از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید تفسیر ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » تفسیر المیزان - خلاصه
14) (قد افلح من تزکی ):(به تحقیق کسی که خود را تزکیه نمود، رستگار شد) [ نظرات / امتیازها ]
15) (و ذکر اسم ربه فصلی ):(و هر وقت نام خدا را به یاد آورد به نماز ایستاد)(تزکی ) در اینجا یعنی تمایل به پاک شدن از لوث تعلقات مادی دنیوی که این ا مربوسیله توبه کردن و بازگشت بسوی خدای تعالی و نیز انفاق در راه او تحقق می یابد و به این وسیله انسان خود را از تعلقات مادی آزاد می سازد، و مراد از (ذکر نام خدا) ذکرزبانی و مراد از (صلوه ) همان نماز معمولی و توجه خاص عبادی است که در اسلام تشریع شده ، این آیات ظاهرا برای همه مصادیق طاعات عمومیت دارند، اما روایات وارده از طریق ائمه (علیهم السلام ) و نیز از طریق اهل سنت شأن نزول این آیات را درباره زکات فطره و نماز عید فطر دانسته اند. [ نظرات / امتیازها ]
16) (بل تؤثرون الحیوه الدنیا):(بلکه شما زندگی دنیا را ترجیح می دهید) [ نظرات / امتیازها ]
17) (و الاخره خیر و ابقی ):(در حالیکه آخرت بهتر و پایدارتر است ) [ نظرات / امتیازها ]
18) (ان هذا لفی الصحف الاولی ):(این سفارشها در کتابهای قدیمی نیز بوده ) [ نظرات / امتیازها ]
19) (صحف ابراهیم و موسی ):(کتابهای ابراهیم و موسی )با لحنی توبیخی می فرماید: علی رغم اینکه گفتیم رستگاری در تزکیه و یاد پروردگاراست ، ولی شما انسانها در پی پاک شدن نیستید و بر اساس دعوتی که طبع بشری شمادارد، شما تعلق تام به دنیا و اشتغال به آبادانی دنیا را بر زندگی آخرت ترجیح می دهید وحال اینکه زندگی آخرت در مقایسه با دنیا بسیار برتر و پایدارتر است ، بلکه اصولاحیات آخرت دائمی و ابدی است و این مطالبی که ما به شما تذکر دادیم و شما را امر به تزکیه و یاد پروردگار نمودیم ، قبلا در صحف اولی هم گفته بودیم و آن صحف عظیم الشأن کتابهای آسمانی نازل بر ابراهیم ع و موسی‌ع می‌باشد. [ نظرات / امتیازها ]
  نيره تقي زاده فايند - تفسیر راهنما
14) - انسان هاى پاک، درست کار و تلاش کننده در مسیر رشد و کمال، اهل نجات اند و به هدف اصلى دست یافته، همواره در خوبى خواهند ماند.

قد أفلح من تزکّى

«فلاح»; یعنى، ظفر یافتن و دستیابى به مقصود (مفردات راغب) و نیز به معناى «فوز»، «نجات» و «باقى ماندن در خیرات» است (قاموس). فعل «تزکّى» از باب تفعل است و بر تکلّف (تلاش براى تزکیه) دلالت دارد. این فعل از مشتقات «زکاء» یا «زکاة» است. «زکاة»; یعنى، درستى و درستکارى (مصباح) و به دست آوردن چیزى که مایه پاکى شود (مفردات) و «زکاة»; یعنى، پاکى، رشد و نموّ، برکت و ممدوح بودن. (نهایه ابن اثیر)

2 - مردمان تذکّرپذیر و اهل خشیت، انسان هایى پاک، و رستگارند.

سیذّکّر من یخشى ... قد أفلح من تزکّى

مصداق مورد نظر از «من تزکى» ـ به قرینه آیات پیشین ـ همان مصادیق «من یخشى» است.

3 - کسانى که انفاق کرده و زکات مال خود را ادا کنند، انسان هایى صالح و نجات یافته اند.

قد أفلح من تزکّى

برخى از لغت دانان، فعل «تزکّى» را به معناى «تصدق» مى دانند. (لسان العرب)

4 - خودسازى و پاک سازى خویش از وابستگى به دنیا، مایه نجات و صلاح است.

قد أفلح من تزکّى

تزکیه در آیه ـ به قرینه «بل تؤثرون الحیاة الدنیا» در آیه بعد ـ شامل پاکى از علاقه به دنیا نیز مى باشد.

5 - «و سئل الصادق(ع) عن قول اللّه عزّوجلّ «قد أفلح من تزکّى» قال من أخرج الفطرة;(1)

از امام صادق(ع) درباره سخن خداوند عزّوجلّ «قد أفلح من تزکّى» سؤال شد، فرمود: [مقصود] کسى است که زکات فطره خود را بپردازد».
[ نظرات / امتیازها ]
15) - به زبان آوردن نام خداوند، درست کارى و مایه نجات است.

قد أفلح من ... و ذکر اسم ربّه

ذکر دو نوع است: ذکر با قلب و ذکر با زبان (مفردات راغب) و مراد از آن در آیه شریفه ـ به قرینه کلمه «اسم» ـ ذکر با زبان است.

2 - ذکر اوصاف خداوند و توجّه همیشگى به آنها، از آثار تزکیه است.

تزکّى . و ذکر اسم ربّه فصلّى

شناخت اسم، بدون شناخت مسمّى حاصل نمى شود (مفردات راغب) و نمى توان تکلم به الفاظى را که ذهن براى آن معنایى تصور نکرده است، «ذکر اسم» نامید. بنابراین یاد نام هاى خداوند، ملازم با یاد محتواى آنها است که بر ویژگى هاى او دلالت دارند. عطف این آیه بر «تزکّى» در آیه قبل، بیانگر مقدمه بودن تزکیه براى «ذکر اسم» است.

3 - توجّه به جلوه هاى ربوبیت خداوند، وادارسازنده انسان به عبادت و ذکر خدا و جارى ساختن نام او بر زبان است.

و ذکر اسم ربّه

4 - لزوم ذکر نام خدا پیش از نماز

ذکر اسم ربّه فصلّى

5 - به جا آوردن نماز پس از ذکر نام خداوند، مایه رستگارى است.

قد أفلح من ... ذکر اسم ربّه فصلّى

6 - یاد نام و اوصاف خداوند، سوق دهنده انسان به عبادت و نماز است.

و ذکر اسم ربّه فصلّى

7 - نمازگزاران، در صورتى رستگاراند که از تزکیه و یاد خدا برخوردار باشند.

قد أفلح من تزکّى . و ذکر اسم ربّه فصلّى

8 - ذکر نام خدا و روى آوردن به نماز، نشانه پندپذیرى از قرآن، ترس از خداوند و مایه دورى از آتش دوزخ است.

سیذّکّر من یخشى . و یتجنّبها الأشقى . الذى یصلى النار ... قد أفلح من ... فصلّى

9 - نماز، یاد خداوند و ذکر نام او است.

و ذکر اسم ربّه فصلّى

حرف «فاء» ممکن است بر ترتیب بین یاد خدا و نماز دلالت کند و نیز مى تواند تفصیل پس از اجمال باشد. در صورت دوم، نماز مصداق بارز یاد خدا خواهد بود. برداشت یاد شده، ناظر به این احتمال است.

10 - «قیل له(الصادق(ع)) «و ذکر اسم ربّه فصلّى» قال خرج إلى الجَبّانة فصلّى;(1)

به امام صادق(ع) گفته شد: [معناى] «و ذکر اسم ربّه فصلّى» [چیست] فرمود: [یعنى] به سوى صحرا بیرون رود و نماز [عید ]بخواند».

11 - «عن أبى عبداللّه(ع) أنّه قال: من تمام الصوم اعطاء الزکاة ... و من صام فلم یؤدّها فلاصوم له إذا ترکها متعمداً... إنّ اللّه عزّوجلّ بدأ بها قبل الصلاة فقال: «قد أفلح من تزکّى . و ذکر اسم ربّه فصلّى»;(2)

از امام صادق(ع) روایت شده که فرمود: از [شرایط ]تمام بودن روزه، دادن زکات است ... و کسى که روزه بگیرد; ولى زکات را نپردازد، روزه براى او نیست در صورتى که ترک زکات از روى عمد باشد ... خداى عزّوجلّ زکات را در ابتدا و قبل از نماز، آورده و فرموده است: قد أفلح من تزکّى . و ذکر اسم ربّه فصلّى».

12 - عن عبیداللّه بن عبداللّه الدهقان قال: دخلت على أبى الحسن الرضا(ع) فقال لى: ما معنى قوله: «وذکر اسم ربّه فصلّى» فقلت: کلّما ذکر اسم ربّه قام فصلّى، فقال لى: لقد کلّف اللّه عزّوجلّ هـذا شططاً فقلت: جعلت فداک فکیف هو؟ فقال: کلّما ذکر ربّه صلّى على محمد و آله;(3)

از عبیداللّه بن عبداللّه دهقان روایت شده که گفت: خدمت امام رضا(ع) رسیدم، پس امام از معناى سخن خداوند «و ذکر اسم ربّه فصلّى» از من سؤال نمود، عرض کردم: یعنى هر زمان که یاد پروردگارش را نمود، بایستد و نماز گزارد. امام به من فرمود: در این صورت، خداى عزّوجلّ تکلیف شاقّى نموده [و این از خداوند به دور است.] عرض کردم: فدایت شوم پس [معناى] آن چگونه است؟ فرمود: هر زمان نام پروردگارش را برد، بر محمّد(ص) و آل او صلوات بفرستد». [ نظرات / امتیازها ]
16) - عموم مردم، دنیا را بر آخرت ترجیح مى دهند.

بل تؤثرون الحیوة الدنیا

«ایثار» به معناى تفضیل و برترى دادن است (مصباح) و خطاب «تؤثرون»، ناظر به طبیعت دنیاگرایانه اى است که در غالب انسان ها وجود دارد.

2 - مردم با گزینش دنیا به جاى آخرت، خود را از تزکیه، یاد خدا و اداى نماز دور نگه داشته، از رستگارى محروم مى سازند.

قد أفلح ... بل تؤثرون الحیوة الدنیا

3 - برتر دیدن زندگانى دنیا از آخرت، دیدگاهى ناروا و مایه شقاوت و روى گردانى از تذکّرات قرآن و گرفتارى به آتش دوزخ است.

و یتجنّبها الأشقى . الذى یصلى النار ... بل تؤثرون الحیوة الدنیا [ نظرات / امتیازها ]
17) - جهان آخرت، بهتر از زندگانى دنیا و سراسر خیر است.

و الأخرة خیر

کلمه «خیر» ـ مانند کلمه «شرّ» ـ گاهى اسم و گاهى وصف تفضیلى است. در صورت اول; یعنى، آنچه همگان به آن رغبت مى کنند و در صورت دوم; یعنى، برتر (مفردات راغب). در این آیه هر دو معنا احتمال مى رود; گر چه ـ به قرینه کلمه «أبقى» ـ معناى تفضیل مناسب تر است.

2 - جهان آخرت طولانى تر و پاینده تر از دنیا است.

و الأخرة ... أبقى

3 - دنیاگرایى مانع آخرت طلبى است.

بل تؤثرون الحیوة الدنیا . و الأخرة خیر

4 - آخرت گرایى، زمینه ساز تزکیه، یاد خدا و اداى نماز است.

من تزکّى . و ذکر اسم ربّه فصلّى ... و الأخرة خیر و أبقى

5 - ترجیح آخرت بر زندگانى دنیا، مایه رستگارى است.

قد أفلح ... و الأخرة خیر و أبقى
[ نظرات / امتیازها ]
18) - جاودانگى جهان آخرت و برترى آن بر زندگانى دنیا، در تمام کتاب هاى آسمانى مطرح شده است.

و الأخرة خیر و أبقى . إنّ هـذا لفى الصحف الأُولى

«الصحف»، جمع محلى به «ال» و مفید عموم است. تصریح به بعضى از صحف در آیه بعد، تنها بر اهمیت آنها دلالت دارد و عموم را از بین نمى برد.

2 - پیشینیان، داراى کتاب هاى آسمانى متعدد

الصحف الأُولى

صحیفه (مفرد «صحف»); یعنى، چیزى که در آن کتابت شود (مفردات راغب) و مراد از آن ـ به قرینه استشهاد قرآن به محتواى آن ـ کتاب هاى آسمانى است.

3 - کتاب هاى آسمانى امت هاى گذشته، رستگارى را در گرو تزکیه، یادِ نام خدا و اداى نماز دانسته، از ترجیح زندگانى دنیا بر آخرت نکوهش کرده اند.

قد أفلح ... إنّ هـذا لفى الصحف الأُولى

مشارالیه «هـذا» مى تواند آیه قبل (و الآخرة خیر و أبقى) باشد و ممکن است آن را اشاره به مفاد آیات «قد أفلح...» به بعد بدانیم. برداشت یاد شده، ناظر به احتمال دوم است.

4 - تعالیم کتاب هاى آسمانى، همسو و هماهنگ با هم است.

إنّ هـذا لفى الصحف الأُولى
[ نظرات / امتیازها ]
19) - حضرت ابراهیم و موسى(ع)، داراى نوشته هایى متعدد و نسخه هایى مکتوب از تعالیم آسمانى

صحف إبرهیم و موسى

2 - حضرت ابراهیم و موسى(ع)، پیامبرانى شناخته شده در جزیرة العرب و داراى طرفدارانى بسیار

صحف إبرهیم و موسى

از آن جا که کتاب هاى پیشینیان محدود به صحیفه هاى حضرت ابراهیم و موسى(ع) نبود; تصریح به این دو مى تواند برخاسته از نفوذ چشمگیر این پیامبران در جزیرة العرب عصر پیامبر(ص) باشد.

3 - برترى آخرت بر زندگانى دنیا و توقف رستگارى بر تزکیه، یاد نام خدا و اداى نماز، از معارف یاد شده در کتاب هاى آسمانى ابراهیم و موسى(ع)

قد أفلح ... بل تؤثرون ... صحف إبرهیم و موسى

4 - تعالیم پیامبران الهى، همسو و هماهنگ با هم است.

إنّ هـذا لفى ... صحف إبرهیم و موسى

5 - صحیفه هاى حضرت ابراهیم و موسى(ع)، از نخستین کتاب هاى آسمانى بوده است.

لفى الصحف الأُولى . صحف إبرهیم و موسى

وصف «الاُولى» (در آیه قبل)، ممکن است در مقایسه با زمان نزول قرآن بوده و تنها ناظر به تقدم «صحف» بر قرآن باشد همچنین مى تواند به معناى حقیقى آن بوده و به دوران آغازین نزول کتاب هاى آسمانى، نظر داشته باشد. برداشت یاد شده، ناظر به احتمال دوم است.

6 - «عن أبى بصیر عن أبى عبداللّه(ع) قال: قال لى: یا أبامحمّد ... عندنا الصحف التى قال اللّه عزّوجلّ «صحف إبراهیم و موسى» قلت: جعلت فداک هى الألواح؟ قال نعم;(1)

از ابى بصیر روایت شده که گفت: امام صادق(ع) به من فرمود: اى ابامحمد! ... نزد ما صحفى است که خداى عزّوجلّ فرموده: «صحف ابراهیم و موسى». عرض کردم این صحف، همان الواح (صفحه ها) است؟ فرمود آرى». [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر هدایت
14) [14] پایان‌ کار ‌آن‌ ‌که‌ ‌از‌ تذکره‌ و پند اجتناب‌ می‌کرد، چنین‌ ‌بود‌، ولی‌ ‌آن‌ کس‌ ‌که‌ پند گرفت‌ ‌از‌ پله‌های‌ نردبان‌ ‌تعالی‌ چندان‌ بالا رفت‌ ‌تا‌ ‌به‌ اوج‌ ‌آن‌ رسید، چگونه‌! ‌پس‌ ‌از‌ پند پذیرفتن‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ رسوبات‌ انباز گرفتن‌ ‌برای‌ ‌خدا‌ پاکیزه‌ کرد و دیگر هیچ‌ کس‌ ‌را‌ جز ‌او‌ تقدیس‌ نمی‌کند، بلکه‌ ‌از‌ هیچ‌ کس‌ ترس‌ و ‌به‌ هیچ‌ کس‌ امیدی‌ ندارد، جز ‌از‌ ‌خدا‌ و ‌به‌ ‌خدا‌، و ‌در‌ ‌آن‌ تلاش‌ می‌کند ‌تا‌ دل‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌از‌ دوستی‌ دنیا و افزون‌خواهی‌ ‌آن‌ و نازیدن‌ ‌به‌ خرده‌ ریزهای‌ ‌آن‌ پاک‌ کند، و ‌در‌ برابر برادران‌ ‌خود‌ ‌از‌ غل‌ و زنجیر کینه‌ و رشک‌ و عصبیت‌ آزاد سازد، و ‌به‌ ‌آن‌ حدّی‌ برسد ‌که‌ آدمی‌ ‌را‌ ‌به‌ بالاترین‌ هدف‌ ‌او‌ رهبری‌ می‌کند.

«قَد أَفلَح‌َ مَن‌ تَزَکّی‌‌-‌ ‌هر‌ ‌که‌ ‌خود‌ ‌را‌ پاک‌ کرد، رستگار شد.»

سخن‌ ‌از‌ طهارت‌ و پاکیزگی‌ ‌است‌: پاکیزگی‌ قلب‌ ‌از‌ رسوبهای‌ شرک‌ و اخلاق‌ رذیله‌ و پاک‌ کردن‌ مال‌ ‌از‌ حرام‌، و دادن‌ حقوق‌ فقیران‌ (‌به‌ آنچه‌ عموما ‌به‌ نام‌ زکات‌ خوانده‌ می‌شود) و پاک‌ کردن‌ تنش‌ ‌از‌ نجاستها.

‌به‌ همین‌ سبب‌ ‌در‌ حدیث‌ مأثور ‌از‌ ‌رسول‌ اللّه‌‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ آمده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌در‌ تفسیر ‌اینکه‌ ‌آیه‌ ‌گفت‌: «زکات‌ فطر ‌از‌ ‌آن‌ بیرون‌ کرد».«20»

‌با‌ ‌اینکه‌ تفسیر ‌برای‌ کلمه‌ «تزکّی‌» میان‌ آراء مختلف‌ ‌در‌ تفسیر ‌آن‌ ‌از‌ پاک‌ کردن‌ قلب‌ ‌از‌ شرک‌ ‌تا‌ پاک‌ کردن‌ مال‌ ‌از‌ حق‌ دیگران‌ جمع‌ می‌کنیم‌. [ نظرات / امتیازها ]
15) [15] ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ ‌که‌ دل‌ پاک‌ شد، نور پروردگارش‌ ‌به‌ ‌آن‌ می‌تابد، ‌پس‌ ‌از‌ ‌خدا‌ یاد می‌کند، و خاضعانه‌ ‌به‌ نماز ‌در‌ برابر ‌او‌ می‌ایستد.

«وَ ذَکَرَ اسم‌َ رَبِّه‌ِ فَصَلّی‌‌-‌ و ‌از‌ نام‌ پروردگارش‌ یاد کرد و نماز گزارد.»

‌در‌ ‌اینکه‌ جا ‌از‌ اسم‌ یاد کرد و صاحب‌ اسم‌ ‌را‌ خواست‌، و گزاردن‌ نماز ‌برای‌ ‌خود‌ ‌او‌ ‌است‌ نه‌ ‌برای‌ نام‌ ‌او‌.

دل‌ ‌تا‌ پاک‌ نشود، نور ذکر ‌را‌ دریافت‌ نمی‌کند، ‌پس‌ ‌هر‌ عقده نفسانی‌ ‌ یا ‌ گمراهی‌ شرکی‌ ‌ یا ‌ انحراف‌ اخلاقی‌ میان‌ بنده‌ و پروردگارش‌ حجابی‌ می‌کشد،بنا ‌بر‌ ‌اینکه‌ ‌آن‌ ‌که‌ ‌برای‌ ‌خدا‌ انباز قایل‌ ‌است‌، چگونه‌ می‌تواند ‌او‌ ‌را‌ بشناسد، و ‌آن‌ ‌که‌ قلب‌ ‌او‌ غرق‌ ‌در‌ دوستی‌ دنیا و آرایشهای‌ ‌آن‌ ‌است‌، چگونه‌ می‌تواند ‌برای‌ دیدار جمال‌ آفریدگار و نعیم‌ ‌او‌ ‌در‌ جهان‌ دیگر فرصت‌ و فراغت‌ پیدا کند!؟ مگر نگفته‌اند ‌که‌:

دوستی‌ چیزی‌ آدمی‌ ‌را‌ کور و کر می‌سازد!

نماز ‌در‌ ‌اینکه‌ جا ‌به‌ معنی‌ ‌هر‌ حالت‌ خشوع‌ ‌در‌ برابر ‌خدا‌ و رسولش‌ و ‌در‌ برابر همه کسانی‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌رسول‌ خشوع‌ کردن‌ ‌به‌ آنان‌ ‌را‌ فرمان‌ داده‌ ‌است‌. تسلیم‌ تمام‌ ‌در‌ برابر خداوند متعال‌ ‌است‌ و ‌به‌ همین‌ جهت‌ ‌در‌ بعضی‌ ‌از‌ نصها ‌از‌ ‌آن‌ ‌به‌ نماز عید تعبیر ‌شده‌، و ‌در‌ بعضی‌ دیگر ‌به‌ صلوات‌ فرستادن‌ ‌بر‌ پیامبر‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌. آری‌، ‌اینکه‌ دو مظاهری‌ ‌از‌ یک‌ حالت‌ ‌است‌، ‌پس‌ ‌هر‌ کس‌ ‌به‌ ‌خدا‌ سلام‌ کند ‌به‌ پیامبرش‌ سلام‌ کرده‌ ‌است‌، و ‌هر‌ کس‌ نماز عید گزارد، پشت‌ سر امامی‌ چنین‌ می‌کند ‌که‌ ‌خدا‌ ‌او‌ ‌را‌ منصوب‌ کرده‌ و پیامبر ‌به‌ پیروی‌ ‌از‌ ‌او‌ فرمان‌ داده‌ ‌است‌. آیا چنین‌ نیست‌!

‌از‌ امام‌ صادق‌‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ درباره ‌اینکه‌ گفته خدای‌ ‌تعالی‌: قَد أَفلَح‌َ مَن‌ تَزَکّی‌ پرسیدند، ‌گفت‌: «‌آن‌ کسی‌ ‌است‌ ‌که‌ زکات‌ فطر بدهد»، و چون‌ ‌در‌ خصوص‌ وَ ذَکَرَ اسم‌َ رَبِّه‌ِ فَصَلّی‌ پرسیدند، ‌گفت‌: «‌به‌ صحرا بیرون‌ شد و نماز عید (فطر) گزارد».«21»

‌در‌ حدیثی‌ مأثور ‌از‌ امام‌ رضا‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ آمده‌ ‌است‌ ‌که‌ (‌در‌ تفسیر ‌آیه‌) ‌گفت‌: «‌هر‌ وقت‌ ‌از‌ پروردگار ‌خود‌ یاد کند، ‌بر‌ ‌محمّد‌ و آلش‌ درود فرستد».«22» [ نظرات / امتیازها ]
16) [16] چه‌ چیز مانع‌ ‌آن‌ ‌است‌ ‌که‌ آدمی‌ پیوسته‌ نام‌ ‌خدا‌ ‌را‌ ‌بر‌ زبان‌ آورد و ‌به‌ ‌او‌ نماز گزارد و دعا کند! آیا ‌خدا‌ نزدیکترین‌ چیز ‌به‌ ‌او‌ نیست‌! آیا بخشنده‌ترین‌ بخشندگان‌ نیست‌! آیا ‌او‌ ‌را‌ ‌به‌ ‌خود‌ نخوانده‌ و ‌به‌ رسیدن‌ ‌به‌ نعیم‌ خویش‌ ترغیبش‌ نکرده‌ ‌است‌! چرا، ولی‌ دوستی‌ دنیا سر ‌هر‌ گناه‌ ‌است‌، و دنیا ‌با‌ همه آرایش‌ و شهوات‌ و فریبها و آرزوهایش‌ ‌برای‌ ‌او‌ حاضر ‌است‌، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ آخرت‌ ‌از‌ ‌او‌ پنهان‌‌است‌، و چون‌ علم‌ وی‌ نسبت‌ ‌به‌ ‌آن‌ کامل‌ شد، ‌آن‌ ‌را‌ ‌از‌ یاد برد ‌به‌ قرین‌ ‌او‌ ‌یعنی‌ دنیا روی‌ آورد.

«بَل‌ تُؤثِرُون‌َ الحَیاةَ الدُّنیا‌-‌ بلکه‌ زندگی‌ ‌اینکه‌ دنیا ‌را‌ ‌بر‌ می‌گزینید.»

‌پس‌ ‌اینکه‌ طبیعت‌ همه فرزندان‌ آدم‌ ‌است‌، جز ‌آن‌ کسان‌ ‌که‌ ‌آنها‌ ‌را‌ ‌خدا‌ نگاه‌ داشته‌، و نفس‌ خویش‌ ‌را‌ ‌از‌ جاذبه دنیا برکنده‌اند و ‌به‌ پرواز ‌در‌ آسمان‌ معرفت‌ پرداخته‌اند ... و قرآن‌ ‌اینکه‌ حقیقت‌ ‌را‌ ‌به‌ یاد ‌ما آورد ‌تا‌ بدانیم‌ ‌که‌ جای‌ خطر ‌در‌ کار ‌ما کجا ‌است‌ و چگونه‌ ممکن‌ ‌است‌ ‌از‌ ‌آن‌ بپرهیزیم‌.

‌در‌ حدیثی‌ جامع‌ و مأثور ‌از‌ امام‌ سجاد‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ آمده‌ ‌است‌ ‌که‌ چون‌ ‌از‌ ‌او‌ پرسیدند برترین‌ اعمال‌ ‌در‌ نزد ‌خدا‌ کدام‌ ‌است‌! ‌گفت‌:

«‌پس‌ ‌از‌ شناختن‌ خدای‌ عز و جل‌ و شناختن‌ ‌رسول‌ اللّه‌‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ هیچ‌ عملی‌ برتر ‌از‌ داشتن‌ بغض‌ و دشمنی‌ ‌با‌ دنیا نیست‌، ‌که‌ ‌اینکه‌ ‌را‌ شاخه‌هایی‌ ‌است‌ و گناهان‌ ‌را‌ شاخه‌هایی‌، ‌پس‌ اولین‌ چیزی‌ ‌که‌ ‌با‌ ‌آن‌ نافرمانی‌ ‌خدا‌ صورت‌ گرفت‌، کبر و خودبزرگبینی‌ معصیت‌ ابلیس‌ ‌بود‌ ‌که‌ ‌از‌ سجده‌ کردن‌ امتناع‌ کرد و تکبر کرد و ‌از‌ کافران‌ شد، و ‌پس‌ ‌از‌ ‌آن‌ حرص‌ ‌است‌ ‌که‌ معصیت‌ آدم‌ و حوا‌-‌ علیهما ‌السلام‌‌-‌ ‌بود‌ ‌که‌ چون‌ ‌خدا‌ ‌به‌ ‌ایشان‌ ‌گفت‌: «‌از‌ ‌هر‌ چه‌ می‌خواهید بخورید و ‌به‌ ‌اینکه‌ درخت‌ نزدیک‌ نشوید ‌که‌ ‌از‌ ستمکاران‌ خواهید شد» ‌به‌ گرفتن‌ چیزی‌ پرداختند ‌که‌ ‌به‌ ‌آن‌ نیازی‌ نداشتند، و ‌اینکه‌ ‌به‌ فرزندان‌ ‌ایشان‌ ‌تا‌ روز قیامت‌ انتقال‌ یافت‌، چه‌، بیشتر آنچه‌ فرزند آدم‌ طلب‌ می‌کند چیزی‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌به‌ ‌آن‌ نیاز ندارد.

سپس‌ حسد ‌است‌ ‌که‌ معصیت‌ پسر آدم‌ (قابیل‌) ‌بود‌ و ‌بر‌ برادرش‌ رشک‌ برد و ‌او‌ ‌را‌ کشت‌، و ‌از‌ ‌اینکه‌ دوستی‌ زنان‌ و دوستی‌ دنیا و دوستی‌ ریاست‌ و دوستی‌ آسایش‌ و دوستی‌ سخن‌ و دوستی‌ برتری‌ و ثروت‌ نتیجه‌ شد ‌که‌ روی‌ ‌هم‌ هفت‌ خصلت‌ ‌است‌ و همه ‌آنها‌ برخاسته ‌از‌ دوستی‌ دنیا ‌است‌، و ‌به‌ همین‌ جهت‌ پیامبران‌ و دانشمندان‌ ‌پس‌ ‌از‌ معرفت‌ پیدا کردن‌ ‌به‌ ‌اینکه‌ امر گفتند: دوستی‌ دنیا سر ‌هر‌ خطا و گناه‌ ‌است‌، و دنیا دو دنیا ‌است‌: یکی‌ دنیای‌ بسنده‌ و کافی‌، و دیگری‌ دنیای‌ لعنت‌ ‌شده‌ و آرزویی‌ ‌که‌ ‌به‌‌آن‌ نمی‌توان‌ رسید، و امیدی‌ ‌که‌ دسترسی‌ ‌به‌ ‌آن‌ ممکن‌ نیست‌».«23» [ نظرات / امتیازها ]
17) [17] آری‌، تنها ‌با‌ یاد آخرت‌ و نعمتهای‌ ‌آن‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌از‌ دنیا و زیورهای‌ ‌آن‌ فاصله‌ می‌گیریم‌. ‌پس‌، ‌هر‌ گاه‌ شهوت‌ و آز جنسی‌ تو ‌را‌ ‌به‌ ارتکاب‌ عمل‌ جنسی‌ حرام‌ فراخواند حور العین‌ ‌را‌ ‌به‌ یاد آر ‌که‌ ‌آنها‌ بهتر و پایدارترند، و ‌هر‌ گاه‌ مال‌ حرام‌ ‌ یا ‌ طعام‌ زیانباری‌ برایت‌ گوارا جلوه‌ کرد میوه‌ها و گوشتهای‌ بهشتی‌ ‌را‌ ‌به‌ خاطر آور ‌که‌ ‌آن‌ ‌برای‌ تو بهتر و ماندگارتر ‌است‌.

«وَ الآخِرَةُ خَیرٌ وَ أَبقی‌‌-‌ و آخرت‌ بهتر و پاینده‌تر ‌است‌.»

دنیای‌ دیگر کاملتر، و توان‌ انسان‌ ‌در‌ ‌آن‌ روز ‌به‌ حدّ کمال‌ ‌است‌. تو نمی‌توانی‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ دنیا ‌پس‌ ‌از‌ پر شدن‌ شکمت‌ دیگر چیزی‌ بخوری‌، و ‌اگر‌ چنین‌ کنی‌ گرفتار سردل‌ می‌کنی‌ و دچار استفراغ‌ و بیماری‌ می‌شوی‌، ولی‌ اهل‌ بهشت‌ چهارصد سال‌ ‌بر‌ سر سفره‌ درنگ‌ می‌کنند و حالت‌ پری‌ شکم‌ ‌به‌ آنان‌ دست‌ نمی‌دهد و خسته‌ و ناراحت‌ نمی‌شوند.

میل‌ جنسی‌ نزد آدمی‌ محدود ‌است‌، و چون‌ قضای‌ حاجت‌ شود، طرف‌ مقابل‌ ‌را‌ ترک‌ می‌کند، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ ‌برای‌ ‌هر‌ فرد ‌از‌ اهل‌ بهشت‌ دهها و بلکه‌ صدها همسر وجود دارد و ‌از‌ نیرویی‌ برخوردارند ‌که‌ ‌از‌ تکرار عمل‌ جنسی‌ گرفتار هیچ‌ ناراحتی‌ نمی‌شوند.

بیماری‌ و پیری‌ و کسالت‌ و پریشان‌ حالی‌ و مرگ‌ اهل‌ دنیا ‌را‌ تهدید می‌کند، ‌در‌ صورتی‌ ‌که‌ زندگی‌ آخرت‌ ‌تا‌ ابد باقی‌ و برقرار ‌است‌.

‌از‌ ابو جعفر الباقر‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ روایت‌ ‌شده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌گفت‌: «اهل‌ بهشت‌ زندگی‌ می‌کنند و هرگز نمی‌میرند، و بیدار می‌مانند و هرگز ‌به‌ خواب‌ نمی‌روند، و همیشه‌ بی‌نیازند و هیچ‌ وقت‌ گرفتار فقر نمی‌شوند، و شادند و هرگز اندوهناک‌ نمی‌شوند، و می‌خندند و هیچ‌ وقت‌ نمی‌گریند، و اکرام‌ می‌شوند و هرگز خواری‌ نمی‌بینند، و پیوسته‌ شوخ‌ طبعی‌ می‌کنند و هرگز خشمگین‌ نمی‌شوند، و همیشه‌مسرور و شادمانند، و می‌خورند و هرگز گرسنه‌ نمی‌مانند، و سیراب‌اند و هرگز تشنه‌ نمی‌شوند، و لباس‌ ‌بر‌ تن‌ دارند و هیچ‌ وقت‌ برهنه‌ نمی‌مانند، و سوار می‌شوند و پیوسته‌ ‌به‌ دیدار یکدیگر می‌روند، و همیشه‌ غلامان‌ جاودانی‌ ‌بر‌ ‌ایشان‌ سلام‌ می‌کنند، ‌که‌ پیوسته‌ ابریقهای‌ سیمین‌ و ظرفهای‌ زرین‌ ‌به‌ دست‌ دارند، و پیوسته‌ ‌بر‌ تختها ‌به‌ پشتی‌ تکیه‌ کرده‌ نشسته‌اند و ‌به‌ ‌هر‌ جا می‌نگرند، و همیشه‌ ‌خدا‌ ‌به‌ ‌ایشان‌ سلام‌ و درود می‌فرستد، ‌به‌ رحمت‌ و بخشایش‌ ‌خدا‌ ‌از‌ ‌او‌ رفتن‌ ‌به‌ بهشت‌ ‌را‌ درخواست‌ می‌کنیم‌، ‌که‌ ‌او‌ ‌به‌ ‌هر‌ چیز توانا ‌است‌».«24» [ نظرات / امتیازها ]
18) [18] ‌اینکه‌ حقایق‌ و حقیقت‌ دنیا، ‌که‌ خانه ماندن‌ ‌در‌ ‌آن‌ نیست‌، و ‌اینکه‌ ‌که‌ جهان‌ دیگر نیکوتر و پاینده‌تر ‌است‌، تنها ‌به‌ رسالت‌ پیامبر اسلام‌ تعلق‌ ندارد، بلکه‌ ‌در‌ کتابهای‌ همه پیامبران‌، و بالخاصه‌ ابراهیم‌‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ آمده‌ ‌است‌ ‌که‌ اعراب‌ همچون‌ یهودیان‌ و نصرانیان‌ ‌به‌ ‌او‌ احترام‌ می‌گذارند، و ‌در‌ کتاب‌ موسی‌‌-‌ ‌علیه‌ ‌السلام‌‌-‌ ‌که‌ یهودیان‌ چنان‌ می‌پندارند ‌که‌ یاران‌ و یاوران‌ اویند، آمده‌ ‌است‌، و سپس‌ اعراب‌ و یهودیان‌ ‌را‌ می‌بینی‌ ‌که‌ دنیا ‌را‌ می‌پرستند و چنان‌ می‌پندارند ‌که‌ ‌اینکه‌ ‌از‌ دین‌ ‌خدا‌ ‌است‌.

«إِن‌َّ هذا لَفِی‌ الصُّحُف‌ِ الأُولی‌‌-‌ ‌اینکه‌ (‌که‌ ‌در‌ قرآن‌ آمده‌) ‌در‌ کتابهای‌ نخستین‌ ‌هم‌ آمده‌ بوده‌ ‌است‌.» [ نظرات / امتیازها ]
19) [19] «صُحُف‌ِ إِبراهِیم‌َ وَ مُوسی‌‌-‌ صحیفه‌های‌ ابراهیم‌ و موسی‌.»

‌از‌ ‌رسول‌ اللّه‌‌-‌ ‌صلی‌ اللّه‌ ‌علیه‌ و آله‌‌-‌ بعضی‌ ‌از‌ آنچه‌ ‌در‌ ‌اینکه‌ صحیفه‌ها آمده‌، روایت‌ ‌شده‌ ‌است‌.

‌در‌ «کتاب‌ الخصال‌» ‌از‌ ابو ذر‌-‌ رحمه‌ اللّه‌‌-‌ روایت‌ ‌شده‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌گفت‌:

«‌بر‌ پیامبر وارد شدم‌ ‌در‌ حالی‌ ‌که‌ تنها ‌در‌ مسجد نشسته‌ ‌بود‌، و ‌اینکه‌ خلوت‌ ‌را‌ غنیمت‌ شمردم‌ و گفتم‌: ای‌ ‌رسول‌ ‌خدا‌؟ ‌خدا‌ چند کتاب‌ فرو فرستاده‌ ‌است‌! ‌گفت‌: صد و چهار کتاب‌: ‌خدا‌ ‌بر‌ شیث‌ پنجاه‌ صحیفه‌ نازل‌ کرد، و ‌بر‌ ادریس‌ سی‌ صحیفه‌، و ‌بر‌ابراهیم‌ بیست‌ صحیفه‌، و تورات‌ و انجیل‌ و زبور و فرقان‌ ‌را‌ فرو فرستاد. گفتم‌: ‌ یا ‌ ‌رسول‌ اللّه‌، صحیفه‌های‌ ابراهیم‌ چه‌ ‌بود‌! ‌گفت‌: همه‌ امثال‌ ‌بود‌، و ‌در‌ ‌آنها‌ نوشته‌ ‌بود‌: ای‌ شاه‌ مبتلای‌ مغرور؟ تو ‌را‌ ‌برای‌ ‌آن‌ ‌بر‌ نیانگیختم‌ ‌که‌ بعضی‌ ‌از‌ مال‌ دنیا ‌را‌ ‌بر‌ روی‌ بعضی‌ دیگر جمع‌ کنی‌، بلکه‌ ‌برای‌ ‌آن‌ فرستادم‌ ‌که‌ خواسته شخص‌ ستمدیده‌ ‌را‌ ‌از‌ ‌من‌ ‌به‌ جای‌ ‌من‌ ‌به‌ ‌او‌ بدهی‌، ‌که‌ ‌من‌ ‌آن‌ خواهش‌ ‌را‌، ‌هر‌ چند ‌از‌ کافر ‌باشد‌، رو نمی‌کنم‌. و ‌بر‌ شخص‌ خردمند، ‌تا‌ زمانی‌ ‌که‌ مغلوب‌ نباشد، بایسته‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌برای‌ ‌خود‌ ساعتهایی‌ داشته‌ ‌باشد‌: ساعتی‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌با‌ پروردگار ‌خود‌ ‌به‌ آهستگی‌ و نجوی‌ سخن‌ گوید، و ساعتی‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌به‌ حساب‌ ‌خود‌ برسد، و ساعتی‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آن‌ درباره آنچه‌ ‌خدا‌ ‌در‌ حق‌ ‌او‌ کرده‌ ‌است‌ بیندیشد، و ساعتی‌ ‌که‌ ‌در‌ ‌آن‌ ‌با‌ ‌خود‌ خلوت‌ کند و ‌از‌ حلال‌ لذت‌ ببرد، ‌که‌ ‌اینکه‌ ساعت‌ ‌به‌ ‌آن‌ ساعتها مدد می‌رساند، و همچون‌ ‌به‌ گرمابه‌ رفتن‌ دلها و تودیع‌ کردن‌ ‌آنها‌ ‌به‌ شمار می‌رود. و ‌بر‌ شخص‌ عاقل‌ واجب‌ ‌است‌ ‌که‌ نسبت‌ ‌به‌ زمان‌ ‌خود‌ بینا ‌باشد‌ و ‌به‌ کار ‌آن‌ توجه‌ کند، و زبان‌ ‌خود‌ ‌را‌ ‌در‌ اختیار ‌خود‌ داشته‌ ‌باشد‌، چه‌ ‌آن‌ کس‌ ‌که‌ سخن‌ خویش‌ ‌را‌ همچون‌ کاری‌ ‌از‌ ‌خود‌ ‌در‌ نظر بگیرد، کم‌ سخن‌ خواهد ‌گفت‌ مگر ‌اینکه‌ ‌که‌ سخن‌ گفتن‌ ‌برای‌ ‌او‌ سودمند ‌باشد‌. و ‌بر‌ شخص‌ خردمند لازم‌ ‌است‌ ‌که‌ خواستار سه‌ چیز ‌باشد‌؟ فراهم‌ آوردن‌ معاش‌، توشه‌ برگرفتن‌ ‌برای‌ روز بازگشت‌، ‌ یا ‌ لذت‌ بردن‌ ‌از‌ آنچه‌ حرام‌ نیست‌. گفتم‌: ‌ یا ‌ ‌رسول‌ اللّه‌؟ ‌پس‌ صحیفه‌های‌ موسی‌ چه‌ ‌بود‌! ‌گفت‌: همه‌اش‌ پند و عبرت‌ ‌بود‌: ‌از‌ ‌آن‌ ‌در‌ شگفتم‌ ‌که‌ ‌آن‌ کس‌ ‌که‌ ‌به‌ مرگ‌ یقین‌ دارد، چگونه‌ شادمان‌ می‌شود! و ‌آن‌ ‌که‌ ‌به‌ آتش‌ باور دارد، چگونه‌ لب‌ ‌به‌ خنده‌ می‌گشاید! و ‌آن‌ ‌که‌ دنیا ‌را‌ می‌بیند و ‌از‌ آنچه‌ ‌با‌ اهل‌ ‌آن‌ می‌کند آگاه‌ ‌است‌، چگونه‌ ‌به‌ ‌آن‌ اطمینان‌ می‌کند! و ‌آن‌ ‌که‌ ‌به‌ قضا و قدر ایمان‌ دارد چگونه‌ برپا می‌شود! و ‌آن‌ ‌که‌ ‌به‌ حساب‌ یقین‌ دارد چگونه‌ ‌از‌ عمل‌ خودداری‌ می‌کند!».«25» [ نظرات / امتیازها ]
 » مجمع البیان
14) در آیه بعد در اشاره به راز نجات و رستگارى انسان ها مى فرماید:

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ تَزَکَّى

راستى که رستگار گردید آن کسى که خود را پاک گردانید و اصلاح کرد.

از دیدگاه گروهى منظور پاکسازى دنیاى وجود خویش از بلاى شرک و کفر است.

امّا به باور گروهى از جمله «ابن عباس» منظور این است که: بى گمان آن کسى که با انجام کارهاى شایسته و پرواى از خدا خویشتن را پاک و پاکیزه ساخت، به نهایت آرزوى خود بال گشود.

به باور «ابن مسعود»، هر کس زکات و حقوق مالى خویش را داد رستگار گردید. او به هنگام تلاوت این آیه مى گفت: خداى رحمت کند آن کسى را که حقوق محرومان را از ثروتش بدهد، و ضمن اصلاح رابطه خویش با بندگان خدا، نماز بخواند و با خداى خویش نیز رابطه اش گرم و عاشقانه باشد.

و به باور گروهى دیگر از مفسران پیشین از جمله «ابوالعالیه» منظور پرداخت زکات مال و زکات فطره است.

از امیرمؤمنان و امام صادق نیز این دیدگاه روایت شده است.(140)

در این جا این پرسش در خور طرح است که این سوره در مکّه فرود آمده است، و در آنجا و آن شرایط آغازین سال هاى بعثت، نه زکات مقرر شده بود، و نه زکات فطره و نه ماه رمضان یا مراسم عید فطر تا آیه مورد بحث این گونه تفسیر گردد.

پاسخ این است که ممکن است آیات آغازین این سوره در مدینه فرود آمده باشد، و آیات پایانى آن در مکّه. [ نظرات / امتیازها ]
15) وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّى

و نام پروردگارش را آن گونه که باید با اخلاص یاد کرد و نماز گزارد.

به باور «ابن عباس» منظور این است که: و خدا را به یکتایى یاد نمود و براى او شریک و همتایى تصور نکرد.

و به باور پاره اى دیگر، منظور این است که: و خدا را به هنگام نماز با همه وجود به خاطر داشته باش، و ضمن امید بستن به پاداش او، از کیفر او بترس، چرا که خشوع در نماز همین است که انسان به مهر و رحمت خدا امیدوار باشد، و از کیفر او بیمناک.

از دیدگاه برخى، به هنگام آغاز نماز با یاد خدا آن را آغاز کن و بگو: اللَّه اکبر، چرا که نماز با این جمله آغاز مى گردد.

و از دیدگاه برخى دیگر منظور این است که: و نمازهاى شبانه روزى خود را با یاد و نام خدا آغاز کن. [ نظرات / امتیازها ]
16) در شانزدهمین آیه مورد بحث روى سخن را به کفرگرایان و حق ناپذیران نموده و در بیان راز انحراف از شاهراه رستگارى و نجات مى فرماید:

بَلْ تُؤْثِرُونَ الْحَیاةَ الدُّنْیا

امّا شما اصلاح ناپذیران در اندیشه سعادت و رستگارى واقعى نیستید، بلکه تنها در اندیشه زندگى دنیا هستید و آن را آباد مى سازید و آن را بر زندگى جاودانه آخرت برگزیده اید.

از دیدگاه پاره اى روى سخن در آیه جهان شمول و همگانى است و از توحیدگرا و کفرگرا انتقاد مى شود که شما در اندیشه دنیا و لذت هاى آن هستید و در مورد آخرت نمى اندیشید.

«ابن مسعود» مى گوید: دنیا و لذت ها و خوردنى ها و نوشیدنى ها و زیبایى هاى آن در برابر دیدگان ماست، امّا سراى آخرت و نعمت هاى وصف ناپذیر آن تنها براى ما وصف شده و در برابر دیدگان ما نیست، به همین جهت ما دنیاى نقد را گرفته و نعمت هاى آخرت و آینده را، گرچه ماندگار و شکوهبار است رها ساخته ایم. [ نظرات / امتیازها ]
17) وَ الْآخِرَةُ خَیْرٌ وَ أَبْقى

با این که سراى آخرت و بهشت پر طراوت و زیبا بهتر و ماندگارتر است.

در روایت آمده است: کسى که آخرت خود را دوست بدارد به دنیاى خود زیان مى رساند و کسى که دنیا را برگزیند و دوست بدارد به آخرت خویش زیان مى زند. [ نظرات / امتیازها ]
18) إِنَّ هذا لَفِی الصُّحُفِ الْأُولى

این برنامه خودسازى و خود شکوفایى در صحیفه هاى آسمانى پیشین نیز آمده است، و این تنها قرآن نیست که این برنامه را براى انسان ها آورده است که رستگارى و نجات در گرو رابطه عاشقانه با خدا و نماز خواندن، رعایت حقوق مردم و پرداخت زکات و نیز برگزیدن نعمت هاى سراى آخرت بر نعمت هاى فناپذیر دنیاست.

به باور پاره اى منظور این است که: آن کسى که خودسازى کند و خدا را به عظمت یاد نماید، و نماز بخواند، چنین کسى در کتاب هاى آسمانى پیشین، بسان قرآن ستایش شده است.

در آخرین آیه مورد بحث که پایان بخش این سوره است در تفسیر آیه پیش مى فرماید: [ نظرات / امتیازها ]
19) صُحُفِ إِبْراهِیمَ وَ مُوسى

در کتاب هاى ابراهیم و موسى.

از آیه شریفه چنین دریافت مى گردد که بر خلاف پندار برخى از مفسران، ابراهیم نیز داراى کتاب آسمانى بوده است.

در روایتى از «ابوذر» مى خوانیم که مى گوید: از پیامبر گرامى در مورد شمار پیامبران پرسیدم که چند نفر بودند؛ فرمود: یکصد و بیست و چهار هزار نفر.

پرسیدم: رسولان آنان چند نفر بودند؟

فرمود: سیصد و سیزده نفر و بقیه آنان پیام رسان بودند.

گفتم: آیا آدم پیامبر خدا بود.

فرمود: آرى، خدا با او سخن گفت و او را با دست قدرت خویش آفرید.

آن گاه افزود: هان اى ابوذر! چهار نفر از پیامبران عرب بودند: هود، صالح، شعیب، و پیامبر تو.

پرسیدم: خداى فرزانه چند کتاب فرو فرستاده است؟

فرمود: یکصد و چهار کتاب؛ ده کتاب بر «آدم» پنجاه کتاب بر «شیث»، سى کتاب بر «ادریس» و او نخستین کسى است که به وسیله قلم به نگارش پرداخت. بر «ابراهیم» ده کتاب، و نیز تورات، انجیل، زبور و فرقان را، بر موسى، مسیح، داود و محمد(ص).

در روایت آمده است که در صحف ابراهیم چنین آمده است:

ینبغى للعاقل اَنْ یکون حافظاً للسانه، عارفاً بزمانه، مقبلاً على شأنه.

بر انسان خردمند و خردورز زیبنده است که حافظ زبان خویش، و آگاه به روزگار خود باشد و به موقعیت و جایگاه خویش بیندیشد.

پاره اى برآنند که همه کتاب هاى آسمانى در ماه رمضان فرود آمده اند. [ نظرات / امتیازها ]
  مسعود ورزيده - تفسیر نمونه ج : 26ص :409
16)

سپس به عامل اصلى انحراف از این برنامه فلاح و رستگارى اشاره کرده ، مى‏افزاید : بلکه شما حیات دنیا را مقدم مى‏دارید ( بل تؤثرون الحیوة الدنیا ) . [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر نمونه ج : 26ص :402
14) برنامه‏اى که در همه کتب آسمانى آمده
در آیات قبل اشاره‏اى به مجازات سخت کفار معاند ، و دشمنان حق شده بود ، و در آیات مورد بحث به نجات اهل ایمان و عوامل این نجات اشاره مى‏کند ، نخست مى‏فرماید مسلما رستگار مى‏شود کسى که خود را تزکیه کند ( قد افلح من تزکى). [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر نمونه ج : 26ص :403
15) و نام پروردگارش را به یاد آورد و به دنبال آن نماز بخواند ( و ذکر اسم ربه فصلى).
به این ترتیب عامل فلاح و رستگارى و پیروزى و نجات را سه چیز مى‏شمرد : تزکیه و ذکر نام خداوند و سپس بجا آوردن نماز.
در اینکه منظور از تزکیه چیست تفسیرهاى گوناگونى ذکر کرده‏اند : نخست اینکه منظور پاکسازى روح از شرک است ، به قرینه آیات قبل ، و نیز به قرینه اینکه مهمترین پاکسازى همان پاکسازى از شرک است.
دیگر اینکه منظور پاکسازى دل از رذائل اخلاقى و انجام اعمال صالح است ، به قرینه آیات فلاح در قرآن مجید از جمله آیات آغاز سوره مؤمنون که فلاح را در گرو اعمال صالح مى‏شمرد ، و به قرینه آیه 9 سوره شمس که بعد از ذکر مساله تقوى و فجور مى‏فرماید : قد افلح من زکیها : رستگار شد کسى که نفس خود را از فجور و اعمال زشت پاک کرد و به زینت تقوى بیاراست .
دیگر اینکه منظور زکات فطره در روز عید فطر است که نخست باید زکات را پرداخت و بعد نماز عید را بجا آورد ، چنانکه در روایات متعددى از امام صادق (علیه‏السلام‏) این معنى نقل شده است.
همین معنى در منابع اهل سنت از امیر مؤمنان على (علیه‏السلام‏) روایت شده. [ نظرات / امتیازها ]
 » تفسیر نمونه ج : 26ص :405
17)

در حالى که آخرت بهتر و پایدارتر است ( و الاخرة خیر و ابقى).
و این در حقیقت همان مطلبى است که در احادیث نیز آمده : حب الدنیا رأس کل خطیئة : محبت دنیا سرچشمه هر گناهى است.
در حالى که هیچ عقلى اجازه نمى‏دهد که انسان سراى باقى را به متاع فانى بفروشد و این لذات مختصر و آمیخته با انواع درد و رنج را بر آن همه نعمت جاویدان و خالى از هرگونه ناملائمات مقدم بشمرد. [ نظرات / امتیازها ]
18) و سرانجام در پایان سوره مى‏فرماید : این دستوراتى که گفته شد منحصر به این کتاب آسمانى نیست ، بلکه در صحف و کتب پیشین نیز آمده است ( ان هذا لفى الصحف الاولى ) .
صحف و کتب ابراهیم و موسى ( صحف ابراهیم و موسى).
در اینکه مشار الیه هذا چیست ؟ نظرات گوناگونى وجود دارد : جمعى گفته‏اند اشاره به دستورات اخیر در زمینه تزکیه و نماز و مقدم نشمردن حیات دنیا بر آخرت است ، چرا که اینها از اساسى‏ترین تعلیمات همه انبیا بوده ، و در تمام کتب آسمانى آمده است.
بعضى دیگر آن را اشاره به تمام سوره مى‏دانند ، چرا که از توحید شروع مى‏شود ، و با نبوت ادامه مى‏یابد ، و به برنامه‏هاى عملى ختم مى‏شود .
و به هر حال ، این تعبیر نشان مى‏دهد که محتواى پر اهمیت این سوره ، یا خصوص آیات اخیر ، از اصول اساسى عالم ادیان ، و از تعلیمات بنیادى همه انبیا و پیامبران است و این خود نشانه‏اى است از عظمت سوره و از اهمیت این تعلیمات.
صحف جمع صحیفه در اینجا به معنى لوح و یا صفحه‏اى است که چیزى بر آن مى‏نویسند.
آیات فوق نشان مى‏دهد که حضرت ابراهیم (علیه‏السلام‏) و موسى (علیه‏السلام‏) نیز داراى کتابهاى آسمانى بوده‏اند.
درروایتى از ابو ذر مى‏خوانیم که مى‏گوید : به پیغمبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) عرض کردم انبیا چند نفر بودند ؟ فرمود یکصد و بیست و چهار هزار نفر.
گفتیم : رسولان آنها چند نفر بودند ؟ فرمود : سیصد و سیزده نفر ، و بقیه فقط نبى بودند.
عرض کردم : آدم نبى بود ؟ فرمود بله ، خداوند با او سخن گفت و او را با دست خود آفرید ، سپس پیامبر (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) افزود ، اى ابو ذر ! چهار نفر از انبیاء عرب بودند : هود و صالح و شعیب و پیامبر تو.
گفتم : اى رسول خدا ! خداوند چند کتاب نازل فرمود ؟ فرمود : صد و چهار کتاب ، ده کتاب بر آدم پنجاه کتاب بر شیث و بر اخنوخ که ادریس است سى کتاب ، و او نخستین کسى است که با قلم نوشت و بر ابراهیم ده کتاب و نیز تورات و انجیل و زبور و فرقان را ( بر موسى و مسیح و داود و پیامبر اسلام نازل کرد ) .
تعبیر به الصحف الاولى در مورد کتابهاى ابراهیم و موسى در برابر صحف اخیر است که بر حضرت مسیح و پیغمبر اکرم (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم‏) نازل شده است.
ان که خداوند متعال به آنها فرمود : از هر جاى بهشت مى‏خواهید بخورید ، ولى نزدیک این درخت ( ممنوع ) نشوید که از ستمکاران خواهید بود ولى آنها به سراغ چیزى رفتند که به آن نیاز نداشتند ! و همین براى فرزندان آنها تا روز قیامت باقى ماند ، چرا که غالب چیزهائى را که انسان مى‏طلبد به آن نیازى ندارد ( نیازها غالبا منشا گناه نیستند ، آنچه منشا گناه است هوسها و امور زائد بر نیاز است ) سپس حسد بود که سرچشمه گناه فرزند آدم شد ، نسبت به برادرش حسد ورزید و او را به قتل رساند.
و از شعب آن حب زنان ، حب دنیا ، حب ریاست ، حب راحتى ، حب سخن ، حب برترى ، و حب ثروت است ، اینها هفت خصلتند که همگى در حب دنیا جمعند ، و لذا پیامبران و دانشمندان بعد از آگاهى بر این حقیقت گفته‏اند : حب الدنیا رأس کل خطیئة.
[ نظرات / امتیازها ]