اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (166 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " و خلّاقیّت
میل به خلاقیت و نوآوری از جمله ویژگی¬های انسان است. غالباً از این توان شگفت انگیز در جهت رفع نیازهای زندگی استفاده میشود، امّا این کاربرد، مانع مطلوبیت خود ابتکار و خلاقیت نیـست. بـه تعبیر استاد مطهری «این گرایش در انسان هست که مىخواهد خلق کند و بیافریند، چیزى را که نبوده است به وجود بیاورد. درست است که بشر براى رفع حوائج زندگیش هم به کار صنعت و خلّاقیّـت و ابداع پرداخته است، ولى همین طور که علم، هم وسیله¬اى بوده براى زنـدگى و هـم خـودش بـراى انسان هدف بوده است خلّاقیّت نیز چنین بوده است»( مطهری، 1392پ، ص498 – 499 ). بنابراین، بشر باید چنین گرایش و توانـایی را بـرای تصرف در طبیعت بکار گیرد، زیرا در آفرینش خداوند هیچ کار لغو و بی فایدهای وجود نـدارد و قطعـاً وجـود چنـین توانایی و گرایشی برای زندگی بشر در روی زمین و در بستر طبیعت منافعی در بر داشته است که می¬باید عالمانه بدان پرداخت.

  سوره ابراهیم آیه 32 - "سخَّرَلَکُم" و تنوّع طلبی

بشر موجودی است تنوع طلب، به تعبیر استاد شهید مطهری(رحمت خدا بر او باد)، بر اساس این گرایش، معمولاً بـشر «حـالتى دارد که از یکنـواختى ملـول می¬شـود، طالـب تجـدّد و تنـوّع اسـت امّا حقیقتاً تنوع طلب نیست . تنوع طلبی ارتباط مستقیمی با رفع نیازهای حیاتی بشر ندارد، امّا گاهی آدمی بر اساس همـین گـرایش است که درصدد تصرف در طبیعت بر می¬آید. آیـا تـصرف در طبیعـت بـا چنـین نگرشی تا چه حدّ و مرزی رواست؟ یکى از اشتباهات بزرگ همین است که بعضى خیال مى‏کنند انسان طبعا طالب تنوع است و اصلا تنوع را و اینکه از نوعى به نوع دیگر، لذتها و محبوب¬هایش را عوض کند، دوست دارد و خودِ تنوع مطلوب است؛ در صورتى که این طور نیست و اینکه تنوع مطلوب است به این علت است که هیچ مطلوبى قدرت ندارد مطلوبیت خودش را براى همیشه حفظ کند و جهتش این است که آن مطلوبْ مطلوب مجازى بشر است و مطلوب واقعى و حقیقى نیست. اگر شیئى مطلوب واقعى و حقیقى باشد، انسان از او سرد نمى‏شود و اگر از او سرد نشد طالب تنوع نیست. در قرآن راجع به نعمت¬هاى بهشتى این نکته هست، مى‏فرماید: لا یَبْغُونَ عَنْها حِوَلًا آنجا بشر هرگز طالب تحول و تنوع نیست؛ رازش همین است که مطلوب واقعى است. این آیه قرآن حقیقتا نمونه‏اى از اعجاز است که مى‏فرماید: الَّذِینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنُّ قُلُوبُهُمْ بِذِکْرِ اللَّهِ‏ "آنان که ایمان آوردند و قلبهاى آنها به یاد حق آرامش پیدا کرد"، آنوقت در جمله دوم به صورت یک اصل کلى و به صورت حصر مى‏فرماید: أَلا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ‏ "بدانید تنها با یاد خداست که دلها آرامش پیدا مى‏کند"، یعنى این دل انسان، روح انسان و قلب انسان طورى ساخته شده است که هیچ چیزى قدرت ندارد به او طمأنینه و آرامش بدهد [جز ذکر خدا.] این معنایش این است که آن هدف اصلى که در بشر وجود دارد که دنبال او مى‏رود و خودش هم توجه ندارد، جز خدا چیز دیگرى نیست، و لهذا در راه تسخیز طبیعت به هر چیز دیگرى برسد، طولى نخواهد کشید که آن گرمى و حرارت و شوق، مبدل به سردى خواهد شد و تنها یک چیز است که اگر انسان به او برسد آرزوى تغییر دادن و تبدل و تنوع در آن نیست.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " و حیات طیّبه

منطق اسلام این است که در اثر تسخیر بشر و تسلط او بر طبیعت و جهان مادی که زندگی جوامع انسانی باید از مواهب الهی مواهب الهی سرشار شود و بشر با بهره مندی های مادی در زندگی خود راه معنویت را گم نکند تا در مسیر حیات طیّبه قرار گیرد، حیات طیبه یعنی حیات گوارا که فقط دنیا نیست و فقط هم آخرت نیست آن ملت هایی که در اثر تسخیر و تسلط بر طبیعت موفق شده اند که زندگی دنیوی را به مراتب پیشرفته¬ای از کمال برساند لزوماً زندگی گوارا ندارند، زندگی گوارا وقتی از که تسخیر و تسلط و طبیعت و رفاه مادی به دست آمده و با عدالت، معنویت و اخلاق همراه شود و این را فقط ادیان الهی می توانند برای بشر تامین کنند.