از آیه: تا آیه:
انتخاب سوره :
بازديد کننده گرامی چنانچه تمایل دارید، شما هم می توانید ترجمه ای در سايت ثبت کنید، تا با نام خودتان ثبت و در سايت نمایش داده شود.
 » آیت الله مشکینی
1) بریده باد هر دو دست ابو لهب ، و زیانکار باد او و مرگ بر خود او. [ نظرات / امتیازها ]
2) هرگز مال و دستاورد او ( چیزی از عذاب خدا را ) از وی دفع نکرد. [ نظرات / امتیازها ]
3) به زودی در آتشی زبانه دار درآید و در آن بسوزد. [ نظرات / امتیازها ]
4) و نیز زن او که هیزم کش است ( در آتش دوزخ درآید ) . [ نظرات / امتیازها ]
5) همان که در گردنش طنابی از لیف خرماست. ( غرض از این دو وصف این است که وی به کیفر آنکه در دنیا با طناب هیمه خار بر سر راه پیامبر می کشید و علیه پیامبر سخن چینی می کرد ، در دوزخ نیز طبق تجسم اعمال ، هیزم های درخت زقّوم را با زنجیرهای آتشین خواهد کشید. ) [ نظرات / امتیازها ]
 » آیت الله مکارم شیرازی
1) بریده باد هر دو دست ابو لهب ( و مرگ بر او باد ) ! [ نظرات / امتیازها ]
2) هرگز مال و ثروتش و آنچه را به دست آورد به حالش سودی نبخشید! [ نظرات / امتیازها ]
3) و بزودی وارد آتشی شعله ور و پرلهیب می شود [ نظرات / امتیازها ]
4) و ( نیز ) همسرش ، در حالی که هیزم کش ( دوزخ ) است ، [ نظرات / امتیازها ]
5) و در گردنش طنابی است از لیف خرما! [ نظرات / امتیازها ]
 » آیت‌الله موسوی همدانی (ترجمه‌المیزان)
1) بریده باد دو دست ابی لهب ( مرگ بر او باد ) . [ نظرات / امتیازها ]
2) مال وی و آنچه را به دست آورده دردی را از او دوا نکرد . [ نظرات / امتیازها ]
3) به زودی وارد آتشی شعله ور شود . [ نظرات / امتیازها ]
4) با زنش که بارکش هیزم است . [ نظرات / امتیازها ]
5) و طنابی تابیده ( از لیف خرما ) به گردن دارد . [ نظرات / امتیازها ]
 » استاد الهی قمشه‌ای
1) ابو لهب ( که دایم در پی آزار و دشمنی پیغمبر بود با تمام اقتدار و دارایی ) نابود شد و دو دستش ( که سنگ به رسول می افکند ) قطع گردید. [ نظرات / امتیازها ]
2) مال و ثروتی که اندوخت هیچ به کارش نیامد و از هلاکش نرهانید. [ نظرات / امتیازها ]
3) زود باشد که به دوزخ در آتشی شعله ور در افتد. [ نظرات / امتیازها ]
4) و نیز همسرش ( امّ جمیل خواهر ابو سفیان ) که هیزم آتش افروز دوزخ باشد. [ نظرات / امتیازها ]
5) در حالی که ( با ذلت و خواری ) طنابی از لیف خرما به گردن دارد. [ نظرات / امتیازها ]
 » استاد مهدی فولادوند
1) بریده باد دو دست ابو لهب ، و مرگ بر او باد. [ نظرات / امتیازها ]
2) دارایی او و آنچه اندوخت ، سودش نکرد. [ نظرات / امتیازها ]
3) بزودی در آتشی پُرزبانه درآید. [ نظرات / امتیازها ]
4) و زنش ، آن هیمه کش [ آتش فروز ] ، [ نظرات / امتیازها ]
5) بر گردنش طنابی از لیف خرماست. [ نظرات / امتیازها ]
 » جناب آقای صفوی (بر اساس المیزان)
1) دو دست ابولهب ناکارآمد باد ، و تلاش هایش بر ضدّ پیامبر بی اثر ، و خودش نیز برای همیشه تباه و از سعادت محروم باد ! [ نظرات / امتیازها ]
2) دارایی و دستاوردش او را از تباهی دور نساخت . [ نظرات / امتیازها ]
3) به زودی به آتشی زبانه دار درمی آید و برای همیشه در آن ماندگار خواهد بود . [ نظرات / امتیازها ]
4) و همسرش نیز به آن آتش درخواهد آمد در حالی که هیزم کش دوزخ است . [ نظرات / امتیازها ]
5) و بر گردنش طنابی از پوسته درخت است . [ نظرات / امتیازها ]
 » حجت الاسلام انصاریان
1) نابود باد قدرت ابولهب ، و نابود باد خودش [ نظرات / امتیازها ]
2) ثروتش و آنچه به دست آورده است چیزی [ از عذاب خدا ] را از او دفع نمی کند. [ نظرات / امتیازها ]
3) به زودی در آتشی زبانه دار درآید [ نظرات / امتیازها ]
4) و [ نیز ] همسرش که هیزم کش است [ در آتش زبانه دار در آید. ] [ نظرات / امتیازها ]
5) [ همان که ] بر گردنش طنابی تابیده از لیف خرماست. [ نظرات / امتیازها ]
  رضا محمدي تبار - رضا محمدی تبار
1) به نام خداوند جان و خرد. بریده و کوتاه باد دستان ابی لهب. [ نظرات / امتیازها ]
  محمد سجاد ابراهيمي - نرم افزار جامع التفاسیر
1) Perdition overtake both hands of Abu lahab, and he will perish [ نظرات / امتیازها ]
2) His wealth and what he earns will not avail him‏.‏ [ نظرات / امتیازها ]
3) He shall soon burn in fire that flames‏.‏ [ نظرات / امتیازها ]
4) And his wife, the bearer of fuel‏.‏ [ نظرات / امتیازها ]
5) Upon her neck a halter of strongly twisted rope‏.‏ [ نظرات / امتیازها ]
  علي رضا بلوري - مجتبوی
1) زیان‏کار - یا بریده - باد دو دست ابولهب - یعنى کردارش - و نابود باد خود او. [ نظرات / امتیازها ]
2) مالش و آنچه به دست آورده او را سود ندهد - عذاب را از او دفع نکند -. [ نظرات / امتیازها ]
3) زودا که بر آتشى زبانه‏دار درآید و بسوزد، [ نظرات / امتیازها ]
4) و زنش نیز که هیمه کش و آتشافروز باشد، [ نظرات / امتیازها ]
5) در گردنش ریسمانى است تابیده از لیف [خرما] - یا زنجیر آتشین دوزخ -. [ نظرات / امتیازها ]
  حاجيه تقي زاده فانيد - آلمانی آصف بولدرم
1) Zugrunde gehen sollen die Hände Abu Lahabs, und zugrunde gehen soll er (selbst)!
﴿١﴾
[ نظرات / امتیازها ]
2) Was nützt ihm sein Besitz und das, was er erworben hat?
﴿٢﴾
[ نظرات / امتیازها ]
3) Er wird einem Feuer voller Flammen ausgesetzt sein
﴿٣﴾
[ نظرات / امتیازها ]
4) und (auch) seine Frau, die Brennholzträgerin.
﴿٤﴾
[ نظرات / امتیازها ]
5) Um ihrem Hals ist ein Strick aus Palmfasern.
﴿٥﴾
[ نظرات / امتیازها ]
 » انگلیسی- حبیب شاکر
1) Perdition overtake both hands of Abu Lahab, and he will perish.
﴿١﴾
[ نظرات / امتیازها ]
2) His wealth and what he earns will not avail him.
﴿٢﴾
[ نظرات / امتیازها ]
3) He shall soon burn in fire that flames,
﴿٣﴾
[ نظرات / امتیازها ]
4) And his wife, the bearer of fuel,
﴿٤﴾
[ نظرات / امتیازها ]
5) Upon her neck a halter of strongly twisted rope.
﴿٥﴾
[ نظرات / امتیازها ]
 » بهرامپور
2) مال و دست آوردش او را بى‌نیاز نکرد [ نظرات / امتیازها ]
3) زودا که وارد آتشى شعله‌ور شود [ نظرات / امتیازها ]
4) زودا که وارد آتشى شعله‌ور شود [ نظرات / امتیازها ]
5) به گردنش ریسمانى از لیف خرما است [ نظرات / امتیازها ]
 » ترجعه آذری ziya bunyadov
1) Əbu Ləhəbin əlləri qurusun, qurudu da! (Və ya: Əbu Ləhəbin əlləri qurusun, o ölsün!)
﴿١﴾
[ نظرات / امتیازها ]
2) (Qiyamət günü) ona nə mal-dövləti fayda verəcək, nə də qazandığı (və ya: oğul-uşağı).
﴿٢﴾
[ نظرات / امتیازها ]
4) Onun odun daşıyan (Peyğəmbərlə düşmənçilik edən, adamlar arasında söz gəzdirən) övrəti də həmçinin!
﴿٤﴾
[ نظرات / امتیازها ]
5) Onun (övrətinin) boğazında xurma lifindən hörülmüş ip (və ya: yetmiş arşın uzunluğunda zəncir) olacaqdır!
﴿٥﴾
[ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه- اردو
1) ابو لہب کے ہاتھ ٹوٹ جائیں اور وہ ہلاک ہوجائے
﴿١﴾
[ نظرات / امتیازها ]
2) نہ اس کا مال ہی اس کے کام آیا اور نہ اس کا کمایا ہوا سامان ہی
﴿٢﴾
[ نظرات / امتیازها ]
3) وہ عنقریب بھڑکتی ہوئی آگ میں داخل ہو گا
﴿٣﴾
[ نظرات / امتیازها ]
4) اور اس کی بیوی جو لکڑی ڈھونے والی ہے
﴿٤﴾
[ نظرات / امتیازها ]
5) اس کی گردن میں بٹی ہوئی رسی بندھی ہوئی ہے
﴿٥﴾
[ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه- راهنما
1) زیان دیده باد دو دست ابولَهَب و هلاک باد خود او. [ نظرات / امتیازها ]
2) مال او و آنچه به دست آورد از او [خطرى را ]برطرف نساخت. [ نظرات / امتیازها ]
3) به زودى به آتش شعلهور خواهد سوخت. [ نظرات / امتیازها ]
4) و [نیز] زنش آن هیزم کش (آتش افروز). [ نظرات / امتیازها ]
5) [در دوزخ] در گردنش رَسَنى از چیزى سخت تافته خواهد بود. [ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه- سومالی محمد عبدالله
1) Waxaa khasaaray Gacmihii Abuulahab, halaagmayna.
﴿١﴾
[ نظرات / امتیازها ]
2) Waxna uma tarin Xoolihiisii iyo wuxuu kasbadayna.
﴿٢﴾
[ نظرات / امتیازها ]
3) Wuxuuna gali Naar Olal leh.
﴿٣﴾
[ نظرات / امتیازها ]
4) Haweenaydiisii Qoryaha xambaari jirtayna (waxay gali Naar).
﴿٤﴾
[ نظرات / امتیازها ]
5) Luqunteedana waxaa la yeeli Xadhig Liif ah.
﴿٥﴾
[ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه Hindi
1) अबु लहब के हाथ टूट जाएँ और वह ख़ुद सत्यानास हो जाए
﴿١﴾
[ نظرات / امتیازها ]
2) (आख़िर) न उसका माल ही उसके हाथ आया और (न) उसने कमाया
﴿٢﴾
[ نظرات / امتیازها ]
3) वह बहुत भड़कती हुई आग में दाख़िल होगा
﴿٣﴾
[ نظرات / امتیازها ]
4) और उसकी जोरू भी जो सर पर ईंधन उठाए फिरती है
﴿٤﴾
[ نظرات / امتیازها ]
5) और उसके गले में बटी हुई रस्सी बँधी है
﴿٥﴾
[ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه Italia
1) Periscano le mani di Abû Lahab, e perisca anche lui.
﴿١﴾
[ نظرات / امتیازها ]
2) Le sue ricchezze e i suoi figli non gli gioveranno.
﴿٢﴾
[ نظرات / امتیازها ]
3) Sarà bruciato nel Fuoco ardente,
﴿٣﴾
[ نظرات / امتیازها ]
4) assieme a sua moglie, la portatrice di legna,
﴿٤﴾
[ نظرات / امتیازها ]
5) che avrà al collo una corda di fibre di palma.
﴿٥﴾
[ نظرات / امتیازها ]
 » ترجمه Tajik
1) Дастҳои Абулаҳаб бурида бод ва ҳалок бар ӯ бод.
﴿١﴾
[ نظرات / امتیازها ]
2) Моли ӯ ва он чӣ ба даст оварда буд, ба ҳолаш суд накард.
﴿٢﴾
[ نظرات / امتیازها ]
3) Ба зудӣ ба оташе шӯълавар дарояд
﴿٣﴾
[ نظرات / امتیازها ]
4) ва занаш ҳезумкаш аст
﴿٤﴾
[ نظرات / امتیازها ]
5) ва бар гардан ресмоне аз лифи (пӯсти) хурмо дорад.
﴿٥﴾
[ نظرات / امتیازها ]