سید حسین اخوان بهابادی
ارسال نظر وبررسی توسط داوران
[ همه پیام ها ] پیام های سيد حسين اخوان بهابادي (30 مورد)
  سوره مزمل آیه 2 - پیام ها
1- رهبر جامعه اسلامى باید از استراحت خود بکاهد. «یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ»
2- شب، بهترین زمان براى عبادت است. «قُمِ اللَّیْلَ»
3- نماز شب مورد تأکید الهى واقع شده است. «قُمِ اللَّیْلَ»
4- عبادت شبانه بر پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله واجب بوده است. «قُمِ اللَّیْلَ» (چنانکه در جایى دیگر مى‌فرماید: «فَتَهَجَّدْ بِهِ نافِلَةً لَکَ»)
5- براى پذیرش مسئولیت‌هاى سنگین، آمادگى روحى لازم است. یا أَیُّهَا الْمُزَّمِّلُ قُمِ اللَّیْلَ‌ ... إِنَّا سَنُلْقِی عَلَیْکَ قَوْلًا ثَقِیلًا
6- رهبران دینى، هم باید شبها براى عبادت خداوند قیام کنند: قُمِ اللَّیْلَ‌ و هم‌ وزها براى بیدار کردن مردم. «قُمْ فَأَنْذِرْ»
7- مقدار شب زنده دارى محدودیّتى ندارد. (براى انجام امور عبادى، مردم را در تنگنا قرار ندهیم، براى همه مردم و همه زمانها نمى‌توان یک نسخه نوشت و یک نوع دارو تجویز کرد.) نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ‌ ... أَوْ زِدْ عَلَیْهِ‌
8- براى آن که عبادت با نشاط همراه باشد، باید بخشى از شب را استراحت کرد.
قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا*نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً* أَوْ زِدْ عَلَیْهِ.....
9- خواندن نماز و قرائت قرآن در شب بهترین وسیله براى ایجاد آمادگى روحى و کسب انرژى است. قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا ... وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا
  سوره تکویر آیه 8 - در سیستم قضایی الهی
یک سیستم قضایی قوی صبر نمی کند که دادخواهی از طرف مظلومین صورت گیرد بلکه خود در مواردی مقدمات ان را فراهم می کند در بعضی جوامع، متجاوزین به لحاظ عدم قدرت و توانایی مظلوم در گرفتن حق خود یا ترس انان از عواقب پیگیری ظلم می کنند اما اگر مردم جامعه ای احساس کنند که رفتار انها از نگاه سیستم های نظارتی مخفی نخواهد بود و سیستم نظارتی پیگیر مسایل خواهد شد و انها هم قدرت لازم را برای اجرای عدالت دارند مواظبت بیشتری برای رعایت حقوق دیگران انجام می دهند و دادگاه الهی بهترین سیستم دادرسی است که وحی، خبر از شروع دادرسی بدون دادخواهی از طرف مظلوم در اموری چون دختر زنده به گور شده می دهد. پس یک سیستم قضایی کارامد باید نسبت به بعضی امور حساس تر و پیش قدم باشد. در ضمن این ایه از تکریم شخصیت مظلوم در دادگاه الهی هم حکایت می کند با انکه خداوند نیازی به دانستن واقعیت ندارد و تمام وقایع بر دادگاه الهی روشن است و یا اگر روشن نیست خداوند می تواند ملائک مسوول را در جریان امور قرار دهد اما دادگاه الهی به این دانش اکتفا نمی کند و از مظلوم سوال می کند و این زیبایی کار را چندین برابر می کند همین که مظلوم اجازه اظهار بیان پیدا می کند خود می تواند حس امید بیشتر به اجرای عدالت و رسیدگی را موجب گردد و نیز تسکین دردی خواهد بود بر ستمی که بر وی رفته است مظلوم در جریان امور قرار می گیرد و حس شکرگزاری و قدردانی در حین و پس از اجرای عدالت هم شکل می گیرد و شخصیت پایمال شده نسبتا احیا می گردد.خلاصه که دادگاه باید در امور حساس خود اقدام کند و از مظلوم هم دعوت و سوال شود که به او چگونه گذشته است البته نباید مظلوم هم در این سوال و جواب تهدید دیگری را متوجه خود بیابد و باید مطمئن شود که این سوال و جواب در راستای عدالت است و در نهایت عدالت هم اجرا می گردد.
  سوره طور آیه 19 - بهترین نوع خوردن و اشامیدن ؟
در موضوع بهترین نوع خوردن و اشامیدن ،چند سوال ممکن است مطرح شود:
1. ایا بحث مقدار غذا مهم است؟(از لحاظ کم یا پر بودن غذا یا به اندازه بودن غذا )
2.ایا بحث کیفیت غذا مهم است؟(که معمولا کیفیت نشات گرفته از این مساله است که از چه موادی تهیه شده است سالم، تازه و ارگانیک و درجه یک و غیره)
3. ایا بحث مزه ی غذا مهم است؟( که معمولا از نحوه پخت غذا و سلایق فرد نشات می گیرد)
4. ایا بحث حالت خوردن و نوشیدن مهم است؟( مثلا فرد گرسنه است یا سیر)
5. ایا بحث محل خوردن و نوشیدن مهم است؟(در جمع یا تنهایی، در هتل، در رستوران لوکس، در باغ،در طبیعت یا در کنارخانواده)
معمولا برای افراد مختلف، مواردی از این دست اهمیت بیشتری برخوردار است و مواردی هم در رتبه های بعدی مقبولیت قرار دارد اما ممکن است بهترین غذا برای یک شخص مهیا شود اما بعلت مریضی نتواند از ان تناول کند، شاید فردی غذای زیادی بخورد اما در نهایت از خوردن غذا احساس نارضایتی چه از لحاظ کیفیت یا صرف بیش از حد داشته باشد. کسانی هستند که بعللی در بهترین محل برای صرف غذا حضور داشتند اما از غذا خوردن لذت نبرده اند یا کسانی که دوست دارند غذا بخورند اما پزشک غذای رژیمی برای انها در نظر گرفته است ثروتمندانی که در سر سفره رنگین خود هم باید به مقدار کم از یک غذای بی مزه ی و بی رنگ و رو بسنده کنند و البته افرادی هم وجود دارند گرچه لقمه ی نانی بیشتر نمی خورند اما از ان لذت می برند.آری، گرچه عوامل مربوط به غذا و مربوط به محیط چون سفره آرایی و تزیین غذا و مربوط به اطرافیان در خوردن و نوشیدن موثر است اما انچه مهم است گوارا بودن غذاست ان لذتی که از خوردن غذا کسب می شود البته لذتی کامل تا گوارایی بودن، مصداق کامل پیدا کند. در بهشت برین، در بهترین محل، در زیر درختان و در کنار رودها با ارامشی کامل با هوای متعادل نه سرد و نه گرم با خیالی اسوده همراه با بهترین ظروف و پذیرایی(رفع نیاز روانی غذا) و در جمع دوستان و خوبان (رفع نیاز اجتماعی غذا) و از بهترین نوع غذا که غذای بهشتی است، بدون هیچگونه زحمت،کاستی و بدون عوارض ،خوردنی و نوشیدنی ای همراه با اشتها،انتخاب و سلیقه ی فرد و در اوج لذت و مدت زمان بیشتر (رفع نیاز جسمی غذا) و این یعنی گوارایی غذا و این بهترین صفتی است که می تواند منعکس کننده بهترین نوع غذا باشد که در بهشت مصداق کامل پیدا می کند خلاصه، گوارا بودن غذا بحث مهمی است و در بهشت، گوارا بودن کامل غذا تحقق می یاببد البته گوارا بودن غذا با درجاتی هم در همین دنیا نصیب انسان می گردد و انسان بهتر است دعا و ارزویش را با جهت گیری خوردن و نوشیدن گوارا صورت دهد چراکه غذا خوردن برای عده ای گوارا نیست و شاید سخت هم باشد چنانکه در اخرت هم بعضی خوردنی و نوشیدنی ها عذاب آور است چون خوردن زقوم ، حمیم و غساق که باید به خداوند کریم پناه برد از این نوشیدنی ها و خوراکیهای اهل دوزخ.
[ همه نکته ها ] نکته های سيد حسين اخوان بهابادي (3 مورد)
  سوره مزمل آیه 2 - مراد شب زنده داری
قُمْ به معنای پاشو! برخیز! مراد برخاستن از خواب و شب‌زنده‌داری و پرداختن به نماز و نیایش است. و«قَلِیلاً» مستثنی است. برابر این آیه، حضرت تنها اندکی از شب می‌توانست بخوابد.
  سوره طور آیه 45 - مراد از روزی که در آن مکذبین هلاک می ‏شوند چه روزی است؟
معنی یُصْعَقُونَ: بیهوش می شوند، هلاک می شوند، نابود می شوند.(ریشه صعق از صاعقه زدگی است و صعق را بیهوشی هم معنا کرده اند اما عرب چون موت و هلاک را در آن می دیده در معنی مرگ وهلاک آمده است)
تعبیر «الذى فیه یصعقون» (روزى که در آن بیهوش خواهند افتاد)، نشان دهنده سختى حال کافران به هنگام واقعه عذاب است.
اما سوال: مراد از یومى که در آن هنگام مکذبین هلاک مى‏شوند چه روزی است؟
برای بررسی به این سوال، فرضیه هایی زیر مطرح می شود:
1-زمان مرگ 2-نفخه اولی 3-روز قیامت
بررسی و تحقیق در قران:
با جستجوی کلمه ی (یلاقوا) در قران مشاهده می شود که این واژه فقط در سه آیه امده است:
(ایه ی اول(فذرهم یخوضوا و یلعبوا حتی یلاقوا یومهم الذی یوعدون /زخرف / 83
ترجمه : پس رهایشان کن، آنان در ناراستى ها فرو مى روند و در دنیا به بازى و سرگرمى مى پردازند تا آن روزشان را که به آنان وعده داده مى شد دیدار کنند.
(ایه ی دوم)فذرهم حتی یلاقوا یومهم الذی فیه یصعقون /طور / 45
ترجمه : [ اکنون که با هیچ دلیلی هدایت نمی شوند ] پس آنان را واگذار تا آن روزشان را که در آن هلاک می شوند ، ببینند.
(ایه ی سوم)فذرهم یخوضوا و یلعبوا حتی یلاقوا یومهم الذی یوعدون /معارج / 42
ترجمه : پس آنان را واگذار تا در بیهودگى هایى که بدانها پرداخته اند ، فرو روند و به کارهایشان که بازیچه و بى هدف است سرگرم باشند تا آن روزشان را که به آنان وعده داده مى شود ، دیدار کنند .
در سه ایه فوق، کلمات( فذرهم / حتی / یلاقوا/ یومهم/ الذی) وجود دارد که در هر سه ایه عبارت (حتی یلاقوا یومهم الذی) در کنار هم امده است.در ایه ی سوم یعنی ایه ی 42 سوره معارج بالافاصله بعد از این ایه امده است:
یَوْمَ یَخْرُجُونَ مِنَ الْأَجْداثِ سِراعاً کَأَنَّهُمْ إِلی‏ نُصُبٍ یُوفِضُونَ /معارج / 43
ترجمه از استاد مهدی فولادوند: روزی که از گورها [ ی خود ] شتابان برآیند ، گویی که آنان به سوی پرچمهای افراشته می دوند.
با توجه به مفهوم آیات 43-42 سوره معراج که ان روز ،روزی است که از گورها ی خود خارج می شوند و نیز هماهنگی بین سه ایه ابتدایی بحث، احتمالا می توان نتیجه گرفت که واژه ی (یومهم ) در این ایه ی 45 سوره طور هم اولا روزی به غیر از روز مرگ است چون روز مرگ عموما روز داخل شدن به قبر است و نه خارج شدن و ثانیا چون در نفخه اول همه می میرند و تناسب با بیرون امدن از قبر ندارد احتمالا روز دیگری در نظر است اما جدای از این ایه که بحث خروج از قبر بود این سوال مطرح می شود که چرا بحث هلاکت مکذبین در قیامت مطرح است و نه روز دیگری؟
در پاسخ باید گفت اگرچه بدکاران در برزخ به عذاب و کیفر دچار می شوند اما برزخ مرحله ای موقتی و گذار است وکیفیت عذاب و تنبیه گنه کاران در آن با دوزخ در قیامت متفاوت است و از آیات قرآن و روایات امامان معصوم استفاده می شود که عذاب های برزخی به مراتب آسانتر و عذاب های دوزخی به مراتب سخت تر و جانگدازتر است به عبارت دیگر هلاکت اصلی در قیامت رقم می خورد و هلاکت و عذاب در برزخ در مقابل قیامت چیزی نیست چنان که شخصی از امام صادق‏علیه السلام پرسید: ارواح کفار در کجا قرار دارند؟ فرمودند: در حجره‏هایی از جهنم برزخی هستند و از غذاها و نوشیدنی‏های جهنم می‏خورند و می‏گویند: پروردگارا قیامت را برای ما نیاور.
همچنین برخی از آیات و احادیث نشان از حیات و هوشیاری ارواح مؤمنان و کافران محض در برزخ دارند و سؤال و جواب قبر را ویژه این افراد دانسته است و اینان کسانی اند که تکلیف شان مشخص است.اما برای مردگانی که خارج از دایره «ایمان محض» یا «کفر محض» هستند، چون تا روز قیامت در حالتی شبیه به «خواب» روزگار می گذرانند؛ حداقل در مرحله برزخ مورد سؤال قرار نمی گیرند و حساب انها موکول به قیامت می‌ شود زیرا تکلیف و جهت گیری آنان روشن نیست.این افراد در فیلترها و صافی‌های برزخ وارد آمده و آنقدر پیش می‌روند تا برای سوال آماده شوند و تا قیامت تکلیف همگان روشن شده است و در قیامت بعد ازمعلوم شدن وضعیت افراد بر مبنای ان پاداش یا عذاب معین می شود پس در عالم برزخ همه مورد عذاب واقع نمی شوند مگر این که بگوییم که این ایه 45 سوره طور مشمول افرادی است که کفر خالص دارند که می توان گفت دربرزخ برخوردار از عذاب می شوند که البته هلاکت قیامت کجا و عذاب برزخ کجا که دراین باره صحبت شد.
در ضمن بعضی از مسفران فرمودند سیاق خود آیه(45 سوره طور) ظاهرا در تهدید به همان عذابى است که در اول سوره تهدید کرده بود که همان عذاب روز قیامت است عذابى واقع که دافعى برایش نیست روزی که فویل برای آن آمده است (فویل یومئذ للمکذبین) روز سختی که در آن معذبین یکسر بیهوش و هلاک می شوند و مشمول شدیدترین عذاب خواهند شد. درپایان باید این دعای قرانی را مرتب بخوانیم که می فرماید: ربَّنا آتِنا فِی الدُّنْیا حَسَنَةً وَ فِی الْآخِرَةِ حَسَنَةً وَ قِنا عَذابَ النَّارِ.
  سوره واقعة آیه 73 - اتش مایه یادآوری
1-یادآوری نعمت آتش که بعنوان عامل پخت وپز، عامل حرکت در موتورهای بنزینی و دیزلی، عامل اصلی ایجاد گرما در وسایل گرمازا، عامل اصلی گرم کردن آب، عامل ذوب مواد خصوصا فلزات برای جداسازی، ریخته گری و حالت دادن به آنها، عامل اصلی تولید بخار مخصوصا در نیروگاه ها، از عوامل از بین بردن زباله ها خصوصآ زباله‌های بیمارستانی، از عوامل ضدعفونی و از بین بردن میکروب ها و از عوامل دفاعی و جنگی می توان نام برد که به یاد آوردن نعمت و نعمت ها یاد خالق را در پی دارد ونیز شکر گزاری بابت نعمت ها قلبا، لسانا وعملا طبق طریق شریعت همراه با تسبیح خداوند را به دنبال دارد 2-یادآوری جهنم از طریق تداعی آتش دنیا با آتش اخرت که می تواند انسان را از گناه نگه دارد وعامل انجام واجبات ونیکی ها گردد و در کل یادآور معاد باشد. 3-یادآور قدرت‌ خدا از طریق آزاد سازی انرژی ذخیره شده خورشید در گیاهان ودرختان از طریق آتش که این خود نشان دهنده قدرت خدا برای انجام برعکس آن کار است مانند قدرت برای حیات بخشیدن و وبرعکس آن برای ممات بخشیدن یا قدرت خدا برای میراندن و سپس زنده کردن
[ همه سوال ها ] سوال های سيد حسين اخوان بهابادي (14 مورد)
  سوره ذاریات آیه 17 - ماضی استمراری
ایا (کانُوا یَهجَعُون)‌َ در(کانُوا قَلِیلًا مِن‌َ اللَّیل‌ِ ما یَهجَعُون‌َ) ماضی استمراری و به معنای می خوابند است؟و ایا (کانُوا ما یَهجَعُون)‌َ در(کانُوا قَلِیلًا مِن‌َ اللَّیل‌ِ ما یَهجَعُون‌َ) ماضی استمراری منفی به معنای نمی خوابند است؟
  سوره مدثر آیه 4 - لباس نه، ثیاب
فلسفه امدن ثیاب به جای لباس در این ایه مبارکه چیست؟ یا به عبارتی، چون ثیاب به معنای لباس است و در قران عزیز کلمه ی لباس هم بکار رفته است و با توجه به حکیم بودن قران اگر در این ایه کلمه لباس بکار می رفت چه تفاوتی ایجاد می کرد ؟
  سوره نور آیه 58 - ثیاب، نه لباس
فلسفه امدن ثیاب به جای لباس در این ایه مبارکه چیست؟ یا به عبارتی، چون ثیاب به معنای لباس است و در قران عزیز کلمه ی لباس هم بکار رفته است و با توجه به حکیم بودن قران اگر در این ایه کلمه لباس بکار می رفت چه تفاوتی ایجاد می شد ؟
[ همه ترجمه ها ] ترجمه های سيد حسين اخوان بهابادي (2 مورد)
  سوره قیامة آیه 33 - دانشنامه اسلامی
سپس به سوی خانواده‏اش رفت به حالت تکبر. (و از تکذیب حق خودپسندی می‏کرد).
  سوره طور آیه 3 -
در صفحه ای باز( ونه بسته)و گشوده (ونه پیچیده) و آشکار (ونه پوشیده)
[ همه تفسیر ها ] تفسیر های سيد حسين اخوان بهابادي (4 مورد)
  سوره مزمل آیه 2 - برگرفته از تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)
قمّى ره نقل نموده که خداوند پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله را امر فرموده به برخاستن از خواب براى تهجّد و نماز شب و قرائت قرآن و عبادت خدا و مناجات با قاضى الحاجات و امثال آن مگر در مقدار کمى از شب بر حسب آنچه‌ عادت است در میان مردم که شب را بیشتر بخواب می گذرانند و آن نیمى از شب است یا قدرى از نیم کمتر یا قدرى از آن زیادتر که حق دارد بخوابد چنانچه در مجمع از امام صادق علیه السّلام نقل نموده که مراد از قلیل، نصف است که میتواند کم کند از قلیل، قلیل را یا زیاد کند بر قلیل، قلیل را و قمّى ره هم قریب به این معنى را نقل نموده و بنابراین نصف، در (قُمِ اللَّیْلَ إِلَّا قَلِیلًا*نِصْفَهُ أَوِ انْقُصْ مِنْهُ قَلیلاً* أَوْ زِدْ عَلَیْهِ.....) بدل قلیل است نه، بدل لیل که بعضى از مفسّرین گفته‌اند.
  سوره مزمل آیه 1 - برگرفته از تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)
قمّى ره نقل نموده که خطاب به پیغمبر اکرم صلی الله علیه واله است که جامه خود را بخود مى‌پیچید و می خوابید و گفته شده این در ابتدا بعثت بوده که هنوز آنحضرت ابلاغ وحى نفرموده بود و بعدا مخاطب به یا ایّها النّبى و الرّسول گردید .
  سوره مزمل آیه 2 - برگرفته از تفسیراطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)
قُم‌ِ اللَّیل‌َ إِلاّ قَلِیلاً
قیام‌ ‌در‌ لیل‌ ‌برای‌ تهجد و نماز شب‌ ‌است‌ ‌که‌ ‌بر‌ پیغمبر واجب‌ ‌بود‌ چنانچه‌ میفرماید: وَ مِن‌َ اللَّیل‌ِ فَتَهَجَّد بِه‌ِ نافِلَةً لَک‌َ عَسی‌ أَن‌ یَبعَثَک‌َ رَبُّک‌َ مَقاماً مَحمُوداً اسراء آیه 81 و ‌برای‌ مناجات‌ و استغفار ‌که‌ میفرماید: کانُوا قَلِیلًا مِن‌َ اللَّیل‌ِ ما یَهجَعُون‌َ وَ بِالأَسحارِ هُم‌ یَستَغفِرُون‌َ ذاریات‌ آیه 17 و 18. و مراد از إِلّا قَلِیلًا اینکه‌ قلیلی‌ ‌از‌ شب‌ ‌را‌ ‌برای‌ نوم‌ و استراحت‌ قرار بده‌ چنانچه‌ ‌در‌ آیه مذکوره‌ اشاره‌ دارد ‌که‌ خداوند مدح‌ میفرماید متقین‌ ‌را‌ ‌که‌ قلیلی‌ ‌از‌ شب‌ ‌را‌ استراحت‌ می کنند و بخواب‌ می روند ‌که‌ معنای‌ یهجعون‌ ‌است‌.
[ همه اﻋﺮاب ها ] اﻋﺮاب های سيد حسين اخوان بهابادي (4 مورد)
  سوره تکویر آیه 1 -
شش صیغه ی ماضی غائب فعل کَوَّرَ:
کَوَّرَ، کَوَّرَا، کَوَّروا، کَوَّرَتْ، کَوَّرَتا، کَوَّرْنَ.
صیغه ی چهارم فعل بالا یا ماضی مفرد مونث غائب فعل کَوَّرَمی شودکَوَّرَتْ.
مجهول فعل بالا یا مجهول مفرد مونث غائب فعل کَوَّرَ هم می شودکُوِّرَتْ.
نکته: فاعل بعد از فعل معلوم می آید و نائب فاعل بعد از فعل مجهول می آید و اگر قبل از فعل بیایند دیگر فاعل نیستند و مبتدأ محسوب می شوند پس در آیه (إِذَا الشَّمْسُ کُوِّرَتْ) شمس مبتدأ و کورت خبر آن است اما نائب فاعلِ فعل، ضمیر مستتر(هی) است که البته به (شمس) بر می گردد.
  سوره توبة آیه 7 -
اسم شرط، فعل شرط و جواب شرط
 توضيح : در این قسمت از ایه:فما استقاموا لکم فاستقیموا لهم
ما = اسم شرط
اِستقاموا = فعل شرط
اِستقیموا = جواب شرط
  سوره توبة آیه 2 -
مُعْجِزِی: عاجز کنندگان (در اصل معجزین بوده که چون مضاف واقع شده است نون آن حذف گردیده است)و از ریشه ی عجز است.
[ همه صرف ها ] صرف های سيد حسين اخوان بهابادي (10 مورد)
  سوره آل عمران آیه 113 -
صرف فعل لـَـــیسَ:
لـَـــیسَ(نیست) – لـَــیسا- لَیسوا(نیستند) - لَیسَت- لیسَتا- لـَــسنَ - لـَــستَ- لـَــستُما- لـَـستُم – لـَـستِ- لـَـستُما- لـَـستُنَّ .لـَستُ – لـَـسنا
همان طور که مشاهده می شود در پنج صیغه اول اعلال به قلب نداریم .
در ضمن دو فعل (مادام و لَیسَ) فقط به شکل ماضی صرف می شوند و این دو فعل شکل مضارع و امر ندارند.
قواعد مختص فعل اجوف:
قاعده اول: اگر مضارع معلوم فعل اجوف بر وزن (( یفعُلُ)) باشد، فاء الفعل ماضی معلوم و مجهول آن از صیغه شش تا آخر ((مضموم))، و اگر بر وزن ((یفعَل)) یا ((یفعِل)) باشد، فاء الفعل ((مکسور)) می گردد. مانند:
(صَارَ، یَصِیرُ) فاء الفعل مکسور ازصیغه ی شش تا آخر.
(خافَ یخافُ) فاء الفعل مکسور ازصیغه ی شش تا آخر.
(قَالَ، یَقُولُ) فاء الفعل مضموم ازصیغه ی شش تا آخر.
طبق دستور بالا که حرکت فاء الفعل از صیغه شش تا صیغه ی آخر مکسور یا مضموم است چون فعل (لیس) مضارع ندارد پس حرکت فاء الفعل از صیغه شش تا صیغه ی آخر آن به نحو دیگری است. حرکت فاء الفعل (لیس) غیر از مکسور و مضموم است و حرکت آن چیزی جز مفتوح نیست و چون پنج صیغه ی اول این فعل هم مفتوح است می توان گفت در فعل ماضی (( لیسَ )) فاء الفعل در همه صیغه ها مفتوح است.
  سوره بقرة آیه 34 -
صرف فعل قال:
قالَ ، قالا، قالوا، قالَت، قالَتا، قُلنَ، قُلتَ، قُلتُما، قُلتُم، قُلتِ، قُلتُما، قُلتُنَّ، قُلتُ ، قُلنا.
فعل قالَ دومین حرف اصلی ان (واو) می باشد پس  اولا معتل است و ثانیا از نوع اجوف واوی است.
نکات اعلال(منظور از اعلال تغییراتی است که در فعل معتل به وجود می آید):  در صیغه های 1-2-3-4-5 اعلال به قلب صورت گرفته است بدین صورت که اصل آن قَوَلَ بوده که براساس قاعده کلی که حرف عله ی متحرک ماقبل مفتوح تبدیل به الف می شود (واو) تبدیل به(ا) گردیده است (قَوَلَ=قالَ) واین عمل تاصیغه ی پنجم ادامه یافته، امادر بقیه ی صیغه ها برای سهولت در تلفظ، اعلال به حذف صورت گرفته که در اصل بدین صورت بوده( قَوَلنَ ) که ابتدا حرف عله ی متحرک ما قبل مفتوح تبدیل به الف گردیده(قالنَ) سپس‌ التقاء ساکنین صورت گرفته وتلفظ آن دشوار گردیده که برای رفع التقاء ساکنین وسهولت درتلفظ، حرف عله حذف گردیده است (قُلنَ) وازآنجایی که حرف حذف شده در اصل (واو) بوده فاء الفعل کلمه هم ضمه گرفته است.
  سوره مدثر آیه 43 -
حروف جازمه (لَمْ و لمّا و لام امر و لا نهی)وقتی بر سر فعل مضارع اجوفی که ضمیر بارز نداشته باشند(للغائب یا صیغه اول/ للغائبة یا صیغه چهارم / للمخاطب یا صیغه هفتم/ للمتکلم وحده یا صیغه سیزدهم / للمتکلم مع الغیر یا صیغه چهاردهم )بیایند علاوه بر این که آخر آنها مجزوم می شود حرف عله نیز حذف میشود.   تَکونُ---(مجزوم به لا)لا تَکُنْ.
نکته:در فعل مضارع (کان)استثناءً در همان صیغه هایی که ضمیر بارز ندارند در هنگام جزم دو وجه جایز است.
۱-حذف حرف عله و ساکن کردن آخر آنها:
لَّمْ نَکُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَیْئًا (غافر 74)
۲-حذف حرف عله ونون:
قالوا لم نک من المصلین (مدثر43)
معنی لَمْ نکُ: نبوده ونیستیم.
معنی لَّمْ نکُن: نبوده ونیستیم.
در ضمن حروف جازمه به حروفی گفته می شود که طبق دستور زبان عربی وقتی بر سر فعل مضارع بیایند آخر آنرا مجزوم می کند.