داریوش بیضایی
[ همه پیام ها ] پیام های داريوش بيضايي (1 مورد)
  سوره بقرة آیه 1 - کلامی بسیار مهم در مورد رای به تفسیر قرآن از مرحوم علامه استاد آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی رحمة الله علیه
بسم الله الرحمن الرحیم
نکته بسیار مهمی که لازم است تذکر دهم آنستکه خوانندگان گرامی بدانند که روش تفسیر بنده در تفسیر قرآن فقط طبق امر و دستور پروردگار و ائمه معصومین میباشد چنانچه خداوند در سوره آل عمران آیه 5 می‌فرماید: و ما بعلم تاویل (تاویل متشابهات قرآن را کس نداند جز خداوند و ائمه اطهار).
ابن بابویه در فقیه بسند خود از رسول اکرم(ص) روایت کرده که حضرت فرمود: خداوند جدال کنندگان در دین و قرآن را بزبان هفتاد پیغمبرش لعنت نموده و فرمود هر کس در آیات قرآن جدل کند کافر است زیرا خداوند بصراحت می‌فرماید ” و ما یجادل فی آیات الله الاالذین کفروا ” هر آنکه قرآن را برای خود تفسیر کند بخداوند افترا و دروغ بسته.
و عیاشی در تفسیرش بسند خود از حضرت باقر(ع) روایت کرده فرمود: هر که به رای خود قرآن را تفسیر کند اگر بر سبیل اتفاق راست گفته باشد اجر و پاداشی نخواهد داشت و اگر خطا کند آن مقدار از خداوند دور شود که آسمان از زمین دور است و فرمود آنچه را یقین دارید که از ما رسیده بگویید و از گفتار هر چه نمی دانید پرهیز کنید چرا که خداوند داناتر است.
و نیز عیاشی بسند دیگر خود از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود: چه بسیار دور است تفسیر قرآن از عقل های مردم.
و بسند دیگر از حضرت رضا(ع) روایت کرده فرمود: اظهار نظر در قرآن و کتاب خدا کفر است.
و در کافی بسند خود از حضرت صادق(غ) روایت کرده فرمود: نمی زند کسی آیه ای از آیات قرآن را به آیه دیگر مگر آنکه کافر میشود.

در بصائر الدرجات بسند خود از سعدبن ظریف خفاف روایت کرده عرض کردم خدمت حضرت باقر(ع) در حق کسیکه از شما علوم و احکامی را یاد گرفته سپس آن را فراموش کند چه میفرمایید؟
حضرت فرمودند: حجتی بر او نیست, حجت بر کسی است که احادیثی از ائمه شنیده باشد و انکار کند و یا روایتی از ناحیه ما به او رسیده باشد و آن را تکذیب کند و به آن اعتقاد نکند در اینصورت آن شخص کافر است اما آنکه احادیث ما را فراموش کرده حجت از او برداشته شده است.
و نیز بسند دیگری از امیرالمومنین(ع) روایت کرده فرمود به اصحاب خود, بر شما باد بدوری کردن از تفسیر قرآن به رای خودتان و بدانید آنچه را که ما گفته ایم چه بسیار تفسیریست که شباهت دارد به گفتار بشر و حال آنکه قرآن کلام خدا است و هرگز مشابه گفتار خلق نباشد چنانچه مخلوقات شباهتی بخالق خود ندارند و افعال خدا هم به افعال بشر شبیه نیست پس کلام خداوند هم شباهتی به گفتار عام نخواهد داشت و هر گاه به رای خود تفسیر کنید گمراه و هلاک خواهید شد.
از این جهت ما در این تفسیر از نقل نظر و رای فاسده مردم و بیانات فلاسفه و عرفا دوری جسته و صرفنظر نمودیم و هرگز بیان نکردیم چه این عمل تجاوز کردن از امر خداوند و ائمه باشد چنانچه بیان شد بر خلاف بعضی از معاصرین و مفسرین که آنان اساسشان در تفسیر بر سفسطه و مغالطه باشد عقل و منطق را شاهد گفتار و رای خویش قرار میدهند ولی بطور کلی از دایره استدلال و اصول دانش دور گشته و لذا هر گاه به احادیث و روایات و فرموده های آل عصمت و طهارت ائمه هدی بر میخورند اگر آنها را مطابق سلیقه و مقصود خود نیابند یا آن حدیث را تکذیب و یا صرفنظر کنند و آن احادیث را گاهی به ضعف سند و زمانی به ضعف دلالت و بعضی اوقات نسبت دادن به راویان به غلو و چیزهای دیگر عاقبت تکذیب و یا تحلیل غلط بکنند خود را در زمره اشخاصیکه خداوند در آیه 48 سوره نساء فرموده قرار میدهند ” یحرفون الکلم عن مواضعه”
و این جماعت هر وقت موضوع و مطلبی را خواستند رواج بدهند کتاب و قرآن را به میل و هوای نفسانی خود تفسیر و تاویل کنند تا شاهد مدعای باطل خویش باشند اینها کسانی هستند که پروردگار در حق آنها می‌فرماید ” فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا ما عندالله و ما هو
[ همه نکته ها ] نکته های داريوش بيضايي (140 مورد)
  سوره شرح آیه 1 - یکی از دلایل نزول. سوره
أَ لَمْ نَشْرَحْ لَکَ صَدْرَکَ وَ وَضَعْنا عَنْکَ وِزْرَکَ الَّذی أَنْقَضَ ظَهْرَکَ وَ رَفَعْنا لَکَ ذِکْرَکَ
ای رسول گرامی آیا ما تو را شرح صدر و همت بلند نکردیم
رسول اکرم(ص) در اثر عداوت جن و انس با حضرتش دلتنگ و ملول بود و پروردگار با نزول آیات و وعده فتح و فیروزی دل مبارک او را خوش و روشن گردانید.
در بصائر الدرجات از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود: خداوند بولایت امیرالمومنین(ع) دل مبارک پیغمبر اکرم(ص) را روشن نمود و در اثر فتح مکه و اسلام آوردن قریش سینه حضرتش را باز و باو توانایی داد.
آیا بار گرانت را فرو ننهادیم یعنی تکلیف بر تو آسان کردیم یا بار گران از دل تو برداشتیم بسبب آمرزیدن گناه امت, چه گناه امت بار گرانی بود بر دل پیغمبر اکرم(ص) خداوند آن را برداشت و بعضی گفتند وضع بمعنای عصمت است ووزر بمعنای گناه یعنی تو را معصوم قرار دادیم و گناه از تو سر نخواهد زد و بار سنگین جنگها را که پشت را می شکست بواسطه یاری علی(ع) برداشتیم و نام نیکوی تو را در عالم بلند کردیم.
  سوره نوح آیه 12 - یکی از فواید استغفار
در کافی از سعید بن یسار روایت کرده گفت حضور حضرت صادق(ع) عرض کردم از برای من فرزند متولد نمی‌شود فرمود: هر شب صد مرتبه استغفار کن و اگر فراموش کردی در روز بگو چه خداوند می‌فرمایند:
(وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنینَ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً)
استغفار کنید تا خداوند شما را بمال بسیار و پسران متعدد کمک فرماید و باغهای خرم و نهرهای جاری بشما عطا کند.
  سوره نبا آیه 17 - روز قیامت مردم بر ده نوع محشور میشوند
إِنَّ یَوْمَ الْفَصْلِ کانَ میقاتاً یَوْمَ یُنْفَخُ فِی الصُّورِ فَتَأْتُونَ أَفْواجاً وَ فُتِحَتِ السَّماءُ فَکانَتْ أَبْواباً وَ سُیِّرَتِ الْجِبالُ فَکانَتْ سَراباً
روز قیامت که روز فصل خصومت است اعلام آن روز وعدگاه خلق است یعنی آنچه خداوند وعده فرموده در آنروز انجام گیرد روزی که در صور دمند مردگان زنده شده و فوج فوج بمحشر در آیند.
معاذ جبل گفت در خانه ابو ایوب انصاری از رسول خدا معنای آیه را سوال نمودم فرمود ای معاذ از کار بزرگی سوال کردی روز قیامت مردم بر ده نوع محشور شوند خدایتعالی برای هر نوعی علامتی معین فرموده تا تمیز داده شوند مومنین از یکدیگر, بعضی بصورت بوزینه و بعضی خوک و بعضی سرنگون و بعضی کور که باین طرف و آنطرف میروند و می افتند و راه را نمی بینند و بعضی کر و گنگ و طایفه ای زبانهایشان بر سینه افتاده و بعضی دست و پای بریده و بعضی را بروی درخت آتش نشانیده اند و بعضی را لباس قطران بپوشانند و وطایفه ای بوی عفونت مانند بوی مردار از ایشان بیرون آید آنهایی که بصورت بوزینه محشور میشوند کسانی هستند که سخن چین و تمام بودند در دنیا و اهل رشوه خواران با صورت خوک باشند و رباخواران سر نگون بمحشر آیند و قاضیان کور وارد محشر میشوند و کران و کنگان مردمانی هستند که عبادت ریا بجا می آورند و علمایی که عمل بعلم خود نکردند وارد محشر میشوند در حالتیکه زبانهای خود را جویده و بروی سینه های ایشان افکنده شده و کسانی که همسایگان خود را اذیت و آزار میکنند دست و پا بریده وارد محشر شوند و آنهایی که سعایت میکنند از برای مردم نزد پادشاهان و امرا, بر درختهای آتشین آویخته شده و به محشر آیند و کسانیکه در دنیا مشغول شهوترانی و لذات حرام بودند در محشر بوی عفونتی از آنها خارج شوند که اهل محشر از آن بوی متاذی شوند و متکبرین و گردنکشان را لباس قطران و آتشین بپوشانند و وارد محشر کنند.
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های داريوش بيضايي (4 مورد)
  سوره یس آیه 71 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
آیا نمی بینند که ما برای آنها چهارپایانی خلق نمودیم که بر آنها تملک کنند.
  سوره احزاب آیه 63 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
ای رسول گرامی این کافران از تو میپرسند روز قیامت چه وقت بر پا خواهد شد به ایشان بگو این موضوع را خدا میداند و بس و تو ای رسول چه می دانی شاید موعد و ساعت قیامت نزدیک باشد.
  سوره احزاب آیه 60 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
اگر پس از این منافقین و کسانی که در دل ایشان بیماری و ناپاکی ریشه دوانیده و آنهایی که در مدینه موجبات نگرانی و ترس مردم را فراهم میسازند دست از کردار زشت و اعمال ناروای خود بر ندارند ما تو را بقتال با ایشان بر انگیزیم و بر جان و مال ایشان مسلط نماییم که جز مدت کوتاهی نتوانند در جوار تو زندگانی کنند
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های داريوش بيضايي (26 مورد)
  سوره ملک آیه 7 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
إِذا أُلْقُوا فیها سَمِعُوا لَها شَهیقاً وَ هِیَ تَفُورُ تَکادُ تَمَیَّزُ مِنَ الْغَیْظِ کُلَّما أُلْقِیَ فیها فَوْجٌ سَأَلَهُمْ خَزَنَتُها أَ لَمْ یَأْتِکُمْ نَذیرٌ قالُوا بَلی‏ قَدْ جاءَنا نَذیرٌ فَکَذَّبْنا وَ قُلْنا ما نَزَّلَ اللَّهُ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنْ أَنْتُمْ إِلاَّ فی‏ ضَلالٍ کَبیرٍ وَ قالُوا لَوْ کُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما کُنَّا فی‏ أَصْحابِ السَّعیرِ
در این آیه ها دوزخ را توصیف می کند و می‌فرماید چون کافران را بدوزخ افکنند فریاد منکری مانند آواز خران از آتش بشنوند و عذاب آنها افزون گردد و از اثر هول آن صدا نزدیک است که دوزخ شکافته و قطعه قطعه شود در اثر خشم کردن بر کافران و هر فوجی از کافران را که در دوزخ افکنند خازنان دوزخ به آنها گویند آیا پیغمبری برای راهنمایی شما نیامده ایشان گویند بلی رسولان حق بسوی ما آمدند ولی ما آنها را تکذیب کرده و گفتیم خداوند چیزی نفرستاده و شما دروغ می گویید در ظلالت و گمراهی هستید آنگاه اهل دوزخ با تاسف به یکدیگر می گویند اگر ما در دنیا سخن پیغمبران را شنیده و یا به دستور عقل رفتار می نمودیم امروز از دوزخیان نبودیم و در آن دوزخ به گناه خود اعتراف کنند و اعتراف آنها بر خودشان حجت باشد در آن وقت خطاب رسد که ای اهل دوزخ از رحمت خدا دور باشید.

ابن بابویه ذیل آیه مزبور از ابی بصیر روایت کرده گفت مردی از حضرت صادق(ع) سوال نمود برای چه خداوند رسولان و پیغمبرانی بسوی مردم فرستاد؟
حضرت فرمود تا آنکه حجتی نباشد از برای آنها بر خداوند تا نگویند ترساننده و بشارت دهنده ای بسوی ما نیامد آیا نمی شنوی پروردگار می فرماید از گفتگو مالک دوزخ به اهل جهنم" الم یاتکم نذیر قالو" آیا پیغمبر و ترساننده ای بسوی شما نیامد آنها می گویند بلی رسول حق بسوی ما آمد.
  سوره نوح آیه 21 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی
قالَ نُوحٌ رَبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنی‏ وَ اتَّبَعُوا مَنْ لَمْ یَزِدْهُ مالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلاَّ خَساراً وَ مَکَرُوا مَکْراً کُبَّاراً وَ قالُوا لا تَذَرُنَّ آلِهَتَکُمْ وَ لا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لا سُواعاً وَ لا یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْراً
نوح گفت پروردگارا این قوم مخالفت کردند با من و پیروی کسانی شدند از ارباب دنیا که مال و فرزندان آنها را جز زیان کاری نیفزاید و بر ضد من بزرگترین مکر و حیله را بکار بردند.
مکر بزرگ آن بود که مردم دست فرزندان خود را می گرفتند و آنها را نزد نوح می بردند و به فرزندان خود می گفتند این مرد پس مرگ از ما شما را فریب ندهد و فرمان او را نبرید که جادوگر و دیوانه است سخنی نمی گوید که در آن خیر و صلاح باشد, روسای امت نوح به اتباع خود گفتند هرگز دست از خدایان خود برندارید و بت ود- و سواع و یغوث و یعوق و نسر را رها نکنید.
ابن بابویه ذیل آیه فوق از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود پیش از نوح طایفه ای از مومنین بودند که بسیار عبادت بجا می آوردند وفات کردند و برادران ایشان سخت بر آنها اندوهناک شدند شیطان نزد ایشان آمد گفت محزون نشوید من تمثال آنها را برای شما می سازم تا به آن صورتها انس پیدا کنید و چند بت صورت آنها بساخت و نام آن مومنین را بر آنها گذاشت و مردم به آن صورتها انس پیدا کردند و مشغول عبادت پروردگار شدند چون زمستان شد آن صورتها را داخل خانه کردند, یک قرن بگذشت و آن مردم وفات نمودند شیطان نزد فرزندان آنها آمد به ایشان گفت اینان خدایانی هستند که پدران شما آنها را پرستش می نمودند و لذا ابتدا بت پرستی از آن زمان شروع شد و خدای تعالی نوح(ع) را فرستاد تا آنها را بخدا پرستی دعوت کند و نوح هر چه ایشان را دعوت نمود نپذیرفتند لذا از خداوند هلاک آنها را خواست.
چون طوفان شد بتها در زیر خاک و گل پنهان شدند و شیطان بعد قرن ها آنها را برای مشرکین اعراب بیرون آورد حضرت باقر(ع) فرمود: ود بت طایفه کلاب و سواع بت قبیله هذیل و یغوث بت طایفه مراد و یعوق بت قبیله حمدان بود.
در کافی از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود قریش بتهای خود را اطراف خانه کعبه گذاشته بودند یغوث مخاذی در خانه و یعوق طرف راست و نسر طرف چپ قرار داشت آنها را به مشک و عنبر خوشبو می کردند و اطراف آن بتها طواف می کردند و خداوند زنبورهای سبزی فرستاد تا آن مشک و عنبر بتها بخورند و در آیه 73 سوره حج خداوند می فرمایند ای مردم مشرک به این مثل که زده شده برای شما گوش فرا دارید آن بتها که بدون خدا میخوانید هرگز بر خلقت مگسی هر چند همه اجتماع کنند قادر و اگر مگس ناتوان چیزی از آنها بگیرد قدرت بر باز گرفتن آنرا ندارند طالب و مطلوب که عبارت از عابد و معبود است هر دو ناتوانند.
  سوره انسان آیه 7 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی
یُوفُونَ بِالنَّذْرِ وَ یَخافُونَ یَوْماً کانَ شَرُّهُ مُسْتَطیراً وَ یُطْعِمُونَ الطَّعامَ عَلی‏ حُبِّهِ مِسْکیناً وَ یَتیماً وَ أَسیراً إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً إِنَّا نَخافُ مِنْ رَبِّنا یَوْماً عَبُوساً قَمْطَریراً فَوَقاهُمُ اللَّهُ شَرَّ ذلِکَ الْیَوْمِ وَ لَقَّاهُمْ نَضْرَةً وَ سُرُوراً وَ جَزاهُمْ بِما صَبَرُوا جَنَّةً وَ حَریراً
مفسرین عامه و خاصه اتفاق دارند در اینکه این آیات در شان امیرالمومنین(ع) و حضرت فاطمه و امام حسن و امام حسین(ع) و فضه کنیز آنها نازل شده و داستان آن بدینقرار است که حسنین(ع) بیمار شدند جدشان پیغمبر اکرم(ص) با جمعی از اصحاب بعیادت آنها تشریف بردند و به امیرالمومنین(ع) فرمودند اگر نذر کنی در حق حسنین روا باشد و امیرالمومنین(ع) و حضرت فاطمه(ع) و خود حسنین(ع) و کنیزشان فضه هر یک سه روز نذر کردند اگر خداوند آنها را به شکرانه آن عافیت دهد روزه بگیرند و چون خدایتعالی ایشان را شفا داد امیرالمومنین(ع) به حضرت فاطمه(ع) فرمود وقت آن است که ما به نذر خود وفا کنیم و چیزی نداشتند امیرالمومنین(ع) نزد یهودی بتام شمعون رقت تا مقداری جو قرض کند, یهودی گفت یا علی این پشم را بگیر و به زنان بده تا من بریسند و این سه صاع جو را مزد بگیرند, آنحضرت آنها را گرفت و بخانه آورد حضرت فاطمه یک صاع آن را آسیاب کرد و پنج قرص از نان پخت و هر یکی را قرصی, همه روزه دار بودند چون نماز شام بجا آوردند و خواستند افطار کنند هنوز دست به طعام نبرده بودند که فقیری بدر خانه آمد و گفت مسکینی از مسلمان هستم مرا طعام دهید خداوند شما را از خوانهای بهشت طعام دهد و امیرالمومنین(ع) به حضرت فاطمه (ع) فرمود:
ای فاطمه ایکه بزرگوار و عزیز و بلند مرتبه و با یقینی و ای دختر بهترین مردمان عالم مگر نمی بینی فقیر بینوایی در خانه ایستاده ناله و فریاد میکند و خدا را میخواند و اظهار گرسنگی بما میکند بدان که هر شخصی در گروی اعمال خود میباشد و نیکوکاران عمل نیک خود را به قرض میدهند و سرآمد مدت وام آنها بهشت علیین است.
خداوند حرام کرده آن بهشت را بر هر خسیس و بخیلی و از برای بخیل جایگاه خوار و ذلیلی است و آن دوزخ است و سجیل. و شراب او کثافات زنان زانیه است همیشه در آن دوزخ جاوید بمانند.
حضرت فاطمه(ع) در جواب آنحضرت فرمود: ای پسر عموی عزیزم امر و فرمان شما را می‌شنوم و اطاعت میکنم و از هیچ ملامت کننده و چیزی باکی ندارم پیشه کرم و احسان به بینوایان و بروز نیکویی بانها است و در این دنیا از هیچ مشقت و سختی باکی ندارم زیرا میدانم پاداش تمام اینها بهشت جاوید است که در آن داخل میشوم و شفاعت است که خداوند ویژه من قرار داده است.
امیرالمومنین(ع) قرص نان خود را به آن فقیر ایثار نمود حضرت فاطمه و حسنین(ع) و فضه نیز به آن حضرت اقتدا نمودند و نان خود را به فقیر دادند و آن شب به آب تنها افطار باز نمودند روز دیگر صاع دوم را حضرت فاطمه(ع) آسیاب کرد و پنج قرص نان پخت پس از ادا نماز چون خواستند افطار کنند یتیمی در خانه آمد و گفت السلام علیکم یا اهل بیت النبوه , یتیمی از فرزندان مهاجر هستم پدرم در رکاب رسول خدا شهید شده است مرا طعامی بدهید امیرالمومنین(ع) چون صدای یتیم را شنید فرمود قرص من را باو بدهید و حضرت فاطمه(ع) و حسنین و کنیز آنها به آنحضرت اقتدا نموده هر یک قرص نان خود را به یتیم دادند و آن شب نیز به آب افطار نمودند شب سوم هنگام افطار فقیری دیگر به در خانه آمد و گفت من اسیری هستم مرا طعامی بدهید و امیرالمومنین(ع) قرص نان خود را به آن اسیر داد حضرت فاطمه(ع) و حسنین(ع) و فضه نیز سهم خود را به آن اسیر دادند و آن شب هم به آب افطار کردند روز چهارم حضرت اکرم (ص) به منزل دخترش حضرت فاطمه تشریف برد دید حسنین از شدت ضعف می لرزند از حال آنها سوال نمود حضرت فاطمه داستان را بعرض مبارکش رسانید, رسول خدا گریست در اثنا جبرئیل نازل شد و این آیات را آورد: ان الابرار یشربون من کاس کان مزاجها کافورا تا آخر آیه را آورد پیغمبر (ص) حمد و سپاس پروردگار را بجا آورد و تبسمی بصورت آنها نمود و فرمود بگیرید تهنیت و مبارک باد خدا را که جبرئیل آورده و از جانب پروردگار بشما سلام می رساند و این آیات را در شان شما نازل نموده خداوند نعمتی بشما عطا فرموده که هرگز نابودشدنی نیست و ای دختر محمد(ص) گوارا باد تو را قرب رحمن و جوار پروردگار در خانه جلال و جمال و خداوند شما را سندس و استبرق و ارجوان بهشتی می پوشاند و سیراب میشوید از شربت رحیق مختوم و شما نزدیکترین مخلوقات به خداوند رحمن هستید و ایمن باشید در آن وقتی که همه مردم محزون و ترسان باشند, خوشا بحال دوستداران شما و کسانیکه شما را در آن عصر عزیز و محترم می‌ شمارند زمانیکه مردم شما را خوار و ذلیل می‌نمایند و آنها یاری میکنند شما را آن وقتیکه یار و یاوری نداشتید وای بر امت من وای بر امت من از طرف خدا و پس از آن حضرت فاطمه و امیرالمومنین(ع) و حسنین را بوسید و به سینه خود چسباند و فرمود خداوند خلیفه من است بر شما در حال حیات و ممات و من شما را به او می‌سپارم که بهترین حافظ و نگهبان است محفوظ بدارد خداوند هر کسی را که شما را حفظ مینماید.