از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
(سبح اسم ربک الاعلی ):(نام پروردگار بلند مرتبه خود را منزه بدار) [ نظرات / امتیازها ]
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  نيره تقي زاده فايند - تفسیر راهنما
- تسبیح خداوند و دور نگه داشتن نام هاى او از اوصاف ناروا، وظیفه اى الهى برعهده پیامبر(ص)

سبّح

2 - خداوند، از هر عیب و نقصى مبرّا است.

سبّح اسم ربّک

لزوم منزّه قرار دادن نام، بیانگر منزّه بودن صاحب نام است.

3 - اعتراف به پاک بودن خداوند از هر عیب و نقصى، وظیفه اى الهى بر عهده همه انسان ها است.

سبّح اسم ربّک

خطاب «سبّح»، ممکن است ویژه پیامبر(ص) نباشد; گرچه روى سخن با آن حضرت است; زیرا مفاد آیات قرآن بدون توجه به آیه هاى قبل و بعد نیز مراد بوده و در محتواى عام خود قابل تمسک هستند.

4 - نام خداوند، هرگز نباید با اثبات صفات ناشایست و سلب صفات بایسته، همراه شود.

سبّح اسم ربّک

تسبیح و تقدیس و تنزیه به یک معنا است (مصباح). مراد از تسبیح نام خداوند، پاک و دور از عیب معرفى کردن آن است که مستلزم چند چیز است: 1. همراه نساختن نام خداوند با وصفى ناشایست; 2. حمل نکردن نام او بر معنایى نادرست; 3. سلب نکردن صفات نیکو از آن; 4. به کار نبردن نام هاى اختصاصى خداوند براى غیر او; 5. پرهیز از بى احترامى به نام هاى او. برداشت یاد شده به برخى از امور یاد شده نظر دارد.

5 - لزوم پرهیز از حمل نام هاى خداوند، بر معنایى که زیبنده او نیست.

سبّح اسم ربّک

6 - لزوم پرهیز از هرگونه جسارت و بى احترامى، به نام هاى خداوند

سبّح اسم ربّک

7 - نام هاى اختصاصى خداوند، نباید بر غیر او نهاده شود.

سبّح اسم ربّک الأعلى

پاکیزه نگه داشتن نام خداوند، معنایى عام است و شامل نکته یاد شده نیز مى باشد.

8 - هر نام که بر ربوبیت دلالت کند، ویژه خداوند است و بر غیر او روا نیست.

سبّح اسم ربّک

9 - باور به ربوبیت خداوند، زمینه ساز پرهیز از همراه ساختن نام او با هرگونه وصف ناشایست.

سبّح اسم ربّک

10 - تسبیح پیامبر(ص)، مایه رشد و تعالى او است.

ربّک

11 - خداوند، داراى برترین مقام ها و کامل ترین ویژگى ها است.

ربّک الأعلى

وصف «الأعلى» ـ به قرینه آیه بعد ـ به «ربّک» ارتباط دارد; نه «اسم ربّک».

12 - اختصاص والاترین مقام ها به خداوند، دلیل لزوم تنزیه نام او از هر عیب و نقص است.

سبّح اسم ربّک الأعلى

وصف «الأعلى»، در مقام تعلیل براى «سبّح» است.

13 - ملاک شایستگى اسامى و اوصاف براى خداوند، دلالت آنها بر بى عیب بودن خداوند و سازگارى شان با مقام والاى او است.

سبّح اسم ربّک الأعلى

14 - خداوند، داراى نام هایى منزّه از دلالت بر کمترین عیب و سازگار با مقام والاى او است.

سبّح اسم ربّک الأعلى
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیر هدایت
[1] ‌برای‌ نام‌ ‌خدا‌ عظمتی‌ ‌است‌ ‌که‌ برخاسته ‌از‌ بزرگی‌ ‌خود‌ ‌او‌ ‌است‌، زیرا ‌که‌ راهنمای‌ ‌به‌ ‌او‌ و یادآوری‌ ‌به‌ ‌ما ‌است‌، و گواه‌ ‌بر‌ شکوه‌ و زیبایی‌ و عظمت‌ و بزرگواری‌ ‌او‌ ‌است‌، و بدان‌ جهت‌ ‌که‌ پروردگار ‌ما ‌در‌ آغاز اسم‌ اعظم‌ ‌خود‌ ‌را‌ آفرید، و ‌آن‌ ‌را‌ ‌بر‌ چهار چیز قرار داد ‌که‌ اختصاص‌ ‌به‌ یکی‌ داشت‌، ‌پس‌ ‌آن‌ ‌را‌ پوشیده‌ نگاه‌ داشت‌ ‌که‌ ‌از‌ آفریدگانش‌ هیچ‌ کس‌ ‌بر‌ ‌آن‌ آگاه‌ نبود، و ‌آن‌ سه‌ ‌را‌ ‌در‌ کلمات‌: اللّه‌ و ‌تعالی‌ و تبارک‌ قرار داد، ‌تا‌ اولی‌ راهنمای‌ ‌ما ‌به‌ ذاتش‌ ‌باشد‌، و دومی‌ ‌به‌ صفاتش‌، و سوم‌ ‌به‌ افعالش‌، سپس‌ اشیاء ‌را‌ ‌به‌ اسم‌ ‌او‌ آفرید، و آنچه‌ ‌در‌ آفریده‌ها ‌از‌ آثار عظمت‌ ‌او‌ می‌بینیم‌، چیزی‌ جز تجلیهایی‌ ‌از‌ نامهای‌ ‌او‌ نیست‌.

بدین‌ گونه‌ ‌به‌ ‌ما فرمان‌ داد ‌تا‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ نامهایش‌ بخوانیم‌: «وَ لِلّه‌ِ الأَسماءُ الحُسنی‌ فَادعُوه‌ُ بِها‌-‌ و ‌خدا‌ ‌را‌ نامهای‌ نیکویی‌ ‌است‌، ‌پس‌ ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌آنها‌ بخوانید».

آنچه‌ ‌در‌ دعاهای‌ مأثوره‌ می‌خوانیم‌ تأویلی‌ ‌برای‌ ‌اینکه‌ فرمان‌ الاهی‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌خدا‌ ‌به‌ توسط نامهای‌ نیکوی‌ ‌او‌ توسل‌ جوییم‌، و می‌گوییم‌: «اعوذ بنور وجهک‌ الذی‌ أضاءت‌ ‌له‌ السماوات‌ و الأرضون‌ و انکشفت‌ ‌له‌ الظلمات‌، و صلح‌ ‌علیه‌ امر الأولین‌ و الآخرین‌، ‌من‌ فجاءة نقمتک‌، و ‌من‌ تحویل‌ عافیتک‌، و ‌من‌ زوال‌ نعمتک‌«1»‌-‌ پناه‌ می‌برم‌ ‌به‌ روشنی‌ روی‌ تو ‌که‌ ‌برای‌ ‌آن‌ روشن‌ شد آسمانها و زمین‌، و تاریکیها ‌برای‌ ‌آن‌ آشکار شد، و نیکو شد ‌بر‌ ‌آن‌ امر اوّلیان‌ و آخریان‌، ‌از‌ ناگهانی‌ بودن‌ انتقامت‌، و ‌از‌دگرگون‌ شدن‌ عافیتت‌، و ‌از‌ نابود شدن‌ نعمتت‌».

«اللهم‌ إنّی‌ أسألک‌ باسمک‌ العظیم‌ الأعظم‌، الأعزّ الأجل‌ّ الأکرم‌، الّذی‌ ‌إذا‌ دعیت‌ ‌به‌ ‌علی‌ مغالق‌ أبواب‌ السّماء للفتح‌ بالرحمة انفتحت‌، و ‌إذا‌ دعیت‌ ‌به‌ ‌علی‌ مضائق‌ أبواب‌ ‌الإرض‌ للفرج‌ انفرجت‌ و ‌إذا‌ دعیت‌ ‌به‌ ‌علی‌ العسر للیسر تیسّرت‌، و ‌إذا‌ دعیت‌ ‌به‌ ‌علی‌ الأموات‌ للنّشور انتشرت‌، و ‌إذا‌ دعیت‌ ‌به‌ ‌علی‌ کشف‌ البأساء و الضّراء انکشفت‌«2» خدایا ‌از‌ تو ‌به‌ نام‌ بزرگ‌ بزرگتر و تواناتر و ‌با‌ شکوهتر و بزرگوارترت‌، ‌که‌ چون‌ ‌به‌ ‌آن‌ ‌بر‌ قفلهای‌ درهای‌ آسمان‌ ‌برای‌ باز شدن‌ ‌به‌ رحمت‌ خوانده‌ شوی‌ باز می‌شود، و چون‌ ‌به‌ ‌آن‌ ‌بر‌ درهای‌ تنگ‌ زمین‌ ‌برای‌ گشوده‌ شدن‌ خوانده‌ شوی‌ گشوده‌ می‌شود، و چون‌ ‌به‌ ‌آن‌ ‌برای‌ ‌آن‌ خوانده‌ شوی‌ ‌که‌ سختی‌ ‌به‌ آسانی‌ مبدل‌ شود آسانی‌ فراهم‌ آید، و چون‌ ‌به‌ ‌آن‌ ‌بر‌ مردگان‌ خوانده‌ شوی‌ ‌که‌ برخیزند برخیزند، و چون‌ ‌به‌ ‌آن‌ ‌برای‌ ‌از‌ میان‌ رفتن‌ سختی‌ و قحطی‌ خوانده‌ شوی‌ ‌از‌ میان‌ برود».«3»

‌در‌ دعاهای‌ رسیده ‌به‌ ‌ما ‌از‌ پیامبر و اهل‌ بیت‌ پاکیزه ‌او‌‌-‌ ‌علیه‌ و ‌علیهم‌ صلوات‌ اللّه‌‌-‌ نامهای‌ نیکو و حسنای‌ ‌خدا‌ رکنی‌ اساسی‌ ‌در‌ ‌آنها‌ ‌است‌، همچون‌ دعای‌ جوشن‌ کبیر ‌که‌ مشتمل‌ ‌بر‌ هزار اسم‌ و صفت‌ ‌از‌ نامها و صفات‌ ‌خدا‌ ‌است‌، و دعای‌ بهاء و دعای‌ کمیل‌.«4»

آیا دریافته‌اید ‌که‌ ‌اینکه‌ نامها چیست‌! ‌به‌ حق‌ باید ‌گفت‌ ‌که‌ دانش‌ خردهای‌ ‌ما ‌به‌ ‌آن‌ احاطه‌ پیدا نمی‌کند، چگونه‌ می‌تواند چنین‌ شود ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ ‌ما نمی‌توانیم‌ ‌بر‌ همه آفریده‌های‌ ‌او‌ احاطه‌ و علم‌ پیدا کنیم‌، و می‌دانیم‌ ‌که‌ آفریده‌های‌ ‌او‌ نموداری‌ ‌از‌ نمودارهای‌ اسماء ‌او‌ ‌است‌! ولی‌ ‌خدا‌ ‌آن‌ اندازه‌ و علم‌ ‌به‌ ‌ما داد ‌که‌ ‌به‌ نامهای‌ ‌او‌ اشاره‌ کنیم‌ و ‌به‌ ‌آنها‌ ‌او‌ ‌را‌ بخوانیم‌ ... سپس‌ ‌به‌ وسیله ‌آنها‌ ‌ما ‌را‌ ‌به‌ آنچه‌ ‌بر‌ پیامبرش‌ ‌از‌ کتاب‌ وحی‌ کرد و ‌بر‌ زبان‌ اولیای‌ ‌خود‌ ‌از‌ علم‌ روان‌ ساخت‌ ‌که‌ همچون‌ تفسیری‌ ‌برای‌ کتاب‌ ‌است‌، آگاه‌ ساخت‌، و بدین‌ گونه‌ نامها نمودارهای‌ عظمت‌ ‌او‌، ونشانه‌های‌ گواهی‌ و نگاهبانی‌ ‌او‌ ‌است‌، و ‌او‌ ‌را‌ جز ‌به‌ ‌اینکه‌ صفت‌ تقدیس‌، و جز بدین‌ اعتبار تسبیح‌ نمی‌کنیم‌، ‌پس‌ چون‌ ‌اینکه‌ وسیله‌ای‌ ‌به‌ سوی‌ ‌او‌ ‌است‌ تقدیس‌، و چون‌ راهی‌ ‌برای‌ شناخت‌ ‌او‌ ‌است‌ تسبیح‌ می‌شود.

‌هر‌ کس‌ نام‌ ‌را‌ بدون‌ صاحب‌ نام‌ ‌ یا ‌ ‌با‌ صاحب‌ نام‌ تقدیس‌ کند، ‌به‌ پروردگار پاک‌ ‌خود‌ شرک‌ ورزیده‌ ‌است‌، و جز ‌اینکه‌ نیست‌ ‌که‌ تقدیس‌ ‌ما ‌برای‌ اسم‌ بدان‌ سبب‌ ‌است‌ ‌که‌ اسمی‌ ‌برای‌ معنی‌ و وسیله‌ای‌ ‌برای‌ نزدیکی‌ ‌به‌ ‌او‌ ‌است‌ نه‌ چیزی‌ بیش‌ ‌از‌ ‌اینکه‌.

بدین‌ گونه‌ ‌در‌ بعضی‌ ‌از‌ آیات‌ ذکر ‌را‌ تسبیحی‌ ‌برای‌ ‌خدا‌ و ‌در‌ بعضی‌ دیگر ‌برای‌ اسمش‌ می‌یابیم‌، ‌پس‌ چون‌ ‌خدا‌ ‌را‌ تسبیح‌ کنیم‌، ‌اینکه‌ تسبیح‌ ‌به‌ وسیله نامهای‌ ‌او‌ صورت‌ می‌گیرد، زیرا ‌که‌ راهی‌ ‌برای‌ دست‌ یافتن‌ ‌ما ‌به‌ معرفت‌ ذات‌ ‌خدا‌ وجود ندارد، و هنگامی‌ ‌که‌ نام‌ ‌خدا‌ ‌را‌ تسبیح‌ می‌کنیم‌، بدان‌ سبب‌ ‌است‌ ‌که‌ نام‌ ‌خدا‌ ‌است‌ و راه‌ رسیدن‌ ‌ما ‌به‌ شناخت‌ ‌خدا‌، و بدان‌ جهت‌ ‌که‌ توانایی‌ شناخت‌ ‌او‌ ‌را‌ جز ‌به‌ اسم‌ ‌او‌ نداریم‌.

خدای‌ ‌تعالی‌ ‌گفت‌: سَبَّح‌َ لِلّه‌ِ ما فِی‌ السَّماوات‌ِ وَ ما فِی‌ الأَرض‌ِ وَ هُوَ العَزِیزُ الحَکِیم‌ُ،«5» یُسَبِّح‌ُ لِلّه‌ِ ما فِی‌ السَّماوات‌ِ وَ ما فِی‌ الأَرض‌ِ المَلِک‌ِ القُدُّوس‌ِ العَزِیزِ الحَکِیم‌ِ،«6» و ‌گفت‌: وَ سَبِّحُوه‌ُ بُکرَةً وَ أَصِیلًا،«7» چنان‌ ‌که‌ ‌گفت‌: بِسم‌ِ اللّه‌ِ الرَّحمن‌ِ الرَّحِیم‌ِ اقرَأ بِاسم‌ِ رَبِّک‌َ الَّذِی‌ خَلَق‌َ،«8» تَبارَک‌َ اسم‌ُ رَبِّک‌َ ذِی‌ الجَلال‌ِ وَ الإِکرام‌ِ«9» ‌که‌ دو صفت‌ جلال‌ و اکرام‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ بدین‌ گونه‌ آمده‌ ‌است‌، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ ‌در‌ جای‌ دیگر ‌اینکه‌ دو صفت‌ ‌برای‌ وجه‌ خداوند سبحانه‌ و ‌تعالی‌ آمده‌ ‌است‌ و گفته‌ ‌است‌: کُل‌ُّ مَن‌ عَلَیها فان‌ٍ وَ یَبقی‌ وَجه‌ُ رَبِّک‌َ ذُو الجَلال‌ِ وَ الإِکرام‌ِ.«10»‌پس‌ آیا ‌در‌ ‌اینکه‌ تناقضی‌ وجود دارد! هرگز ... زیرا ‌که‌ ‌از‌ وجه‌ اللّه‌ چیزی‌ جز مخصوص‌ ‌خدا‌ منظور نیست‌، ‌پس‌ ‌آن‌ تنها وسیله‌ ‌است‌، ‌به‌ همان‌ گونه‌ ‌که‌ جلال‌ و اکرام‌ الاهی‌ ‌با‌ وجه‌ ‌او‌ ‌برای‌ ‌ما تجلّی‌ پیدا می‌کند.

‌به‌ همین‌ سبب‌ ‌خدا‌ ‌در‌ آغاز ‌سورة‌ الأعلی‌ ‌به‌ ‌ما فرمان‌ داده‌ ‌است‌ ‌که‌ نام‌ ‌خدا‌ ‌را‌ تسبیح‌ کنیم‌ ‌که‌ تسبیح‌ ‌او‌‌-‌ سبحانه‌ و ‌تعالی‌‌-‌ همین‌ ‌است‌:

«سَبِّح‌ِ اسم‌َ رَبِّک‌َ الأَعلَی‌‌-‌ نام‌ پروردگار بلند مرتبه‌ات‌ ‌را‌ تسبیح‌ گوی‌.»

‌از‌ همین‌ رو ‌از‌ ‌إبن‌ عبّاس‌ روایت‌ ‌شده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌گفت‌: «پیامبر‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ چون‌ آیه «سَبِّح‌ِ اسم‌َ رَبِّک‌َ الأَعلَی‌» ‌را‌ می‌خواند، می‌گفت‌: «سبحان‌ ربی‌ الأعلی‌»، و ‌از‌ ‌علی‌‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ نیز چنین‌ روایت‌ ‌شده‌ ‌است‌.«11»

و ‌از‌ امام‌ باقر‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ روایت‌ ‌شده‌ ‌است‌ ‌که‌: «هنگامی‌ ‌که‌ سَبِّح‌ِ اسم‌َ رَبِّک‌َ الأَعلَی‌» می‌خوانی‌، بگو: «سبحان‌ ربّی‌ الأعلی‌، و ‌اگر‌ ‌در‌ نماز باشی‌، میان‌ ‌خود‌ و نفس‌ خویش‌ ‌اینکه‌ ‌را‌ بگو».«12»

‌از‌ ‌إبن‌ عامر جهنی‌ روایت‌ کرده‌اند ‌که‌ ‌گفت‌: «چون‌ «فَسَبِّح‌ بِاسم‌ِ رَبِّک‌َ العَظِیم‌ِ» نازل‌ شد، ‌رسول‌ اللّه‌‌-‌ صلّی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ ‌گفت‌: ‌آن‌ ‌را‌ ‌در‌ رکوع‌ ‌خود‌ قرار دهید، و چون‌ «سَبِّح‌ِ اسم‌َ رَبِّک‌َ الأَعلَی‌» نازل‌ شد، ‌گفت‌: ‌آن‌ ‌را‌ ‌در‌ سجود ‌خود‌ قرار دهید.«13»

‌اینکه‌ نصها دلیل‌ ‌بر‌ ‌آن‌ ‌است‌ ‌که‌ تفسیر ‌آیه‌ تسبیح‌ کردن‌ ‌خدا‌ ‌است‌ نه‌ مجرد تقدیس‌ نام‌ ‌او‌، و ‌به‌ همین‌ سبب‌ ‌در‌ ذکر رکوع‌ و سجود کلمه «اسم‌» حذف‌ ‌شده‌، و نیز چنین‌ ‌است‌ ‌پس‌ ‌از‌ قراءت‌ ‌اینکه‌ ‌آیه‌ و تسبیح‌ ‌خدا‌ گفتن‌ ‌بعد‌ ‌از‌ ‌آن‌.

و بعضی‌ گفته‌اند: تنزیه‌ نام‌ خدای‌ ‌تعالی‌ و تسبیح‌ اسم‌ ‌او‌، ‌به‌ ‌اینکه‌ تمام‌ و کامل‌ می‌شود ‌که‌ گفتار ‌از‌ یاد کردن‌ چیزی‌ ‌که‌ یاد کرد ‌آن‌ ‌با‌ ذکر نام‌ خدای‌ ‌تعالی‌ مناسب‌ نیست‌ خالی‌ ‌باشد‌، ‌پس‌ روا نیست‌ ‌که‌ نام‌ شرکای‌ ‌خدا‌ ‌با‌ اسم‌ ‌او‌ برده‌ شود‌که‌ مشرکان‌ چنین‌ می‌کردند و نام‌ ‌خدا‌ ‌را‌ جز همراه‌ ‌با‌ شرکا ‌بر‌ زبان‌ نمی‌راندند، و ‌اگر‌ نام‌ ‌خدا‌ تنها می‌بود دلهای‌ ‌ایشان‌ می‌رمید و مشمئز می‌شد، چنان‌ ‌که‌ خداوند سبحانه‌ و ‌تعالی‌ گفته‌ ‌است‌: وَ إِذا ذُکِرَ اللّه‌ُ وَحدَه‌ُ اشمَأَزَّت‌ قُلُوب‌ُ الَّذِین‌َ لا یُؤمِنُون‌َ بِالآخِرَةِ وَ إِذا ذُکِرَ الَّذِین‌َ مِن‌ دُونِه‌ِ إِذا هُم‌ یَستَبشِرُون‌َ.«14»

ولی‌ چنان‌ معلوم‌ می‌شود ‌که‌ ‌اینکه‌ تفسیر ‌با‌ سیاق‌ قرآن‌ و ‌با‌ دیگر بصیرتهای‌ قرآنی‌ ‌در‌ پیرامون‌ نام‌ ‌خدا‌ مناسب‌ نیست‌، ‌پس‌ چون‌ «اسم‌ اللّه‌» ‌به‌ معنی‌ کلمه «اللّه‌» و نه‌ مسمّای‌ ‌آن‌ ‌که‌ «خداوند سبحانه‌ و ‌تعالی‌» ‌باشد‌، دیگر «بسم‌ اللّه‌ الرحمن‌ الرحیم‌» چه‌ معنی‌ می‌دهد! آیا یاری‌ خواستن‌ ‌از‌ «‌خدا‌» تمام‌ و کامل‌ ‌است‌ ‌ یا ‌ ‌از‌ کلمه «‌خدا‌»! سبحان‌ اللّه‌ و ‌تعالی‌ ‌که‌ یاری‌ خواستن‌ ‌به‌ جز ‌او‌‌-‌ ‌هر‌ ‌که‌ و ‌هر‌ چه‌ ‌باشد‌‌-‌ تمام‌ شود؟ و صفت‌ «الأعلی‌» ‌برای‌ ضرورت‌ تسبیح‌ کردن‌ ‌خدا‌ آمده‌ ‌است‌، چه‌ ‌او‌ پروردگار ‌ما و ‌او‌ برتر و اعلی‌ ‌است‌، و آیا جز رب‌ّ اعلی‌ دیگری‌ تسبیح‌ می‌شود! [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » مجمع البیان
نخست روى سخن را به پیامبر گرامى مى کند که:

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الْأَعْلَى

هان اى پیامبر! نام پروردگارت را که والاترین و برترین نامهاست، به پاکى ستایش کن و او را از هر پندار شرک آلود و خرافى پاکیزه بشمار.

به باور گروهى از جمله «ابن عباس» منظور این است که: با همه وجود بگو: سبحان ربى الاعلى .

امّا به باور گروهى دیگر، ذات پرشکوه پروردگارت را از هر وصفى که در خور او نیست پاک و پاکیزه بشمار، چرا که ستایش به مفهوم واقعى آن، به این معنى است که ذات بى همتاى خدا و وصف و کارهاى او را از آنچه، ناپسند و سست و خرافى است پاک و پاکیزه اعلام دارى و بگویى: خدایى جز او نیست و او بى همتا و بى نظیر و یگانه است.

پاره اى از مفسران برآنند که منظور از ستایش «نام» خدا، در حقیقت ستایش خداست، به همین جهت بسیار زیبنده است که انسان توحیدگرا هرگاه این آیه را تلاوت نمود، با همه وجود بگوید: «سبحان ربى الاعلى » و بدین وسیله ذات پاک پروردگار والاتر و برتر خود را ستایش کند

امّا پاره اى دیگر برآنند که منظور ستایش نام مقدس پروردگار است و نه ذات او، و روشنگرى مى کند که این نام بلند را در ردیف هیچ نام دیگرى مپندار.

واژه «اعلى » به معنى برتر و والاتر است که به هرکس و هر چیزى چیره است و از او تواناتر قابل تصور نیست. این واژه را پاره اى وصف «اسم» گرفته اند و مى گویند منظور آیه این است که: با یاد نام برتر والاتر پروردگارت او را بستاى.

امّا به باور «ابن عباس» منظور این است که به نام والاتر و برتر پروردگارت نماز بگزار. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  مسعود ورزيده - تدبرقران

بررسی آیات سوره

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّکَ الأعْلَى (١)

اسم پرروردگار بلند مرتبه‌ات را منزه و مبرا بدان!

الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى (٢)

همان کسی که خلق کرد پس اعتدال بخشید.

وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى (٣)

کسی که برای هر موجودی حد و اندازه قرار داد پس به سوی آن حد و اندازه هدایت کرد.

وَالَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعَى (۴)

و کسی که چراگاه را خارج کرد(رویاند).

فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى (۵)

پس آن را خشک و سیاه قرار داد.

توضیح آیات ۱ تا ۵

«سبح»: پاک و منزه و مبرا دانستن خدا از آن چیزهایی که شایسته خدا نیست.

«اسم ربک»: مراد از آوردن اسم این است که اسم نشانه است و اسم ربک یعنی نشانه پروردگار، کل فعل خدا و صفات خدا همه نشانه‌های خداست و همه اسم خدا به حساب می‌آیند.

و اسم الاسم وجود دارد که الفاظی است که از افعال خدا یاد می‌کند، مثلا جهان خلقت اسم خداست و نظام تکوین اسم خداست، نظام تشریع اسم خداست، انسان کامل اسم خداست، عملیات روزی دادن اسم خداست.

حال با این بیان:

عملیات روزی دادن اسم خداست، اسم این اسم، رازقیت است. خلق کردن اسم خداست، اسم این اسم، خالقیت است.

«سبح اسم ربک»: آنچه را که نشانه‌ی خداست، اشکال دار و معیب و دارای نقص ندان!

یعنی از این ذات کامل کاری اشتباه یا ناقص سر نمی‌زند.

برخی هم از همان اول اسم خدا را اسم الاسم گرفته‌اند و گفته‌اند که اسم خدا را در کنار اسمهای دیگر نبر!

ولی با توجه به سیاق معنای اول مناسب‌تر است، در ادامه اگر بررسی شود که چه چیز می‌طلبیده که خدا تسبیح کردن را بیاورد روشن می‌شود که:

«اعلی» یعنی برتر که توهم ضعف و نقص و اشکال در آن نیست که مستلزم تسبیح باشد.

در ادامه آیات:

«خلق فسوی»: خلق کرد و اعتدال بخشید، آیا خلق کردن و اعتدال کردن مستلزم تسبیح است؟

«قدّر فهدی»: حدود و اندازه موجودات را مشخص کرد و آنها را به سوی آن هدایت کرد.

آیا این اندازه مشخص کردن و هدایت کردن مستلزم تسبیح است؟

«اخرج المرعی»: چراگاهها را خارج کرد، آیا بیرون آوردن چراگاها مستلزم تسبیح است؟

«فجعله غثاء احوی»: پس آنها را خشک و سیاه قرار داد.

این نقطه‌ای که به خاطر آن می‌فرماید «سبح» این آیه است، به این معنا که اگر چراگاهی رویید و سبز شد، بعد از آن خشک و سیاه شد، خیال نکنید که این یک اشکال در نظام خلقت است! نه! بکله خودش «جعله»، این مسئله تابع همان اندازه‌ای است که خودش معین کرده بود.

این پروردگار اعلی همان کسی است که «خلق فسوی»، خلق دست اوست و اعتدال هم دست اوست، اما وقتی که خلق می‌کند، اندازه معین می‌کند و اجرای قدرت خدا در جاهای مختلف شکلهای مختلف پیدا می‌کند.

یک بار قدرت خدا در رشد و نمو و سایه انداختن یک درخت گردوی بزرگ و تنومند که چند صد سال عمر می‌کند جلوه می‌کند و یک بار هم در علفزاری که چند ماه عمر دارد، جلوه می‌کند.

همه در محدوده «قدر فهدی» است و هیچ کدام از اینها نشانه ضعف و نقص خدا نیست.

و شما خیال نکنید که اینها از گردونه هدایت تکوینی خدا خارج شدند، نه! هیچ کدام از دست خدا خارج نشده‌اند، این همان رب اعلایی است که خلق و تسویه و اندازه و هدایت به دست اوست، اگر علف را می‌رویاند و خودش آن را خشک و سیاه می‌کند، این هم در همان نظام تکوینی است که خود او راه انداخته است و مقتضی ضعف و نقص و اشکال برای خدا نیست.

علت اینکه اول دستور به تسبیح داده و بعد اوصاف را بیان کرده است:

و اینکه سوره اول دستور داده که تسبیح کن و بعد اسمها و نشانه‌های خدا را برشمرده است به این دلیل است که دأب قرآن کریم به این است که اول جواب را بیان می‌کند، بعد سوال را می‌فرماید.

یعنی اول سوال را بیان نمی‌کند که ضعف و اشکال به ذهن مخاطب خطور کند، اول پیش‌گیری می‌کند، یعنی از همان اول می‌فرماید شما پروردگارت را بی‌عیب و بی‌نقص بدان و بعد اوصاف را بیان می‌کند.

وصفی که مستلزم تسبیح است

یک سری از این اوصاف روشن نمی‌کنند که چه شده بود که ممکن بود ما اسم پروردگارمان را بی‌عیب ندانیم؟ بعد به «فجعله عثاء احوی» که می‌رسد، می‌بینیم که بحث اینجاست و تنها عاملی که می‌توانست در ذهن ما ایجاد شبهه نسبت به منزه بودن خدا کند، همین مسئله خشک شدن علفزارها بود.

الَّذِی خَلَقَ فَسَوَّى (٢)

پیام این آیه این است که اصالتا خلق و اعتدال و خلق معتدل و موزون و از روی حساب برای خداست.

بر همین اساس:

وَالَّذِی قَدَّرَ فَهَدَى (٣) یعنی خدا اجرای قدرت می‌کند و اجرای قدرت او حدود و اندازه‌ها را معین می‌کند پس موجودات را به سمت همان حدود و اندازه‌هایی که خودش با قدرت خودش برای آنها معین کرده، هدایت می‌کند.

یعنی خدا خلق معتدل انجام می‌دهد، و بر همین اساس هم «قدر فهدی» می‌کند، پس تعیین حدود و اندازه‌ها و هدایت در چهارچوب خلق و تسویه انجام می‌گیرد و چیزی در عرض «خلق فسوی» نیست.

این دو صفت، دو فعل کلان است ولی در آیه بعدی بحث روی یک مصداق متمرکز می‌شود، مصداقی که در ذهن ما یک بهره خیلی کمی از «خلق فسوی» دارد یا بهره خیلی کمی از «قدر فهدی» دارد.

این «الذی» سوم است که طالب تسبیح است، «الذی» اول و دوم نقش مقدمه برای بیان «الذی» سوم دارد، یعنی نقش آنها این است که به ما بفهماند که «الذی» سوم برای خدا نقص به حساب نمی‌آید، چرا که همین خدا خودش «خلق فسوی» است و در همین چهارچوب هم «قدر فهدی» است، یعنی هر موجودی را اندازه‌ای تعیین می‌کند و به همان اندازه هم هدایتش می‌کند.

یعنی:

خودش وَالَّذِی أَخْرَجَ الْمَرْعَى (۴) و خودش هم فَجَعَلَهُ غُثَاءً أَحْوَى (۵) است و این منافاتی با چهارچوبهایی که در اختیار خداست ندارد و این خشک و سیاه شدن خارج شدن از نظام خلق و تسویه و تقدیر و هدایت نیست.

در ادامه سوره روشن خواهد شد که وجه بیان این مثال محسوس برای چه بوده است.

[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
 » تفسیرنور الثقلین
این سوره نوزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
سوره‏هایى را که با فرمان تسبیح خداوند آغاز مى‏شود، مسبّحات گویند و سوره اعلى، آخرین سوره از سور مسبّحات است.
نام سوره، برگرفته از آیه اول است که خداوند را با وصفِ «اعلى» توصیف مى‏کند. مطالب سوره به دو بخش تقسیم مى‏شود که بخش اول، خطاب به پیامبر گرامى اسلام و بخش دوم درباره مؤمنان و کافران و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه است.
در روایات سفارش شده است که در نماز عید (فطر و قربان)، در رکعت اول سوره اعلى خوانده شود. «1»
[ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  عبد بائس - تفسیر نمونه
این سوره که در حقیقت عصاره مکتب انبیا و دعوت پیامبران از تسبیح و تقدیس پروردگار شروع مى شود در آغاز روى سخن را به پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) کرده مى فرماید: ((نام پروردگار بلند مرتبه ات را از هر عیب و نقص پاک بشمر)) (سبح اسم ربک الاعلى )
جمعى از مفسران معتقدند که منظور از ((اسم )) در اینجا ((مسمى )) است ، در حالى که جمعى گفته اند منظور خود نام پروردگار است ، البته نامى که دلالت بر مسمى مى کند، و میان این دو تفسیر تفاوت چندانى نیست و به هر حال منظور این است که نام خداوند در ردیف نام بتها قرار داده نشود، و ذات پاک او را از هر گونه عیب و نقص ، و صفات مخلوقها و عوارض جسم و جسمانیت ، و هر گونه محدودیت و نقصان منزه بشمریم ، نه همچون بت پرستان که نام او را در کنار نام بتهاى خود قرار مى دهند، یا کسانى که او را جسم و جسمانى مى شمرند.
تعبیر به ((اعلى )) بیانگر این حقیقت است که او از هر کس و هر چیز و و هر چه تصور کنیم ، و هر خیال و قیاس و گمان و وهم ، و هر گونه شرک جلى و خفى برتر و بالاتر است .
تعبیر به ((ربک )) (پروردگارت ) اشاره به این است که پروردگارى که تو مردم را به سوى او مى خوانى از پروردگار بت پرستان جدا است . [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.
  سيدابراهيم غياث الحسيني - تفسیر نور
این سوره نوزده آیه دارد و در مکّه نازل شده است.
سوره‏هایى را که با فرمان تسبیح خداوند آغاز مى‏شود، مسبّحات گویند و سوره اعلى، آخرین سوره از سور مسبّحات است.
نام سوره، برگرفته از آیه اول است که خداوند را با وصفِ «اعلى» توصیف مى‏کند. مطالب سوره به دو بخش تقسیم مى‏شود که بخش اول، خطاب به پیامبر گرامى اسلام و بخش دوم درباره مؤمنان و کافران و عوامل سعادت و شقاوت این دو گروه است.
در روایات سفارش شده است که در نماز عید (فطر و قربان)، در رکعت اول سوره اعلى خوانده شود. [ نظرات / امتیازها ]
امتیاز داوران :
امتیاز کاربران :
نظرات کاربران :
نظری ثبت نشده است.
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، نظر شما به نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود، قبل از ثبت نظر عضو سايت شويد و یا اگر عضو سايت هستيد لاگین کنید.[ عضويت در سايت ][ ورود اعضا ][ ورود ميهمان ]
نظر شما ثبت شد و بعد از تائید داوران بر روی سایت قرار می گیرد.