داریوش بیضایی
[ همه پیام ها ] پیام های داريوش بيضايي (1 مورد)
  سوره بقرة آیه 1 - کلامی بسیار مهم در مورد رای به تفسیر قرآن از مرحوم علامه استاد آیت الله حاج سید ابراهیم بروجردی رحمة الله علیه
بسم الله الرحمن الرحیم
نکته بسیار مهمی که لازم است تذکر دهم آنستکه خوانندگان گرامی بدانند که روش تفسیر بنده در تفسیر قرآن فقط طبق امر و دستور پروردگار و ائمه معصومین میباشد چنانچه خداوند در سوره آل عمران آیه 5 می‌فرماید: و ما بعلم تاویل (تاویل متشابهات قرآن را کس نداند جز خداوند و ائمه اطهار).
ابن بابویه در فقیه بسند خود از رسول اکرم(ص) روایت کرده که حضرت فرمود: خداوند جدال کنندگان در دین و قرآن را بزبان هفتاد پیغمبرش لعنت نموده و فرمود هر کس در آیات قرآن جدل کند کافر است زیرا خداوند بصراحت می‌فرماید ” و ما یجادل فی آیات الله الاالذین کفروا ” هر آنکه قرآن را برای خود تفسیر کند بخداوند افترا و دروغ بسته.
و عیاشی در تفسیرش بسند خود از حضرت باقر(ع) روایت کرده فرمود: هر که به رای خود قرآن را تفسیر کند اگر بر سبیل اتفاق راست گفته باشد اجر و پاداشی نخواهد داشت و اگر خطا کند آن مقدار از خداوند دور شود که آسمان از زمین دور است و فرمود آنچه را یقین دارید که از ما رسیده بگویید و از گفتار هر چه نمی دانید پرهیز کنید چرا که خداوند داناتر است.
و نیز عیاشی بسند دیگر خود از حضرت صادق(ع) روایت کرده فرمود: چه بسیار دور است تفسیر قرآن از عقل های مردم.
و بسند دیگر از حضرت رضا(ع) روایت کرده فرمود: اظهار نظر در قرآن و کتاب خدا کفر است.
و در کافی بسند خود از حضرت صادق(غ) روایت کرده فرمود: نمی زند کسی آیه ای از آیات قرآن را به آیه دیگر مگر آنکه کافر میشود.

در بصائر الدرجات بسند خود از سعدبن ظریف خفاف روایت کرده عرض کردم خدمت حضرت باقر(ع) در حق کسیکه از شما علوم و احکامی را یاد گرفته سپس آن را فراموش کند چه میفرمایید؟
حضرت فرمودند: حجتی بر او نیست, حجت بر کسی است که احادیثی از ائمه شنیده باشد و انکار کند و یا روایتی از ناحیه ما به او رسیده باشد و آن را تکذیب کند و به آن اعتقاد نکند در اینصورت آن شخص کافر است اما آنکه احادیث ما را فراموش کرده حجت از او برداشته شده است.
و نیز بسند دیگری از امیرالمومنین(ع) روایت کرده فرمود به اصحاب خود, بر شما باد بدوری کردن از تفسیر قرآن به رای خودتان و بدانید آنچه را که ما گفته ایم چه بسیار تفسیریست که شباهت دارد به گفتار بشر و حال آنکه قرآن کلام خدا است و هرگز مشابه گفتار خلق نباشد چنانچه مخلوقات شباهتی بخالق خود ندارند و افعال خدا هم به افعال بشر شبیه نیست پس کلام خداوند هم شباهتی به گفتار عام نخواهد داشت و هر گاه به رای خود تفسیر کنید گمراه و هلاک خواهید شد.
از این جهت ما در این تفسیر از نقل نظر و رای فاسده مردم و بیانات فلاسفه و عرفا دوری جسته و صرفنظر نمودیم و هرگز بیان نکردیم چه این عمل تجاوز کردن از امر خداوند و ائمه باشد چنانچه بیان شد بر خلاف بعضی از معاصرین و مفسرین که آنان اساسشان در تفسیر بر سفسطه و مغالطه باشد عقل و منطق را شاهد گفتار و رای خویش قرار میدهند ولی بطور کلی از دایره استدلال و اصول دانش دور گشته و لذا هر گاه به احادیث و روایات و فرموده های آل عصمت و طهارت ائمه هدی بر میخورند اگر آنها را مطابق سلیقه و مقصود خود نیابند یا آن حدیث را تکذیب و یا صرفنظر کنند و آن احادیث را گاهی به ضعف سند و زمانی به ضعف دلالت و بعضی اوقات نسبت دادن به راویان به غلو و چیزهای دیگر عاقبت تکذیب و یا تحلیل غلط بکنند خود را در زمره اشخاصیکه خداوند در آیه 48 سوره نساء فرموده قرار میدهند ” یحرفون الکلم عن مواضعه”
و این جماعت هر وقت موضوع و مطلبی را خواستند رواج بدهند کتاب و قرآن را به میل و هوای نفسانی خود تفسیر و تاویل کنند تا شاهد مدعای باطل خویش باشند اینها کسانی هستند که پروردگار در حق آنها می‌فرماید ” فویل للذین یکتبون الکتاب بایدیهم ثم یقولون هذا ما عندالله و ما هو
[ همه نکته ها ] نکته های داريوش بيضايي (134 مورد)
  سوره ناس آیه 1 - موضع شیطان نسبت به انسان
طبرسی از حضرت صادق (ع) روایت کرده فرمود: نیست دلی از برای او دو گوش است و بر یکی فرشته ایست که هدایت میکند او را و بر دیگری شیطانی است که گمراه می نماید او را فرشته امر میکند و وا میدارد او را به عبادت و طاعت و عمل نیکو و شیطان نهی و زجر میکند او را و همین طور است شیطان انسی که وا میدارد و شخص را بر مصیبت و نافرمانی چنانچه او را شیطان جنی وادار میکند و خداوند نگاه می دارد المومنین را از وسوسه شیطانی چنانچه می‌فرماید. و ایدهم بروح منه.
حضرت عیسی (ع) از پروردگار درخواست نمود که موضع شیطان را باو نشان دهد, حضرت عیسی (ع) دید شیطان سرش مانند سر مار است و سر بر دل فرزند آدم نهاده و هرگاه بنده ای مشغول ذکر خدا میشود شیطان میگریزد و چون از یاد خدا غافل میشود دوباره می آید و با او را وسوسه کرده و با او حدیث می گوید.
پیغمبر اکرم(ص) فرمود: شیطان دهن و بینی خود را بر دل فرزند آدم نهاده است و چون متذکر خدا شود از او دور گردد و هر گاه خدا را فراموش کند دل او را مانند لقمه در دهن گیرد, وسوسه آدمی قوی تر از وسوسه شیطانی میباشد چه آنکه وسوسه شیطانی خفی و پنهان است ولی وسوسه آدمی صریح و آشکار و علانیه است.
  سوره فجر آیه 6 - داستان قوم عاد
أَ لَمْ تَرَ کَیْفَ فَعَلَ رَبُّکَ بِعادٍ إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتی‏ لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُها فِی الْبِلادِ
ای رسول ما آیا ندیدی که خدای تو چه کرد بقوم عاد و اهل شهر ارم که صاحب قدرت و عظمت بودند چگونه به کیفر رسانید آنها را.

داستان قوم عاد بدین قرار است: طبرسی از وهب بن منیه روایت کرده کفت در عصر معاویه بن ابی سفیان علیه اللعنه و العذاب بود که عبدالله بن قلابه در صحرای عدن شتر خود را گم کرده و در طلب آن جستجو میکرد به شهری رسید که اطراف آن قلعه ای محکمی داشت نزدیک رفت به گمان آنکه از اهل آن خبر شتر خود را بگیرد وقتی نزدیکتر شد دو در بزرگ دید که مرصع به جواهرات و یاقوت سرخ و سفید است متوحش شد عاقبت در را گشود و در کمال ناباوری قصور و کاخ هایی را مشاهده کرد که نظیر آنرا ندیده بود/ هر یک از قصرها از زر سرخ مرصع به انواع جواهرات ساخته شده بود/ عبدالله میگوید مدهوش بماندم و عجیب در میان آن قصرها مشک و زعفران ریخته شده بود و بجای سنگ انواع جواهر از در و یاقوت و زبرجد بکار رفته بود و نهرهای آب از طلا و نقره ساخته بودند و بجای ریگ مروارید و یاقوت در قعر نهرها ریخته شده بود و هر چه گردش کردم کسی ندیدم با خود گفتم نظیر این شهر در دنیا نیست این همان بهشت موعودیست که خداوند وعده فرموده مقداری از مشک و عنبر و جواهرات که ریخته شده بود برداشتم و بیرون آمدم پس از بازگشت به شهر داستان خود را به بعضی از مردم حکایت کردم و مقداری از آن جواهرات را هم به بعضی فروختم خبر به معاویه رسید مرا احضار کرد و در خلوت از من سوال کرد و چنانکه دیده بودم را به او شرح دادم ولی باور نکرد و شخصی را فرستاد کعب الاخبار را حاضر کردند از او پرسیدند ای کعب در دنیا شهری هست که از زر و سیم و انواع جواهرات ساخته شده باشد؟
کعب الاخبار گفت بلی چنین شهری را شداد بن عاد بنا کرد و ذکر آنرا خداوند در قرآن بیان فرموده می‌فرماید:
إِرَمَ ذاتِ الْعِمادِ الَّتی‏ لَمْ یُخْلَقْ مِثْلُها فِی الْبِلادِ
معاویه از کعب سوال کرد مگر عاد اولی قوم هود نبود گفت خیر قوم هود از فرزندان عاد اولی بود او دو پسر داشت یکی شدید و دیگری شداد چون عاد وفات کرد هر دو بجای پدر بر تخت پادشاهی نشستند شداد پادشاه روی زمین شد تمام پادشاهان جهان مطیع و فرمانبردار او بودند/ شداد حریص بود بخواندن کتابها و هر کجا نام بهشت و اوصاف آن بود شداد مسرور و خوشحال میشد تا آنکه آرزو کرد بهشتی در دنیا بنا کند/ یکصد مرد قهرمان تهیه نمود و در تحت فرمان هر قهرمانی هزار نفر استاد کار و کارگر قرار داد و به همه جهانبان نامه ها نوشت و خبر داد من میخواهم شهری به این کیفیت بنا کنم هر کس هر چه طلا و جواهرات دارد بیاورد و از اطراف و اکناف هر چه بود آوردند و در بهترین نقطه خوش آب و هوا شهری از طلا و نقره و جواهرات در نهایت زیبایی ساختند و سیصد سال در بنا آن مشغول بودند در آن وقت از عمر شداد نهصد سال میگذشت و چون بنا تمام شد روزی با تمام لشکر و اعیان مملکت به سمت شهر جدید حرکت کرد تا به آن بهشت برود و سکونت کند اما یکروز قبل از اینکه به آنجا برسند خدایتعالیبه صیحه آسمانی تمام آنها را هلاکت نمود و کسی از ایشان به آنجا نرسید و در این عصر مردی از مسلمانان که قدی کوتاه و موی سرخ و خالی بر ابرو و گردن دارد به طلب شترش در بیابان میرود و آن شهر را مشاهده میکند/ آنگاه متوجه عقب سر خود شد عبدالله را دید آنجا حاضر است گفت بخدا قسم همین شخص است...
  سوره معارج آیه 4 - راه حاجت طلبیدن از خداوند
در کافی از حضرت صادق(ع) روایت شده که فرمود: هرگاه یکی از شما مردم حاجتی از خدا طلب میکند و میخواهد حاجتش بر آورده شود باید بکلی از مردم چشم بپوشد و مایوس گردد و امیدواری او بجز خدا نباشد و خداوند از دل او آگاه است اگر چنین باشد پروردگار حاجت او را روا کند و فرمود: ای مردم حساب نفس خود کنید پیش از آنکه بحساب شما برسند و بدانید از برای قیامت پنجاه موقف است و هر موقفی هزار سال طول بکشد.
همچنین از ابوسعید حذری روایت کرده که حضور پیغمبر اکرم(ص) عرض کردم چقدر روز حساب طولانی است؟
فرمودتد: به آن خداییکه جانم در دست اوست آن روز برای مومن کمتر از بجا آوردن نماز واجب در دنیا خواهد بود.
سبحان الله
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های داريوش بيضايي (4 مورد)
  سوره یس آیه 71 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
آیا نمی بینند که ما برای آنها چهارپایانی خلق نمودیم که بر آنها تملک کنند.
  سوره احزاب آیه 63 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
ای رسول گرامی این کافران از تو میپرسند روز قیامت چه وقت بر پا خواهد شد به ایشان بگو این موضوع را خدا میداند و بس و تو ای رسول چه می دانی شاید موعد و ساعت قیامت نزدیک باشد.
  سوره احزاب آیه 60 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
اگر پس از این منافقین و کسانی که در دل ایشان بیماری و ناپاکی ریشه دوانیده و آنهایی که در مدینه موجبات نگرانی و ترس مردم را فراهم میسازند دست از کردار زشت و اعمال ناروای خود بر ندارند ما تو را بقتال با ایشان بر انگیزیم و بر جان و مال ایشان مسلط نماییم که جز مدت کوتاهی نتوانند در جوار تو زندگانی کنند
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های داريوش بيضايي (22 مورد)
  سوره زلزال آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
قوله تعالی : إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها وَ أَخْرَجَتِ الْأَرْضُ أَثْقالَها وَ قالَ الْإِنْسانُ ما لَها
بیاد آور ای محمد(ص) هنگامیکه زمین سخت بجنبد و بلرزه در آید و بارهای گران درون خود را از معادن و گنجها و مردگان از دل خاک بیرون افکند در آنروز انسان (که وجود مقدس امیرالمومنین(ع) است) گوید: چیست این اظطراب و جنبیدن و خبرهای تو ای زمین؟
و زمین آنحضرت را به حوادث و اخبار گذشته و آنچه مردم بروی زمین انجام دادند خبر دهد و آگاه گرداند.
ابن بابویه از حضرت فاطمه(ع) روایت کرده فرمود: در زمان ابوبکر زلزله شدیدی در مدینه رخ داد بطوریکه عموم مردم ترسیدند و نزد ابوبکر و عمر رفتند و مشاهده کردند آن دو نفر بشتاب حضور امیرالمومنین(ع) میروند و مردم هم به تبعیت از آنها حضور آنحضرت رسیدند.
امیرالمومنین(ع) از منزل خارج شدند و ابوبکر و عمر و عموم مردم در عقب آن بزرگوار رفتند تا رسیدند بباروی شهر/ آنحضرت در آن بلندی بروی زمین نشست و مردم هم اطراف او نشستند/ دیوارهای مدینه مانند گهواره حرکت میکرد و اهل مدینه از شدت ترس صداهای خود را به گریه و زاری بلند کرده و فریاد میزدند یا علی به فریاد ما برس که هرگز چنین زلزله ای ندیدیم, ناگاه لبهای مبارک آنحضرت بحرکت در آمد و با دست مبارک بزمین زد و فرمود: ای زمین آرام و قرار بگیر و زمین به اذن خداوند ساکت شد و قرار گرفت/ در آن وقت مردم از اطاعت و فرمان برداری زمین از امیرالمومنین(ع) تعجب کردند/ فرمود شما تعجب کردید که زمین اطاعت امر من نمود وقتی باو گفتم آرام بگیر؟ مردم عرض کردند بلی یا امیرالمومنین(ع)/ فرمود من همان انسانی هستم که خداوند در قرآن می‌فرماید: و قال الانسان مالها/ من به زمین میگویم بیان کن برای من حوادث و اخباریکه بروی تو واقع شده و انجام گرفته است و بمن بگو عمل هایی که مردم در روی تو بجا آوردند پس از آن فرمود اگر این همان زمین لرزه های نهایی بود که خداوند در سوره زلزله می‌فرماید, حتما زمین بمن خبر میداد ولی این آن نیست.
در مجمع از پیغمبر اکرم(ص) روایت کرده فرمود: ای مردم آیا می دانید خیرهای زمین چیست که برای امیرالمومنین(ع) بیان میکند/ عرض کردند خدا و رسول داناتر هستند و بهتر میدانند/ فرمود زمین گواهی میدهد بر مرد و زن به آنچه عمل کرده اند و زمین میگوید این شخص کار نیکو بجا آورده و آن دیگری مرتکب عمل زشت شده اینست خبرهای زمین و پروردگار به زمین الهام مینماید تا اخبار و حوادث خود را به امیرالمومنین(ع) بگوید و آن حضرت را آگاه سازد.
  سوره فجر آیه 10 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
وَ فِرْعَوْنَ ذِی الْأَوْتاد الَّذینَ طَغَوْا فِی الْبِلادِ فَأَکْثَرُوا فیهَا الْفَسادَ فَصَبَّ عَلَیْهِمْ رَبُّکَ سَوْطَ عَذابٍ
و نیز فرعون صاحب قدرت و شوکت را چگونه غرق و هلاک نمود چه اینان در روی زمین ظلم و طغیان کردند و بسیار فتنه برانگیختند تا آنکه خدای تو بر آنها عذابی پی در پی فرستاد.

ابن بایویه ذیل آیه و فرعون را ذی از حمران روایت کرده که از حضرت صادق(ع) سوال نمودم برای چه فرعون را ذی الاوتاد نامیدند فرمود: چون اگر میخواست کسی را عذاب نماید دستور میداد او را بصورت روی زمین بخوابانند و دست و پای او را میکشیدند و میخ میکردند و رها می‌نمودند تا هلاک گردد لذا خداوند او را ذی الاوتاد نامید.
طبرسی از ابن عباس و ابن مسعود روایت کرده گفتند زنی مومن بنام ماشطه , روزی سر دختر فرعون را شانه میکرد شانه از دستش افتاد گفت کور باد آنکه بخدای کافر است دختر فرعون گفت مگر از برای تو خدایی جز پدرم هست؟گفت آری پروردگار خدای من و پدرت و خدای آسمان و زمین و آفریدگار جهانیان است او یکی است بی همتا و بی شریک و دختر این موضوع را به پدر خود فرعون گفت امر کرد او را حاضر کنند باو گفت از این اعتقاد و گفتار برگرد و کافر شو به آن خدایی که میگویی و گرنه ترا عذابی کنم تا مردم از آن عبرت بگیرند/ زن مومنه جواب داد من به خدای خود هرگز کافر نمی شوم تو هر چه میخواهی انجام ده/ فرعون امر کرد او را چهار میخ زدند ولی کافر نشد, کودکان او را آوردند باو گفتند اگر برنگردی این کودکان را در برابرت بقتل می‌رسانیم/ زن جواب داد هر چه میخواهید بکنید من از خدای خود بر نمی‌گردم/ طفل شیرخوار را روی سینه مادرش سر بریدند و مادر را نیز کشتند.
آسیه عیال فرعون هم زنی مومن بود و ایمان خود را پنهان می داشت چون آن حالت را دید فرعون را ملامت کرد و گفت چرا زن بی گناه را که مدتها خدمت ما می نمود بقتل رسانیدی ؟!
فرعون گفت تو دیوانه شده ای/ آسیه جواب داد من دیوانه نیستم خدای تو و تمام جهانیان همان کسی است که آسمان و زمین و کوه و دریاها را آفریده است/ فرعون بر او خشم گرفت و از نزد خودش بیرون کرد و دستور داد پدر و مادر آسیه را حاضر کردند به آنها گفت همان نوع دیوانگی که زن ماشطه را گرفته بود آسیه را نیز گرفته است/ پدر و مادر او را نصیحت کردند و گفتند شوهر تو خدای آسمان و زمین است/ آسیه به پدر و مادر گفت اگر.چنین است که شما میگویید باو بگویید آفتاب از مقدم او و ماه از عقب او طلوع و سیر نماید و ستارگان برگرد او بچرخند/ گفتند خیر اینکار را نمی تواند انجام دهد/ گفت اما آفریدگار قادر است آنها زا به گردش در آورد و تمام آنها مسخر او هستند/ فرعون چون این سخنان را از آسیه شنید امر کرد او را نیز مانند زن ماشطه بروی زمین بخوابانند و دست و پاهایش را چهار میخ بکوبند, در آن حال آسیه متوجه پروردگار خود شد و گفت پروردگارا خانه ای برای من در بهشت بنا کن و مرا از فرعون و کردار زشت او نجات بده/ در همان حال فرشتگان جایگاهش را در بهشت باو نشان دادند و عذاب بر او آسان شد و جان داد و به همین دلیل و این نوع عذاب, از طرف خداوند فرعون ذی الاوتاد نامیده شد.
  سوره تکاثر آیه 1 - تفسیر هفت جلدی جامع قرآن بقلم و جمع آوری مرحوم علامه حاج سید ابراهیم بروجردی
أَلْهاکُمُ التَّکاثُرُ
شما مردم را بسیاری اموال و فرزند و قبیله مشغول کرده و از یاد خدا و مرگ غافل داشته

این آیات نازل شده در باره دو قبیله از قریش بنی عید مناف و بنی سهل بن عمر و بن مصیص بن کعب که با یکدیگر فخر و مباهات میکردند و هر یک از اینان میگفت اشراف و بزرگانان ما بیشترند/ بنی عبد مناف اشراف خود را شماره کرد و غالب شدند و بنی سهیل به آنها گفتند بیاید تا به گورستان برویم و گورها را بشماریم تا بدانید گور اشراف ما بیشتر است یا گورهای اشراف شما؟
نه چنین است شما از یاد خدا و مرگ غافل هستید و پس از مرگ در گورچه سختی ها در پیش دارید و باز هم در قیامت خواهید دانست با چه عذابی روبرو می‌شوید و تکرار آیه برای تاکید است و دیگر اشاره به عذاب قبر و عذاب دوزخ است.

امیرالمومنین(ع) فرمود: پیش از نزول این آیه, جماعتی در عذاب قبر شک داشتند و حالا یقین پیدا کردند که در قبر هم انسان را عذاب خواهند کرد/ آنگاه فرمود: اگر بطور یقین میدانستید چه حادثه بزرگی در پیش دارید هرگز در اثر بازیچه دنیا از عالم آخرت غافل نمی شدید, البته پس از مرگ دوزخ را مشاهده خواهید کرد و آنگاه آنرا بعین یقین یعنی به رای العین خواهید دید.