اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (121 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - سخَّرَلَکُمِِ آمریکایی "سخَّرَلَکُم" نیست
به نام خدا
حکومت نظامی است که تحت آن یک کشور یا یک اجتماع اداره می‌شود. حکومت مظهر قدرت جامعه در برابر تخریب طبیعت و محیط پیرامونی آن است، یکی از اهداف وقوع انقلاب اسلامی در کشور ایران گماردن دولت¬مردانی بر مسند امور است تا جامعه را در مسیر صحیح "سخَّرَلَکُم" قرار دهد، معیارها و ضوابط صحیح بودن مسیر یاد شده توسط مردم مسلمانی تعیین می¬شود که با استناد به جمهوریّت نظام خواهان مسیری برای "سخَّرَلَکُم" هستند که بر اساس اصول و مقررات اسلامی طرّاحی و اجرا شود، چرا استکبار جهانی به سرکردگی آمریکا با تسخیر منابع خدادادی با تولید سلاح¬های کشتار جمعی به مخالفت با آن در زمینه تولید و استفاده می¬پردازند ولی، هر زمان که خود صلاح بدانند از آن¬ها استفاده می¬کند؟ چرا در جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به او در تآمین و استفاده از سلاح شیمیایی کمک و با همین بهانه حکومت صدام افلقی را ساقط نمودند و این در حالی است که تمامی این رفتارها با ادّعای طرفداری از حقوق بشر و صلح دوستی و انسان دوستی انجام می¬شود زیرا،آن¬ها به حقّ و باطل ایمان ندارند و دشمنان خود را دوست بَد یا دوست ناراضی می¬دانند یعنی، معتقدند ما همگی از یک قماش هستیم که در حال حاضر با اختلافاتی اندک! از هم دوریم وگرنه، حقّ هم اگر بتواند از سلاح ممنوعه استفاده می¬کند، اگرچه آن حقّ اسلام و جمهوری اسلامی باشد و بر ممنوعیت کاربرد آن¬ها فتوا دهد، بنابراین از چنین نظّام مقدّسی حقّ ¬زدایی می¬کنند و حتّی برای رسیدن به هدف خود حاضرند افتضاح " مک فارلین" که منجر به بی¬آبرویی سیاسی آمریکا درسال (1985) شد به بار آورند و بی آبروتر شوند، از این¬روست که رهبر فرزانه انقلاب اسلامی در حال حاضر دوری نکردن و عدم تبعیت از چنین شیطان بزرگی (سخَّرَلَکُمِ آمریکایی ) را جهاد اکبر می¬داند و عدم اعتماد به دشمن را یاد آور می¬شود و کوتاه آمدن را موجب ضربه خوردن می¬داند، و از سوی دیگر "سخَّرَلَکُم" نظام اسلامی را با تداوم حرکت جهادی، فداکارانۀ دوران دفاع مقدّس، روحیّۀ انقلابی و مردمی، مبارزه با فساد، امید به آینده، بها دادن به جوانان و غیره به تصویر می¬کشد و به پیش می¬برد تا در مقابل باطل استکباری، نور حقّ انقلاب اسلامی راهنمای تشخیص حقّ از باطل بماند.
  سوره ابراهیم آیه 32 - "سخَّرَلَکُم" حرص در تولید و قناعت در مصرف است

"سخَّرَلَکُم" وقتی در مقام عمل در آید یک محصولش " تولید" است، یعنی وقتی انسان به چگونگی بهره¬گیری از منابع خدادادی آشنا شد و بر این منابع مسلّط گشت آن¬را به صورت مایحتاج ضروری خود مثل غذا، وسایل زندگی و غیره که تولید نامیده می¬شود در می¬آورد و با توسعۀ "تولید" به کار تسلّط بر طبیعت و جهان پیرامونی خود عینیّت و فعلیّت می¬بخشد، این حلقه وقتی کامل است که "تولید" به هدف "مصرف" برسد و تعادل و توازون بین آن¬ها حاکم شود و این وقتی میسّر است که: چرخۀ "تولید" – "مصرف" هدف نباشد بلکه وسیله¬ای شود برای کمک به تحقق ارزش¬ها، یکی از این ارزش¬ها "ارزش مفید" در او است، اگر "ارزش مفید" هر انسان را در جامعه را به حرف(الف) و میزان "تولید" او را با حرف (ج) و میزان "مصرف" او را با حرف (ب) نمایش دهیم فرمول (ب)-(ج)=(الف) بدست می¬آید، برای مثال: کسی¬که مصرفش 100 و تولیدش 90 است ارزش مفید او (10-) و کسی¬که تولیدش 1 میلیون و مصرفش(10) است ارزشش(999990) است، پس چنین نتیجه می¬گیریم آنکه در تولید قانع است ارزش مفیدش در جامعه پائین می¬آید، آنکه تولید او کمتر از مصرفش است ارزش مفیدش منفی است، مثلاً فردی¬که مصرف او(100) و تولیش(10) باشد فایدۀ او(90-) است. این بحث در باره یک فرد، جامع حاصل جمع افراد را در شاخص قدرت خود نشان می¬دهد، اگر میزان تفاضل تولید- مصرف روزانه متوسط جامعه را با معدل گیری از مجموع بدست آوریم و فرض کنیم تولید افراد به اندازۀ(100)تومان از مصرف آن¬ها بیشتر است، و اگر جامعه شصت میلیون نفر باشد، سالیانه دوهزار یکصد و شصت میلیار تومان پس¬انداز جامعه خواهد بود، چنین جامعه¬ای با این پس انداز می¬تواند سرعت چرخش تولید- مصرف را بیشتر نموده و در راه "سخَّرَلَکُم" قدم بردارد، از این-جهت است که علی(علیه¬السلام) زاهد بود امّا قانع در تولید نبود او در تولید حریص بود با حرص در تولید است که جامعه قدرتمند و پرصلابت می¬شود، چون علی(علیه¬السلام) الگوی ما مسلمانان است پس همه باید از تمام قناعت¬های گدشته و حال خود در تولید به عنوان یک گناه بزرگ استغفار کنیم، باید حرص در تولید را در مردم خود دوباره زنده کنیم و فراغت¬های مختلف را به عنوان لکه¬های ننگ لکه¬گیری کنیم و بکاری که رفع خستگی کند و نشاط آور باشد خود را مشغول کنیم، متآسفانه لکه¬های فراغت ما به بعد از ساعات اداری و در روزهای تعطیل هفتگی و تعطیل سالیانه و دورۀ بازنشستگی محدود نمی¬شود ما حتّی ساعات کارمان مملو از لکه¬های بیکاری است، در حالی¬که به چشم خود دیدیم امام راحل از بعد از شصت سالگی وارد میدان کارزار شد یعنی فاصلۀ بین سال 42 تا 68 که ابتدای تآسیس انقلاب تا به ثمر رسیدن آن و حفاظت و صیانت ضروری آن بود همه در دورۀ بازنشستگی امام بود، امّا امام بازنشسته نبود بازنشستگی فرهنگ دیگران است تعطیل فرهنگ دیگران است و در فرهنگ اسلام و"سخَّرَلَکُم" تعطیل نیست تبدیل کار است دورۀ تجربه و پختگی است دورۀ هدایت و رهبری است.
1374
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " در سیرۀ عملی معصومین ( سلام¬الله علیهم اجمعین)

خداوند اهداء قدرت تسخیر طبیعت و جهان به انسان را مشروط می¬داند یعنی، همانطور که یک پدر به فرزند خود مبلغ پولی می¬دهد، اینکار مشروط است به مصرف صحیح آن، زیرا قدرتی که فرزند از دریافت این پول بدست می¬آورد باید در راه تربیت مورد نظر پدر مصرف شود. برای درک و فهم شرایط مورد نظر خداوند در اعطاءِ چنین توانی به انسان فرمایشات و روش زندگی معصومین ( سلام¬الله علیهم اجمعین) راهنما است، بر این مبنا و برای روشن¬تر شدن شرایط " سَخَّرَلَکُم " مواردی به شرح زیر ارائه می¬شود:
الف) مردى خدمت رسول خدا (صل¬الله علیه و آله و سلّم) رسید و عرض کرد:به من نصیحتى بفرما؟رسول خدا (صل¬الله علیه و آله و سلّم) فرمود:اگر بگویم عمل مى کنى ؟مرد گفت : آری!حضرت دو بار دیگر این سؤال را تکرار کرد و در هر بار مردجواب داد: بلى!پیامبر گرامى (صل¬الله علیه و آله و سلّم) پس از آن که از او قول محکمى گرفت و او را به اهمیت مطلب متوجه ساخت ، فرمود: - به تو سفارش مى کنم:- هرگاه خواستى کارى انجام دهى ، عاقبت و سرانجام آن را در نظر بگیر اندیشه کن!اگر سرانجامش هدایت و نجات است پس انجام بده وگرنه از آن بپرهیز! و آن را انجام مده !
یعنى اگر رضاى خدا در آن کار باشد، بجاى آور و اگر رضاى خدا نباشد رهایش کن.الکافی، ج8، ص 150، نقل از مفاتیح-الحیات اثر آیت¬االله جوادی عاملی،ص 68).

ب) راوی گوید: وقتی امیر مؤمنان( سلام¬الله علیه) از جهاد فارغ می¬شد به آموزش مردم و داوری در میان آنان می¬پرداخت و هر گاه از آن نیز فارغ می¬شد در باغ خویش مشغول به کار می¬شد و با این وصف به ذکر خدای جلّ جلاله اشتغال داشت( عده الداعی، ص 111، نقل از نقل از مفاتیح¬الحیات اثر آیت¬االله جوادی عاملی،ص 88).

ج) شخصی به نام" محمّد بن ¬المنکدر" می¬گوید: در اطراف مدینه بودم که حضرت امام محمّد باقر(علیه¬السلام) را دیدم، ایشان به سبب کار طاقت فرسای کشاورزی در صحرای گرم مدینه به شدّت عرق کرده بود و به کمک غلامان خودحرکت می¬کرد، به آن حضرت گفتم: خدا تو را اصلاح کند شیخ بزرگی مانند شما که از شیوخ قریش هستید در این ساعت از روز در این وضع بعید است که در حال طلب دنیا باشد، به حضرت عرض کرد: اگر با همین حال مرگ سراغت بیاید چه خواهی کرد؟ و جواب خدا را چه خواهی داد؟ حضرت فرمودند، به خدا قسم، اگر در این حال مرگ به سراغم آید، من در حال به جا آوردن طاعتی از طاعات خداوند جان خواهم داد(محیط زیست و اسلام اثر آیت¬االله جوادی عاملی، ص239).

د) "هشام" از محمّد پسر "قیس" نقل می¬کند که از حضرت صادق(علیه¬السلام) پرسیدم اگر دو طایفه از اهل باطل به نبرد با یکدیگر برخاستند، به آن¬ها سلاح بفروشم یا نه؟ آن حضرت فرمودند به هر دو گروه سلاح¬های دفاعی بفروش یعنی به هر دوگروه آنچه حافط و نگهبانشان است و کانون پاسداری و صیانت از خونریزی است مانند زره و غیره بفروش، (وسائل-الشیعه، ج7،ص102به نقل از کتاب اسلام و محیط زیست اثر آیت¬االله جوادی عاملی).
ه) امام صادق(علیه¬السلام) می¬فرماید: چون آیۀ" و من یتق الله یجعل له مخرجا*و یرزقه من حیث لا یحتسب" ( هر کس از خدا پروا کند برایش راه رهایی قرار دهد و از جایی که گمان نمی¬برد روزی اش دهد- سوره طلاق، آیۀ 2 و 3) فرود آمد گروهی از اصحاب رسول خدا (صل¬الله علیه و آله و سلّم) با برداشتی نادست از آیه از کار دست کشیده و به عبادت پرداختند، چون این خبر به پیامبر(صل¬الله علیه و آله و سلّم) رسید آن حضرت فرمود: من دشمن دارم کسی را که دهانش را به دعا بگشاید و بگوید: روزیم ده، ولی کار وکسب را رها کند. ( الفقیه، ج3، ص192 نقل از مفاتیح¬الحیات اثر آیت¬االله جوادی عاملی،ص 582).
و) مردی به امام صادق(علیه¬السلام) عرض کرد: به خدا سوگند ما در پی دنیا هستیم و دستیابی به آن را دوست داریم، آن حضرت فرمود: می¬خواهی با آن چه کنی؟ گفت: می¬خواهم زندگی خود وخانواده¬ام را تآمین و صله رحم کنم و صدقه دهم و حج و عمره بگزارم، امام(علیه¬السلام) فرمود: این دنیا طلبی نیست، این آخرت طلبی است(الکافی، ج5، ص72، نقل از مفاتیح-الحیات، آیت¬االله جوادی عاملی،ص 579 و 580).
ز) حسن¬ابن علی¬ابن حمزه از پدرش نقل می¬کند که گفت: امام موسی¬کاظم(علیه¬السلام) را دیدم در زمین خود کار می¬کرد و پاهای او غرق عرق شده بود، گفتم فدایت شوم کارگران کجایند؟ فرمود: ای علی، کسانی با دست خود در زمین خویش کارکردند که از من و پدرم برتر بودند، گفتم: کدام کسان؟ فرمود رسول خدا(صل¬الله علیه و آله و سلّم) و امیر مؤمنان (علیه¬السلام) و همه پدرانم با دست خود کار می¬کردند و این سیرۀ انبیآء، رسولان و صالحان است. ( الفقیه، ج3، ص162 نقل از مفاتیح¬الحیات اثر آیت¬االله جوادی عاملی،ص 88).

ح) مرد نیکوکارى در حال نشاط و خوشحالى خدمت امام جواد (علیه¬السلام) رسید. حضرت فرمود: چه خبر است که این چنین مسرور و خوشحالى ؟آن مرد عرض کرد:فرزند رسول خدا! از پدر شما شنیدم که مى فرمود:
بهترین روز شادى انسان روزى است که خداوند توفیق انجام کارهاى نیک و خیرات و احسانات به او دهد و او را در حل مشکلات برادران دینى موفق بدارد. امروز نیازمندانى از جاهاى مختلف به من مراجعه کردند و بخواست خداوند گرفتاریهایشان حل شد و نیاز ده نفر از نیازمندان را برطرف کردم ، بدین جهت چنین سرور و شادى به من دست داده است امام جواد (علیه¬السلام) فرمود:به جانم سوگند! که شایسته است چنین شاد و خوشحال باشى ! به شرط این که اعمالت را ضایع نکرده و نیز در آینده باطل نکنى سپس امام علیه السلام فرمود:یا ایها الذین آمنوا لاتبطلوا صدقاتکم بالمن و الاذى . اى آنانکه ایمان آورده اید، اعمال نیک خود را با منت نهادن و اذیت کردن باطل نکنید(بحار: ج 68، ص 159).