اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (97 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " عاقبت به خیری است

یک نکتۀ مهمّ در تاریخ بشر دغدغۀ انسان¬ها برای عاقبت کار یا عمل¬شان می¬باشد، در عرف عاقبت یعنی کسی که عمل زشتی و یا خیری انجام داده می¬گویند فردا اثرش را می¬بینی یعنی عاقبت به نتیجه آن می¬رسی و پشیمان و یا خوشحال می¬شوی، یکی از این اعمال، چگونگی مواجهۀ انسان با نعمت¬های خدادادی است که این نعمات توسط عملعلمی و تحقیقاتی برای بهره¬گیری از طبیعت و جهان هستی به سوی انسان جریان می¬یابد و طبق فرمایش امام صادق (ع) برای عاقبت به خیر شدن نباید این نعم در راه معصیت خرج شود ( مستدرک الوسائل، جلد12، صفحۀ142)، پس، می¬توان گفت " سَخَّرَلَکُم " یعنی خداوند به انسان قدرتی داده است تا به وسیله آن طبیعت و جهان هستی را بشناسد و با تسخیر آن، آن¬را برای عاقبت به خیری بکار بَرَد. آسیبی که این تسخیر یا " سَخَّرَلَکُم " برای انسان بهمراه دارد این است که به جای اینکه او را به خدا برساند در اثر ایجاد احساس قدرت کاذب در او، خدا را فراموش کند، برای ایجاد مصونیّت در برابر این آسیب باید این قدرت برای تقویت ایمان آگاهانه و جاری شدن بردل بکار گرفته شود و به فرمودۀ امام صادق (ع) هیچ نعمتی از سوی خدا بر بنده اش باشکوه¬تر از اینکه در قلب آن انسان غیر خدا نباشد نیست تا کلیه اعمال و اقدامات برای شناخت و تسخیر طبیعت جزء اعمال صالح محسوب گردد، آیا تفکّرِ مدرنیته براساس"انسان حیوان ناطق است" انسان را عاقبت به خیرمیکند یا تفکّرِ "انسان الهی" ؟ آیا این تفکر لجام گسیخته:
- بر آن عقلانیت حاکم است؟
- به نعمت¬های خدا اندیشیده، آن¬ها را شناخته است و به آن معرفت دارد؟
- با نعمت¬های خدا همراهی می¬کند؟
- در مواجهه با نعمت¬های خدا عدل و احسان را بکار می¬برد؟
- مُقتَصد و قانع است؟
- از مستی نعمت پرهیز می¬کند؟
- سلامتی، امنیّت جانی و مالی و ناموسی را اقامه نموده است؟
- قناعت را حاکم نموده است؟
خداوند متعال در قرآن مجید به بیان سرنوشت افراد و اقوام هلاک شده( عاقبت به خیر نشده) پرداخته تا از این رهگذر مؤمنین و مؤمنات که جویای آخرت به خیری هستند از سرنوشت اسفبار و غم انگیز آن¬ها عبرت بگیرند، برای نمونه، قوم عاد است، این قوم با تسخیر طبیعت از تمدّن برخوردار و مردمی مترقّی بودند و سرزمین¬شان حاصلخیز و پوشیده از باغ¬ها و نخلستان¬ها و زراعت بود که خداوند به دلیل تمسخر و نافرمانی از حضرت هود(ع) و همچنین پایه‌گذاری شرک آنان راعذاب کرد و قرآن به طوفان وحشتناک شنی که موجب هلاکت این قوم شد، اشاره فرموده است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " به فساد نمی¬انجامد
" سَخَّرَلَکُم " به فساد نمی¬انجامد
مواجهه انسان با طبیعت و جهان هستی امر ضروری و اجتناب ناپذیر برای او است زیرا آن¬ها به عنوان منابع برای بشر آفریده شده است و هدر دادن آن مفسده است، پس آنچه امروزه از آن با عنوان فاجعه زیست محیطی یاد می¬شود و مشکلاتی در فضای کره زمین، جنگل¬ها، رودخانه¬ها، دریاها، بارندگی و دمای هوا پدید آورده است همگی نتیجه اَعمال فاسدی به شمار می¬آیند که از بشر ناآگاه سرمی¬زند، ویا اینکه دست¬یابی انسان بدون صلاحیت به علم و تکنولوژی است که از آن برای مقاصد اقتصادی سیری ناپذیر خود جنگ و خونریزی به راه می¬اندازد. عامل اصلی پیدایش این نوع فساد، پیمان شکنی و دوری از دستورات خداوند و برگزیدن روش غلط برای مواجهه با طبیعت است(روم آیۀ 41)، به عبارت دیگر به گفته راغب در مفردات، فساد هرگونه خارج شدن اشیاء از حالت اعتدال است، یعنی هر عملی که در نظم حاکم بر جهان و طبیعت اخلال ایجاد کند در چنین نظمی فساد ایجاد کرده است، بنابراین چنانچه تسخیر طبیعت و جهان هستی به فساد منجر شود نمی¬تواند تسخیر باشد و یک خودکشی جمعی است که در آن بشر نابود می¬شود، اما باید خاطر نشان نمود که خداوند بر اساس فرموده خود در آیۀ 251 سورۀ بقره همیشه کسانی را برمی¬انگیزد تا جلو فساد را بگیرند تا عالم را فساد نگیرد.
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " سیر به الوهیّت است

شناخت طبیعت اولین قدم برای تسخیر و به خدمت گرفتن آن است، چنین شناختی اگر منجربه قیل و قال شود نمی¬تواند منشآ دست¬یابی به حقیقت باشد و چنانچه چنین شناختی، بزرگی و عظمت خداوند را بهمراه داشته باشد رابطه¬ای عمیق و معنوی بین انسان و پروردگار یکتا ایجاد می¬شود که کلمه عشق را می¬توان بر آن نهاد، و آن¬را آغاز راهی دانست که گمراهی در آن نیست، یعنی راه سیر به سوی خدا است راه خدا گونه شدن و آنطور که خدا می¬خواهد و راه به الهی شدن یا اولوهیت است، همان¬طور که امام خمینی رحمت¬الله علیه بیان می¬دارد:
اگر ما این معنا را دیدیم که انسان مراتب سیرش از طبیعت است تا مافوق طبیعت، تا برسد به آنجایی که مقام الوهیت است، سیر از طبیعت تا رسیدن به مقامی که غیر از خدا هیچ نمی‌بیند، مراتب معنوی انسان و این موجود که قابل این است که از این طبیعت سیر بکند و تمام معنویت¬ها را در خودش ایجاد بکند با تربیت¬های صحیح، و برسد به یک مقامی که فوق مقام ملائکة الله باشد، احتیاجات انسان یک همچو احتیاج است. انسان مثل یک حیوان نیست که احتیاجش به خوردن و خوابیدن باشد.