اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (118 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " در قرآن کریم
" سَخَّرَلَکُم " در قرآن کریم
قرآن کریم، مهدِ ساز و کارهای نظارتی و حمایتی و پیشگیری در حفاظت از محیط زیست و دنیای پیرامون انسان است که انسان معتقد و با ایمان و عادل و توحید باور و معاد انگار می¬طلبد که این مفاهیم را استخراج و به " سَخَّرَلَکُم " آنچنانکه خداوند می¬خواهد عمل کند. شناخت و بصیرت در انسان برای استفاده از قدرت تسخیر طبیعت و محیط پیرامون او نکته مهمّی است که از سوء استفادۀ چنین قدرتی جلوگیری می¬کند. قرآن کریم بصیرت افزائی برای پیش¬گیری از این خطر را وجود نفس تزکیه شدۀ برخوردار از آرامش می¬داند و در سورۀ شمس اینگونه به آن توجّه داده است: سوگند به خورشید و تابندگی‌‌اش، سوگند به ماه چون پی [خورشید] رود، سوگند به روز چون [زمین را] روشن گرداند، سوگند به شب چو پرده بر آن پوشد، سوگند به آسمان و آن کس که آن را برافراشت، سوگند به زمین و آن کس که آن را گسترد، تا می‌رسد به اینجا که می‌فرماید: « ونفْسٍ وما سوّاها(٧) سوگند به نفس و آن کس که آن را درست کرد، فألْهمها فُجُورها وتقْواها(٨) سپس پلیدکاری و پرهیزگاری‏‌اش را به آن الهام کرد، قدْ أفْلح منْ زکّاها (۹) که هر کس آن را پاک گردانید قطعا رستگار شد، وقدْ خاب منْ دسّاها(۱٠) و هر که آلوده‏‌اش ساخت قطعا درباخت، بنابراین هرکس نفسش را تزکیه کند، در آرامش زندگی می‌کند. در این راستا، تدبّر در آیات قرآن کریم ضروری است و مطالب زیر ارائه می¬شود:
حدود 138 آیه متضمن مضامین محیط زیست است و نیز 111 آیه به زمین اشاره شده که 33 آیۀ آن در رابطه با محیط زیستی می¬باشد. بعضی از این آیات جنبه ایجابی و آمرانه دارد، بعضی نیز کیفیت شکل¬گیری و اهمیت زمین در ارتزاق مردم را گوشزد می¬کند، مفاد بعضی از آیات ویرانگری در نسل و محیط زیست حرام میداند. قرآن کریم می¬فرماید:" ولا تُفْسِدُوا فِی الْأرْضِ بعْد إِصْلاحِها" یعنی زمین به نحو صالح به دست شما رسیده است و نباید آن را فاسد کنید(سوره اعراف، آیه ٥٦)، و با کارهای خود موجبات هلاکت و نابودی خویش را فراهم نکنید (بقره195). مفسّر بزرگ قرآن کریم، علامه طباطبایی می-فرماید:" آیه مطلق است و در نتیجه نهی در آن نهی از تمامی رفتارهای افراطی و تفریطی است. از طرف دیگر هدف خلقت انسان جز عبادت چیز دیگری نیست (ذاریات: 56 )، لذا در شرع مقدس اسلام، انسان مجاز نیست با سوء استفاده از قدرت خود برای تسلّط بر طبیعت و محیط زیست ، محیط زندگی بشر را که محل عبادت است، به سوی نابودی ببرد. از مجموع گزاره¬های سلبی، عدم افساد (انفال: 25 بقره: 235 ؛ اعراف: 85 ) و عدم اسراف (اعراف: 91 ؛ غافر: 19 ؛ انعام: 111 ) خطاب اهل جهنم به تکذیب کنندگان آیات خدا (مائده: 86) کفران نعمت، طغیان و سرکشی مستحقّین خشم الهی و مهلکان (طه: 81 ) وغیره و ایجابی، امر به عمران و آبادانی (هود: 61 )، حفظ توازن محیط زیست (طلاق:9) تسخیر محیط زیست(ابراهیم: 99) حیازت ، انفال (انفال:1)حشور بودن خلایق در روز قیامت(رعد:25) و غیره، حداقل بایدها و نبایدهای ارشادی و اخلاقی یا احکام تکلیفی استحباب و کراهت، تضمین حق جمعی و منفعت همگانی بدست می¬آید، با تأمل در آیات می¬توان قواعد الزامی و حقوقی و احکام تکلیفی حرمت تخریب طبیعت و استفاده ناروای از آن و وجوب حفظ محیط زیست و جهان پیرامونی را هنگام تسخیر طبیعت و جهان پیرامون آن یا مسیر واقعی در مسیر " سَخَّرَلَکُم " را پیمود.

  سوره ابراهیم آیه 32 - " سَخَّرَلَکُم " رمز گشائی است

جایگاه و مفهوم طبیعت در حکمت و عرفان اسلامی جایگاه متعالی است. در تفکر اسلامی و تفکر دینی و به طبع حکمت اسلامی که از آن نشات گرفته شده طبیعت خود آفرننده نیست بلکه نمود و معلولی است که در آفرینش پدید آمده و آفریننده ای آن را به وجود آورده است، به همین خاطر در باور اسلامی طبیعت و همه ابعادش لحظه ای گذرا هستند و در واقع آنچه که مسلمانان و در دین اسلام به آن اهمیت می دهند این است که در پس این طبیعت و در پس این گذار و غیر ثابت، آفریننده ای هستی بخش وجود دارد. انسان نیز باید از این مظاهر طبیعت گذار کند تا به ماورای طبیعت و آن سوی طبیعت پیوند خورد برای مثال، در هنر اسلامی هنگام مواجهه با طبیعت این تفکر و نمود از آن برداشت روشنی پیدا کرده و علت آن این است که در هنر اسلامی از طبیعت برای تشبیه یا تصویر کردن صرف طبیعت استفاده نمی شود، یعنی برخلاف هنر مسیحی که در آن تفکر تشبیهی به کار رفته و شکلها و انسانها و تصاویر حالت طبیعی خودشان را دارند، در هنر دینی اسلامی که یک هنر تنزیهی است و صفات بشری را در خالق هستی نفی می کند و از سوی دیگر طبیعت را به عنوان هدف نگاه نمی کند و به آن به عنوان پل و وسیله ای که می خواهد به آفریننده برسد می نگرد، به همین سبب این تفکر باعث شده که اشکال طبیعت در هنر اسلامی با آنچه که در جهان بیرون مشاهده می کنیم وجود نداشته باشد. یعنی وقتی که شما در یک قالی به یک پرنده نگاه می کنید نمی توانید تشخیص دهید که این چه نوع پرنده ای است یا وقتی که به انحنای برگهای یک هنر اسلیمی ( نوعی از نقش و نگار که عبارت از خط¬های پیچیده است که در کتیبه¬ها و بعضی دیگر از کارهای نقاشی ترسیم می¬کنند – فرهنگ عمید) در کاشیکاری و نقاشی و یا دیگر هنرهای اسلامی نگاه می کنید نمی توانید تشخیص دهید که این برگ چه نوع گیاهی است. چرا که این تجسم و برداشتی از طبیعت است. به همین خاطر هنر اسلیمی و خطاطی دو نمود و نماد جلوه زیبای این تفکر و برداشت از طبیعت در هنر اسلامی است، چرا که واکنش خلاقانه هنرمند در مواجه با طبیعت را نشان می دهد. همین طور اگر به مفاهیم شعری رجوع کنیم حافظ نیز در اندیشه هایش از این شیوه بهره گرفته است.
در حکمت اسلامی هر چیزی و هر علت و معلولی به یک غایتی منتهی خواهد شد و در واقع طبیعت هم خودش نیز یک غایتی دارد و علت آن علت العلل و پدید آورنده آن است. طبیعی است که این تفکر از لحاظ فلسفی و حکمی در نزد اندیشمندان اسلامی وجود داشته است و توانسته با چنین تفکری نمود خودش را در قالب اسلیمی و نقوش هندسی مفهومی مجزا را بیان می کند. بنابراین مبانی این نوع تفکر در حکمت و فلسفه ما وجود داشته و تجلی آن در هنر تبلور یافته است.
بنابراین هر آنچه که در طبیعت می نگریم و سعی در تسخیر و تسلّط بر آن را داریم رمز و آیه ای است که می بایست از آن رمزگشایی کرد و پس آن را دید. در واقع نیز در پس آن چیزی نیست جز حقیقت مطلق. با چنین تعابیری طبیعت حامل پیام مقدّسی است، به شرط آنکه انسان بتواند آن پیام را رمز گشایی کند. وقتی که انسان بتواند راز هستی را بخواند و در آن تامل کند به حقیقت مطلق نیز پی خواهد برد " سَخَّرَلَکُم " تحقّق خواهد یافت.

  سوره ابراهیم آیه 32 - توکّل ضرورتی برای " سَخَّرَلَکُم " است
توکّل ضرورتی برای " سَخَّرَلَکُم " است
در تفکّر توحیدی "توکّل" از ملزومات است و انسان با تسخیر طبیعت و تسلّط بر آن سبب را از پیش روی خود بر می¬دارد امّا هنوز نمی¬تواند مدّعی باشد این تسخیر و تسلّط به نفع او است یا به ضرر او، ر فردی مخلوق و محاط و محدوداست و از واقع مطلب خبر ندارد، آیا زارع می¬تواند با قطعیّت محصولش را نتیجۀ عملش به تنهای بداند؟ چه بسیار زراعت¬هایی که محصول نداده یا آفت زده و یا اینکه باید در برابر دشمن اسلحه تهیّه و قوا فراهم کرد و دنبال سبب بروی و در مقابل دشمن اسلحه تهیّه کنی و نمی¬توانی گمان کنی حالا که اسلحه داری کار تمام است و بطور قطع و یقین پیروز می¬شوی؟ شواهدی بر این ادّعا بقرار زیر است که نشان می¬دهد تصمیم گیری¬های انسان از قطعیّت برخوردار نیست:
الف) ارائۀ نظریه¬های مختلف راجع به موضوعی واحد که در مقاطع مختلف زمان و دست خوش تغییر شده است.
ب) مقدار دانسته¬های انسان از طبیعت و جهان پیرامونش نسبت به نادانسته¬هایش بسیار اندک است.
ج) انسان در موجهه با طبیعت و جهان پیرامون خود و کشف اسرار آن ضعیف و ناتوان است .
د) وقوع وقایع تآسّف بار جنگ جهان اوّل و دوّم از علائم ناتوانی انسان در دست یابی به قطعیّت است.
ه) بشر به نسبتی که طبیعت و جهان پیرامون خود را شناخته است "خود" را نشناخته است.
و) انسان در تلاش است تا از خود تنیده¬ای به نام ترس و بیم رهایی یابد.
برای دستیابی به چنین قطعیّتی است که وکیل اختیار می¬شود، توکّل از ماده وکالت است و دو طرف دارد کسی که وکیل برای خودش می¬گیرد و دیگری کسی که به او تکیه می¬کند و وکیلش می¬شود، با توجّه به شواهد فوق¬الذکر، انسان برای آسایش و راحتی خود نیازمند قوّت قلب و تکیه¬گاه محکم است، و در شرایط سخت، از این و آن می¬پرسد و تحقیق می¬کند کدام وکیل داناتر، زرنگ و تواناتر و مهربان¬تراست و برای او راحتی می¬آورد و اضطراب¬ها، دغدغه¬ها و عدم اطمینان¬ها را از او برطرف می¬کند تا همۀ امور را با خیال راحت به او واگذارد. خداوند متعال در مسیر " سَخَّرَلَکُم " رسیدن هر نفعی و رفع هر ضرری را تضمین کرده است و بر اساس فرمودۀ استاد شهید مطهری رحمت¬الله علیه در کتاب عدل الهی: از آیات 3-2 سورۀ طلاق چنین استنباط می¬شود که به دنبل توکّل، عنایت پروردگار در رسید به هدف قطعی است، پس انسان در مسیر یاد شده و گذشتن از نقاط صعب¬العبور باید خداوند را وکیل خود اختیار کند و ضمن عمل به وظیفه کسب نتیجه را به او واگذارد تا هر طور که صلاح می¬داند رقم زند.