سید حسین اخوان بهابادی
ارسال نظر وبررسی توسط داوران
[ همه پیام ها ] پیام های سيد حسين اخوان بهابادي (20 مورد)
  سوره بقرة آیه 127 - استمرار دعا در حین عمل زبانی و قلبی
در ترجمه هایی از این آیه، لفظ (گفتند) استفاده شده است مانند:
و چون ابراهیم و اسماعیل پایه‌هاى خانه را بالا بردند، گفتند.....
در این ترجمه ها دعا اختصاص به زمان پایان کار دارد هر چند که عموما در پایان کار پذیرش و قبول ان درخواست می شود اما با توجه به اینکه خداوند (برعکس انسان ها) در هر زمانی حاضر و ناظر است می توان گفت که احتمال قوی در حین کار هم دعا صورت گرفته باشد دعایی نه یک بار بلکه در تمام لحظات با زبان حال و یا با زبان قال چندین بار با قلت یا کثرت در اوایل کار، حین کار و در پایان صورت گرفته است لذا با توجه به کلیت آیه بهتر است دعا منوط به زمان خاص نشود.
در بعضی از ترجمه ها لفظ(می گفتند) که نشانه ی استمرار است آمده است که حق مطلب بهتر ادا می شود در بعضی از ترجمه ها با آنکه لفظ (گفتند) آمده است اما چون آنرا منوط به تمام زمان بالا بردن کرده اند باز می توان استمرار دعا را از ان استنباط کرد مانند:
و ( یاد آر ) وقتی که ابراهیم و اسماعیل دیوارهای خانه کعبه را بر می افراشتند عرض کردند(گفتند)....
که در ترجمه بالا با آنکه فعل بصورت استمرار بهتر به نظر می رسید اما می توان گفت وقتی سوال شود بطور مثال، عرض کردند، یکبار این دعا را کردند؟ پاسخ این گونه خواهد بود که می تواند یک بار یا بیشتر باشد و محدود به یکبار نشده است
در یکی از ترجمه ها(مربوط به علامه طباطبایی رحمه‌الله علیه) لفظ استمرار در زمان حال و مضارع آمده است (لفظ می گویند) که این ترجمه علاوه بر نشان دادن حالت تکرار، تجسم کننده ی حالت ساخت کعبه و گفتن را برای شنونده به ارمغان می آورد گویی مشاهده می شود ان صحنه که این می تواند بر زیبایی بیفزاید همچنان که در قسمت نکته های همین سایت پیرامون این ایه، علامه طباطبایی رحمه‌الله علیه می فرمایند:
این داستان از زیباترین سیاق ‏هاى قرآنى است- هر چند که قرآن همه ‏اش زیبا است- و خاصیت اینگونه سیاق این است که قصه ‏اى را که مى ‏خواهد بیان کند مجسم ساخته و به حس شنونده نزدیک می ‌کند. این خاصیت و این بداعت و شیرینى در صورتى که کلمه (گفتند) و یا نظیر آن را در حکایت می ‌آورد به هیچ وجه تأمین نمى ‏شد.
بله، همان طور که در بالا آمد علامه، نیامدن لفظ گفتن را در عبارت قرآنی نشان دهنده زیبایی کار می دانند که در ترجمه این آیه هم اگر بنا باشد که بحث تجسمِ بهتر داستان لحاظ شود بهتر است که لفظ (می گویند) به جای (می گفتند) بکار گیرد.
  سوره انسان آیه 5 - آیا عوارض کافور دامنگیر نیست؟
گاهی میوه های دنیایی سرد و گاهی گرم هستند و خوردن کم و یا زیاد آنها برای عده ای ایجاد مشکل می کند اما میوه های بهشت اینگونه نخواهند بود در سوره واقعه درباره شراب بهشتی آمده است:
لَّا یُصَدَّعُونَ عَنْهَا وَلَا یُنزِفُونَ
ﻛﻪ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﻴﺪﻧﺶ ﻧﻪ ﺳﺮﺩﺭﺩ ﮔﻴﺮﻧﺪ ، ﻭ ﻧﻪ ﻣﺴﺖ ﻭ ﺑﻲ ﺧﺮﺩ ﺷﻮﻧﺪ ،(١٩)
با این ایه مشخص می‌شود عوارض شراب دنیوی(سردرد و مستی) در شراب بهشتی وجود ندارد و قطعا نداشتن عوارض، از ویژگی های بهشت برین است پس کافور بهشتی هم حتما عوارض و عیوب کافور دنیایی را ندارد که ایجاد مشکل کند.
  سوره طور آیه 18 - متقین در دنیا هم از سرور و شادمانی خوبی برخوردارند.
این ویژگی های ایات 17 و 18 سوره مبارکه طور، بصورت کامل و تمام برای روز قیامت است اما دنیا دار رنج و سختی است و متقین نه این که،در دنیا درد و رنج را احساس نمی کنند چرا که خصوصیت دنیا چنین می طلبد اما بهر حال آن ها بخاطر نعمت های بزرگ و فراوانی که آنها را احاطه کرده است گویی در بهشت زندگی می کنند بهشتی که مَثَل زندگی کسانی است که آیه ی شریفه ی زیر خصوصیات آن ها را بیان می کند:
فَاکِهِینَ بِمَا آتَاهُمْ رَبُّهُمْ وَوَقَاهُمْ رَبُّهُمْ عَذَابَ الْجَحِیمِ
متقین در دنیا هم از رضایت خاطری برخوردارند که البته آن را از لطف و فضل پروردگار می دانند و این رضایت باعث سرور و شادمانی آنها می گردد و البته این شادمانی وقتی کامل می گردد که علاوه بر عطا از عذاب و رنج هم بدور باشد و آنها خوب می دانند که هیزم و هیمه ی عذاب آخرت از همین دنیا فراهم می گردد لذا توفیق تقوای الهی آنها را شادمان می کند و به شکرگزاری این نعمت می پردازند لذا رضایت و شادمانی از برخورداری از نعمت هایی مهم حکایت می‌کند.(إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی جَنَّاتٍ وَنَعِیمٍ
ﺑﻲ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﭘﺮﻫﻴﺰﻛﺎﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﺑﻬﺸﺖ ﻫﺎ ﻭ ﻧﻌﻤﺘﻲ ﻓﺮﺍﻭﺍﻥ ﺍﻧﺪ. ١٧)
در ضمن اگر دنیا و آخرت با هم تفاوت هایی دارند شباهت‌هایی هم دارند و این شباهت هاست که باعث می شود که صحنه های آن سرا تا حدودی قابل هضم شود در مورد باغ های دنیایی و بهشت هردو از لفظ جنت و جنات استفاده شده است و این یعنی بین بهشت و باغ های دنیایی شباهت هایی وجود دارد یا بحث تناسب ها مثل تناسب عمل و جزا یا در مورد این بحث می توان گفت درصدی از رضایت و شادمانی دنیا با میزان زیادی از رضایت و شادمانی آنجا در ارتباط و هماهنگ است و نیز حتما نعمت های متقین در دنیا و اخرت دارای ارتباط و تناسب اند هر چند که مانند آخرت بصورت تمام و کمال نباشد.
[ همه نکته ها ] نکته های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره واقعة آیه 73 - اتش مایه یادآوری
1-یادآوری نعمت آتش که بعنوان عامل پخت وپز، عامل حرکت در موتورهای بنزینی و دیزلی، عامل اصلی ایجاد گرما در وسایل گرمازا، عامل اصلی گرم کردن آب، عامل ذوب مواد خصوصا فلزات برای جداسازی، ریخته گری و حالت دادن به آنها، عامل اصلی تولید بخار مخصوصا در نیروگاه ها، از عوامل از بین بردن زباله ها خصوصآ زباله‌های بیمارستانی، از عوامل ضدعفونی و از بین بردن میکروب ها و از عوامل دفاعی و جنگی می توان نام برد که به یاد آوردن نعمت و نعمت ها یاد خالق را در پی دارد ونیز شکر گزاری بابت نعمت ها قلبا، لسانا وعملا طبق طریق شریعت همراه با تسبیح خداوند را به دنبال دارد 2-یادآوری جهنم از طریق تداعی آتش دنیا با آتش اخرت که می تواند انسان را از گناه نگه دارد وعامل انجام واجبات ونیکی ها گردد و در کل یادآور معاد باشد. 3-یادآور قدرت‌ خدا از طریق آزاد سازی انرژی ذخیره شده خورشید در گیاهان ودرختان از طریق آتش که این خود نشان دهنده قدرت خدا برای انجام برعکس آن کار است مانند قدرت برای حیات بخشیدن و وبرعکس آن برای ممات بخشیدن یا قدرت خدا برای میراندن و سپس زنده کردن
[ همه سوال ها ] سوال های سيد حسين اخوان بهابادي (2 مورد)
  سوره انعام آیه 89 - هم خانواده
آیا واژه ی آشنای (توکُل) با (وَکَّلْنَا) در این آیه هم خانواده است یا خیر؟ با تشکر
  سوره طور آیه 39 - یک سوال
به نظر می رسد که در آیات قبل و بعد از این آیه از ضمیر لهم استفاده شده است اما چرا در این آیه بجای لهم از لکم استفاده شده است؟
[ همه لغت ها ] لغت های سيد حسين اخوان بهابادي (17 مورد)
  سوره طور آیه 3 - دانشنامه اسلامی
رقّ : صفحه
 توضيح : واژه «رقّ» از مادّه «رقت» در اصل، به معنای نازک و لطیف بودن است، و به کاغذ یا پوست نازکی که مطلبی بر آن می نویسند نیز گفته می شود.
دقت شود هم خانواده کلمه ورق نیست با انکه رق معنی صفحه هم می دهد.
  سوره واقعة آیه 37 - دانشنامه اسلامی
اتراب : همسانان
 توضيح : معنی أَتْرَابٌ: همسانان -اقران (همسران بهشتی همتای شوهران خویشند، نه از جهت سن با آنان اختلاف دارند، و نه از جهت جمال .ممکن هم هست مراد از اقران این باشد که مثل شوهران خویشند، هر قدر شوهران نور و بهائشان بیشتر شود، از حسن و جمال همسران بهشتیشان نیزبیشتر میگردد )...
ریشه کلمه:ترب (۲۲ بار)
«أَتْراب» جمع «ترب» (بر وزن شعر) به معنای «هم سن و سال» توصیف دیگری است برای زنان بهشتی نسبت به همسرانشان; چرا که توافق سنی جاذبه را میان دو همسر افزون می کند، و یا توصیفی است برای خود آن زنان، که همه آنها هم سن و سال و جوانند، و به معنای «مثل و مانند» نیز آمده است. و بیشتر در مورد جنس مؤنث به کار می رود، و به گفته بعضی در اصل از «ترائب» به معنای دنده های قفسه سینه گرفته شده که شباهت زیادی با هم دارند.
  سوره واقعة آیه 53 - دانشنامه اسلامی
ریشه کلمه ی مالئون :
 توضيح : ریشه کلمه:مل‌ء
(به فتح میم) پرکردن. خواه پرکردن با آب باشد یا غیرآن. . ما آسمان را تفحص کردیم و یافتیم که با نگهبانها و شهابها پر شده است. املاء: پرکردن. . اِمْتِلاء: پرشدن. . مِلْ‏ء (به کسر میم) نام مقداری است که ظرفی را پرکند . آنانکه کافراند و کافر بمیرند اگر یکیشان آنقدر طلا به عوض دهد که زمین پرشود از او پذیرفته نیست.
[ همه اﻋﺮاب ها ] اﻋﺮاب های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره فاطر آیه 2 -
تشخیص اسم شرط، فعل شرط و جواب شرط
 توضيح :
«ما» اسم شرط است و عمل آن این است که فعل شرط و جواب شرط را مجزوم(یا محلا مجزوم)می کند «یَفْتَحِ اللَّهُ» فعل شرط و مضارع را مجزوم کرده است و هرگاه دو ساکن به هم برخورد کردند اولی را باید کسره داد [همزه‌ی (الله) همزه وصل است و (لام) اول (الله) ساکن است و اگر همزه‌ی (الله) ساقط گردد و التقاء ساکنین می‌شود] جواب شرط گاهی یک جمله ی اسمیه است که در این صورت حتما پس از "فا" جواب می آید که جمله( لا مُمْسِکَ لها) جواب شرط و محلا مجزوم است و در ادامه «وَما» واو عطف و ما اسم شرط و «یُمْسِکْ» فعل شرط که مجزوم است کلمه ی هُو که به الله بر می‌گردد حذف شده و پس از "فا" جواب شرط (لَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ) آمده است که محلا مجزوم است.
[ همه صرف ها ] صرف های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره یوسف آیه 32 -
ریشه ی کلمه:
رود(فعل اجوف)
وزن باب مفاعَلَة:
فاعَلَ، یفاعِلُ، مفاعَلَة و مصدر دومش فِعال.
بردن به باب مفاعله:
رَاوَدَ، یُرَاوِدُ، مُرَاوَدَةً و رِوَاد.
مثال:
راوَدَهُ(او را خواست)،راوَدَهُ على کَذَا(او را بر آن کار واداشت)،راوَدَهُ عَنْ وَ عَلى نَفْسِهِ(با فریب دادن او از وى کار ناشایست خواست)،راوَدَهُ فلاناً(کوشید تا فلانى را بر انگیزد و شیفته دل کند)
یک هم‌خانواده:
ارادة به معانی اراده، خواست، مشیت، از روی قصد و رضا، از روی اراده، عزم، اختیار (کردن)، فرمان، حکم، دستور.