سید حسین اخوان بهابادی
ارسال نظر وبررسی توسط داوران
[ همه پیام ها ] پیام های سيد حسين اخوان بهابادي (5 مورد)
  سوره حدید آیه 6 - وارد شدن روز در شب و بالعکس
شاید بتوان این گونه گفت که روز در شب در حال پیشروی و شب در حال خارج شدن است به این صورت که با گردش زمین ,روز داخل می شود که در ابتدا شاید این گونه تصور شود به محض داخل شدن روز شب به یک دفعه خارج می شود ولی باید این عمل تدریجی انجام شود تا با وضعیت واقعی تطابق داشته باشد پس روز مقداری داخل می شود تا علایم ظهور پدیدار گردد(فجر) ودر نهایت دخول کامل روز به تدریج و به تبع آن خروج کامل شب اتفاق می‌افتد اما سوالی که مطرح می شود این است که شب بکجا می رود وچگونه دوباره می تواند داخل شود؟ برای حل این مسئله می توان گفت شب به پشت کره زمین میرسد انجایی که خالی شده روز است وچون اینها در مسیری دایره وار حرکت میکنند دوباره شب از همان نقطه اول می تواند وارد می شود این مساله می تواند گرد بودن وچرخش زمین را نیز برساند که این حرکت که باعث ورود یکی و خروج دیگری می شود واین ها و تکرار آن به وسیله قدرت خداوندی صورت می گیرد که عالم به اسراری است که در آمد و شد شب و روز در سینه ها شکل می گیرد .
  سوره بقرة آیه 20 - اراده خدا برای نابودی چشم و گوش کافران و منافقان
در این آیه از پدیدار شدن برق هنگام رگبار سخن به میان می‌آورد و می‌گوید در این رگبار مشکلات هر از گاهی آنچنان برق آسمان می درخشد که منافق یا کافر آن را خیره کننده می بیند و گمان می کند با این نور یا همان معرفت می توان وضعیت را تغییر داد و جهان را بهتر کرد او به این نور دلخوش می کند اما این نور آن قدر زود خاموش می شود که فقط فرصت می دهد که بتواند یک یا دو قدم حرکت کند حرکتی که شاید صحیح هم نباشد و از پناهگاه هم دورتر شود و دوباره با تاریک شدن مجبور به توقف می شود این نور، همان معرفت مکاتبی است که زائده ذهن و نظریه پردازی هاست تا با آن بتوان از مشکلات بیرون رفت و در ابتدا اینگونه می پندارد که گویی همه چیز در پرتوی آن درست خواهد شد ولی سریع نور خاموش می شود و عوارض آن ظاهر می شود یعنی همان رعد و صدای مهیب که به گوش خواهد رسید و رگبار(مشکلات) بیشتر و بیشتر خواهد شد آنها متأسفانه آن قدر محو تماشای همان نورها می شوند که دیگر به سرانجام آن فکر نمی کنند در حالی که اگر از نور عقل خود (فطرت) و نور افرادی که برای هدایت آنها آمده‌اند توجه می کردند می توانستند به سادگی از این مشکلات رهایی یابند و اگر خدا بخواهد گوش ها و چشم های این افراد که صدا و نور هدایتگران را نمی شنوند و نمی بینند را نابود می کند زیرا این افراد نه از گوش خود استفاده می‌کنند و نه از چشم خود، همان بهتر که نابود شود و شاید این جا نفرینی باشد که شایسته چنین اشخاصی باشد و خدا بر همه چیز تواناست و یا کسی که تا به حال نشنیده است و نور حق را ندیده است و از دیدن آن سرباز زده است اگر خدا بخواهد شنوایی و بینایی آنان را از بین می برد که هرگز نتوانند ببینند و بشنوند اما اگر می بینیم که عده‌ای بعد از دلخوش کردن به مکاتب غیر الهی و نا امید شدن از آن ها به راه راست برگشتند در واقع خدا از آن ها نامید نشده است و لذا هنوز شنوایی و بینایی آنان کار می کند بنابراین خداوند اگر دریابد که بنده ای نمی خواهد نور حق را ببیند و بر لجاجت خود پافشاری می کند او را رها می کند و رهایی خداوند را شاید بتوان به گرفتن شنوایی و بینایی شخص تشبیه کرد. والله اعلم
در ضمن باران رحمت است اما رگبار می تواند باعث مشکلاتی چون از بین رفتن زراعت گردد لذا چندان میمون نخواهد بود و می تواند بلا نیز تلقی شود.
  سوره بقرة آیه 19 - تمثیلی از احاطه خداوند بر کافران
منافق و کافر مانند شخصی است که اولاً در تاریکی به سر می برد که نوری وجود نداردیا همان معرفت که برای حرکت و رسیدن به مقصد لازم است ثانیاً در رگباری گرفتار شده که شاید بشود گفت در گذر زمان از آبستن تاریخ و از برخورد اجتماعات رگباری از مشکلات باریدن می‌گیرد که در نبود معرفت نمی‌داند با این رگبار چه باید کرد تا از آن رهایی یابد و به او سخت می گذرد در تاریکی است و رگباری از مشکلات وضع او را سخت کرده است اما کجا رود که از این مشکلات خلاصی یابد نه پناهگاهی می بیند که خود را به زیر آن برساند و رگبار مشکلات هم او را رها نمی کند و آرامش او را گرفته است گویی سراسر بدن خیس و ناخوشایند و سرمای خیس بودن او را آزار می‌دهد اطرافش گل آلود که اگر گام بردارد ممکن است بلغزد و دست و پایش نیز آسیب ببیند اطرافش را نمی بیند شاید اطرافش پر از چاه و چاله باشد و صاعقه هشدار ادامه رگبار را می‌دهد و خطر سیل، خطر لغزیدن و خطر افتادن در چاه و چاله او را تهدید می‌کند ایستاده است اما نمی تواند راهی بیابد برای خاموش کردن صداهایی که خطرات را گوشزد می‌کند جز نشنیدن آن کار دیگری به نظر او نمی رسد انگشت هایش را در گوش قرار می‌دهد که صدای صاعقه پریشان حالی اش را بیشتر نکند و نشنود که وضع مرتب در حال وخیم تر شدن است و ترس از مرگ شدت بیشتری گرفته است و خداوند بر چنین شخصی احاطه کامل دارد و او را در تاریکی قرار داده است و به حال و وضعیت او توجه دارد، که البته خود نور حق را نخواسته است و اگر از نور خدا استفاده کرده بود الان خودش را به پناهگاه امن رسانده بود و می‌توانست مشکلات را مدیریت کند و حتی از آن برای موفقیت استفاده کند آری ندیدن نور حق و پیرو آن عدم حرکت، این مشکلات مرگ آفرین را رقم خواهد زد و این تمثیل احاطه کامل خداوند بر کافران را نیز نشان می دهد.