اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (135 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " آبادگری است

دنیا بر اساس نظام تسخیری استوار است نه بر اساس نظام قسر و قهر، در نظام تسخیری قوانین لایتغیّر حاکم است که کلیه اجزای آفرینش بر اساس آن قوانین از حیات برخوردارند و حرکت می¬کنند و هیچ جبر و اجباری در کار نیست و تمامی اجزاء آفرینش وابسته یکدیگرند و مُسَخَّرِ هم، در نظام تسخیری، پدیده¬ها و آفریده¬ها از حسن و زیبایی آفرینشی برخوردارند زیرا در بستر عدالت آفریده شده¬اند چنانکه رسول اکرم (ص) فرمود: «بالعدل قامت السموات و الأرض»؛ (بان ابی جمهور، ۱۴۰۵، ج۴، ص۱۰۳، ح۱۵۰) و اصولاً عدل ترازوی خداوند در امر آفرینش است. «وَ السّماءَ رَفَعَهَا وَ وَضَعَ المِیزَانَ» (الرحمن، ۷) و خلقت بر اساس حق که ملازم عدل است شکل گرفته است: «مَا خَلَقنَا السَّمَواتِ وَالأرضَ وَ مَا بَینَهُمَا إِلّا بِالحَقِّ…»؛ (احقاف، ۳) ، پس، چنانچه مبنای تعامل با طبیعت تسخیر باشد آبادی و آبادانی حتمی است و چنانچه مبنای یاد شده قسری و قهری باشد آبادی و آبادانی در کار نخواهد بود، با چنین باوری است که می¬توان بیان کرد که دنیا آباد آفریده شده و نقصی در آن نیست تا برای تعریف آباد سازی از واژۀ مخروبه استفاده کرد( فرهنگ عمید یا راغب اصفهانی). پس امر خدا در آباد نمودن زمین توسط انسان (وَ استَعمَرَکُم فیها) حاوی وقوع حادثه¬ای است مافوق و ورای چنین برداشت ابتدایی، زیرا هنگامی که پروردگارت به فرشتگان گفت همانا من درزمین جانشینی قرار می¬دهم تا خلیفه وجانشین من درزمین باشد، فرشتگان گفتند آیا درزمین کسی را قرار می¬دهی که فساد کند و خون بریزد؟ (بقره-30)، اما خدای متعال در ردِّ سخن آنان می فرماید: من چیزی را می دانم که شما نمی دانید، آن چیز چیست که خداوند می¬داند؟ یعنی انسان اسراری و کمالاتی را از جانب خدای سبحان می¬پذیرد و تحمل می¬کند که ملائکه قدرت و تحمل آن را ندارند. هر چه هست وجود توان و ظرفیت آباد سازی ایجاد آبادانی در زمین در مقابل ایجاد فساد در آن از مشخصات چنین خلیفه¬ای است، هرچه هست کار تسخیر طبیعت توسط انسان و تسلّطِ او بر مواد خام باید به زندگی الهی برای انسان بیانجامد، هر چه هست در تسلّطش بر زمین، حرث و نسل و کشتار و تجاوز و آلودگی و نا امنی محیط زیسست جایی ندارد و محیط زیست سالم نگهداشته می¬شود و تماماً آبادگری است، در بخشی ازآیۀ 61 سورۀ هود(وَ استَعمَرَکُم فیها) خداوند متعال، او را موظّف کرده است که این زمین را آباد کند، یعنی ظرفیّت¬های موجود در این مجموعۀ کرۀ ارضی را به فعلیّت برسانید. خیلی از ظرفیّت¬ها هست که ناشناخته است، بعد شناخته می¬شود و بعد اهمّیّت آن¬ها و ارزش آن¬ها فهمیده می¬شود، این کار تسخیر است، امروز هم که ما خیال می¬کنیم از همۀ ظرفیّت¬های زمین داریم استفاده می¬کنیم، حقیقت مطلب این نیست، ممکن است میلیون‌ها برابرِ آنچه امروز شما از آب و از خاک و از هوا و از موادّ زیرزمینی و از محصولات روی زمین استفاده می¬کنید، بشود به ‌نحوی استفاده کرد که امروز ما از آن خبری نداریم. باید بشر به‌طور دائم ظرفیّت¬های جدیدی را پیدا کند، از این ظرفیّت¬ها به نفع زندگی بشر استفاده کند. بنابراین حفظ و ارتقاء آبادانی دنیا آباد نمودن آن است، یک مثال، اضافه نمودن یک طبقه به طبقات خانه¬ای که در حال بهره¬برداری و آباد است و از شالودۀ قوی برخوردار است به معنی نقض آبادانی آن خانه نیست تا بتوان گفت آن خانه به دلیل اینکه آباد نبود یک طبقه به آن اضافه شد تا آباد شود بلکه با تکیه بر نتایج تحقیقات و دانش روز و مصالح جدید با اضافه نمودن یک طبقه به آن از ظرفیت¬های موجود آن استفاده و خانه آبادتر شده است و قابلیت¬های پنهانی شکوفا می¬شود و آبادانی آن¬ ارتقاء می¬یابد.

  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " در مثنوی مولانا- دفتر چهارم

قرآن کریم یکی از رسالت¬های بزرگ داعیان الی ا... را رشد و شکوفا کردن استعداد بهره وری بهینه انسان از پدیده¬های جهان خلقت برای رشد و ارتقای مادی و معنوی او معرفی می¬کند، یکی از روش¬های انجام این رسالت هدایت جوامعی است که از قدرت اقتصادی مستقر بر تسخیر طبیعت و تسلّط بر آن بر خوردارند و توسط چنین قدرتی گمراه شده¬اند¬. نمونۀ چنین هدایتی داستان حضرت سلیمان(ع) و ملکۀ سبا است که مولانا در دفتر چهارم آن¬را متذکّر شده است. در پی دعوت حضرت سلیمان (ع) از بلقیس، ملکه سبا، به تسلیم در مقابل حق، بلقیس دستور داد چهل قاطر خشت طلا به عنوان هدیه برای آن حضرت ببرند. فرستادگان بلقیس وقتی وارد قلمرو سلیمان شدند، دیدند که آن سرزمین با طلای خالص مفروش شده است! فرستادگان بلقیس چهل منزل روی طلا راه رفتند، به طوری که طلا در نظرشان به صورت شیء بی ارزش درآمد. فرستادگان بلقیس وقتی هدایای وی را نزد حضرت سلیمان(ع) آوردند، آن حضرت با دیدن هدایا خندید و به آن¬ها گفت: من کی از شما هدیه¬ای خواستم؟ خواستۀ من آن است که شما لایق هدیه گرفتن شوید. هدیۀ مورد نظر حضرت سلیمان(ع) چیست؟ در نظر مولانا در مضامین ابیات از این حکایات، به شرح زیر است:
حضرت سلیمان (ع)، کنایه است از داعیان الی ا... .بلقیس، کنایه است از انسان¬های گرفتار در ظلمات دنیا در اثر غرور ناشی از تسخیر طبیعت، بارهای خشت طلا، کنایه است از تعلقات و تعینات جهان مادی و نشان¬دهندۀ قدرت اقتصادی بلقیس. حضرت سلیمان(ع) وقتی مواجه شد که ملکۀ سباء چگونه با توسّل به این قدرت قصد معطل گذاشتن رسالت او را دارد، از تهی فکری بلقیس به خنده می¬افتد و برای وی پیام می¬فرستد که با گرویدن به آفریدگار یکتا، این قدرت اقتصادی را هدیۀ الهی بداند و هدایت شده و لایق هدایای ارزشمندتر شود:
من نمی گویم مرا هدیه دهید ---- بلکه گفتم لایق هدیه شوید
زیرا برای من از عالم غیب هدایای بی نظیری می¬رسد که هیچ بشری دسترسی به آن¬را ندارد.
که مرا از غیب، نادر هدیه هاست ----- که بشر آن را نیارد نیز خواست
ای بلقیس، تو و قومت در اثر این قدرت اقتصادی ناشی از تسخیر طبیعت آفتاب ¬پرست شده¬اید، آفتابی که با تابش نور خود معادن طلا تولید می¬کند، در حالی که می¬بایست خدایی را بپرستید که آفتاب را آفرید.
می پرستید اختری کو زر کند ----- رو به او آرید کو اختر کند
شما با پرستش آفتاب، جان متعالی خود را حقیر شمردید، زیرا این آفتاب است که در خدمت شما است، نه شما در خدمت آفتاب و پدیده های مادی دیگر و نتیجه آن شود که به نور هدایت نشوید و در ظلمت گرفتار آئید.
می پرستید آفتاب چرخ را ----- خوار کرده جان عالی نرخ را
خورشید به امر پروردگار بزرگ به ما خدمت می¬کند. این جهالت و ابلهی است که خدمت¬کار خود را خدای خویش بدانیم و پیشانی عبودیت در مقابلش بساییم.
آفتاب از امر حق طباخ ماست ----- ابلهی باشد که گوییم او خداست
باز گردید ای رسولان خجل ----- زر شما را، دل به من آرید دل

  سوره ابراهیم آیه 32 - "سخَّرَلَکُم" حفاظت است



مشکلات زیست¬محیطی در عصر حاضر باعث شده تا تعاملات بین انسان و دنیای پیرامونی او(محیط زیست) مورد بازنگری قرار گیرد. زیرا، به عقیده بسیاری از دانشمندان، ریشه اکثر مسائل و مصائب زیست محیطی در رفتارهای غیر حفاظتی بشر در تسخیر منابع طبیعی)آب، خاک،هوا( نهفته است. برای حل این مسائل و مصائب، تولید تکنولوژی¬های پاک از نظر زیست محیطی در دستور کار دولت¬های مختلف قرار گرفته است، ولی تجربه نشان¬داده است که به کارگیری تکنولوژی¬های پاک یا دوست¬دار محیط زیست نیز به تنهایی نمی¬تواند منجر به حفظ محیط زیست شود، به همین دلیل، بسیاری از محققان حرکت از علوم فیزیکی و فنی به سوی علوم رفتاری و روان¬شناختی را به عنوان راه حل این مشکل معرفی کرده¬اند. در واقع، بُعد نرم¬افزاری )رفتارها و اخلاقیات حفاظت از محیط زیست( باید در کنار بعد سخت¬افزاری )تکنولوژی¬های دوست¬دار محیط زیست( مورد توجه قرار گیرد تا یک راه حل جامع برای معضلات زیست¬محیطی به وجود آید. این راه حلِّ جامع درجهان¬بینی اسلامی و در فرهنگ و اخلاق " سَخَّرَلَکُم " عبارت است از:" امانت¬داربودن انسان " یعنی، انسان خود را مالک دنیا و طبیعت نمی¬داند بلکه رفتار او باید بر قول خداوند که قرآن است مستقرّ باشد و بر این مبنا اوّلین رسالت اومسؤلیت حفاظت است. وجود مبارک رسول خدا(صلی¬الله علیه وآله و سلم) در باره کوه احد فرمود: کوه اُحُد کوهی است که ما را دوست می¬دارد و ما نیز کوه احد را دوست می¬داریم1. این سخن به کوه احد اختصاص ندارد و بدین معنا است که همۀ کوه¬ها، دوست ما هستند و ما هم دوست آن¬هائیم و از کوه احد برای مثال یاد شده است. در پرتوچنین معرفتی حفظ محیط زیست معنا می¬یابد و چنین انسانی هم حافظ دریا است و هم حافظ صحرا و کوه، از اینروست که مسلمانان، دنیا و محیط زیست آن¬را امانت الهی می¬دانند و در اخلاق عملی " سَخَّرَلَکُم " به حفظ آن اهمیّت می¬دهند و آن¬را برای خود وظیفه¬ای لازم می¬دانند1.