از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم و هموا باخراج الرسول و هم بدؤکم اول مره اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان کنتم مؤمنین ):(چرا با قومی که سوگندهایشان را شکستند و به خارج کردن رسول همت کردند کارزار نمی کنید؟در حالیکه آنان جنگ را با شما آغاز کردند، آیا از آنان می هراسید؟ پس اگر مؤمن هستید شایسته تر است که از خدا بترسید)، این آیات مسلمانان را تحریک می نماید به جنگ با مشرکین و به همین جهت هم جرائمی را که کفار مرتکب شده اند برای آنان برمی شمارد که چگونه پیمان شکنی کرده و به بیرون کردن پیامبر از مکه همت نمودند و آنها ابتدا جنگ با مسلمانان را آغاز کردند و نیز به منظور تحریک و تشویق مسلمانان به قتال می فرماید: آیا از آنها می ترسید که باآنان مقابله نمی کنید؟ در حالیکه افراد با ایمان می دانند که خداست که مالک هرخیر و شر ونفع یا ضرریست ولذا شایسته تر است که جزاو ازهیچ کس نهراسند. [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
حالا این کلمه الا در اینجا ظاهرا حرف بسیط است و برای تشویق است و گاهی هم مرکب از استفهام انکاری و حرف نفی است آنجا که هل بسیط باشد نظیر ﴿أَلاَ تُقَاتِلُونَ﴾ یا ﴿أَلاَ بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ القُلُوبُ﴾ که هشدار است اینجا هم می‌فرماید که ﴿أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ﴾ این اهتمام به اخراج رسول در سال هجرت اتفاق افتاده که در آن دارالندوه جمع شدند تصمیم گرفتند وجود مبارک پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) را از مدینه بیرون کنند برخی از مفسرین نظرشان این است که این اهتمام ﴿بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ﴾ به این است که آنها را از مدینه بیرون کنند یا بعد از فتح مکه حضرت را از مکه بیرون کنند و همت هم همان عزم است ولو عملی نشود حرف این گونه از مفسرین این است که این اهتمام اگر مربوط به جریان هجرت باشد این تقریباً نه سال گذشته است یا نزدیک ده سال است که دارد می‌گذرد آن را که قبلاً انجام دادند «هموا و عملوا» لذا این اهتمام باید اینجا باشد لکن قرآن کریم دارد فجایع اینها را و مصالح و مطامع اینها را ذکر می‌کند می‌فرماید اینها در گذشته دور که تبعید کردند و آزارتان کردند از آن وقت تا الآن هم، هم پیمان‌شکنی دارند هم مبادرت به قتال پس طی این ده سالی که حکومت شما تشکیل شده است اینها در آغازش تبعید داشتند بعد قتال داشتند بعد هم پیمان‌شکنی اینها کسانی‌اند که ﴿وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ﴾ از یک طرف ﴿وَهُم بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ﴾ از طرف دوم جنگها از آن طرف شروع شد از طرف شما که شروع نشد شما در سیزده سال سیزده سالی که در مکه بودید که مظلوم بودید همیشه در تحت سلطه اینها بودید بعد از آمدن در مدینه و تشکیل حکومت تهاجم از آنها شروع شده است شما دفاع می‌کردید پس آن وقتی که آنها قدرت داشتند می‌زدند شما فقط می‌خوردید دفاع که نمی‌توانستید بکنید در طی این ده سال تقریبی غالب این جنگهایش هم از آنها شروع می‌شد ﴿وَهُم بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ﴾ پس آنچه را که شما دارید انجام می‌دهید در حقیقت دفاع است خوب این را می‌گویند تفصیل این را می‌گویید تأویل که جا برای ابهام نماند مسائل جزئی را که به این اندازه مهم نیست یکجا ذکر می‌شود یا شرحش را به عهده خود پیغمبر (صلی الله علیه و آله و سلم) واگذار می‌کند که ﴿وَأَنزَلْنَا إِلَیْکَ الذِّکْرَ لِتُبَیِّنَ لِلنَّاسِ مَا نُزِّلَ إِلَیْهِمْ﴾ اما مسائل کلیدی و محوری را خودش به صورت مفصل بازگو می‌کند یعنی الآن تقریباً بیش از ده بار این رذایل اخلاقی اینها را شمردند و جا برای هیچ ابهامی نمانده است در چنین مسائل مهم و کلیدی قرآن دیگر جا برای اختلاف قرائت و امثال ذلک نمی‌ماند خب ﴿أَلاَ تُقَاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمَانَهُمْ وَهَمُّوا بِإِخْرَاجِ الرَّسُولِ وَهُم بَدَءُوکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ﴾ یعنی غالب یا همه جنگهای شما جنگهای دفاعی بود خب پس آنها استحقاق مبارزه را دارند که باید با آنها جنگید مانع شما چیست؟ اگر می‌ترسید خب بالأخره از قدرت بالاتر باید بترسید ترس حق است آدم نترس متهور است و ناقص چون خود را به خطر می‌اندازد آن شجاعت نیست شجاعت آن است که بترسد و عاقلانه بترسد لذا کجا فرار بکند کجا فرار نکند کجا حمله بکند کجا حمله نکند این می‌شود شجاعت اما آن بی‌باک آن تهور دارد که یک کار مذمومی است فرمود انسان باید بترسد ترس هم یک برکتی است منتها فقط از خدا بترسد چون همه کارها به دست اوست و کلید تمام قدرتها هم دست اوست که آیه سورهٴ مبارکهٴ احزاب هم در نوبت قبل خواندیم که ﴿الَّذِینَ یُبَلِّغُونَ رِسَالاَتِ اللَّهِ وَیَخْشَوْنَهُ وَلاَ یَخْشَوْنَ أَحَداً إِلاَّ اللَّهَ﴾ خشیت هم غیر از خوف است که این فرمایشات هم گذشت فرمود شما اگر بخواهید بترسید خشیت داشته باشید این درست است کار معقولی است و باید از مرکز قدرت بترسید نه از بیگانه‌ها خدایی که ﴿وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّماوَاتِ والأَرْضِ﴾ خدایی که ﴿ وَمَا یَعْلَمُ جُنُودَ رَبِّکَ إِلاَّ هُوَ﴾ از او با ید ترسید ﴿أَتَخْشَوْنَهُمْ﴾ تقریباً این همزه می‌شود همزه انکاری یعنی چرا از آنها می‌ترسید؟ ﴿فَاللّهُ أَحَقُّ أَن تَخْشَوْهُ﴾ که این احق تعیینی است نه تفضیلی نه اینکه ترس از آنها حقیق است ترس از خدا احق بلکه فقط از خدا باید ترسید برابر همان آیه سورهٴ مبارکهٴ احزاب برای اینکه قدرت دیگران هم ابزار دست اوست فرمود اگر مؤمن باشید فقط باید از خدا بترسید این هم برای تحریک عواطف ایمانی آنهاست بعد فرمود که اگر شما شروع به جنگ کردید و دین خدا را یاری کردید آن گاه این اوصاف پنج‌گانه که هر کدام زیر مجموعه فراوانی دارد نصیب شما خواهد شد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - یوسفعلی
1261. The argument now takes a new turn. An appeal is made to the Muslims on various grounds: (1) the shameless disregard of treaties by the enemy, (2) the underhanded plots to discredit the Holy Prophet, and turn him out of Madinah as he had been turned out of Makkah, (3) the aggression taken by the Quraysh and their confederates in Madinah after the treaty to Hudaybiyah (A. H. 6, Dhu al Qa'dah, Feb. 628), (4) the manly attitude that fears Allah rather than men, and (5) the need to prove our sincere faith by test and trial and struggle and sacrifice (9:16). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه علمدار .ب - تفسیر نمونه وبلاگ نمونه
در این آیه براى تحریک مسلمانان و دور ساختن هرگونه سستى و ترس و تردیددر این امر حیاتى از روح و فکر آنها، مى گوید: «چگونه شما با گروهى پیکار نمى کنید که پیمانهایشان را شکستند، و تصمیم گرفتند پیامبر را از سرزمین خود خارج کنند» (اَلا تُقاتِلُونَ قَوْمًا نَکَثُوا اَیْمانَهُمْ وَهَمُّوا بِاِخْراجِ الرَّسُولِ).
شما آغازگر مبارزه لغو پیمان نبوده اید که نگران و ناراحت باشید، بلکه «مبارزه و پیمان شکنى در آغاز از آنها شروع شده است» (وَهُمْ بَدَؤُکُمْ اَوَّلَ مَرَّة).
و اگر تردید بعضى از شما در پیکار با آنها به خاطر ترس است، این ترس کاملا بى جاست، «آیا شما از این افراد بى ایمان مى ترسید، در حالى که خداوند سزاوارتر است که از او و از مخالفت فرمانش بترسید، اگر به راستى شما ایمان دارید» (اَتَخْشَوْنَهُمْ فَاللهُ اَحَقُّ اَنْ تَخْشَوْهُ اِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنینَ). [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کوثر
براى تشویق و ترغیب مسلمانان به جنگ با مشرکان، بعضى از جنایتهاى آنها را برمى‏شمارد و به مسلمانان خطاب مى‏کند که آیا شما با گروهى نمى‏جنگید که پیمانهاى خود را شکستند و کوشیدند که پیامبر اسلام را از خانه و کاشانه خود بیرون کنند و آنها بودند که براى اولین بار جنگ با شما را آغاز کردند و آن در جنگ بدربود که با وجود اینکه کاروان تجارتى آنها به سلامت از حوزه نفوذ مسلمانان ردّ شده بود و خطرى آن را تهدید نمى‏کرد، باز براى کوبیدن اسلام با مسلمانان جنگ را شروع کردند و البته شکست خوردند.

اینها همان کسانى بودند که در مکه مسلمانان را آزار و اذیت کردند و پیامبر مجبور شد شهر و دیار خود را ترک کند. سزاى کسانى که چنین رفتارى با مسلمانان داشته باشند و پیمان خود را هم محترم نشمارند چیست؟ جز اینکه باید با آنها جنگید تا شرّ آنها دفع شود.

براى تحریک احساسات مسلمانان علاوه بر یادآورى جنایتهاى آنان مى‏فرماید: آیا شما از آنها مى‏ترسید؟ در حالى که این خداست که شایسته است از او بترسید اگر ایمان دارید
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبدالله عبداللهي - تفسیر عاملی
«وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ اَلرَّسُولِ » 13 مجمع: جبّائى گفته است: مقصود یهود مدینه است که با أبو سفیان و اعراب موافقت کردند در جنگ خندق که پیغمبر را از مدینه بیرون کنند و بعضى گفته اند: مقصود مردم مکّه و قریش است که پیغمبر را مجبور به فرار کردند

«وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ » 13 مجمع: جبّائى گفته است: یعنى قریش که اوّل پیمان شکستند زجّاج گفته است: یعنى پیش دستى به جنگ کردند با قبیله ى خزاعه که هم پیمان پیغمبر بودند و بعضى گفتند: یعنى در جنگ بدر آنها اوّل اقدام به جنگ با شما کردند [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مخزن العرفان در علوم قرآن
أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ اَلرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ همزه استفهام انکارى با(لاء)نافیه براى ایجاب است و بمعنى(هلا) مى شود یعنى آیا چرا جنگ نمى کنید،و در اینجا مقصود مبالغه در قتال و جنگ با اشرار است یعنى آیا چرا شما جنگ نمى کنید با آنهائى که نقض عهد نمودند و عزم کردند بر بیرون کردن رسول از مدینه و نیز اینها کسانى مى باشند که اول شروع به جنگ یا نقض عهد نمودند

أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ اى مؤمنین آیا شما از کفار و کسانى که نکث عهد نمودند و اهتمام و کوشش نمودند در بیرون کردن رسول[ص]از مدینه و اول کسى بودند که با شما جنگ کردند یا نقض عهد نمودند مى ترسید درصورتى که خدا سزاوارتر است از اینکه از او بترسید اگر واقعا مؤمن باشید و ایمان در قلب شما نفوذ نموده باشد مى دانید که(هو القاهر فوق عباده)دست خدا بالاى دستها است [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کاشف
أَ لاٰ تُقٰاتِلُونَ قَوْماً نَکَثُوا أَیْمٰانَهُمْ وَ هَمُّوا بِإِخْرٰاجِ اَلرَّسُولِ وَ هُمْ بَدَؤُکُمْ أَوَّلَ مَرَّةٍ

«ألا» از ادات طلب است نظیر «هلاّ» و خطاب متوجه مسلمانان است و ضمیر «نکثوا» و «همّوا» و «بدءوا» به کفّار قریش برمى گردد؛ زیرا آنان با پیامبر صلّى اللّه علیه و آله پیمان بستند که مدّت ده سال نجنگند و در این مدّت، هر دو گروه [ مسلمانان و مشرکان] هم در مورد خودشان و هم، هم پیمانانشان احساس امنیت کنند این پیمان، در سال ششم هجرت منعقد شد، لکن مشرکان پس از اندک زمانى آن را شکستند و در صدد قتل پیامبر صلّى اللّه علیه و آله برآمدند پیش تر نیز وى را به هجرت واداشته و نیز همان ها آغازگر جنگ در روز بدر بودند

پس ازآن که خداوند، خلافکارى هاى مشرکان از قبیل شکستن پیمان، بیرون کردن پیامبر صلّى اللّه علیه و آله [از مکه] و آغاز جنگ را به مسلمانان یادآورى کرد، اکنون آنان را به جنگ و جهاد تشویق مى کند؛ زیرا غیر از این، مانعى بر سر راه کافران وجود ندارد

آن گاه خداى سبحان بیم را از دل هاى مسلمانان برطرف ساخته، مى گوید: أَ تَخْشَوْنَهُمْ فَاللّٰهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَوْهُ إِنْ کُنْتُمْ مُؤْمِنِینَ جملۀ «إن کنتم مؤمنین» اشاره دارد که تنها کسى حقیقتا از خدا مى ترسد که واقعا به خدا ایمان داشته باشد و کسانى دیگر از خدا هرگز نمى ترسند و اگر هم بترسند، ترسشان غیر واقعى و زودگذر خواهد بود امام على علیه السّلام مى فرماید: «هر بیمى واقعیت دارد، جز بیم از خدا که واقعیت ندارد» معناى سخن امام آن است که بیم انسان از غیر خدا یک واقعیت قابل لمس

است، امّا بیم او از خدا واقعیت ندارد، بلکه صرفا خیالى است که زود مى گذرد و از بین مى رود [البتّه، منظور کسانى است که ایمان واقعى به خدا ندارند]
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » روان جاوید
کفارى که توبه نمودند از کفر و برحسب ظاهر اسلام آوردند و اقامه نماز و ایتاء زکاة نمودند که در آیه سابقه اشاره به آنها شده بود اگر نقض نمودند عهد مؤکّد به قسمى را که از آنها گرفته شده بود بر اطاعت امر خدا و پیغمبر (ص) در قبول ولایت وصىّ آن سرور و طعنه زدند در دین مسلمانان به عیب جوئى از ولىّ و یاوه گوئى نسبت به نبىّ (ص) که مى خواهد پسر عم و دامادش را بر ما مسلّط نماید و او اهل کیاست و سیاست نیست و امثال این هفوات با آنها مقاتله نمائید که پیشوایان کفر و ضلالند و سایر مسلمانان را هم مانند خودشان گمراه مى کنند و از روى جدّ عهد و قسم از آنها محقق نشده و جزم بر عمل به آن ندارند پس سوگندهائى براى آنها نیست و فائده مقاتله آنست که بازمى مانند از ضلال و اضلال بقتل یا قبول ولایت و لا ایمان لهم بکسر همزه نیز قرائت شده است و در مجمع از امام صادق (ع) هم نقل نموده و بنابراین مراد آنست که چنین اشخاصى حقیقة ایمان ندارند و اعتبارى باظهار ایمان آنها نیست و قمى ره فرموده نازل شد این آیه درباره اصحاب جمل و امیرالمؤمنین (ع) در روز جنگ جمل فرمود با این جماعت پیمان شکن مبارزه ننمودم مگر باین آیه و در قرب الاسناد و عیّاشى از امام صادق (ع) نقل نموده که جمعى از اهل بصره وارد بر من شدند و سؤال کردند از حال طلحه و زبیر گفتم آن دو از پیشوایان کفر بودند على (ع) در روز جنگ بصره وقتى صف جنگ بسته شد به اصحابش فرمود عجله ننمائید تا اتمام حجّت بر آنها نمایم پس مقابل آنها ایستاد و فرمود اى اهل بصره آیا در حکم خود با شما جور نمودم گفتند خیر فرمود آیا در تقسیم اموال بر شما ستم کردم گفتند خیر فرمود آیا دنیا طلبى براى خود و اهل بیتم نمودم باین جهت شما در مقابل من قیام کردید و بیعت مرا شکستید گفتند خیر فرمود آیا حدّ خدا را بر شما جارى کردم و نسبت بغیر شما معطل گذاردم گفتند خیر فرمود پس به چه سبب بیعت من باید شکسته شود و بیعت غیر من نشود من هر قدر فحص نمودم غیر از مرض کفر که علاج آن شمشیر است نیافتم پس از آن روى باصحاب خود فرمود و این آیه را تلاوت کرد و قسم مؤکد یاد نمود که اینها اصحاب این آیه هستند و از زمان نزول آن تاکنون با آنها جنگ نشده بود و عیاشى ره از آن حضرت نقل نموده که کسى که طعنه زند در دین شما این دین که ظاهرا مراد تشیّع است کافر شده است خدا فرموده و طعنوا فى دینکم فقاتلوا ائمة الکفر انّهم لا ایمان لهم لعلّهم ینتهون و در این باب روایات بسیار از ائمه اطهار وارد شده است که معلوم مى شود مراد از نقض عهد و سوگند خروج از طاعت امام و عهد ولایت است و در آیه دوم بصورت استفهام انکارى تحریص شده است بر قتال با کسانى از اهل شرک که با مسلمانان و پیغمبر اکرم معاهده نموده بودند که کمک با دشمنان آنها ننمایند و نمودند و اهتمام داشتند بر بیرون کردن پیغمبر اکرم را از مکه معظّمه و در دار النّدوه جمع شدند و مشورت نمودند با یکدیگر در امر آن حضرت تا خداوند اذن هجرت به او داد و در ذیل آیه و اذ یمکر بک الّذین کفروا از سوره انفال بیان شد و آنها کسانى بودند که مبادرت نمودند به جنگ با مسلمانان در بدر و احد خدا مى فرماید پس چرا شما از مبادرت به جنگ آنها ابا دارید آیا مى ترسید از قبل آنها بشما آسیبى برسد با آنکه خداوند اولى است که از او بترسید و مخالفت امر او را ننمائید اگر راست مى گوئید و حقیقة مؤمن هستید چون مؤمن حقیقى از غیر خدا نمى ترسد [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.