سید حسین اخوان بهابادی
ارسال نظر وبررسی توسط داوران
[ همه پیام ها ] پیام های سيد حسين اخوان بهابادي (10 مورد)
  سوره بقرة آیه 73 - قربانی مرده را زنده می کند
تحقق خواسته و اراده خداوند هم در امور عادی و هم در امور خرق عادت (معجزه) از مجرای اسباب صورت می گیرد که این از سنت های الهی است و مانند سنت های دیگر خداوند دارای حکمت هایی است یکی از حکمت های مهم آن به تفکر واداشتن انسان است با تفکر در این معجزه این سوال شکل گرفته است که چرا خداوند آن مرده را با کشتن موجودی زنده حیات مجدد بخشیده است؟
برای این مساله، پاسخ یا حکمت هایی بیان شده است یکی از حکمت هایی که شاید بتوان برای آن در نظر گرفت این موضوع است که خداوند خواسته بدین طریق به ما بفهماند که ذبح و قربانی می تواند موجب رفع بلا وگرفتن حیات مجدد گردد مثلا برای مریض یا کسی که علائم مرگ برای او پدیدار شده است بی شک این زنده شدن مقتول می توانست به نحو دیگری اجرا شود و این که خداوند اراده کرده است بدین گونه اتفاق بیفتد دارای حکمت هایی است که شاید یکی از آن حکمت ها این موضوع باشد لذا طبق این نظر، پروردگار در ذبح چنین خاصیتی قرار داده است که بتواند رافع بلا باشد و یا زمان مرگ بجز اجل حتمی به تعویق افتد همان طور که می دانیم بسیاری از علما برای دفع خطر یا رفع مشکلات قربانی انجام می دادند اما در باب چگونگی این امر از طریق ذبح می توان گفت:
1- بعضی از بلاها از بی توجهی ها ویا بی تفاوتی ها پدید می آید و از انجایی که توزیع گوشت می تواند از مصادیق انجام وظیفه در قبال افراد و جامعه باشد با رفع غضب و جذب رحمت الهی بلا هم برطرف می گردد.
2- بعضی از بلا ها می تواند از حسادت ها و کدورت ها نشات بگیرد که رسیدگی به ارحام، دوستان، همسایگان و آشنایان می تواند این حسادت ها و کدورت ها را برطرف کند همچنان که در روایات داریم که قربانی کردن حسادت ها و بدبینی ها را از بین می برد.
3- تقسیم گوشت میان فقرا و رفع نیاز مستحقان و دردمندان از مصادیق صدقات است و طبق روایات صدقه درراه خدا باعث دفع بلا و طولانی شدن عمر می گردد و بیان گردیده انچه در دفع بلا موثر است بحث انفاق در راه خداست و از انجا که قشر پایین جامعه معمولا از دریافت مواد پروتئینی در مضیقه بیشتری هستند ریختن خون و هدیه گوشت قربانی به انان می تواند از صدقه های برتر به شمار آمده و طبیعتا بازدارندگی بیشتری را می توان برای آن در نظر گرفت.
4- از انجایی که صله رحم ازعوامل افزایش طول عمر است و همچنین توصیه شده بخشی از گوشت بین ارحام تقسیم شود می توان نتیجه گرفت که نیکی به خویشاوندان از طریق توزیع گوشت هم می تواند منجر به تعویق اجل غیر حتمی شود درضمن خانواده ی خود فرد هم از ارحام محسوب می شود و استفاده ایشان هم از این گوشت می تواند باعث رفع کدورت ها، شاد کردن و افزایش محبت بین انها گردد. امام صادق(ع) می فرمایند:
هرکس به خانواده خود نیکی کند خداوند عمر او را زیاد می کند و در جایی دیگر می فرمایند علی بن حسین و فرزند ایشان محمد علیهما السلام یک سوم قربانی را صدقه می دادند و یک سوم آن را به همسایگان می بخشیدند و یک سوم را برای خانواده خویش نگه می داشتند( گویا در ترتیب توزیع این بزرگواران هم حکمت وجود دارد)
5- با توجه به منابع دینی دعا در زندگی و رفع بلا نقش مهمی دارد دعای هنگام قربانی و نیز دعای گیرنده یا استفاده کننده ی گوشت یا طعام آن می تواند بسیار تاثیرگذار باشد.
در اینجا سوالی پیش می آید که آیا اثار قربانی تنها محدود می گردد به دفع بلا، مرگ ناگهانی، چشم زخم، نیت های پلید و نگاه های خبیثانه و حوادث تلخ که به آن اشاره شده است یا کارکردها و نتایج دیگری نیز دربردارد؟ در پاسخ باید گفت فلسفه و آثار دیگری برای قربانی نیز بیان شده است که نقش قربانی را محدود به هنگام بلا و مصیبت نمی کند که از موارد ذیل بعضی فقط به جنبه ای از دلایل قربانی و در مواردی تنها به اثری از اثار و نیز در مواردی می تواند هم فلسفه ذبح و هم از آثار تلقی شود مانند :
الف- تمرینی برای قطع دلبستگی ها و ایثار در راه خدا؛ امام صادق(ع ) می فرمایند: و ذبح کن حنجره هوای نفس وطمع را به هگام قربانی کردن.
ب- از راه های تشکر از نعمت های الهی.
ج- از اهداف مهم قربانی رسیدگی به نیازمندان است که به دلایل و نیات خاصی انجام می شود یکی از دلایل می تواند تنها و تنها بحث رسیدگی به محرومان جامعه باشد؛ بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش زیک گوهرند چو عضوی بدرد آورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار.
د- تقویت روحیه نوع دوستی.
ه- دست یابی به رحمت واسعه الهی.
6- قرار گرفتن در زمره نیکوکاران و اهل احسان.
7- بهره مندی از مغفرت الهی.
8- انسجام میان ملت.
9- تقوا؛ هدف اصلی قربانی.
10- عامل بخشیده شدن گناهان.
11- سببی برای عبور از صراط.
12- خداوند دوست دارد که انسان دست و دل باز و سخی باشد.
در این باب، سوال دیگری نیز مطرح می شود که آیا مقصود، نفس قربانی کردن است یا نحوه ی مصرف آن هم مهم است؟ درپاسخ، بحث مهم انفاق و نیکی نمودن از طریق توزیع گوشت بیان شد اما باز برای رفع هرگونه ابهامی به پاسخ آیت الله مکارم در باب همین سوال پرداخته می شود ایشان در پاسخ همین سوال می فرمایند: قطعا منظور رساندن آن به دست نیازمندان و فقرا به عنوان صدقه است و مانند قربانی حج بخشی از آن برای خودش و یا بستگان مصرف شود مگر این که نسبت به مصرف آن نذر خاصی شده باشد.
درپایان این بحث و برای حسن ختام به حدیثی از مولی الموحدین درباب اهمیت قربانی اشاره می گردد؛ ایشان می فرمایند:
اگر مردم می دانستند چه فوایدی در قربانی است هر آینه قربانی می کردند ولو با قرض گرفتن.
  سوره بقرة آیه 67 - از حکمت های اسباب
تحقق خواسته و اراده ی خداوند از مجرای اسباب صورت می گیرد و این یک سنت الهی است که تغییر ناپذیر است سنت های خداوند همچنین دارای حکمت های متعددی هستند و این سنت هم از این قاعده مستثنی نیست یکی از حکمت های مهم و اصلی این سنت، بحث تفکر و اندیشیدن است خداوند از یک سو زمینه های مختلفی بوجود اورده است تا انسان در آن بیندیشد و از سوی دیگر به تفکر سفارش و دعوت نموده است مانند دنیای پر از نظم تا آدمی پی به ناظم ببرد و یا پرسش هایی که برانگیزنده تفکر و تعقل خواهند بود پرسش های صریح بعضی آیات قرآن یا چراهایی که در اثر تفکر در عالم گیتی و همچنین آیات کتاب خدا می تواند شکل بگیرد تا ذهن را به تکاپو برای بدست آوردن پاسخ ها وادارد البته فکر برای پاسخ بهتر به سوالات از آیات وحی کمک می گیرد و راهنمایی از نبی و امام معصوم تقاضا می کند در این زمینه قرآن صامت هم از یک سو فرد را به تدبر در آیات حق دعوت می کند و از سوی دیگر برای تشخیص درست از نادرست انسان را به سمت قرآن ناطق سوق می دهد تا مبادا تدبر به خروج انسان از صراط مستقیم بینجامد و بدین صورت نتیجه ی تدبری پذیرفته می گردد که با ملاک ها و معیارها در تضاد و دوگانگی قرار نگیرد بنابراین از زمینه های واداشتن انسان به تفکر می توان به اسباب اشاره کرد و این خود نشان دهنده ی جایگاه رفیع تفکر است تفکر از حکمت های کلیدی این سنت است و می تواند مراحل یا حکمت هایی را در پی داشته باشد انسان می اندیشد امید انکه پرسش هایی هم شکل بگیرد و باشد که این پرسش ها هم بتواند تلاش هایی را برای یافتن پاسخ ها (با استفاده از منابع متنی و یا طرح آن نزد افراد خبره) به همراه داشته باشد لذا بطور خلاصه از حکمت های تحقق اراده خداوندی از مسیر اسباب می توان به تفکر، ایجاد پرسش و تلاش برای یافتن پاسخ ها اشاره نمود که البته قرارگیری در هر قسمت دارای ارزش و اهمیت است. در ادامه ی حکمت ها می توان به خود پاسخ ها هم اشاره کرد این پاسخ ها معادن و گنج هایی هستند که با تلاش و کوشش عیان و آشکار گردیدند که باید از آن ها بهره برد همانند طلایی که سرانجام به زینت آلات تبدیل می گردد و انسان می تواند خود را به آن آراسته کند شکل گیری پیام ها یعنی کاربردی کردن پاسخ ها که آن را می توان از قسمت های انتهایی این جریان حکمت ها دانست پیام ها می توانند همچون مشعلی گردند که در مسیر زندگی انسانی نورافشانی کنند تا بتوان بهتر راه یافت . اما اکنون در داستان رفع نزاع بنی اسرائیل از طریق ذبح گاو مشاهده می شود که تحقق خواسته و اراده ی خداوند حتی در معجزه ی پیامبران هم از مجرای اسباب صورت می گیرد و در اثر تفکر در این سرگذشت سوالاتی شکل گرفته است که البته می تواند سوالات جدیدی در پی داشته باشد که در اینجا یکی دو سوال برای نمونه بیان می شود:
1. چرا خداوند برای اجرای خواسته خود از مجرای ذبح حیوان استفاده می کند؟
2. چرا خدا از میان حیوانات گوناگون دستور داد گاو را سر ببرند؟
اما پاسخ ها؛ در تفسیرها می بینیم که در پاسخ سوال اول برای نمونه آمده است که اراده خداوند بر این تعلق گرفته بود که پاداش احسان فرزندی را به پدر عطا کند یا دعای پدری را درحق فرزند، به بهترین وجه اجابت کند و یا خداوند خواسته است از طریق این اسباب سیمای بنی اسرائیل را نشان دهد؛ از بی ادبی آنها نسبت به خداوند و پیامبرش تا حس گرایی شدید انها و اصرار انها بر پرسش سوالات بی فایده اما در پاسخ به سوال دوم برای نمونه گفته شده است که در آن روزگار، گویا مردمى بودند که گاو را مى پرستیدند. قصد این بود که تقدّس و عظمت موهوم گاو درهم شکسته شود و همگان دریابند که حیوانى اینگونه اسیر و ذلیل، زیبنده پرستش نیست.
حال نوبت به استخراج پیام ها از پاسخ ها می رسد که این قسمت می تواند مشکل گشای انسان امروزی گردد که فقط به یکی آن هم برای بیان این فرایند اکتفا می شود؛ تو نیکی می کن و در دجله انداز که ایزد در بیابانت دهد باز، مخصوصا نیکی به پدر و مادر که خداوند به نحو احسن جبران می کند.

  سوره اعراف آیه 175 - تفاوت نشان دادن آیات با دادن آیات با توجه به آیات 73 بقره و  175 سوره اعراف
باسمه تعالی
فَقُلْنَا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِهَا کَذَٰلِکَ یُحْیِی اللَّهُ الْمَوْتَىٰ وَیُرِیکُمْ آیَاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ
ﭘﺲ ﮔﻔﺘﻴﻢ : ﭘﺎﺭﻩ ﺍﻱ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻘﺘﻮﻝ ﺑﺰﻧﻴﺪ [ ﺗﺎ ﺯﻧﺪﻩ ﺷﻮﺩ ﻭ ﻗﺎﺗﻞ ﺭﺍ ﻣﻌﺮﻓﻲ ﻛﻨﺪ ] . ﺧﺪﺍ ﻣﺮﺩﮔﺎﻥ ﺭﺍ ﺍﻳﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﺯﻧﺪﻩ ﻣﻰ  ﻛﻨﺪ ﻭ ﻧﺸﺎﻧﻪ ﻫﺎﻱ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺷﻤﺎ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﻰ  ﺩﻫﺪ باشد که ﺑﻴﻨﺪﻳﺸﻴﺪ .(٧٣ بقره)
از آیه بالا دریافت می شود که نشان دادن آیات توسط خداوند به مردم بدون تعقل و تفکر نمی تواند منجر به آگاهی و علم شود آگاهی که می تواند زمینه ساز اخلاق و کار نیک شود همچنان که عده ای با تعقل، از آیات خداوندی که همیشه جاری بوده و هست به آگاهی می رسند و از نشانه ها درس می گیرند و عده ای بعلت عدم استفاده از این ابزاری که خداوند در اختیار انسان قرار داده است بهره ای نمی برند و به همین دلیل به عمل و کار نیک هم نزدیک نمی شوند لذا بعد از این موضوع[ که خداوند آیات خود را به شما نشان می دهد] بیان شده که [باشد که تعقل کنید] و این دستور به تعقل، مترتب بر فایده است و فایده آن همان علم و آگاهی است اما در آیه 175 سوره اعراف بحثِ [دادن آیات] از این موضوع حکایت می کند که آگاهی و علم بدست آمده است لذا فرد در مرحله ی جلوتری نسبت به قبل قرار گرفته است مرحله ای که از تفکر و تعقل در نشانه های الهی چون کتاب آسمانی و رفتار و گفتار پیامبر و سایر نشانه های آفاقی و انفسی بدست آمده است البته باید در نظر داشت که تنها آگاهی برای رسیدن انسان به سعادت کافی نیست چون‌ عمل هم لازم است یا به عبارتی برای رسیدن به سعادت، آگاهی شرط لازم است اما شرط کافی نیست همچنان که در آیه اخیر، بلعم باعورا با آنکه به توفیق خداوندی علم به او داده شد اما از این علم استفاده درست نکرد؛ علمی که می توانست بر مقامات او بیفزاید اما دنیاگرایی و هوا و هوس مانع عمل به علم گردید و حتی به تکذیب و دروغ انگاری مطالبی که واقعا دریافته بود پرداخت و بد عاقبت گردید. والعاقبه للمتقین
[ همه نکته ها ] نکته های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره واقعة آیه 73 - اتش مایه یادآوری
1-یادآوری نعمت آتش که بعنوان عامل پخت وپز، عامل حرکت در موتورهای بنزینی و دیزلی، عامل اصلی ایجاد گرما در وسایل گرمازا، عامل اصلی گرم کردن آب، عامل ذوب مواد خصوصا فلزات برای جداسازی، ریخته گری و حالت دادن به آنها، عامل اصلی تولید بخار مخصوصا در نیروگاه ها، از عوامل از بین بردن زباله ها خصوصآ زباله‌های بیمارستانی، از عوامل ضدعفونی و از بین بردن میکروب ها و از عوامل دفاعی و جنگی می توان نام برد که به یاد آوردن نعمت و نعمت ها یاد خالق را در پی دارد ونیز شکر گزاری بابت نعمت ها قلبا، لسانا وعملا طبق طریق شریعت همراه با تسبیح خداوند را به دنبال دارد 2-یادآوری جهنم از طریق تداعی آتش دنیا با آتش اخرت که می تواند انسان را از گناه نگه دارد وعامل انجام واجبات ونیکی ها گردد و در کل یادآور معاد باشد. 3-یادآور قدرت‌ خدا از طریق آزاد سازی انرژی ذخیره شده خورشید در گیاهان ودرختان از طریق آتش که این خود نشان دهنده قدرت خدا برای انجام برعکس آن کار است مانند قدرت برای حیات بخشیدن و وبرعکس آن برای ممات بخشیدن یا قدرت خدا برای میراندن و سپس زنده کردن
[ همه لغت ها ] لغت های سيد حسين اخوان بهابادي (14 مورد)
  سوره یوسف آیه 4 - نور
یآ أَبَتِ : ای پدرم
 توضيح : «یآ أَبَتِ»: ای پدرم! اصل آن، یا أَبی است و عربها در نداء یاء متکلّم را به تاء تبدیل می‌کنند.
  سوره جاثیة آیه 18 -
شریعت : آیین و طریقه
 توضيح : آیین و طریقه هر دینی با دین دیگر می تواند هم مشترکاتی داشته باشد هم تفاوت هایی، لذا طرفداران هر شریعت تا تاریخ مصرف آن موظف بودند از آن طریق به دینداری بپردازند بنابرین می توان شریعت را «راه دینداری» نامید.
  سوره بقرة آیه 259 -
کَم : چه بسیار، چقدر.
 توضيح : کلمه ای است که به دو صورت می آید یکی خبری که معنی «چه بسیار» دارد دیگری پرسشی به معنی چقدر و چند، البته اصل در «کَمْ» سؤالی است.
فَکَمْ یَا إِلَهِی مِنْ کُرْبَهٍ قَدْفَرَّجْتَهَا وَ هُمُومٍ قَدْ کَشَفْتَهَا
ای خدای من چه بسیار سختی هایی که گره گشودی، و اندوه هایی که برطرف کردی.
ﻗَﺎﻝَ ﻛَﻢْ ﻟَﺒِﺜْﺖَ ﻗَﺎﻝَ ﻟَﺒِﺜْﺖُ ﻳَﻮْﻣﺎً ﺃَﻭْ ﺑَﻌْﺾَ ﻳَﻮْم( از همین آیه ) ﮔﻔﺖ: ﭼﻘﺪﺭ ﺩﺭﻧﮓ ﻛﺮﺩﻱ؟ ﮔﻔﺖ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ، ﻳﺎ ﻗﺴﻤﺘﻲ ﺍﺯ ﻳﻚ ﺭﻭﺯ ﺭﺍ.
[ همه اﻋﺮاب ها ] اﻋﺮاب های سيد حسين اخوان بهابادي (1 مورد)
  سوره فاطر آیه 2 -
تشخیص اسم شرط، فعل شرط و جواب شرط
 توضيح :
«ما» اسم شرط است و عمل آن این است که فعل شرط و جواب شرط را مجزوم(یا محلا مجزوم)می کند «یَفْتَحِ اللَّهُ» فعل شرط و مضارع را مجزوم کرده است و هرگاه دو ساکن به هم برخورد کردند اولی را باید کسره داد [همزه‌ی (الله) همزه وصل است و (لام) اول (الله) ساکن است و اگر همزه‌ی (الله) ساقط گردد و التقاء ساکنین می‌شود] جواب شرط گاهی یک جمله ی اسمیه است که در این صورت حتما پس از "فا" جواب می آید که جمله( لا مُمْسِکَ لها) جواب شرط و محلا مجزوم است و در ادامه «وَما» واو عطف و ما اسم شرط و «یُمْسِکْ» فعل شرط که مجزوم است کلمه ی هُو که به الله بر می‌گردد حذف شده و پس از "فا" جواب شرط (لَا مُرۡسِلَ لَهُۥ مِنۢ بَعۡدِهِۦۚ) آمده است که محلا مجزوم است.