را، جهل، به خدایْ مغرور کرد.

و گفته اند: او را مغرور بکرده است عفو خدای، برای آن که تعجیلِ عقوبت نکرد بر او. و نیز: به مدارایی که خدای با او کرد، او را مغرور نمود. و نیز: حلمِ خدای او را مغرور کرد.

عبداللّه ِ عباس گفت: هیچ بنده نباشد و الاّ خدای تعالی او را بدارد روز قیامت و گوید: ای آدم زاده! تو را چه، مغرور کرد به من؟ [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - تفسیر راهنما
انسان، هرگز نباید خود را از جانب خداوند در امان کامل بپندارد و از عواقب کارهاى خود هراسى نداشته باشد.

یـأیّها الإنسـن ما غرّک بربّک الکریم

2 - دستاویزهایى که انسان را به نافرمانى خداوند و انکار ربوبیت او بکشاند، تنها توجیهاتى فریبنده و تهى از حقیقت است.

یـأیّها الإنسـن ما غرّک بربّک الکریم

«غرّ»; یعنى، خدعه کرد و نیرنگ زد و به حق او را به طمع افکند (لسان العرب). «باء» در «بربّک» باء ملابست است; یعنى، در رابطه با پروردگارت. هر گاه «باء» ملابست بر اسم ذات درآید، مراد امور و شؤون آن ذات خواهد بود که در آیه شریفه ـ به قرینه آیات بعد ـ مقصود انکار و عصیان او است. بنابراین مفاد آیه این است که: چه چیز تو را درباره پروردگارت فریب داد که ربوبیت او را نپذیرفته، به نافرمانى او کشانده شدى؟!

3 - خداوند، با پرخاش به کافران و گنه کاران، آنان را به خاطر دلگرمى به دستاویزهاى پوچ و بى باکى شگفت آورشان در برابر کفر و گناه، سرزنش کرده است.

یـأیّها الإنسـن ما غرّک

استفهام در «ما غرّک»، بر توبیخ همراه با تعجب دلالت دارد.

4 - طبیعت انسان، با ایستادگى در برابر خداوند و مخالفت با او، ناسازگار است.

یـأیّها الإنسـن ما غرّک

توبیخ گنه کاران، همراه با به رخ کشیدن انسان بودن آنان، بیانگر نکته یاد شده است.

5 - مخالفتِ انسان با احسان کنندگان و پرورش دهندگانش، خلاف طبیعت او و شگفت آور است.

یـأیّها الإنسـن ما غرّک بربّک الکریم

6 - خداوند، مربى و مدبر انسان ها است.

یـأیّها الإنسـن ... بربّک

آیه شریفه، خطاب به جنس انسان است.

7 - خداوند، بخشنده و بخشایشگر و جامع هرگونه شرافت و فضیلت است.

بربّک الکریم

کریم (در اوصاف خداوند); یعنى، داراى جود و عطاى بى پایان و جامع انواع خیر و شرف و فضل (نهایه ابن اثیر). برخى آن را به معناى «صفوح» (کسى که از خطاى دیگران بسیار چشم پوشى مى کند) مى دانند. (مقاییس اللغة)

8 - خداوند، به دلیل رفتار مدبرانه و کریمانه با انسان، سزاوار اطاعت و ترک گستاخى و بى پروایى در برابر او است.

ما غرّک بربّک الکریم

9 - توجّه انسان به وابستگى اش در رشد، تربیت و نعمت ها به خداوند، مانع کفر او و زمینه ساز فریفته نشدن به آنچه مایه بى پروایى، در برابر گناه مى گردد.

ما غرّک بربّک الکریم

10 - بخشودن خطاها و بخشیدن عطاها، شیوه خداوند براى رشد و تربیت انسان ها است.

بربّک الکریم

«الکریم» وصفى است که «ربّک» را توضیح داده و گوشه اى از ربوبیت خداوند را برجسته کرده است.

11 - «کریم»، از اسماى خداوند

بربّک الکریم

12 - کفران نعمت، از کسى که از کرم (جود و عفو) خداوند برخوردار است، دور از انتظار و سرزنش بار است.

یـأیّها الإنسـن ما غرّک بربّک الکریم
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر هدایت
[6] در آن هنگام که پروردگار با مهربانى و عطوفت و کبریاء کامل به او چنین ندا مى‏کند که:

یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ- اى انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار کریمت مغرور کرد و فریفت؟» سخت مضطرب شود و با خود بگوید که: براى چه از فرمان خدایت سرپیچى مى‏کنى؟ آیا بدان سبب است که از وى بى‏نیاز شده و در برابر او به طغیان و عصیان پرداخته‏اى؟ مگر تو را از آبى ناچیز نیافرید؟ آیا آفرینش تو را چندان استوار نکرد که تکامل یافتى و از یک هستى متعادل برخوردار شدى؟ یا این که از استیلا و قدرت او بر خودت آگاهى ندارى؟ آیا او همان کس نیست که صورت تو را از کوتاهى و بلندى و نیرومندى و ضعف و سفیدى یا سیاهى یا گندمگونى برگزید و ... و ...؟ یا این که به کرم او که پیاپى نعمتهاى خویش را پنهان و آشکار بر تو ارزانى مى‏داشت غرّه شده‏اى؟ آیا قلب تو راهنماییت نکرد که از خشم آن که بردبار است بیمناک شوى و بر حذر باشى؟ آیا انسانیت تو تو را بر آن وانداشت که احسان او را به احسان پاسخ گویى؟ چنان مى‏نماید که پاسخ این پرسشها از شخصى به شخص دیگر تغییرپذیر است، ولى هیچ نمود و بهانه قابل قبولى وجود ندارد، و غرور، به هر سبب که بوده باشد، مردود و پرهیز کردنى است.

در حدیثى به جا مانده از رسول اللَّه- صلّى الله علیه وآله- آمده است که‏گفت: «نادانیش او را مغرور کرد و فریبش داد». آرى، آنان را پیاپى رسیدن نعمتهاى پروردگارشان فریب داد. و از امام سجاد- علیه السلام- روایت شده است که گفت: «پیاپى رسیدن نعمتت سپاسگزارى را از یاد من برد».

ولى این به مصلحت انسان نیست، بلکه لازم است که با بیدارى ضمیر و سلاح تقوى به جنگ با غرور بپردازد. و امام ما امیر المؤمنین على بن ابى طالب- علیه السلام- پس از تلاوت آیه یا أَیُّهَا الْإِنْسانُ ما غَرَّکَ بِرَبِّکَ الْکَرِیمِ چنین گفت:

«انسان، از هر سؤال شده‏اى دلیلش بى‏پاتر است، و از هر فریب خورده عذرش ناپذیرفته‏تر. چون به شناخت خود نادان است، خود را پسندد و بر خود نازان است».

«اى انسان تو را بر گناه چه چیره کرده است؟ و بر پروردگارت چنین دلیر؟ چرا به کشتن خودت چنین ناپژمانى، مگر دردت را درمان نیست، و یا بیداریت از این خواب گران نیست؟ تو که بر دیگرى مهربانى، چرا در کار خود وامى‏مانى؟ بسا که یکى را در تابش آفتاب بینى و او را به سایه آرى، یا بر گرفتارى که بیمارى وى را گداخته، از روى رحمت اشک بارى! پس چه تو را بر درد خود شکیبا نمود، و در مصیبت توانایى بخشود، و در گریستن بر نفس خویش که نزد تو گرانبهاترین جانها است، به شکیبایى‏ات امر فرمود؟ و چگونه بیم کیفرى بیدارت نمى‏سازد که شبانگاه بر تو بتازد، در حالى که با نافرمانى خدا خود را- تباه ساخته‏اى- و در پنجه قهرش انداخته. پس سستى دل را با پایدارى درمان کن، و خواب غفلت دلت را به بیدارى».

«و طاعت خدا را بپذیر و به یاد او انس گیر. و به خاطر آر از آن گاه که تو روى از او گردانده‏اى او روى به تو گرداند و تو را به خواستن بخشایش از خود مى‏خواند و- جامه- کرم خویش بر تو مى‏پوشاند، و تو از او رویگردانى و دیگرى را خواهان. پس چه نیرومند است و بزرگوار، و چه ناتوانى تو و بى‏مقدار، و چه گستاخ در نافرمانى پروردگار. در سایه پوشش او مى‏آرامى، و در پهنه بخشایش اومى‏خرامى، نه بخشش خویش را از تو بریده، و نه پرده خود را بر تو دریده، بلکه چشم به هم زدنى بى احسان او به سر نبرده‏اى، در نعمتى که بر تو تازه گردانیده، یا گناهى که بر تو پوشانیده، یا از بلایت رهانیده- با نافرمانى این چنین به نعمتش اندرى- پس چه گمان بدو برى، اگر وى را فرمان برى؟ به خدا اگر این رفتار میان دو کس بود که در قوت برابر بودند، و در قدرت همسر- و تو یک از آن دو بودى- نخست خود را محکوم مى‏نمودى که رفتارت نکوهیده است و کردارت ناپسندیده.

سخن به راست بگویم، دنیا تو را فریفته نساخته، که تو خود فریفته دنیایى و بدان پرداخته. آنچه را مایه عبرت است برایت آشکار داشت، و میان تو و دیگرى فرقى نگذاشت. او با دردها که به جسم تو مى‏گمارد، و با کاهشى که در نیرویت پدید مى‏آرد، راستگوتر از آن است که با تو دروغ گوید و وفادارتر از آن که با تو راه خیانت پوید، و بسا نصیحت گویى از سوى دنیا که وى را متهم داشتى و راستگویى که گفته او را دروغ پنداشتى. اگر در پى شناخت او باشى در خانه‏هاى ویران، و سرزمینهاى خالى از مردمان، اندرزهایى چنان نیکو فرا یاد تو آرد، و نمونه‏هایى براى گرفتن پند پیش چشمت دارد، که او را همانند دوستى یابى مهربان، و از بدبختى و تباهى‏ات نگران و دنیا خانه‏اى است خوب براى کسى که آن را چون خانه نپذیرد، و محلى است نیکو براى آن که آن را وطن خویش نگیرد و همانا فردا خوشبختان دنیا آنانند که امروز از آن گریزانند».

«آن گاه که زمین لرزیدن گیرد- و صرصر مرگ وزیدن- و رستاخیز روى آرد، با همه هراس که دارد، و به هر کیش پیروانش پیوندند و به هر پرستیده پرستندگانش و به هر مهتر فرمانبرانش. پس دیده‏اى در فضا گشاده و گامى آهسته در زمین نهاده نماند، جز که در ترازوى داد و محکمه عدالت بنیاد حق تعالى جزایى را که درخور است ستاند. پس بسا حجت که در آن روز باطل و ناپسندیده باشد، و دستاویزهاى عذر که بریده. پس در کار خویش بکوش، تا عذرى آورى که پایدار باشد، و حجتى که استوار. و آن را بگیر که براى تو مى‏ماند- و آن نیکویى کردار است- از آنچه براى آن نخواهى ماند- که جهان ناپایدار است- و سفر خود راآماده باش، و به برق نجات دیده گشاده، و پارگى جد و جهد را بار برنهاده». «3»

بعضى این دیدگاهها را به صورت شعر بیان کرده و گفته‏اند:


یا کاتم الذنب أما تستحى غرّک من ربک امهاله

و اللَّه فى الخلوة ثانیکا و ستره طول مساویکا

که ترجمه فارسى آن چنین است:

اى پوشاننده گناه! آیا شرم نمى‏کنى در حالى که در خلوت خدا دومى تو است مهلت دادن پروردگارت تو را فریفته است و این که بدیهاى تو را پوشیده نگاه داشته و دیگرى گفته است:


یا من علا فى العجب و التیه أملى لک اللَّه فبارزته

و غرّه طول تمادیه‏ و لم تخف غب معاصیه‏

ترجمه فارسى آن:

اى که در خودپسندى و گمراهى به درجه بالا رسیدى و درازى مدت مایه فریفتن تو شد خدا مهلتت داد و به مبارزه با او برخاستى و از عاقبت نافرمانى از او نترسیدى و محقق حلى- رحمة اللَّه علیه- را شعرى بدیع است که در آن مى‏گوید:


یا راقدا و المنایا غیر راقدة بم اغترارک و الایام مرصدة أما أرتک اللیالى قبح دخلتها رفقا بنفسک یا مغرور إنّ لها

و غافلا و سهام اللیل ترمیه‏ و الدهر قد ملا الأسماع داعیه‏ و غدرها بالذى کانت تصافیه‏ یوما تشیب النواصى من دواهیه‏

ترجمه فارسى آن:

اى خفته در حالى که مرگ نخفته است و اى غافلى که پیکانهاى شب به او پرتاب مى‏شود فریفتگى تو با در کمین بودن روزها از چیست و روزگار گوشهاى خواهندگان خود را پر کرده است آیا شبها پلیدیهاى خود را به تو نشان نداده‏اند و مکر خود را به کسى که نسبت به آنها اخلاص ورزد اى فریب خورده! به جان خود رحم کن که روزى خواهد آمد که چهره‏ها از دیدار آن پیر مى‏شود

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبد بائس - تفسیر مجمع البیان
راستى چه عامل و انگیزه‏اى تو را فریفت و زشت را زیبا و باطل را حق و بیداد را، در نظرت دادگرى جلوه داد تا او را نافرمانى کنى و به گناه دست‏ یازى؟!
از پیامبر گرامى آورده ‏اند که به هنگام تلاوت این آیه مى‏فرمود: «غَرَّ جَهلُهُ» نادانى و ناآگاهى انسان او را در برابر خداى توانا و زندگى‏ بخش به ورطه غرور و غفلت کشاند.
در مورد واژه «کریم»، که در آیه شریفه به عنوان وصف پروردگار انسان به کار رفته، دیدگاه‏ها متفاوت است:
1 - به باور پاره‏اى از دانشمندان «کریم» آن نعمت بخش و ارزانى دارنده نعمتى است که همه کارهاى او نیکى و احسان است و در هر کارى سود مى‏رساند و یا زیانى را برطرف مى‏سازد.
2 - امّا به باور پاره‏اى دیگر، منظور از آن، بخشنده‏اى است که افزون بر حقوق قانونى دیگران، حقوق اخلاقى آنان را نیز محترم مى‏شمارد و در پرتو کرم و فضل خویش - افزون بر آنچه در خور آن هستند - به آنها نعمت مى‏بخشد و حقوق خویش را از آنان نمى‏طلبد و در اندیشه سود و یا دفع زیان نیست.
3 - از دیدگاه برخى، منظور کسى است که اندک انجام وظیفه را مى‏پذیرد و پاداشى پرشکوه مى‏دهد.
4 - و از دیدگاه برخى دیگر منظور آن خدایى است که در صورت توبه و اصلاح خود از سوى بنده، به بخشایش گناهان بسنده نمى‏ کند، بلکه گناهان آنان را به ثواب و پاداش تبدیل مى ‏سازد.
از «فضیل» پرسیدند، که اگر در روز رستاخیز خداى دادگر تو را در برابر دادگاه آن روز برپا نگاه دارد بپرسد: «ما غرّک بربک الکریم؟» هان اى انسان! چه چیز تو را در برابر پروردگار ارجمندت مغرور ساخت، چه پاسخى خواهى داد؟
او گفت: در پاسخ خواهم گفت: «غرّنى ستورک المرخاة» پرده‏هایى که بر گناهانم افکندى و آنها را پوشاندى!
«یحیى‏بن معاذ» مى‏گوید: اگر خداوند در روز رستاخیز مرا در برابر دادگاه خود نگاه دارد و این پرسش را طرح کند، خواهم گفت: «غرّنى بک برّک بى سالفاً و آنفاً» احسان و نیکى تو در گذشته و حال مرا مغرور ساخت.
و پاره‏اى نیز برآنند که: خواهم گفت: بردبارى و مداراى تو مرا مغرور ساخت «غَرَّنى حلمک».
و «ابوبکر وراق» مى‏گوید: خواهم گفت: کرامت و فزون‏بخشى خداى بخشاینده مرا مغرور ساخت.
«ابن مسعود» مى‏گوید: هیچ انسانى نخواهد بود، جز اینکه در روز رستاخیز خداى فرزانه او را سؤال باران مى‏کند و مى‏پرسد: هان اى فرزند انسان! چه چیز تو را نسبت به من مغرور ساخت؟ چرا آنچه را آموختى به کار نبستى؟ چرا دعوت پیامبران مرا لبیک نگفتى؟ و پرسش‏هایى از این‏گونه...
از امیرمؤمنان آورده‏اند که فرمود: «کم مغرور بالستر علیه و مستدرج بالأحسأن الیه»
چه بسیار انسان‏هاى مغرورى که با مهر و گناه پوشى او به جاى بیدارى بیشتر به خواب غفلت و غرور گرفتار مى ‏گردند! و چه بسیار کسانى که در احسان و نعمت‏ دهى او غرق مى ‏شوند و توبه و جبران و اصلاح خویش را به تأخیر مى‏افکنند و سرانجام گرفتار مى ‏شوند! [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمود اميرحسيني - تفسیر نمونه
اى انسان چه چیز تو را مغرور ساخته ؟!
در تعقیب آیات گذشته که پیرامون معاد سخن مى گفت ، در آیات مورد بحث براى بیدار کردن انسان از خواب غفلت ، و توجه او به مسئولیتهایش در برابر خداوند، نخست او را مخاطب ساخته و با یک استفهام توبیخى شدید و در عین حال تواءم با نوعى لطف و محبت مى فرماید: ((اى انسان چه چیزى تو را از پروردگار کریمت غافل ساخته ؟ و در برابر او جسور و مغرور نموده ))؟! (یا ایها الانسان ما غرک بربک الکریم ).
در اینجا ((انسان )) را به عنوان انسانیتش که اتمام امتیازات او را بر سایر موجودات این جهان یاد آور مى شود مخاطب ساخته ، سپس او را در برابر خداوندى قرار مى دهد که هم ((رب )) است و هم ((کریم )) به مقتضاى ربوبیتش پیوسته او را در کنف حمایت خود قرار داده ، و تربیت و تکامل او را بر عهده گرفته ، و به مقتضاى کرمش او را بر سر خوان نعمت خود نشانده ، و از تمام مواهب مادى و معنوى برخوردار ساخته است ، بى آنکه انتظارى از او داشته باشد و پاداش و عوضى بطلبد، حتى خطاهاى او را نادیده مى گیرد، و با کرمش او را مورد عفو قرار مى دهد.
آیا سزاوار است چنین موجود شریفى در برابر چنان پروردگار بزرگى جسور گردد؟
و یا لحظه اى از او غافل شود و در انجام فرمانش که ضامن سعادت خود او است قصور ورزد؟
و لذا در حدیثى از پیغمبر اکرم (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمده است که هنگام تلاوت این
آیه فرمود: غره جهله : ((جهل و نادانیش او را مغرور و غافل ساخته است ))!.
و از اینجا روشن مى شود هدف این است که با تکیه بر مساءله ربوبیت و کرم خداوند غرور و غفلت انسان را درهم بشکند، آنگونه که بعضى پنداشته اند که هدف تلقین آدمى در زمینه عذر خواهى او است که در جواب بگوید: کرمت مرا مغرور ساخت .
و نیز آنچه از ((فضیل بن عیاض )) نقل شده که از او سؤ ال کردند اگر در روز قیامت خداوند تو را به حضور طلبد و از تو بپرسد: ما غرک بربک الکریم ، در جواب چه مى گویى گفت : در جواب مى گویم : غرنى ستورک المرخاة ((پرده هایى که بر گناهان من افکنده بودى مرا غافل و مغرور ساخت )) نیز متناسب مفهوم آیه نیست ، بلکه در جهت مخالف هدف اصلى آیه قرار دارد، چرا که هدف درهم شکستن غرور و بیدار کردن از خواب غفلت است ، نه پرده جدیدى بر پرده هاى غفلت افکندن !
بنابراین سزاوار نیست آیه را از هدفى که داشته منحرف سازیم ، و در جهت مخالف آن نتیجه گیرى کنیم .
((غرک )) از ماده ((غرور)) در اصل به معنى غفلت به هنگام بیدارى است ، و به تعبیر دیگر غفلت در جایى که انسان باید غافل نباشد، و از آنجا که غفلت گاه سر چشمه ((جسارت )) و یا ((خود برتربینى )) مى شود واژه ((غرور)) به این معانى نیز تفسیر شده است ، و شیطان را از این رو غرور (بر وزن شرور) مى گویند که انسان را با وسوسه هاى خود فریب مى دهد و غافل و مغرور مى کند.
در تفسیر ((کریم )) تعبیرات گوناگونى گفته اند، بعضى گفته اند: کریم بخشنده اى است که تمام افعالش احسان است و هرگز با بخشش خود در پى کسب سود یا دفع زیان نیست .
بعضى گفته اند: کریم کسى است که هم آنچه را بر او است و هم آنچه را بر او لازم نیست مى بخشد.
و بعضى گفته اند: کریم کسى است که متاع کم را مى پذیرد، و بهاى زیاد در برابر آن مى دهد.
ولى در حقیقت همه اینها در مفهوم کریم در صورتى که در حد اعلى همچون کرم خداوند در نظر گرفته شود جمع است . و در کرم خداوند همین بس که تنها به عفو گنهکار راضى نمى شود بلکه گناهان را (در مورد کسانى که شایستگى دارند) به حسنات تبدیل مى کند.
امیر مؤ منان على (علیه السلام ) در تفسیر این آیه جمله هاى عجیبى دارد، مى فرماید:
این آیه کوبنده ترین دلیل در برابر شنونده است ، و قاطعترین عذر در برابر شخص مغرور، کسى که جهالت و نادانیش او را جسور و مغرور ساخته ، خداوند مى فرماید:
اى انسان چه چیز تو را بر گناهت جراءت داده ؟، و چه چیز تو را در برابر پروردگارت مغرور ساخته ؟، و چه چیز تو را به هلاکت خویش ‍ علاقه مند نموده ؟
آیا این بیمارى تو بهبودى ندارد؟ یا این خوابت به بیدارى نمى انجامد؟ چرا (لااقل ) آن مقدار که به دیگران رحم مى کنى به خودت رحم نمى کنى ، تو هر گاه کسى را در میان آفتاب سوزان به بینى بر او سایه مى افکنى ، هر گاه بیمارى را به بینى که درد، او را سخت ناتوان ساخته از روى ترحم بر او گریه مى کنى ، پس چه چیز تو را بر بیماریت صبور ساخته ، و بر مصیبتت شکیبا نموده ، و از گریه بر خویشتن تسلیت داده ؟ در حالى که عزیزترین افراد نزد تو خودت مى باشى چگونه ترس از نزول بلا در شب ترا بیدار نکرده ، با اینکه در گناه و معصیت او غوطه ورى ، و در حالى که زیر سلطه او قرار دارى .
بیا و این بیمارى (غفلت از خدا) را با داروى تصمیم و عزم راسخ مداوا کن ، و این خواب غفلتى را که چشمانت را فرو گرفته با بیدارى برطرف ساز، بیا مطیع خداوند شو، و به یاد او انس گیر، خوب تصور کن که به هنگام غفلتت از خدا او با دادن نعمتها به تو عنایت مى کند، تو را به سوى عفو و بخشش خویش مى خواند، و زیر پوشش فضل و برکات خود قرار مى دهد.
در حالى که تو همچنان به او پشت کرده اى ، و به دیگرى رو مى آورى ، بزرگ است خداوندى که با این قدرت عظیم ، کریم است ، اما تو با این ضعف و حقارت چقدر بر معصیت او جسورى !. … [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : با تشکر
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.