از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(فقلنااضربوه ببعضها):(پس گفتیم بزنید به آن جسد قسمتی از بدن گاورا)،(کذلک یحی الله الموتی ):(اینچنین خدا مردگان را زنده می کند)پس کسی که می تواند مرده را پس از مرگ زنده کند ،غیر آن را هم می تواند با قدرت خود زنده کند، لذا مرده را زنده نمود و معلوم کرد که قاتل او کیست ،(و یریکم ایاته لعلکم تعقلون ):(و نشانه های محسوس خود را به شما نشان می دهد ،شاید که تعقل وتفکر کنید). [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
1) متولی : خوب بود اگر داستان این ماجرا را نیز ذکر می کردید.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مهناز بدرقاسمي - نمونه، 1/302
ماجرا (آن گونه که از قرآن و تفاسیر بر مى‏آید) چنین بود که یک نفر از بنى اسرائیل به طرز مرموزى کشته مى‏شود، در حالى که قاتل به هیچوجه معلوم نیست.
در میان قبائل و اسباط بنى اسرائیل نزاع درگیر مى‏شود، هر یک آن را به طایفه و افراد قبیله دیگر نسبت مى‏دهد و خویش را تبرئه مى‏کند داورى را براى فصل خصومت نزد موسى مى‏برند و حل مشکل را از او خواستار مى‏شوند، و چون از طرق عادى حل این قضیه ممکن نبود، و از طرفى ادامه این کشمکش ممکن بود منجر به فتنه عظیمى در میان بنى اسرائیل گردد، موسى با استمداد از لطف پروردگار از طریق اعجاز آمیزى به حل این مشکل چنان که در تفسیر آیات مى‏خوانید مى‏پردازد . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  ابراهيم محمودي - برگزیده تفسیر نمونه
«سپس گفتیم قسمتى از گاو را به مقتول بزنید» تا زنده شود و قاتل خود را معرّفى کند (فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها)
«آرى! خدا این گونه مردگان را زنده مى‏کند» (کَذلِکَ یُحْیِ اللَّهُ الْمَوْتى‏)
«و این گونه آیات خود را به شما نشان مى‏دهد تا تعقّل کنید» (وَ یُرِیکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ)
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  حاجيه تقي زاده فانيد - تفسیر انگلیسی- ابن کثیر
Allah said,


﴿فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا﴾


(So We said: "Strike him (the dead man) with a piece of it (the cow)'') meaning, "any part of the cow will produce the miracle (if they struck the dead man with it).'' We were not told which part of the cow they used, as this matter does not benefit us either in matters of life or religion. Otherwise, Allah would have made it clear for us. Instead, Allah made this matter vague, so this is why we should leave it vague. Allah's statement,


﴿کَذَلِکَ یُحْىِ اللَّهُ الْمَوْتَى﴾


(Thus Allah brings the dead to life) means, "They struck him with it, and he came back to life.'' This Ayah demonstrates Allah's ability in bringing the dead back to life. Allah made this incident proof against the Jews that the Resurrection shall occur, and ended their disputing and stubbornness over the dead person.


Allah mentioned His bringing the dead back to life in five instances in Surat Al-Baqarah. First Allah said,


﴿ثُمَّ بَعَثْنَـکُم مِّن بَعْدِ مَوْتِکُمْ﴾


(Then We raised you up after your death). He then mentioned the story about the cow. Allah also mentioned the story of those who escaped death in their land, while they were numbering in the thousands. He also mentioned the story of the Prophet who passed by a village that was destroyed, the story of Abraham and the four birds, and the land that comes back to life after it has died. All these incidents and stories alert us to the fact that bodies shall again become whole, after they were rotten. The proof of Resurrection is also reiterated in Allah's statement,


﴿وَءَایَةٌ لَّهُمُ الاٌّرْضُ الْمَیْتَةُ أَحْیَیْنَـهَا وَأَخْرَجْنَا مِنْهَا حَبّاً فَمِنْهُ یَأْکُلُونَ - وَجَعَلْنَا فِیهَا جَنَّـتٍ مِّن نَّخِیلٍ وَأَعْنَـبٍ وَفَجَّرْنَا فِیهَا مِنَ الْعُیُونِ - لِیَأْکُلُواْ مِن ثَمَرِهِ وَمَا عَمِلَتْهُ أَیْدِیهِمْ أَفَلاَ یَشْکُرُونَ ﴾


(And a sign for them is the dead land. We give it life, and We bring forth from it grains, so that they eat thereof. And We have made therein gardens of date palms and grapes, and We have caused springs of water to gush forth therein. So that they may eat of the fruit thereof ـ and their hands made it not. Will they not then give thanks) (36:33-35).




[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر راهنما

1 - خداوند، به قوم موسى فرمان داد تا قطعه اى از گاو ذبح شده را بر پیکر مقتول بزنند.

فقلنا اضربوه ببعضها

ضمیر مفعولى در «إضربوه» به «نفساً» بر مى گردد و ضمیر در «ببعضها» به «بقرة» ارجاع مى شود.

2 - مقتول قوم موسى در پى زده شدن پاره اى از گاو ذبح شده بر وى، زنده شد.

فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحى اللّه الموتى

عبارت «کذلک یحى اللّه الموتى; خداوند بدین سان مردگان را زنده مى کند» پس از جمله «فقلنا ...» دلالت بر زنده شدن آن مقتول دارد.

3 - تحقق فعل خدا با جریان اسباب و علل

فقلنا اضربوه ببعضها

4 - مقتول قوم موسى پس از زنده شدن، قاتل خویش را معرفى کرد.

واللّه مخرج ما کنتم تکتمون. فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحى اللّه الموتى

بیان زنده شدن مقتول بنى اسرائیل، پس از بیان وعده الهى به افشاى هویت قاتل، دلالت بر جمله اى محذوف دارد; یعنى: فضربوه بها فصار حیاً و قال إن فلاناً قتلنى.

5 - حیات بخشى به مقتول بنى اسرائیل، کار خداوند بود.

فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحى اللّه الموتى

از هدفهاى بیان این حقیقت که «خداوند مردگان را زنده مى کند» - پس از بیان زنده شدن مقتول بنى اسرائیل به وسیله زدن عضوى از گاو بر آن - رساندن این معناست که: حیات بخشى به آن مقتول فعل خداوند بود، نه اثرى از عضو آن گاو ذبح شده.

6 - مقتول قوم موسى از جنس ذکور بود.

فقلنا اضربوه ببعضها

برداشت فوق از آوردن ضمیر مذکر «ه» در «إضربوه» - که به «نفساً» بر مى گردد - استفاده شده است.

7 - خداوند، همه مردگان را حیاتى دوباره خواهد بخشید.

کذلک یحى اللّه الموتى

8 - زنده کردن مردگان براى خداوند امرى سهل و آسان است.

کذلک یحى اللّه الموتى

به نظر مى رسد «وجه شبه» میان زنده کردن مقتول بنى اسرائیل و سایر مردگان، سهولت و آسانى آن باشد; یعنى، خداوند به همان آسانى و سهولت که آن مرده را زنده کرد، سایر مردگان را نیز زنده مى کند.

9 - خداوند، با به کارگیرى اسباب، مردگان را براى حضور در قیامت زنده مى کند.*

فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحى اللّه الموتى

برداشت فوق بدان احتمال است که «وجه شبه» میان زنده شدن مقتول بنى اسرائیل و زنده شدن مردگان در قیامت، به کارگیرى اسباب باشد.

10 - امکان زنده شدن مردگان در دنیا

فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحى اللّه الموتى

11 - داستان کشته شدن فردى از قوم موسى و احیاى دوباره او، معجزه و رخدادى سزاوار به خاطر سپردن و به یادداشتن

و إذ قتلتم نفساً ... فقلنا اضربوه ببعضها کذلک یحى اللّه الموتى

«إذ» مفعول براى فعل مقدر «اذکروا» مى باشد.

12 ـ خداوند، آیات و نشانه هاى قدرت خویش را همواره و به گونه اى روشن براى مردم نمایان مى سازد.

و یریکم ءایته

آیات به معناى نشانه هاست، به نظر مى رسد در آیه فوق - به مناسبت بیان احیاى مردگان - مراد از آیات، نشانه ها و دلایل قیامت یا قدرت خداوند است.

13 ـ از اهداف ارائه آیات به مردم، ایجاد زمینه هاى فهم اقتدار و توانمندى خداوند در آنان است.

و یریکم ءایته لعلکم تعقلون

14 - فهمیدن و اندیشه کردن، از ارزشهاى والاست.

و یریکم ءایته لعلکم تعقلون

از اینکه ارائه آیات با هدف ایجاد زمینه فهم و اندیشه در بشر مطرح شده، ارجمندى اندیشه کردن و فهمیدن، به دست مى آید.

15 - زنده شدن مقتول بنى اسرائیل و معرفى قاتل خویش، از آیات خدا و از نشانه هاى اقتدار اوست.

فقلنا اضربوه ببعضها کذلک ... یریکم ءایته لعلکم تعقلون

از مصداقهاى «آیاته» - که آیه ناظر به آن است - زنده شدن مقتول بنى اسرائیل مى باشد.

16 - هدف از نقل داستانها در قرآن، ایجاد زمینه هاى درک و اندیشه در انسانهاست.

و یریکم ءایته لعلکم تعقلون

مراد از «آیات» گاهى حقایق و وقایع خارجى است و گاهى مقصود از آن بیان و نقل حقایق مى باشد. برداشت فوق ناظر به احتمال دوم است. بر اساس این احتمال از مصادیق «آیاته»، داستان گاو بنى اسرائیل و داستان زنده شدن مقتول آنان مى باشد.

17 - بزنطى از امام رضا(ع) روایت نموده که: «ان رجلا من بنى اسرائیل قتل قرابة له ... فقالوا لموسى (ع) ان سبط آل فلان قتلوا فلاناً فاخبرنا من قتله؟ قال ایتونى ببقرة ... فاشتروها و جاؤا بها فأمر بذبحها ثم أمر ان یضرب المیت بذنبها فلما فعلوا ذلک حیى المقتول و قال یا رسول اللّه ابن عمّى قتلنى دون من یدعى علیه قتلى فعلموا بذلک قاتله ...;(1)

شخصى از بنى اسرائیل یکى از نزدیکان خود را کشت ... بنى اسرائیل به موسى گفتند: فلان قبیله، فلانى را کشته است و تو قاتل را معرفى کن. موسى (ع) فرمود: گاوى را نزد من آورید ... آنان گاو را خریده و نزد موسى(ع) بردند و موسى امر به ذبح آن کرد. سپس امر نمود که دم آن گاو را به مقتول بزنند و چون این کار را کردند آن مرده زنده شد و گفت اى پیامبر خدا! پسر عمویم مرا کشته است نه آن کس که او را متهم به کشتن من کرده اند، پس با این عمل قاتل را شناسایى نمودند ...».
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر مجمع البیان
«فقلنا اضربوه ببعضها»

پس دستور دادیم پاره اى از اعضاى آن گاو سربریده را بر پیکر بیجان مقتول بزنید تا به خواست خدا برخیزد و راز نهفته را افشا کند.

کدام عضو؟

در پاسخ به این پرسش که منظور از عضو حیوان سربریده در این جمله از آیه شریفه کدامین عضو بوده، دیدگاهها متفاوت است:

1. برخى همچون مجاهد و دیگران برآنند که منظور، ران گاو بوده است؛ که با آن به مقتول زده شد و به خواست خدا برخاست و کشنده خویش را معرّفى کرد و دگرباره جهان را بدرود گفت.

2. عدّه اى چون سعیدبن جبیر بر این اعتقادند که منظور، دُم آن حیوان بوده است.

3. دسته اى گفته اند: منظور، زبان گاو بوده است.

4. و پاره اى دیگر، قطعه اى از استخوانهاى او را معرّفى کرده اند.

5. بعضى معتقدند که عضو مورد نظر، پاره گوشت میان دو کتف حیوان بوده است.

6. و گروهى نیز، عضو دیگرى از آن حیوان را عنوان ساخته اند.

با تعمّق در آیه شریفه و واژه هاى آن، مى توان دریافت که همه این دیدگاهها در حدّ یک احتمال مطرح است.

راز این دستور

از آنجا که جامعه نوین بنى اسرائیل، قربانى دادن در راه خدا را از بهترین و نزدیکترین راههاى تقرّب به او مى دانست و براى این کار خداپسندانه قربانگاهى آماده ساخته بود که جز شایسته کرداران در آن وارد نمى شدند، خداى جهان آفرین دستور داد این مشکل اجتماعى را با تقرّب به خدا و انجام دادن قربانى حل کنند؛ و این درس انسانساز را به آنان و آیندگان آموخت که در مشکلات و رخدادهاى سخت، خداى را فراموش نسازند و پیش از هر تلاشى به او تقرّب جویند و طبق مقررّات او به جنگ ناهنجاریها بروند.

«کذلک یحیى اللّه الموتى»

خدا، مردگان را [در آستانه رستاخیز] اینگونه زنده مى سازد

این فراز از آیه شریفه را مى توان سخن موسى (ع) دانست یا سخن خداى او.

در صورت نخست، باید گفت: موسى (ع) پس از اجراى فرمان و زنده شدن آن فرد مقتول، درسى از معاد داد و گفت: هان اى قوم! [بنگرید که ] روز رستاخیز نیز خدا اینگونه مردگان را زنده مى سازد.

و در صورت دوّم، باید گفت: خدا پس از بیان داستان گاو بنى اسرائیل، درس معادشناسى مى دهد و مى فرماید: هان اى قریش و اى انکارگران معاد! روز رستاخیز نیز خدا مردگان را اینگونه زنده مى سازد.

«ویریکم آیاته»

و آیات و نشانه هاى [قدرت ] خویش را بر شما مى نمایاند

در این مورد، بعضى معتقدند که منظور از نشانه ها، یک نمونه اش زنده ساختن همان مقتول است؛ و برخى دیگر را اعتقاد بر این است که منظور، نشانه هاى راستى و درستى قرآن و آورنده آن، پیامبر(ص)، است که در پرتو وحى و رسالت، آنچه را یهود کتمان مى کردند، همه را بروشنى آشکار ساخت.

«لعلّکم تعقلون»

باشد که خرد خود را بکار گیرید

زیرا فرد و جامعه اى که از مشعل فروزان خرد بشایستگى بهره نگیرد، بسان کسى است که از آن نعمت گران محروم است.

هدفهاى بلند و انسانساز

آیاتى که تفسیر آنها گذشت، در راستاى سازندگى و هدایت انسانهاست؛ امّا روى دو نکته بیشتر انگشت مى نهد:

1. نخست در اندیشه پاسخگویى به شرک گرایان عرب است که مى گفتند: چگونه هنگامى که مردیم و پوسیدیم، دگرباره زنده خواهیم شد؟ این آیات نشان مى دهند همانگونه که آفریدگار هستى یکبار شما را آفرید، دگرباره هم بى هیچ مشکلى مى تواند بیافریند؛ و این هم یک نمونه از آن است که یهودیان آن را گواهى مى کنند.

2. دیگر آنکه با ترسیم داستانهاى نسلهاى گذشته و سرگذشتهاى ویژه یهود که خود آنان تلاش مى کردند آنها را پوشیده بدارند، سندهاى خدشه ناپذیرى در صداقت و درستى رسالت پیامبر (ص) و وحى الهى بودن قرآن به ثبت مى رساند. یهودیان که خود از مخالفان پیامبر (ص) بودند، با تصدیق درستى این داستانها و آگاهى از این واقعیت که پیامبر (ص) نه کتابى خوانده و نه دانشگاهى دیده است، اقرار مى کردند که این حقایق را تنها از راه وحى الهى دریافت مى دارد. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر کشاف
و الضمیر فی (اضربوه ) إما أن یرجع إلی النفس و التذکیر علی تأویل الشخص و الانسان ، و إما إلی القتیل لما دل علیه من قوله (ما کنتم تکتمون ). ( ببعضها) ببعض البقرة. و اختلف فی البعض الذی ضرب به ، فقیل : لسانها، و قیل : فخذها الیمنی ، و قیل : عجبها، و قیل : العظم الذی یلی الغضروف و هو أصل الاذن ، و قیل : البضعة بین الکتفین . و المعنی : فضربوه فحیی ، فحذف ذلک لدلالة قوله : (کذلک یحیی الله الموتی ). و روی أنهم لما ضربوه قام بإذن الله و أوداجه تشخب دما و قال : قتلنی فلان و فلان لابنی عمه ، ثم سقط میتا، فأخذا و قتلا و لم یورث قاتل بعد ذلک . (کذلک یحیی الله الموتی ) إما أن یکون خطابا للذین حضروا حیاة القتیل بمعنی و قلنا لهم : کذلک یحیی الله الموتی یوم القیامة (و یریکم آیاته ) و دلائله علی أنه قادر علی کل شی ء (لعلکم تعقلون ) تعملون علی قضیة عقولکم . و أن من قدر علی إحیاء نفس واحدة قدر علی إحیاء الانفس کلها لعدم الاختصاص حتی لا تنکروا البعث . و إما أن یکون خطابا للمنکرین فی زمن رسول الله صلی الله علیه و سلم . فإن قلت : هلا أحیاه ابتداء؟ و لم شرط فی أحیائه ذبح البقرة و ضربه ببعضها؟ قلت : فی الاسباب و الشروط حکم و فوائد. و إنما شرط ذلک لما فی ذبح البقرة من التقرب و أداء التکالیف و اکتساب الثواب و الاشعار بحسن تقدیم القربة علی الطلب ، و ما فی التشدید علیهم لتشدیدهم من اللطف لهم ، و لاخرین فی ترک التشدید و المسارعة إلی امتثال أوامر الله تعالی و ارتسامها علی الفور، من غیر تفتیش و تکثیر سؤال ، و نفع الیتیم بالتجارة الرابحة، و الدلالة علی برکة البر بالوالدین ، والشفقة علی الاولاد، و تجهیل الهازئ بما لایعلم کنهه و لا یطلع علی حقیقته من کلام الحکماء، و بیان أن من حق المتقرب إلی ربه أن یتنوق فی اختیار ما یتقرب به ، و أن یختاره فتی السن غیر قحم و لا ضرع ، حسن اللون بریا من العیوب یونق من ینظر إلیه ، و أن یغالی بثمنه ، کما یروی عن عمر رضی الله عنه أنه ضححی بنجیبة بثلاثمائة دینار، و أن الزیادة فی الخطاب نسخ له ، و أن النسخ قبل الفعل جائز و إن لم یجز قبل وقت الفعل و إمکانه لادائه إلی البداء، و لیعلم بما أمر من مس المیت بالمیت و حصول الحیاة عقیبه أن المؤثر هو المسبب لا الاسباب ، لان الموتین الحاصلین فی الجسمین لا یعقل أن تتولد منهما حیاة. فإن قلت : فما للقصة لم تقص علی ترتیبها، و کان حقها أن یقدم ذکر القتیل و الضرب ببعض البقرة علی الامر بذبحها، و أن یقال : و إذ قتلتم نفسا فادارأتم فیها فقلنا اذبحوا بقرة و اضربوه ببعضها؟ قلت : کل ما قص من قصص بنی إسرائیل إنما قص تعدیدا لما وجد منهم من الجنایات ، و تقریعا لهم علیها، و لما جدد فیهم من الایات العظام . و هاتان قصتان کل واحدة منهما مستقلة بنوع من التقریع و إن کانتا متصلتین متحدتین ، فالاولی لتقریعهم علی الاستهزاء و ترک المسارعة إلی الامتثال و ما یتبع ذلک . و الثانیة للتقریع علی قتل النفس المحرمة و ما یتبعه من الایة العظیمة. و إنما قدمت قصة الامر بذبح البقرة علی ذکر القتیل لانه لو عمل علی عکسه لکانت قصة واحدة، و لذهب الغرض فی تثنیة التقریع . و لقد روعیت نکتة بعد ما استؤنفت الثانیة استئناف قصة برأسها أن وصلت بالاولی ، دلالة علی اتحادهما بضمیر البقرة لا باسمها الصریح فی قوله : ( اضربوه ببعضها) حتی تبین أنهما قصتان فیما یرجع إلی التقریع و تثنیته بأخراج الثانیة مخرج الاستئناف مع تأخیرها، و أنها قصة واحدة بالضمیر الراجع إلی البقرة. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.