از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِذا تَدايَنْتُمْ بِدَيْنٍ إِلي‏ أَجَلٍ مُسَمًّي فَاکْتُبُوهُ وَ لْيَکْتُبْ بَيْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ وَ لا يَأْبَ کاتِبٌ أَنْ يَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْيَکْتُبْ وَ لْيُمْلِلِ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ وَ لْيَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا يَبْخَسْ مِنْهُ شَيْئاً فَإِنْ کانَ الَّذي عَلَيْهِ الْحَقُّ سَفيهاً أَوْ ضَعيفاً أَوْ لا يَسْتَطيعُ أَنْ يُمِلَّ هُوَ فَلْيُمْلِلْ وَلِيُّهُ بِالْعَدْلِ وَ اسْتَشْهِدُوا شَهيدَيْنِ مِنْ رِجالِکُمْ فَإِنْ لَمْ يَکُونا رَجُلَيْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ أَنْ تَضِلَّ إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْري‏ وَ لا يَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغيراً أَوْ کَبيراً إِلي‏ أَجَلِهِ ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْني‏ أَلاَّ تَرْتابُوا إِلاَّ أَنْ تَکُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُديرُونَها بَيْنَکُمْ فَلَيْسَ عَلَيْکُمْ جُناحٌ أَلاَّ تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبايَعْتُمْ وَ لا يُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهيدٌ وَ إِنْ تَفْعَلُوا فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ يُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَيْ‏ءٍ عَليمٌ282
شماره صفحه : 48 حزب : 10 جزء : سوم سوره : بقرة
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
یا ایها الذین امنوا اذا تداینتم بدین الی اجل مسمی فاکتبوه ):(ای کسانی که ایمان آورده اید هر گاه به یکدیگر وامی تا مدت معینی دادید آن رابنویسید...)(تداین )به معنای قرض دادن و قرض گرفتن است ، یعنی وقتی به یکدیگر قرض می دهید آن را روی کاغذ مکتوب نمایید تابعدا اشکال پیش نیایدو سند در دست داشته باشید،(ولیکتب بینکم کاتب بالعدل ):(وباید نویسنده ای دربین شما آن را به درستی و عدل بنویسد)یعنی عدالت شرط لازم در معاملات دائر در امور جامعه است تا اساس اجتماع حفظ و رعایت گردد، (ولایاب کاتب ان یکتب کما علمه الله فلیکتب و لیملل الذی علیه الحق ):(وهیچ نویسنده ای نبایداز آنچه خدایش آموخته دریغ کند، پس حتما بنویسید و باید کسی که حق به عهده اوست و بدهکار می باشد، املاء کند)(املاءو املال )هردو به معنای آنست که کسی بگوید و دیگری بنویسد، دراینجا شخص قرض گیرنده باید املاء کند وکاتب بنویسد تا اقرار به حق داشته باشد، (ولیتق الله ربه و لا یبخس منه شیئا):(وباید از خدا که پروردگار اوست بترسد و چیزی از آن کم نکند)املال را با تقوی قرین نموده است تا به بدهکار یاد آوری کند که در روز قیامت به سوی خدا بازمی گردد و باید حساب پس دهد و حقوق را کم و زیاد نکند و چیزی از مال را کم نگذارد و حیف و میل ننماید، (فان کان الذی علیه الحق سفیها اوضعیفا او لایستطیع ان یمل هو فلیملل ولیه بالعدل ):(پس اگر بدهکار سفیه و دیوانه یا ضعیف و کوچک است و یا نمی تواند املاء کند،سرپرستش باید به عدل املاء کند)یعنی در صورتی که بدهکار سفیه و صغیر و ناتوان بود باید کسی که عهده دار شئون اوست و بر او ولایت دارد به جای او املاء کند ،آنهم به عدل ، (واستشهدواشهیدین من رجالکم فان لم یکونا رجلین فرجل و امراتان ممن ترضون من الشهداء):(و دو مرد از آشنایان را به گواهی بگیرید و اگر دو مرد در دسترس نبود، یک مرد و دو زن از گواهانی که خود شما دیانت و تقوایشان را می پسندیدشاهد بگیرید)این به جهت آنست که اگر یکی از آنها فراموش کرد، دیگری باشدکه او رابه یاد بیاورد، (ان تضل احدهما فتذکر احدهما الاخری ولا یاب الشهداء اذاما دعوا و لا تسئموا ان تکتبوه صغیرااو کبیرا الی اجله ):(تا اگر یکی ازدوشاهدفراموش کرد،دیگری به یادش آورد،و گواهان هر وقت به گواهی دعوت شدندنباید امتناع کنند و از نوشتن وام چه دراز مدت باشد و چه کوتاه مدت ،ملول نشوید)پس کسی که شهادت راکتمان کند قلبش گنهکار است (فمن یکتم الشهاده فانه اثم قلبه ):(80)،(لذا شاهدان نباید از ادای شهادت امتناع کنند و درضمن وام به هر صورت که باشد، باید مکتوب شود تا سندیت داشته باشد،(ذلکم اقسطعندالله واقوم للشهاده و ادنی الا ترتابوا):(که این نزد خدا درست تر و برای گواهی دادن استوارتر و برای تردید نکردن شما مناسبتر است ) چون به وسیله نوشتن خاطر شما آسوده می شود و جای تردیدی باقی نمی ماند،(الا ان تکون تجاره حاضره تدیرونها بینکم فلیس علیکم جناح الاتکتبوها):(مگر آنکه معامله ای نقدی باشد که بین خودتان انجام می دهید، پس در ننوشتن آن حرجی بر شما نیست )و این امر برای تسهیل معاملات نقدی رایج بین مردم است ،(واشهدوا اذا تبایعتم ولا یضار کاتب ولا شهید):(وچون معامله ای کردید گواه بگیرید و نباید نویسنده و گواه زیان ببینند)،(و ان تفعلوا فانه فسوق بکم واتقواالله ):(و اگر زیان رساندید، ضرری به خودتان است که از اطاعت خارج شده ایدو از خدا بترسید)چون ضرر زدن به گواهان مفسده ای است که به ضایع شدن حقوق می انجامد و تقوی در معاملات لازمه اش تقوی داشتن در عبادات است ،(ویعلمکم الله والله بکل شی ء علیم ):(و خدا شما را تعلیم می دهد و او به همه چیز داناست )کلامی است نو و مستانف که در مقام منت نهادن ذکر شده تابه مردم بگوید در مقابل نعمت اراده شرایع و مسائل حلال و حرام شکرگزار ومنت پذیر درگاه الهی باشند ،اما اینکه عده ای این آیه را دال براین مطلب گرفته اندکه تقوی سبب تعلیم الهی است ، صحیح نمی باشد، چون این آیه درصدد بیان این مطلب نیست ،بلکه ذکر این نکته است که خداوند به بندگان احکام و شرایع راتعلیم می دهد وجهتش هم این است که خداوند به همه چیز علم دارد.لذا دین مجموعه ای ازاحکام الهی است که با کمالات اخلاقی آمیخته بوده واز آنها جدا نمی شود و هدف از این احکام هم حفظ حقوق تمام افراد اجتماع است ،بدون آنکه با مقتضای فطری بشر در اموری که له یا بر علیه اوست منافات داشته باشد.(از نکات مورد توجه در این آیه آنست که دین مبین اسلام در زمانی که درتمام شبه جزیره عربستان تعداد افراد باسواد از انگشتان یک دست تجاوزنمی کرده بارها امر به نوشتن و املاء در هنگام قرض دادن یا قرض گرفتن وهمچنین در معاملات نموده است و این خود اعجازی در حفظ حقوق افراداجتماع میباشد)(81). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيد علي بهبهاني - تفسیر تسنیم
مؤمنان باید قراردادی را که یک طرف آن «عین» است و طرف دیگر آن دَین مدّت‏دار، ثبت کنند و این نوشته در دادگاه حجّت است.
دستور ثبت دَین، امری ارشادی است نه مولوی، و امر ارشادی تابع «مُرْشَدٌ إلیه» خود است؛ لیکن در نظام اسلامی، ثبت دَین، واجب کفایی است و نیز برای آحاد مسلمانان فراگیری نوشتن، مستحب عینی.
اگر دو طرف معامله یا یکی از آنها از نوشتن ناتوان بودند، باید فردی آگاه به مسائل مالی و حاضر در مجلس، عادلانه بنویسد و حق ندارد از نوشتن خودداری کند و همان‏گونه که خدا او را آموزش داده است، باید سند را براساس عدل و راستی بنویسد و اگر کاتبْ شاهدِ جریان نبود باید کسی املا کند و او بنویسد.
بدهکار در املای دَین باید از پروردگارش پروا کند و از آن چیزی نکاهد. اگر بدهکار، سفیه یا از نظر عقل، ضعیف باشد یا به سببی، مانند لال بودن، نتواند دیکته کند، ولی، پدر، پدر بزرگ، وکیل یا قیّم او یا حاکم شرع باید با رعایت عدالت، املا کند و در این کار باید دو مرد را به شهادت طلبید که این مورد نیز دستوری ارشادی است نه مولوی.
در صورت نبود دو مرد، باید مردی را همراه دو زن، از میان شاهدان عادل که به عدالت آنان رضایت است به گواهی گرفت. دو شاهد زن باید هنگام شهادت با هم باشند تا اگر یکی از آن دو چیزی را فراموش کرد، دیگری آن را یادآوری کند. آحاد مردم که برای تحمّل یا ادای شهادت دعوت می‏شوند، نباید از قبول آن خودداری ورزند.
در شهادت دَین، احراز عدالت شاهدان بس است.
از نوشتن بدهی کوچک یا بزرگ، نباید خسته و رنجور شد، بلکه باید با دقت تمام، دَین را ثبت کرد تا سررسیدش فرا رسد. این نوشتن، نزد خدا عادلانه‏تر و برای شهادت دادن استوارتر و مددکارتر، و برای رهایی از شک، به احتیاط نزدیک‏تر است، مگر داد و ستد نقدی باشد که آن را میان خود دست به دست می‏کنید، در این صورت بر شما گناهی نیست که آن را ننویسید؛ ولی بهتر است گواه بگیرید
نویسنده و شاهد نباید در هیچ شرایطی زیان ببینند و این کار خروج از فرمان خداوند است. در پایان خدای سبحان به سه موضوع اشاره می‏کند: از خدا باید پروا کرد؛ خدا آموزگار شما (مسلمانان) است؛ او به هر چیزی داناست. این امور سه‏گانه هر یک موعظه‏ای الهی است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
1) : عاالی بود
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
لفظ جلاله «الله» در ذیل آیه سه بار تکرار شده و خلاف قاعده، ضمیر نیامده است. این تکرار نشانِ عظمت سه مسئله است:
1. تقوای الهی در همه موارد لازم است: ﴿واتَّقوا الله﴾. خدای سبحان در این آیه، افزون بر پرداختن به مسائل فقهی و اعتقادی مانند تعلیم الهی، به مسائل اخلاقی نیز توجه خاصی فرموده و ذیل هر موضوعی به موعظه پرداخته است. در نوشتن دَین، به تقوا و رعایت امانت در نوشتار: ﴿ولیَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ ولایَبخَس مِنهُ شَیءا﴾ و در املا به عادلانه‏بودن آن: ﴿فَلیُملِل ولِیُّهُ بِالعَدل﴾
اشاره فرموده و در پایان هم به رعایت تقوای الهی درباره همه مسایل مالی و اقتصادی سفارش می‏کند: ﴿واتَّقوا الله... ﴾.
2. فقط خداوند احکام را به شما می‏آموزد؛ شما با قیاس و استحسان و... آنها را وضع نکنید که این کار خلاف تقوای فقهی است: ﴿ویُعَلِّمُکُمُ الله﴾. همچنین براساس ذیل آیه که علّت محتوای آیه را بیان می‏فرماید، در احکام باید گوش به فرمان الهی باشیم، زیرا او به همه اشیا و به مصالح و حِکَم آنها آگاه است؛ ﴿واللهُ بِکُلِّ شی‏ءٍ عَلیم﴾.
3. خدا همه چیز را می‏داند و شما نگران نباشید: ﴿واللهُ بِکُلِّ شی‏ءٍ عَلیم﴾، زیرا اگر با تقوا باشید، خدا راه خروج از بن‏بست و شناخت حق از باطل را به شما می‏آموزد: ﴿اِن تَتَّقوا اللهَ یَجعَل لَکُم فُرقانًا) 1
خدای حکیم در آیه مورد بحث گرچه نفرمود: «و اتّقوا الله یعلّمکم الله» تا میان تقوا و تعلیم، رابطه شرط و جزا فهمیده شود، لیکن از عطف تعلیم بر تقوا تناسب آن‏دو دانسته می‏شود.
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
بزرگترین آیه‏ى قرآن، این آیه است که درباره‏ى مسائل حقوقى ونحوه‏ى تنظیم اسناد تجارى مى‏باشد. این آیه نشانه‏ى دقّت نظر وجامعیّت اسلام است که در دوره جاهلیّت و در میان مردمى عقب افتاده، دقیق‏ترین مسائل حقوقى را طرح کرده است.
کلمه «تداینتم» از «دَین» به معناى بدهى، شامل هرگونه معامله غیر نقدى، وام و خرید سَلَف مى‏شود.
در حدیث آمده است: اگر کسى در معامله سند و شاهد نگیرد و مالش در معرض تلف قرار گیرد، هرچه دعا کند، خداوند مستجاب نمى‏کند و مى‏فرماید: چرا به سفارشات من عمل نکردى؟!
اگر دقّت در حفظ حقوق فردى ضرورى است، حفظ بیت‏المال بمراتب ضرورى‏تر است!
تنظیم سند، حتّى در معاملات نقدى مفید است، ولى ضرورت آن به اندازه‏ى معاملات نسیه نیست. چون در معاملات موعددار، ممکن است طرفهاى معامله ویا شاهدان از دنیا بروند یا فراموش کنند، بنابراین لازم است نوشته هم بشود.
از فرمان نوشتن، معلوم مى‏شود که اسناد تنظیم شده‏اى که همراه با گواهى عادل باشد، قابل استشهاد است.
از این آیه استفاده مى‏شود که جامعه اسلامى باید یکدیگر را در حفظ حقوق حمایت کنند. زیرا هر معامله‏اى، نیاز به کاتب و چند شاهد دارد.
در زمانى که در تمام جزیرة العرب به گفته مورخان، 17 باسواد بیشتر نبوده، این همه سخن از نوشتن، نشانه‏ى توجّه اسلام به علم وحفظ حقوق است. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  محمد سجاد ابراهيمي - برگزیده تفسیر نمونه
بعد از بیان احکامى که مربوط به انفاق در راه خدا و همچنین مسأله رباخوارى بود در این آیه که طولانى‏ترین آیه قرآن است، ‏احکام و مقررات دقیقى براى امور تجارى و اقتصادى بیان کرده تا سرمایه‏ها هر چه بیشتر رشد طبیعى خود را پیدا کنند و ‏بن بست و اختلاف و نزاعى در میان مردم رخ ندهد.‏
در این آیه نوزده دستور مهم در مورد داد و ستد مالى به ترتیب ذیل بیان شده است.‏
‏1- در نخستین حکم مى‏فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‏اید هنگامى که بدهى مدت دارى (به خاطر وام دادن یا معامله) به ‏یکدیگر پیدا کنید آن را بنویسید» (یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذا تَدایَنْتُمْ بِدَیْنٍ إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى فَاکْتُبُوهُ).‏
ضمنا از این تعبیر، هم مسأله مجاز بودن قرض و وام روشن مى‏شود و هم تعیین مدت براى وامها. همچنین آیه مورد بحث ‏شامل عموم بدهیهایى مى‏شود که در معاملات وجود دارد مانند سلف و نسیه، در عین این که قرض را هم شامل مى‏شود.‏
‏2 و 3- سپس براى این که جلب اطمینان بیشترى شود، و قرار داد از مداخلات احتمالى طرفین سالم بماند، مى‏افزاید: «باید ‏نویسنده‏اى از روى عدالت (سند بدهکارى را) بنویسد» (وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ بِالْعَدْلِ).‏
بنابراین این قرار داد باید به وسیله شخص سومى تنظیم گردد و آن شخص عادل باشد.‏
‏4- «کسى که قدرت بر نویسندگى دارد نباید از نوشتن خوددارى کند و همانطور که خدا به او تعلیم داده است باید بنویسد» (وَ ‏لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ فَلْیَکْتُبْ).‏
یعنى به پاس این موهبتى که خدا به او داده نباید از نوشتن قرار داد شانه خالى کند، بلکه باید طرفین معامله را در این امر مهم ‏کمک نماید.‏
‏5- «و آن کس که حق بر ذمه اوست باید املاء کند» (وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ).‏
‏6- «بدهکار باید از خدا بپرهیزد و چیزى را فرو گذار نکند» (وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ وَ لا یَبْخَسْ مِنْهُ شَیْئاً).‏
‏7- «هر گاه کسى که حق بر ذمه اوست (بدهکار) سفیه یا (از نظر عقل) ضعیف (و مجنون) و یا (به خاطر لال بودن) ‏توانایى بر املاء کردن ندارد، باید ولىّ او املاء کند» (فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً أَوْ لا یَسْتَطِیعُ أَنْ یُمِلَّ هُوَ فَلْیُمْلِلْ ‏وَلِیُّهُ).‏
بنابراین در مورد سه طایفه، «ولى» باید املاء کند، کسانى که سفیه‏اند و نمى‏توانند ضرر و نفع خویش را تشخیص دهند و ‏امور مالى خویش را سر و سامان بخشند (هر چند دیوانه نباشند) و کسانى که دیوانه‏اند یا از نظر فکرى ضعیفند و کم عقل ‏مانند کودکان کم سن و سال و پیران فرتوت و کم هوش، و افراد گنگ و لال، و یا کسانى که توانایى املاء کردن را ندارند هر ‏چند گنگ نباشند.‏
از این جمله احکام دیگرى نیز بطور ضمنى استفاده مى‏شود، از جمله ممنوع بودن تصرفات مالى سفیهان و ضعیف العقل‏ها و ‏همچنین جواز دخالت ولىّ در این گونه امور. ‏
‏8- «ولى» نیز باید در املاء و اعتراف به بدهى کسانى که تحت ولایت او هستند «عدالت را رعایت کند» (بِالْعَدْلِ).‏
‏9- سپس اضافه مى‏کند: «علاوه بر این دو شاهد بگیرید» (وَ اسْتَشْهِدُوا شَهِیدَیْنِ).‏
‏10 و 11- این دو شاهد باید «از مردان شما باشد» (مِنْ رِجالِکُمْ) یعنى هم بالغ، هم مسلمان باشند.‏
‏12- «و اگر دو مرد نباشند کافى است یک مرد و دو زن شهادت دهند» (فَإِنْ لَمْ یَکُونا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَ امْرَأَتانِ).‏
‏13- «از کسانى که مورد رضایت و اطمینان شما باشند» (مِمَّنْ تَرْضَوْنَ مِنَ الشُّهَداءِ).‏
از این جمله مسأله عادل بودن و مورد اعتماد و اطمینان بودن شهود، استفاده مى‏شود.‏
‏14- در صورتى که شهود مرکب از دو مرد باشند هر کدام مى‏توانند مستقلا شهادت بدهند اما در صورتى که یک مرد و دو ‏زن باشند، باید آن دو زن به اتفاق یکدیگر اداء شهادت کنند «تا اگر یکى انحرافى یافت، دیگرى به او یادآورى کند» (أَنْ تَضِلَّ ‏إِحْداهُما فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا الْأُخْرى‏). زیرا زنان به خاطر عواطف قوى ممکن است تحت تأثیر واقع شوند، و به هنگام اداء شهادت ‏به خاطر فراموشى یا جهات دیگر، مسیر صحیح را طى نکنند.‏
‏15- یکى دیگر از احکام این باب این است که «هرگاه، شهود را (براى تحمل شهادت) دعوت کنند، خوددارى ننمایند» (وَ لا ‏یَأْبَ الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا). بنابراین تحمل شهادت به هنگام دعوت براى این کار، واجب است.‏
‏16- بدهى کم باشد یا زیاد باید آن را نوشت چرا که سلامت روابط اقتصادى که مورد نظر اسلام است ایجاب مى‏کند که در ‏قراردادهاى مربوط به بدهکاریهاى کوچک نیز از نوشتن سند کوتاهى نشود، و لذا در جمله بعد مى‏فرماید:‏
‏ «و از نوشتن (بدهى) کوچک یا بزرگى که داراى مدت است ملول و خسته نشوید» (وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً ‏إِلى‏ أَجَلِهِ).‏
سپس مى‏افزاید: «این در نزد خدا به عدالت نزدیکتر و براى شهادت مستقیم‏تر، و براى جلوگیرى از شک و تردید بهتر است» ‏‏(ذلِکُمْ أَقْسَطُ عِنْدَ اللَّهِ وَ أَقْوَمُ لِلشَّهادَةِ وَ أَدْنى‏ أَلَّا تَرْتابُوا).‏
در واقع این جمله اشاره به فلسفه احکام فوق در مورد نوشتن اسناد معاملاتى است و به خوبى نشان مى‏دهد که اسناد تنظیم ‏شده مى‏تواند به عنوان شاهد و مدرک مورد توجه قضات قرار گیرد.‏
‏17- سپس یک مورد را از این حکم استثناء کرده مى‏فرماید: «مگر این که داد و ستد نقدى باشد که (جنس و قیمت را) در میان ‏خود دست به دست کنید، در آن صورت گناهى بر شما نیست که آن را ننویسید» (إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجارَةً حاضِرَةً تُدِیرُونَها بَیْنَکُمْ ‏فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَلَّا تَکْتُبُوها).‏
‏18- در معامله نقدى گر چه تنظیم سند و نوشتن آن لازم نیست ولى شاهد گرفتن براى آن بهتر است، زیرا جلو اختلافات ‏احتمالى آینده را مى‏گیرد لذا مى‏فرماید: «هنگامى که خرید و فروش (نقدى) مى‏کنید، شاهد بگیرید» (وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ).‏
‏19- در آخرین حکمى که در این آیه ذکر شده مى‏فرماید: «هیچ گاه نباید نویسنده سند و شهود (به خاطر اداى حق و عدالت) ‏مورد ضرر و آزار قرار گیرند» (وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ).‏
‏ «که اگر چنین کنید از فرمان خدا خارج شدید» (فَإِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُمْ).‏
و در پایان آیه، بعد از ذکر آن همه احکام، مردم را دعوت به تقوا و پرهیزکارى و امتثال اوامر خداوند مى‏کند (وَ اتَّقُوا اللَّهَ).‏
و سپس یاد آورى مى‏نماید که «خداوند آنچه مورد نیاز شما در زندگى مادى و معنوى است به شما تعلیم مى‏دهد» (وَ یُعَلِّمُکُمُ ‏اللَّهُ).‏
قرار گرفتن دو جمله فوق در کنار یکدیگر این مفهوم را مى‏رساند که تقوا و پرهیزگارى و خدا پرستى اثر عمیقى در آگاهى و ‏روشن بینى و فزونى علم و دانش دارد. «و او از همه مصالح و مفاسد مردم آگاه است و آنچه خیر و صلاح آنهاست براى آنها ‏مقرر مى‏دارد» (وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ).‏
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر نور
نکته ها:‏
بزرگترین آیه‏ى قرآن، این آیه است که درباره‏ى مسائل حقوقى و نحوه‏ى تنظیم اسناد تجارى مى‏باشد. این آیه نشانه‏ى دقّت ‏نظر و جامعیّت اسلام است که در دوره جاهلیّت و در میان مردمى عقب افتاده، دقیق‏ترین مسائل حقوقى را طرح کرده است.‏
کلمه «تَدایَنْتُمْ» از «بِدَیْنٍ» به معناى بدهى، شامل هر گونه معامله غیر نقدى، وام و خرید سَلَف مى‏شود.‏
در حدیث آمده است: اگر کسى در معامله سند و شاهد نگیرد و مالش در معرض تلف قرار گیرد، هر چه دعا کند، خداوند ‏مستجاب نمى‏کند و مى‏فرماید: چرا به سفارشات من عمل نکردى؟! «1»‏
اگر دقّت در حفظ حقوق فردى ضرورى است، حفظ بیت المال بمراتب ضرورى‏تر است! تنظیم سند، حتّى در معاملات نقدى ‏مفید است، ولى ضرورت آن به اندازه‏ى معاملات نسیه نیست. چون در معاملات موعددار، ممکن است طرفهاى معامله و یا ‏شاهدان از دنیا بروند یا فراموش کنند، بنا بر این لازم است نوشته هم بشود.‏
از فرمان نوشتن، معلوم مى‏شود که اسناد تنظیم شده‏اى که همراه با گواهى عادل باشد، قابل استشهاد است.‏
از این آیه استفاده مى‏شود که جامعه اسلامى باید یکدیگر را در حفظ حقوق حمایت کنند. زیرا هر معامله‏اى، نیاز به کاتب و ‏چند شاهد دارد.‏
در زمانى که در تمام جزیرة العرب به گفته مورخان، 17 باسواد بیشتر نبوده، این همه سخن از نوشتن، نشانه‏ى توجّه اسلام ‏به علم و حفظ حقوق است.‏
پیام‏ها:‏
‏1 ایمان، بستر و مقدّمه عمل به احکام، و خطاب «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا» تشویقى براى عمل به احکام است.‏
‏2 مدّت بدهکارى، باید روشن باشد. «إِلى‏ أَجَلٍ مُسَمًّى»‏
‏ 3 براى حفظ اعتماد و خوش‏بینى به همدیگر و آرامش روحى طرفین و جلوگیرى از فراموشى، انکار و سوء ظنّ، باید ‏بدهى‏ها نوشته شود. «فَاکْتُبُوهُ»‏
‏ 4 براى اطمینان و حفظ قرارداد از دخل و تصرّف احتمالى طرفین، سند باید با حضور طرفین و توسط شخص سوّمى ‏نوشته شود. «وَ لْیَکْتُبْ بَیْنَکُمْ کاتِبٌ»‏
‏ 5 نویسنده‏ى قرار داد، حقّ را در نظر گرفته و عین واقع را بنویسد. «بِالْعَدْلِ» شرط گزینش نویسنده‏ى اسناد، داشتن عدالت ‏در قلم است.‏
‏6 به شکرانه سواد و علمى که خداوند به ما داده است، کارگشایى کنیم. «وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ کَما عَلَّمَهُ اللَّهُ»‏
‏ 7 اهل هر فن و حرفه‏اى مسئولیّت ویژه دارد، کسى که قلم دارد باید براى مردم بنویسد. «وَ لا یَأْبَ کاتِبٌ أَنْ یَکْتُبَ»‏
‏ 8 باید بدهکار که حقّ بر ذمّه اوست، متن قرار داد را بگوید و کاتب بنویسد، نه آنچه را بستانکار ادعا نماید. «وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی ‏عَلَیْهِ الْحَقُّ»‏
‏ 9 اقرار انسان علیه خودش، قابل قبول است. «وَ لْیُمْلِلِ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ»‏
‏ 10 بدهکار، هنگام املاى قرارداد باید خدا را در نظر بگیرد و چیزى را فروگذار نکند و تمام خصوصیّات بدهى را بگوید. ‏‏«وَ لْیَتَّقِ اللَّهَ رَبَّهُ» ‏
‏11 تدوین قانون باید به گونه‏اى باشد که حقّ ناتوان ضایع نشود. اگر بدهکار، سفیه یا ضعیف و ناتوان و یا گنگ و لال بود، ‏سرپرست و ولىّ او متن قرارداد را بگوید و کاتب بنویسد. «فَإِنْ کانَ الَّذِی عَلَیْهِ الْحَقُّ سَفِیهاً أَوْ ضَعِیفاً») ( «فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ»‏
‏ 12 سفیهان و ناتوانان در مناسبات اجتماعى، نیازمند ولىّ هستند. «فَلْیُمْلِلْ وَلِیُّهُ»‏
‏ 13 توجّه به حقوق طبقه محروم و اقشار ضعیف، از سوى مسئولان و سرپرستان لازم است. «فَلْیُمْلِلْ» صیغه امر نشانه ‏لزوم این کار است.‏
‏14 مردان، در گواه شدن و گواهى دادن بر زنان مقدّم مى‏باشند. «شَهِیدَیْنِ مِنْ رِجالِکُمْ»‏
‏ 15 گواهان باید عادل و مورد اطمینان و رضایت طرفین باشند. «مِمَّنْ تَرْضَوْنَ»‏
‏ 16 هر کدام از مردها به تنهایى مى‏توانند شاهد باشند، ولى اگر شاهد یک مرد و دو زن بود، آن دو زن به اتفاق هم اداى ‏شهادت کنند. تا اگر یکى لغزش یا اشتباه کرد، نفر دوّم یادآورى کند. «فَتُذَکِّرَ إِحْداهُمَا» دو زن به جاى یک مرد در گواهى، یا به ‏خاطر روحیّه‏ى ظریف و عاطفى آنهاست و یا به جهت آن است که معمولًا زنان در مسائل بازار و اقتصاد حضور فعّال ‏ندارند و آشنایى آنها با نحوه‏ى معاملات کمتر است.‏
‏17 اگر براى شاهد گرفتن از شما دعوت کردند، خوددارى نکنید، گرچه گواه شدن بدون دعوت واجب نیست. «وَ لا یَأْبَ ‏الشُّهَداءُ إِذا ما دُعُوا»‏
‏ 18 مبلغ قرارداد مهم نیست، حفظ اطمینان و حقّ الناس مهم است. «وَ لا تَسْئَمُوا أَنْ تَکْتُبُوهُ صَغِیراً أَوْ کَبِیراً»‏
‏ 19 ثبتِ سند به صورت دقیق و عادلانه سه فایده دارد:‏
الف: ضامن اجراى عدالت است. «أَقْسَطُ» ب: موجب جرأت گواهان بر شهادت دادن است. «أَقْوَمُ» ج: مانع ایجاد بدبینى در ‏جامعه است. «أَدْنى‏ أَلَّا تَرْتابُوا»‏
‏ 20 اگر فایده و اسرار احکام براى مردم گفته شود، پذیرفتن آن آسان مى‏شود.‏
‏ «ذلِکُمْ أَقْسَطُ»‏
‏ 21 معطل شدن امروز براى نوشتن قرارداد، بهتر از فتنه و اختلاف فرداست.‏
‏ «أَدْنى‏ أَلَّا تَرْتابُوا»‏
‏ 22 در معاملات نقدى، لزومى به نوشتن نیست. «إِلَّا أَنْ تَکُونَ تِجارَةً حاضِرَةً»‏
‏ 23 در معاملات نقدى، اگرچه نوشتن لازم نیست، ولى شاهد بگیرید. «فَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُناحٌ أَلَّا تَکْتُبُوها وَ أَشْهِدُوا إِذا تَبایَعْتُمْ» ‏
‏24 کاتب و شاهد در امان هستند و نباید به خاطر حقّ نوشتن و حقّ گفتن مورد آزار و اذیّت یکى از طرفین قرار گیرند. «لا ‏یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ»‏
‏ 25 اگر اداى شهادت و یا نوشتن قرارداد، نیازمند زمان یا تحمّل زحمتى بود، باید شاهد و کاتب به نحوى تأمین مالى شوند و ‏گر نه هر دو ضرر خواهند کرد. «وَ لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا شَهِیدٌ» ‏
‏26 کاتب و شاهد حقّ ندارند سند را به گونه‏اى تنظیم کنند که به یکى از طرفین ضررى وارد شود. «لا یُضَارَّ کاتِبٌ وَ لا ‏شَهِیدٌ»‏
‏ 27 هر گونه خدشه در سند، از هر کس که باشد، فسق و گناه است. «فَإِنَّهُ فُسُوقٌ» ‏
‏28 کاتب و شاهد، مرزبان حقوق مردم هستند و شکستن مرزها همان خروج از مرز و فسق است. «فَإِنَّهُ فُسُوقٌ»‏
‏ 29 قلب پاک و با تقوى، همچون آینه علوم و حقایق را مى‏گیرد. «وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ یُعَلِّمُکُمُ اللَّهُ» ‏
‏ 30 خداوند تمام نیازهاى مادّى و معنوى شما را مى‏داند و بر اساس آن، احکام و قوانین را براى شما بیان مى‏کند. قانون گذار ‏باید آگاهى عمیق و گسترده داشته باشد. «وَ اللَّهُ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عَلِیمٌ»‏
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مرضيه اسدي - نسیم حیات
این آیه طولانی ترین آیه قرآن است که دربارۀ مقررات داد وستدهایی که در میان مردم از قبیل وام و تجارت انجام می گیرد و همچنین تنظیم اسناد تجاری مدت دار، دستوراتی داده تا هیچ گونه ابهام ونزاعی در مورد آن ها پیش نیاید .در این آیه کریمه چند دستور ثبتی از سلسله مقررات امور مالی داده شده است که به آن ها اشاره می کنیم.
چند دستور ثبتی در معاملات
1- هرگاه به دیگری وام داد ، یا معامله ای به صورت نسیه یا سَلَف انجام گرفت ، باید قراردادی نوشته شود( اِذا تَدایَنتُم بِدَینٍ اِلی اَجَلٍ مُسَمًّی فَاکتُبُوهُ).
2- باید شخص ثالثی که از موضوع و شرایط معامله مطلّع است ، متن قرارداد را بنویسد که هم بی طرف و هم شاهدی بر قرار داد باشد ( وَلیَکتُب بَینَکُم کاتِبٌ بِالعَدلِ)
و نویسنده از نوشتن قرارداد ، آن طور که خدا فرموده دریغ نورزد(وَلا یَأبَ کاتِبٌ اَن یَکتُبَ کَما عَلَّمَهُ الله).
3- بدهکار باید خودش متن قرارداد را برای نویسنده بگوید و او بنویسد تا املای او سندی غیر قابل انکار باشد( فَلیَکتُب وَلیُملِلِ الَّذی عَلَیهِ الحَقّ). و از خدا بترسد و چیزی از آن کم نکند( وَلیَتَّقِ اللهَ رَبَّهُ وَلا یَبخَس مِنهُ شَیئًا).
4- اگر بدهکار سفیه یا ضعیف و یا از جهت جسمی معلول باشد و یا نتواند امضاء کند ، باید ولی او با رعایت عدل املا کند و سند را تنظیم نماید ( فَان کانَ الَّذی عَلَیهِ الحَقُّ سَفیهًا اَو ضَعیفًا اَولا یَستَطیعُ اَن یُمِلَّ هُوَ فَلیُملِل وَلِیُّهُ بِالعَدلِ ). گفته اند مراد از سفیه در این جا کسی است که ارزش و اهمیت مال را نمی داند و از بذل وبخشش بی مورد و حیف و میل آن ابایی ندارد.
5- طرفین ، علاوه بر مکتوب کردن قرارداد باید دو شاهد از مردان بگیرند (وَاستَشهِدُوا شَهیدَینِ مِن رِجالِکُم)، و اگر دو مرد نبود یک مرد ودو زن شاهد بگیرید( فَاِن لَم یَکُونا رَجُلَینِ فَرَجُلٌ وَامرَأَتانِ). و شهود باید مورد توافق و اطمینان طرفین باشند( مِمَّن تَرضَونَ مِنَ الشُّهَداءِ)
6- در صورتی که شهود ، یک مرد و دو زن باشند، باید آن دو زن به اتفاق یکدیگر ادای شهادت کنند، تا اگر یکی اشتباه کند نفر دوم یاد آور شود(اَن تَضِلَّ اِحدیهُما فَتُذَکِّرَ اِحدیهُمَا الاُخری)
7- وقتی گواهان برای شهادت دعوت می شوند اِبا نکنند (وَلا یَأَبَ الشُّهَداءُ اِذا ما دُعُوا). و از نوشتن بدهی چه بزرگ وچه کوچک برای سر رسید آن ملول نشوید(وَلا تَسئَمُوا اَن تَکتُبُوهُ صَغیرًا اَو کَبیرًا اِلی اَجَلِه) که این نزد خدا عادلانه تر و برای گواهی دادن اصولی تر و برای تردید نکردن مناسب تر است(ذلِکُم اَقسَطُ عِندَ اللهِ وَ اَقوَمُ لِلشَّهادُةِ وَ اَدنی اَلّا تَرتابُوا).
در صورتی که معمله ، نقدی باشد، نوشتن قرارداد لازم نیست( اِلّا اَن تَکُونَ تِجارَةً حاضِرَةًتُدیرُونَها بَینَکُم).ولی برای این معامله شاهد گرفته شود که امروزه آن را سند خرید می گویند( وَاَشهِدُوا اِذا تَبایَعتُم).
همه مقررات برای ایجاد اطمینان و جلوگیری از اشتباهات و خیانت است. حال اگر طرفین معامله به طور کامل نسبت به یکدیگر اطمینان داشتند، البتّه نوشتن قرارداد و گرفتن شاهد الزامی نخواهد بود.(فَلا جُناحَ عَلَیکُم اَلّا تَکتُبُوها).
9- امنیت شاهد و کاتب باید تأمین شود؛ زیرا ممکن است یکی از طرفین برای تضیع حق دیگری آن ها را تحت فشار قرار دهد که خلاف بنویسد یا به دروغ گواهی دهد( وَلا یُضارَّ کاتِبٌ وَلا شَهیدٌ) و اگر چنین کنید خروج از طاعت خداست ؛ از او بترسید؛ خدا شما را می آمورزد و او به هر چیزی داناست( وَاِن تَفعَلُوا فَاِنَّهُ فُسُوقٌ بِکُم وَ اتَّقوا اللهَ وَ یُعَلّمُکُمُ اللهُ وَاللهُ بِکُلِّ شَیءٍ عَلیمٌ)
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.