اسدالله قاضی مرادی
[ همه نکته ها ] نکته های اسدالله قاضي مرادي (144 مورد)
  سوره ابراهیم آیه 32 - در" سَخَّرَلَکُم " آرزوهای دور ودراز وجود ندارد
بدون شک امید و آرزو و یا به تعبیر عرب (امل) عامل حرکت چرخ¬هاى زندگى انسان¬ها برای تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی است، که حتى اگر یک روز از دل¬ها برداشته شود، نظام زندگى به هم مى¬ریزد، و کمتر کسى دلیلى بر فعالیت و تلاش و جنب و جوش خود پیدا مى¬کند. حدیث معروفى که از پیامبر (صلى الله علیه و آله و سلم ) نقل شد (الامل رحمة لامتى و لو لا الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرا :(امید مایه رحمت امت من است ، اگر نور امید نبود هیچ مادرى فرزند خود را شیر نمى¬داد، و هیچ باغبانى نهالى نمى¬کاشت اشاره به همین واقعیت است. ولى همین عامل حیات و حرکت اگر از حد بگذرد و به صورت آرزوى دور و دراز در آید بدترین عامل انحراف و بدبختى است ، و درست همانند آب باران است که مایه حیات است اما این آب اگر از حد گذشت مایه غرق شدن و نابودى خواهد شد. این آرزوى کشنده همان است که آیات 1تا5 سورۀ مبارکۀ حجر روى آن تکیه کرده و آن¬را مایه بى خبرى از خدا و حق و حقیقت مى¬شمارد، این آرزوها و امیدهاى دور و دراز چنان انسان را به خود مشغول مى¬دارد و غرق در عالمى از تخیل مى¬سازد، که از زندگى و هدف نهائیش به کلى بیگانه مى¬شود. حدیث معرفى که در نهج البلاغه از على (علیهالسلام ) نقل شده نیز بیان گویائى براى این واقعیت است : ایها الناس ان اخوف ما اخاف علیکم اثنان : اتباع الهوى و طول الامل ، اما اتباع الهوى فیصد عن الحق ، و اما طول الامل فینسى الاخرة : اى مردم مخوف¬ترین چیزى که بر شما از آن مى¬ترسم دو چیز است: پیروى از هوا و هوس¬ها، و آرزوهاى دراز، چرا که پیروى از هوس¬ها شما را از حق باز مى¬دارد، و آرزوى دراز آخرت را بدست فراموشى مى¬سپارد. و براستى چه افراد با استعداد و شایسته و لایقى که بر اثر گرفتارى در دام آرزوى دراز به موجودات ضعیف و مسخ شده¬اى مبدل گشتند که نه تنها به حال جامعه شان مفید نیفتادند، بلکه منافع شخصى خود را نیز پایمال کردند، و از هرگونه تکامل نیز بازماندند. در جهان امروز فجایع انسانی و زیست محیطی ریشه در غفلت ناشی از آرزوی دور و دراز دانشمندان دارد، آیا از این انسان-های دانشمند ضعیف¬تر و مسخ شده¬تر وجود دارند که با تفکر "علم برای علم" تشنه و شیفتۀ علم شده از این نکته غافلند که حاصل علمی آن¬ها به ابزاری در دست قدرت طلبانی قرار گرفته است که بشریت، طبیعت و جهان هستی برایشان ارزشی ندارد و تنها ارزش برایشان قدرت است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - "سخَّرَلَکُم" و مکنّاکم
ظاهراً "مکّنّا" مرحله¬ای است برای رسیدن به "سخَّرَلَکُم"، یعنی چنانچه کسی از مرحلۀ "مکّنّا" با موفقیّت عبور نمود به مرحلۀ "سخَّرَلَکُم" می¬رسد و اگر موفّق نشد هلاکتش حتمی است، آیۀ 6 سورۀ الانعام قانون فوق را اینگونه بیان می¬دارد " ایا ندید پیش از ایشان چه بسیار گروهی را هلاک نمودیم و حال آنکه در زمین به آن¬ها قدرت و تمکینی داده بودیم که شمار را ندادیم چون نافرمانی کردند هلاک نمودیم. تفسیر المیزان (سوره 18 آیۀ 84) تمکین به معناى قدرت دادن است. وقتى گفته مى¬شود مکنته و یا مکنت له معنایش این است که من او را توانا کردم . پس تمکن در زمین به معناى قدرت تصرف در زمین است، تصرفى مالکانه و دلخواه، و چه بسا گفته شود که مصدرى است ریخته و قالب گرفته شده از ماده(کون). پس تمکین به معناى استقرار و ثبات دادن است ثباتى که باعث شود دیگر از مکانش کنده نشود و هیچ مانعى مزاحمتش نتواند کند.
تفسیر نمونه (حج-41)، باید توجه داشت که "مکنا" از مادۀ تمکین ، و تمکین به معنى فراهم ساختن وسائل و ابزار کار است ، اعم از آلات و ادوات لازم یا علم و آگاهى کافى و توان و نیروى جسمى و فکرى. " الذین ان مکناهم فى الارض اقاموا الصلوة و آتوا الزکاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنکر" ( آن¬ها کسانى هستند که هر گاه در زمین به آن¬ها قدرت بخشیدیم نماز را بر پا مى دارند و زکات را ادا مى¬کنند و امر به معروف و نهى از منکر مى¬نمایند( آن¬ها هرگز پس از پیروزى، همچون خودکامگان و جباران، به عیش و نوش و لهو و لعب نمى¬پردازند، و در غرور و مستى فرو نمى¬روند، بلکه پیروزی-ها و موفقیت¬ها را نردبانى براى ساختن خویش و جامعه قرار مى¬دهند، آن¬ها پس از قدرت یافتن تبدیل به یک طاغوت جدید نمى¬شوند، ارتباط¬شان با خدا محکم و با خلق خدا نیز مستحکم است چرا که صلوة (نماز) سمبل پیوند با خالق است ، و زکات رمزى براى پیوند با خلق، و امر به معروف و نهى از منکر پایه¬هاى اساسى ساختن یک جامعه سالم محسوب مى¬شود و همین چهار صفت براى معرفى این افراد کافى است و در سایۀ آن سایر عبادات و اعمال صالح و ویژگی¬هاى یک جامعه با ایمان و پیشرفته فراهم است.
  سوره ابراهیم آیه 32 - زُهد در " سَخَّرَلَکُم "


در راه فعالیت برای تسخیر طبیعت و جهان پیرامونی، طیّبات و مواهب الهی به انسان روی می¬آورد که نباید سرنوشت کافران را برایش رقم زند و در آخرت، آتش دوزخ به آن¬ها عرضه شود، مسلما تمتّع از مواهب الهى در این جهان کار نکوهیده¬اى نیست ، آنچه نکوهیده است غرق شدن در لذّات مادى و فراموش کردن یاد خدا و قیامت، یا بهره گیرى گناه آلود و بى قید و شرط از ایـن لذّات و غـصـب حـقـوق دیـگـران و در یک کلام کمرنگی زُهد در ایـن رابـطـه اسـت، قـابـل تـوجـه اینکه این تعبیر تنها در آیه20 سورۀ احقاق دیده مى شود و اشاره به این است که گاه انسان از لذات دنیا چشم مى پوشد، یا جز به مقدار لازم براى نیرو گرفتن در کارهاى الهى از آنها بهره نمى¬گیرد، در این صورت گوئى این طیّبات را ذخیره براى آخرتش کرده است ولى بـسـیـار مى¬شود که همچون چهارپایان ، بدون قید و شرط از آن¬ها بهره مى¬گیرد و هـمـه را بـه نابودى مى¬کشاند، و نه تنها چیزى براى آخرت ذخیره نمى¬کند بلکه کوله بـارى از گـنـاه نیز براى خود فراهم مى¬سازد، قرآن درباره این گروه در آیۀ یاد شده مى¬گوید: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا. در بعضى از کتب لغت نقل شده است که منظور از جمله انفقتم طیبات ما رزقتم فى شهواتکم و فـى مـلاذ الدنـیـا، و لم تـنـفـقـوهـا فـى مرضات الله :شما روزی¬هاى پاکیزه اى را که داشتید در طریق شهوات خود مصرف کردید و در طریق خشنودى خداوند انفاق نکردید. در مـنـابـع مختلف حدیث و تفسیر روایات فراوانى از زهد پیشوایان بزرگ اسلام آمده که مخصوصا به آیه مورد بحث در آن استناد شده است ، از جمله:
الف) در حـدیـثـى آمـده اسـت که روزى عمر در (مشربه ام ابراهیم،محلى در نزدیکى مدینه ) خـدمـت پـیـامـبـر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) آمد در حالى که بر حصیرى از برگ خرما خـوابـیـده بـود و قـسـمـتى از بدن مبارک او روى خاک قرار داشت ، و متکائى از الیاف درخت خـرمـا زیـر سـر داشت ، سلام کرد و نشست ، گفت : تو پیامبر خدا و بهترین خلق او هستى ، کسرى و قیصر بر تختهاى طلا و فرشهاى ابریشمین مى خوابند، ولى شما اینچنین ! پیامبر فرمود: اولئک قوم اجلت طیباتهم ، و هى وشیکة الانقطاع و انما آخرت لنا طیباتنا: (آنها گروهى هستند که طیباتشان در این دنیا به آنها داده شده ، و به زودى قطع مى شود، ولى طیبات ما براى قیامت ذخیره شده است.
ب) در حـدیث دیگرى از امام باقر (علیه السلام ) مى خوانیم : روزى مقدارى حلواى مخصوصى خـدمـتـش آوردند، حضرت از خوردن آن امتناع فرمود، عرض کردند آیا آن را حرام مى¬دانى؟! فـرمـود: نـه، ولکـنـى اخـشـى ان تـتـوق الیـه نـفـسـى فاطلبه ثم تلا هذه الایه : اذهبتم طـیـباتکم فى حیاتکم الدنیا و استمتعتم بها: من از این مى ترسم که نفسم به آن مشتاق گـردد، و پـیـوسـتـه بـه دنبال آن باشم ، سپس این آیه را تلاوت فرمود: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا .....
ج) امـیـر مـؤ منان على (علیه السلام ) تمایل به خوراکى از جگر بریان با نان نرم داشت یـکـسال گذشت و به این خواست خود ترتیب اثر نداد، روزى به امام حسن (علیه السلام ) دسـتـور تـهـیـه آن را داد در حـالى کـه حضرت صائم بود، خوراک براى افطار آماده شد، هنگامى که مى¬خواست افطار فرماید سائلى بر در خانه آمد، امام (علیه السلام ) فرمود: ایـن غـذا را بـه سـائل ده مـبـادا هنگامى که نامه اعمال ما فرداى قیامت خوانده مى شود به ما بـگـویـنـد: اذهبتم طیباتکم فى حیاتکم الدنیا و استمتعتم بها: (شما طیبات خود را در دنیا گرفتید و به آن متمتع شدید.