سید حسین اخوان بهابادی
ارسال نظر وبررسی توسط داوران
[ همه پیام ها ] پیام های سيد حسين اخوان بهابادي (8 مورد)
  سوره اعراف آیه 175 - تفاوت نشان دادن آیات با دادن آیات با توجه به آیات 73 بقره و  175 سوره اعراف
باسمه تعالی
فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَٰلِکَ یُحْیِی اللَّهُ الْمَوْتَىٰ وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
ﭘﺲ ﮔﻔﺘﻴﻢ : ﭘﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺑﺰﻧﻴﺪ [ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﺎﺗﻞ ﺭﺍ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﻨﺪ ] . ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ  ﻛﻨﺪ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ  ﺩﻫﺪ باشد که ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻴﺪ .(٧٣ بقره)
از آیه بالا دریافت می شود که نشان دادن آیات توسط خداوند به مردم بدون تعقل و تفکر نمی تواند منجر به آگاهی و علم شود آگاهی که می تواند زمینه ساز اخلاق و کار نیک شود همچنان که عده ای با تعقل، از آیات خداوندی که همیشه جاری بوده و هست به آگاهی می رسند و از نشانه ها درس می گیرند و عده ای بعلت عدم استفاده از این ابزاری که خداوند در اختیار انسان قرار داده است بهره ای نمی برند و به همین دلیل به عمل و کار نیک هم نزدیک نمی شوند لذا بعد از این موضوع[ که خداوند آیات خود را به شما نشان می دهد] بیان شده که [باشد که تعقل کنید] و این دستور به تعقل، مترتب بر فایده است و فایده آن همان علم و آگاهی است اما در آیه 175 سوره اعراف بحثِ [دادن آیات] از این موضوع حکایت می کند که آگاهی و علم بدست آمده است لذا فرد در مرحله ی جلوتری نسبت به قبل قرار گرفته است مرحله ای که از تفکر و تعقل در نشانه های الهی چون کتاب آسمانی و رفتار و گفتار پیامبر و سایر نشانه های آفاقی و انفسی بدست آمده است البته باید در نظر داشت که تنها آگاهی برای رسیدن انسان به سعادت کافی نیست چون‌ عمل هم لازم است یا به عبارتی برای رسیدن به سعادت، آگاهی شرط لازم است اما شرط کافی نیست همچنان که در آیه اخیر، بلعم باعورا با آنکه به توفیق خداوندی علم به او داده شد اما از این علم استفاده درست نکرد؛ علمی که می توانست بر مقامات او بیفزاید اما دنیاگرایی و هوا و هوس مانع عمل به علم گردید و حتی به تکذیب و دروغ انگاری مطالبی که واقعا دریافته بود پرداخت و بد عاقبت گردید. والعاقبه للمتقین
  سوره اعراف آیه 176 - مثل عالم دنیاگرا
بسم الله الرحمن الرحیم
دانشمندانی که ایات الهی را تکذیب می کنند و دروغ می پندارند مثال انها مثال سگ هار است اگر به انها بتازید و از راه مناظره و بحث و نظر با انها احتجاج کنید مجددا انها را می بینید که دهانشان را به تکذیب و شبهه افکنی باز می کنند هر چند ادله ی کافی و وافی برای ان ها بیاورید باز بر حرف خود اصرار می ورزند گویی حقیقت را یافته و ان را بدست اورده اند اما به دلایلی از پذیرش ان سرباز می زنند و حتی دهان را به تکذیب بیشتر باز می کنند و همچنان به راهشان ادامه می دهند.
عده ای بر این باورند به چنین افرادی باید محبت کرد و از باب محبت و دوستی وارد شد تا انها بتدریج به سمت هدایت برگردند یا باید انها را رها کرد و به حال خود واگذاشت باشد که اندیشه کنند اما باز ملاحظه می شود که برای انها هیچ فایده ای ندارد و دهان به تکذیب همچنان باز می کنند و برای انحراف جامعه تلاش می کنند .
سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که چرا این افراد اینگونه عمل میکنند؟ پاسخ را از این ایات قران کریم در می یابیم که این افراد، به دنیا گرایش پیدا کردند و برای بدست اوردن دنیا حاضرند اخرت را به بهای ناچیز بفروشند و چون از هوای نفس و شهوات خود پیروی می کنند به دنبال سود و ان هم فقط سود دنیوی، هستند و با انکه نشانه های الهی را می بینند بخاطر اینکه هدف انها دنیاست و با تصدیق ایات خداوند نان و اب و قدرت و مقام خود را از دست می دهند از انجام ان خودداری می کنند و نیز علاوه بر عدم تصدیق به تکذیب هم می پردازند چون به زعم خود علاوه بر حفظ جایگاه ، بر موقعیت خویش هم می افزایند و این زبان درازی عالم فاسد، چون سگ هار از عطشی حکایت می کند که در رفع ان تلاش می کند عطش خود بزرگ بینی، عطش مال و ثروت و جاه و مقام، و البته این افراد به زبان درازی هم اکتفا نمی کنند و بر سر مخاطب خود جوری پارس می کنند که گویی قصد دارند مخالفت و سر ناسازگاری خود را به گوش همگان برسانند و فضای جامعه را ملتهب می کنند.اما احتجاج هم با افرادی نتیجه می دهد که قصد داشته باشند حق را بپذیرند و تشنه ی معرفت باشند، تشنه ی شناخت حق و باطل باشند نه عطش جاه و مقام که از این احتجاجات هم مقصد و هدف دیگری را دنبال می کنند و محبت و رها کردن نیز وقتی جواب می دهد که افرد مشکل در شناخت داشته باشند باید به انها اجازه داد تا افکارشان را برسی کنند شاید رفتار بد ما باعث ایجاد چنین رفتاری گردیده است باید به خود بیایند انها اگرحق را بیابند به استقبال ان خواهند رفت بحث استفاده ابزاری از شناخت نیست اما عالمی که خوب و بد را می فهمد و تکذیب می کند شخصی بیمار چون سگ هار است سگی که دنیا پرستی و تابع شهوات شدن او را به دیوانگی کشانده است با او هر گونه رفتار کنید تنها ضرر میرساند و قصد دارد به انسان ها حمله کند و انها را زخمی کند و هاری را به انها هم سرایت دهد و باعث مرگ انها و جامعه گردد که باید افراد و جامعه در مقام محافظت برایند با تاختن به او، او را از خود دور کنند و یا اگر نمی توانند لااقل او را رها کنند و از او دوری کنند چون اگر در معرض شبهات انها قرار گیرند باید برای رفع الودگی و تاثیر ان به درمان بپردازند درمانی با افزایش شناخت و معرفت و مراجعه به پاسخ اشکالات تا خود را از مرگ اعتقادی و انسانی نجات دهند دانشمند دنیاگرا که افکار و گفتارش تابع شهوات گردیده است و به هر سویی که شهوات فرمان دهد تغییر مسیر می دهد بسمت مرگ اعتقادی و انسانیت سریع گام برمی دارد همانند سگ هار که بعلت بیماری عمر بسیار کوتاهی خواهد داشت و به زودی از بین خواهد رفت پس عالمان باید این خطر را خوب درک کنند که اگر بسمت دنیا گرایش پیدا کنند دچار بیماری بس خطرناکی چون هاری خواهند گردید که می تواند سقوطی سریع و مرگبار را برای انها رقم بزند و البته مژده این ایات قرانی را باید در نظر داشته باشند که خداوند در صورت کنارگیری از دنیا و شهوات به واسطه علوم و معرفتشان بر مقامات و درجاتشان خواهد افزود.

توضیح : سلام داوران محترم لطف کنند نظر خود را ارسال کننند

  سوره جاثیة آیه 17 - حادثه بنی اسرائیل برای شما مسلمانان نیز رخ خواهد داد
در روایات آمده است که حادثه بنی اسرائیل برای شما مسلمانان نیز رخ خواهد داد، سوالاتی مطرح می شود از جمله آیا رخداد چنین چیزی ممکن است و در صورت امکان آیا چنین مساله ای برای مسلمانان رخ داده است یا خیر؟ برای درک بهتر ابتدا لازم است به سؤالی که آیا تاریخ تکرار پذیر است پاسخ داده شود.
آیا تاریخ تکرار می شود؟!
امام علی(علیه السلام) می فرمایند:حوادث عالم شبیه یکدیگرند و وقتی در گذشته حادثه ایی اتفاق افتاده باشد شبیه آن نیز در آینده اتفاق خواهد افتاد .
انسان می بایست به گزارش های تاریخی برای عبرت گیری توجه داشته باشد و بدون تحلیل و تبیین علل و عوامل رخدادها از کنار آنها تنها به عنوان یک قصه و داستان گذشتگان نگذرد. یا به عبارت دیگر انسان تاریخ را صرف روایت و در حال سکون نبیند؛ بلکه به عنوان مدل و نمونه زنده ‏اى از گذشته دریابد و تاریخ را از حصار گذشته به زمان حال بیاورد و بلکه آن را به زمان آینده نیز تعمیم دهد.       
این که چرا خداوند تا این اندازه به گزارش های تاریخی و تحلیل علل و عوامل رخدادها توجه می دهد. از آن روست که براساس آموزه های قرآنی، تاریخ تکرار شدنی است.
خداوند در آیات بسیاری ، به مسئله تکرار تاریخ با تکرار حوادث و رخدادهای مشابه توجه داده است.
قرآن مجید می‏فرماید: آیا گمان می‏کنید بدون آزمایش وارد بهشت می‏شوید و آن چه در گذشته اتفاق افتاده، برای شما پیش نیاید؟
در تحلیل قرآن همواره به این نکته توجه داده شده که همانندی اندیشه های انسان ها از مهم ترین و اصلی ترین علل و عوامل تکرار حوادث تاریخی است(بقره، آیه ۱۱۸).
بنابراین تا انسان ها جهان را یکسان تفسیر می کنند و رفتار مشابهی را بروز می دهند، رخدادها نیز تکرار می شوند. این تکرار هر چند از نظر زمان و مکان و امور جزئی دیگر تفاوت دارند، ولی تشابه آن تا آن اندازه است که می تواند رخدادها را همانند دانست.
امتحان انسان‌ها، تکرار مخالفت با انبیاء و حاکمیّت قوانین و سنّتهاى ثابت الهى از عوامل دیگر تکرار حوادث تاریخی است.
از مطالب بالا، پیرامون این موضوع که در روایات آمده است حادثه بنی اسرائیل برای شما مسلمانان نیز رخ خواهد داد در می یابیم که اولاً امکان این موضوع وجود دارد، البته معنای تکرار حوادث، آن نیست که از تمام جهات مثل هم باشند.
مثلاً ما مسلمان و آن‏ها از بنی اسرائیل اند؛ پیامبر آن‏ها موسی(ع) و پیغمبر ما محمد صلی الله علیه و آله است؛ آن‏ها در یک زمان بوده اند و ما در زمان دیگر، یعنی اگر از هر جهت مثل هم باشند، حداقل از جهت زمان، عین هم نخواهند بود اما می تواند جهات اشتراکی در این میان وجود داشته باشد.
دوما با توجه به آیات قرآن کریم و احادیث و روایات می توان گفت که این مساله بعد از رحلت پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله اتفاق افتاده است که در این جا قصد داریم از طریق این آیه شریفه و از نگاه تکرار پذیری تاریخ و با توجه به تاریخ صدر اسلام و آیات و روایات به بررسی آن بپردازیم.
«وَآتَیْنَاهُم بَیِّنَاتٍ مِّنَ الْأَمْرِ:و در امر دین‌، نشانه‌های‌ روشنی‌ به‌ آنان‌ عطا کردیم‌» به‌ بنی‌ اسرائیل‌ شرایع‌ و احکام‌ روشنی‌ عطا کردیم‌ یا به‌ آنان‌ درباره‌ بعثت‌ رسول‌ اکرم‌ صلّی الله علیه و آله و سلّم و شواهد نبوتشان‌، دلایل روشنی‌ عطا کردیم‌.
به مسلمانان هم قرآن عطا شد که پیامبر صلی الله علیه و آله به تبیین آن پرداختند و روش ها و مصداق ها را به روشنی مشخص کردند و به آنان‌ درباره‌ خلافت علی بن ابی طالب علیه السلام و شواهد امامتشان ، دلایل و حجت های روشنی‌ عطا نمودند. مانند آیه ولایت، آیه تبلیغ و آیه اکمال که بطور نمونه پیامبر صلی الله علیه و آله در واقعه غدیر خم با مراسمی علی بن ابی طالب علیه السلام را وصی و ولی خود منصوب کردند.
«فَمَا اخْتَلَفُوا إِلَّا مِن بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْعِلْمُ: و اختلاف‌ نکردند مگر بعد از آن‌که‌ برایشان‌ علم‌ آمد» در مورد بیان‌ دین‌ و روشن‌ ساختن‌ معانی‌ آن‌ اما آنها علم‌ را که‌ موجب‌ از بین‌ رفتن‌ اختلاف‌ است‌، وسیله‌ ثبوت‌ و پدید آوردن‌ اختلاف ‌گرداندند.
و مسلمانان صدر اسلام هم بطور مثال علم و آگاهی دقیق در مورد خلافت پس از پیامبر صلی الله علیه و آله و مصداق آن پیدا کردند اما آنها علم را که موجب از بین رفتن اختلاف است وسیله پدید آوردن اختلاف گردانیدند (بطور نمونه، من کنت مولاه فهذا علی مولاه، مولا را به دوستی تنها تعبیر کردند) و همچنین سایر علم هایی که در مورد قرآن پیدا کرده بودند چون شان نزول ها را مایه اختلاف قرار دادند.
«بَغْیًا بَیْنَهُمْ: آن هم‌ از روی‌ تعدی‌ و رقابتی‌ که‌ در میان‌ خود» در طلب‌ ریاست‌ و از روی‌ رشک‌ و حسد و دشمنی‌ که داشتند.
و در بین مسلمانان هم این اتفاق افتاد وحسادت، جاه و مقام و.. مایه بروز اختلافات گردید و اسلام به هفتاد و چند فرقه تبدیل گردید اختلافاتی که باعث دور شدن جامعه از اسلام واقعی شد و ارزش‌های جاهلی دوباره شکل گرفت و کار به جایی رسید که نوه رسول خدا صلی الله علیه و آله را با لب تشنه ذبح نمودند و خانواده اش را به اسارت بردند امت اسلامی هم مسیر ضعف و انحطاط در پیش گرفت و وضعیت امروز کشورهای مسلمان هم تاسف بار است.
«إِنَّ رَبَّکَ یَقْضِی بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَةِ فِیمَا کَانُوا فِیهِ یَخْتَلِفُونَ: بی‌گمان‌ پروردگارت‌ روز قیامت‌ میان‌ آنان‌ درباره‌ آنچه‌ که‌ در آن‌ اختلاف‌ می‌کردند از کار دین‌ فیصله‌ می‌کند» پس‌ نیکوکار را در قبال ‌نیکوکاری‌اش‌ و بدکار را در برابر بدکاری‌اش‌ جزا می‌دهد و اهل‌ حق‌ را از اهل ‌باطل‌ متمایز می‌گردند.
آری این همه بدبختی ها که بر سر مسلمانان وارد شد به خاطر آن اختلافات بوجود آمد خداوند عادل و حکیم روز قیامت بین آن ها به داوری می پردازد و نیکوکار و اهل حق را پاداش و اهل اختلاف و باطل را عذاب خواهد داد.
چنان‌که‌ ملاحظه‌ کردیم ؛ حادثه بنی اسرائیل برای مسلمانان صدر اسلام رخ داد و آن جهات اشتراکی در این میان وجود داشت مثل انحراف امت موسی (ع) بعد از غیبت چهل روزه ایشان و انحراف امت پیامبر صلی الله علیه و آله بعد از رحلت و رها کردن امیر المومنین علیه السلام.
[ همه نکته ها ] نکته های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره واقعة آیه 73 - اتش مایه یادآوری
1-یادآوری نعمت آتش که بعنوان عامل پخت وپز، عامل حرکت در موتورهای بنزینی و دیزلی، عامل اصلی ایجاد گرما در وسایل گرمازا، عامل اصلی گرم کردن آب، عامل ذوب مواد خصوصا فلزات برای جداسازی، ریخته گری و حالت دادن به آنها، عامل اصلی تولید بخار مخصوصا در نیروگاه ها، از عوامل از بین بردن زباله ها خصوصآ زباله‌های بیمارستانی، از عوامل ضدعفونی و از بین بردن میکروب ها و از عوامل دفاعی و جنگی می توان نام برد که به یاد آوردن نعمت و نعمت ها یاد خالق را در پی دارد ونیز شکر گزاری بابت نعمت ها قلبا، لسانا وعملا طبق طریق شریعت همراه با تسبیح خداوند را به دنبال دارد 2-یادآوری جهنم از طریق تداعی آتش دنیا با آتش اخرت که می تواند انسان را از گناه نگه دارد وعامل انجام واجبات ونیکی ها گردد و در کل یادآور معاد باشد. 3-یادآور قدرت‌ خدا از طریق آزاد سازی انرژی ذخیره شده خورشید در گیاهان ودرختان از طریق آتش که این خود نشان دهنده قدرت خدا برای انجام برعکس آن کار است مانند قدرت برای حیات بخشیدن و وبرعکس آن برای ممات بخشیدن یا قدرت خدا برای میراندن و سپس زنده کردن
[ همه لغت ها ] لغت های سيد حسين اخوان بهابادي (13 مورد)
  سوره جاثیة آیه 18 -
شریعت : آیین و طریقه
 توضيح : آیین و طریقه هر دینی با دین دیگر می تواند هم مشترکاتی داشته باشد هم تفاوت هایی، لذا طرفداران هر شریعت تا تاریخ مصرف آن موظف بودند از آن طریق به دینداری بپردازند بنابرین می توان شریعت را «راه دینداری» نامید.
  سوره بقرة آیه 259 -
کَم : چه بسیار، چقدر.
 توضيح : کلمه ای است که به دو صورت می آید یکی خبری که معنی «چه بسیار» دارد دیگری پرسشی به معنی چقدر و چند، البته اصل در «کَمْ» سؤالی است.
فَکَمْ یَا إِلَهِی مِنْ کُرْبَهٍ قَدْفَرَّجْتَهَا وَ هُمُومٍ قَدْ کَشَفْتَهَا
ای خدای من چه بسیار سختی هایی که گره گشودی، و اندوه هایی که برطرف کردی.
ﻗَﺎﻝَ ﻛَﻢْ ﻟَﺒِﺜْﺖَ ﻗَﺎﻝَ ﻟَﺒِﺜْﺖُ ﻳَﻮْﻣﺎً ﺃَﻭْ ﺑَﻌْﺾَ ﻳَﻮْم( از همین آیه ) ﮔﻔﺖ: ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﻧﮓ ﻛﺮﺩﻱ؟ ﮔﻔﺖ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ، ﻳﺎ ﻗﺴﻤﺘﻲ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ.
  سوره یوسف آیه 92 - درس هایی از قرآن
الیوم : امروز - همین الان
 توضيح : قرائتی عرض کردند که در این آیه الیوم، به معنای همین الان است.
[ همه اﻋﺮاب ها ] اﻋﺮاب های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره فاطر آیه 2 -
تشخیص اسم شرط، فعل شرط و جواب شرط
 توضيح :
«ما» اسم شرط است و عمل آن این است که فعل شرط و جواب شرط را مجزوم(یا محلا مجزوم)می کند «یَفْتَحِ اللَّهُ» فعل شرط و مضارع را مجزوم کرده است و هرگاه دو ساکن به هم برخورد کردند اولی را باید کسره داد [همزه‌ی (الله) همزه وصل است و (لام) اول (الله) ساکن است و اگر همزه‌ی (الله) ساقط گردد و التقاء ساکنین می‌شود] جواب شرط گاهی یک جمله ی اسمیه است که در این صورت حتما پس از "فا" جواب می آید که جمله( لا مُمْسِکَ لها) جواب شرط و محلا مجزوم است و در ادامه «وَما» واو عطف و ما اسم شرط و «یُمْسِکْ» فعل شرط که مجزوم است کلمه ی هُو که به الله بر می‌گردد حذف شده و پس از "فا" جواب شرط (لَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ) آمده است که محلا مجزوم است.